زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٧

 

فاطمه الزهرا

حقیقت این است که دشمنان اسلام و اهل بیت(ع) هرگز نخواسته‌اند ما زهرای اطهر(س) باشیم؛ وظیفه اصلی و اساسی ما این است که با آرمان‌های اصلی آن بزرگواران آشنا بشویم و در صراط آن‌ها قدم برداریم...

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

 

استاد نجم‌الدین طبسی استاد دانشگاه و مدرس سطوح عالی حوزه در ایران و خارج از کشور دارای تألیفات و مقالات بسیاری در زمینه مهدویت، فقه، مسائل مورد اختلاف بین مذاهب و خامس آل‌عبا(ع) هستند. نکته حائز اهمیت آن است که برخی از کتاب‌های ایشان به زبان‌های، عربی، انگلیسی و اردو ترجمه شده و تا به حال بیش از بیست مرتبه تجدید چاپ شده است. کتاب‌ها و مقالات تخصصی این استاد گرامی بارها به عنوان اثر برگزیده کشور، کتاب سال حوزه و کتاب سال ولایت منتخب شده است.
در حقیقت استاد نجم‌الدین طبسی را می‌توان از چهره‌های سرشناس بین المذاهب و ادیان دانست که در مناظرات و کرسی‌های آزاداندیشی شرکت فعال و پر ثمر داشته‌اند. کثرت تألیفات، مقالات و مناظرات استاد حاکی از سطح دانش و آگاهی ایشان در مسائل فقهی، بین‌المذاهب و مهدویت است. به علت تخصص استاد در مباحث مهدویت و شناخت واقع گرایانه ایشان از سبک زندگی در دوران آخر الزمان به سراغ ایشان رفتیم تا بحث و بررسی کنیم چگونه در شرایط سخت آخر الزمان می‌توان از سبک زندگی الگوی فاطمی بهره برد.

با توجه به این که حضرت زهرا(س) از سوی اهل بیت معصومین ملقب به بهترین زنان دو عالم هستند و از مقام عصمت و ولایت برخوردار هستند؛ چرا در جامعه امروزی توان الگو‌گیری از شخصیت و سیره زندگانی آن بزرگوار مبدل به امری سخت و ثقیل شده است؟ به دیگر بیان شاهد ایجاد شکاف و گسستی بزرگ میان الگوهای اسلامی همچون حضرت زهرا(س) و سبک زندگی در جامعه هستیم؟ ومعمولا الگوهای دینی در میان ذهنیت جامعه تبدیل به مسأله‌ای کلیشه‌ای شده‌اند؟
نخستین دلیل برای وجود چنین شکاف و گسستی را می‌توان در ضعف مبانی اعتقادی خود ما جست‌وجو کرد؛ اگر ایمان و اعتقاد ما نسبت به جایگاه و شأن اهل بیت پایین باشد منجر به همین مسأله می‌شود.
دومین دلیل و اصلی‌ترین آن عدم آشنایی، اطلاع و آگاهی از سیره آن بزرگواران است؛ راه حق وحقیقت روشن و آشکار است و در مقابل آن ظلمات قرار دارد؛ این به خود ما بستگی دارد که آیا به سوی روشنایی گام برداریم یا در مسیر تاریکی و ظلمات باشیم.
اما واقعیت این است که پیامبر اکرم(ص) اسوه حسنه هستند؛ یعنی ما باید در تمام ابعاد زندگی خویش از پیامبر الگو بگیریم. حضرت فاطمه زهرا(س) نیز پاره تن پیامبر است و هرکس حضرت زهرا(س) را الگو قرار دهد گویی پیامبر(ص) را الگوی خویش قرار داده است و سبب رستگاری و سعادت خویش را فراهم کرده است.
برخی مسأله اسوه بودن و الگو قرار گرفتن حضرت زهرا(س) را امری ناممکن می‌دانند و بیان می‌دارند در مسائلی از قبیل تربیت فرزند موقعیت و شرایط آنان با حضرت زهرا(س) یکسان و متشابه نیست و فرزندان ایشان معصوم، پاک و منزه بودند در حالی‌که فرزندان ما افرادی ساده و تحت تاثیر شرایط محیطی هستند.
بعضی دیگر وجود همسری معصوم برای حضرت زهرا(س) را امری می‌دانند که شرایط نامتشابهی را برای الگو‌گیری مهیا می‌کند بدان معنا که در ارتباط با همسر و زندگی زناشویی رعایت اخلاق با همسرانی که بدخلق هستند کاری سخت و دشوار است.
همه فرزندان حضرت زهرا(س) مانند حضرت زینب و ‌ام‌کلثوم(س) معصوم نبوده‌اند؛ دقت به این مفهوم لازم است که معنای عصمت چیست؟ آیا عصمت بدین معنا است که حضرت زهرا(س) و یا فرزندان بزرگوار ایشان نمی‌توانستند تخلف کنند؟ خیر
معنای عصمت آن است که سطح علم و آگاهی آنان به قدری بالا بوده است که مرتکب گناه نمی‌شدند و هر لحظه خود را در حضور پروردگار احساس می‌کردند.
حقیقت این است که دشمنان اسلام و اهل بیت(ع) هرگز نخواسته‌اند ما زهرای اطهر(س) باشیم؛ وظیفه اصلی و اساسی ما این است که با آرمان‌های اصلی آن بزرگواران آشنا بشویم و در صراط آن‌ها قدم برداریم.
برخی دفاع و حضور حضرت فاطمه صدیقه(س) از امیرالمومنین(ع) در جریانات بعد از سقیفه و غصب خلافت را نوعی اضطرار به شمار می‌آورند و معتقد هستند که حضور سیاسی آن بانوی بزرگوار در عرصه جامعه تنها متوقف به آن زمان بوده است و در نتیجه با حضور زنان در جامعه مخالف هستند اما برخی دیگر از تاریخ زندگانی حضرت زهرا(س) استنباطی دیگر دارند و حضور ایشان در عرصه اجتماع را فعال می‌دانستند؛ واقعیت تاریخی با کدام ادعا بیشتر سازگاری دارد؟
حضور سیاسی‌- اجتماعی حضرت زهرا(س) در عرصه جامعه تنها منحصر به مقابله با جریانات سقیفه نبوده است بلکه ایشان در زمان حضور در مکه از جان پیامبر نیز دفاع می‌کردند و حتی با دشمنان ایشان به مقابله می‌پرداختند.
چنانچه در تاریخ نقل است که در جنگ احد حضرت فاطمه زهرا(س) حضور فعالی داشتند که اولاً مسأله تهیه آب بود دوماً درمان زخمی‌ها بود که در این جنگ سر پیامبر به‌شدت خون می‌آمد که حضرت زهرا(س) حصیری را سوزاندند و بدین وسیله در صدد درمان پیامبر(ص) برآمدند. لازم است توجه کنیم جنگ احد همان جنگی بود که بسیاری از مسلمانان در آن پا به فرار گذاشتند.
در جنگ خندق نیز از وجود حبیبه رسول خدا در کتب تاریخی نیز نام برده شده که غذا و نان خود را برای پیامبر اکرم(ص) آوردند و ایشان فرمودند نزدیک سه روز است که هیچ نخورده‌ام.
حضور حضرت زهرا(س) در صحنه‌های سیاسی و نظامی در دفاع از اسلام بارز و آشکار است.

اما برخی از احادیث و روایات بر حضور زن در خانه تاکید به سزایی دارند و از حضور زنان در جامعه نهی کرده‌اند؛ برداشت شما از تاریخ زندگانی حضرت زهرا(س) آیا با این دسته از احادیث در تعارض است؟
احادیثی از قبیل این فرمایش امام معصوم که مسجد زن، گوشه خانه‌اش است با حضور اجتماعی زنان در جامعه منافات ندارد. حرف و بحث اصلی ما این است که زن نباید کالا باشد؛ مثلاً برای این که فروش آدامس کارخانه‌ای بالا برود از عکس و ابزار تبلیغاتی که مربوط به زنان است
استفاده کنند.
زنان در جامعه حضور داشته باشند اما نه به نحوی که مسائلی از قبیل تربیت فرزندان لطمه بخورد و در کنار آن هزاران مسئله دیگر به وجود بیاید.

بعد از تدفین شبانه حضرت زهرا(س) امام علی(ع) جمله‌ای تاثر برانگیز و قابل تامل دارند که می‌فرمایند: « از غم رفتن توهیچ شبی را نخواهم خوابید» بار معنایی و مفهومی این جمله که از زبان امام علی(ع) بیان شده است؛ چیست؟
بیان امام علی(ع) عمق مصیبت وارده را نشان می‌دهد؛ بدین معنا که شهادت حضرت زهرا(س) گویی مانند آن است که دوباره پیامبر اکرم(ص) وفات یافته‌اند.
فقدان پیامبر اکرم(ص) فاجعه و بار سنگینی بر دوش امیرالمومنین(ع) بود؛ حضرت زهرا(س) پاره تن پیامبر(ص) بودند و گویی حضور خود رسول الله در میان مردم بود. شهادت حضرت زهرا(س) برای امام علی(ع) تجدید شدن وفات دوباره پیامبر(ص) بود.

منبع: روزنامه ایران، شماره 5339 به تاریخ 24/1/92، صفحه 16 (سبک زندگی اسلامی)





کلمات کلیدی :سبک زندگی و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :آخرالزمان و کلمات کلیدی :عدالت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱۱

 حوزه هنری استان لرستان با هدف ترویج فرهنگ انتظار و گسترش فرهنگ دینی و اعتقادی به برگزاری مسابقه پیام کوتاه با عنوان «طلوع انتظار» اقدام کرده که آخرین مهلت شرکت در این مسابقه 12 تیرماه اعلام شده است.

 

به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا)، حوزه هنری استان لرستان با هدف ترویج فرهنگ انتظار و گسترش فرهنگ دینی و اعتقادی و همچنین اشاعه استفاده صحیح از وسایل ارتباطی نوین همچون تلفن همراه، اقدام به برگزاری مسابقه پیام کوتاه با عنوان «طلوع انتظار» کرده و آخرین مهلت شرکت در این مسابقه 12 تیرماه اعلام شده است.

هر شرکت کننده می‌تواند آثار خود را در دو بخش رباعی، دوبیتی و شعر سپید کوتاه ارسال کند. هر اثر باید به صورت یک پیامک مستقل به سامانه پیام کوتاه 3000253800 ارسال شود.

نام و نام‌خانوادگی و شهر مربوطه اثر به صورت یک پیام کوتاه مستقل دیگر لازم است ارسال شود. شرکت‌کنندگان همچنین می‌توانند آثار خود را به صورت کتبی و تایپ شده با ذکر مشخصات فردی از جمله نام و نام خانوادگی و همچنین شماره تلفن و نشانی محل سکونت به همراه کد پستی به نشانی این دبیرخانه ارسال کنند.

علاقه‌مندان به شرکت در این مسابقه می‌توانند برای هر بخش شعر حداکثر 15 اثر را ارائه دهند. هر فرد می‌تواند همزمان در هر دو بخش مسابقه شرکت کند، اما در صورت برگزیده شدن در دو بخش تنها به یک بخش جایزه تعلق خواهد گرفت.

آخرین مهلت شرکت در این مسابقه 12 تیرماه سال جاری اعلام شده است. در این مسابقه به برگزیدگان جوایزی اهدا خواهد شد.

علاقه‌مندان برای ارسال حضوری می‌توانند آثار خود را به دبیرخانه جشنواره به نشانی استان لرستان، خرم آباد، خیابان علوی، ساحلی دکتر حسابی، نبش آرش 6، روبه روی اداره آموزش پرورش لرستان ارسال کنند.





کلمات کلیدی :انتظار و کلمات کلیدی :طلوع انتظار و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۳

ا بعد از ظهور می فهمیم چقدر برای حسین(ع) کم کار کرده ایم! ا

امام زمان(عج) بعداز ظهور فریاد می زند: 'الا یا اهل العالم ان جدی الحسین قتلوه عطشانا.' آن زمان می فهمیم چقدر برای معرفی حسین(ع) به جهان کم کار کرده ایم . . .

 

خبرگزاری شبستان: اگر افراد قربانی ندهند تعلق خاطر به حیات آخرت پیدا نمی کنند. در واقع اگر می خواهی به آخرت ایمان بیاوری باید قربانی بدهی. با قربانی دادن پیوند با خدا برقرار می شود. متاسفانه دین حداقلی آفت زمانه ما شده است اگر می خواهی از دین بگویی باید همه آن را بگویی.

در دینداری باید نگاهمان را درست کنیم یا حاضر به دادن قربانی هستیم یا خیر!

اگر افراد قربانی ندهند تعلق خاطر به حیات آخرت پیدا نمی کنند. در واقع اگر می خواهی به آخرت ایمان بیاوری باید قربانی بدهی. با قربانی دادن پیوند با خدا برقرار می شود. متاسفانه دین حداقلی آفت زمانه ما شده است اگر می خواهی از دین بگویی باید همه آن را بگویی.

حجت الاسلام پناهیان گفت: پذیرش ولایت امر سهل و ساده ای نیست. خیلی ها محب حضرت علی(ع) بودند ولی ولایت او را قبول نداشتند. معاویه برای شهادت حضرت علی (ع) گریه کرد! این نشان می دهد که پذیرش ولایت چقدر مشکل است. اگر پذیرش ولایت امر ساده ای بود 1400 پیامبر پشت در امر ولایت متوقف نمی ماند.

 

عامل آسان شدن امر ولایت برای ما شیعیان این است که ولی خدا خودش قربانی شد. ولایت پذیری سخت است ولی چون ولی خدا قربانی شد، ولایت پذیری اش راحت می شود. امیرالمومنین(ع) بزرگ قربانی امر ولایت است. یکی از دلایل محبوبیت سید حسن نصرالله پدر شهید بودنش است چرا که مردم می فهمند که او در راه خدا قربانی داده است.

از پیامبر(ص) پرسیدند: شقی ترین فرد در طول تاریخ تا آن زمان چه کسی بود؟ پاسخ دادند: کسی که دلش آمد ناقه حضرت صالح(ع) را بکشد. بعد از ایشان پرسیدند شقی ترین فرد بعد از این چه کسی خواهد بود؟ فرمودند: آنکس که ضربه شمشیر به علی(ع) می زند.

در واقع شقی نیمه دوم تاریخ از شقی نیمه اول پیروی کرد. زمانی که امیرالمومنین(ع) را به شهادت رساندند شهادت فرزندان علی(ع) سهل شد.

در حادثه غدیر با معرفی امیرالمومنین، علی(ع) را به قربانگاه فرستادند به خاطر همین برای پیامبر سخت بود که او را معرفی کند. در داستان فرزندان آدم؛ هابیل فقط قربانی اش پذیرفته شد که قابیل او را به قتل رساند اگر خود او پذیرفته شده بود چه اتفاقی می افتاد؟

در غدیر خود حضرت علی(ع) پذیرفته شد و مردم با اینکه می دانستند، علی(ع) را به شهادت می رساند ولی باز به امیرالمومنین(ع) حسادت می کردند.

 

امام زمان ولایت خودشان را چگونه آسان می کنند؟!

امام زمان ولایت خودشان را چگونه آسان می کنند؟! با این جمله که من فرزند قربانی بزرگ حسین(ع) هستم.

حجت الاسلام پناهیان به تبیین وظیفه افراد در قبال نهضت امام حسین(ع) پرداخته و گفت: این وظیفه است که با اینترنت دریچه ای از حسین(ع) را در حد خودمان از اباعبدالله(ع) بر جهانیان باز کنیم. امام حسین(ع) واسطه بین ما و امیرالمومنین است. اباعبدالله موضوع شناخته شده ای برای ما نیست. ما بعد از ظهور می فهمیم چقدر برای حسین کم کار کرده ایم!

امام زمان(عج) بعداز ظهور فریاد می زند: "الا یا اهل العالم ان جدی الحسین قتلوه عطشانا." آن زمان می فهمیم چقدر برای معرفی حسین(ع) به جهان کم کار کرده ایم.

یک آه کشیدن برای حسین جهان را به آتش می کشد، به اندازه یک بال مگس اشک بریزی برای حسین بهشت بر تو واجب می شود. آن لحظه های نورانی که یاد اباعبدالله می کنیم آن لحظه ها فقط موجب سعادت ما خواهد شد.

به حضرت علی(ع) گفتند: فلانی خیلی به یاد شماست. امیرالمونین دعایشان کردند و فرمودند: "اللهم ارزقه شهاده فی سبیلک!" این گونه او قربانی راه علی شد.

روایت است که می فرمایند از عید غدیر بود که مصائب امت رسول الله آغاز شد از آنجا بود که شهادت اباعبدالله بسته شد.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدویت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۳

ا حرص به دنیا و کسب و کار در زنان آخرالزّمان ا

زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می‌کنند. نابسامانی اقتصادی در جهان به وقوع می‌پیوندد و زنان از این واقعه شوم در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آن‌ها خواهند خورد . . .

 

خبرگزاری شبستان: یکی از مسائلی که در حکومت‌های آخرالزّمان مطرح است، بنا بر اخباری که از معصومان(ع) وارد شده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی است. امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: ". . . و آن هنگامی است که زن‌ها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند."1
"هنگامی که زن‌ها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواسته آن‌ها عملی نگردد."2
امام صادق(ع) می‌فرمایند: "و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند."3

 

وضعیّت اقتصادی زنان در آخرالزمان
یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است. نابسامانی عظیم اقتصادی در سراسر جهان به وقوع می‌پیوندد و زنان از این واقعه شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آن‌ها خواهند خورد.
امام صادق(ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: "بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند."4
حضرت علی(ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: "زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می‌نمایند."5
امام علی(ع) می‌فرمایند: "ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند."

 

وضعیّت اجتماعی زنان در آخرالزّمان
1. عدم امنیّت برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار می‌شود، بی‌امنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آنچنان فراگیر می‌شود که کمتر کسی می‌تواند یا می‌خواهد از آن جلوگیری نماید."6
حضرت علی(ع) در این خصوص می‌فرمایند: "سفیانی درحالی که نیزه‌ای در دست دارد، زنی باردار دستگیر می‌نماید و به یکی از یارانش می‌گوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را می‌درد و جنینش را بیرون می‌آورد و هیچ کس نمی‌تواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد."7
2. هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعه‌ای مملوّ از فساد و بی‌بند و باری‌های اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان‌نما، آنچنان فراگیر می‌شود که حالت عادّی به خود می‌گیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده‌اند، بسیار زیاد است.
محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام باقر(ع) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(ع) فرمودند: "آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن‌ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان."8
امام صادق(ع) می‌فرمایند: "و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند."
و در حدیثی از امام صادق(ع) است که فرمودند: "... در آن زمان زنان را می‌بینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمه‌ای ندارند."9
امام علی(ع) می‌فرمایند: "ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند."10
3. افزایش زنان بی‌سرپرست: در آخرالزّمان وضعیّت به گونه‌ای است که بر اثر جنگ‌های پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری می‌یابد و به همین دلیل، زنان زیادی بی‌سرپرست می‌گردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد.
رسول خدا(ص) می‌فرمایند: "قیامت برپا نمی‌شود، مگر اینکه برای پنجاه زن یک سرپرست باشد."11
و در حدیث دیگری می‌فرمایند: "زمانی فرارسد که پنجاه زن با یک مرد رو به رو شده، یکی می‌گوید: ای بنده خدا مرا بخر و دیگری می‌گوید به من پناه ده."12
امام صادق(ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: "بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند."
با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسیده و وضعیّت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسیاری دیده می‌شود. امّا این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی‌توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد، زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و با ایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومی به شکل دیگری است.13

 

پی‌نوشت‌ها:
1. کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی پور، ج2، ص 761 به نقل از بشاره الاسلام، صص 41 و 44.
2. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص 259.
3. همان، ص 257.
4. همان.
5. لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 428.
6. سیّده ارغوان حیدری، «زن، انتظار، ظهور»، ماهنامه شمیم یاس، سال سوم، ش 8، آبان 1382، ص 8.
7. همان، ص 9. به نقل از مقدّسی شافعی سلمی، عقدالدرر، ص 409.
8. منتخب الاثر، ص 292.
9. بحارالانوار، ج52، صص 257 و 258.
10. منتخب الاثر، ص 426.
11. «زن، انتظار، ظهور»، همان، ص 9، به نقل از احمد بن حنبل، مسند، ج3، ص 120.
12. همان، به نقل از بحارالانوار، ج52، ص 250.
13. همان. 
منبع: عصر شیعه





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :آخرین منجی و کلمات کلیدی :علائم آخرالزمان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢۳

ا

رئیس پژوهشکده مهدویت و آینده‌پژوهی از برگزاری کنگره 'امام مهدی(عج) و آینده جهان'، با مشارکت حوزه های علمیه نجف و قم، در اسفند ماه سال جاری خبرداد.

 

به گزارش خبرگزاری شبستان، حجت‌الاسلام محمدتقی ربانی گفت: کنگره "امام مهدی(عج) و آینده جهان" در راستای نشر و ترویج معارف دینی به ویژه آموزه‌های وحیانی مکتب اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و بهره‌گیری از فرصت‌های زمانی و مکانی برای این امور متعالی، در عتبات عالیات برگزار می شود.
مسئول دبیرخانه کنگره "امام مهدی(عج) و آینده جهان" بااشاره به برگزاری این کنگره از سوی مراکز عملی و پژوهشی حوزه‌های علمیه نجف اشرف و قم، افزود: "آینده‌نگری و منجی گرایی در اسلام"، "انتظار و جامعه منتشر و آینده‌ساز"، "عصر ظهور و آینده روشن" و "جایگاه مهدویت در تمدن‌سازی و تعالی جامعه"، محورهای فراخوان مقاله این کنگره می‌باشد.


"آینده نگری و منجی‌گرایی در اسلام"
وی در تبیین ریز موضوعات محور "آینده نگری و منجی‌گرایی در اسلام" گفت: نگرش قرآنی به جامعه آرمانی مهدوی، وضعیت انسان و جوامع در آخرالزمان و وظایف ما در این زمینه، ‌مبانی معرفتی نگرش انسان معاصر به آینده، آینده بشریت و رابطه آن با موعودگرایی، نگاه ادیان به آینده جهان و تأثیرات آن بر زندگی معاصر، اندیشه نجات‌بخشی در اسلام و مؤلفه‌های وحدت بخش‌ آن، شناخت حضرت مهدی(عج) و تأثیر آن در آینده‌نگری مسلمانان، نقش امام در نظام آفرینش و فواید امام غایب در روایات از جمله موضوعات این محور فراخوان به شمار می رود.


حجت‌الاسلام ربانی همچنین ضرورت وجود منجی و هدایت الهی در منابع دینی،‌آینده پژوهی و کارکردهای آن در تبیین آموزه مهدویت، جامعه آرمانی مهدوی و تأثیر آن در چشم‌انداز‌های ملی و منطقه، آینده پژوهی و فتنه‌ها و آسیب‌های آخرالزمان و‌ زندگی انسان معاصر و تأثیرپذیری آن از اعتقاد به آینده جهان (با نگاه ادیان به آینده جهان را‌ از دیگر موضوعات محور"آینده نگری و منجی‌گرایی در اسلام" اعلام کرد.


وی ادامه داد: آرمان‌گرایی در اسلام و افق‌های روشن فراروی جوامع،‌ اندیشه مهدویت و نقش آن در آینده‌نگری مسلمانان و ارتباط آن با زندگی آینده مسلمانان (اندیشه مهدویت و فردای اسلامی)، آینده پژوهی و ترسیم چشم‌اندازهای مقتدرانه، آینده‌پژوهی و رسالت‌های ابلاغ دین؛ راهبردها و الگوها و... و نیز آینده پژوهی دینی؛ غفلت‌ها، فرصت‌سوزی‌ها و کاستی‌ها، از دیگر ریز موضوعات محور"آینده نگری و منجی‌گرایی در اسلام" می باشد.


"انتظار و جامعه منتظر و آینده‌ساز"
رئیس انجمن مهدویت حوزه علمیه قم در ادامه به تبیین محور "انتظار و جامعه منتظر و آینده‌ساز" پرداخت و خاطرنشان کرد:: در این محور می‌توان به ریز موضوعاتی چون وظایف بنیانی شیعیان در عصر غیبت در عرصه‌های ملی، فرا ملی و جهانی، نقش انتظار در زندگی مسلمانان از دیدگاه قرآن، آسیب‌شناسی جامعه منتظر، ویژگی‌ یاران حضرت مهدی(عج) از منظر قرآن و روایات، مؤلفه‌های رشد و تعالی معنوی در آموزه انتظار، جایگاه خانواده در نظام تربیتی انتظار، صبر و استقامت در فرهنگ انتظار و نیز انتظار و ‌انسجام حضور در عرصه‌های اجتماعی و دولت اسلامی اشاره کرد.
مسئول دبیرخانه کنگره "امام مهدی(عج) و آینده جهان" اضافه کرد: نقش انتظار در افزایش معویت‌گرایی، نقش انتظار در پرورش صالحان، انتظار و وظایف حوزه‌های علیمه در هدایت و رهبری جامعه منتظر، جامعه منتظر و پاسداشت اندیشه مهدویت، انتظار و حوزه‌های علمیه و حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)، انتظار پویا و بهره‌مندی از دستاوردهای آینده پژوهی، آینده سازی در پرتو انتظار پویا و انتظار و زمینه سازی ظهور حضرت مهدی(عج) از دیگر موضوعات محور "انتظار و جامعه منتظر و آینده‌ساز" می‌باشد.


محور "عصر ظهور و آینده‌روشن"
حجت‌الاسلام ربانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ریز موضوعات محور "عصر ظهور و آینده‌روشن"، گفت: نشانه‌های ظهور و جایگاه آن در آینده‌پژوهی، حکومت جهانی مهدوی و رسالت‌ها و اهداف، حکومت جهانی مهدوی و ویژگی‌ها و شاخصه‌ها، کرامت انسانی و حقوق بشر در عصر ظهور، نزول عیسی مسیح(ع) در عصر ظهور، مساجد کانون محوری فعالیت‌های فرهنگی در عصر ظهور، اخلاق و معنویت در جامعه جهانی مهدوی، کیفیت و رشد علوم و عقول در دوران بعد از ظهور، مفهوم و چیستی تجدید دین در عصر ظهور و جایگاه اقتصاد در حکومت اسلامی از جمله موضوعات فراخوان مقاله این محور را تشکیل می دهد.


وی همچنین جایگاه قرآن در عصر حکومت حضرت حضرت مهدی(عج)، نقش جوانان و زنان (از منظر روایات) در حکومت مهدوی،‌ گذر از جامعه کنونی به جامعه آرمانی در عصر ظهور، نقش رسانه‌ها در ساختار جامعه نوین ایده‌آل، مشارکت اجتماعی در حکومت مهدوی، امنیت اجتماعی در حکومت امام عصر(عج)، جایگاه عدالت اجتماعی در حکومت مهدوی از دیدگاه قرآن و حدیث، راه رسیدن به جامعه ایده‌آل مهدوی از نگاه قرآن و جایگاه عدالت اقتصادی در حکومت مهدوی از دیدگاه قرآن و حدیث را از دیگر موضوعات محور "عصر ظهور و آینده روشن" برشمرد.
رییس پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی ادامه داد: همچنین از دیگر موضوعات محور"عصرظهور و آینده روشن" می توان موضوعاتی چون ‌کارگزاران حضرت مهدی(عج) و ویژگی‌های آنان در روایات، اصول و رئوس برنامه‌های حکومتی حضرت مهدی(عج) در روایات، دین‌ و دین داری در عصر ظهور از نگاه روایات و نیز آثار و برکات ظهور مهدی(عج) از نگاه روایات اشاره کرد.


"جایگاه مهدویت در تمدن‌سازی و تعالی جامعه"
بنابرگزارش مرکز خبر حوزه، حجت الاسلام ربانی به محور چهارم این فراخوان اشاره کرد و گفت:‌ محور"جایگاه مهدویت در تمدن‌سازی و تعالی جامعه" ریز موضوعاتی کارکردهای فردی و اجتماعی باورداشت مهدویت، جامعه مطلوب بر اساس معیارها و شاخص‌های مطرح در مهدویت، مؤلفه‌های تمدنی اندیشه مهدویت، مصلحان دینی و نقش آنها در تحولات تاریخی و اجتماعی، شکل‌گیری تمدن اسلامی بر پایه اندیشه مهدویت، رابطه تمدن مهدوی با ظهور و سقوط تمد‌ن‌ها و مهدویت و فرهنگ کار و تلاش در جامعه اسلامی را شامل می شود.
رییس انجمن مهدویت حوزه علمیه قم، مهدویت و جایگاه آن در فرآیند تکاملی تاریخ و نیز جایگاه آینده پژوهی دین در رشد و تعالی جامعه منتظر را از دیگر ریزموضوعات محور "جایگاه مهدویت در تمدن‌سازی و تعالی جامعه" معرفی کرد.
 

10 دی ماه؛ آخرین فرصت ارسال مقالات
وی آخرین فرصت ارسال مقالات را 10 دی‌ماه جاری اعلام کرد و گفت: کنگره "امام مهدی(عج) و آینده جهان" اسفند‌ماه سال جاری در عتبات عالیات برگزار می شود.
حجت الاسلام ربانی بااشاره به این که دبیرخانه کنگره "امام مهدی(عج) و آینده جهان" در پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی واقع در قم، خیابان معلم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی واقع شده است، خاطرنشان کرد: محققین و پژوهشگران می‌توانند مقالات خود را به دبیرخانه و یا پست الکترونیکی imammahdi@isca.ac.ir ارسال کنند و یا برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره‌تلفن های‌ 7749972-0251 و 09109665074 تماس حاصل نمایند.
 





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :آخرالزمان و کلمات کلیدی :عدالت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٦

رسالتى که ازسوى خداوند براى مهدی(ع) تعیین شده، دگرگون ساختن همه جانبه گیتى است، به صورتى که همه افراد بشر از تاریکی هاى ستم وبیداد، به فروغ دادگرى راه یابند و . . .

 

خبرگزاری شبستان: پیروزى هر انقلات وهر فعالیت اجتماعى به یک سلسله شرایط و موقعیت هاى عینى وخارجى بستگى دارد که بدون فراهم شدن آن شرایط نمى تواند به هدفش برسد. اگر چه قسمتى از شرایط وموقعیت هاى انقلاب مهدى(عج) آسمانى وخدایى است وجنبه آسمانى دارد، اما اجراى کلى ماموریت وى، به گرد آمدن شرایط عینى وخارجى وابسته است.

همان گونه که آسمان چشم به راه ماند تا پنج قرن از جاهلیت بگذرد، وآنگاه نداى آخرین رسالت آسمانى را از سوى پیامبر اکرم(ص)  بشنود؛ این انتظار، یعنى اجراى برنامه الهى هم مستلزم تحقق موقعیت هاى عینى وخارجى است، یا عواملى است مانند محیط مساعد وفضاى عمومى مناسب ویا بعضى ویژگیهاى جزیى که جنبش دگرگونى بخش از لا به لاى پیچ وخم هاى جزیى، در جستجوى آن است.

سنت تغییر ناپذیر خداوند سبحان، بر این است که اجراى انقلاب اسلامى حضرت مهدى (عج) نیز به موقعیت هاى خارجى وپذیرنده اى که محیط مساعد وفضاى عمومى را براى درک وپذیرش انقلاب آماده مى سازد، وابسته باشد، وبه همین دلیل هم بود که اسلام پس از گذشت چندین سده از پایان یافتن کار انبیاى پیشین وایجاد خلأ تلخ چند صد ساله، ظاهر شد. خداوند با همه توانایى اش، در هموار ساختن تمامى مشکلات راه رسالت پیامبر، وایجاد محیط مساعد براى ابلاغ این رسالت، نخواست چنین شیوه اى را به کار گیرد، بلکه با ابتلا وآزمایش، که تکامل بخش انسانند کار کلى انقلاب الهى را به گونه اى طبیعى وبر بنیادها وعوامل اجتماعى صورت داد.

البته این ویژگى، مانع نیست که گه گاه، در پاره اى از جزئیات دخالت خداوندى، از راههاى غیر عادى انجام پذیرد، زیرا جزئیات در ساختن محیط مساعد نقش اساسى ندارد وفقط گاهى براى حرکت در محیط مناسب، لازمند، یارى هاى وتوجهات عینى اى که خداوند متعال در لحظات دشوار به رهبران الهى مى فرماید، از این گونه است، براى پاسدارى رسالت ابراهیم آتش نمرود را بر او سرد وسلامت مى کند، ودست آن مرد یهودى که با شمشیر بر بالاى سر پیامبر ایستاده، از حس مى افتد وتوانایى حرکت وتکان را گم مى کند، یا باد شدیدى مى وزد وپرده هاى دشمنان حق را که در روز خندق، مدینه را محاصره کرده اند، از بیخ وبن بر مى اندازد؛ وهراس در دل آنها مى افکند. اما همه ى اینها از یک سلسله امور جزئى وکم در لحظاتى قاطع، فراتر نمى رود، وباید پیش از این کمکها، زمینه وفضایى مساعد براى دگرگونى عمومى موجود باشد.

اکنون در پرتو همین مبانى، وهمساز با موقعیت هاى عینى وخارجى، موضع گیرى امام مهدى (ع) را، بررسى مى کنیم. مسلما انقلاب امام(ع) نیز، مانند هر دگرگونى اجتماعى دیگر، از جهت اجرا به موقعیت هاى اجتماعى بستگى دارد؛ که باید همساز با آن موقعیت هاى معین، پیش آید. زیرا حضرت مهدى (عج) خود را براى اقدامى اجتماعى ودر سطحى محدود، آماده نکرده، بلکه رسالتى که از سوى خداوند براى او تعیین شده، دگرگون ساختن همه جانبه گیتى مى باشد، به صورتى که همه افراد بشر از تاریکی هاى ستم وبیداد، به فروغ دادگرى راه یابند.

براى چنین دگرگونى بزرگى، تنها یک رهبر شایسته، کافى نیست، زیرا ویژگی هاى یک رهبر شایسته را پیامبر (ص) در همان روزگار سیاه در خویش داشت، بلکه علاوه بر رهبر شایسته، نیازمند یک محیط جهانى مساعد ویک فضاى عمومى مناسب نیز هست تا موقعیت هاى خارجى مطلوب را براى انجام انقلاب جهانى آماده سازد.

از دیدگاه انسانى که بنگریم، باید (احساس نابودى مداوم) در انسان متمدن ایجاد شود ویک انگیزه اساسى در درونش پدیدار گردد ورسالت دادگرانه مهدى (عج) را بپذیرد وتنها با تجربه هاى اجتماعى، مدنى وسیاسى گوناگون امکان دارد چنین احساسى در درون انسانها جاى گیرد، زیرا با تجربه مکتبها و... مى تواند بار گرانى از نقاط منفى به دوش خود بیابد ونیازمندی هاى او را به یارى جویى از سرشت پاک وجهان نهان آشکار سازد.

از دیدگاه مادى نیز، شرایط موجود، در زمان ظهور، براى انجام رسالت مهدى (عج)، بر تمامى جهان، باید آمادگى وتوانایى بیشترى داشته باشند، تا در روزگارى همچون زمان غیبت صغرى؛ زیرا که بخش هاى جهان به یکدیگر نزدیک شده، ارتباط وپیوند میان انسانها بهتر انجام مى گیرد. ارتباط وپیوندى که دستگاه رهبرى مرکزى، براى پرورش مردم، بر بنیاد رسالت؛ به آن نیاز دارد). (1)

پی نوشت ها:

(1) بحث حول المهدى، شهید آیه الله صدر، ص 75.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :امام حسین(ع) و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۸

ا تاکید امام زمان(عج) بر زیارت بقاع مشرفه ائمه اطهار(ع) ا

تاکید بر زیارت بقاع مشرفه ائمه اطهار(ع) و اولاد آنها و تعظیم و تکریمشان و زیارت صالحان و علما و تاکید بر احترام ذریه سادات ازجمله سفارش های امام زمان(عج) در ماجرای تشرف آیت الله مرعشی نجفی . . .

 

خبرگزاری شبستان: هفتم شهریور سالروز رحلت آیت الله مرعشی نجفی (قدس سرّه) است. به این بهانه مروری داریو به تشرف ایشان خدمت امام زمان(عج) که زبان ایشان نقل شده است. آیت الله مرعشی نجفی نقل کرده اند:
در زیارت عسکریین و در جاده منتهی به حرم سیّدمحمّد، راه را گم کردم و در اثر تشنگی و گرسنگی زیاد و وزش باد، در نیمه تابستان، از زندگی مایوس شده و غش کرده و بیهوش شده و روی زمین افتادم. پس از مدتی ناگهان چشم باز کرده و دیدم، سرم در دامن شخصی بزرگواری است. ایشان به من آب خوش گوارایی داد که مانندش را در شیرینی و گوارائی در مدت عمر نچشیده بودم. و بعد از سیراب کردنم، سفره اش را باز کرد (در میان سفره دو یا سه عدد نان بود) که از آن خوردم.
سپس این شخص که به لباس اعراب بود، فرمود(سیّد! در این نهر برو و بدن را شستشو نما)
گفتم: (برادر اینجا نهری نیست! نزدیک بود از تشنگی بمیرم، شما مرا نجات دادید). آن مرد عرب فرمود: (این آب گواراست.)، با گفته او نگاه کرده، دیدم نهر آب باصفایی است. تعجب کرده با خود گفتم: (این نهر نزدیک من بود، درحالی که می خواستم از تشنگی بمیرم؟!)
در ادامه فرمودند: (ای سیّد! قصد کجا داری؟)
گفتم (حرم مطهر سیّدمحمّد(ع))
فرمود: (این حرم سیّدمحمّد است). نگاه کرده دیدم، در زیر بقعه سیّدمحمّد(ع) قرار داریم و درحال آنکه من در قادسیه گم شده بودم و مسافت زیادی بین آنجا و بقعه سیّدمحمّد (ع) است.
از فوائدی که از مذاکره با آن عرب در این فرصت نصیبم شد، اینهاست:
1- تاکید بر تلاوت قرآن، و انکار شدید بر کسی که قائل به تحریف قرآن است.
2- تاکید بر نهادن عقیقی که نام های مقدسه چهارده معصوم (ع) بر آن نقش بسته شده، در زیر زبان میّت.
3- ناکید بر احترام بر پدر و مادر (زنده باشند یا مرده)
4- تاکید بر زیارت بقاع مشرفه ائمه(ع) و اولاد آنها و تعظیم و تکریمشان و زیارت صالحان و علما.
5- تاکید بر احترام ذریه سادات.
و به من فرمودند: (قدر خود را به خاطر انتساب به اهل بیت(ع) بدان و شکر این نعمت را که موجب سعادت و افتخار زیاد است، به جای آور).
6- تاکید بر خواندن قرآن و نمازشب. و فرمودند (ای سیّد! تاسف بر اهل علمی که عقیده شان انتساب به ماست، ولکن این اعمال را ادامه نمی دهند).
7- تاکید بر تسبیح فاطمه زهرا(س).
8- تاکید بر زیارت سیّدالشهداء(ع) (از دور و نزدیک)
9- تاکید بر حفظ خطبه شقشقیه امیرالمومنین(ع) و خطبه علیا مخدره زینب کبری(س) در مجلس یزید.
به هرحال به ذهنم خطور نکرد که این آقا کیست؟! مگر آنگاه که از نظرم غایب شد.
وصیت نامه الهی اخلاقی مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(قدس سره)





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :تشرف و کلمات کلیدی :امام زمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٧

زمانى که حضرت حجت (عج) ظهور کند، به عدالت حکم مى‌کند و کسى نمى‌تواند به دیگرى جور و ستم روا دارد و راه‌ها به وسیله او امن مى‌گردد.

 

خبرگزاری شبستان: زمین برکاتش را براى استفاده مردم خارج مى‌کند و امور را به دست اهلش مى‌سپارد و هیچ دینى غیر از اسلام باقى نمى‌ماند و همه به اسلام گرایش پیدا مى‌کنند.

"اذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فى ایّامه الجور و امنت به السبل و اخرجت الارض برکاتها و ردّ کل حق الى اهله و لم یبق اهل دین حتّى یظهر الاسلام و یعترفوا بالایمان."(1) زمانى که حضرت حجت(عج) ظهور کند به عدالت حکم مى کند و کسى نمى تواند به دیگرى جور و ستم روا دارد و راه ها به وسیله او امن مى گردد زمین برکاتش را براى استفاده مردم خارج مى کند و امور را به دست اهلش مى سپارد و هیچ دینى غیر از اسلام باقى نمى ماند و همه به اسلام گرایش پیدا مى کنند.

 

شرح:
حکومت عادلانه و رفع ظلم و جور:
«اذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فى ایّامه الجور» نقطه مقابل عدل، ظلم است نه جور، و قسط نقطه مقابل جور است. فرق بین عدل و قسط این است که عدالت یعنى حقّ دیگرى گرفته نشود و قسط این است که بین افراد تبعیض نشود، پس ظلم به نفع خویشتن گرفتن و جور حقّ کسى را به دیگرى دادن است. به عنوان مثال، یک وقت خانه زید را براى خودم مى گیرم، که این ظلم است و یک وقت خانه او را مى گیرم و به دیگرى مى دهم که این جور است. نقطه مقابل این است که خانه زید را نمى گیرم براى خودم که این عدل است و اگر به کسى هم ندهم این قسط است، پس قسط عدم تبعیض و عدل عدم ظلم است.
امنیت راه ها: "و امنت به السبل" راه ها به وسیله او امن مى شود.

شکوفایى طبیعت: "و اخرجت الارض برکاتها" زمین برکاتش را خارج مى کند چه برکات کشاورزى و چه معادن و چه نیروهاى دیگرى که براى ما مخفى است.

زمانى که حضرت حجت(عج) ظهور کند به عدالت حکم مى کند و کسى نمى تواند به دیگرى جور و ستم روا دارد و راه ها به وسیله او امن مى گردد زمین برکاتش را براى استفاده مردم خارج مى کند و امور را به دست اهلش مى سپارد و هیچ دینى غیر از اسلام باقى نمى ماند و همه به اسلام گرایش پیدا مى کنند.

سپردن امور به اهل خبره: "و رُدّ کلّ حقّ الى اهله" کارها را به اهلش مى سپارند به خلاف زمان ما که بسیارى از کارها به دست نااهلان است چرا که رابطه ها بر ضابطه ها مقدّم شده است.

حاکمیّت دین اسلام: "ولم یبق اهل دین حتّى یظهر الاسلام" هیچ دینى باقى نمى ماند و همه ادیان دین واحد مى شوند و آن همانا اسلام است.

گرایش قلبى به اسلام: "و یعترفوا بالایمان" که دو معنى دارد ممکن است یا اشاره به این باشد که همه تابع مکتب اهل بیت مى شوند و یا اشاره به این باشد که علاوه بر این که در ظاهر ایمان دارند در باطن هم مؤمن هستند.

فرق بین ایمان و اسلام در روایات آمده است، بعضى از روایات مى گویند اسلام آن چیزى است که اگر شخص آن را اظهار بدارد جانش محفوظ و ذبیحه اش حلال است و ایمان آن چیزى است که مایه نجات او در قیامت است. در بعضى از روایات داریم که اسلام مانند مسجدالحرام و ایمان مانند کعبه است. احتمال دارد که این عبارت اشاره به آیه اى باشد که مى فرماید: قالت الاعراب آمنّا...(2)

رئوس کارهایى که آن حضرت انجام مى دهد و از روایات استفاده مى شود در چهار محور خلاصه مى شود:

اصلاح عقائد: "ما على ظهر الارض بیت حجر و مدر الاّ ادخله الله کلمة الاسلام" (3) در تمام روى زمین خانه هاى سنگى براى ثروتمندان و خانه هاى گِلى فقرا و چادرها باقى نمى ماند جز این که کلمه «لا اله الاّ الله» در آنها خواهد بود و شرک برچیده خواهد شد.

کسانى که مى خواهند از اعوان آن حضرت باشند باید در این چهار محور کار کنند و کسى که هیچ یک از این امور را ندارد و دعا کند که از اعوان او باشد، این دعا دور از اجابت است.

تکامل عقول: جهش علمى و عقلانى پیدا مى شود مرحوم علاّمه مجلسى چنین مى فرمایند:
اذا قام قائمنا وضع یده على رئوس العباد (شاید منظور ایشان این باشد که مردم تحت تربیت او قرار مى گیرند) فجمع بها عقولهم و کملت بها احلامهم (اندیشه ها و خردهاى آنها کامل مى شود).(4)

عدل و داد: در روایات متعدّد آمده است که یملأ الارض عدلا و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً.(5)
اصلاح اخلاق: از بین بردن مفاسد اخلاقى و زنده کردن ارزش هاى اسلامى که این را از روایات علائم آخرالزمان استفاده مى کنیم، روایاتى که مى گوید قبل از قیام قائم انحرافات اخلاقى مثل زنا، سرقت، رشوه خوارى، کم فروشى، شراب خوارى، خون بى گناهان را ریختن زیاد مى شود و معنایش این است که مهدى(عج) قیام مى کند تا اینها را از بین ببرد یعنى نظام ارزشى به طور کلّى مختل شده و حضرت مهدى(عج) نظام ارزشى را درست مى کند.

حضرت مهدى(عج) داراى لشکر و سپاه و اعوان و انصار است همچنان که در ادعیه آمده است:
واجعلنى من شیعته و اتباعه و انصاره و یا در بعضى از روایات آمده است که: والمجاهدین بین یدیه، کسانى که مى خواهند از اعوان آن حضرت باشند باید در این چهار محور کار کنند و کسى که هیچ یک از این امور را ندارد و دعا کند که از اعوان او باشد، این دعا دور از اجابت است.


اللّهم اجعلنى من اعوانه و انصاره و اتباعه و شیعته و المجاهدین بین یدیه.

پی نوشت:
1- بحارالانوار، ج 52، ص 338.
2- آیه 14، سوره حجرات.
3- تفسیر قرطبى، ج 12، ص 300.
4- بحارالانوار، ج 52، ص 328.
5- بحارالانوار، ج 14، ص 33.





کلمات کلیدی :آخرالزمان و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :عدالت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٦

عقل بدیهى حکم مى‏کند که اگر فرد مصلحى با زحمات توان فرساى خویش در طول سالیان دراز، طرحى را پیاده کرده و روش جدیدى را براى جامعه بشرى ابداع نموده است، طبعاً باید براى بقاء و استمرار طرح چاره اندیشى کند.

 

عقل بدیهى حکم مى‏کند که اگر فرد مصلحى با زحمات توان فرساى خویش در طول سالیان دراز، طرحى را پیاده کرده و روش جدیدى را براى جامعه بشرى ابداع نموده، طبعاً باید براى بقاء و استمرار طرح و روش خویش بلکه رشد و بالندگى آن نیز چاره اندیشى کند، هرگز عقل سلیم نمى‏پذیرد که شخص با زحمات بسیار، بنائى را تأسیس کند ولى براى حفظ آن از خطرات آینده هیچ نوع پیشگیرى به عمل نیاورد و متولّى و مسئولى را براى حفظ آن بنا معرفى نکند.


پیامبر اکرم(ص) بزرگترین شخصیت جهان بشریت است، با آوردن شریعت خود، تحوّلى عظیم در اجتماع بشرى ایجاد کرد و تمدّنى کاملًا نو را پى‏ریزى نمود. تعالیم حیات بخشى را به‏عنوان یک شریعت جاودانه به بشر عرضه کرد و با صراحت خود را آخرین پیامبران معرفى نمود. احکام شریعت خود را از اصول و فروع و حلال و حرام تا قیامت برقرار و غیرقابل تغییر دانست.
بنابراین هرگز معقول نیست که ایشان شریعتى ابدى را پایه گذارى کند ولى براى رهبرى آن پس از خود، و حفظ و حراست آن در تمام اعصار فکرى نکرده باشد.


پیامبرى که از بیان کوچکترین مسئله در زمینه سعادت بشر دریغ نکرده است، چگونه معقول است براى شریعتى جهانى و ابدى فردى را معین نکند که متولّى این شریعت باشد و در موقع لزوم و یا فراهم آمدن شرائط، آن شریعت را به جهانیان ارائه دهد. این استدلال زیبا و روشن از کتاب منشور عقاید امامیه تالیف کارشناس مسائل کلامى در عصر حاضر، آیت اللَّه سبحانى (مدظله العالى) اقتباس شده است.
منافع وجودى بسیارى از مخلوقات مربوط به انسان است. هدف از خلقت انسان که موجود برتر است؟ براى وصول به کمال است. مکتب‏هاى سرمایه‏دارى و کمونیسم و تارکان دنیا نمى‏توانند وى را به سعادت و کمال برسانند، بلکه تنها حجت خدا که مى‏تواند انسان را به قلّه رفیع کمال خویش برساند.


علامه طباطبائی(ره) براساس هدایت عامه و اینکه حرکت هر موجود به‏سوى کمال خویش وجوب وجود حجت الهی را لازم می شمارند. دکتر کربن در ویژگى مذهب تشیع و عدم انقطاع واسطه فیض بین خالق و مخلوق باور دارند که هرگز معقول نیست یک فرد مصلحى با زحمات فراوان تحوّلى ایجاد کند ولى در فکر عامل نگهدارنده او نبوده باشد.
مسئله مهمی که ما را به وجوب وجود حجت الهی در هر زمان رهنمون می سازد، عامل بقای هدایت بشریت است. خداوند بشریت و عالم را هستی بخشید تا به آگاهی و اختیار خویش به سوی کمال و خیر گام بردارد. هدایت عامه و شریعت انبیاء و اقدامات و از خودگذشتگی های مصلحان همه و همه نشان می دهد، قافله مومنین بدون رهبر و پیشوا نیست و این قافله باید در نهایت با هدایت مصلحی جهانی به یر منزل مقصود برسد.


وجود یک انسان کامل و حجت خدا که واسطه بین خالق و مخلوق باشد و از دین و شریعت اصیل وناب حفاظت نماید، از طرق مختلف قابل اثبات است. به حکم عقل، خلقت عالم بدون وجود حجّت الهى کارى عبث و بیهوده است.


در قرآن آیات بسیاری داریم که یا به مسئله امامت و رهبرى اهل‏بیت(ع) مربوط مى‏شود و یا به عظمت و فضائل آنان اشاره مى کند تا از این طریق، شخصیت‏هاى ممتاز جهان اسلام را به امت اسلامى معرفى نماید. قرآن مى‏فرماید: "إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً" "احزاب: 33"خداوند مى‏خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد.
"وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ" (1)" پیش از تو، جز مردانى که به آنها وحى مى کردیم، نفرستادیم اگر نمى‏دانید از آگاهان بپرسید.
"یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ" (2) "اى کسانى که ایمان آورده‏اید از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و با صادقین باشید."
"فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ" (3) "هرگاه بعد از علم و دانشى که به تو رسیده، افرادى با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیائید ما فرزندان خود را دعوت کنیم و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را شما هم زنان خود را ما، نفوس خود را شما نیز نفوس خود را دعوت نمائید، آنگاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم."
"أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدى‏ فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ" (4) "آیا کسى که به‏سوى حق هدایت مى‏کند براى پیروى شایسته‏تر است، یا آن کسى که خود هدایت نمى‏شود، مگر هدایتش کنند؟ شما را چه مى‏شود، چگونه داورى مى‏کنید؟» و ده‏ها آیه دیگر که در جاى خود مطرح شده و پیرامون آنها توضیحاتى داده شده.
 

بررسی شان نزول و فلسفه این آیات در این نوشتار نمی گنجد، اما بر اهل فن پوشیده نیست که این آیات و آیات مشابه صفات و ویژگی رهبران و حجت هایی را بیان می کند که سرانجام رهبری دولت عدل و داد را به حجت نهائی خواهند رساند.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :رهبری و کلمات کلیدی :وظایف منتظران




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۸

ادعای سفارت و نیابت امام(ع) یکی از بدترین و خطرناک‌ترین فتنه‌ها در دوران غیبت کبری است و این مشکل به گونه‌ای است که ثابت کردن دروغ‌گویی اینها برای اشخاص ساده دل و کم‌خرد، بسیار دشوار است . . .

 

در دوران اخیر ما شاهد برخی ادعاهای دروغین در محافل عمومی شیعیان هستیم؛ در این میان، برخی ادعا می‌کنند که با امام مهدی(ع) در ارتباط هستند و به دستور ایشان تبلیغ می‌کنند. ازسوی دیگر محافل اهل تسنن نیز خالی از چنین ادعاهایی نیست و در بسیاری از کشورهای اسلامی، برخی ادعا می‌کنند که خود مهدی موعود(ع) هستند، حتی برخی پا از حدود، مرزها و خطوط قرمز فراتر نهاده و ادعای پیامبری کرده‌اند. با مطالعه تاریخ اسلام، درمی‌یابیم که این پدیده جدیدی نیست، بلکه در طول تاریخ، افراد زیادی چنین ادعاهایی داشته‌اند.

 

اعمال، رفتار و کردار مدعیان جدید درحال حاضر، شناخته شده و بسیار شبیه به اعمال و رفتار و کردار مدعیان گذشته است، ولی این مسئله در حال حاضر، بسیار خطرناک‌تر است؛ زیرا اکنون ما در دورانی به سر می‌بریم که پیشرفت و گسترش علم، مرزهای زمانی و مکانی را در هم شکسته و همه، منادی گشودن درها به روی عقل و حاکم کردن آن در تمام امور و به طور کلی منادی عقل‌گرایی شده‌اند. علل و انگیزه‌های چنین ادعاهایی در سال‌های اخیر، در شرایط سیاسی، دینی و اجتماعی جوامع اسلامی نهفته است، این شرایط، جو و محیطی مساعد برای طرح این افکار و عقاید و اندیشه‌های حامی این یاوه‌گویی‌ها را به وجود آورده است، افزون بر این، ما شاهد نوعی خلأ دینی و کمبود عناصر فرهنگی و فکری و وجود تناقض در روش‌های تربیتی و دینی هستیم که همه اینها، باعث شایع شدن چنین ادعاها، مهملات و یاوه‌گویی‌هایی شده است.این پدیده ناساز و ناهمخوان که تأثیر روانی و فکری زیان‌بخشی بر جامعه گذاشته، در حقیقت، تکرار همان ادعاهای گذشته است که در طول تاریخ، روی داده است. برخی اشخاص ـ از زمان‌های دور تاکنون ـ در جامعه اسلامی لباس شخصیت شریف مهدی موعود(ع) را بر تن کرده و خود را پرچمدار برخی اعمال و رفتار قهرمانانه که ایشان پس از ظهور مبارکشان آنها را انجام می‌دهند، اعلام نموده‌اند، این پدیده با گذشت زمان به کرات تکرار شده و پس از مدتی از بین رفته است، تا اینکه اکنون به صورت یک مشکل جدّی در آمده که اندیشه اسلامی در دوران ما با آن مواجه است.

 

هر از چند گاهی اخباری می‌شنویم، حاکی از آنکه برخی اشخاص در جامعه خود ادعای مهدویّت کرده‌اند یا خود را ازجمله نمایندگانی می‌دانند که امام، ایشان را به عنوان واسطه تعیین فرموده است یا ادعا می‌کنند که امام مهدی(ع) در خواب یا رؤیا برای آنها تجلی کرده و آنها ایشان را زیارت کرده‌اند. برخی نیز ادعای پیامبری می‌کنند و می‌گویند: خداوند بلندمرتبه، به آنها برای هدایت و نجات بشریت از ستم، مأموریت داده است، ولی مدت زیادی طول نمی‌کشد که همه این ادعاها، در همان محیط از بین می‌رود و اثری از آن باقی نمی‌ماند. هر از چند گاهی، شاهد برخی "مهدی‌های دروغین" یا مدعیان پیامبری در جوامع اسلامی هستیم که باعث ایجاد غوغا و سر و صدای زیادی می‌شود، ولی اندک زمانی بعد، آن دعوت‌ها و ادعاها، با شکست مفتضحانه و سختی مواجه می‌شوند.

حقیقت این است که یکی از انگیزه‌ها و علل پیدایش چنین ادعاهایی، شرایط اجتماعی و روانی بد مردم است (زیادی شکست‌ها و ناکامی‌ها) موضوعی که در این میان بسیار خطرناک است، این است که این ادعاهای دروغین پیوسته تکرار می‌شود و آن مهدی‌های دروغین، هربار از محقّق ساختن اهداف خود، ناکام می‌مانند و با شکست مواجه می‌شوند و این شکست‌های پی‌درپی، به نوعی باعث گریز و بیزاری مردم، هم از نظر روانی و هم از نظر عقلی، از آن مهدی موعود واقعی و اصلی می‌شود که در آخرالزّمان ظهور می‌کند و عدالت و داد را در همه‌جا می‌گستراند. البته بعید نیست که دست برخی کسانی که از گسترش اندیشه اصیل و عدالت مهدویت در هراسند، پشت پرده باشد و آنها باشند که مردم را تشویق به چنین ادعاهایی می‌کنند تا از آن در جهت منافع خود، بهره‌برداری نمایند و البته همه اینها، به خاطر به وجود آوردن موضع‌گیری‌های عقلی و گرایش‌های روانی ضدّ این نظریه درست و گریزان کردن مردم از آن اصل واقعی و درست است.

 

ما در این مباحث، با جزئیات این پدیده آشنا خواهیم شد و پس از آن جداگانه به بحث و بررسی در مورد هر یک از این ادعاها (ادعای نمایندگی امام مهدی(ع) و ادعای نبوت) خواهیم پرداخت تا این مسئله به خوبی روشن شود و میزان خطرناک بودن این مشکل و میزان تأثیرگذاری آن آشکار شود.

 

ادعای نمایندگی از طرف امام مهدی(ع)

گروهی از این مدّعیان، که ادعای ارتباط داشتن با امام مهدی(ع) می‌کنند و پا را از این هم فراتر نهاده ادعای بابیّت امام را دارند. منظور از ادعای بابیّت، این است که برخی ادعا می‌کنند که باب1 امام مهدی‌(ع) هستند، حال یا با ادعای سفارت همانند چهار نایب و سفیر امام(عج) در دوران غیبت صغری یا نیابت یا وکالت از ایشان و اموری مانند این. برخی چنین ادعا می‌کنند که هر زمان بخواهند، ایشان را می‌بینند و نامه‌ها را به ایشان می‌رسانند و پیام‌های ایشان را نیز به مردم می‌رسانند یا می‌گویند که با باب‌های امام(ع) در ارتباط هستند. ما در این بخش، با ادعاهایی که اخیراً در بحرین و عراق گسترش یافته، تا حدّ امکان با ذکر جزئیات آن، آشنا می‌شویم، اما پیش از آن چند نمونه و مثال تاریخی می‌آوریم تا حقیقت آن روشن شود. کسانی که ادعای ارتباط با امام مهدی(ع) را دارند، ادعا می‌کنند که باب امام(ع) هستند؛ یعنی هر کس چیزی را از امام(ع) می‌خواهد یا حاجتی دارد، باید به اینها مراجعه کند و آنها نیز به نوبه خود، آن درخواست‌ها را به امام(ع) می‌رسانند. در طول غیبت کبری، اشخاص زیادی به صورت پی‌درپی و به اشکال و گونه‌های متفاوت و به نام‌های مختلف، ادعای نمایندگی و نیابت خاص(سفارت) از جانب امام(ع) داشتند و این گونه طبقات مختلف مردم را فریب می‌دادند، برخی از آنها ادعا می‌کردند که مشرّف به دیدار حضرت حجّت(ع) شده‌اند و تظاهر به تقوا و پرهیزکاری و رسیدن به مقام "ابدال" و "اوتاد" می‌کردند و برخی نیز ادعا می‌کردند که ایشان را در خواب و عالم رؤیا مشاهده کرده‌اند و برخی نیز با جادو، نیرنگ و شعبده‌بازی و جلوه دادن آن به عنوان معجزه و کشف و کرامات، چنین ادعاهایی داشتند و برخی دیگر نیز مدعی ارتباط با ایشان از طریق نامه و نوشته‌ها بودند تا اینکه کار به جایی رسید که برخی ادعا کردند که خود امام مهدی(ع) هستند.

 

ادعای سفارت و نیابت امام(ع) یکی از بدترین و خطرناک‌ترین فتنه‌ها در دوران غیبت کبری است و این مشکل به گونه‌ای است که ثابت کردن دروغ‌گویی اینها برای اشخاص ساده دل و کم‌خرد، بسیار دشوار است، زیرا این مدعیان، از برخی اصطلاحات فریب‌دهنده مانند ادعای مشرف شدن به دیدار حضرت حجّت و ادعای عنایت و توجه خاص امام به اینها و... استفاده می‌کنند و همین باعث فریب‌خوردن ساده‌دلان می‌شود و اکثر اوقات این مدعیان در لباس اشخاص پارسا و عابد و اهل سیر و سلوک ظاهر می‌شوند و اعمال و رفتار صوفیانه دارند و می‌گویند. این اعمال ازجمله سنّت‌ها و مستحبات است و اظهار می‌دارند که خداوند به آنها کشف و کرامات و معجزاتی عطا کرده است و با برخورد با آنها، این‌گونه به نظر می‌آید که آنها، ازجمله اوتاد و ابدال هستند، زیرا به ظاهر شباهت زیادی یا اولیای خداوند و بندگان صالح او دارند.

 

این گونه اشخاص، گاهی اوقات از جادو و شعبده‌بازی استفاده می‌کنند تا به مردم ثابت کنند که دارای کشف و کرامات و مکاشفات‌اند و از امور غیبی و رؤیاهای صادقانه و خواب‌های خود، بسیار سخن می‌گویند و برخی از اشخاص ساده دل و ضعیف‌النفس، ممکن است آنها را اشخاصی روحانی تصور کنند. این در حالی است که این افراد، هیچ گونه حقانیتّی ندارند و البته احوال و نیرنگ اینها، بر اهل علم و بصیرت پوشیده و پنهان نیست، بلکه آنان، حقیقت این‌گونه اشخاص را به خوبی دریافته‌اند. اکثر این ادعاهای دروغین، با ادعاهای سفارت (بابیّت) امام مهدی(ع) آغاز می‌شود و پس از آن به ادعای پیامبری می‌رسد و در پایان به ادعای خداوندی ختم می‌شود، "حسین بن منصور حلاج" یکی از نمونه‌های آن بود.حسین بن منصور حلاج، در ابتدا ادعای بابیّت، سپس ادعای مهدویت و بعد ادعای پیامبری و در پایان، ادعای خداوندی کرد و در پایان سال 309 ق. در زمان غیبت صغری، در آتش سوزانده شد.

 

"علی محمد شیرازی" معروف به باب نیز یکی دیگر از این اشخاص بود. او در سال 1235 ق. در شیراز به دنیا آمد. وی در ابتدا ادعا می‌کرد که باب مهدی موعود(ع) است. پس از مدتی مدعی شد که خود مهدی موعود(ع) است و زمانی که مشاهده کرد اشخاص نادان و احمق زیادی دور او جمع شده‌اند، ادعای خداوندی کرد. کتاب او به نام البیان بهترین دلیل برای اثبات کفر او است. علمای دینی زمان او، فتوای کافر بودن او را صادر کردند و دستور قتل او را دادند و حکم اعدام او و یکی از پیروانش در تبریز به اجرا درآمد و در آن شهر تیرباران شد و جسد آن دو در چاهی انداخته شد. حکم اعدام در بامداد دوشنبه 27 شعبان سال 1265ق به اجرا درآمد و پس از اعدام، مشخص شد که مزدوران روسیه او را تشویق می‌کردند که چنین دروغ‌ها و یاوه‌هایی را بر زبان آورد و آنها او را در این راه یاری می‌دادند. علما، پس از آن فتوای کافر بودن پیروان بهایی او را نیز صادر کردند و آنها را نجس دانستند و ازدواج با آنها را حرام اعلام نمودند.

 

شیخ طوسی در کتاب الغیبة، در یک باب جداگانه به نام‌های برخی از منحرفان اشاره می‌کند که به دروغ ادعای بابیّت2 (نیابت یا سفارت امام) کرده‌اند.

او در این باب، از اشخاص زیر نام برده است:

1. حسن معروف به شریعی؛

2. محمد بن نصیر نمیری؛

3. احمد بن هلال کرخی؛

4. ابوطاهر محمدبن علی‌بن بلال؛

5. حسین‌بن منصور حلاج؛

6. محمد‌بن علی شلمغانی؛

7. ابوبکر محمد‌بن احمدبن عثمان بغدادی؛

8. محمد‌بن مظفر کاتب ازدی أبودلف.

این اشخاص، نمایانگر خط انحراف در زمان غیبت صغری بوده و تلاش می‌کرده‌اند که به وسیله این اکاذیب به خواسته‌ها و اهداف طمع‌جویانه خود برسند.

ادعای سفارت امام مهدی(ع) از زمان شیخ محمدبن عثمان عمری، سفیر دوم امام در زمان غیبت صغری، آغاز شد. در زمان سفیر و نماینده اول امام، شرایط برای ادعای سفارت و نیابت از امام، آماده نبوده، زیرا غیبت صغری هنوز در دوران آغازین خود بود، حاکمان عباسی و مزدورانشان در پی یافتن امام مهدی(ع) بودند و می‌خواستند همة کسانی را که با ایشان در ارتباط بودند، دستگیر و مجازات کنند. سفارت و نیابت از امام در دوران سفیر و نماینده اول امام(ع) به منزله جهادی بزرگ و یک فداکاری برجسته بود. با این اوصاف، چه کسی جرأت چنین کاری را داشت و می‌توانست به دروغ خود را سفیر و نایب امام معرفی کند و خودش را در معرض خطر قرار دهد. علاوه بر این، مردم نیز در آغاز غیبت، چندان آشنایی و آگاهی با سفارت صادقانه و راستین و نیابت‌ از امام(ع) نداشتند، بلکه این مسئله، نیاز به مدت زمانی داشت تا مردم خود را با این شرایط و چنین چیزهای جدیدی سازگار کنند و آن را درک نمایند. به هر حال، با توجه به مقام و منزلت والایی که سفارت و نیابت از امام در جامعه اسلامی و در میان مردم داشت، و با توجه به اهمیت این جایگاه حساس که شخص به وسیلة آن می‌توانست از امکانات مالی یا معنوی زیادی بهره‌مند شود، اشخاص زیادی ادعای تشرف یافتن به مقام سفارت امام(ع) کردند.

پی‌نوشت‌ها:

1. باب به معنای فرد مورد اعتماد و رابط خاص میان امام و پیروان ایشان است و البته در زمان هر یک از ائمه، برخی اشخاص خاص به مقام بابیّت این امامان رسیده بودند و در زمان غیبت صغری نیز آن چهار نماینده، به چنین مقامی دست یافته بودند.

2. شیخ طوسی، الغیبة، صص 267 ـ 281.

 

مجتبی الساده

مترجم: سید شاهپور حسینی

 

ادامه دارد/





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :عدالت و کلمات کلیدی :ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۸

ا ماجرای تشرف به محضر امام عصر(عج) در 'نیمه شبی در حله' ا

رمانی درباره امام زمان(عج) در کتابی با عنوان 'نیمه شبی در حله' نوشته حجت‌الاسلام مظفر سالاری از سوی موسسه فرهنگی بوستان کتاب منتشر شد.

 

به گزارش خبرگزاری شبستان، "نیمه شبی در حله"، داستانی جذاب است که درقالبی متفاوت از دیگر کتاب‌های دینی می‌کوشد تا مضامین عمیق دینی به ویژه در زمینه انتظار ظهور منجی عالم بشریت و وظایف مسلمانان در زمان غیبت را ترسیم کند. این کتاب افزون بر برخورداری از آنچه یک داستان را خواندنی و ماندگار می‌سازد، راهی نو در پرداختن به موضوعات تاریخی، اجتماعی و دینی را می‌گشاید. این کتاب ماجرای شگفت "اسماعیل هرقلی"، تشرف او به محضر حضرت مهدی(عج) و شفا یافتنش را بازگو می‌کند.

 

بنابراین گزارش در قسمتی از معرفی این اثر آمده است: "...اسماعیل، روز پنج‏شنبه بیرون از شهر "حلّه" در دجله غسل کرد و لباس پاکیزه پوشید تا براى آخرین‏بار به زیارت قبر امامان(ع) و سرداب مقدس برود. وقتى به حصار شهر رسید، ناگاه 4 اسب‏سوار را در مقابل خود دید، یکى از آنها جوان موقّر و با هیبتى بود. اسماعیل فکر کرد که او از بزرگان این منطقه است، در همین اندیشه بود که مرد موقّر پیش آمد و از او پرسید: تو اسماعیلِ هرقلى هستى؟ اسماعیل در شگفت شد که از کجا نام او را مى‏داند و از همین جا ماجرا آغازشد...."

شایان ذکر است، رمان "نیمه شبی در حله" ویژه گروه سنی کودکان و نوجوانان به عنوان کتاب برگزیده ششمین دوره کتاب سال ولایت انتخاب شده است. "نیمه شبی در حله" از سوی موسسه بوستان کتاب در شمارگان 4 هزار نسخه، 244 صفحه، قطع رقعی و جلد شومیز به چاپ رسیده است.

علاقه مندان برای تهیه این کتاب می توانند به آدرس اینترنی www.bustaneketab.com مراجعه و یا با شماره 7742155 و با پیش شماره0251 ارتباط برقرار کنند.





کلمات کلیدی :کتاب و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٧

ادعای سفارت و نیابت امام(ع) یکی از بدترین و خطرناک‌ترین فتنه‌ها در دوران غیبت کبری است و این مشکل به گونه‌ای است که ثابت کردن دروغ‌گویی اینها برای اشخاص ساده دل و کم‌خرد، بسیار دشوار است . . .

 

در دوران اخیر ما شاهد برخی ادعاهای دروغین در محافل عمومی شیعیان هستیم؛ در این میان، برخی ادعا می‌کنند که با امام مهدی(ع) در ارتباط هستند و به دستور ایشان تبلیغ می‌کنند. ازسوی دیگر محافل اهل تسنن نیز خالی از چنین ادعاهایی نیست و در بسیاری از کشورهای اسلامی، برخی ادعا می‌کنند که خود مهدی موعود(ع) هستند، حتی برخی پا از حدود، مرزها و خطوط قرمز فراتر نهاده و ادعای پیامبری کرده‌اند. با مطالعه تاریخ اسلام، درمی‌یابیم که این پدیده جدیدی نیست، بلکه در طول تاریخ، افراد زیادی چنین ادعاهایی داشته‌اند.

 

اعمال، رفتار و کردار مدعیان جدید درحال حاضر، شناخته شده و بسیار شبیه به اعمال و رفتار و کردار مدعیان گذشته است، ولی این مسئله در حال حاضر، بسیار خطرناک‌تر است؛ زیرا اکنون ما در دورانی به سر می‌بریم که پیشرفت و گسترش علم، مرزهای زمانی و مکانی را در هم شکسته و همه، منادی گشودن درها به روی عقل و حاکم کردن آن در تمام امور و به طور کلی منادی عقل‌گرایی شده‌اند. علل و انگیزه‌های چنین ادعاهایی در سال‌های اخیر، در شرایط سیاسی، دینی و اجتماعی جوامع اسلامی نهفته است، این شرایط، جو و محیطی مساعد برای طرح این افکار و عقاید و اندیشه‌های حامی این یاوه‌گویی‌ها را به وجود آورده است، افزون بر این، ما شاهد نوعی خلأ دینی و کمبود عناصر فرهنگی و فکری و وجود تناقض در روش‌های تربیتی و دینی هستیم که همه اینها، باعث شایع شدن چنین ادعاها، مهملات و یاوه‌گویی‌هایی شده است.این پدیده ناساز و ناهمخوان که تأثیر روانی و فکری زیان‌بخشی بر جامعه گذاشته، در حقیقت، تکرار همان ادعاهای گذشته است که در طول تاریخ، روی داده است. برخی اشخاص ـ از زمان‌های دور تاکنون ـ در جامعه اسلامی لباس شخصیت شریف مهدی موعود(ع) را بر تن کرده و خود را پرچمدار برخی اعمال و رفتار قهرمانانه که ایشان پس از ظهور مبارکشان آنها را انجام می‌دهند، اعلام نموده‌اند، این پدیده با گذشت زمان به کرات تکرار شده و پس از مدتی از بین رفته است، تا اینکه اکنون به صورت یک مشکل جدّی در آمده که اندیشه اسلامی در دوران ما با آن مواجه است.

 

هر از چند گاهی اخباری می‌شنویم، حاکی از آنکه برخی اشخاص در جامعه خود ادعای مهدویّت کرده‌اند یا خود را ازجمله نمایندگانی می‌دانند که امام، ایشان را به عنوان واسطه تعیین فرموده است یا ادعا می‌کنند که امام مهدی(ع) در خواب یا رؤیا برای آنها تجلی کرده و آنها ایشان را زیارت کرده‌اند. برخی نیز ادعای پیامبری می‌کنند و می‌گویند: خداوند بلندمرتبه، به آنها برای هدایت و نجات بشریت از ستم، مأموریت داده است، ولی مدت زیادی طول نمی‌کشد که همه این ادعاها، در همان محیط از بین می‌رود و اثری از آن باقی نمی‌ماند. هر از چند گاهی، شاهد برخی "مهدی‌های دروغین" یا مدعیان پیامبری در جوامع اسلامی هستیم که باعث ایجاد غوغا و سر و صدای زیادی می‌شود، ولی اندک زمانی بعد، آن دعوت‌ها و ادعاها، با شکست مفتضحانه و سختی مواجه می‌شوند.

حقیقت این است که یکی از انگیزه‌ها و علل پیدایش چنین ادعاهایی، شرایط اجتماعی و روانی بد مردم است (زیادی شکست‌ها و ناکامی‌ها) موضوعی که در این میان بسیار خطرناک است، این است که این ادعاهای دروغین پیوسته تکرار می‌شود و آن مهدی‌های دروغین، هربار از محقّق ساختن اهداف خود، ناکام می‌مانند و با شکست مواجه می‌شوند و این شکست‌های پی‌درپی، به نوعی باعث گریز و بیزاری مردم، هم از نظر روانی و هم از نظر عقلی، از آن مهدی موعود واقعی و اصلی می‌شود که در آخرالزّمان ظهور می‌کند و عدالت و داد را در همه‌جا می‌گستراند. البته بعید نیست که دست برخی کسانی که از گسترش اندیشه اصیل و عدالت مهدویت در هراسند، پشت پرده باشد و آنها باشند که مردم را تشویق به چنین ادعاهایی می‌کنند تا از آن در جهت منافع خود، بهره‌برداری نمایند و البته همه اینها، به خاطر به وجود آوردن موضع‌گیری‌های عقلی و گرایش‌های روانی ضدّ این نظریه درست و گریزان کردن مردم از آن اصل واقعی و درست است.

 

ما در این مباحث، با جزئیات این پدیده آشنا خواهیم شد و پس از آن جداگانه به بحث و بررسی در مورد هر یک از این ادعاها (ادعای نمایندگی امام مهدی(ع) و ادعای نبوت) خواهیم پرداخت تا این مسئله به خوبی روشن شود و میزان خطرناک بودن این مشکل و میزان تأثیرگذاری آن آشکار شود.

 

ادعای نمایندگی از طرف امام مهدی(ع)

گروهی از این مدّعیان، که ادعای ارتباط داشتن با امام مهدی(ع) می‌کنند و پا را از این هم فراتر نهاده ادعای بابیّت امام را دارند. منظور از ادعای بابیّت، این است که برخی ادعا می‌کنند که باب1 امام مهدی‌(ع) هستند، حال یا با ادعای سفارت همانند چهار نایب و سفیر امام(عج) در دوران غیبت صغری یا نیابت یا وکالت از ایشان و اموری مانند این. برخی چنین ادعا می‌کنند که هر زمان بخواهند، ایشان را می‌بینند و نامه‌ها را به ایشان می‌رسانند و پیام‌های ایشان را نیز به مردم می‌رسانند یا می‌گویند که با باب‌های امام(ع) در ارتباط هستند. ما در این بخش، با ادعاهایی که اخیراً در بحرین و عراق گسترش یافته، تا حدّ امکان با ذکر جزئیات آن، آشنا می‌شویم، اما پیش از آن چند نمونه و مثال تاریخی می‌آوریم تا حقیقت آن روشن شود. کسانی که ادعای ارتباط با امام مهدی(ع) را دارند، ادعا می‌کنند که باب امام(ع) هستند؛ یعنی هر کس چیزی را از امام(ع) می‌خواهد یا حاجتی دارد، باید به اینها مراجعه کند و آنها نیز به نوبه خود، آن درخواست‌ها را به امام(ع) می‌رسانند. در طول غیبت کبری، اشخاص زیادی به صورت پی‌درپی و به اشکال و گونه‌های متفاوت و به نام‌های مختلف، ادعای نمایندگی و نیابت خاص(سفارت) از جانب امام(ع) داشتند و این گونه طبقات مختلف مردم را فریب می‌دادند، برخی از آنها ادعا می‌کردند که مشرّف به دیدار حضرت حجّت(ع) شده‌اند و تظاهر به تقوا و پرهیزکاری و رسیدن به مقام "ابدال" و "اوتاد" می‌کردند و برخی نیز ادعا می‌کردند که ایشان را در خواب و عالم رؤیا مشاهده کرده‌اند و برخی نیز با جادو، نیرنگ و شعبده‌بازی و جلوه دادن آن به عنوان معجزه و کشف و کرامات، چنین ادعاهایی داشتند و برخی دیگر نیز مدعی ارتباط با ایشان از طریق نامه و نوشته‌ها بودند تا اینکه کار به جایی رسید که برخی ادعا کردند که خود امام مهدی(ع) هستند.

 

ادعای سفارت و نیابت امام(ع) یکی از بدترین و خطرناک‌ترین فتنه‌ها در دوران غیبت کبری است و این مشکل به گونه‌ای است که ثابت کردن دروغ‌گویی اینها برای اشخاص ساده دل و کم‌خرد، بسیار دشوار است، زیرا این مدعیان، از برخی اصطلاحات فریب‌دهنده مانند ادعای مشرف شدن به دیدار حضرت حجّت و ادعای عنایت و توجه خاص امام به اینها و... استفاده می‌کنند و همین باعث فریب‌خوردن ساده‌دلان می‌شود و اکثر اوقات این مدعیان در لباس اشخاص پارسا و عابد و اهل سیر و سلوک ظاهر می‌شوند و اعمال و رفتار صوفیانه دارند و می‌گویند. این اعمال ازجمله سنّت‌ها و مستحبات است و اظهار می‌دارند که خداوند به آنها کشف و کرامات و معجزاتی عطا کرده است و با برخورد با آنها، این‌گونه به نظر می‌آید که آنها، ازجمله اوتاد و ابدال هستند، زیرا به ظاهر شباهت زیادی یا اولیای خداوند و بندگان صالح او دارند.

 

این گونه اشخاص، گاهی اوقات از جادو و شعبده‌بازی استفاده می‌کنند تا به مردم ثابت کنند که دارای کشف و کرامات و مکاشفات‌اند و از امور غیبی و رؤیاهای صادقانه و خواب‌های خود، بسیار سخن می‌گویند و برخی از اشخاص ساده دل و ضعیف‌النفس، ممکن است آنها را اشخاصی روحانی تصور کنند. این در حالی است که این افراد، هیچ گونه حقانیتّی ندارند و البته احوال و نیرنگ اینها، بر اهل علم و بصیرت پوشیده و پنهان نیست، بلکه آنان، حقیقت این‌گونه اشخاص را به خوبی دریافته‌اند. اکثر این ادعاهای دروغین، با ادعاهای سفارت (بابیّت) امام مهدی(ع) آغاز می‌شود و پس از آن به ادعای پیامبری می‌رسد و در پایان به ادعای خداوندی ختم می‌شود، "حسین بن منصور حلاج" یکی از نمونه‌های آن بود.حسین بن منصور حلاج، در ابتدا ادعای بابیّت، سپس ادعای مهدویت و بعد ادعای پیامبری و در پایان، ادعای خداوندی کرد و در پایان سال 309 ق. در زمان غیبت صغری، در آتش سوزانده شد.

 

"علی محمد شیرازی" معروف به باب نیز یکی دیگر از این اشخاص بود. او در سال 1235 ق. در شیراز به دنیا آمد. وی در ابتدا ادعا می‌کرد که باب مهدی موعود(ع) است. پس از مدتی مدعی شد که خود مهدی موعود(ع) است و زمانی که مشاهده کرد اشخاص نادان و احمق زیادی دور او جمع شده‌اند، ادعای خداوندی کرد. کتاب او به نام البیان بهترین دلیل برای اثبات کفر او است. علمای دینی زمان او، فتوای کافر بودن او را صادر کردند و دستور قتل او را دادند و حکم اعدام او و یکی از پیروانش در تبریز به اجرا درآمد و در آن شهر تیرباران شد و جسد آن دو در چاهی انداخته شد. حکم اعدام در بامداد دوشنبه 27 شعبان سال 1265ق به اجرا درآمد و پس از اعدام، مشخص شد که مزدوران روسیه او را تشویق می‌کردند که چنین دروغ‌ها و یاوه‌هایی را بر زبان آورد و آنها او را در این راه یاری می‌دادند. علما، پس از آن فتوای کافر بودن پیروان بهایی او را نیز صادر کردند و آنها را نجس دانستند و ازدواج با آنها را حرام اعلام نمودند.

 

شیخ طوسی در کتاب الغیبة، در یک باب جداگانه به نام‌های برخی از منحرفان اشاره می‌کند که به دروغ ادعای بابیّت2 (نیابت یا سفارت امام) کرده‌اند.

او در این باب، از اشخاص زیر نام برده است:

1. حسن معروف به شریعی؛

2. محمد بن نصیر نمیری؛

3. احمد بن هلال کرخی؛

4. ابوطاهر محمدبن علی‌بن بلال؛

5. حسین‌بن منصور حلاج؛

6. محمد‌بن علی شلمغانی؛

7. ابوبکر محمد‌بن احمدبن عثمان بغدادی؛

8. محمد‌بن مظفر کاتب ازدی أبودلف.

این اشخاص، نمایانگر خط انحراف در زمان غیبت صغری بوده و تلاش می‌کرده‌اند که به وسیله این اکاذیب به خواسته‌ها و اهداف طمع‌جویانه خود برسند.

ادعای سفارت امام مهدی(ع) از زمان شیخ محمدبن عثمان عمری، سفیر دوم امام در زمان غیبت صغری، آغاز شد. در زمان سفیر و نماینده اول امام، شرایط برای ادعای سفارت و نیابت از امام، آماده نبوده، زیرا غیبت صغری هنوز در دوران آغازین خود بود، حاکمان عباسی و مزدورانشان در پی یافتن امام مهدی(ع) بودند و می‌خواستند همة کسانی را که با ایشان در ارتباط بودند، دستگیر و مجازات کنند. سفارت و نیابت از امام در دوران سفیر و نماینده اول امام(ع) به منزله جهادی بزرگ و یک فداکاری برجسته بود. با این اوصاف، چه کسی جرأت چنین کاری را داشت و می‌توانست به دروغ خود را سفیر و نایب امام معرفی کند و خودش را در معرض خطر قرار دهد. علاوه بر این، مردم نیز در آغاز غیبت، چندان آشنایی و آگاهی با سفارت صادقانه و راستین و نیابت‌ از امام(ع) نداشتند، بلکه این مسئله، نیاز به مدت زمانی داشت تا مردم خود را با این شرایط و چنین چیزهای جدیدی سازگار کنند و آن را درک نمایند. به هر حال، با توجه به مقام و منزلت والایی که سفارت و نیابت از امام در جامعه اسلامی و در میان مردم داشت، و با توجه به اهمیت این جایگاه حساس که شخص به وسیلة آن می‌توانست از امکانات مالی یا معنوی زیادی بهره‌مند شود، اشخاص زیادی ادعای تشرف یافتن به مقام سفارت امام(ع) کردند.

پی‌نوشت‌ها:

1. باب به معنای فرد مورد اعتماد و رابط خاص میان امام و پیروان ایشان است و البته در زمان هر یک از ائمه، برخی اشخاص خاص به مقام بابیّت این امامان رسیده بودند و در زمان غیبت صغری نیز آن چهار نماینده، به چنین مقامی دست یافته بودند.

2. شیخ طوسی، الغیبة، صص 267 ـ 281.

 

مجتبی الساده

مترجم: سید شاهپور حسینی

 

ادامه دارد/

 





کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :کتاب و کلمات کلیدی :عدالت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳٠

آیت‌الله صافی در نوشتاری باتاکید بر اینکه شیعیان باید قدر ایمان به غیبت امام عصر(عج) را بدانند و به آن ببالند، آورده است: افراد شجاع و دلسوز باید با امربه معروف و نهی از منکر برنامه‌های غیراسلامی را محکوم کنند.

 

به گزارش خبرگزاری شبستان، آیت‌الله صافی در نوشتاری باتاکید بر اینکه شیعیان باید قدر ایمان به غیبت امام عصر(عج) را بدانند و به آن ببالند، آورده است: افراد شجاع و دلسوز باید با امربه معروف و نهی از منکر برنامه‌های غیراسلامی را محکوم و بر حفظ هویت اسلامی پافشاری کنند.

نوشتار این مرجع تقلید بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تعالى: ذلِکَ الکِتابُ لَا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ الَّذِینَ یُؤمِنُونَ بِالْغَیْبِ
اعتقاد به عالم غیب در به‌وجود آمدن ادیان الهی و ایمان به انبیاء، و تحقق هویّت خداباوری، اصل و اساسی است که بدون آن هر اندیشه و باوری کفر و الحاد است.
ایمان به جهان غیب و عالم غیر محسوسِ به حواس ظاهره، مثل بهشت و جهنم و حور و غلمان و ملائکه، و ایمان به عرش و کرسی، و برای ما ایمان به انبیاء گذشته، و ایمان به ائمه طاهرین(ع) - که فعلاً در این جهان حضور جسمانی ندارند- و ایمان به اخبار قرآن و حضرت رسول و ائمه طاهرین علیهم السلام از مغیبات و وقایع آینده، و ایمان به حضرت ولی عصرعج)- که اگرچه در همین عالم حضور جسمانی دارند و مردم از ایشان غایب نیستند ولی تا یوم ظهور از مردم عموماً مگر برخی خواص غایب می‌باشند- همه در تحت جمله شریفه«یُؤمِنُونَ بِالْغَیْبِ» قرار دارند، و ایمان به آنها، ایمان به غیب است.
از جمله روایاتی که بر فضیلت ایمان به انبیاء گذشته و معجزات آنها، و ایمان به پیغمبر اکرم(ص) و ائمه طاهرین تا امام یازدهم(ع) دلالت دارد، روایت ذیل است که از طرق اهل سنت و در تفاسیر ایشان از سنن دارمی روایت شده است:
روایت این است که حرث بن قیس که از تابعین است و به دیدار حضرت رسول خدا(ص) تشرف نیافته بود، به عبدالله بن مسعود که از اصحاب است گفت: عند الله نحتسب ما سبقتمونا الیه من رؤیة رسول الله(ص)؛ ما از خداوند محرومیت از این فضیلتی را که بر ما به آن پیشی گرفتید، و به دیدار رسول خدا(ص) مشرف شدید طلب اجر و جبران داریم.
ابن مسعود گفت: عند الله نحتسب ایمانکم بمحمد(ص) و لم تروه.إنّ امر محمد(ص) کان بیّناً لمن رآه، و الذی لا اله الّا هو ما من احد افضل من ایمان بغیب؛ یعنی ما هم از خدا طلب اجر و جبران می‌کنیم از جهت محرومیت از فیض ایمان به غیب، یعنی ایمان به پیغمبر(ص) که شما بر آن هستید و آن حضرت را ندیده‌اید. سوگند به خدایی که غیر از او خدایی نیست احدی فاضل‌تر از آن‌که ایمان به غیب دارد نیست.
بر حسب این روایت، در حال حاضر ایمان به انبیاء گذشته و حضرت خاتم الانبیاء(ص)، و امیرالمؤمنین و ائمه(ع) تا حضرت امام حسن عسکری(ع) ایمان به غیب است، چنان‌که ایمان به حضرت ولی‌عصر(عج) نیز ایمان به غیب است، و از ثواب همه این ایمان‌ها بهره‌مندیم که در رأس آنها ایمان به خداوند متعال است که اگرچه عالم و ماسوی و همه کائنات، آیات جمال و جلال الهی هستند و به ذکرش هر چه بینی در خروش است و چیزی و ذرّه‌ای از او غایب نیست، امّا او به ذات و حقیقت صفات از همه حتی انبیاء غایب است «لاتدرکه الأبصار و هو یدرک الأبصار» و «لا تراه العیون بمشاهدة العیان و لکن تدرکه القلوب بحقیقة الایمان» به صفات سلبیه بیشتر معروف است تا به صفات ثبوتیه که «لیس کمثله شیء». بنابراین مصداق اتم و اکمل ایمان به غیب، ایمان به خداوند متعال است.


ایمان به وجود حضرت بقیة الله ارواح العالمین له الفداء و عصر غیبت، ویژگی‌ها و فضائل خاصی دارد، و مؤمن به غیب در این عصر، هم ایمانش به انبیا و ائمه گذشته ایمان به غیب است، و هم ایمانش به امام حیّ صاحب زمان ایمان به غیب است.
ایمان گذشتگانِ از این امت هم از زمانی که پیغمبر اکرم(ص) بشارت به ظهور مهدی از اولاد فاطمه(س) می داد ایمان به غیب است که از غیر شیعه به اجمال و از شیعه به تفصیل است. همه ایمان به غیب است، ایمان به نادیده است، و همه داخل در ایمان به غیب و ایمان به خدا و صدق حضرت رسول(ص) است.
باید مؤمنین قدر این مرتبه را بدانند که مثل ابن مسعود آن صحابی معروف آرزومند آن بوده و محرومیت از آن را فقدانی می‌داند که اجر آن را از خدا می‌خواهد، و بر خود ببالند که خدا در بیان اوصاف متقین پیش از همه، اوصاف جلیله متقین ایمان به غیب را بیان می‌فرماید.
فرق ایمان به غیب در عصر غیبت با اعصار دیگر این است که مؤمنین تخلیص و تمحیص می‌شوند؛ امتحانات شدید برایشان جلو می‌آید که بسیاری در این امتحانات ساقط می‌شوند. زن‌ها، مردها، جوان‌ها و حکّام و مسئولین حتی علماء همه امتحانات خاص دارند.
از جهت ظهور بدعت‌ها، از جهت اصرار بر ملاهی و مناهی و ترویج منکرات و ترک امر به معروف، و نفی سنت‌ها مسائلی پیش می‌آید که فتنه و فساد و اعراض از حقّ ظاهر و بلکه مورد افتخار و اعطاء جوائز می‌شود؛ اموری که بعض مظاهر آنها در معرض دید همگان است، و جز کسانی که إمتحن الله تعالی قلوبهم بالایمان کسی باقی نمی‌ماند.
لقمه و مال حلال اگر نایاب نباشد کمیاب می‌شود. قوانین و سنّت‌های اسلامی حتی به اسم اسلام متروک می‌گردد، و خلاصه بر طبق این روایت که از حضرت امیرالمؤمنین(ع) است: «أَیُّهَا النَّاسُ سَیَأْتِی عَلَیْکُمْ زَمَانٌ یُکْفَأُ فِیهِ الْإِسْلَامُ کَمَا یُکْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِیهِ»؛ اسلام دگرگون می‌شود، یعنی واژگون می‌گردد چنان که ظرف به آنچه در آن است واژگون می‌شود.


در این شرائط و وظائف دشوار و مسئولیت‌های سنگین، افراد شجاع و دلسوز و با ایمان باید به یاری اسلام بشتابند، و امر به معروف و نهی از منکر نمایند. برنامه‌ها و روش‌های غیر اسلامی را محکوم و به مردم معرفی نمایند، و بر حفظ هویت اسلامی پافشاری کنند و فداکاری نمایند.
 





کلمات کلیدی :آیت‌الله صافی و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :وظایف منتظران




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٩

'می دانستم کار اینجوری نیست و به احترام آقا آمدم بیمارستان شهید رجایی، ولی وقتی آمدم فهمیدم خیری در آن بوده و وجود مبارک امام زمان(عج) برای عیادت اینجا تشریف آوردند.'

 

خبرگزاری شبستان: حجت الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران درآستانه پانزدهمین سالگرد رحلت آیت الله بهاءالدینی ماجراهای مختلفی از مکاشفات این عالم ربانی در مصاحبه با ماهنامه پاسدار اسلام بیان کرد.
قسمت هایی از این مصاحبه به شرح زیر است:
 

از آقای بهاءالدینی در ارتباط با مقام معظم رهبری مطالب مختلفی نقل شده است. شما در این خصوص چه می دانید؟

حافظه ام خیلی قوی نیست. گاهی خدا می آورد در ذهنمان و یک چیزهایی به مناسبت ها می آید ولی الان چیزی که یادم هست، ایشان همین اواخر عمرشان آمدند تهران و رفتند بیمارستان. من هم اینجا رفتم دیدنشان و هم بعد رفتم قم. ایشان فرمود: "می دانستم مشکل من پزشکی نیست، با طبیب حل نمی شود ولی چون حضرت آقا (مقام معظم رهبری) خواستند بروم، به احترام ایشان رفتم."
تا اینجا را خودم از آقای بهاءالدینی شنیدم، آقای شمشیری می گفت که آقای بهاءالدینی فرمودند: "من می دانستم کار اینجوری نیست و به احترام آقا آمدم بیمارستان شهید رجایی، ولی وقتی آمدم فهمیدم خیری در آن بوده و وجود مبارک امام زمان(عج) برای عیادت اینجا تشریف آوردند." معلوم شد که حکمتش این بوده است که حضرت قرار بوده قدمشان را اینجا بگذارند.
 

به غیر از این مورد آیا ایشان بازهم به حضرت حجت تشرف داشتند؟
بله ما یک آقای سجادی در قم داریم که همشهری مان است. هم از مریدهای آقای بهجت بود و هم از مریدهای آقای بهاءالدینی. گاهی هم می آمد و آب و جارو می کرد و خیلی به آقا عشق داشت. گفت: "روزی آقای بهجت آمد عیادت آقای بهاءالدینی. آمد خم شد، دست آقای بهاءالدینی را ببوسد، آقای بهاالدینی دستشان را کشیدند ولی آقای بهجت با ایشان معانقه کردند. دو زانو نشستند، کنار تختشان مدتی نشستند. همین جوری نگاه می کردند و هیچی نمی گفتند." می گفت شاید یک ساعتی آنجا بود.

 
یعنی آقای بهجت، می خواستند دست آقای بهاءالدینی را ببوسند؟
بله آقای سجادی گفت: "من ایشان را بدرقه کردم. وقتی آقای بهجت از در خانه آقای بهاءالدینی آمد بیرون، برگشت نگاهی به در این خانه کرد و گفت: همسایه های ایشان نداستند که با چه کسی همسایه اند، ولی بدانند یا ندانند، برکات حضور حضرت در این خانه به اینها هم می رسد."
 

درباره موضوعی که از ایشان در مورد قائم مقام رهبری نقل شده و اینکه چه کسی جانشینی امام خواهد بود، شما چیزی در ذهنتان هست؟
خودم از ایشان نشنیدم، ولی یکی از دوستانمان آقای فرحناک برایم نقل کرد، صحبت قائم مقامی (آقای منتظری) که شد، ایشان گفت: "نه ! من اینجور نمی بینم. کسی که ما دلخوش به او هستیم، آسید علی آقاست." آن وقت اصلا کسی خوابش را هم نمی دید، اصلا آن فضا، فضایی بود که کسی نمی توانست مقابل قائم مقامی چیزی بگوید.
ذکر نکاتی از رابطه آقای بهجت و آقا هم در اینجا خالی از لطف نیست!
یکی از رفقایمان که ایشان هم مثل من گاهی برای آقای بهجت روضه می خواند و آقا هم تشویقش می کرد، گفت در جلسه ای که خدمت آقای بهجت بودیم، یکی دونفر آمدندخدمت آقای بهجت، یک چیزی را سوال کردندکه به نظر می رسید سوالشان طوری بود که گویا تعریضی به آقا دارند. آقای بهجت با ناراحتی زیاد و نگاه تند و با عصبانیت گفتند: "شما بهتر از ایشان سراغ دارید؟ من که بهتر از ایشان سراغ ندارم.





کلمات کلیدی :رهبری و کلمات کلیدی :بهاءالدینی و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت در کلام مقام معظم رهبری




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٩

از روایات برمى آید، یاوران راستین امام زمان(عج) مصداقِ تامّ 'ربّیّون کثیر' بوده و داراى ویژگى‌هاى خاص آنان هستند. ربّیّون در قرآن مصداق کسانی است که مخلصانه در رکاب پیامبران با کافران و مشرکان جنگیدند و . . .

 

انتظار که از وظایف یاران امام مهدی(عج) است، یک حالت و عمل قلبی و درونی‌ است که آثار و برکت‌های فراوان بیرونی هم دارد. انسان منتظر، دائماً به در نگاه می‌کند. پیوسته در درون و باطن به عالم بالا نگاه می‌کند که آقایش چه زمانی تشریف می‌آورد.

  

ویژگى‌هاى یاران امام زمان(ع)

1. قدرت والاى روحى
2. بردبارى
3. طلب آمرزش، استقامت و یارى
4. رابطه عاشقانه با پروردگار
5. فروتنى در برابر مؤمنان و گردن فرازى در مقابل کافران
6. نهراسیدن از سرزنش‌ها
 

ملاک یارى‌رسانى الهى
فرجام پیروى نکردن از رهبران الهى
احساس ایمنى از مکر الاهى و خطرهاى آن

وظیفه ما در آخرالزّمان
بازگشت جهان به سوى معنویت

 

خداوند متعال در قرآن مى‌فرماید: "وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللّهُ یُحِبُّ الصّابِرِینَ وَ ما کانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِی أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَ(1)
چه بسیار پیامبرانى که مردان الاهى فراوانى به همراهشان نبرد کردند و از هر رنجى که در راه خدا دیدند، نه سستى ورزیدند و نه ضعف و زبونى نشان دادند و خداوند، شکیبایان را دوست مى‌دارد. سخنشان فقط این بود که پروردگارا! گناهان ما را ببخش و از تندروى‌هاى ما در کارها در گذر! گام‌هاى ما را استوار بدار و ما را بر جمعیت کافران پیروز کن!

واژه "ربّیّون" در این دو آیه شریف به مردمى خداپرست اشاره دارد که مخلصانه در رکاب پیامبران با کافران و مشرکان جنگیدند. ربّیّون در زمانه ما، مصداق تامى غیر از بسیجیان ندارد و تمام ویژگى‌هایى که در این دو آیه درباره "ربّیّون" بیان شده، گویا در شأن بسیجیان ما نازل شده است.

پس از زمان پیامبر(ص)، شاهد قیام‌هاى الهى فراوانى بوده ایم؛(2) امّا هیچ یک از آن‌ها مصداق "ربیّون کثیر؛ مردانِ الهى فراوان" نبوده است تا جایى که به طور یقین مى‌توان گفت: اگر از عصر پیامبر بگذریم، کامل ترین مصداقِ "ربّیون کثیر"، بسیجیان مخلص ما در ایران اسلامى بوده اند.
همان گونه که از روایات برمى آید، یاوران راستین امام زمان ارواحنا فداه نیز مصداقِ تامّ "ربّیّون کثیر" بوده، داراى ویژگى‌هاى خاص ایشان هستند.

 

قدرت والاى روحى
میدان جنگ، عرصه جنگیدن، کشتن و کشته شدن است. طولانى شدن جنگ، به طور طبیعى آثار منفى فراوانى را در پى مى‌آورد. از یک طرف، عواملى چون دورى از زن و فرزند، نابسامانى خانواده‌ها، بى سرپرستى بچه‌ها، فقر و ویرانى ناشى از جنگ، باعث سست شدن اراده و انرژى روحى جنگاوران مى‌شود و از طرف دیگر، آثار ضعف و سستى در بدن و انرژى‌هاى جسمانى بروز مى‌کند. مجموعه این عوامل مى‌تواند باعث خضوع و تسلیم در مقابل دشمن شود.

خداوند متعال، جنگاوران مجاهدى را مى‌ستاید که به عشق خدا و رسول او، خالصانه در میدان‌هاى طاقت فرساى جنگ استقامت ورزیدند و لحظه‌اى ضعف از خود نشان ندادند؛ ستارگان درخشانى که حتّى با طولانى شدن جنگ و پیشامد مصیبت‌هاى گوناگون، نه در عشق و اراده آهنینشان ضعفى پیدا شد و نه در برابر دشمن، دست خضوع و تسلیم بالا بردند: فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا؛(1) از هر صدمه‌اى که در راه خدا دیدند، نه سستى ورزیدند و نه ضعف و زبونى نشان دادند.
چنین ویژگى بارزى را در رزمندگان و بسیجیان خویش در طول هشت سال دفاع مقدّس به چشم دیده ایم؛ دلیر مردانى که تا واپسین نفس و واپسین قطره خون از اسلام و میهن اسلامى دفاع کردند و تمام هستى خود را بر سرِ پیمان الاهى خویش فدا ساختند.

 

بردبارى
دلیرمردانى که در این آیه، مورد ستایش خداوند قرار مى‌گیرند، مجاهدانى خستگى ناپذیرند.

 

طلب آمرزش، استقامت و یارى
چنین مجاهدان راستینى در کشاکش مصیبت‌هاى جنگ و رنج‌هاى جنگاورى، زبان حال و قالشان، چیزى جز طلبِ آمرزش، عذرخواهى و طلب استقامت و یارى از پروردگارشان نیست: وَ ما کانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِی أَمْرِنا؛(2)سخنشان جز این نبود که پروردگارا! گناهان ما را ببخش و از تندروى‌هاى ما در کارها در گذر.

این رزم آوران الهى، نه تنها خود و عمل خود را نمى بینند، بلکه همواره عذر تقصیر به درگاه الاهى مى‌آورند که خدایا! تو خود کوتاهى‌هاى ما را در انجام وظیفه ببخشاى و از گناه و زیاده روى و کوتاهى ما به لطف و مرحمت خویش درگذر: رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا.(3) و افراط‌هاى ما نیز در انجام وظیفه بندگى و مجاهدت چشم بپوش: وَ إِسْرافَنا فِی أَمْرِنا.(4)پروردگارا! همه هستى ما از تو است و اکنون به درگاه تو تقدیم مى‌کنیم. لطف و مرحمتى کن و کاستى‌ها و لغزش‌هاى ما را تو خود جبران و اصلاح فرما! بار پروردگارا! این راه خطرخیز را با همه افت و خیزهایش تا بدین جا رسانده ایم؛ امّا چه امان از سستى در ادامه راه و فریب‌هاى شیطان و زمین گیرى دنیا؟! پس اکنون خدایا! ما را تا سرانجام این راه، همواره استوار و پابرجا بدار: وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا.(5) بار خدایا! هرچند مأموریت ما انجام وظیفه است.


پی نوشت ها:
1. آل عمران (3)، 146 و 147.
2. حتّى یاوران شیدایى امام حسین(ع) را نیز نمى توان مصداق "ربّیون کثیر" دانست؛ چرا که تعدادشان 72 نفر بیش نبوده است.

ویژگى‌هاى اساسى "ربّیّون" که در این دو آیه شریف بیان شده است، عبارتند از: قدرت والاى روحى، بردبارى، طلب مغفرت، طلب استوارى و استقامت و طلب نصرت که درباره هریک از این ویژگى‌ها توضیحى مختصر ارائه مى‌کنیم:
. آل عمران (3)، 146.
که به سبب بردبارىِ فوق العاده شان، محبوب ذات اقدس الاهى شده اند: وَ اللّهُ یُحِبُّ الصّابِرِینَ؛(1) و خداوند، چنین صبرکنندگانى را دوست مى‌دارد. اگر در شأن رزمندگان و بسیجیان، جز همین جمله در قرآن نازل نشده بود، براى پاداش آن‌ها کافى بود. چه پاداشى بالاتر از محبوبیت نزد خداوند قابل تصوّر است؟! آن که پروردگارش او را دوست بدارد، چه چیزى کم خواهد داشت؟!
1. همان.
2. آل عمران (3)، 147.
3. و 3 و 4 و 5. همان.
منبع: آیت الله مصباح یزدی، آفتاب ولایت‏، یاوران امام زمان(ع).





کلمات کلیدی :امام زمان(ع) و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :حلقه وصال




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٧

ا هراس غرب از سخنان رهبری درباره مهدویت ا

نشریه 'ورلد نیوز دیلی' نوشت: 'باتوجه به رویارویی ایران با غرب بر سر برنامه هسته ای ایران، اشاره آیت الله خامنه ای به آخرالزمان، می تواند هشداری به رهبران غربی تلقی شود.'

 

به گزارش خبرگزاری شبستان، سایت روزآنلاین(Roozonline)، روز سه شنبه ۲۰ تیر(July.۱۰) به نقل از نشریه "ورلد نیوز دیلی" نوشت: "رهبر ایران برای اولین بار به ملت خود گفته است که باید برای "آخرالزمان" آماده باشند. این در حالی است که ایران به برنامه هسته ای خود ادامه می دهد. تمامی رسانه های دولتی ایران در هماهنگی با یکدیگر، روز جمعه داستان مشابهی را منتشر کردند و بر پیام آیت الله علی خامنه ای درباره ظهور حضرت مهدی تاکید کردند. تاکنون، رسانه های دولتی برای اجتناب از اطلاق صفت مهدوی به دولت ایران، در مورد ظهور امام دوازدهم از علمای حوزه علمیه نقل قول می کردند."

 

این سایت ادامه داد: "با این وجود، اکنون با توجه به رویارویی ایران با غرب بر سر برنامه هسته ای ایران، اشاره رهبر ایران به آخرالزمان، می تواند هشداری به رهبران غربی تلقی شود. [آیت الله] خامنه ای گفت: "موضوع امام مهدی از مهمترین مسائل است و مساله ظهور وی به روشنی در دین مقدس اسلام بیان شده است. ما باید آن را مطالعه کنیم و نسبت به آخرالزمان و ظهور مهدی هشیار باشیم....ما باید محیط را برای ظهور آماده کنیم تا ایشان تشریف بیاورند."

 

روزآنلاین افزود: "مذهب شیعه بر این باور است جنگی که در آن یک سوم جمعیت دنیا[!] در جنگ و گرسنگی کشته خواهند شد، باید سراسر زمین را در بر گیرد و بی قانونی به طور کامل حکمفرما می شود. در این میان اسرائیل باید نابود شود و تنها آن زمان است که امام مهدی ظهور می کند و کفار را به قتل می رساند و پرچم اسلام را در سراسر دنیا برافراشته می کند. نهادهای متعددی در ایران، زیر نظر [آیت الله]خامنه ای، در باره ظهور [حضرت]مهدی[عج تحقیق می کنند و سالانه کنفرانس هایی را در زمینه مهدویت برگزار می کنند. [آیت الله]خامنه ای گفت: "امروز ما وظیفه ای در باره ظهور داریم.....اگر ما سرباز امام زمان هستیم باید آماده باشیم. به یاری خداوند و با امدادهای غیبی او ما موفق می شویم به تمدن اسلامی در دنیا افتخار کنیم. این سرنوشت ماست...... جوانان و مومنان باید خود رابرای این حرکت عظیم آماده کنند." [آیت الله]خامنه ای با استناد به قرآن گفت آمدن [حضرت] مهدی قول خداوند است. او گفت: "زمانی می رسد که قدرت های استکباری جهان نابود می شوند و انسانیت در پرتو امام مهدی متجلی می شود."

روزآنلاین در ادامه نوشت: "گزارش شده است که جزوه ای به نام " 6 ماه آخر" میان نیروهای نظامی توزیع شده است تا آمادگی آنان را در مقابله با غرب تقویت کند. این جزوه می گوید که سپاه پاسداران و بسیج باید برای وظایف خود در طول جنگ آماده باشند. سپاه پاسداران روز یکشنبه با هشدار به اسرائیل و آمریکا گفته است که آنها باید حدس بزنند موشک های ایران به چه کلاهکی مجهز خواهد بود. در سایت مشرق نیز به تفصیل درباره توان موشکی ایران و قدرت تخریبی آن سخن گفته شده است. در این سایت گفته شده که موشک دو مرحله ای سجیل، قادر است دفاع موشکی اسرائیل را درنوردد و "خواب صهیونیست ها" را مختل کند. غرب، پس از یک دهه مذاکره با ایران، همچنان در فکر مهار کردن برنامه هسته ای پنهانی ایران است. آخرین گزارشات آژانس هسته ای حاکی از آن است که ایران غنی سازی اورانیوم در نظنز و فردو را همچنان ادامه می دهد و اورانیوم غنی شده کافی برای پنج بمب هسته ای در اختیار دارد. با وجود اینکه اکثریت ایرانیان[!] با حکومت مخالف هستند، تحریم های غرب نتوانسته است برنامه هسته ای ایران را متوقف کند؛ چیزی که نه تنها ممکن است به بحران اقتصادی جهانی بدل شود بلکه ممکن است باعث کشته شدن میلیون ها افراد بیگناه از جمله ایرانی ها شود."





کلمات کلیدی :رهبری و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :آخرالزمان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۸

40 حدیث از امام زمان (عج)


إنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ أَحَد قَرابَةٌ، وَ مَنْ أنْکَرَنى فَلَیْسَ مِنّى، وَ سَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح / بین خداوند و هیچ یک از بندگانش، خویشاوندى وجود ندارد - و براى هرکس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده مى شود - هرکس مرا انکار نماید از (شیعیان و دوستان) ما نیست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (علیه السلام) خواهد بود.

1- قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) :
الَّذى یَجِبُ عَلَیْکُمْ وَ لَکُمْ أنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَةٌ وَ أئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فى أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْویلَ الْکِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.([1])
امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود که معتقد باشید بر این که ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم.
همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشیم، حلال و حرام را مى شناسیم، تأویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم.

2- قالَ (علیه السلام) : أنَا خاتَمُ الاْوْصِیاءِ، بى یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شیعَتی.([2])
فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.

3- قالَ (علیه السلام) : أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إلى رُواةِ حَدیثِنا (أحادیثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ أنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَیْکُمْ.([3])
فرمود: جهت حلّ مشکلات در حوادث - امور سیاسى، عبادى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و... - به راویان حدیث و فقهاء مراجعه کنید که آن ها در زمان غیبت خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مى باشم.

4- قالَ (علیه السلام) : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.([4])
فرمود: حقانیّت و واقعیّت با ما اهل بیت رسول الله صلّى الله علیه وآله وسلّم مى باشد و کناره گیرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا که ما دست پروره هاى نیکوى پروردگار مى باشیم; و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.

5- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْجَنَّةَ لا حَمْلَ فیها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَةَ، فَإذَا اشْتَهى مُؤْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَیرِ حَمْل وَ لا وِلادَة عَلَى الصُّورَةِ الَّتى یُریدُ کَما خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) عِبْرَةً.([5])
فرمود: همانا بهشت جایگاهى است که در آن آبستن شدن و زایمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نماید، خداوند متعال بدون جریان حمل و زایمان، فرزند دلخواهش را به او مى دهد همان طورى که حضرت آدم (علیه السلام) را آفرید.

6- قالَ (علیه السلام) : لا یُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا یَدَّعیهِ إلاّ جاحِدٌ کافِرٌ.([6])
فرمود: کسى با ما، در رابطه با مقام ولایت و امامت مشاجره و منازعه نمى کند مگر آن که ستمگر و معصیت کار باشد، همچنین کسى مدّعى ولایت و خلافت نمى شود مگر کسى که منکر و کافر باشد.

7- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إلاّ کَذّابٌ مُفْتَر، وَ لا یَدَّعیهِ غَیْرُنا إلاّ ضالٌّ غَویٌّ.([7])
فرمود: حقیقت - در همه موارد و امور - با ما و در بین ما اهل بیت عصمت و طهارت خواهد بود و چنین سخنى را هر فردى غیر از ما بگوید دروغ گو و مفترى مى باشد; و کسى غیر از ما آن را ادّعا نمى کند مگر آن که گمراه باشد.

8- قالَ (علیه السلام) : أبَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماماً وَ لِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقاً.([8])
فرمود: همانا خداوند متعال، إباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن که به إتمام و کمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد.

9- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَمْ یَکُنْ لاِحَد مِنْ آبائى إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِه بَیْعَةٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّى أخْرُجُ حینَ أخْرُجُ وَ لا بَیْعَةَ لاِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فى عُنُقی.([9])
فرمود: همانا پدران من (ائمّه و اوصیاء علیهم السّلام)، بیعت حاکم و طاغوت زمانشان، بر ذمّه آن ها بود; ولى من در هنگامى ظهور و خروج نمایم که هیچ طاغوتى بر من منّت و بیعتى نخواهد داشت.

10- قالَ (علیه السلام) : أنَا الَّذى أخْرُجُ بِهذَا السَیْفِ فَأمْلاَالاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.([10])
فرمود: من آن کسى هستم که در آخر زمان با این شمشیر - ذوالفقار - ظهور و خروج مى کنم و زمین را پر از عدل و داد مى نمایم همان گونه که پر از ظلم و جور شده است.

11- قالَ (علیه السلام) : اِتَّقُوا اللهُ وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّوا الاْمْرَ إلَیْنا، فَعَلَیْنا الاْصْدارُ کَما کانَ مِنَّا الاْیراُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّیَ عَنْکُمْ.([11])
فرمود: از خدا بترسید و تسلیم ما باشید، و امور خود را به ما واگذار کنید، چون وظیفه ما است که شما را بى نیاز و سیراب نمائیم همان طورى که ورود شما بر چشمه معرفت به وسیله ما مى باشد; و سعى نمائید به دنبال کشف آنچه از شما پنهان شده است نباشید.

12- قالَ (علیه السلام) : أمّا أمْوالُکُمْ فَلا نَقْبَلُها إلاّ لِتُطَهِّرُوا، فَمَنْ شاءَ فَلْیَصِلْ، وَ مَنْ شاءَ فَلْیَقْطَعْ.([12])
فرمود: اموال - خمس و زکوت - شما را جهت تطهیر و تزکیه زندگى و ثروتتان مى پذیریم، پس هر که مایل بود بپردازد، و هر که مایل نبود نپردازد.

13- قالَ (علیه السلام) : إنّا نُحیطُ عِلْماً بِأنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیْیءٌ مِنْ أخْبارِکُمْ.([13])
فرمود: ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشنائیم و چیزى از شما نزد ما پنهان نیست.

14- قالَ (علیه السلام) : مَنْ کانَتْ لَهُ إلَى اللهِ حاجَةٌ فَلْیَغْتَسِلْ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّیْلِ وَ یَأْتِ مُصَلاّهُ.([14])
فرمود: هر که خواسته اى و حاجتى از پیشگاه خداوند متعال دارد بعد از نیمه شب جمعه غسل کند و جهت مناجات و راز و نیاز با خداوند، در جایگاه نمازش قرار گیرد.

15- قالَ (علیه السلام) : یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، إلاّ خَواصَّ الشّیعَةِ الَّتى تَشْبَهُ أقْوالُهُمْ أفْعالَهُمْ.([15])
فرمود: اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضى شماها براى همدیگر نبود، هرکس روى زمین بود هلاک مى گردید، مگر آن شیعیان خاصّى که گفتارشان با کردارشان یکى است.

16- قالَ (علیه السلام) : وَأمّا قَوْلُ مَنْ قالَ: إنَّ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) لَمْ یَمُتْ فَکُفْرٌ وَ تَکْذیبٌ وَ ضَلالٌ.([16])
فرمود: و امّا کسانى که معتقد باشند حسین (علیه السلام) زنده است و وفات نکرده، کفر و تکذیب و گمراهى است.

17- قالَ (علیه السلام) : مِنْ فَضْلِهِ، أنَّ الرَّجُلَ یَنْسَى التَّسْبیحَ وَ یُدیرُا السَّبْحَةَ، فَیُکْتَبُ لَهُ التَّسْبیحُ.([17])
فرمود: از فضائل تربت حضرت سیّدالشّهداء (علیه السلام) آن است که چنانچه تسبیح تربت حضرت در دست گرفته شود ثواب تسبیح و ذکر را دارد، گرچه دعائى هم خوانده نشود.

18- قالَ (علیه السلام) : فیمَنْ أفْطَرَ یَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضان مُتَعَمِّداً بِجِماع مُحَرَّم اَوْ طَعام مُحَرَّم عَلَیْهِ: إنَّ عَلَیْهِ ثَلاثُ کَفّارات.([18])
فرمود: کسى که روزه ماه رمضان را عمداً با چیز یا کار حرامى افطار - و باطل - نماید، (غیر از قضاى روزه نیز) هر سه نوع کفّاره (60 روزه، اطعام 60 مسکین، آزادى یک بنده) بر او واجب مى شود.

19- قالَ (علیه السلام) : ألا أُبَشِّرُکَ فِى الْعِطاسِ؟ قُلْتُ: بَلى، فَقالَ: هُوَ أمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أیّام.([19])
نسیم خادم گوید: در حضور حضرت عطسه کردم، فرمود: مى خواهى تو را بر فوائد عطسه بشارت دهم؟
عرض کردم: بلی.
فرمود: عطسه، انسان را تا سه روز از مرگ نجات مى بخشد.

20- قالَ (علیه السلام) : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّانى فى مَحْفِل مِنَ النّاسِ.
(وَ قالَ (علیه السلام) :) مَنْ سَمّانى فى مَجْمَع مِنَ النّاسِ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللهِ.([20])
فرمود: ملعون و مغضوب است کسى که نام اصلى مرا در جائى بیان کند.
و نیز فرمود: هر که نام اصلى مرا در جمع مردم بر زبان آورد، بر او لعنت و غضب خداوند مى باشد.

21- قالَ (علیه السلام): یَعْمَلُ کُلُّ امْرِیء مِنْکُمْ ما یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَ لْیَتَجَنَّب ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَاِنَّ امْرَءاً یَبْغَتُهُ فُجْأةٌ حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حُوبَة.([21])
فرمود: هر یک از شما باید عملى را انجام دهد که سبب نزدیکى به ما و جذب محبّت ما گردد; و باید دورى کند از کردارى که ما نسبت به آن، ناخوشایند و خشمناک مى باشیم، پس چه بسا شخصى در لحظه اى توبه کند که دیگر به حال او سودى ندارد و نیز او را از عِقاب و عذاب الهى نجات نمى بخشد.

22- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الاْرْضَ تَضِجُّ إلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَوْلِ الاْغْلَفِ أرْبَعینَ صَباحاً.([22])
فرمود: زمین تا چهل روز از ادرار کسى که ختنه نشده است ناله مى کند.

23- قالَ (علیه السلام) : سَجْدَةُ الشُّکْرِ مِنْ ألْزَمِ السُّنَنِ وَ أوْجَبِها.([23])
فرمود: سجده شکر پس از هر نماز از بهترین و ضرورى ترین سنّتها است.

24- قالَ (علیه السلام) : إنّى لاَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ، کَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لاِهْلِ السَّماءِ.([24])
فرمود: به درستى که من سبب آسایش و امنیّت براى موجودات زمینى هستم، همان طورى که ستاره ها براى اهل آسمان أمان هستند.

25- قالَ (علیه السلام) : قُلُوبُنا اَوْعِیَةٌ لِمَشیَّةِ اللهِ، فَإذا شاءَ شِئْنا.([25])
فرمود: قلوب ما ظرف هائى است براى مشیّت و اراده الهى، پس هرگاه او بخواهد ما نیز مى خواهیم.

26- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ مَعَنا، فَلا فاقَةَ بِنا إلى غَیْرِهِ، وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا.([26])
فرمود: خدا با ما است و نیازى به دیگران نداریم; و حقّ با ما است و هر که از ما روى گرداند باکى نداریم.

27- قالَ (علیه السلام) : ما أُرْغَمَ أنْفَ الشَّیْطانِ بِشَیْیء مِثُلِ الصَّلاةِ.([27])
فرمود: هیچ چیزى و عملى همانند نماز، بینى شیطان را به خاک ذلّت نمى مالد و او را ذلیل نمى کند.

28- قالَ (علیه السلام) : لا یَحِلُّ لاِحَد أنْ یَتَصَرَّفَ فى مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إذْنِهِ.([28])
فرمود: براى هیچکس جائز نیست که در اموال و چیزهاى دیگران تصرّف نماید مگر با اذن و اجازه صاحب و مالک آن.

29- قالَ (علیه السلام) : فَضْلُ الدُّعاءِ وَ التَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ.([29])
فرمود: فضیلت تعقیب دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب نسبت به بعد از نمازهاى مستحبّى همانند فضیلت نماز واجب بر نماز مستحبّ مى باشد.

30- قالَ (علیه السلام) : أفْضَلُ أوْقاتِها صَدْرُا النَّهارِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ.([30])
فرمود: (براى انجام نماز جعفر طیّار) بهترین و با فضیلت ترین اوقات پیش از ظهر روز جمعه خواهد بود.

31- قالَ (علیه السلام) : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أخَّرَ الْغَداةَ إلى أنْ تَنْقَضِى النُّجُومُ.([31])
فرمود: ملعون و نفرین شده است آن کسى که نماز صبح را عمداً تأخیر بیندازد تا موقعى که ستارگان ناپدید شوند.

32- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ قَنَعَنا بِعَوائِدِ إحْسانِهِ وَ فَوائِدِ اِمْتِنانِهِ.([32])
فرمود: همانا خداوند متعال، ما اهل بیت را به وسیله احسان و نعمت هایش قانع و خودکفا گردانده است.

33- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ أَحَد قَرابَةٌ، وَ مَنْ أنْکَرَنى فَلَیْسَ مِنّى، وَ سَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح.([33])
فرمود: بین خداوند و هیچ یک از بندگانش، خویشاوندى وجود ندارد - و براى هرکس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده مى شود - هرکس مرا انکار نماید از (شیعیان و دوستان) ما نیست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (علیه السلام) خواهد بود.

34- قالَ (علیه السلام) : أما تَعْلَمُونَ أنَّ الاْرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّة إمّا ظاهِراً وَ إمّا مَغْمُوراً.([34])
فرمود: آگاه و متوجه باشید که در هیچ حالتى، زمین خالى از حجّت خداوند نخواهد بود، یا به طور ظاهر و آشکار; و یا به طور مخفى و پنهان.

35- قالَ (علیه السلام) : إذا أذِنَ اللهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ، وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ.([35])
فرمود: چنانچه خداوند متعال اجازه سخن و بیان حقایق را به ما بدهد، حقانیّت آشکار مى گردد و باطل نابود مى شود و خفقان و مشکلات برطرف خواهد شد.

36- قالَ (علیه السلام) : وَ أمّا وَجْهُ الاْنْتِفاعِ بى فى غَیْبَتى فَکَالاْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إذا غَیَّبَها عَنِ الاْبْصارِ السَّحابُ.([36])
فرمود: چگونگى بهره گیرى و استفاده از من در دوران غیبت همانند انتفاع از خورشید است در آن موقعى که به وسیله ابرها از چشم افراد ناپدید شود.

37- قالَ (علیه السلام) : وَاجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَکُمْ، وَ اللّهُ شاهِدٌ عَلَیَّ وَ عَلَیْکُمْ.([37])
فرمود: هدف و قصد خویش را نسبت به محبّت و دوستى ما - اهل بیت عصمت و طهارت - بر مبناى عمل به سنّت و اجراء احکام الهى قرار دهید، پس همانا که موعظ ها و سفارشات لازم را نموده ام; و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه مى باشد.

38- قالَ (علیه السلام) : أمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإنَّهُ إلَى اللهِ، وَ کَذَبَ الْوَقّاتُونَ.([38])
فرمود: زمان ظهور مربوط به اراده خداوند متعال مى باشد و هرکس زمان آن را معیّن و معرّفى کند دروغ گفته است.

39- قالَ (علیه السلام) : أکْثِرُواالدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فَإنَّ ذلِکَ فَرَجَکُمْ.([39])
فرمود: براى تعجیل ظهور من - در هر موقعیّت مناسبى - بسیار دعا کنید که در آن فرج و حلّ مشکلات شما خواهد بود.

40- دَفَعَ إلَیَّ دَفْتَراً فیهِ دُعاءُالْفَرَجِ وَ صَلاةٌ عَلَیْهِ، فَقالَ علیه السلام : فَبِهذا فَادْعُ.([40])
یکى از مؤمنین به نام أبومحمّد، حسن بن وجناء گوید: زیر ناودان طلا در حرم خانه خدا بودم که حضرت ولیّ عصر امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف را دیدم، دفترى را به من عنایت نمود که در آن دعاى فرج و صلوات بر آن حضرت بود. سپس فرمود: به وسیله این نوشته ها بخوان و براى ظهور و فرج من دعا کن و بر من درود و تحیّت بفرست.

پی نوشت ها :
[1]- تفسیر عیّاشى: ج 1، ص 16، بحارالأنوار: ج 89، ص 96، ح 58.
[2] - دعوات راوندى: ص 207، ح 563.
[3] - بحارالأنوار: ح 2، ص 90، ح 13، و53، ص 181، س 3، وج 75، ص 380، ح 1.
[4]- بحارالأنوار: ج 53، ص 178، ضمن ح 9.
[5]- بحارالأنوار: ج 53، ص 163، س 16، ضمن ح 4.
[6]- بحارالأنوار: ج 53، ص 179، ضمن ح 9.
[7]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، ضمن ح 19.
[8]- بحارالأنوار: ج 53، ص 193، ضمن ح 21.
[9]- الدّرّة الباهرة: ص 47، س 17، بحارالأنوار: ج 56، ص 181، س 18.
[10]- بحارالانوار: ج 53، ص 179، س 14، و ج 55، ص 41.
[11]- إکمال الدّین: ج 2، ص 510، بحارالأنوار: ج 53، ص 191.
[12]- إکمال الدّین: ج 2، ص 484، بحارالأنوار: ج 53، ص 180.
[13]- احتجاج: ج 2، ص 497، بحارالأنوار: ج 53، ص 175.
[14] - مستدرک الوسائل: ج 2، ص 517، ح 2606.
[15]- مستدرک ج 5، ص 247، ح 5795.
[16]- غیبة طوسى: ص 177، وسائل الشّیعة: ج 28، ص 351، ح 39.
[17]- بحارالأنوار: ج 53، ص 165، س 8، ضمن ح 4.
[18]- من لایحضره الفقیه: ج 2، ص 74، ح 317، وسائل الشّیعة: ج 10، ص 55، ح 12816.
[19]- إکمال الدّین: ص 430، ح 5، وسائل الشّیعة: ج 12، ص 89، ح 15717.
[20]- وسائل الشّیعة: ج 16، ص 242، ح 12، بحارالأنوار: ج 53، ص 184، ح 13 و 14.
[21]- بحارالأنوار: ج 53، ص 176، س 5، ضمن ح 7، به نقل از احتجاج.
[22]- وسائل الشّیعة: ج 21، ص 442، ح 27534.
[23]- وسائل الشّیعة: ج 6، ص 490، ح 3، بحارالأنوار: ج 53، ص 161، ضمن ح 3.
[24]- الدّرّة الباهرة: ص 48، س 3.
[25]- بحارالأنوار: ج 52، ص 51، س 4، به نقل از غیبة نعمانی.
[26]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، إکمال الدّین: ج 2، ص 511.
[27]- بحارالأنوار: ج 53، ص 182، ضمن ح 11.
[28]- بحارالأنوار: ج 53، ص 183، ضمن ح 11.
[29]- بحارالأنوار: ج 53، ص 161، ضمن ح 3.
[30]- بحارالأنوار: ج 56، ص 168، ضمن ح 4.
[31]- بحارالأنوار: ج 55، ص 16ؤ ضمن ح 13، و ص 86، ص 60، ح 20.
[32]- بحارالأنوار: ج 52، ص 38، ضمن ح 28.
[33]- بحارالأنوار: ج 50، ص 227، ح 1، به نقل از احتجاج.
[34]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، س 5، ضمن ح 19.
[35] - بحارالأنوار: ج 53، ص 196، س 12، ضمن ح 21.
[36]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 21، ضمن ح 10.
[37]- بحارالأنوار: ج 53، ص 179، س 16، ضمن ح 9.
[38]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 1، ضمن ح 10.
[39]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 23، ضمن ح 10.
[40]- إکمال الدّین شیخ صدوق: ص 443، ح 17، بحارالأنوار: ج 52، ص 31، ضمن ح 27.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :40 حدیث گهربار از امام زمان (عج) و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدی در روایات




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٤

کتاب 'مهربان ترین پدر' نوشتاری چند در امامت و ولایت موعود(ع) منتشر شد.

  کتاب "مهربان ترین پدر" نوشتاری چند در امامت و ولایت حجّت موعود(ع) ازسوی نویسندگان گروه پدر مهربان منتشر شد.این کتاب اولین دفتر از سلسله مقالاتی است که برای ارائه نکات ساده و کاربردی در قالب هاب کوتاه و موثر در معرفی مهربانترین پدر –حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداه- و تحکیم پیوند عاطفی و تمسک و ارتباط قلبی با حضرتش؛ پدری که ضرب آهنگ قلب پر عطوفش همه هستی را در برمی گیرد ... و او خود قلب عالم هستی است.

 

محتوای این دفتر در 2 فصل: "مقام امامت و ولایت" و "مقام قائمیت" با موضوعات مستقل و سبک های متنوع ارائه شده است. اکثر مطالب برگرفته شده از روایات، تشرفات و وقایع تاریخی است که با نثری ادبی بیان شده است. دو منصب الهی امامت و قائمیت که یکی منصبی برای تمامی امامان و دیگری - قائمیت - منصب خاص آن مهربان پدر در ستاندن حقوق تمامی فرزندان خود و برقراری عدل در پهنه گیتی است.


شایان ذکر است، کتاب "مهربان ترین پدر" نوشته جمعی از نویسندگان گروه پدر مهربان و ازسوی نشر آفاق منتشر شده است. علاقه مندان برای تهیه این کتاب می توانند از وب سایت www.kindfather.ir بازدید کنند.

 





کلمات کلیدی :بقیه الله و کلمات کلیدی :کتاب و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٤

امام علی(ع) در خطبه معروف به 'خطبةالبیان' به بیان نشانه‌های ظهور امام زمان(عج) و وقایع هنگام ظهور آن حضرت می‌پردازد و از پیمانی سخن می‌گوید که می‌تواند درحال حاضر به عنوان 'میثا‌ق‌نامه منتظران' مطرح شود.

 

خبرگزاری شبستان: وظیفه اصلی منتظران ظهور امام زمان (عج) در انتظار ظهور حضرت صاحب‌الزمان (عج) دوگونه است: یکی انتظار اعتقادی و شعاری و دیگری انتظار عملی و فراهم کردن زمینه ظهور آن حضرت، آنچه که مهم‌تر و ماموریت اصلی منتظران ظهور است، انتظار عملی و زمینه‌سازی برای برپایی حکومت عدل جهانی، در ظهور حضرت مهدی(عج) است.

علی‌ بن محمد از محمدبن ‌علی بن‌ابراهیم و او از عبدالله بن صالح نقل می‌کند که گفت: "امام زمان(عج) را در کنار حجرالاسود مشاهده کردم که مردم همگی جذب نورانیت وجود او شده بودند، در حالی که ایشان را نمی‌شناختند، چنین مجذوب بودند".

درحالی که حضرت صاحب‌الزمان(عج) می‌فرمود: "ما بهذا امروا"؛‌ "به این کار امر نشده‌اند"، کنایه از اینکه شیعیان به کارهای عملی، جهت فراهم کردن زمینه ظهور آن حضرت مامور هستند و باید همه به دنبال آن کار بروند و صرف ایستادن و به به گفتن کافی نیست. (فرهنگ سخنان حضرت مهدی (عج)، محمد دشتی (ره)، صفحه71-72، به نقل از اصول کافی، جلد یک صفحه 331)

 

* شرایط بیعت یاران خاص با امام زمان(عج)

حضرت امیرالمومنین(ع) درخطبه معروف به "خطبةالبیان" که در بصره ایراد فرمودند، در بیان علائم و نشانه‌های ظهور امام زمان(عج) و نیز وقایع هنگام و بعد از ظهور آن حضرت، مطالبی فرمود که در بخشی از آن آمده است:

پس از آن‌که حضرت صاحب‌الزمان(عج) در ابتدای ظهور، یاران خاص خویش، یعنی همان 313نفر را مورد آزمایش قرار می‌دهد و آنان را در طلب آن حضرت از مکه به مدینه، 3 بار رفت و آمد می‌کنند، آن بزرگوار بین صفا و مروه بر آنان ظاهر می‌شود و خطاب به آنان می‌فرمایند: "انی لست قاصعاً امراً حتی تبایعونی علی ثلاثة خصلةٍ تلزمکم لا تغیّرون منها شیئاً و لکم علیّ ثمان خصالٍ فقالوا: سمعنا و اطعنا فاذکر لنا ما انت ذاکره، یا ابن رسول الله!"؛ "هیچ برنامه روشنی برای شما ارائه نمی‌دهم،‌ مگر این که با من هم‌پیمان شوید که سی خصلت را همواره مراعات کنید و هرگز هیچ یک از آنها را تغییر ندهید و رها نکنید، در برابر پیمانی که شما با من می‌بندید، من هم با شما پیمان می‌بندم، هشت خصلت را همواره مدنظر داشته باشم".

 

آنان عرض می‌کنند: ‌ما گوش به فرمان و مطیع هستیم، ای پسر پیامبر خدا! هر شرطی که می‌خواهی مطرح فرما، پس از آن که یاران اعلان آمادگی کردند، حضرت صاحب الزمان(عج)، به طرف کوه صفا حرکت می‌کند و آنان نیز همراه آن حضرت حرکت می‌کنند، در آنجا امام زمان(عج) خطاب به آنان می‌فرماید: "اما آن 30 نکته‌ای که باید منشور هم‌پیمانی شما با من باشد، مواردی است که در ذیل می‌آید:

1- هرگز از اطاعت من سرپیچی نکنید و از هیچ یک از اصول توافقات عقب نشینی نکنید.

2-هرگز دست به دزدی نزنید.

3- هرگز به زناکاری آلوده نگردید.

4- هرگز فعل حرام انجام ندهید.

5- هرگز به فحشا و فساد گرایش نداشته باشید.

6- به ناحق هیچ کس را نزنید.

7- به زراندوزی و جمع کردن طلا مبادرت نکنید.

8- به جمع کردن نقره مشغول نشوید.

9- گندم را احتکار نکنید.

10- هرگز جو را احتکار نکنید.

11- هیچ مسجدی را خراب نکنید.

12- هرگز شهادت باطل ندهید.

13- هرگز از مومنین بدگویی نکنید.

14- هرگز ربا نخورید.

15- در سختی‌ها بردبار باشید.

16- بر هیچ خداپرستی لعنت نفرستید.

17- هرگز شراب نخورید.

18- هرگز لباس زربافت (بافته شده از تاروپود طلا) نپوشید.

19- هرگز پارچه ابریشمی را به روی خود نیندازند.

20- لباسی که از دیباج «پارچه ابریشمی رنگ شده» دوخته شده است را نپوشید.

21- دشمن شکست خورده در حال فرار را تعقیب نکنید و نکشید.

22- هیچ خون ناحقی را نریزید.

23- با هیچ مسلمانی به حیله و نیرنگ برخورد نکنید.

24- حتی بر کفار هم تجاوز و ستم نکنید.

25- با منافقان به تجاوز و ستم برخورد نکنید.

26- هرگز لباس دوخته شده از ابریشم بر تن نکنید.

27- در زندگی ساده‌زیست باشید و خاک، فرش زندگی شما باشد.

28- از فساد و فحشا همواره بیزاری بجویید.

29- امر به معروف را سرلوحه زندگی خویش قرار دهید.

30- همواره نهی از منکر کنید.

هرگاه شما نسبت به این 30 مورد ذکر شده با من پیمان بستید، این حق را خواهید داشت که من هم در مورد هشت چیز با شما پیمان بسپارم:

1-متعهد می‌شوم، شما دوستان خاص من باشید و دیگران را بر شما ترجیح ندهم.

2- لباس‌هایی را که می‌پوشم، مانند لباس‌های شما باشد.

3- غذا و خوراکم مانند غذای شما باشد.

4- مرکب سواری من همطراز مرکب شما باشد.

5- در همه حال و هر زمان با شما باشم.

6- همواره همراه با شما حرکت کنم.

7- در زندگی به مقدار کم راضی باشم.

8- زمین پر از ظلم و جور شده را پر از عدل و داد کنم.

پس همگان، خدا را آن گونه که شایسته است، عبادت می‌کنیم، من به عهدم با شما وفا می‌کنم و شما هم به عهدتان با من وفادار بمانید."

حال آیا ما منتظر واقعی امام عصر(عج) هستیم؟ می‌توانیم با توجه به این تعهدات خود را بیازماییم.

 

یادداشتی از مریم محمودزاده، استاد دانشگاه شهیدبهشتی





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدویت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٤


حضور آن حضرت از هر حاضر دیگری قوی تر و جدی تر است و تنها تفاوتش با حضور دیگران، همین است که او دیده نمی شود و در واقع غیبت، حجابی بین ما و ایشان قرار داده است که او را نمی بینیم و از حال او بی خبریم.

 

آیا این سخن صحیح است که بگوییم، امام زمان(عج) غایب نیست، در اصل ما غایب هستیم و امام زمان(عج) منتظر واقعی است، یعنی ما غائب هستیم و او منتظر آمدن ماست؟[1]
پاسخ:
معنای غیبت امام مهدی(عج) ظاهر نبودن ایشان است و اینکه بعضی تصور می کنند غیبت به معنی عدم حضور ایشان است، تصور غلطی است؛ با توجه به این واقعیت، امام زمان در اجتماع ما حضور دارد و پیوسته در میان ماست و ما را می بیند و از حال ما باخبر است، چنانکه در روایات مطرح شده است. پس حضور آن حضرت از هر حاضر دیگری قوی تر و جدی تر است و تنها تفاوتش با حضور دیگران، همین است که او دیده نمی شود و در واقع غیبت، حجابی بین ما و ایشان قرار داده است که او را نمی بینیم و از حال او بی خبریم، ولی بین او و ما هیچ حجابی و پرده ای نیست و لذا ما را می بیند و اطلاع کامل و آگاهی عمیق نسبت به ما و احوال و همه مسلمین و بلکه انسان ها دارد. در این حال آیا جا ندارد بگوییم او غایب نیست بلکه حاضر است و ما در خدمت او نیستیم و او را حس نمی کنیم؛ پس ما غایبیم و به تعبیر دیگر، در واقع او انتظار می کشد که آماده شویم تا ظهور کند و حکومت عدل را بگستراند.


خلاصه اینکه مطلبی که در سوال آمده، هماهنگ با شعر لطیفی است که مرحوم فیض کاشانی سروده است:
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است


* مدت غیبت
غیبت امام مهدی(عج) تا چه زمانی طول خواهد کشید؟
در مورد زمان دقیق پایان غیبت حضرت و وقت ظهور، کسی اطلاعی ندارد و اگر کسی مدعی تعیین وقت ظهور و پایان غیبت بشود، دروغ گو است؛ زیرا موضوع پایان غیبت حضرت و اعلام ظهور، فقط به اراده الهی بستگی دارد و خود حضرت مهدی(عج) هم منتظر دستور و فرمان ظهور از سوی خداوند است.
به همین دلیل، نه تنها در روایات، زمانی برای ظهور تعیین نشده، بلکه تعیین کنندگان به شدت دروغ گو خوانده شده اند. فردی به نام مهزم از امام صادق علیه السلام پرسید: فدایت شوم! ظهور قائم آل محمد(ص) و تشکیل دولت حق به درازا کشید؛ پس چه وقت روی می دهد؟ حضرت پاسخ داد: "تعیین کنندگان وقت ظهور دروغ می گویند، تعجیل کنندگان هلاک می شوند، و تسلیم شوندگان نجات می یابند و به سوی ما باز می گردند".[2]


تعیین وقت نکردن از سوی معصومان(ع) و تکذیب وقت گذاران، با توجه به اسرار و حکمت هایی است که در نامعلوم بودن آن نهفته است. یکی از آن حکمت ها، جلوگیری از سوء استفاده اشخاص ناپاک از این قضیه است. البته سخن از نزدیک شدن به عصر ظهور، چنان که در روایات نشانه های ظهور مطرح شده، با این مطلب منافات ندارد؛ زیرا آن چه در روایات ممنوع و تکذیب شده، اظهار نظر قطعی در مورد ظهور از نظر سال و ماه و روز است، نه نزدیک دانستن ظهور.


البته ظهور امام مهدی(عج) شرایطی دارد. در زمانی که این شرایط محقق شود، ظهور نیز تحقق می یابد. مهم ترین این شرایط و زمینه ها، فراهم شدن یاوران مخلص و توان مند و آمادگی جهانی برای پذیرش رهبر معصوم است.
پی نوشت:

[1] مهدویت:پرسش‌ها و پاسخ‌ها
2 - کافی، ج1، ص 368،ح1.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٧

ا نشانه های شگفت انگیز آخرالزمان ا

آخرالزمان یک زمان معلوم و محدودی نیست تا بتوان گفت: فلان زمان آخرالزمان است؟ همانطور که نمی توان زمان و موقع ظهور حضرت مهدی(عج) را تعیین کرد. . .

 

خبرگزاری شبستان: طی بررسی آیات و روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور، به وقایعی برمی‌خوریم که در نشئه دنیا رایج نیست، یعنی اینکه به وسیله قوانین حاکم در نشئه فعلی، بروز چنین اتفاقاتی عادی و ممکن نیست. این موضوع این سؤال را بر می‌انگیزد که آیا در زمان ظهور، نشئه اول تمام و نشئه‌ای دیگر برپا می‌گردد؟ در جواب این پرسش برخی معتقدند وقایع عجیب و غیرعادی که در این روایات مطرح شده است، همگی در چارچوب قوانین فعلی مادی امکان وقوع دارند اما توسط فناوری‌های بسیار پیشرفته‌ای که در آینده ابداع خواهد شد. لذا این گونه افراد دوران حکومت حقه در زمان ظهور را ادامه نشئه فعلی می‌دانند. اگر چنین جوابی صحیح و منطبق بر واقعیت باشد می‌توان همین موضوع را برای قیامت قائل شد و مطرح نمود که تمام اتفاقات غیر عادی که در قیامت رخ می‌دهد توسط فناوری فوق مدرنی است که در آینده اختراع خواهد شد، و سپس این استدلال را دائما تکرار کرد و تا درجه انتهایی بهشت همه چیز را تکنولوژیک تصور نمود! اما چنین فرضیه‌ای توسط هیچکس مطرح نمی‌شود و غالبا قیامت نشئه‌ای جدید قلمداد می‌شود.

مقدمه

"آخرالزمان" یا پایان دوران همان گونه که از نام آن برمی‌آید به انتهای یک دوره اطلاق می‌شود و مقطعی از زمان است که در آن تغییر از یک دوره به دوره‌ای جدید رخ می‌دهد. از آنجا که اکنون دوره دنیا برپاست آخرالزمان به انتهای دوره دنیا مربوط می‌شود.

آخرالزمان از دیدگاه ادیان به دورانی گفته می‌شود که وقایعی عظیم و عجیب در آن رخ می‌دهد و حاکی از انتهای زندگی به شیوه فعلی بر روی زمین است. انتظار می‌رود با سپری شدن آخرالزمان دوره جدیدی فرا برسد که بسیار با وضعیت پیشین آن متفاوت باشد. همچنین در این زمان است که ادیان الهی به ظهور مردی بشارت داده اند که ظلم و جور را از زمین بر می‌چیند و آن را پر از عدل و داد می‌سازد. نمونه چنین بشارت هایی در کتب آسمانی آمده است.

چکیده:

در این تحقیق به بیان علائم آخرالزمان و نشانه های زمانی آخرالزمان و اوصاف مردم آخرالزمان و علائم ظهور که به دو دسته حتمی و غیرحتمی تقسیم می شوند، با بهره گیری از احادیث و روایات گردآوری کردیم و در آخر به وظائف شیعه در آخرالزمان می پردازیم.

 

معنای کلمه آخرالزمان:

معنی کلمۀ آخرالزمان از معانی نسبی به شمار می رود، مثلا: زمان فعلی را که مدت یک هزار و چهارصد و اندی سال از هجرت پیامبر اکرم(ص)می گذرد، نسبت به آن زمانی که آن حضرت مبعوث به رسالت و پیغمبری شده می توان گفت: آخرالزمان است و مدت 500 یا یک هزار یا 2 هزار سال آینده را نسبت به زمان فعلی ما می توان گفت آخر الزمان است و...

بنابراین، آخرالزمان یک زمان معلوم و محدودی نیست تا بتوان گفت: فلان زمان آخرالزمان است؟ همانطور که نمی توان زمان و موقع ظهور حضرت مهدی(عج) را تعیین کرد، همانطور هم نمی توان آخرالزمان را محدود و معلوم کرد. البته از یک طریق می توان تا اندازه ای معنی کلمۀ آخر الزمان را دریافت و آن این است: وقتی اکثر علاماتی که پیامبر اسلام(ص)و آل اطهر آن حضرت خبر داده اند، عملی شوند. می توان به آن زمان آخرالزمان گفت و در انتظار ظهور مهدی(عج) بود. و لذا بر منتظران ظهور لازم است که با نگاهی به روایات معصومین(ع) با این علامات آشنا شوند تا هم با شرایط زمانی و مکانی و هم به وظایف خود در این زمینه آشنا شوند.(1)

 

علائم آخرالزمان:

در روایات اسلامی برای دوره آخرالزمان علایم و نشانه هایی ذکر شده که با تحقق این علایم و نشانه ها، پی می بریم که هم اکنون در دوره آخرالزمان قرار داریم. اینک به برخی از این علایم و نشانه ها اشاره می کنیم:

1- گسترش ترس و ناامنی

امام باقر(ع) می فرماید: "لایقوم القائم إلا علی خوف شدید..." ؛(2) "حضرت قائم(ع) قیام نمی کند مگر در دورانی پر از بیم و هراس." و نیز فرمود: "مهدی(ع) هنگامی قیام می کند که زمام کارهای جامعه در دست ستمکاران باشد."(3)

2- تهی شدن مساجد از هدایت

پیامبر(ص) درباره وضعیت مساجد در آخرالزمان می فرماید: "مساجدهم عامره و هی خراب من الهوی"(4)؛ "مسجدهای آن زمان و آباد و زیباست. ولی از هدایت و ارشاد و در آن خبری نیست."

3- سردی عواطف انسانی

حضرت رسول(ص) در این باره می فرماید: "فلا الکبیر یرحم الصغیر و لا القوی یرحم الضعیف، و حینئذ یأذن الله له بالخروج"(5)؛ "در آن روزگار، بزرگترها و به زیر دستان و کوچکترها ترحم نمی کنند و قوی بر ضعیف ترحم نمی نمایند. در آن هنگام خداوند به او [مهدی(ع)] اذن قیام و ظهور می دهد.»

4- گسترش فساد اخلاقی

رسول خدا(ص) می فرمایند: "قیامت بر پا نمی شود تا آن که زنی را در روز روشن و به طور آشکار گرفته، در وسط راه به او تعدی می کنند و هیچ کس این کار را نکوهش نمی کند".

محمدبن مسلم می گوید: به امام باقر(ع) عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام فرمود: "إذا تشبه الرجال بالنساء، و النساء بالرجال، و اکتفی الرجال و بالرجال، و النساء بالنساء"؛(6) "هنگامی که مردها خود را شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان کنند. آن گاه که مردان به مردان اکتفا کرده و زنان و به زنان اکتفا کنند."

5- آرزوی کمی فرزند

پیامبر(ص) فرمود: "رستاخیز برپا نمی شود تا آن که کسی پنج فرزند دارد آرزوی 4 فرزند کند. و آن که 4 فرزند دارد می گوید: کاش 3 فرزند داشتم و صاحب فرزند آرزوی دو فرزند دارد. و آن که دو فرزند دارد، آرزوی یک فرزند بنماید. و کسی که یکی فرزند دارد آرزو کند که کاش فرزندی نداشت".(7)

6- مرگ های ناگهانی

پیامبر اکرم(ص) فرمود: "قیامت برپا نمی شود، تا اینکه مرگ سفید ظاهر شود. گفتند: ای رسول خدا! مرگ سفید چیست؟ فرمود: مرگ ناگهانی".(8)

7- جنگ و کشتار

امام رضا(ع) فرمود: "پیش از ظهور امام زمان(ع) کشتارهای پیایی و بی وقفه رخ خواهد داد."(9)


پی نوشت ها:

1- محمدجواد مهری؛ نشانه های شگفت آور آخرالزمان، ص 33

2- الغیبه، نعمانی، ص 235

3- ملاحم، ابن طاووس، ص 77

4- بحارالانوار، جلد 2، ص190

5- همان جلد 52، ص 380

6- کمال الدین، جلد 1، ص 331

7- فردوس الاخبار، ج 5، ص227

8- الفائق، جلد 1، ص141

9- الغیبه، نعمانی، ص 271
  

ادامه دارد/





کلمات کلیدی :آخرالزمان و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :علائم آخرالزمان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٧

ا ۹۵ درصد معنویت های نوظهور وارداتی است ا

حجت الاسلام شریفی دوست ۹۵ درصد معنویت های نوظهور را وارداتی دانست و گفت: بسط و گسترش معنویت اسلامی و معرفی کامل معنویت های کاذب و آسیب های آن به مردم، وظیفه متولیان فرهنگی اجتماعی است.

 

حجت الاسلام حمزه شریفی دوست، مدیرگروه عرفان‏های نوظهور نهاد رهبری در دانشگاه‏ها درباره عرفان های نوظهور، آسیب های این پدیده، انواع و شکل های این پدیده و راه های مبارزه در گفت گو با خبرنگار شبستان گفت: عرفان های نوظهور تعبیر چندان رسایی نیست و بهتر است از این پدیده به معنویت های نوظهور تعبیر کرد. عرفان یک معنای خاص دارد که دست ما را می بندد و نمی گذارد که ما تمام جریان هایی که فعالیت می کنند را مورد مطالعه قرار داد. به این جهت نحله ها و دین های تازه شکل گرفته و آیین‏های معناگرا را می توان تحت معنویت بررسی و رصد کرد. بسیاری از این جریانات عرفان ندارند ولی معنویت هستند. چون عرفان جایی است که غایتی را به عنوان مقصد سلوک معرفی کنند و بعد از آن سالک را تشویق می کنند که طی مراحل و کارهایی با آن غایت وحدت پیدا کند و با آن یکی شود.


وی افزود: معنویت معنایی عام دارد و هر مسلکی که انسان را به زندگی متفاوت و تغییر درونی و روحانی دعوت کند، نوعی معنویت محسوب می شود. خداوند انسان ها را این گونه خلق کرده که آنها مشتاق و علاقمند به این امر فطری هستند و دوست دارند اموری که در دسترس نیست، مانند ملک، ملکوت، و یا با عالم برزخ و فرشته ها ارتباط برقرار کنند.

نویسنده کتاب "کاوشی در معنویت‌های نوظهور" مهمترین جریان های فعال در کشور را به سه بخش تقسیم کرد و از زوایای گوناگون به دسته بندی آنان پرداخت و گفت: مثلا با طرز نگاه کردن افراد در این فرقه ها به خداوند یک دسته بندی به وجود می آید که آیا خدای ادیان الهی را قبول دارند یا نه؟ دسته بندی عامیانه ای نیز وجود دارد که ویژگی های جغرافیا در آن مطرح است.

با این نگاه دسته اول، معنویت‏های فعال در کشور معنویت‏های شرقی است که از شرق آسیا، چین، هند و ژاپن وارد شده اند. اینها در کشور ما جولانشان بیشتر است مثل یوگاٰ، کریشنا مورتی و مثل لاماییسم.
گروه دوم عرفان هایی است که از آمریکا آمده اند و رنگ و بوی روانشناختی دارند و معمولا خانم ها طرفدار این گونه معنویت‏ها هستند. مثل اسکاول شین، دیانا کوپر، دبی فورد و کاترین پاندر.
دسته سوم هم جریانات بومی و داخلی هستند.

نویسنده کتاب "نیم‌نگاهی به کتاب خود خدایی شیطان‌گرایان" 95 درصد معنویت های نوظهور را وارداتی دانست و اظهارداشت: درصد کمی هم بومی هستند که البته بعضی از این جریانات کمتر شناخته شده اند. عرفان حلقه از معنویت های نوظهور بومی است که غیرمنطبق با آموزه های دینی است و حتی ترم تحصیلی دارند و غیرقانونی دوره برگزار می کنند.


مدیرگروه عرفان‏های نوظهور نهادرهبری در دانشگاه‏ها اولین آسیب معنویت های نوظهور را اندیشه ای خواند و تصریح کرد: به طور مثال بعضی از مفاهیم دینی که مردم با آنها انس داشته و برداشت خوبی از آنها در ذهن دارند،  با تفاسیر مبتذل؛ خاکی و اومانیستی در معنویت های جدید مطرح می شود. مفهومی واضح تر از خدا نداریم اما این مفهوم در این عرفان ها مورد هجمه قرار می گیرد و معنایی کاملا جدید و غیرعقلانی پیدا می کند. درحالی که خداوند جهان خالق کل هستی است و انسان را خلق کرده و برای انسان یک ماموریت الهی در نظر گرفته است.
 

حجت الاسلام شریفی دوست افزود: دسته دیگر از این آسیب ها، آسیب های اجتماعی است. افرادی که در این فرقه ها وارد می شوند، از خانواده و اجتماع طرد می شوند و دلداده یک جریان خاص می شوند. نظام خانواده دچار چالش می شود و در نظام تعلیم و تربیت نیز مشکلاتی ایجاد می شود.


وی سومین آسیب را بروز مشکل روانی توصیف کرد و یادآورشد: بعضی از افرادی که جذب این جریان ها می شوند، معمولا نه تنها به معنویت دست نمی یابند بلکه زندگی شان آلوده به موجودات عجیب و غریبی مانند اجنه و شیطان می شوند و گاهی به مرز جنون و اختلال روانی می رسند.

 

بسط و گسترش معنویت اسلامی وظیفه متولیان فرهنگی

مدیر گروه های پژوهشی مرکز مطالعات موسسه بهداشت معنوی بسط و گسترش معنویت اسلامی را وظیفه ارگان ها و نهادهای اجتماعی برای مبارزه با معنویت های نوظهور دانست و اضافه کرد: متولیان فرهنگی باید این معنویت های کاذب را کامل به مردم معرفی کنند و البته نباید فراموش کرد که هم اکنون در کشور مبتلا به موجی از عرفان های کاذب هستیم.

حجت الاسلام شریفی دوست بااشاره به اینکه نهادهای فرهنگی نمی توانند از این آسیب چشم پوشی کنند، اظهارداشت: متولیان فرهنگی وظیفه دارند برنامه هایی را برای خواص برگزار کنند تا آن ها را نسبت به این موضوع آگاه سازند.





کلمات کلیدی :معنویت های نوظهور و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :رهبری




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٦

اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامشیر به مناسبت فرا رسیدن اعیاد شعبانیه و ولادت امام مهدی (عج) مسابقه وبلاگ نویسی با موضوع مهدویت برگزار می کند.

شرکت در این مسابقه برای تمام سنین آزاد است

برای شرکت در مسابقه به نکات زیر توجه شود.

۱- مشخصات و عکس نویسنده در وبلاگ درج شده باشد

۲- کلیه مطالب، قالب و موضاعات مرتبط با موضوع باشد

۳- تنوع، شکل ، محتوا و زیبایی وبلاگ ملاک است

۴- مهلت ارسال آثار ۱۳/۴/۹۱ می باشد

 شماره تماس: ۲۶۲۵۲۲۳

                    ۲۶۲۵۱۲۲

لطفا جهت داوری آدرس وبلاگ همراه با مشخصات را به ایمیل  ramshirhonar@gmail.com ارسال نمایید





کلمات کلیدی :وبلاگ و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :وظایف منتظران




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤

غیبت هزاران سرّ نهان در نظام دین و برنامه‏ های مترقی آن وجود دارد که درک هر یک، دلی دریا و چشمی بینا می‏خواهد تا آنجا که همه پیامبران هم نمی‏توانند به تمام اسرار آگاه باشند . . .

 

 پیشینه چرایی غیبت به قبل از تولد حضرت حجت باز می‏گردد؛ زمانی که فلسفه غیبت در میان مردم مطرح و پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) در مقام پاسخگویی به آن برآمده‏اند.
هزاران سرّ نهان در نظام دین و برنامه‏های مترقی آن وجود دارد که درک هر یک، دلی دریا و چشمی بینا می‏خواهد تا آنجا که همه پیامبران هم نمی‏توانند به تمام اسرار آگاه باشند.
غیبت ولی عصر(ع) از رازهای بسیار پیچیده‏ای است که با ظهور او همه حقیقت روشن می‏گردد. عبدالله بن فضل هاشمی می‏گوید: امام صادق(ع) فرمود: حضرت صاحب‏الامر ناچار غیبتی خواهد داشت، به طوری که گمراهان در شک واقع می‏شوند. سؤال کردم: چرا؟ فرمود: مأذون نیستیم علتش را بیان کنیم. گفتم: حکمتش چیست؟ فرمود: همان حکمتی که در غیبت حجت‏های گذشته وجود داشت، در غیبت آن جناب وجود دارد. اما حکمتش جز بعد از ظهور او ظاهر نمی‏شود، چنان که حکمت سوراخ کردن کشتی و کشتن جوان و اصلاح دیوار به دست حضرت خضر(ع) برای حضرت موسی(ع) آشکار نشد جز هنگامی که می‏خواستند از هم جدا شوند. ای پسر
فضل! موضوع غیبت، سرّی از اسرار خدا و غیبی از غیوب الهی است، چون خدا را حکیم می‏دانیم باید اعتراف کنیم که کارهایش از روی حکمت صادر می‏شود، گرچه تفصیلش برای ما مجهول باشد.1.
از این حدیث استفاده می‏شود که علت اصلی و اساسی غیبت به دلیل اینکه اطلاع بر آن به صلاح مردم نبوده، یا استعداد فهمش را نداشته‏اند، بیان نشده است.
در عین حال به مواردی از فلسفه غیبت در بعضی از روایات اشاره شده است که به صورت اختصار بیان می‏کنیم:

1. آزمایش مردم
2. بیم از کشته شدن
3. آمادگی و استعداد مردم
4. خالی نماندن زمین از حجت
5. نداشتن یار و یاور
6. تعهد نداشتن نسبت به حاکمان جور


آزمایش مردم
یکی از سنّت‏های الهی آزمایش مردم است. این سنت در تمام امّت‏های گذشته نیز اجرا شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می‏فرماید: "اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ یُتْرَکُوا اَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنَ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللّهُ الَّذینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبینَ"1؛ "آیا مردم خیال می‏کنند که همین که گفتند ایمان آوردیم رها شده و دیگر امتحان نمی‏شوند. کسانی را که قبل از آن‏ها بودند، آزمایش کردیم تا خداوند راستگویان و دروغ‏گویان را مشخص کند."
با توجه به آیه فوق، خداوند متعال در هر زمان و دوره‏ای، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار می‏دهد تا مؤمنین واقعی از متظاهرین به دین و ایمان مشخص شوند. امتحان الهی در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و کمال عقلی مردم آن زمان است. در دوران غیبت کبری، با غایب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پایداری نسبت به دین امتحان می‏شوند تا منتظرین واقعی از غیر واقعی تمیز داده شده و هر کدام پاداشی در خور موفقیت در این امتحان به دست آورند.
سدیر می‏گوید: در خدمت مولایمان امام صادق(ع) بودیم، امام(ع) روی زمین نشسته و عبائی بی‏یقه و با آستین کوتاه پوشیده بود، در آن حال مانند پدر فرزند مرده گریه می‏کرد، آثار حزن از رخسار مبارکش نمایان بود و می‏فرمود: آقای من! غیبت هزاران سرّ نهان در نظام دین و برنامه‏های مترقی آن وجود دارد که درک هر یک، دلی دریا و چشمی بینا می‏خواهد تا آنجا که همه پیامبران هم نمی‏توانند به تمام اسرار آگاه باشند، تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب کرده است.
آقای من! غیبت تو برای همیشه مرا اندوهگین کرده مثل کسی که تمام بستگانش را یکی پس از دیگری از دست می‏دهد و تنها می‏ماند.
سدیر می‏گوید: از ناله‏های جانگداز حضرت، پریشان شده و عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! خداوند دیدگان شما را گریان نکند، برای چه این قدر ناراحت و محزون هستی؟
امام صادق(ع) آه سوزناکی کشید و [بدین مضمون] فرمود: "قائم ما غیبت طولانی کرده و عمرش طولانی می‏شود. در آن زمان اهل ایمان امتحان می‏شوند و به واسطه طول غیبتش شک و تردید در دل آن‏ها پدید می‏آید و بیشتر، از دین خود برمی‏گردند."

بیم از کشته شدن
زراره گوید: امام صادق(ع) فرمود: "برای حضرت قائم قبل از ظهورش غیبتی است." پرسیدم: چرا؟ فرمود: "یَخافُ عَلی نَفْسِهِ الذِّبْحَةَ؛ بر جانش از کشته شدن می‏ترسد."1.
حضرت همواره در معرض کشته شدن بوده و هست؛ زیرا حکّام ستمگری که در طول دوران اسلامی حکم رانده‏اند (عباسیان، عثمانیان و غیر آنان از کسانی که به ویژه در خاورمیانه حکومت نموده‏اند) بیشترین تلاش و کوشش خود را صرف پایان بخشیدن به زندگانی حضرت مهدی(ع) می‏نمودند؛ خصوصا پس از آن که می‏دانستند که حضرت مهدی(ع) همان کسی است که تخت‏های حکمرانان ظلم و جور را متزلزل نموده، درهم خواهد شکست و همان کسی است که هستی ظالمان را نابود و از استیلاء آنان بر بندگان خدا و کشورها جلوگیری خواهد کرد.
هیچ یک از امامان معصوم به مرگ طبیعی از دنیا نرفتند، بلکه طاغوت‏های این امّت آنان را شهید کردند، با این که می‏دانستند بشارت‏ها و اخباری که راجع به حضرت مهدی(ع) وارد شده، درباره آنان (یازده امام(ع)) وارد نشده است. مثلاً درباره هیچ یک از ائمه(ع) حتی یک حدیث به این مضمون وارد نشده که دنیا را از عدل و داد پر خواهد ساخت و بر تمام جهان حکم خواهد راند، و تمام وسایل پیروزی و ظفر برای وی فراهم خواهد آمد، جز درباره وجود مقدس حضرت مهدی (ع). با چنین خبرهایی، حکومت‏های جور و ستم در قبال شخصیتی بزرگ که می‏خواهد حاکمیت ظلم و ستم را از بین برده و حاکمیت عدل و داد را در سراسر جهان بگستراند، دست روی دست نگذاشته و سکوت نمی‏کردند و همواره مترصد کشتن چنین انسانی بودند.

آمادگی و استعداد مردم
قانون عرضه و تقاضا در جوامع بشری همواره و در همه جا جاری است و عرضه مطابق تقاضا می‏باشد. در غیر این صورت نظام زندگی به هم خورده و تعادل خود را از دست می‏دهد. این قانون تنها جنبه اقتصادی ندارد بلکه در مسائل اجتماعی نیز جاری است.
بدون تقاضا، عرضه بی‏فایده است. نیاز به رهبر و پیشوا برای جامعه نیز از این قاعده و قانون مستثنی نبوده و در قالب استعداد و آمادگی مردم تحقق پیدا می‏کند.
در دوران غیبت، مردم جهان به تدریج برای ظهور آن مصلح حقیقی و سامان‏دهنده وضع بشر، آمادگی علمی، آقای من! غیبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب کرده است عملی و اخلاقی پیدا می‏کنند. روش آن حضرت مانند روش انبیاء و اولیاء درگذشته نیست تا مبتنی بر اسباب و علل عادی و ظاهری باشد، بلکه روش او در رهبری بر جهان بر مبنای حقایق و حکم به واقعیات، و ترک تقیه و... است، که انجام این امور نیاز به تکامل علوم و معارف و ترقی و رشد فکری و اخلاقی بشر دارد، به طوریکه قابلیت برای حکومت واحد جهانی در راستای تحقق احکام الهی فراهم باشد و جامعه بشری به این مطلب برسد که هیئت‏های حاکمه با روش‏های گوناگون نمی‏توانند از عهده اداره امور برآیند، و مکتب‏های سیاسی و اقتصادی مختلف دردی را درمان نمی‏کنند، اجتماعات و کنفرانس‏ها و سازمان‏های بین‏المللی و طرح‏ها و کوشش‏های آن‏ها به عنوان حفظ حقوق بشر نمی‏توانند نقشی را ایفاء کنند و از تمام این طرح‏ها که امروز و فردا مطرح می‏شود مأیوس شود.
وقتی اوضاع و احوال این گونه شد و مردم از تمدن منهای دین، معنویت و انسانیت، کنونی به ستوه آمدند و تاریکی و ظلمت جهان را فرا گرفت، ظهور یک مرد الهی در پرتو عنایت حق، مورد استقبال مردم جهان قرار می‏گیرد. در این شرایط پذیرش جامعه از ندای روحانیِ یک منادی آسمانی بی‏نظیر خواهد بود، زیرا در شدّت ظلمت و تاریکی، درخشندگی نور نمایان‏تر می‏گردد.

خالی نماندن زمین از حجت
حضرت علی (ع) فرمود: "لا تَخْلُوا الاَْرْضُ مِنْ قائِمٍ بِحُجَّةِ اللّه‏ِ؛ هیچگاه زمین از کسی که قائم به امر الهی باشد خالی نخواهد ماند."
از سنّت‏های دائمی الهی این است که از آغاز آفرینش، بشر را تحت سرپرستی یک راهنما و رهبر قرا رداده است و برای هر قوم و ملتی رسولی فرستاده تا آن رسول، مردم را از عذاب الهی بترساند و وصی و خلیفه و جانشین و امام پس از او نیز همان سیره و روش پیامبر را عمل کرده و مردم را به اهداف الهی نزدیک کرده است.
امام صادق (ع) می‏فرماید: "اگر در دنیا دو نفر وجود داشته باشند، یکی از آن‏ها امام و حجت خدا است."1.
باز می‏فرماید: "آخرین کسی که از این دنیا خواهد رفت امام است و او حجت خدا بر خلق است و باید او آخرین نفر باشد که از دنیا می‏رود، برای اینکه کسی بدون حجت و رهبر نماند تا با خدای احتجاج کرده، شکایت نماید که تکلیف خود را در دنیا نمی‏دانسته است."2.
حضرت علی (ع) فرمود: "بدانید زمین از حجت خدا خالی نمی‏ماند، ولی خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان آن‏ها را از دیدار او کور خواهد ساخت."3.
با توجه به روایاتِ فوق و بررسی دوران زندگیِ امامان معصوم(ع) که هیچ کدام با مرگ طبیعی از دنیا نرفتند، اگر آخرین حجت الهی نیز غایب نمی‏شد و درمیان مردم حضور عادی می‏داشت، یقینا به سرنوشتِ امامان دیگر دچار می‏شد، و مردم برای همیشه از فیض‏الهی محروم می‏شدند. خداوند متعال با حکمت بالغه‏اش آخرین حجت خود را به وسیله غیبت حفظ و صیانت نموده تا زمین از حجت حق خالی نماند.

نداشتن یار و یاور
یکی از علت‏های غیبت امام زمان(ع) نبودِ انصار و اصحاب جهت یاری رساندن به آن حضرت است. از روایات مختلف این نکته برداشت می‏شود که نصاب یاران حضرت مهدی(ع) 313 نفر می‏باشد که با تولد و رشد آن‏ها، یکی از موانع ظهور مرتفع می‏گردد. انصار و یاران حضرت را می‏توان به دو گروه تقسیم کرد:
1 ـ یاران خاص: که 313 نفر می‏باشند و صفات و شاخصه‏هایی که در روایات ذکر شده، مربوط به آن‏ها می‏باشد و در زمان ظهور و حکومت جهانی حضرت، تصدیِ مناسب مهم حکومتی را به عهده دارند.
از حضرت علی(ع) روایت شده است که فرمودند: "یاران خاص قائم جوانند، بین آنان پیری نیست مگر به میزان سُرمه در چشم و یا مانند نمک در غذا که کمترین مادّه غذا نمک است."1.
از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: "مردانی‏اند که گویی قلب‏هایشان مانند پاره‏های آهن است. هیچ چیز نتواند دل‏های آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شک و تردید سازد. سخت‏تر از سنگ هستند و...."2.
2 ـ یاران عام: نصاب معینی ندارند. در روایات تعداد آن‏ها مختلف و در بعضی از آن‏ها تا 10 هزار نفر در مرحله اوّل ذکر شده است که در مکه با حضرت پیمان می‏بندند.
امام زمان(عج) با این تعداد از یاران خاص و عام، قیام جهانی خود را شروع می‏کند.

تعهد نداشتن نسبت به حاکمان جور
امام صادق(ع) فرمود: "یَقُومُ الْقائِمُ وَ لَیْسَ لاَِحَدٍ فی عُنُقِهِ عَهْدٌ وَ لا عَقْدٌ وَ لا بِیْعَةٌ؛1 قائم ما درحالی ظهور می‏کند که در گردن او برای احدی عهد و پیمان و بیعتی نیست."
برنامه مهدی موعود، با سایر ائمه اطهار(ع) تفاوت دارد. ائمه(ع) مأمور بودند که در ترویج و انذار و امر به معروف و نهی از منکر تا سر حد امکان کوشش نمایند، ولی سیره و رفتار حضرت مهدی(ع) متفاوت با آنان بوده و در مقابل باطل و ستم سکوت نکرده، با جنگ و جهاد، جور و ستم و بی‏دینی را ریشه‏کن می‏نماید.
اصلاً این گونه رفتار از علائم و خصائص مهدی موعود شمرده می‏شود. به بعضی از امامان که گفته می‏شد: چرا در مقابل ستمکاران قیام نمی‏کنی؟ جواب می‏داد: این کار برعهده مهدی ماست. به بعضی از امامان اظهار می‏شد: آیا تو مهدی هستی؟ جواب می‏داد: مهدی با شمشیر جنگ می‏کند و در مقابل ستم ایستادگی می‏نماید ولی من چنین نیستم. به بعضی عرض می‏شد: آیا تو قائم هستی؟ پاسخ می‏داد: من قائم به حق هستم، لیکن قائم معهودی که زمین را از دشمنان خدا پاک می‏کند نیستم. از اوضاع آشفته جهان و دیکتاتوری ظالمین و محرومیت مومنین شکایت می‏شد، می‏فرمودند: قیام مهدی مسلم است، در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمکاران انتقام گرفته خواهد شد. مومنین و شیعیان هم به این نویدها دلخوش بودند و هرگونه رنج و محرومیتی را بر خود هموار می‏کردند.
اکنون با این همه انتظاراتی که مؤمنین بلکه بشریت از مهدی موعود دارند، آیا امکان داشت که آن جناب با ستمکاران عصر بیعت و پیمان ببندد که در صورت امضاء پیمان و بیعت ناچار باشد به عهد و پیمان خویش وفادار بماند و در نتیجه هیچ وقت اقدام به جنگ و جهاد نکند؛ زیرا اسلام عهد و پیمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است.
از این رو در احادیث تصریح شده که یکی از اسرار غیبت و مخفی شدن ولادت حضرت صاحب الامر(ع) این است که ناچار نشود با ستمکاران بیعت کند تا هر وقت خواست، قیام کند و بیعت کسی در گردنش نباشد.
امام حسن مجتبی(ع) فرمود: "اِنَّ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ یَخْفی وِلادَتَهُ وَ یُغَیِّبُ شَخْصَهُ لِئَلاّ یَکُونَ لاَِحَدٍ فی عُنُقِهِ بِیْعَةٌ اِذا خَرَجَ؛ خداوند عز و جل ولادت او را مخفی می‏کند و شخص او را از دیده‏ها پنهان می‏سازد تا هنگامی که ظهور می‏کند کسی را در گردن او بیعت نباشد."2.

 

پی نوشت ها:

1.مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 91.

1.عنکبوت/ 2.

1.شیخ صدوق، کمال الدین و اتمام النعمه، ج 2، باب 44، ج 11، ص 482.

1.علامه حائری، الزام الناصب، ص 4؛ ر.ک. زندگانی حضرت صاحب‏الزمان، ص 164.

2.علامه حائری، الزام الناصب، ص 4؛ ر.ک. زندگانی حضرت صاحب‏الزمان، ص 164.

3.کافی، ج 2، ص 164؛ ر.ک مکیال المکارم، ص 160.

1.علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 333، حدیث 10؛ غیبت نعمانی، باب بیستم.

1.علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 308.

1.اصول کافی، ج 1، ص 342.

1.کامل سلیمان، یوم الخلاص، ص 101. 
 





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢

نام نویسی در جشنواره وبلاگ نویسی ماه منیر آغاز و تا 30شعبان ادامه خواهد داشت.

 

به گزارش «وبلاگ نیوز» جشنواره وبلاگ نویسی ماه منیر به همت سازمان تبلیغات اسلامی شهرستان دزفول برگزار می شود.

این جشنواره که با محوریت امام زمان(عج) برگزار می شود، موضوعات پیشنهادی چون “حضرت مهدی(عج) در قرآن”، “وظایف منتظران در دوران غیبت”، “عوامل وعلل غربت حضرت مهدی(عج)”، “چگونگی پیدایش و اعتقادات فرقه ضاله بهائیت” و موضوعات آزاد مهدویت به زبان انگلیسی، را به علاقمندان پیشنهاد کرده است.

گفتنی است زمان شرکت در مسابقه ۱تا ۳۰شعبان اعلام شده و علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام می توانند به پایگاه اطلاع رسانی جشنواره مراجعه کنند.





کلمات کلیدی :جشنواره وبلاگ نویسی و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :وظایف منتظران




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٧

استاد مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه ضمن بیان شباهت میان امام مهدی(عج) و حضرت موسی(ع) در نحوه ولادت، به تبیین ادله اثبات ولادت امام زمان(عج) پرداخت.

به گزارش فارس در ادامه سلسله مباحث «مهدویت و انتظار» گفت‌و‌گوی مشروحی با حجت الاسلام والمسلیمن «مهدی یوسفیان» استاد مرکز تخصصی مهدویت و مؤلف کتاب‌های «امام مهدی در قرآن»، «طلوع خورشید»، «طلوع خورشید»، «غیبت امام مهدی»، «رخداد ظهوری» و «شرایط ظهور» انجام داده‌ایم که این هفته، بخش دوم آن تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود:

چگونگی ولادت حضرت مهدی (عج)

یوسفیان در ابتدای بخش دوم سخنان خود گفت: در روایات متعددی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است مردی از خاندان من ـ که دوازدهمین خلیفه و جانشین پس از من است ـ قیام خواهد کرد و با نابودی ظلم و ستم و برقراری حکومت الهی، عدل و راستی را در جهان خواهد گستراند.

وی گفت: فرمانروایان ستمگر عباسی براساس این روایات، به دنبال قتل و نابودی ایشان بودند و لذا مراقبت و سخت گیری زیادی نسبت به اهل بیت داشتند و حتی امام هادی علیه‌السلام و امام عسکری علیه‌السلام را به شهر سامرا منتقل کردند.

وی یادآور شد: روشن است که در چنین شرایطی، ولادت آن بزرگوار باید پنهانی و به گونه‌ای باشد که آسیبی به ایشان نرسد؛ از این رو ولادت ایشان به تولّد حضرت موسی علیه‌السلام تشبیه شده است.

یوسفیان افزود: امام صادق علیه‌السلام فرمود: «خدای متعال در قائم ما سه خصلت جاری کرده که آنها در سه تن از پیامبران نیز جاری بود: مولدش را چون مولد موسی علیه‌السلام مقدّر کرد...»

وی گفت: امام باقر علیه‌السلام نیز فرمود: «ان موسی لما حملت به لم یظهر حملها الّا عند وضعه»؛ چون مادر موسی علیه‌السلام او را باردار شد، حمل او ظاهر و آشکار نشد مگر هنگام زایمان او.

استاد مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه اظهار داشت: بنابراین ولادت حضرت مخفیانه بود و حتی نزدیکان امام یازدهم نیز تا چند ساعت قبل از ولادت، از آن بی اطلاع بودند.

* اثبات ولادت حضرت مهدی(عج)

نویسنده و پژوهشگر مسائل مهدویت گفت: در تبیین و اثبات امر ولادت امام مهدی علیه‌السلام از گزینه‌ها و راه‌های مختلف و متعددی می‌توان بهره برد که من تنها به بعضی از آنها اشاره می‌کنم.

۱. تصریح امام حسن عسکری علیه‌السلام

وی گفت: تصریح امام حسن علیه‌السلام به ولادت، اولین دلیل برای اثبات ولادت حضرت مهدی است. کلینی در روایت صحیحی از ابوهاشم جعفری نقل می‌کند: «به ابو محمد امام حسن عسکری علیه‌السلام عرض کردم: هیبت شخصیت شما مرا از پرسیدن باز می‌دارد، آیا اجازه می‌دهید که از شما سؤالی بپرسم؟ فرمود: بپرس. عرض کردم: آیا شما فرزندی دارید؟ فرمود: آری. عرض کردم: اگر برای شما حادثه‌ای رخ داد، در کجا از او سراغ بگیریم؟ فرمود: در مدینه.

وی گفت: در مواردی نیز آن حضرت با نوشتن نامه، امر ولادت را اعلام می‌کرد. احمد بن حسن بن اسحاق می‌گوید: «چون خلف صالح علیه‌السلام متولد شد، از مولایم امام حسن عسکری علیه‌السلام به جدّم احمد بن اسحاق نامه‌ای رسید که در آن، امام با دست خط خود آورده بود: برای ما فرزندی متولّد شده است و باید نزد تو پوشیده و از مردم پنهان بماند که ما به جز به خویشان و دوستان اظهار نمی‌کنیم. خواستیم خبر آن را به تو اعلام کنیم تا خداوند تو را شاد سازد همچنان که ما را شاد ساخت. والسلام».

۲. شهادت قابله

یوسفیان افزود: شهادت دادن قابله دومین مدرک این مساله است. طبیعی است بهترین کسی که می‌تواند به درستی شهادت و گواهی بر ولادت دهد؛ قابله‌ای است که در هنگام ولادت حضور داشته است.

وی گفت: قابله آن حضرت بانوی بزرگوار و پرهیزکار حکیمه خاتون دختر امام جواد و عمه امام حسن عسکری علیه‌السلام بود که به این مطلب تصریح کرده است و داستان ولادت از زبان ایشان بیان شده است.

۳. سنت عقیقه

یوسفیان گفت: یکی از برنامه‌ها و سنت‌های سفارش شده در دین، سنت عقیقه (قربانی کردن گوسفند) برای نوزاد است که برای سلامتی فرزند و برکت زندگی او تأثیر دارد و امام حسن عسکری علیه‌السلام با انجام عقیقه برای حضرت مهدی علیه‌السلام، ضمن عمل به این سنّت دینی، گروه بسیار از شیعیان را از ولادت آن حضرت آگاه کرد.

وی گفت: صدوق، به چند قضیه در این رابطه اشاره می‌کند. به عنوان نمونه، ابوجعفر عمری (سفیر خاص امام مهدی علیه‌السلام) می‌گوید: «چون امام [حضرت مهدی (عج)] متولد شد، امام حسن عسکری علیه‌السلام فرمود: به دنبال ابوعمرو بفرستید چون به زند امام آمد، به او فرمود: ۱۰هزار رطل نان و ۱۰هزار رطل گوشت خریداری کن و تقسیم کن (احتمالا میان بنی هاشم) و چند گوسفند برای او عقیقه کن».

وی افزود: در روایت دیگر محمد بن ابراهیم کوفی گوید: «امام حسن عسکری علیه‌السلام برای یکی از کسانی که نامش را برایم ذکر کرد، گوسفند سربریده‌ای فرستاد و فرمود: این از عقیقه فرزندم محمد است».

۴. شهادت افرادی که امام مهدی را دیده‌اند

استاد مرکز تخصصی مهدویت حوزه گفت: چهارمین دلیل برای اثبات تولد حضرت، شهادت افرادی است که امام را دیده اند. در کتاب‌های معتبر و ارزشمند، سخن از افرادی به میان آمده که حضرت مهدی علیه‌السلام را دیده‌اند. این دیدارها، به دوران کودکی و دوران غیبت صغری مربوط می‌شود.

وی تأکید کرد: شیخ صدوق، در کمال الدین و شیخ طوسی در کتاب الغیبة، بابی را به عنوان «افرادی که حضرت را دیده‌اند» گشوده‌اند.

وی گفت: این افراد حضرت مهدی علیه‌السلام را از نزدیک دیده و بر آن شهادت و گواهی داده‌اند.

۵. وجود وکیلان و نواب خاص

یوسفیان ادامه داد: وجود وکیلان و نایبان خاص دلیل پنجم است. هر کس به تاریخ زندگی امام مهدی علیه‌السلام نگاه کند به روشنی به ویژگی خاص غیبت صغری ـ همان وجود چهار نایب خاص ـ پی می‌برد. وجود این افراد با چنین عنوان خاص، خود بیانگر وجود موکل است.

۶. نوع برخورد حکومت وقت

نویسنده و پژوهشگر مسائل مهدویت، نوع برخورد حکومت وقت را دلیل ششم ولادت امام زمان(عج) دانست و افزود: با پژوهشی در زندگی پرفراز و نشیب اهل بیت روشن می‌شود که حاکمان زمان چگونه در تلاش بودند تا نور هدایت آنان را خاموش کنند در این راستا از هیچ تلاشی فروگذاری نکردند. در این میان برخورد حکومت با امام هادی و امام حسن عسکری علیه‌السلام به شکل دیگری بود و داستان چگونگی برخورد فرعون با بنی اسرائیل را تداعی و زنده می‌کرد.

وی یادآور شد: خلفای عباسی، مانند بسیاری از مردم، رسالت جهانی امام مهدی علیه‌السلام را می‌دانستند و آگاه بودند که آن حضرت ویران کننده بساط حکومت ظالمانه آنان است و نیز می‌دانستند که حکومتشان غاصبانه است و جانشینان واقعی پیامبر نام آنان را بیان کرده است که نخستین آنان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه‌السلام و آخرین ایشان حضرت مهدی علیه‌السلام فرزند امام حسن عسکری علیه‌السلام است.

استاد مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه گفت: با توجه به این مقدمه برخورد حکومت به شکل‌های مختلفی بود؛ از جمله: انتقال امام هادی علیه‌السلام و امام عسکری علیه‌السلام به سامرا.

یوسفیان در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با فارس به بیان دلایل ایجاد شهر سامرا اشاره کرد و گفت: شهر سامرا به دستور خلفای عباسی پی ریزی شد و ساکنان آن، بزرگان خاندان عباسی و لکشریان مورد اعتماد خلیفه بودند و به عبارت روشن آنجا، یک شهر تقریبا نظامی و لشکرگاه خلیفه بود. خلفای عباسی برای این که بتوانند این دو امام را (امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام) به صورت کامل تحت مراقبت و نظارت داشته باشند، آنان را به سامرا منتقل کردند.

یوسفیان گفت: با رحلت امام حسن عسکری علیه‌السلام و نماز خواندن امام مهدی علیه‌السلام بر جنازه پدر، فورا از طرف خلیفه دستور تفتیش خانه صادر شد تا سپاهیان و مأموران آن حضرت را دستگیر کنند.

۷. احادیث بهترین دلیل برای اثبات ولادت حضرت هستند

یوسفیان گفت: برای اثبات ولادت حضرت مهدی علیه‌السلام به چند حدیث که مورد قبول فریقین (شیعه و اهل سنت) است می‌توان استناد کرد.

نویسنده کتاب «غیبت امام مهدی» افزود: در کتب فریقین (شیعه و عامه) روایت مشهور و معروفی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که «مَن مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة؛ هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.»

وی گفت: این حدیث حاوی نکات مهمی است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به صراحت بیان می‌کند هرکس امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا می‌رود. اطلاق کلام پیامبر، شامل همه مسلمین شده و مردم همه زمانها را در برمی‌گیرد. نکته لطیف این که حضرت از تعبیر «زمانه» استفاده کرده است و یعنی امام زمان خودش را باید بشناسد. پس باید در هر زمان امام زمان باشد.

مؤلف «شرایط ظهور» تأکید کرد: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «لایزال الدینُ قائِماً حَتّی تَقُومَ الساعَة او یکوُن عَلَیکم اثنَتَی عَشَرَ خَلیفهَ کُلُّهم مِن قُرَیش» دین اسلام برپا است تا قیامت و این که دوازده خلیفه بر شما حکومت کنند که همه از قریش هستند.

دیدگاه علما و صاحبان رأی پیرمون ولادت حضرت مهدی علیه‌السلام

حجت الاسلام یوسفیان گفت: همه بزرگان و اندیشمندان شیعه، وجود مقدس بزرگان و اندیشمندان شیعه، وجود مقدس حضرت را پذیرفته و به آن اعتراف دارند. برخی از علمای عامّه نیز در این مورد مطالبی بیان کرده‌اند مانند: محمد بن طلحه حلبی شافعی در مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ص ۸۸، محمد بن یوسف کنجی شافعی در البیان فی اخبار صاحب الزمان، ص ۳۳۶، محمد بن احمد مالکی معروف به ابن صباغ در الفصول المهمه، ص ۲۷۳، سبط ابن جوزی حنفی در تذکرة الخواص، ص ۳۶۳، احمد بن حجر هیثمی مکّی در صواعق المحرقه، ص ۱۲۷ و ....

محل زندگی حضرت مهدی علیه‌السلام در زمان امام عسکری علیه‌السلام

یوسفیان گفت: باتوجه به جوّ حاکم بر جامعه که از طرف خلفای عباسی ایجاد شده بود و آنان به دنبال قتل آخرین خلیفه خدا و منهدم کننده کاخ‌های ظلم و ستم بودند؛ لذا یکی از وظایف اساسی امام حسن عسکری، حفظ جان حضرت مهدی علیه‌السلام بود.

وی افزود: از مدارک تاریخی و روایی استفاده می‌شود که امام حسن عسکری علیه‌السلام فرزند خویش را مدّتی در سامرا و مدتی در مدینه تحت سرپرستی مادر گرامی‌اش «حدیث»، همسر بزرگوار امام هادی علیه‌السلام حفظ و نگهداری کرد.

کیفیت معرّفی امام زمان به شیعیان چگونه بود؟

یوسفیان گفت: به علت پنهانی بودن امر ولادت حضرت مهدی علیه‌السلام یکی دیگر از وظایف مهم امام حسن عسکری علیه‌السلام معرّفی آن حضرت به شیعیان بود تا آنان ضمن دیدار با او و شناخت آخرین حجت خدا، بتوانند خبر ولادت را در اختیار دیگران قرار دهند و بدین ترتیب جامعه شیعه، دچار اشتباه و انحراف نگردد.

وی گفت: شناخت جانشین هر امام نزد شیعیان ـ به خصوص بزرگان شیعه ـ امری بسیار مهم بود؛ از این رو اصحاب براساس وظیفه، این سؤال را از امام عصر خود می‌پرسیدند که امام و جانشین پس از شما کیست؟ تا هم شناخت بیشتری از دوازده امام داشته باشند و هم اگر برای امام حادثه¬ای رخ داد و ایشان به شهادت رسید، آنان بدانند باید به چه کسی رجوع کنند.

مؤلف «شرایط ظهور» ادامه داد: این مطلب در رابطه با اصحاب امام حسن عسکری علیه‌السلام نیز جاری بود که به نمونه‌ای از آن اشاره می‌کنم: احمد بن اسحاق ـ از علما و بزرگان شیعه و یکی از اصحاب با وفای امام یازدهم ـ می‌گوید: خدمت امام حسن عسکری علیه‌السلام شرفیاب شدم و می‌خواستم از جانشین پس از وی پرسش کنم. ولی قبل از آنکه حرفی بزنم، امام آغاز سخن کرد و فرمود: «ای احمد بن اسحاق! خدای تعالی از زمانی که آدم را خلق کرد زمین را خالی از حجت نگذاشت و تا روز قیامت نیز خالی از حجت نمی‌گذارد، به واسطه او بلا را از اهل زمین دفع می‌کند و به خاطر او باران نازل می‌کند و برکات زمین را خارج می‌سازد.

حجت‌الاسلام یوسفیان در پایان بخش دوم گفت‌‌وگوی خود تأکید کرد: احمد بن اسحاق می‌گوید: پس من گفتم: ای پسر رسول خدا! امام و جانشین پس از شما کیست؟ پس حضرت با شتاب برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت در حالی که بر روی شانه‌اش کودکی سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده می‌درخشید. حضرت فرمود: «ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای عزوجل و حجت‌های او گرامی نبودی، این فرزند را به تو نشان نمی‌دادم. همانا او هم نام و هم کنیه رسول خدا است و کسی است که زمین را پر از عدل و داد می‌کند، همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد».

ادامه دارد ...





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۳

حجت الاسلام سید رضی موسوی شکوری، امام جمعه شهرستان خوی، در گفت‌وگوی خبری با تأکید بر ضرورت جلوگیری از گسترش فرقه‌های نوظهور و نحله‌های انحرافی در جامعه اظهار داشت: دنیا با پدیده‌ای به نام جنبش‌های نوظهور دینی و معنوی روبه‌رو شده که در کشور ما مدارس و دانشگاه‌ها بیش از همه در معرض ترویج نحله‌های انحرافی هستند.

وی با اشاره به این که پایه اصلی این فرقه ها مبتنی بر خرافه، بدعت ها و پوچ گرایی‌ها است، خاطر‌نشان کرد: بیشتر ورود و تبلیغ این‌گونه فرقه‌ها از راه شبکه‌های مخرب ماهواره، فضای مجازی و همچنین توسط ایادی و عوامل داخلی استکبار به شکل جاهلانه و مغرضانه انجام می‌شود.

مراکز علمی و تبلیغی عرفان اسلامی را تشریح کنند

امام جمعه خوی اهداف دشمن و استکبار جهانی را از توسعه و تبلیغ جریان‌ها و نحله‌های انحرافی به‌وجود آوردن جریان کاذب سیاسی دانست و گفت: بیداری اسلامی در جهان به خصوص در میان جوانان استکبار جهانی را وادار ساخته با استفاده از ابزارهای مختلف به ویژه سایت‌های اینترنتی و شبکه‌های ماهواره ای شبانه روز اعتقادات و باورهای دینی مردم و جوانان را مورد هجمه و آسیب قرار دهد.

وی شناسایی و برخورد دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی در مقابله با جریان‌های انحرافی را موفق ارزیابی کرد و گفت: به برکت انقلاب اسلامی ایران در شناسایی و معرفی فرقه‌های نوظهور از طریق دستگاه‌های امنیتی و همچنین در تبلیغ عرفان اسلامی از سوی سازمان‌های تبلیغی و فرهنگی اقدامات چشمگیری انجام شده؛ اما در عین حال ضرورت دارد در این زمینه مراکز علمی، پژوهشی و تبلیغی بیش از گذشته سرمایه‌گذاری کنند.

شناخت، مهم‌ترین مانع انحراف در عرفان است

رییس شورای فرهنگ عمومی خوی مطالعه و پژوهش در حوزه علوم اسلامی در دانشگاه‌ها را ضروری دانست و اذعان داشت: با انجام کارهای پژوهشی و تحقیق در حوزه و دانشگاه با محوریت شناخت عرفان و علوم اسلامی می توان شاکله اصلی عرفان اسلامی را برای جوانان تشریح کرد چراکه شناخت، مهم‌ترین عامل در بحث عرفان است که اگر راه و روش درست استفاده از آموزه های عرفانی برای نسل جوان شناسانده شود بسیار اثر بخش و مانع انحراف خواهد شد.

وی عمل به واجبات و ترک محرمات را مهم ترین توصیه عُرفا و فقهای اسلام در آموزه‌های عرفانی عنوان کرد و بیان داشت: در جهان تشیع عرفانی مورد تأیید است که متأخذ از اهل بیت(ع) باشد چراکه که عرفان اسلامی چارچوب مشخصی دارد و از انحراف‌های سایر فرقه‌ها و نحله‌ها مصون و مبری است و بر اساس توصیه فقها شاکله اصلی آن همان عمل به واجبات و ترک محرمات است.

شناساندن جریان‌های انحرافی، رسالت اصلی متولیان فرهنگی و تبلیغی جامعه

رییس حوزه‌های علمیه خوی در بخش پایانی سخنان خود برگزاری مداوم گفتمان‌های دینی با موضوعات نحله‌های انحرافی، جریان‌شناسی و وهابیت در دانشگاه ها را راهکاری مؤثر برای مقابله با فرقه‌های انحرافی ارزیابی و اظهار کرد: رسالت اصلی متولیان فرهنگی و تبلیغی جامعه، شناساندن جریان‌های انحرافی رسوخ کرده در جامعه است.

وی در پایان پاسخگویی به شبهات جوانان، شناساندن چهره پلید استکبار در ارائه و گسترش فرقه های نو ظهور، تکیه کردن بر معنویت عقلانی، جهل زدایی و ارائه الگوهای عرفان ناب محمدی(ص) را از اقداماتی برشمرد که مبلغان و متولیان فرهنگی جامعه می توانند در راستای مقابله با فرقه‌های نو‌ظهور انجام دهند.





کلمات کلیدی :استکبار جهانی و کلمات کلیدی :انقلاب اسلامی و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :وهابیت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۳

امام جمعه موقت رشت در خطبه نخست، با اشاره به فرقه های منحرف مطرح در حوزه مهدویت اظهار داشت: ۲۰۰ فرقه انحرافی در حوزه مهدویت در کشور فعال هستند.
حجت الاسلام اسماعیل پور رضا، امام جمعه موقت رشت در خطبه های نماز جمعه رشت با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در خصوص زمینه های فعالیت دشمن در حوزه فرهنگ اظهار کرد: دشمن در حوزه فرهنگ در سه بخش ضعیف کردن غیرت مردان، تغییر معنای عفت و خانواده فعالیت می کند.امام جمعه موقت رشت، تغییر معنی عفت را از معنی اصلی آن به معنی در دل داشتن عفت و بروز بیرونی نداشتن، بسیار خطرناک توصیف کرد و گفت: عفت عاملی عقلی است که انسان را از گناه باز می دارد و بی شک باید نمود بیرونی داشته باشد.

حجت الاسالام پور رضا، تقویت احساس کار و تحرک و توجه به آرمان های انقلاب در انتخابات مجلس را از دیگر تاکیدات مقام معظم رهبری دانست و گفت: ملت آرمان های انقلاب و شهدا را می شناسند و نامزد ها را بر اساس همین آرمان ها می سنجند.

امام جمعه موقت رشت با بیان اینکه انتخابات در هر دوره باید زمینه ای برای تقویت اقتدار ملی باشد، تصریح کرد: عده ای با بی تدبیری در انتخابات ۸۸، قدرت معنوی ملت ایران را به بازی گرفتند و سیلی محکمی از مردم ایران خوردند.

این استاد حوزه و دانشگاه در بخشی دیگر از سخنان خود با تبریک فرا رسیدن هفته دولت، از مسؤولان گیلان قدردانی کرد و گفت: گیلان عقب ماندگی ها و در عین حال مزیت های بسیاری دارد.

خطیب نماز جمعه رشت، نیروی انسانی هوشمند، کشاورزی، منابع عظیم آبی و گردشگری را از مزیت های گیلان برشمرد و گفت: اشتغال و تولید از مطالبات مردم استان است که با بهره برداری از منابع موجود قابل پاسخگویی است.

امام جمعه موقت رشت در خطبه نخست، با اشاره به فرقه های منحرف مطرح در حوزه مهدویت مهدویت، اظهار داشت: ۲۰۰ فرقه انحرافی در حوزه مهدویت در کشور فعال هستند.

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه به معرفی فرقه شیخیه پرداخت و گفت: ریشه این فرقه به شیخ احمد احسایی برمی گردد.

خطیب نماز جمعه رشت با بیان اینکه برداشت ها و نظریات شیخ احمد احسایی زمینه ساز انحراف در شاگردان وی شد، گفت: شیخ احمد احسایی سال ها در فرقه های صوفیه عضویت و فعالیت داشته و بسیاری از برداشت های وی از دین، برگرفته از صوفیه است.

حجت الاسلام پور رضا، اهل خواب و رویا بودن و تاویل خواب و رویا را مهمترین مشکل فرقه شیخیه خواند و اظهار کرد: فرقه شیخیه به جای بهره برداری از کتاب و سنت به عنوان منابع دین به خواب و رویا بسیار اهمیت می دادند.

امام جمعه موقت رشت اعلام کرد: شیخیه زنده شدن مردگان را انکار می کردند و معتقد بودند بدنی که در روز قیامت زنده می شود بدن این دنیایی انسان نیست.
این استاد حوزه و دانشگاه، فرقه شیخیه را فرقه ای احساسی و خیالباف توصیف کرد و گفت: این فرقه به شدت اهل غلو بودند.

خطیب نماز جمعه رشت، زمینه ساز انحرافات این فرقه در حوزه مهدویت را طرح اندیشه زندگی نکردن امام زمان(عج) در این جهان بیان و اظهار داشت: طبق این نظریه شیخیه معتقد بودند امام زمان(عج) برای تمشیت امور نیاز به واسطه دارد.

حجت الاسلام پور رضا ادامه داد: پس از سید کاظم رشتی ۳۸ نفر از شاگردان وی مدعی جانشینی او شدند که در نهایت سید محمد علی بابا بر سر کار آمده و انحرافات در حوزه مهدویت را با اندیشه های خرافی خود گسترش داد.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :رهبری و کلمات کلیدی :فرقه های انحرافی




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٢

روشنفکران و دانشگاهیان جهان برای مبارزه با اندیشه های تکفیری و ویرانگر وهابیت قصد دارند تا مجمع جهانی مبارزه با وهابیت را تاسیس کنند.

 

به گزارش خبرگزاری شبستان، پس از سنجش خطرهای زیاد در همه جوامع، منابع دانشگاهی و روزنامه ای انگلیس اعلام کردند: از هفته پیش بین دهها روشنفکر و دانشگاهی از ملیت های و قاره ها مختلف تماس هایی برای ایجاد یک "مجمع جهانی علیه وهابیت" که آن را شکلی از نژادپرستی می دانند، گرفته شد.
یک استاد انگلیسی از دانشگاه آکسفوردگفت: این طرح طی مناقشه با یکی از روزنامه نگاران سوری که درباره حوادث سوریه و نقش وهابیت در تحریک کشتار مردم سوریه بود، به ذهن خطر کرد. چراکه علاوه بر سوریه، وهابیت در اماکن دیگری از شرق جاکارتا تا غرب نیویورک نقش بازی کرده و می کند.

یک روزنامه انگلیسی به نقل از مجله راستگرای "The Red Pepper" که در فرآیند تاسیس این مجمع مشارکت دارد، نوشت: وهابیت برای بشر و آینده آن از صهیونیست خطرناکتر است. با وجود اینکه هر دوی آنها از یک مشرب فکری نژاد پرستانه تغذیه می شوند، اما صهیونیست اکثرا فعالیت هایش در چارچوب منافع دولت عبری و درگیری با کشورهای عربی است، اما وهابیت یک جنگ صلیبی جدید است علاوه بر اینکه  تفکر تکفیری است که به نام خدا حتی در محافل مسلمانان سنی که با وهابیت اختلاف دارند، بی تردید کشتار می کنند.

این روزنامه می افزاید: وهابیت می خواهد جهان زن و مرد را به گور دسته جمعی تبدیل کند. عجیب و غریبترین اندیشه و فکر را در وهابیت می بینیم، فکری که در طول همه تاریخ بشر ندیده است از زمان غارنشینی اش و قبل از اینکه به زندگی روستانشینی روی بیاورد.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :وهابیت و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٢

 

در عصر ظهور حضرت حجت(عج) با توجه به حاکمیت اصل عدالت، برابری و اجرای دقیق احکام الهی بر جهان هستی، رحمت الهی و برکات آسمانی درقالب نزول باران های مناسب فصلی، تجلی بیشتری پیدا می کند.

 

خبرگزاری شبستان: آنچه از روایات استفاده می شود این است که در عصر طلایی ظهور حضرت حجت(عج)، مشکلات اقتصادی جامعه بشری در سطح کلان حل خواهد شد. رفاه و آسایش پدید خواهد آمد و عوامل سلطه بر فکر، فرهنگ و اقتصاد از بین خواهد رفت و با زدودن فقر و تهیدستی، زمینه رشد و تکامل مادی و معنوی انسانها فراهم خواهد شد، احادیث و روایاتی که رونق اقتصادی در عصر ظهور را بیان می کند، فراوان است.

در عصر ظهور، برکات آسمانی نازل می گردد و آسمان سخاوت خویش را به همه جهانیان نشان خواهد داد. محصولات زراعتی عمده ترین عنصر در رونق اقتصاد جوامع بشری محسوب می شود که خود وابسته و متوقف بر نزولات آسمانی و باران های مناسب فصلی است. طبق تصریح آیات و احادیث شریفه، رعایت تقوا، احکام الهی و اجرای عدالت و برابری و رفع ستم، تبعیض و بیدادگری، نزولات آسمانی را در پی خواهد داشت.

 

در آیه شریفه 96 از سوره اعراف می خوانیم: "اگر مردم آبادیها، ایمان آورده و تقوا پیشه ساخته بودند، برکات آسمان و زمین را به روی ایشان می گشودیم." در عصر ظهور حضرت حجت (عج) با توجه به حاکمیت اصل عدالت و برابری و اجرای دقیق احکام الهی برکل جهان هستی، رحمت الهی و برکات آسمانی در قالب نزول بارانهای مناسب فصلی، تجلی بیشتری پیدا خواهد کرد و زمینه رشد محصولات زراعتی فراهم خواهد شد.

از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده است که فرمودند: "امت من در زمان ظهور مهدی(عج)، به نعمت هایی دست می یابند که پیش از آن، در هیچ دوره ای دست نیافته بودند. در آن روزگار آسمان باران فراوان دهد و زمین هیچ رویدنی را در دل خود نگاه ندارد."

در جمله دیگر از پیامبر اکرم(ص) می خوانیم: "در آخر الزمان در میان امتم، مهدی قیام می کند، خداوند کران تا کران قلمرو حکومت جهانی او را توسط باران، سیراب می سازد، زمین، گیاه و نبات خود را می رویاند، او اموال را عادلانه به مردم اعطا می کند و به دامداری و دامپروری و رونق اقتصادی اهمیت می دهد و امت را عظمت می بخشد."

در عصر ظهور حضرت حجت(عج) از یک طرف با اجرای احکام و استقرار نظام عدالت و برابری، نابودی ظلم، ستم و تبعیض و بی عدالتی در تمامی چهره و ابعادش، زمین نیز برکات، منابع و ذخایر خود را بدون هیچ گونه امساکی عرضه خواهد کرد و از طرف دیگر با پیشرفت علوم و فنون، زراعت و مالداری نیز رونق گرفته و محصولاتشان چندین برابر خواهد شد. با توسعه علم و دانش، تمامی منابع و ذخایر روزمینی و زیرزمینی، شناسایی و کشف شده همه و همه دست به دست هم خواهند داد و در جهت تأمین رفاه و آسایش انسان، در آن عصر طلایی و رؤیایی بسیج و استخدام خواهند شد.

 

در حدیثی راجع به عصر ظهور می خوانیم: "انسان در عصر حاکمیت جهانی حضرت مهدی(عج)، هرآنچه از انواع دانه های زراعی بر زمین بیفشاند، 700 برابر، برداشت می کند. همان گونه که خدای متعال در قرآن کریم فرموده است: مثل آنان که مال شان را در راه خدا انفاق کنند، به مانند دانه ای است که از یک دانه، هفت خوشه بروید و در هر خوشه ای صد دانه باشد، و خداوند برای هرکس که بخواهد می افزاید."

در حدیث دیگری می خوانیم: "حکومت او شرق و غرب جهان را فرامی گیرد و گنجهای زمین،برای او ظاهر می شود و در سرتاسر جهان جای ویرانی باقی نخواهد ماند، مگر این که آن را آباد خواهد ساخت." در عصر ظهور حضرت مهدی (عج) با کشف منابع و ذخایر زمینی و توزیع عادلانه آن و با رفع نیازهای افراد، فقر و تهیدستی، از کل جهان، رخت بربسته، غنا و بی نیازی تحقق عینی پیدا خواهد کرد.

بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو بیا که غنچه دل وا نمی شود بی تو

بر آی از افق ای آفتاب صبح امید که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو

هزار چشمه جوشان به دشتها جاریست یکی روانه دریا نمی شود بی تو

ز سرد مهری شبهای هجر دلتنگم بیا که عقده دل وا نمی شود بی تو

بیا، بیا گره از کار عاشقان بگشای که عشق و عاطفه معنا نمی شود بی تو

 

ازجمله اقدامات و برنامه های اقتصادی حکومت حضرت مهدی (عج) که نقش مؤثری در ایجاد رفاه و آسایش اقتصادی و خشکاندن ریشه های فقر و محرومیت در کل جهان دارد؛ اخذ مالیات اسلامی و توزیع عادلانه آن، در بین افراد مستمند، علیل، بیمار و مستحق خواهد بود. آن گونه که در روایات آمده است، تارکین مالیات اسلامی و مانعین از پرداخت زکات، مجازات سنگین در انتظارشان خواهد بود.

در عصر ظهور، مالیات اسلامی به صورت دقیق، جمع آوری و کاملاً عادلانه توزیع و تقسیم می گردد و نظام طبقاتی حاکم قبل از ظهور، نابود گردیده و جامعه ای مبتنی بر معیارهای اسلامی و انسانی، به وجود خواهد آمد. از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمودند: "همه اموال جهان در نزد مهدی گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین، آن گاه حضرت مهدی (عج) به مردم بگوید، بیایید و این اموال را بگیرید. اینها ، همان چیزهایی است که برای به دست آوردن آن، قطع رحم کردید و نزدیکانتان را رنجانیدید، خونهای بناحق ریختید و مرتکب گناهان شدید، بیایید و بگیرید."

از خدا می خواهیم ما را جزو کسانی قرار دهد که حکومت درخشان حضرت مهدی (عج) را درک می کنند.

 





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٩

مرحوم حاج اسماعیل دولابی: گرد و غبارها، آشوب‌ها و نا آرامی‌های جهان در روزگار ما، خبر از نزدیک شدن فرس الحجاز یعنی امام زمان(عج) می‌دهد.

 

خبرگزاری شبستان: مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت درخصوص انتظار فرج تمثیل زیبائی دارند که خواندن آن در روزاهای بابرکت ماه رجب خالی از لطف نیست: تا قامت حجت خدا را نیبنی قیامت شناس نخواهی شد و از قیامت سر در نمی آوری. حتی یک روز قبل از قیامت هم شده باید قامت حجت خدا را ببینی ( قیامت قامت و قامت قیامت/ قیامت می کند آن قد و قامت/ موذن گر ببیند قامتت را / به قد قامت بماند تا قیامت)

ظاهرا می گوییم آقا می آید ولی در حقیقت ما به خدمت آقا می رویم. ما به پشت دیوار دنیا رفتیم و گم شدیم باید از پشت دیوار دنیا بیرون بیاییم تا ببینیم که حضرت از همان ابتدا حاضر بوده است.

 

ما مثل بچه ای هستیم که پدرش دست او را گرفته تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می کنند. بچه جلب ویترین مغازه ها می شود و دست پدر را رها میکند و در بازار گم میشود و وقتی متوجه میشود که دیگر پدر را نمی‌یند گمان میکند پدرش گم شده است در حالیکه در واقع خودشگم شده است. انبیا و اولیا پدران خلق اندو دست خلایق را میگیرند تا آنها را از بازار دنیا به سلامت عبور دهند. غالب خلایق جلب متاع های دنیا شده اند و دست پدر را رها کرده اند و در بازار گم شده اند. امام زمان گم و غایب نشده است ما گم و محجوب شده ایم.

کسی که غیبت و حضور حجت خدا برایش یکسان باشد به حضرت راه پیدا می‌کند. تا وقتی شخص می‌خواهد حضرت بیایند و پدر آدمهای بد را در بیاورند از دیدن حضرت خبری نیست. هر وقت عبد و تسلیم شدی و فاعلیت خدا را در همه حوادث دیدی و به آن تن دادی آن وقت برای ملاقات حجت خدا آماده شده ای.

تاطمات و نا آرامی هایی که در روزگار ما در سراسر عالم بروز نموده است حاوی بشارت بزرگی است. جهان از درد زایمان به خود می پیچد و عن قریب فرزندی را بیرون خواهد داد. سواری که از دور می آید پیش از آنکه خودش برسد و دیده شود گرد و غباری که از زیر پای اسبش بر میخیزد دیده میشود. گرد و غبار ها و آشوب ها و نا آرامی های جهان در روزگار ما, خبر از نزدیک شدن فرس الحجاز یعنی امام زمان(عج) می دهد.





کلمات کلیدی :دولابی و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۸

ا بررسی روایات حضور و نقش زنان از نظر زمان و موقعیت در دوران های مختلف عصرمهدویت نشان از آن دارد که زنان از بدو خلقت تاپایان جهان همواره در گسترش فرهنگ اسلامی و تبیین خطوط دین و آموزش معارف الهی نقش برجسته دارند.

 

همانطور که زنان در تاریخِ حماسه ها و قیام ها نقش چشمگیری داشتند و پیام آور حضورِ توأم با عزّت و عفّت بوده اند در حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام نیز برای گسترش فرهنگ اسلامی و تبیین خطوط اصلی دین و آموزش معارف الهی نقش برجسته ای برعهده دارند.

 

وجود 50 زن از میان 313 نفر از یاران برجسته و فرماندهان آن حضرت مؤید این مطلب است. امام باقر علیه السلام می فرماید: «به خدا سوگند 313 نفر بدون وعده پیشین گرد می آیند. در میان آنها 50 نفر زن هستند» یا در جای دیگر امام صادق علیه السلام نیز از زنان همراه حضرت مهدی علیه السلام نام برده و می فرماید: «آنان مجروحان را مداوا می کنند و از بیماران جنگی پرستاری می نمایند چنانچه زنان در زمان پیامبر همراه او بودند....»[1]

 

این دو روایت حکایت از آن دارد که وجود زنان بین یاران حضرت امری حتمی است. حال جا دارد بر اساس روایات حضور و نقش این زنان را از نظر زمان و موقعیت بررسی کنیم.

 

زنان عصر ظهور

زنانی هستند که در ایام ظهور حضرت زندگی می کنند که از جمله آنها همان 50 زنی است که در روایت به آنها اشاره شده و جزء افراد اصلی سپاه حضرت هستند. آنها به هنگام ظهور در حرم امن الهی به خدمت امام می رسند. ام سلمه ضمن حدیثی درباره علائم ظهور از پیامبر صل الله علیه و آله روایت کرده است که فرمودند: «در آن هنگام پناهنده ای به حرم امن الهی پناه می آورد و مردم همانند کبوترانی که از چهار سمت به یک سو هجوم می برند به سوی او جمع می شوند در میان آنان، برخی زن می باشند که بر هر جبار و جبارزاده ای پیروز می شوند...»[2]

 

رجعت کنندگان

مسئله رجعت از مباحث مهم اعتقادی شیعه است که با فرهنگ مهدویت نیز ارتباط تنگاتنگ دارد. رجعت از نظر لغوی به معنی بازگشت است. یعنی برگشتن به جایی که پیش تر در آنجا بوده است. از نظر اصطلاحی به معنای بازگشت دو گروه مؤمنان محض و کافران محض به همان صورتی که در گذشته بودند به دنیا هستند.

 

اولیای الهی و صالحان با دیدن حاکمیت دین و عدل در گستره گیتی شادمان شوند و ثمرات ایمان و اعمال صالح خود را می ببینند و به ثواب یاری امام نائل می شوند. معاندان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام نیز بخشی از جزای اعمال ناشایست خود را در این دنیا مشاهده کرده و کیفر می شوند و از ذلت و حقارت، ستمگران متألم می شوند.

 

زنان رجعت کننده را می توان به دوگروه تقسیم کرد:

گروه اول: زنان مؤمنه ای که در زمان قبل از ولادت حضرت (عج) زندگی می کرده اند:

 

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «همراه مهدی علیه السلام سیزده زن هستند؛ آنان مجروحان را مداوا می کنند و از بیماران جنگی پرستاری می نمایند، چنان چه زنان در زمان پیامبر اسلام همراه او بودند»

بعد حضرت نام نه نفر از آنها را ذکر می کنند:

قنواء دختر رشید.

ام ایمن.

حبابه والبیه که در زمان امام علی علیه السلام می زیسته است.

سمیه(مادر عمار یاسر) که در ابتدای بعثت رسول اکرم صل الله علیه و آله به شهادت رسید.

زبیده.

ام خالد احمسیه.

ام سعید حنفیه.

صیانه ماشطه در زمان حضرت موسی بوده است

ام خالد جهنیه.

ما در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

ام ایمن

این بانوی مجاهد در صدر اسلام به حبشه و مدینه مهاجرت کرد. پیامبر صل الله علیه و آله پس از شهادت همسر و فرزند او فرمودند: هر کس دوست دارد با زنی بهشتی ازدواج کند ام ایمن را برگزیند و زید بن حارثه با او ازدواج کرد . ام ایمن از حامیان با وفای حضرت زهرا سلام الله علیها و یکی از سه زنی است که در تشیع جنازه حضرت شرکت داشت.

خداوند به برکت مهدی آل محمد صل الله علیه و آله و در هنگام ظهور، او را زنده می گرداند تا در لشگرگاه امام به خدمت گماشته شود.[3]

سمیه

او هفتمین نفری بود که به رسول الله صل الله علیه و آله ایمان آورد و به همین سبب متحمل شکنجه-های سختی شد. او و همسرش توسط ابو جهل تحت آزار و اذیت قرار می-گرفتند تا دست از ایمانشان بردارند و به رسول خدا دشنام دهند اما هر دو صبر کردند و سرانجام به شهادت رسیدند. فرزند دلاور او از یاران با وفای امام علی علیه السلام می باشد.

حبابه والبیه

از زنان والا مقامی است که هشت امام معصوم را درک کرده و پیوسته مورد الطاف و عنایت قرار داشت. در یک یا دو نوبت به وسیله امام زین العابدین علیه السلام و امام رضا علیه السلام جوانی-اش به او بازگردانده شد.

 

اولین ملاقات وی با امیرالمؤمنین بود که از آن حضرت دلیلی بر امامت درخواست کرد.حضرت در حضور وی سنگی را برداشت و بر آن مهر خود را نقش کرد و اثر آن مهر در سنگ جای گرفت و به او فرمود: پس از من هر که توانست در این سنگ چنین اثری بر جای بگذارد او امام است. از این رو حبابه پس از شهادت هر امامی نزد امام دیگر می رفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ می زدند و اثر آن نقش می بست. حبابه، نه ماه پس از شهادت امام رضا علیه السلام زنده بود و پس از او بدرود حیات گفت. روایت شده که وقتی حبابه به خدمت امام زین العابدین رسید 113 سال از عمرش سپری شده بود و حضرت با انگشت سبابه خود اشاره ای نمود و جوانی اش بازگشت.[4]

 

صیانه ماشطه

او همسر حزبیل نجار بود که در زمان حضرت موسی علیه السلام زندگی می کرد و به او ایمان آورد.

وی آرایشگر دختر فرعون بود.

روزی شانه از دستش افتاد و چون همواره ذکر خدا را می گفت، هنگام برداشتن شانه ناگهان نام خدا را به زبان آورد. دختر فرعون از او پرسید: منظور از خدا پدرم فرعون است؟ صیانه جواب داد: خیر، بلکه خدای من کسی است که پدر تو را آفریده و او را از بین خواهد برد، دختر فرعون این جریان را به پدرش اطلاع داد و فرعون این زن را احضار کرد و گفت: که مگر به خدایی من اعتراف نداری؟ زن گفت : هرگز! خدای حقیقی را رها نمی کنم تا تو را بپرستم.

 

فرعون، عصبانی شد و دستور داد تنوری را روشن کردند و بچه های این زن را یکی یکی در آتش انداخته و در مقابل چشمانش سوزاندند تا نوبت به بچه شیرخوار او رسید این زن مؤمنه خواست در ظاهر سخنی بگوید که ناگهان بچه به سخن آمد و به مادرش گفت: صبر کن تو بر حق هستی مادر صبر کرد و آن بچه را هم در آتش سوزاندند و سپس خودش را نیز در آتش انداختند.

 

این زن مؤمن و شجاع تا زمانی که زنده بود تسلیم نشد و در برابر همه مصائب تلخ ایستادگی کرد. حضرت رسول صل الله علیه و آله در شب معراج درمحلی بوی بسیار خوشی به مشامش رسید، از جبرییل پرسید: این بوی خوش بی نظیر چیست جبرئیل پاسخ داد: بوی خاکستر جسد سوخته همسر حزبیل و فرزندان او است. خداوند این زن مؤمنه را به خاطر فداکاری و ایمانش در زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده خواهد کرد.[5]

 

گروه دوم

زنان مومنه ای که در زمان غیبت حضرت زیسته و پیش از ظهور از دنیا رفته اند.

آنها بانوان پرهیزگاری بودند که در طول زندگی خود انتظار ظهور حضرت را می-کشیدند-. پس از ظهور به این زنان گفته می شود که امام شما ظهور کرده است اگر می-خواهید به اذن خدا زنده شده و شما هم حاضر باشید!هر بانویی که خود را با خواسته ها و شرایط زندگی در حکومت مهدی آل محمد صل الله علیه و آله تطبیق دهد ممکن است از رحمت خداوند بهره مند شده و در این گروه قرار بگیرد.

 

نقش ما در ظهور

جامعه کنونی ما، بهترین فرصت برای به خود آمدن زنان و بازشناسی توانایی رشد و بازیابی شخصیت آنان است. زنان باید برای شرکت در آن انقلاب بزرگ از هم اکنون خود را با معیارهای دقیق اسلامی و اخلاقی تطبیق دهند و در بعد علمی و عملی مراحل کمال را طی کنند و در شناخت دقیق و درست اسلام و تربیت خودشان بکوشند تا پیش از ظهور آن حضرت جزء زنان منتظر قرار گرفته و در دوران ظهور شایستگی شرکت در آن حرکت بزرگ و کمک رساندن به امام خویش را داشته باشند. زنان، تربیت کنندگان نسل منتظر و یاوران حضرت مهدی علیه السلام هستند.  بنابراین جدای از خودسازی، باید در تربیت و ایجاد جامعه همت گمارند تا زمینه ساز ظهور باشند.

1.اثبات الهداه, ج 3, ص 575.

2. مجمع الزوائد ، ج 7، ص 315.

3. روز نگار زنان, سال 1380.

4. زنان در حکومت امام زمان علیه السلام , محمد جواد طبسی ص 31 و30.

5.خواهران قهرمان, ص 56

منبع: مرکز مجازی مهدویت





کلمات کلیدی :نقش زنان و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٢

 

درباره این که چرا خداوند حضرت عیسی مسیح(ع) را در آسمان چهارم زنده نگه داشته و پس از فرود آمدنش بر زمین قرار است چه کاری انجام دهد دلایل مختلفی را می توان متصور شد. از جمله اینکه حکمت بقا و زنده ماندن حضرت مسیح(ع) بر حسب آنچه که عقول ما درک مى‏کند امورى است:

1 - در حضرت عیسى(ع) خصوصیاتى یافت مى‏شود که در سایر انبیا نبوده است، از قبیل ولادت بدون پدر، زنده کردن مردگان، به آسمان‏ها رفتن ودیگر خصوصیات.

2 - زنده بودن و بقاى او برهان و دلیل و شاهدى بر غیبت امام مهدى (عج) خواهد بود، زیرا بقاى مسیح با عمرى بیش از دو هزار سال، دلیلى بر امکان وجود و حیات حضرت مهدى (ع) در کمتر از این مقدار سال است، همان حکمتى که در روایات براى طول عمر حضرت خضر بیان شده است.
شیخ صدوق در "کمال الدین" به سند خود از امام صادق (ع) نقل مى‏کند که فرمود: ...بلى، إنّ اللَّه تبارک و تعالى لمّا کان فى سابق علمه أن یقدّر من عمر القائم (ع) فى آیام غیبته ما یقدّر، وعلم ما یکون من إنکار عباده بمقدار ذلک العمر فى الطول، طوّل عمر العبد الصالح فى غیر سبب یوجب ذلک إلاّ لعلّة الاستدلال به على عمر القائم (ع) ولیقطع بذلک حجة المعاندین لئلاّ یکون للناس على اللَّه حجة

...آرى، از آنجا که در علم سابق خداوند مقدّر شده بود که عمر قائم (عج) را در ایام غیبتش طولانى مى‏گرداند و مى‏دانست که این مقدار طول عمر را بندگانش انکار مى‏کنند، لذا عمر بنده صالحش را تنها به جهت استدلال و شاهد آوردن عمر قائم (عج) طولانى کرد، و تا اینکه حجت و دلیل معاندین قطع گردد و براى مردم حجت و استدلالى بر خدا نباشد.


3- دلیل دیگر محفوظ نگه داشتن حضرت مسیح(ع) تاکنون می تواند این مسئله باشد که او قرار است در دوران برپایی انقلاب و تشکیل حکومت جهانی مهدوی عهده دار مسئولیتی خطیر باشد که تنها او می تواند از عهده برآید و آن اینکه او قرار است فرماندهی لشکری را به عهده بگیرد که لشکریانش همه از پیروان او هستند و پس از به زمین آمدن او دوباره به او ایمان می آورند و پا در رکاب او به حضرت ولی عصر(عج) خدمت می کنند.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :حضرت عیسی (ع) و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٢

 

هر چند که شرمندۀ روی چون ماهت هستم

ولی هر لحظۀ عمر، چشم انتظارت هستم

تنها امیدم بعد از خدا تو هستی، مهدی(عج) جان

هرچند رو سیهم، ولی زنده به عشق دیدارت هستم

شعر : فرزانه حبوطی





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :شعر انتظار و کلمات کلیدی :عکس مهدوی




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۱

مدعیان عصر غیبت

اگر چه تا قبل از ولادت حضرت امام زمان(عج)، مدعیان بیشتر از نوع متمهدین ـ مدعیان شخص مهدی(ع) ـ بودند، اما این بار پس از ولادت حضرت، و دقیقاً از اواخر عصر غیبت صغری، نغمه‌های مدعیان "بابیت " و "سفارت " امام، ساز شد. با اینکه حضرت چهار نماینده یکی پس از دیگری معین فرموده بود، باز کسانی بودند که به موازات آنان ادعای نیابت و سفارت حضرت را داشتند؛ با اینکه نامه‌هایی از جانب امام(ع) در رد و تکذیب آن‌ها صادر شده بود.

ادعای سفارت حضرت از زمان شیخ محمدبن عثمان عمروی، سفیر دوم امام مهدی(ع)، آغاز شد. نخستین مدعی بابیت امام، " ابو محمد شریعی بود و در پی او محمد ابن نصیر نمیری موسس طریقه نصیریه است که حضرت صاحب الامر او را لعن نمود و حسین ابن منصور حلاج صوفی معروف و ابو جعفر محمد ابن علی شلمغانی معروف به ابن ابی الغراقر و ابوبکر محمد ابن احمد عثمان بغدادی و احمد ابن هلال کوفی و ابو دلف مجنون محمد ابن مظفر عبدالله ابن میمون قداح در سال 251 مدعی نیابت [امام]حاضر شد و یحیی ابن ذکرویه در سال 281 مدعی باب شدو احمد ابن حسین رازی و سید شرف الدین ابراهیم، نخست مدعی باب امام بودند و سپس ادعای امامت کردند. حسین ابن علی اصفهانی و علی ابن محمد سجستانی بغدادی و سید محمد هندی مدعی باب شدند. عباس فاطمی در اواخر قرن هفتم و درویش رضا عبدالله حسان المهدی در 1899 خود را باب، سپس مهدی موعود اعلان نمود. محمد احمد ابن عبدالله سودانی صوفی، [مدعی] اول بابیت امام [شد.] و سپس اعلام نمود مهدی است و خلاصه سید علی محمد شیرازی با باب بودن ادعایش را آغاز کرد و تا الوهیت پیش رفت. در این اواخر صوفیان نعمت اللهی برای جنید بغدادی، مدعی نیابت شده اند "10. شیخ طوسی در کتاب الغیبه، در بابی مستقل به نام و مشخصات برخی از این مدعیان اشاره کرده‌اند.11

متمهدین صوفی

عرفان‌های تکلیف گریز، همان صورت امروزین طریقت‌های مستقل از شریعت متصوفه سنتی است. روشن است که همه جریان‌ها‌ی خرافه گرا و از جمله صوفیه، تمام موفقیت خود را مرهون زودباوری کسانی است که میزان عقل و وحی را در سنجش و راستی آزمایی اعمال و سخنان اعجاب آور آنان نادیده می گیرند. "ذکر این نکته در شناخت ماهیت صوفیه ضروری است که از اولین اصول این طایفه "تفرّس " است. صوفیه بر مبنای این اصل، ابتدا اشخاص بُله و زودباور را به دام می‌اندازند. حُمقاء خریداران همیشگی سخنان اعجاب آور آنها هستند. پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: ما رَفَعَ الله رایه ضلال الّا و قد لفّ علیه اناس سفهاء. " 12

تأمل و بررسی ـ هرچند گذرا ـ در اصطلاحات متصوفه، به ما ثابت می‌کند که جعل بسیاری از القاب این طایفه، ریشه در ادعاهای گزاف آنان در امر ولایت و مهدویت دارد؛ برای مثال، می‌توان از عناوین "قطب "، "غوث " و "غوث اعظم " نام برد؛ چنانکه جواد نوربخش، رهبر یکی از سلاسل صوفیه نعمت اللهی، در وجه تسمیه "قطب " می‌نویسد: "از آن رو که انسان کامل است و جهان علم و معرفت الهی پیرامون محور وجود او می‌چرخد13 "!! در حالیکه این معنا تنها برای ائمه اطهار(ع) تحقق می یابد.

برخی از فرق صوفیه با تقسیم بالسویه "ولایت " میان رهبران خود و امامان معصوم(ع)، به جعل "ولایت قمریه "14 و "ولایت جزئیه "15 اقطاب، در عرض "ولایت شمسیه " و "ولایت کلیه " ائمه معصومین (ع)، دست یازیده تا بدین ترتیب هم "پدیده ولایت بدون امامت "16 را رسمیت بخشیده باشند و هم ماهیت عقیدتی فرقه‌ها‌ی خود را بیش از پیش نمایان کنند. طرح عنوان "عالم صغیر "17 برای قطب در مقابل عالم کبیر؛ یعنی امام معصوم(ع)، نشان دیگری از گزافه‌ گویی برخی از طوایف صوفیه می‌کند تا آنجا که در شأن "عالم صغیر " می‌نویسند: "پس آن اخباری که در غیبت حضرت قائم وارد شده، تمام آنها در عالم صغیر [قطب] جاری خواهد بود "!!18

از آن رو که خاستگاه و رستنگاه تصوف، جهان و جغرافیای تسنن بوده است، فرق دراویش به تأسی از مکتب خلفاء، بعضاً به "ولایت نوعیه " رهبران خود معتقدند و لذا چندانکه باید به "ولایت شخصیه " ائمه اطهار(علیهم السلام) وقعی نمی‌نهند! این انحراف، زمینه ساز ظهور متمهدین صوفی گردید. در تاریخ تصوف کسانی که ادعای "مهدویت نوعیه " کرده اند، کم نبوده اند؛ به عنوان مثال، در قرن هشتم درویش محمد نوربخش ـ سر سلسله نوربخشیه و ذهبیه از سلاسل معرفیه ـ به نام مهدی موعود خروج کرد اما به دست امیر تیمور گورکانی گرفتار و تأدیب گردید!

در این زمینه بازخوانی نوشته‌های صوفیه در شأن رهبران خود، موجب اعجاب و شایان تأمل است. می‌توان با خواندن نوشته یکی از دراویش ذهبی در وصف سرکرده فراماسونر فرقه ذهبیه اغتشاشیه احمدیه، به عمق فاجعه پی برد، آنجا که می‌نگارد: "رکن رکین و بلد امین، وارث اقطاب الولایه و الهدایه مروج الشریعه الغراء المصطفوی و قائد الطریقه البیضاء المرتضوی، کهف الابدال و الاوتاد الزمان، قطب الاولیا الکاملین، ابوالوقت مولانا الاعظم، استاد دکتر حاج عبدالحمید گنجویان متعناالله بطول بقائه و ارواحنا فداه و افاض الله علینا و علی جمیع المسلمین انوار هدایته و ولایته... " 19 !!! القابی که در جهان هستی، برازنده کسی جز حضرت ولی الله الاعظم (عج ) نیست!

البته مدعیات متصوفه، به ذکر این موارد پایان نمی‌پذیرد، بلکه این تنها مشتی نمونه از خرمن ادعاهای بسیار آنهاست و امید آن داریم که در نوشته ای مستقل به بررسی و تحلیل مستند عقاید و آداب صوفیه در این زمینه بپردازیم.

مدعیان عصر ارتباطات

برای تفنن هم که باشد، اصطلاح "مدعیان دروغین " را در اینترنت جستجو کنید، تا با انبوه آمار و اخبار این اخوان الشیاطین، در صفحات سایت‌ها و خبرگزاری‌ها برخورید. البته باید دیده باشید که در چند سال اخیر، رسانه ملی با ساخت مجموعه‌های مستندی به نام "مدعیان دروغین " به افشای چهره پنهان برخی از این افراد دست زد. بنا بر آخرین گزارش رسمی نیروی انتظامی، " بیش از 50 فرقه و گروه تخدیری به ایران وارد شده که نیمی از آن‌ها‌ فعال اند و قریب 200 عنوان کتاب ترجمه و چاپ و توزیع20 " کرده اند. در اینجا برای نمونه با چند سامری عصر ارتباطات، آشنا می‌شویم:

1. سید حسین کاظمینی بروجردی، روحانی نمای بیسوادی که به ضرب زبان چرب و قیافه غلط انداز خود، جماعتی از جهال را با خود همراه کرده و مدعی ارتباط با امام زمان(عج) بود؛ اما پس از دستگیری اعتراف کرد که به جای امام زمان با علیرضا نوری زاده ـ ضد انقلابی فراری و عامل سرویس‌های غرب ـ ارتباط داشته است! و ماهانه بیش از 50 میلیون تومان از این راه کسب درآمد می‌کرد!

2. مرد همیشه پنهان عراقی که مدعی بود سید حسنی است! در لوحی تصویری که از او به دست آمد، وی را در پوششی یک دست سبز و نقابی سفید بر صورت، در زیر عکس منتسب به یکی از ائمه(ع) نشان می‌دهد که می‌گوید: "ایران کربلای ثانی است و من وظیفه خطیری بر عهده دارم؛ وظیفه من بستر سازی برای ظهور است "! پس از سقوط صدام، تعدادی از اتباع عراقی مقیم ایران، در حالیکه لباس‌های بلند مشکی و شال‌های سبز دربر داشتند، پس از نماز جمعه شهر‌های تهران و قم، شعار‌هایی در حمایت از او به عنوان سید حسنی، سر دادند! این کذاب فعالیت‌های خود را در کرج، اصفهان، تبریز، مشهد و شیراز گسترش داد. از جمله دستورات وی به مریدان ذکر اینگونه صلوات بود: "اللهم صل علی آقا سید "! او مدعی بود که طی الارض می‌کند و زنان مریدش نیز بر وی محرمند! پس از دستگیری علاوه بر اعتراف به ارتباط نامشروع با مریدان، معلوم شد که دانشجوی سابق دانشگاه بصره بوده است. به اذعان استاندار بصره، هدایت گروه او را رژیم صهیونیستی به عهده داشته است!

3. خانم 50 ساله‌ای به نام ب.ب که ادعا داشت همزادی از نوع افعی دارد! و با اجنه و ارواح در ارتباط است، خود را یار ششم امام زمان(عج) معرفی و اعلام نمود که طی السماء می‌کند! وی که قصد داشت در بیابان‌های اطراف قم مسجدی برای امام زمان(عج) ـ جمکران 2ـ بسازد، پس از دستگیری اعتراف کرد که تنها در یک فقره از مریدانش که یک پزشک خانم بوده، 70 میلیون تومان کلاهبرداری نموده است!

4. روز 12 دی ماه 1386 خبری بر روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت مبنی بر اینکه فردی به نام عبدالرضا.ق با معرفی خود به عنوان امام زمان، به همراه تعدادی از بستگانش در مقابل نهاد ریاست جمهوری منتظر ملاقات با رئیس جمهور است! وی اظهار داشت پیامی برای دکتر احمدی نژاد در دو محور دارد؛ یکی اصلاح وضع اقتصادی و دیگر برچیدن مراسم عزاداری سیدالشهداء! پس از دستگیری و بازجویی معلوم شد که دو برادر این مدعی در سال‌های گذشته به اتهام اقدام تروریستی، مجازات شده اند و تعدادی از فرزندانش در خارج از کشور به سر می‌برند.

5. خانمی به نام ف.الف برای جمعی از مریدان زنش ادعا می‌کرد که همسر آینده امام زمان است! وی مدعی بود که با اقدامات و تألیفاتش به تنهایی 40 سال زمان ظهور حضرت را به جلو انداخته است!

6. شیادی دیگر بیش از 40 نفر ساده اندیش را برای انجام مناسک حج در تپه‌های اطراف هشتگرد احرام پوشانید! و روزی سه نوبت خود و مریدانش به سجاده خالی منسوب به امام زمان اقتدا می‌کرد! وی مدعی سیر و سیاحت در عوالم هستی به همراه امام زمان و در سفینه ایشان بود!21

اهداف و انگیزه‌ها‌

الف) اهداف متمهدین

حضرت علی (ع) در باب بررسی ریشه‌های بروز فتنه می‌فرماید: "انّما بَدءُ وقوعِ الفِتنِ، اهواءٌ تُتَّبعَ و احکامٌ تُبتدعَ؛22 سر منشأ همه فتنه‌ها‌، پیروی از خواهش‌های نفسانی و احکامی است که بر خلاف شرع صادر می‌گردد ".

در یک تقسیم بندی کلی می‌توان اهداف مدعیان را به: الف)انگیزه‌های شخصی و ب)اهداف گروهی و تشکیلاتی، تقسیم کرد. اسناد و تجربیات موجود ثابت می‌کنند که معمولاً گروه‌های منحرف مدعی، مستقیم و یا غیر مستقیم، دارای رگه‌های سیاسی بوده و تحت هدایت و یا حمایت بیگانگان ادامه حیات می‌دهند. در یک جمع بندی می‌توان موارد ذیل را از اهم اهداف و انگیزه‌های مدعیان ـ فردی و گروهی ـ مهدویت برشمرد:

1. کسب شهرت و آوازه.

2. کسب ثروت و سودجویی (از افراد ساده لوح)؛

فریــب جلوه سالوسیـان مخـور، کاین قوم

امیدشان به خدا نه، به سیم و زر بسته است23

3. شهوترانی و سوء استفاده جنسی (به ویژه با اغفال زنان و جوانان).

4. احساس خود برتربینی، خود دیگربینی ـ الینه شدن ـ قدرت طلبی و مرید پروری(معمولا این نوع مدعیان، بیماران روانی هستند که دچار تخیل و توهم شده اند).

5. جبران شکست‌های زندگی و پایان دادن به سرخوردگی‌های گذشته و پاسخ به عقده حقارت.

6. جبهه گیری و ضدیت با دین، مذهب و نظام اسلامی.

7. تشکیل شبکه‌های فساد اخلاقی، باندهای توزیع مواد مخدر، ایجاد گروه‌های ضد اجتماعی (مانند سرقت، قتل و تسویه حساب‌های شخصی و گروهی).

8. تشکیل شبکه‌های سیاسی ـ امنیتی برای ایجاد اغتشاش و انجام عملیات‌های خرابکارانه در کشور(با هدایت و حمایت دشمنان نظام).

ب) انگیزه‌های مریدان

با مروری بر هویت مدعیان، اگر چه در می‌یابیم که آمار مدعیان مرد بیش از زنهاست، اما قاطبه تاثیرپذیران و مریدان، از قشر زنان و دختران می‌باشند. می‌توان موارد ذیل را از مهمترین انگیزه‌های پیروی از مدعیان دروغین دانست:

ارتباط آسان وسریع با عالم غیب و با حضرات معصومین(ع)، آگاهی از آینده، قدرت یافتن بر احضار ارواح و اجنه، رفع حاجات دنیایی و دستیابی به ثروت‌های کلان، درمان بیماری‌های صعب العلاج، رفع اختلافات خانوادگی و افزایش مهر و محبت او در دل دیگران، انتقام و شکست رقیب از راه غیر طبیعی، موفقیت در زندگی و تحصیل، ... .

شگردهای جذب متمهدین

افراد مدعی، بسته به موقعیت، امکانات و اهداف خود، هم از روش فردی ـ چهره به چهره ـ و هم از روش‌های سازمانی ـ با تعیین سرگروه‌ها و حلقه‌های رابط ـ به جذب پیرو و مرید مشغولند. در مجموع روش‌ها و شگردهای تاثیر گذاری این جماعت به قرار ذیل می‌باشد:

1.شناسایی و جذب افراد ساده لوح و زودباور.

2.تأمین مایحتاج مریدان و تطمیع جوانان با پول، مواد، مسکن و تأمین اسباب عیش و نوش آنها.

3. تشویق جوانان به ارتباطات آزاد جنسی و تن پروری؛ مانند برگزاری جلسات فساد اخلاقی و اردوهای مختلط و توصیه به زنان برای کشف حجاب در مراسمات خود.

4.دادن اذکار و اوراد غیر مأثور و ختومات عجیب و غریب و توزیع دستورالعمل‌های غیرشرعی و به ظاهر جذاب.

5.چشم بندی، کف بینی، رمالی و انجام امور خارق العاده و یا غیر عادی نما مانند احضار اجنه و تسخیر ارواح.

6. ادعاهای گزاف و دروغ پردازی‌های بزرگ مانند: ادعای کرامت و معجزه، ادعای دانستن اسرار و رموز هستی و کشف اسرار و رازهای مگو، تسلط بر علوم غریبه و دانستن خواص حروف و اعداد و جداول.

7. خواب سازی و یا تعبیر خواب‌های مریدان به شکل جذاب و دلخواه.

8. لفاظی و سخنوری و سوء استفاده از قدرت بیان خود در جذب مخاطب.

9. تفسیر به رأی قرآن و منابع مذهبی و بدعت در انجام مناسک دینی و صدور فتواهای من درآوردی مانند خواندن نماز به زبان فارسی و یا ترک کامل آن در مواقع تشخیص مراد.

10. انتقال حس شخصیت کاذب به مریدان مانند دادن سفارت و مأموریت‌های خاص به هر مرید.

11. ادعای شفاعت گناهان و شفای امراض صعب العلاج.

12. ادعای ارتباط و وابستگی به نهادهای حوزوی، قضایی، امنیتی و انتظامی و دیگر مراکز موجه نظام برای جلب اعتماد مریدان.

13.ادعای ایصال آسان و بدون زحمت مریدان به مقامات معنوی؛ مثلا تنها با بیعت کردن و دستبوسی و تبعیت بی چون و چرا از مراد.

14. نفوذ درNGO‌ها ـ تشکلات غیر دولتی ـ با وعده کمک‌های مادی و دستگیری‌ها‌ی معنوی.

راه‌های شناخت متمهدین

باید دانست که:

1. اساساً تشرف به محضر ولی الله الاعظم (عج) برای خواصی از اولیاء امکان داشته و دارد؛ چنانکه تشرفات بزرگانی چون سید ابن طاووس و سید مهدی بحرالعلوم و ... در تاریخ مهدویت ثبت است؛ اما بدیهی است که در این باب هر مدعی را نمی‌توان تصدیق کرد. بلکه تصدیق ادعای تشرف، نیازمند ادله و قرائنی است؛ از جمله عدم ضدیت ادعا با مبانی اعتقادی و نیز اثبات سوابق تقوایی فراوان مدعی. باید دانست که دو شاخصه انسان واصل عبارتند از: "اول) تقوا، یعنی مقاومت در برابر شهوت، شراب و غفلت و دوم) معرفت و عقلانیت "24. بی شک سوابق مدعیان، میزان دقیقی برای سنجش عیار و راستی آزمایی از ادعاهایشان است.

2. چنانکه در بیان رهبری معظم انقلاب25 نیز آمد، تشرف یافتگان حقیقی و مرتبطان واقعی حضرت، اهل ادعا و باز نمودن دکان سودجویی نیستند؛ پس باید مسلم دانست کسانی که اهل تشرفند، اهل ادعا نیستند. حدیث قدسی "اولیایی تحت قبابی لا یعرفهم غیری "26 مبین مطلب است؛

هر که را اسرار حق آموختند

مهر کردند و دهانش دوختند

3. اگر چه نمی‌توان منکر رؤیت حضرت شد، اما باید دانست که ملاقات با امام زمان(عج) ـ در صورت صحت ـ یکسویه است و نه دو سویه؛ یعنی این‌گونه نیست که هرگاه مدعی اراده کند، بتواند مشرف شود. پس ادعای تشرف و مشاهده ارادی، با مبانی اعتقادی ما ناسازگار است.

شاید فلسفه صدور روایاتی که بر طرد ادعای تشرف ـ علی رغم اثبات تشرف برخی از بزرگان ـ تأکید دارند، برای جلوگیری از رواج بازار مکاره مدعیان دروغین باشد، تا بدین وسیله هر کذابی نتواند کالای تقلبی خود را عرضه کند.

4. اگر چه تشرف فیزیکی و یا رویت بصری حضرت فضیلت است؛ اما اصل و یا لیاقتی منحصر به فرد نیست، چراکه اولاً معرفت و بصیرت در شناخت جایگاه، حقوق و عمل به دستورات آن حضرت، اصل است؛ "من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه "27 و ثانیاً به گواهی مستندات تاریخ مهدویت، تاکنون برخی از مسیحیان، کلیمیان و اشخاص غیر مسلمان و یا غیر شیعه ـ بنا بر مصالحی ـ شرف حضور یافته اند که واجد لیاقت چندانی نبوده اند.

5. مدعی نیابت، سفارت، نمایندگی و ابلاغ دستور خاص امام زمان(عج)، طبق نص صریح توقیع مبارک حضرت28، مفتری و کذّاب است. حضرت در نامه‌ای خطاب به آخرین نایب خاص خویش، تأکید فرمودند که هرکس ادعای "مشاهده " نمود، او را تکذیب کنید. البته در توضیح و تفسیر این فراز از توقیع مبارک باید خاطر نشان نمود که منظور از تکذیب مشاهده کننده، تکذیب اصل رویت نیست بلکه تکذیب مشاهده‌ای است که صاحب آن ادعای رویت ارادی و طرفینی داشته باشد. نکته ظریف آن است که "مشاهده " بر وزن مفاعله است و حاکی از یک عمل طرفینی مثل معامله می‌باشد که اراده هر دو طرف در آن امر دخیل باشد؛ فتأمل.

6. روایات معتبر، ما را از توقیت ـ مشخص کردن زمان ظهور یا تعیین محدودة زمانی ظهور حضرت ـ به شدت نهی کرده‏اند. امام باقر(ع) در پاسخ به پرسشی درباره زمان ظهور موعود، سه مرتبه فرمود: "آنها که وقت تعیین می‏کنند دروغ می‏گویند "29. امام صادق(ع) نیز به محمدبن مسلم می‌فرماید: "محمد! اگر کسی وقتی از جانب ما برای ظهور حضرت مهدی(ع) نقل کرد، از تکذیب کردن او نترس! چرا که ما برای احدی تعیین وقت نمی‏کنیم ".30

7. مکتب اسلام، مکتب "اصالت کمال " است نه مکتب اصالت رنج و ریاضت و یا مکتب اصالت کرامت. اگر چه ریاضت، موجب تقویت و قدرت نفس می‌شود اما این قدرت، نسبتی با حقانیت ندارد. پس بر فرض صحت ادعای مدعیان در انجام امور خارق العاده، باید دانست که اولاً: خلق کرامت و یا قدرتمندی در شکستن قواعد طبیعت و یا ارتباط با موجودات نامریی، دلیل بر مشروعیت و در نتیجه حقانیت مدعی نخواهد بود و ثانیاً: قدرت در ارتباط گیری با موجودات نادیدنی و یا توانایی‌های غیر طبیعی، به گواهی اخبار مستند، از کفار، فجار، فاسقان و انسان‌های بی دین نیز بر می‌آید. نیروی برخاستن از زمین و یا پرواز در آسمان که حشرات ضعیفی چون سوسک نیز قادر بر آنند، چه حقانیت و مشروعیتی را برای عامل آن می‌تواند به بار آرد؟!‌ همه می‌دانند که مرتاضان هندی و یا شخصی مانند دیوید کاپرفیلد، که در جلوی دوربین‌های خبرگزاری‌ها‌ی سراسر جهان از دیوار چین رد شد، چنان کار‌های شگفتی انجام می‌دهند که مدعیان دروغین جامعه ما در خواب نیز قدرت بر تصور آنها ندارند!

8. اسلام ستیزی و مسلمان گریزی از نشانه‌های مدعیان دروغین است. ساده ترین راه شناخت این افراد، خلاف شرع‌های صریح و گناهان بزرگی است که مرتکب می‌شوند؛ مانند: غیبت، تهمت، اختلاط بی مرز با نامحرم، روابط نامشروع و... . مدعیان در عمل ثابت کرده اند که چندان توجهی به شرع، عرف و اخلاقیات جامعه اسلامی ندارند.

9. نباید نادیده گرفت که وعده الهی مبنی بر گسترش عدالت و تحقق حکومت صالحان بر زمین و اعتلای پرچم اسلام به دست بندگان صالح خدا، با وجود ادعاهای مکرر این مدعیان نه تنها هنوز تحقق نیافته بلکه هیچ کس صفت عدالت گستری را در اینان سراغ ندارد!

10. در مجموع می توان گفت: وجه مشترک فکری تمام این مدعیان و گروه‌های خرافه: الف) التقاط در اعتقادات ب) نگاه سکولاریستی، به دین و دنیا ج) تساهل و تسامح شدید دینی ـ مذهبی د) نگاه پلورالیستی، به عنوان جوهره اندیشه و عمل آنهاست. می‌توان گفت که این فرقه‌ها‌، تبلور عینی ادعای "صراط‌های مستقیم " هستند. در این مسیر مدعی متمهد، قطب، مرتاض، ساحر،... و خلاصه هر راهی برای وصول به حقایق متکثر، سفارش می‌شود؛ و حال آنکه سفارش خداوند "وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ "31 است.

اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه، تعزّ بها الاسلام و اهله و تذّل بها النفاق و اهله

پی‌نوشت‌ها:.

1. سید علی کمالی دزفولی، تاریخ تفسیر،مکتب صوفیه، ص 141.

2. خطبه غدیریه رسول اکرم(ص)، مندرج در اسرار غدیر، ص 155.

3. علی امیر مستوفیان، رهبران ضلالت، ص 241.

4. همان.

5. على اکبر فیاض، تاریخ اسلام، ص 140.

6. صدوق الدملوجى، الیزیدیه، ص 164.

7. نوبختى، فرق الشیعه، ص 48.

8. سعد محمد حسن، المهدیة فى الاسلام، ص 182.

9. مقاتل الطالبین، ابوالفرج اصفهانى، ترجمه: سید هاشم رسولى محلاتى، ص 129، تحقیق: على اکبر غفارى، کتاب فروشى صدوق، تهران.

10. علی امیر مستوفیان، رهبران ضلالت، ص 269-268.

11. شیخ طوسی، الغیبة، صص 267 ـ 281.

12. سید مجتبی مجاهدیان، صوفی بی صفا نمی‌خواهم(1)، روزنامه جمهوری اسلامی 17/1/87.

13. جواد نوربخش، خرابات، ص 125.

14. سید محمد تقی واحدی(صالح علیشاه)، در کوی صوفیان، ص 167.

15. محمد حسن صالح علیشاه، نامه‌ها‌ی صالح، ص29.

16. سید محمد تقی واحدی(صالح علیشاه)، در کوی صوفیان، ص 167.

17. ملا سلطان گنابادی، ولایت نامه، ص 71.

18. همان.

19. باقری، مقدمه کتاب "مکاتیب عبدالله قطب "، انتشارات خانقاه احمدی.

20. جانشین فرماندهی نیروی انتظامی، خبرگزاری فارس، 26/6/87.

21. این موراد ـ 1تا6ـ از پایگاه‌های خبری شریف نیوز، آریا نیوز، فردا نیوز دریافت شده‌اند.

22. نهج البلاغه: خطبه 50.

23. محمدعلى مجاهدى.

24. حسن رحیم پور ازغدی، ویژنامه کژراهه(روزنامه جام جم)، معنویت توحیدی معنویت شرک آلود، ص 41.

25. بیانات مقام معظم رهبری در نیمه شعبان، 27/5/87، روزنامه جمهوری اسلامی.

26. حدیث قدسی.

27. علامه مجلسی، بحار الانوار،ج32، ص331.

28. در نهم شعبان سال 329 ق. شش روز قبل از وفات علی بن محمد سمری ـ چهارمین نمایندة خاص ـ نامه‌ای از امام زمان(ع) خطاب به او صادر شد مبنی بر اینکه هرکس ادعای مشاهده کرد او را تکذیب کنید، زیرا او کذّاب ـ نه کاذب ـ و مفتری است!(بحار الانوار، ج52، ص151).

29. ثقة الاسلام کلینی، الکافی، ج1، ص368، ح5.

30. همان، ح3.

31. انعام/ 153.


سید مجتبی مجاهدیان

منبع : سایت محاکمه





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مدعیان ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۱

متمهدین صدر اسلام

در لابلای صفحات تاریخ پر نشیب و فراز اسلامی، دست سیاست پیشگان طاغوتی در فرقه سازی‌های مذهبی، مشهود است. ترفند سیاست بازان اموی ـ به وی‍ژه در عهد معاویه ـ در موازی سازی برای خاندان رسالت و رقیب تراشی برابر ائمه هدی، در پیدا و پنهان تاریخ اسلامی، به وضوح قابل رؤیت است. جعل جماعتی به نام "زهّاد ثمانیه " و کرامت سازی برای آنان، نمونه‌ای از مرجعیت سازی بدلی سیاست ورزان اموی برای دور کردن امت از درب خانه علی(ع) و فرزندان او بود(1) و این همه، به گواهی مجامع روایی فریقین، علی رغم تأکید مدام پیامبر(ص) برای حصر امامت در اهل بیت عصمت و طهارت و نهی امت از پیروی ائمه باطل بوده است؛ "معاشر الناس، انّه سیکون من بعدی ائمه یدعون الی النار و یوم القیامه لاینصرون "2.

پدیده رهبران ضلالت ـ که به آتش دلالت می‌کنند ـ همپای امامان هدایت و به موازات مأموریت الهی آنان، پدیدار شد. فتنه امامت دروغین جعفر کذّاب، فرزند امام هادی (ع)، که پدر او را "نمرود "3 ولی او خود را "نوح "4 می‌نامید، یکی از آن بسیارِ ماجراهاست.

مهدویت نیز به عنوان عصاره امامت، از کید و یا جهالت موازی سازان مصون نماند. در این مجال تنها از باب نمونه، مواردی چند از فرقه‌های مدعی مهدویت را از صدر اسلام تا عصر قبل از ولادت حضرت امام زمان(عج)، برمی شمریم:

1. فرقه "معیان " که در سال 40 هجری و بعد از شهادت حضرت على(ع) پیدا شد. اینان قائل به غیبت على(ع) بوده و می‌گفتند روزی باز خواهد گشت.

2. فرقه "سبائیه " که غلو را درباره على(ع) به حد اعلا رسانده و معتقد بودند که على(ع) زنده است و در ابرها مأوی گزیده و روزی ظهور خواهد کرد5.

3. فرقه "کیسانیه " که می‌پنداشتند محمدبن حنفیه، همان مهدى موعود(عج) است و روزی از کوه رضوی ظهور می‌کند.

4 فرقه "یزیدیه " که عقیده داشتند یزید ابن معاویه به آسمان صعود کرده و روزی باز خواهد گشت و دنیا را پر از عدل و داد خواهد نمود6!!

5. فرقه "هاشمیه " که پیروان ابوهاشم عبدالله بن محمدبن حنفیه بوده و می‌گفتند اگرچه محمد مرده است، اما پسرش ابو هاشم، همان مهدی موعود است که روزی قیام خواهد کرد. 7

5. "عمربن عبدالعزیز " هشتمین خلیفه اموی که گروهی قائل به مهدویت وى بودند. 8

6. فرقه "زیدیه " که می‌پنداشتند زید بن على بن حسین بن على(ع) چون از نسل حسین(ع) است و بر علیه ظالمان قیام به سیف نموده، پس او همان مهدى موعود است که قیام کرده.9

7. فرقه باقریه 8. فرقه ناووسیه 9. فرقه واقفیه 10- فرقه اسماعیلیه ... .





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مدعیان ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۸

بررسی عرفانی، زیباشناسی و معناشناسی غزلیات امام خامنه‌ای؛
غزلیات امام خامنه‌ای نمایانگر اوج دلتنگی برای حضرت بقیة‌الله(عج) است

گروه خبرنگاران افتخاری / حسین قاسم‌نژاد: به لطف خداوند کریم پنج غزل از غزل‌های مقام معظّم رهبری بررسی شد و اینک به ششمین غزل معظّم‌له می‌رسیم که از حیث مضامین عالی عرفانی عین غزل گذشته از غزل‌های ناب شعر معاصر است. این غزل مستقیماً با حرف بگوی، آغاز می‌شود که اوج دلتنگی برای حضرت بقیة‌الله(عج) است.

همه عارفان برای مرادشان دلتنگی می‌کنند و این دلتنگی با هیچ چیز آرام نمی‌شود مگر دیدار یار یا رسیدن پیامی و خوابی و اشاره‌ای و نشانه‌ای از سمت یار و این عشق است.

حرفی بگوی و از لب خود کام ده مرا/ ساقی زپا فتاده شدم جام ده مرا/ فرسود دل ز مشغله جسم و جان بیا/ بستان ز خود فراغت ایام ده مرا/ رزق مرا حواله به نامحرمان مکن/ از دست خویش باده گلفام ده مرا/ بوی گلی مشام مرا تازه می‌کند/ ای گلعذار بوسه به پیغام ده مرا/ بنما تبسمی و خزانم بهار کن/ ای نخل بارور گل بادام ده مرا/ عمرم برفت و حسرت مستی زدل نرفت/ عمری دگر زمعجزه جام ده مرا/ ای عشق شعله بر دل پر آرزو بزن/ چندی رهایی از هوس خام ده مرا/ جانم بگیر و جام می از دست من مگیر/ ای مدعی هر آنچه دهی نام ده مرا/ مرغ دلم به یاد رفیقان به خون تپید/ یا رب امید رستن از این دام ده مرا/ بشکفت غنچه دلم ای باد نوبهار/ خندان دلی بسان (امین) وام ده مرا.

برگردان معنایی به نثر روان فارسی

حرفی بگوی و از لب خود کام ده مرا، یعنی ای ساقی نور الهی حرفی بزن و از شیرینی گفتار و کلام شیرینت منی که از دست فراغ و هجران تو از پا افتاده‌ام را جانی دوباره بده تا برخیزم و از جام طهورای الهی‌ات مرا سیراب کن که یک جرعه این جام پیر را جوان می‌کند. همان است که حافظ می‌فرماید، پیاله بر کفنم بند پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر/ به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز/ فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی/ که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز/ بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت/ که در مقام رضا باش و از قضا مگریز/ میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست/ تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز. (غزل266)

 قاسم‌نژاد:
مرغ دلم به یاد رفیقان به خون تپید... یعنی، مرغ دلم(تشبیه پرنده دل است که دل از آن خداست وزمینی نیست قسمتی از روح است) در عشق تو و در یاد رفیقان شهید و از دست رفته‌ام در خون می‌تپد، ای خدای مهربان از تو می‌خواهم مرا از این دام رها کنی و امید به رهایی به من بدهی

فرسود دل ز مشغله جسم و جان بیا، اشاره دارد به اینکه دل من از اشتغال بر امور جسمی و روحی و دنیا و آخرت در حال فرسوده شدن است، بیا و مرا از خود بردار و به خود همراه کن و به من آسودگی و آرامش جاوید عنایت فرما که در زیر سایه تو باشد. بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار/ که با وجود تو کس نشنود ز من که منم و آن حکایت اینگونه است که وقتی تو هستی من نیستم. من در تو هستم و ذوب در ولای تویم. وقتی تو بگویی سخن گفتن من بیهوده است.

رزق مرا حواله به نامحرمان مکن.... رزق و روزی من را حواله نامحرمان و ناسپاسان نکن و از نزد خود از شراب طهورای خود سیرابم کن و روزیم را هدایتت قرار بده، «ربّنا لاتزغ قلوبنا بعد از هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمه انّک انت الوهّاب» که آن شراب الهی و رزق «وهب لنا من لدنک رحمه ..» است که بعد از اینکه ما را به راه راست هدایت کردی قلب ما را منحرف نساز و از نزد خود روزی و رحمتی به ما عنایت فرما براستی که تو وهّاب و بخشنده‌ای. بوی گلی مشام مرا تازه می‌کند اشاره دارد به چندیست بوی گلی از مقام غیب به مشامم می‌رسد که از تو که صاحب همه گل‌های عالمی می‌خواهم که مرا به این فیض و دیدار روی ماهش قسمت کنی. یا پیام و اشاره‌ای و خوابی به پیغام برای من بفرستی و دلم را گرم‌سازی.

بنما تبسمی و خزانم بهار کن .... یعنی، لبخندی بزن که تو عین بهاری و با بهار تو من که در سختی‌های زنگ و روی پاییزی گرفته‌ام از خزان در می‌آیم و بهاری می‌شوم و با روی ماهت چونان گل بادام که زیباست، دوباره جوانه زده و گل می‌آورم ای نخل زیبا و ای سرو قامت آستان عشق. عمرم برفت و حسرت مستی زدل نرفت.... یعنی، از عمر من سال‌ها رفت و من به این مستی هنوز نرسیده‌ام و حسرت این مستی از سر من بیرون نمی‌رود، من مست می عشقم هشیار نخواهم شد/ وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد (عراقی) از تو عمر دوباره‌ای معجزه‌وار می‌خواهم تا در این مستی بیارایم و چنان مشغول تو باشم که پای از سر ندانم. خوشا آنانکه پا از سر ندونن/ میان شعله خشک و تر ندونن. و مگذار حسرت این عشق در دلم بماند که من امیدوار عشق تو هستم.

ای عشق شعله بر دل پر آرزو بزن..... یعنی، ای عشق! مانند شعله‌ای که بر کوه تور بر موسای عقل زدی و او را از هول و هوس دنیا راندی و دلش را به نور احدیّت قوی ساختی از تو می‌خواهم شعله‌ای بر دل پر از آرزوی من بزنی و برای مدّتی هرچند کوتاه مرا از همه متعلّقات دنیوی دور کنی و به عشق پیوند دهی. جانم بگیر و جام می از دست من مگیر... اشاره دارد به ای مدّعی و کسی که برای میل و امیال دنیوی با من مبارزه می‌کنی و داد و بیداد می‌کنی، بیا جان من را بگیر ولی این عشق آسمان را از من دور نکن(بگذار دردنیای خودم خوش باشم) هرچه می‌خواهی بگیری بگیر که با گرفتن تو و با مبارزه تو نام من هر روز بزرگتر و زبانزدتر می‌شود.

مرغ دلم به یاد رفیقان به خون تپید... یعنی، مرغ دلم(تشبیه پرنده دل است که دل از آن خداست وزمینی نیست قسمتی از روح است) در عشق تو و در یاد رفیقان شهید و از دست رفته‌ام در خون می‌تپد، ای خدای مهربان از تو می‌خواهم مرا از این دام رها کنی و امید به رهایی به من بدهی. بشکفت غنچه دلم ای باد نوبهار... یعنی، ای بهاد تازه بهاری که زنده می‌کنی طبیعت را و حامل پیام رستاخیز طبیعتی، با نسیم زیبای تو دل من هم جوان شد و غنچه زد، از تو می‌خواهم که مثل همیشه با همه مشکلاتی که هست مانند امین (که امان دهنده است) خندان دلی و شادابی را به من برسانی و از جانب نسیم بهاری به من وام بدهی.

بررسی غزل از نظر زیبایی‌شناسی

این غزل دارای ترکیبات تشبیه‌ای بسیار زیبا و قشنگ است که در نوع خود بی‌نظیر است. مرغ دل و غنچه دل و جام می و... در آن فراوان دیده می‌شود. از صنعت باستان‌گرایی استفاده شایان می‌برد. جدا از تشبیه از استعاره و کنایه‌های زیبا نیز برخوردار است و علاوه‌بر آن در بیت پنجم از قرینه و صنعت متّضاد (خزان و بهار) استفاده می‌کند و همچنین در بیت ششم از صنعت تکرار(عمر) استفاده می‌کند که در عین حال رد الصدرالی العجز نیز هست. این غزل دارای اصطلاحات عرفانی فراوان و صنعت مراعات نظیر است.

بررسی غزل از نظر عرفانی و قرآنی

حرفی بگوی و از لب خود کام ده مرا/ ساقی زپا فتاده شدم جام ده مرا/ فرسود دل ز مشغله جسم و جان بیا/ بستان زخود فراغت ایام ده مرا/ رزق مرا حواله به نامحرمان مکن/ از دست خویش باده گلفام ده مرا/ بوی گلی مشام مرا تازه می‌کند/ ای گلعذار بوسه به پیغام ده مرا/ بنما تبسمی و خزانم بهار کن/ ای نخل بارور گل بادام ده مرا. این غزل از غزل‌هایی است که سرشار از اشارات عرفانی است. منتها چون در غزل‌های گذشته شرح و حال کاملی‌بر اصطلاحات و لغات مشکل داده شد. کار را برای این غزل سخت، آسان می‌کند. در این غزل شاعر از بقیة‌الله می‌خواهد که به دور از چشم مدّعیان ارتباطی خاص و ویژه داشته باشد و همچنین از خداوند که صاحب گلعذار است می‌خواهد که این ارتباط را دائمی کند، چون می‌ارزد آدم دائما در این عشق و مستی گمنام باشد و اصلا از این بی‌هوشی بیدار نشود. چون این گلعذار برای تمام عمر انسان هم کافیست. اصلا اشاره‌ای از او بسر دویدن عارفان را دنبال دارد. ای خوشا کسی که عمری هرچه می ‌خواهد بکند در واپسین لحظات زندگی چونان حرّ ابن یزید ریاحی خوش آتیه و عاقبت به خیر باشد.

حافظ علیه الرحمه می‌فرماید، گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس/ زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس/ من و هم‌صحبتی اهل ریا دورم باد/ از گرانان جهان رطل گران ما را بس/ قصر فردوس به پاداش عمل می‌بخشند/ ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس/ بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین/ کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس/ نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان/ گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس/ یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم/ دولت صحبت آن مونس جان ما را بس/ از در خویش خدا را به بهشتم مفرست/ که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس/ حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست/ طبع چون آب و غزل‌های روان ما را بس. (غزل 268)

در این غزل هم همین مفاهیم است که در غزل حافظ علیه الرحمه دیدیم. کلماتی در غزل شاعر دیده می‌شود که نیازمند بررسی و مطابقه معنایی در دل شعر شاعران عرفانی سراست. تا در بررسی آن به اندیشه شاعر نزدیک‌تر شویم و هم برای علاقه‌مندان به ادبیات عرفانی نزدیکی این اندیشه‌ها مشخص شود. زیرا همه این اندیشه‌ها آبشخور ولایت مولای متّقیان، ساقی کوثر، حیدر کرّار، دردانه کوثر هدایت و امامت، شیر غرّان و شمشیر اسلام و حکمت قرآن و اسلام یعنی امام علی ابن‌ابیطالب(ع) است. بی ولایت عشق هم بی‌معنی است.

چون عشق‌هایی کز پی رنگی بود/ عشق نبود عاقبت ننگی بود. در اینجاست که مفاهیم باز می‌شود و می‌توان از راز دل شاعر باخبر شد. چون ولایت مراتبی دارد که مرتبه اعلای علییّن آن خود ذات حضرت باری تعالی است. برای رسیدن به آن شراب طهورای الهی و آن نور نور نور، واسطه نیاز است. گلعذاری باید باشد که دستگیری کند. می‌فرماید، گلعذاری زگلستان جهان ما را بس/ زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس. در حالی که شعر امام خامنه‌ای هم همین مفهوم است؛ بوی گلی مشام مرا تازه می‌کند/ ای گلعذار بوسه به پیغام ده مرا/ بنما تبسمی و خزانم بهار کن/ ای نخل بارور گل بادام ده مرا. بنابراین در کالبد شکافی شعر عرفانی هنگامی که به مفهوم می‌رسیم، مصداق‌ها ممکن است متفاوت باشد یا آواها تغییر کند. ولی مفهوم و مقصود یکی است.

مقصود تویی خانه و بتخانه بهانه است ... و این درنگ دارد. جای اندیشیدن دارد. چون انسان‌های بزرگ با تفکّر بسیار به اینجا رسیده‌اند و واکاوی تفکّر و اندیشه آنها یعنی پل زدن از همه تجربیّاتی که باید تازه هرکسی در گام اوّل و بای بسم‌الله بردارد. در این غزل هم واژگان باستان‌گرایی و اصطلاحات عرفانی است نظیر ساقی، نامحرمان، گلفام، گلعذار، بوی گل، تبسّم عشق، نخل و سرو باوری که چونان بهار سبز می‌کند زمین و زمان را که برای بررسی هرکدام از این واژگان در شعر شاعران عرفانی سرا گام بر می‌داریم و دری می‌گشاییم تا معرفتی بیاموزیم و سبق چین معرفت یاران گذشته و حال باشیم. پرکاربردترین واژه در اصطلاح عرفانی، ساقی است. ساقی در واقع همان کلمه است که در انجیل یوحنّا می‌خوانیم، و در آغاز کلمه بود... و قرآن هم عیسی(ع) را کلمه خدا می‌داند و این کلمه یا اسم که خداوند به آدم داد بسیار ارزشمند است. این چیست؟ قرآن کریم می‌فرماید، «وعلّم ءادم الاسماء کلّها» سوره بقره آیه 31 چیست؟ خداوند چه چیزی را به آدم دادکه برای همیشه مست شد.

و هیچ کدام از فرشتگان نمی‌دانستند؟ حافظ می‌فرماید، فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی/ بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز و این عشق همان ساقی است. ساقی هم عشق است هم شراب عاشقی را در جان عارف می‌ریزد. که همانا شراب طهورای الهی است. ساقی پرکاربردترین واژه و اصطلاح یا به ترتیب درست‌تر کلمه‌ای است که بیشترین کاربرد را در شعر عرفانی دارد. ما حتّی ساقی نامه‌ها داریم. بنابراین در این مقاله با توجّه به اندازه بحث و فهم اندیشه شاعر گشایشی می‌شود. ولی علاقه‌مندان به دانایی بیشتر را دعوت می‌کنم به مطالعه ژرف‌تر در این اصطلاح کلیدی و خواندن ساقی‌نامه‌های شاعران عرفانی پارسی سرای ایرانی و غیر ایرانی.

 

ساقی جامی است که عارف از طهورای الهی می‌نوشد و همیشه از این جام دمادم می‌خواهد و هرگاه که فاصله‌ای می‌افتد شاعر بی‌تاب می‌شود. حافظ علیه الرحمه می‌فرماید، بیا ساقی آن می که حال آورد/ کرامت فزاید کمال آورد/ به من ده که بس بی‌دل افتاده‌ام/ وز این هر دو بی‌حاصل افتاده‌ام/ بیا ساقی آن می که عکسش ز جام/ به کیخسرو و جم فرستد پیام/ بده تا بگویم به آواز نی/ که جمشید کی بود و کاووس کی/ بیا ساقی آن کیمیای فتوح/ که با گنج قارون دهد عمر نوح/ بده تا به رویت گشایند باز/ در کامرانی و عمر دراز/ بده ساقی آن می کز او جام جم/ زند لاف بینایی اندر عدم/ به من ده که گردم به تایید جام/ چو جم آگه از سر عالم تمام/ دم از سیر این دیر دیرینه زن/ صلایی به شاهان پیشینه زن/ همان منزل است این جهان خراب/ که دیده‌ست ایوان افراسیاب/ کجا رای پیران لشکرکشش/ کجا شیده آن ترک خنجرکشش.

در ادامه این غزل آمده است، نه تنها شد ایوان و قصرش به باد/ که کس دخمه نیزش ندارد به یاد/ همان مرحله‌ست این بیابان دور/ که گم شد در او لشکر سلم و تور/ بده ساقی آن می که عکسش ز جام/ به کیخسرو و جم فرستد پیام/ چه خوش گفت جمشید با تاج و گنج/ که یک جو نیرزد سرای سپنج/ بیا ساقی آن آتش تابناک/ که زردشت می‌جویدش زیر خاک/ به من ده که در کیش رندان مست/ چه آتش‌پرست و چه دنیاپرست/ بیا ساقی آن بکر مستور مست/ که اندر خرابات دارد نشست/ به من ده که بدنام خواهم شدن/ خراب می و جام خواهم شدن/ بیا ساقی آن آب اندیشه‌سوز/ که گر شیر نوشد شود بیشه‌سوز/ بده تا روم بر فلک شیر گیر/ به هم بر زنم دام این گرگ پیر/ بیا ساقی آن می که حور بهشت/ عبیر ملایک در آن می سرشت/ بده تا بخوری در آتش کنم/ مشام خرد تا ابد خوش کنم/ بده ساقی آن می که شاهی دهد/ به پاکی او دل گواهی دهد/ پمی‌ام ده مگر گردم از عیب پاک/ بر آرم به عشرت سری زین مغاک.

چو شد باغ روحانیان مسکنم/ در اینجا چرا تخته‌بند تنم/ شرابم ده و روی دولت ببین/ خرابم کن و گنج حکمت ببین/ من آنم که چون جام گیرم به دست/ ببینم در آن آینه هر چه هست/ به مستی دم پادشاهی زنم/ دم خسروی در گدایی زنم/ به مستی توان در اسرار سفت/ که در بیخودی راز نتوان نهفت/ که حافظ چو مستانه سازد سرود/ ز چرخش دهد زهره آواز رود/ مغنی کجایی به گلبانگ رود/ به یاد آور آن خسروانی سرود/ که تا وجد را کارسازی کنم/ به رقص آیم و خرقه‌بازی کنم/ به اقبال دارای دیهیم و تخت/ بهین میوهٔ خسروانی درخت/ خدیو زمین پادشاه زمان/ مه برج دولت شه کامران/ که تمکین اورنگ شاهی از اوست/ تن آسایش مرغ و ماهی از اوست/ فروغ دل و دیدهٔ مقبلان/ ولی نعمت جان صاحبدلان/ الا ای همای همایون نظر/ خجسته سروش مبارک خبر/ فلک را گهر در صدف چون تو نیست/ فریدون و جم را خلف چون تو نیست/ به جای سکندر بمان سال‌ها/ به دانادلی کشف کن حال‌ها/ سر فتنه دارد دگر روزگار/ من و مستی و فتنهٔ چشم یار/ یکی تیغ داند زدن روز کار/ یکی را قلمزن کند روزگار/ مغنی بزن آن نوآیین سرود/ بگو با حریفان به آواز رود/ مرا با عدو عاقبت فرصت است/ که از آسمان مژدهٔ نصرت است.

مغنی نوای طرب ساز کن/ به قول وغزل قصه آغاز کن/ که بار غمم بر زمین دوخت پای/ به ضرب اصولم برآور ز جای/ مغنی نوایی به گلبانگ رود/ بگوی و بزن خسروانی سرود/ روان بزرگان ز خود شاد کن/ ز پرویز و از باربد یاد کن/ مغنی از آن پرده نقشی بیار/ ببین تا چه گفت از درون پرده‌دار/ چنان برکش آواز خنیاگری/ که ناهید چنگی به رقص آوری/ رهی زن که صوفی به حالت رود/ به مستی وصلش حوالت رود/ مغنی دف و چنگ را ساز ده/ به آیین خوش نغمه آواز ده/ فریب جهان قصهٔ روشن است/ ببین تا چه زاید شب آبستن است/ مغنی ملولم دوتایی بزن/ به یکتایی او که تایی بزن/ همی‌بینم از دور گردون شگفت/ ندانم که را خاک خواهد گرفت/ دگر رند مغ آتشی می‌زند/ ندانم چراغ که بر می‌کند/ در این خونفشان عرصهٔ رستخیز/ تو خون صراحی و ساغر بریز/ به مستان نوید سرودی فرست/ به یاران رفته درودی فرست. (دیوان حافظ/ ساقی‌نامه)

این مثنوی ساقی‌نامه حافظ سرشار از همه ناگفته‌هایست که باید در مورد ساقی دانست. سری به شاعران دیگر هم می‌زنیم تا به عینیّت بیشتری برسیم. امام خمینی(ره) در بهاریه ای به نام سرود عشق می‌سراید، بهار آمد و گُلزار نور باران شد/ چمن ز عشق رُخ یار، لاله‌افشان شد/ سُرود عشق، ز مُرغان بوستان بشنو!/ جمال یار از گُلبرگِ سبز تابان شد/ ندا به ساقی‌ سرمستِ گُلِعذار رسید/ که طرْف دشت، چو رُخسار سُرخِ مستان شد/ به غنچه‌ گوی‌ که، از روی‌ خویش پرده فکن/ که مُرغ دل، ز فراق رُخت پریشان شد/ ز حال قلبِ جفا دیده‌ام مپرس، مپرس!/ چو ابر، از غم دلدار، اشک‌ریزان شد.

در غزلی دیگر به نام جلوه جام می‌سرایند، ای کاش دوست دَرد دلم را دوا کند/ گر مهربانیم ننماید جفا کند/ صوفی که از صفا به دلش جلوه‏ای ندید/ جامی از او گرفت که با آن صفا کند/ دردی ز بی‏وفایی دلبر به جان ماست/ ساقی بیٰار سٰاغر می تا وفا کند/ بیگانه گشته دوست ز من، جُرعه‏ای بده/ باشد که یار غمزده را آشنا کند/ پنهان به سوی منزل دلدار بر شدم/ ترسم که مُحتسب غمِ من برمَلا کند/ آن یار گُلعذار قدم زد به محفلم/ تا کشف راز از دل این پارسا کند/ با گیسوی گشاده‏سری زن به شیخ شهر/ مگذار شیخ مجلس رندان ریا کُنَد!.

غزلی نیست از امام خمینی(ره) که در آن از ساقی چیزی نخواسته باشد، ساقی پرکاربردترین اصطلاح در شعر عرفانی امام خمینی(ره) است. سعدی علیه الرحمه که امام خمینی(ره) در مورد ایشان می‌فرماید، شاعر اگر سعدی شیرازیست/ بافته‌های من و تو بازیست؛ در مورد ساقی اینگونه می‌سراید، ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را/ اول مرا سیراب کن وان گه بده اصحاب را/ من نیز چشم از خواب خوش بر می‌نکردم پیش از این/ روز فراق دوستان شب خوش بگفتم خواب را/ هر پارسا را کان صنم در پیش مسجد بگذرد/ چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را/ من صید وحشی نیستم دربند جان خویشتن/ گر وی به تیرم می‌زند استاده‌ام نشاب را/ مقدار یار همنفس چون من نداند هیچ‌کس/ ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را/ وقتی در آبی تا میان دستی و پایی می‌زدم/ اکنون همان پنداشتم دریای بی پایاب را/ امروز حالی غرقه‌ام تا با کناری اوفتم/ آن گه حکایت گویمت درد دل غرقاب را/ گر بی‌وفایی کردمی یرغو بقا آن بردمی/ کان کافر اعدا می‌کشد وین سنگ دل احباب را/ فریاد می‌دارد رقیب از دست مشتاقان او/ آواز مطرب در سرا زحمت بود بواب را/ سعدی چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو/ ای بی بصر من می‌روم او می‌کشد قلاب را. (غزل 8/ غزلیات سعدی)

و عطّار نیشابوری در ترجیعات خود در مورد ساقی می‌سراید، ساقی سخن از می مغان گفت/ دل چون بشنید ترک جان گفت/ یک جرعه می و هزار معنی/ از عشق به گوش عاشقان گفت/ وز گردش جام حسن ساقی/ با ما غم و شادی جهان گفت/ نارسته هنوز دار منصور/ عشق آمد و عقل را روان گفت/ دوش از سر بی‌خودی و مستی/ پیرم سخن از می نهان گفت/ دل چون بشنید نام می را/ می‌خواست به رغم صوفیان گفت/ ما صوفی صفه‌ صفاییم/ بی‌خود ز خودیم و از خداییم. سنایی غزنوی هم از جمله شاعران بزرگی است که از ساقی استفاده و بهره فراوان برده و با یک نگاه سرسری حتی به لیست اشعار دیوانش متوجّه این بهره‌مندی می‌شویم. سنایی در غزل شماره 6 دیوانش می‌سراید، می ده ای ساقی که می به درد عشق آمیز را/ زنده کن در می پرستی سنت پرویز را/ مایه ده از بوی باده باد عنبربیز را/ در کف ما رادی آموز ابر گوهر بیز را/ ای خم اندر خم شکسته زلف جان آمیز را/ بر شکن بر هم چو زلفت توبه و پرهیز را/ چنگ وار آهنگ برکش راه مست انگیز را/ راه مست انگیز بر زن مست بیگه خیز را.

و در غزل شماره 9 دیوان سنایی غزنوی غزلی زیبا باز به معنی می‌دادن ساقی آمده است که البته این می نه به معنی می ظاهری و سستی و مستی و الواتی است. می است که ذکرش رفت و در این شعر هم ذکرش هست که این می چه می‌کند، ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را/ تا زمانی کم کنم این زهد رنگ آمیز را/ ملکت آل بنی آدم ندارد قیمتی/ خاک ره باید شمردن دولت پرویز را/ دین زردشتی و آیین قلندر چند چند/ توشه باید ساختن مر راه جان آویز را/ هر چه اسبابست آتش در زن و خرم نشین/ بدرهٔ ناداشتی به روز رستاخیز را/ زاهدان و مصلحان مر نزهت فردوس را/ وین گروه لاابالی جان عشق‌انگیز را/ ساقیا زنجیر مشکین را ز مه بردار زود/ بر رخ زردم نه آن یاقوت شکر ریز را.

فیض کاشانی این حکیم دانشمند هم در غزل شماره 880 دیوانش اینگونه ساقی را مدد می‌خواهد، دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی/ ز کدام باده ساقی به من خراب دادی/ چه دل و چه دین و ایمان همه گشت رخنه رخنه/ مژه‌های شوخ خود را چه به غمزه آب دادی/ دل عالمی ز جا شد چه نقاب بر گشودی/ دو جهان به هم بر آمد چه به زلف تاب دادی/ در خرمی گشودی چه جمال خود نمودی/ ره درد و غم ببستی چه شراب ناب دادی/ ز دو چشم نیم مستت می ناب عاشقان را/ ز لب و جوی جبینت شکر و گلاب دادی/ همه کس نصیب خود را برد از زکات حسنت/ به من فقیر و مسکین غم بی‌حساب دادی/ همه سرخوش از وصالت من و حسرت و خیالت/ همه را شراب دادی و مرا سراب دادی/ ز لب شکر فروشت دل فیض خواست کامی/ نه اجابتی نمودی نه مرا جواب دادی. (غزل 880)

امیر خسرو دهلوی نیز در غزل زیبایی از ساقی برای آمدن نوبهار جام می و نوش و نیش می‌خواهد. هر آنچه از حضرت دوست باشد، نو بهار است و گل و موسم عید ای ساقی/ باده نوش و گذر از وعد و و عید ای ساقی/ روز محشر نبود هیچ حسابش به یقین/ هر که در کوی مغان گشت شهید ای ساقی/ گشت پیمانه چو تسبیح روان در کف شیخ/ تا ز لعل تو یکی جرعه کشید ای ساقی/ حاصل از عمر ندارد به جز از حسرت و درد/ هر که عید است زمیخانه به عید ای ساقی/ آنکه در کوی محبت قدم از صدق نهاد/ دگر او پند ادیبان نشنید ای ساقی/ بارها کرده بدم توبه ز می باز مرا/ چشم مست تو به میخانه کشید ای ساقی/ زاهد از شرم تو دایم سر انگشت گزد/ جز در میکده جایی مگزید ای ساقی. همانطور که ذکر شد شاعری نیست که از ساقی چیزی نخواسته باشد و ساقی پرکاربردترین واژه و اصطلاح شعر عرفانی و کلاسیک زبان فارسی است که مقام معظّم رهبری هم در این غزل خود به کار برده است.

 قاسم‌نژاد:
تبسّم چه از گل باشد چه از عشق باشد، چه از نور باشد که معمولا از گل است به معنی اشاره و نشانه نورانی عارفانه بر دل شاعر است. که کاربرد فراوانی در غزلیات عرفانی دارد

امّا چه کسانی نامحرمند؟ نامحرمان کسانی نیستند که از جنس بیگانه‌اند؟ بلکه کسانی هستند که در مرتبه عشق و عقل از رتبت چندانی برخوردار نیستند و توان آنالیز و بررسی افکار، رفتار و گفتار را ندارند و بیشتر سطحی نگرند. فلذا اینان خطرناکند. چون متوجه نمی‌شوند و در مقام آنها چونان موسای عقل که به خضر عشق ایراد می‌گرفت دچار می‌شوند که عارف و شاعر عارف دوست ندارد با آنان مصاف داشته باشد. حافظ علیه الرحمه می‌فرماید، دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش/ وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش/ گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع/ سخت می‌گردد جهان بر مردمان سخت‌کوش/ وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک/ زهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش/ با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام/ نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش/ تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی/ گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش/ گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور/ گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش/ در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید/ زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش/ بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست/ یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش/ ساقیا می ده که رندی‌های حافظ فهم کرد/ آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش. (غزل 286)

و عطّار نیشابوری این حکیم فرزانه و دانای نیشابور به زیبایی در زبان دیگر و نگاهی دیگر ولی باهمان کاربرد عرفانی نامحر را در شعر خود بیان می‌کند، چون مرا مجروح کردی گر کنی مرهم رواست/ چون بمردم ز اشتیاقت مرده را ماتم رواست/ من کیم یک شبنم از دریای بی‌پایان تو/ گر رسد بویی از آن دریا به یک شبنم رواست/ گر رسانی ذره‌ای شادی به جانم بی جگر/ هم روا باشد چو بر دل بی تو چندین غم رواست/ چون نیایی در میان حلقه با من چون نگین/ حلقه‌ای بر در زن و گر در نیایی هم رواست/ تا درون عالمم دم با تو نتوانم زدن/ چون برون آیم ز عالم با توام آن دم رواست/ چون در اصل کار عالم هیچکس آن برنتافت/ آنچنان دم کی توان گفتن که در عالم رواست/ در صفت رو تا بدان دم بوک یکدم پی بری/ کان دمی پاک است و پاک از صورت آدم رواست/ گر سر مویی جنب را تر نشد نامحرم است/ ظن مبر کاینجا سر یک موی نامحرم رواست/ موی چون در می‌نگنجد کرده‌ای سررشته گم/ گر تو گویی سوزنی با عیسی مریم رواست/ اره چون بر فرق خواهد داشت جم پایان کار/ گر فرو خواهد فتاد از دست جام جم رواست/ چون تواند دیو بر تخت سلیمانی نشست/ گر سلیمان گم کند در ملک خود خاتم رواست/ فقر دارد اصل محکم هرچه دیگر هیچ نیست/ گر قدم در فقر چون مردان کنی محکم رواست/ بیش از زنبیل‌بافی سلیمان نیست ملک/ هر که این زنبیل بفروشد به چیزی کم رواست/ مذهب عطار اینجا چیست از خود گم شدن/ زانکه اینجا نه جراحت هیچ و نه مرهم رواست. (دیوان عطار. غزل 31)

بنابراین نامحرم گوش ناشنوا دارد. کسی است که سالم است و گوشش علی‌رغم شنیدن نمی‌شنود. پس عارفان از این جماعت به خدا پناه می‌برند که محرم اسرارالهی نیستند. گلفام یعنی به رنگ کل، گل رنگ، هرچیزی که به رنگ گل درآید و از گل باشد، چون گل می‌شود. گل در اصطلاح عرفانی صاحب نور و عارض حق است و وابستگان گل مثل گلرنگ، گلفام و گلعذار جمال وارستگان الهی است که واسطه‌های رسیدن به کمالند که در شعر مقام معظّم رهبری، بقیة‌الله خیر اللکم ان کنتم مومنین منظور و مقصود است.

حافظ علیه الرحمه می‌فرماید، کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش/ معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش/ الا ای دولتی طالع که قدر وقت می‌دانی/ گوارا بادت این عشرت که داری روزگاری خوش/ هر آن کس را که در خاطر ز عشق دلبری باریست/ سپندی گو بر آتش نه که دارد کار و باری خوش/ عروس طبع را زیور ز فکر بکر می‌بندم/ بود کز دست ایامم به دست افتد نگاری خوش/ شب صحبت غنیمت دان و داد خوشدلی بستان/ که مهتابی دل افروز است و طرف لاله زاری خوش/ می‌ای در کاسه چشم است ساقی را بنامیزد/ که مستی می‌کند با عقل و می‌بخشد خماری خوش/ به غفلت عمر شد حافظ بیا با ما به میخانه/ که شنگولان خوش باشت بیاموزند کاری خوش. (غزل288)

از گلعذار زگلستان جهن ما را بس؛ که مصداق عینی بقیة‌الله است صرفنظر می‌کنیم و در صفحات قبل نمونه‌اش را مثال آوردیم. اصولا بوی به معنی آرزوست. آرزوی گل و از طرفی بو به معنی حس بویایی نیز هست که نشانه بوی گل زیبا و خوش عطر است که اصولا گل‌ها خوش فرم و خوش عطرند. در مجاز و علم معنا بوییدن مقام یار و آن خلسه سکوت و آرامش عاشقانه درون است که فقط در مقام عشق الهی به انسان دست می‌دهد و شاعر آرزوی آن را می‌کند. سعدی علیه الرحمه در غزل شماره 44 غزلیّات خود می‌سراید، بوی گل و بانگ مرغ برخاست/ هنگام نشاط و روز صحراست/ فراش خزان ورق بیفشاند/ نقاش صبا چمن بیاراست/ ما را سر باغ و بوستان نیست/ هر جا که تویی تفرج آن جاست/ گویند نظر به روی خوبان/ نهیست نه این نظر که ما راست/ در روی تو سر صنع بی چون/ چون آب در آبگینه پیداست/ چشم چپ خویشتن برآرم/ تا چشم نبیندت بجز راست/ هر آدمیی که مهر مهرت/ در وی نگرفت سنگ خاراست/ روزی تر و خشک من بسوزد/ آتش که به زیر دیگ سوداست/ نالیدن بی‌حساب سعدی/ گویند خلاف رای داناست/ از ورطه ما خبر ندارد/ آسوده که بر کنار دریاست.

بوی گل و بوی یار کاربرد زیادی در شعر شاعران دارد که به دلیل دور شدن بحث همین یک نمونه غزل سعدی را کافی می‌دانم تا بعد انشاالله در مقامی دیگر و بحثی دیگر. تبسّم عشق هر نشانه‌ای از حضرت عشق است که می‌تواند مستقیما اشاره‌ای ملکوتی و الهی باشد و می‌تواند اشاره‌ای از جانب یار غایب از نظرها و بقیة‌الله باشد که نماینده خداوند بر زمین و حاکم بلامنازع همه دل‌های عاشق است. حافظ علیه الرحمه از ترکیب تبسّم گل استفاده می‌کند که همان مفهوم است در غزل شماره 37 که یکی از زیباترین غزل‌های عرفانی تاریخ بشریّت است، بیا که قصر امل سخت سست بنیادست/ بیار باده که بنیاد عمر بر بادست/ غلام همت آنم که زیر چرخ کبود/ ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست/ چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب/ سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست/ که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین/ نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست/ تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر/ ندانمت که در این دامگه چه افتادست/ نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر/ که این حدیث ز پیر طریقتم یادست/ غم جهان مخور و پند من مبر از یاد/ که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست/ رضا به داده بده وز جبین گره بگشای/ که بر من و تو در اختیار نگشادست/ مجو درستی عهد از جهان سست نهاد/ که این عجوز عروس هزاردامادست/ نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل/ بنال بلبل بی دل که جای فریادست/ حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ/ قبول خاطر و لطف سخن خدادادست.

تبسّم چه از گل باشد چه از عشق باشد، چه از نور باشد که معمولا از گل است به معنی اشاره و نشانه نورانی عارفانه بر دل شاعر است. که کاربرد فراوانی در غزلیات عرفانی دارد. نخل و سرو باوری که چونان بهار سبز می‌کند زمین و زمان را. نخل و سرو و هر درختی که ایستاده و پر قدرت و جوان و آزاده است نشانه بقیة‌الله و نشانه وجود مبارک آزاده‌ای است که از همه قید و بندها آزاد است و اوست که برای نجات می‌آید و نجات می‌دهد همه را. حافظ علیه الرحمه در رباعی زیبایی می‌سراید، ماهی که قدش به سرو میماند راست/ آیینه به دست و روی خود میآراست/ دستارچه‌ای پیشکشش کردم گفت/ وصلم طلبی زهی خیالی که توراست.

حافظ در غزل شماره 260 می‌فرماید، ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز/ عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز/ فرخنده باد طلعت خوبت که در ازل/ ببریده‌اند بر قد سروت قبای ناز/ آن را که بوی عنبر زلف تو آرزوست/ چون عود گو بر آتش سودا بسوز و ساز/ پروانه را ز شمع بود سوز دل ولی/ بی شمع عارض تو دلم را بود گداز/ صوفی که بی تو توبه ز می کرده بود دوش/ بشکست عهد چون در میخانه دید باز/ از طعنه رقیب نگردد عیار من/ چون زر اگر برند مرا در دهان گاز/ دل کز طواف کعبه کویت وقوف یافت / از شوق آن حریم ندارد سر حجاز/ هر دم به خون دیده چه حاجت وضو چو نیست/ بی طاق ابروی تو نماز مرا جواز/ چون باده باز بر سر خم رفت کف زنان/ حافظ که دوش از لب ساقی شنید راز.

در این غزل بسیاری از مفاهیمی که در بالا شرح داده شد از جمله بوی گل نیز به صورت بوی عنبر و سرو و زلف آمده است. سعدی علیه الرحمه هم کاربرد خوبی از سرو را در ترجیع بند معروف خود دارد، ای سرو بلند قامت دوست/ وه وه که شمایلت چه نیکوست/ در پای لطافت تو میراد/ هر سرو سهی که بر لب جوست/ نازک بدنی که می‌نگنجد/ در زیر قبا چو غنچه در پوست/ مه پاره به بام اگر برآید/ که فرق کند که ماه یا اوست؟/ آن خرمن گل نه گل که باغست/ نه باغ ارم که باغ می‌نوست/ آن گوی معنبرست در جیب/ یا بوی دهان عنبرین بوست/ در حلقهٔ صولجان زلفش/ بیچاره دل اوفتاده چون گوست/ می‌سوزد و همچنان هوادار/ می‌میرد و همچنان دعاگوست/ خون دل عاشقان مشتاق/ در گردن دیدهٔ بلاجوست/ من بندهٔ لعبتان سیمین/ کاخر دل آدمی نه از روست/ بسیار ملامتم بکردند/ کاندر پی او مرو که بدخوست/ ای سخت دلان سست پیمان/ این شرط وفا بود که بی‌دوست/ بنشینم و صبر پیش گیرم/ دنبالهٔ کار خویش گیرم. (دیوان سعدی/ ترجیع‌بند)

بنابراین سرو و نخل و درختان آزاده نشانه‌ای از رخصت یار و بقیة‌الله است و همچنین ضیافت دیدار و شهود عینی جذبه و نور الهی که به عارف دست می‌دهد و انسان را از خود بی خود می‌کند. این غزل مقام معظّم رهبری از غزل‌هایی است که از اصطلاحات عرفانی در قالب بیان عرفانی و سمبلیک نهایت استفاده شده و از غزل‌های سخت برای تشریح، بررسی و دریافت مضمون است. زیرا حتما باید به عمق مفهوم و معنای کلام و جان مایه مفاهیم در دل شعر پی‌برد تا به مقصود شاعر رسید. هرکسی بیشتر با ادبیات عرفانی آشنا باشد نقد، شرح و بررسی اشعار برایش راحت‌تر و دریافت مفاهیم شاعر برایش نزدیک‌تر است.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٥


میرزا علی محمد باب (پیشوای بهائیان ) درکتاب های خود راجع به امام زمان عج چنین می نویسد :


1- در صفحه 27 کتاب "صحیفه عدلیه " می نویسد : « امام دوازدهم ، محمدبن الحسن صاحب الزمان می باشد .»

2- در صفحه 123 کتاب " تفسیرسوره بقره" می نویسد : « خدا به امام دوازدهم ، محمدبن الحسن ، طول عمر داده و او هم اکنون زنده است .»

3- در کتاب " تفسیر سوره یوسف " می نویسد : « خدا خواسته است که تفسیر سوره یوسف از طرف محمدبن الحسن العسکری به او داده شود .»

4- در صفحه 181 کتاب " اسرار الآثار خصوصی " جلد اول از قول علی محمد باب مطالبی آمده که خلاصه اش چنین است : « به من تهمت زده اند که ادعای وحی و امامت و پیغمبری و بابیت نموده ام . لعنت خدا بر ایشان و خدا آنها را به خاطر این تهمت ها بکشد . بدانید که بعد از حضرت محمد ص پیغمبری نخواهد آمد و امام دوازدهم نیز محمد بن الحسن العسکری بوده و غیر از چهار نایب خاص ، هیچ کس باب امام نمی باشد. خدایا از این نسبت ها که به من داده اند بیزارم .»



البته باید توجه داشت که مطالب فوق را علی محمد باب با کمال بی پروائی و با اعتقاد تمام بیان داشته است ، نه اینکه ترسیده یا تقیه نموده باشد . شاهد بر این مطلب گفتار میرزا حسینعلی درکتاب ایقان است که می گوید : « با اینکه همه با او مخالف بودند ، از احدی خوف ننمود و ادعای خودرا فرمود .»





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مدعیان ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٥

خوانندگان به این نکته توجه داشته باشندکه مدعیان دروغین  در طول تاریخ چند دسته می باشند که ما دراین پست مطلب فقط اسامی برخی از آنها را آورده ایم :
  1. مدعیان دروغین که ادعای کرامات داشتند.
  2. مدعیان دروغین که ادعای وکالت و نیابت خاصه امام زمان عج را داشتند.
  3. مدعیان دروغین که ادعای دیدار و ارتباط با امام زمان عج را داشتند.
  4. مدعیان دروغین که ادعا می کردند خود امام زمان عج هستند. مانند علی محمد باب شیرازی
  5. مدعیان دروغین که ادعای نبوت و پیامبری داشتند .

 

 

حسن شریعی – محمدبن نصیر نمیری – احمدبن هلال کرخی – محمدبن علی بن بلال – حسین بن منصور حلاج – محمدبن علی شلمغانی – ابوبکر بغدادی - کیسانیه – سفیانی – جارودیه – ناووسیه – زیدیه – واقفیه – باقریه – اسماعیلیه – محمدیه – جوازیه – ابومسلم خراسانی – منصور دوانیقی – عبدالله سفاح – ابن مقفع – حاکم نصرالله – عبدالله عجمی – محمدبن احمد سودانی – محمدبن علی بن احمد ادریس – ابن سعید یمانی – مهدی مصر – مهدی سودانی – درویش رضا – غلام احمد قادیانی (قادیانی گری ) – شیخ احمد احسایی – سید کاظم رشتی – میرزا علی محمد باب – حاج کریم خان کرمانی – میرزا حسن گوهر – میرزا باقر – میرزایحیی ( صبح ازل ) – حسینعلی بهاء الله (بنیان گذارفرقه بهائی ) - عباس افندی – شوقی افندی .





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :ملاقات با مهدی و کلمات کلیدی :مدعیان ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٥

از فرازهای مهم توقیعی از امام عصر (عج) ، خطاب به جناب علی بن محمد سیمری ، مساله ی خبردادن ازظهور مدعیان دروغین است.

دروغ پردازانی نابکار، که با معرفی نمودن خویش ، به جای "رهبر حقیقی" ، اراده انحراف مسیر واقعی هدایت و گمراهی وظلالت انسانها را می نمایند. تا بدین ترتیب آنها را از شاهراه روشن هدایت به پس کوچه های تاریک ظلالت بکشانند.

بی تردید آنگونه که وجود هدایتگران راستین در زندگی انسان ، - انسانی که در سپردن راه پر پیچ و خم زندگی ناتوان است و درمانده و سقوطش در پرتگاه های هلاکت و نابودی ، بدون وجود راهنما ضروری و حتمی است –بسیار لازم ومفید می باشد . نیز وجود فریب کارانی که با قصد تخریب عقاید حقه ، خود را درلباس اصل جا می زنند، بسیار خطرناک و گمراه کننده است.

لذا ، امام عصر ( عج) بلافاصله پس از آنکه آگاهی های لازم را درزمینه پایان گرفتن دوران نیابت خاصه و شروع غیبت کبری به آخرین نایب خویش می دهند، سخن از مساله ی اخلال در رهبری به میان می آورند و مشت دروغ گویان افترا زنی را باز می کنند که خود را به جای امام و نماینده او معرفی می نمایند:

"وسیاتی لشیعتی من یدعی المشاهده،الا فمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیانی و الصیحه فهوکذاب مفتر"

"... و به زودی برای شیعیانم کسانی ظاهر خواهند شد که ادعای مشاهده ی مرا خواهند نمود، آگاه باشید هرکس قبل ازخروج سفیانی و صیحه ی آسمانی چنین ادعایی بنماید ، مسلما دروغگو و افترا زننده است."

وبدین ترتیب ،اهمیت ویژه رهبری و نقش مخرب دروغ گویان و فریب کاران ،در کلام امام جلوه نموده است .فریب کارانی همچون شلمغانی،شریعی،حسین بن منصورحلاج و...

تارخ غیبت کبری ، نمونه هائی از این افراد را به خود دیده است . کسانی که به طمع مال و جاه و یا برخاسته با اشاره بیگانه و استعمارگران غرب ، ادعای دروغین "بابیت " و یا " مهدویت " خویش راعرضه کردند و گروهی را فریفته و به دور خویش جمع آوردند.

اما از آنجا که حجت های رسای الهی پیوسته در کار است و هدایت و راه یابی مردمان پیوسته در کف اقتدار الهی است که ،- " ان علینا للهدی " ، " هدایت مردمان بر ماستسوره لیل ، آیه 11-دست فریب ایشان را نمایانده تا انسان های حق جو راه باطل نپویند و باطل بر حق چیره نشود.

از اینان یکی «علی محمد» نام ، فرزند «میرزا رضای بزاز» در شیراز ، بیش از صد وشصت سال پیش ، ظاهر شد و به سن 25 سالگی ادعای بابیت امام عصر (عج) نمود و اینکه بنده ای از بندگان و نماینده ای از نمایندگان آن حضرت است و بدین گونه مصداق دیگری گشت بر گروه " دروغ گویان افترا زننده" ای که امام عصر (عج) در توقیع خویش پیدایش آنان را آگاهی داده بودند.

بعد ها که زمینه را مناسب یافت ، در گوشه و کنار آثارش ، ادعایی دیگر نمود و مقام خویش را به « مهدویت » ، « رسالت » و حتی سرانجام «الوهیت » بالا برد.

زمینه های گوناگون –بویژه دست های بیگانه و استعمار- سبب گشت که این مرام ، همچون همتاهای دیگرش در فراموشخانه تاریخ ، راه نابودی سریع را نپیماید و بعد ها از حلقوم افرادی دیگر نغمه های جدیدتری را سازکند.

چهره هایی چون « میرزا حسینعلی نوری» و فرزندش « عباس افندی» و نوه دختری عباس افندی ، با نام «شوقی افندی».





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مدعیان ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٥


نویسنده : سید حسین میرنور الهی
کلمات کلیدی : بابیت، ظهور، غیبت، نیابت، اهل سنت و مهدویت
در عصر غیبت مردمی که منتظر ظهور امام غائب خویش بودند، به مدعیان مهدویت مبتلی شدند.این عصر که با غیبت کبری امام روبرو شد با ظهور مدعیان مهدویت نیز همراه شد.امام زمان(عج)در نامه خود به آخرین نائب خود از غیبت بزرگی که خداوند آن را مقدر نموده خبر دادند و با پیش بینی ظهور مدعیان دروغین ارتباط با امام(عج)، ظهور خویش را مشروط به علائمی چون صیحه آسمانی و خروج سفیانی نمود تا با این نشانه آشکار مدعیان دروغین مرتبطین و نیز مهدویت رسوا شوند.علاوه براین اجرا نشدن هدف اصلی یعنی گسترش عدالت در جهان بعد از ادعای چنین افرادی دروغگویی ایشان را در این ادعا اثبات می­کند.در این مقاله به برخی از مدعیان مهدویت در عصر غیبت کبری اشاره می­شود که مرگ ایشان خود دلیلی بر بطلان مدعی ایشان است.
1. در اوائل قرن چهارم عبید الله المهدی رئیس حکومت فاطمیین در مغرب با چنین ادعائی به تأسیس حکومت اسماعیلیه دست زد و عده­ای از یارانش براین اعتقاد بودند.[1]
2.محمد بن عبیدالله القائم بامرالله دومین خلیفه فاطمیین نزد قوم بربر به عنوان مهدی مطرح بود.[2]
3.المعز بن المنصور الفاطمی العبیدی نوه عبید الله المهدی، متوفی 365هـ ق، به این نام خوانده می­شد.یارانش او را مهدی موعودی که مالک زمین خواهد شد می­دانستند. او اولین حاکم فاطمیین در مصر است.[3]
4. حاکم بامرالله نیز از نوادگان عبیدالله المهدی در اواخر قرن چهارم مدعی مهدویت بود.[4]
5. الحسین بن زکرویه بن مهرویه از فرقه قرامطه کسی است که او را به عنوان مهدی معرفی نمود. فرقه قرامطه با او در بیعت بود.[5]
6. در همین قرن قرامطه با محمد بن اسماعیل که در کوفه به عنوان مهدی ظاهر شده بود بیعت کردند. [6]
7. در قرن پنجم شخصی به نام بلیا از اهالی بصره به عنوان مهدی قیام کرد و بصره را به آتش کشید.[7]
8.در همین قرن عد­ه­ای به مهدویت یکی از نوادگان ابراهیم بن عبدالله بن الحسن از سادات حسنی به نام أبو عبدالله الحسین بن القاسم بن علی بن عبد الله شدند. او در سال 404 هـ ق کشته شد.[8]



ادامه مطلب

کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :جوان ومهدویت و کلمات کلیدی :مدعیان ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۸

منابع مقاله:

سیره پیشوایان، پیشوایی، مهدی؛

مبارزه با غلات و مدعیان دروغین بابیت و نیابت و وکالت و افشای ادعاهای باطل آنان را نیز باید به فعالیتهای نواب اربعه افزود. چنانکه در سیره امام هادی توضیح دادیم، گروهی از افراد منحرف و جاه طلب با طرح مطالب بی اساس از قبیل ربوبیت و الوهیت ائمه، مقاماتی برای خود ادعا می کردند و به نام امام از مردم خمس یا وجوه دیگر را می گرفتند و این موضوع موجبات بدنامی شیعه را فراهم ساخته و مشکلاتی برای ائمه ایجاد می کرد.

در عصر غیبت صغری، علاوه بر اینها، افراد دیگری پیدا شدند که به دروغ مدعی سفارت و نیابت خاص امام بودند و در اموال متعلق به امام تصرفات بیمورد نموده و در مسائل فقهی و اعتقادی، سخنان گمراه کننده بر زبان می راندند. اینجا بود که نواب خاص، با رهنمود امام، به مقابله با آنان بر می خاستند و گاه در طرد و لعن آنان از ناحیه حضرت، توقیع صادر می شد.

ابو محمد شریعی، محمد بن نصیر نمیری، احمد بن هلال کرخی، ابو طاهر محمد بن علی بن بلال، حسین بن منصور حلاج و محمد بن علی شلمغانی از این گروه بودند. (1)

شلمغانی قبلا از فقهای شیعه شمرده می شد و حتی کتابی به نام «تکلیف » نوشته بود، ولی بعدها به غلو و انحراف کشده شد و افکاری کفر آمیز مطرح کرد. از آن جمله، بر روی نظریه حلول تاکید می کرد و می گفت: روح پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در پیکر محمد بن عثمان (سفیر دوم) ، روح امیر مؤمنان-علیه السلام-در کالبد حسین بن روح (نایب خاص سوم) و روح حضرت فاطمه-علیها السلام-در بدن ام کلثوم، دختر محمدبن عثمان حلول کرده است.

حسین بن روح، این عقیده را کفر و الحاد معرفی کرده آن را از نوع عقاید مسیحیان در مورد حضرت مسیح شمرد و او را طرد نمود و با افشای افکار باطلش او را در میان قومش رسوا ساخت. با توجه به نقش تخریبی شلمغانی بود که در ذیحجه سال سیصد و دوازده، توقیعی توسط حسین بن روح در لعن و تکفیر و ارتداد او صادر گردید و سرانجام در سال 323 کشته شد. (2)

پی نوشتها:

1) طوسی ، همان کتاب، ص 244.

2) طوسی، همان کتاب، ص 248-254 و ر. ک به: دکتر حسین، جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ص 200-205. مسعودی، قتل او را در سال 322 دانسته است (التنبیه و الاشراف، قاهره، دار الصاوی للطبع و النشر و التالیف ص 343) .

 





کلمات کلیدی :مدعیان ظهور و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در روایات




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۸

مدعیان مهدویت، بابیت و سفارت- قسمت اول
پدید آورنده : مجتبی الساده ، صفحه 12

«علی محمد شیرازی» معروف به باب نیز یکی دیگر از این اشخاص بود. او در سال 1235 ق. در شیراز به دنیا آمد. وی در ابتدا ادعا می کرد که باب مهدی موعود(ع) است. پس از مدتی مدعی شد که خود مهدی موعود(ع) است و زمانی که مشاهده کرد اشخاص نادان و احمق زیادی دور او جمع شده اند، ادعای خداوندی کرد.

اشاره: با سپاس و قدردانی از استاد محقق مجتبی الساده که مجموعة حاضر را در اختیار موعود گذاشتند از این پس بخش های مختلف و خواندنی اثر ایشان تقدیم موعودیان عزیز می گردد.

در دوران اخیر ما شاهد برخی ادعاهای دروغین در محافل عمومی شیعیان هستیم؛ در این میان، برخی ادعا می کنند که با امام مهدی(ع) در ارتباط هستند و به دستور ایشان تبلیغ می کنند. از سوی دیگر محافل اهل تسنن نیز خالی از چنین ادعاهایی نیست و در بسیاری از کشورهای اسلامی، برخی ادعا می کنند که خود مهدی موعود(ع) هستند، حتی برخی پا از حدود و مرزها و خطوط قرمز فراتر نهاده و ادعای پیامبری کرده اند. با مطالعة تاریخ اسلام، در می یابیم که این پدیدة جدیدی نیست، بلکه در طول تاریخ، افراد زیادی چنین ادعاهایی داشته اند. اعمال، رفتار و کردار مدعیان جدید در حال حاضر، شناخته شده و بسیار شبیه به اعمال و رفتار و کردار مدعیان گذشته است، ولی این مسئله در حال حاضر، بسیار خطرناک تر است؛ زیرا اکنون ما در دورانی به سر می بریم که پیشرفت و گسترش علم، مرزهای زمانی و مکانی را در هم شکسته و همه، منادی گشودن درها به روی عقل و حاکم کردن آن در تمام امور و به طور کلی منادی عقل گرایی شده اند.علل و انگیزه های چنین ادعاهایی در سال های اخیر، در شرایط سیاسی، دینی و اجتماعی جوامع اسلامی نهفته است، این شرایط، جو و محیطی مساعد برای طرح این افکار و عقاید و اندیشه های حامی این یاوه گویی ها را به وجود آورده است، افزون بر این، ما شاهد نوعی خلأ دینی و کمبود عناصر فرهنگی و فکری و وجود تناقض در روش های تربیتی و دینی هستیم که همة اینها، باعث شایع شدن چنین ادعاها، مهملات و یاوه گویی هایی شده است.این پدیدة ناساز و ناهمخوان که تأثیر روانی و فکری زیان بخشی بر جامعه گذاشته، در حقیقت، تکرار همان ادعاهای گذشته است که در طول تاریخ، روی داده است. برخی اشخاص ـ از زمان های دور تاکنون ـ در جامعة اسلامی لباس شخصیت شریف مهدی موعود(ع) را بر تن کرده و خود را پرچمدار برخی اعمال و رفتار قهرمانانه که ایشان پس از ظهور مبارکشان آنها را انجام می دهند، اعلام نموده اند، این پدیده با گذشت زمان به کرات تکرار شده و پس از مدتی از بین رفته است، تا اینکه اکنون به صورت یک مشکل جدّی در آمده که اندیشه اسلامی در دوران ما با آن مواجه است.هر از چند گاهی اخباری می شنویم، حاکی از آنکه برخی اشخاص در جامعه خود ادعای مهدویّت کرده اند یا خود را از جمله نمایندگانی می دانند که امام، ایشان را به عنوان واسطه تعیین فرموده است یا ادعا می کنند که امام مهدی(ع) در خواب یا رؤیا برای آنها تجلی کرده و آنها ایشان را زیارت کرده اند. برخی نیز ادعای پیامبری می کنند و می گویند: خداوند بلندمرتبه، به آنها برای هدایت و نجات بشریت از ستم، مأموریت داده است، ولی مدت زیادی طول نمی کشد که همة این ادعاها، در همان محیط از بین می رود و اثری از آن باقی نمی ماند. هر از چند گاهی، شاهد برخی «مهدی های دروغین» یا مدعیان پیامبری در جوامع اسلامی هستیم که باعث ایجاد غوغا و سر و صدای زیادی می شود، ولی اندک زمانی بعد، آن دعوت ها و ادعاها، با شکست مفتضحانه و سختی مواجه می شوند. حقیقت این است که یکی از انگیزه ها و علل پیدایش چنین ادعاهایی، شرایط اجتماعی و روانی بد مردم است (زیادی شکست ها و ناکامی ها) موضوعی که در این میان بسیار خطرناک است، این است که این ادعاهای دروغین پیوسته تکرار می شود و آن مهدی های دروغین، هر بار از محقّق ساختن اهداف خود، ناکام می مانند و با شکست مواجه می شوند و این شکست های پی درپی، به نوعی باعث گریز و بیزاری مردم، هم از نظر روانی و هم از نظر عقلی، از آن مهدی موعود واقعی و اصلی می شود که در آخرالزّمان ظهور می کند و عدالت و داد را در همه جا می گستراند.البته بعید نیست که دست برخی کسانی که از گسترش اندیشة اصیل و عدالت مهدویت در هراسند، پشت پرده باشد و آنها باشند که مردم را تشویق به چنین ادعاهایی می کنند تا از آن در جهت منافع خود، بهره برداری نمایند و البته همه اینها، به خاطر به وجود آوردن موضع گیری های عقلی و گرایش های روانی ضدّ این نظریه درست و گریزان کردن مردم از آن اصل واقعی و درست است.ما در این مباحث، با جزئیات این پدیده آشنا خواهیم شد و پس از آن جداگانه به بحث و بررسی در مورد هر یک از این ادعاها (ادعای نمایندگی امام مهدی(ع) و ادعای نبوت) خواهیم پرداخت تا این مسئله به خوبی روشن شود و میزان خطرناک بودن این مشکل و میزان تأثیرگذاری آن آشکار شود.

• ادعای نمایندگی از طرف امام مهدی(ع)

گروهی از این مدّعیان، که ادعای ارتباط داشتن با امام مهدی(ع) می کنند و پا را از این هم فراتر نهاده ادعای بابیّت امام را دارند. منظور از ادعای بابیّت، این است که برخی ادعا می کنند که باب1 امام مهدی (ع) هستند، حال یا با ادعای سفارت همانند چهار نایب و سفیر امام(عج) در دوران غیبت صغری یا نیابت یا وکالت از ایشان و اموری مانند این. برخی چنین ادعا می کنند که هر زمان بخواهند، ایشان را می بینند و نامه ها را به ایشان می رسانند و پیام های ایشان را نیز به مردم می رسانند یا می گویند که با باب های امام(ع) در ارتباط هستند.ما در این بخش، با ادعاهایی که اخیراً در بحرین و عراق گسترش یافته، تا حدّ امکان با ذکر جزئیات آن، آشنا می شویم، اما پیش از آن چند نمونه و مثال تاریخی می آوریم تا حقیقت آن روشن شود. کسانی که ادعای ارتباط با امام مهدی(ع) را دارند، ادعا می کنند که باب امام(ع) هستند؛ یعنی هر کس چیزی را از امام(ع) می خواهد یا حاجتی دارد، باید به اینها مراجعه کند و آنها نیز به نوبه خود، آن درخواست ها را به امام(ع) می رسانند. در طول غیبت کبری، اشخاص زیادی به صورت پی درپی و به اشکال و گونه های متفاوت و به نام های مختلف، ادعای نمایندگی و نیابت خاص(سفارت) از جانب امام(ع) داشتند و این گونه طبقات مختلف مردم را فریب می دادند، برخی از آنها ادعا می کردند که مشرّف به دیدار حضرت حجّت(ع) شده اند و تظاهر به تقوا و پرهیزکاری و رسیدن به مقام «ابدال» و «اوتاد» می کردند و برخی نیز ادعا می کردند که ایشان را در خواب و عالم رؤیا مشاهده کرده اند و برخی نیز با جادو، نیرنگ و شعبده بازی و جلوه دادن آن به عنوان معجزه و کشف و کرامات، چنین ادعاهایی داشتند و برخی دیگر نیز مدعی ارتباط با ایشان از طریق نامه و نوشته ها بودند تا اینکه کار به جایی رسید که برخی ادعا کردند که خود امام مهدی(ع) هستند.

ادعای سفارت و نیابت امام(ع) یکی از بدترین و خطرناک ترین فتنه ها در دوران غیبت کبری است و این مشکل به گونه ای است که ثابت کردن دروغ گویی اینها برای اشخاص ساده دل و کم خرد، بسیار دشوار است، زیرا این مدعیان، از برخی اصطلاحات فریب دهنده مانند ادعای مشرف شدن به دیدار حضرت حجّت و ادعای عنایت و توجه خاص امام به اینها و... استفاده می کنند و همین باعث فریب خوردن ساده دلان می شود و اکثر اوقات این مدعیان در لباس اشخاص پارسا و عابد و اهل سیر و سلوک ظاهر می شوند و اعمال و رفتار صوفیانه دارند و می گویند این اعمال از جمله سنّت ها و مستحبات است و اظهار می دارند که خداوند به آنها کشف و کرامات و معجزاتی عطا کرده است و با برخورد با آنها، این گونه به نظر می آید که آنها، از جمله اوتاد و ابدال هستند، زیرا به ظاهر شباهت زیادی یا اولیای خداوند و بندگان صالح او دارند. این گونه اشخاص، گاهی اوقات از جادو و شعبده بازی استفاده می کنند تا به مردم ثابت کنند که دارای کشف و کرامات و مکاشفات اند و از امور غیبی و رؤیاهای صادقانه و خواب های خود، بسیار سخن می گویند و برخی از اشخاص ساده دل و ضعیف النفس، ممکن است آنها را اشخاصی روحانی تصور کنند. این در حالی است که این افراد، هیچ گونه حقانیتّی ندارند و البته احوال و نیرنگ اینها، بر اهل علم و بصیرت پوشیده و پنهان نیست، بلکه آنان، حقیقت این گونه اشخاص را به خوبی دریافته اند.اکثر این ادعاهای دروغین، با ادعاهای سفارت (بابیّت) امام مهدی(ع) آغاز می شود و پس از آن به ادعای پیامبری می رسد و در پایان به ادعای خداوندی ختم می شود، «حسین بن منصور حلاج» یکی از نمونه های آن بود.حسین بن منصور حلاج، در ابتدا ادعای بابیّت، سپس ادعای مهدویت و بعد ادعای پیامبری و در پایان، ادعای خداوندی کرد و در پایان سال 309 ق. در زمان غیبت صغری، در آتش سوزانده شد.

«علی محمد شیرازی» معروف به باب نیز یکی دیگر از این اشخاص بود. او در سال 1235 ق. در شیراز به دنیا آمد. وی در ابتدا ادعا می کرد که باب مهدی موعود(ع) است. پس از مدتی مدعی شد که خود مهدی موعود(ع) است و زمانی که مشاهده کرد اشخاص نادان و احمق زیادی دور او جمع شده اند، ادعای خداوندی کرد. کتاب او به نام البیان بهترین دلیل برای اثبات کفر او است.علمای دینی زمان او، فتوای کافر بودن او را صادر کردند و دستور قتل او را دادند و حکم اعدام او و یکی از پیروانش در تبریز به اجرا در آمد و در آن شهر تیرباران شد و جسد آن دو در چاهی انداخته شد. حکم اعدام در بامداد دوشنبه 27 شعبان سال 1265ق به اجرا درآمد و پس از اعدام، مشخص شد که مزدوران روسیه او را تشویق می کردند که چنین دروغ ها و یاوه هایی را بر زبان آورد و آنها او را در این راه یاری می دادند. علما، پس از آن فتوای کافر بودن پیروان بهایی او را نیز صادر کردند و آنها را نجس دانستند و ازدواج با آنها را حرام اعلام نمودند.

شیخ طوسی در کتاب الغیبة، در یک باب جداگانه به نام های برخی از منحرفان اشاره می کند که به دروغ ادعای بابیّت2 (نیابت یا سفارت امام) کرده اند.

او در این باب، از اشخاص زیر نام برده است:

1. حسن معروف به شریعی؛

2. محمد بن نصیر نمیری؛

3. احمد بن هلال کرخی؛

4. ابوطاهر محمدبن علی بن بلال؛

5. حسین بن منصور حلاج؛

6. محمد بن علی شلمغانی؛

7. ابوبکر محمد بن احمدبن عثمان بغدادی؛

8. محمد بن مظفر کاتب ازدی أبودلف.

این اشخاص، نمایانگر خط انحراف در زمان غیبت صغری بوده و تلاش می کرده اند که به وسیله این اکاذیب به خواسته ها و اهداف طمع جویانه خود برسند.

ادعای سفارت امام مهدی(ع) از زمان شیخ محمدبن عثمان عمری، سفیر دوم امام در زمان غیبت صغری، آغاز شد. در زمان سفیر و نمایندة اول امام، شرایط برای ادعای سفارت و نیابت از امام، آماده نبوده، زیرا غیبت صغری هنوز در دوران آغازین خود بود، حاکمان عباسی و مزدورانشان در پی یافتن امام مهدی(ع) بودند و می خواستند همة کسانی را که با ایشان در ارتباط بودند، دستگیر و مجازات کنند. سفارت و نیابت از امام در دوران سفیر و نمایندة اول امام(ع) به منزلة جهادی بزرگ و یک فداکاری برجسته بود. با این اوصاف، چه کسی جرأت چنین کاری را داشت و می توانست به دروغ خود را سفیر و نایب امام معرفی کند و خودش را در معرض خطر قرار دهد. علاوه بر این، مردم نیز در آغاز غیبت، چندان آشنایی و آگاهی با سفارت صادقانه و راستین و نیابت از امام(ع) نداشتند، بلکه این مسئله، نیاز به مدت زمانی داشت تا مردم خود را با این شرایط و چنین چیزهای جدیدی سازگار کنند و آن را درک نمایند. به هر حال، با توجه به مقام و منزلت والایی که سفارت و نیابت از امام در جامعه اسلامی و در میان مردم داشت، و با توجه به اهمیت این جایگاه حساس که شخص به وسیلة آن می توانست از امکانات مالی یا معنوی زیادی بهره مند شود، اشخاص زیادی ادعای تشرف یافتن به مقام سفارت امام(ع) کردند.

ادامه دارد...

پی نوشت ها:

1. باب به معنای فرد مورد اعتماد و رابط خاص میان امام و پیروان ایشان است و البته در زمان هر یک از ائمه، برخی اشخاص خاص به مقام بابیّت این امامان رسیده بودند و در زمان غیبت صغری نیز آن چهار نماینده، به چنین مقامی دست یافته بودند.

2. شیخ طوسی، الغیبة، صص 267 ـ 281.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :مدعیان ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢

عارف مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در بیانی، معنای غیبت حضرت ولی عصر(عج) را اینگونه تشریح می‌کنند: 
سوال شد امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ گفتم غایب؟ کدام غایب؟
بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می گوید: پدرم گم شده است. ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند.
بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است. انبیاء و اولیاء پدران خلق اند و دست خلائق را می‌گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند.
امام زمان (عج) گم و غایب نشده است ما گم شدیم و محجوب گشته‌ایم. امام غایب نیست، تو نمی بینی آقا را. او حاضر است. چشمت رو که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می بیند. خلاصه نگو آقا غایب است. تو نمی بینی.





کلمات کلیدی :دولابی و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :علت غیبت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۳٠

دلم قرار نمى گیرد از فغان بى تو                         سپند وار زکف داده ام عنان بى تو

ز تلخ کامى دوران نشد دلم فارغ                     زجام عشق لبى تر نکرد، جان بى تو

چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلى                       پر است سینه ام از اندوه گران بى تو

نسیم صبح نمى آورد ترانه شوق                      سر بهار ندارند بلبلان بى تو

لب از حکایت شب هاى تار مى بندم             اگر امان دهدم چشم خون فشان بى تو

چو شمع کُشته ندارم شراره اى به زبان             نمى زند سخنم آتشى به جان بى تو

ز بى دلى و خموشى چو نقش تصویرم           نمى گشایدم از بى خودى زبان بى تو

عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم                 چو یادم آید از آن شکرین دهان بى تو

گزاره غم دل را مگر کنم چو امین                  جدا ز خلق به محراب جمکران بى تو





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :شعر انتظار




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٦




مبانی انقلاب اسلامی از منظر قرآن «قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی؛ بگو من فقط شما را به یک چیز اندرز می‌دهم، دو تا دو تا و به تنهایی برای خدا به پا خیزید»(سبإ/46).
تحلیلگران انقلاب اسلامی ویژگی منحصر به فرد این نهضت و در حقیقت ماهیت آن را «الهی بودن» آن می‌دانند. \"میشل فوکو\" فیلسوف فرانسوی، انقلاب ایران را «روح جهان بی‌روح» و «بازگشت به معنویت» می‌خواند و \"کلر بریر\" و \"پیر بلانشه\"، انقلاب ایران را به عنوان «انقلابی به نام خدا» معرفی نموده‌اند. تنها فوکو یا بلانشه یا بریر نیستند که انقلاب اسلامی ایران را، انقلابی معنویت‌گرا می‌خوانند، بلکه نظریه‌پردازانی چون \"گیلز کپل\" در کتاب «انتقام خداوند»؛ و \"حامد الگار\" در کتاب «ریشه‌های انقلاب اسلامی» و \"آصف حسین\" در کتاب «ایران اسلامی»، افزون بر نویسندگان اندیشمند ایرانی، به بعد فرهنگی و معنوی انقلاب تاکید داشته‌اند و آن را وجه ممیزه انقلاب اسلامی ایران از سایر انقلاب‌های جهان دانسته‌اند. \"کلیم صدیقی\" نویسنده و پژوهشگر مباحث انقلاب اسلامی نیز می‌گوید: «انقلاب اسلامی، نهضت دینی و الهی بود که به گونه‌ای شگفت‌آور توانست در اندک زمانی امواج توفنده و خروشان آن از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته، جهان معاصر علی‌الخصوص دنیای اسلامی را متاثر از درخشش انفجار نورانی خود کند».

آیه شریفه فوق معرف کامل حرکت سیاسی

امام خمینی (ره) در طول شکل‌گیری نهضت تا پیروزی آن و حتی پس از پیروزی شد.
امام راحل عظیم‌الشان با الهام از این آیه نورانی، که موعظه واحده پیامبر اکرم (ص) به امت خویش است، برترین قیام برای خدا را تشکیل حکومت اسلامی در پرتو هدایتهای ثقلین می‌بیند و در مقام مصلح اجتماعی، فرمانهای آن را سیره عملی و الهام بخش حیات فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و سیاسی و فرهنگی خویش قرار می‌دهد. «قیام برای خدا» همواره در پیامها، بیانیه‌ها، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های حضرت امام، مورد تاکید و توصیه قرار گرفته است.
ایشان درباره ‌این موعظه الهی چنین می‌‌فرمایند: «این جمله مبارکه جامع سعادت دنیا و آخرت و متضمن تمام مواعظ پیامبران عظیم‌الشان و اولیای بزرگوار است»(صحیفه امام 15: 346). نیز می‌فرمایند: «خدای تعالی در این کلام شریف، از سر منزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان کرده و بهترین موعظه‌هایی است که خدای عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده، این کلمه تنها راه اصلاح دو جهان است.
قیام برای خدا است که ابراهیم خلیل‌الرحمن را به منزل خُلّت رساند و از جلوه‌های گوناگون عالم طبیعت رهاند.
قیام الله است که موسای کلیم را با یک عصا بر فرعونیان چیره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحرا کشاند. قیام برای خدا است که خاتم‌النبیّین(ص) را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت‌ها را از خانة خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام «قاب قوسین او أدنی» رساند. خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده، همه جهانیان را بر ما چیره کرد و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران در آورده… موعظه خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را که پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفع شخصی کرده، تا به همه سعادت‌های دو جهان نایل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید»(همان 1: 3).
همچنین حضرت امام با استناد به این آیه شریفه، خطاب به مسلمانان جهان می‌فرمایند: «از جای برخیزید و قرآن کریم را به دست گرفته به فرمان خدای تعالی گردن نهید تا مجد خود و عظمت اسلام عزیز را اعاده کنید. بیایید و به یک موعظه خداوند گوش فرا دهید، آنجا که می‌فرماید: «قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی» همه قیام کنید و برای خدا قیام کنید، قیام فرادی در مقابل جنود شیطانی باطن خودتان و قیام همگانی در مقابل قدرتهای شیطانی، اگر قیام و نهضت، الهی و برای خدا باشد، پیروز است. ای مسلمانان جهان و ای مستضعفان عالم! دست به دست هم دهید و به خدای بزرگ روآورید و به اسلام پناهنده شوید و علیه مستکبران و متجاوزان به حقوق ملتها، پرخاش کنید»(همان 10: 339).
منبع: روزنامه رسالت





کلمات کلیدی :مهدی




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٦

این کلام پیر و مراد این انقلاب امام خمینی(ره) که گفت: «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است» که شاید بارها آن را شنیده باشیم. اما تا بحال به معنای واقعی این سخن اندیشیده اید؟! محرم و صفر دو ماه متوالی است که در آنها به عزاداری برای آل الله می پردازیم و در عزای ایشان به سوگ می نشینیم.

و مبادا یادمان برود زمین تاب نمی آورد مصیبت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را و فراموش نکنیم و اشک ها و ندبه های شبانه روزی پاره تن پیامبر(صلی الله علیه و آله) را که جفای مردمان را با خون دل دید. مبادا یادمان برود که غربت تنها به بی بارگاهی مزار نیست، غربت به تنهایی و هجران از یاران و اصحاب نیکوست.

فراموش نکنیم هشتمین اختر با قدومش سرزمینمان را گلباران کرد و مبادا فراموش کنیم که شرط ایمنی از عذاب در دژ مستحکم لا اله الاّ الله جز پیروی از ولایت نیست. محرم و صفر بهترین فرصت بود تا مسلمانی مان را زیر و رو کنیم و به قول امروزی ها up to date شویم.

و اکنون سفر با صفر به پایان رسید…

صفر تمام شد، سفر ما نیز در تاریخ اسلام تا اینجا به پایان رسید. خدا کند مسافران، سالم به مقصد رسیده باشند و خدا کند محرم و صفر اسلاممان را زنده کرده باشد. و اکنون که ربیع، آمدن بهار را نوید می دهد، دلهایمان نیز بهاری شده باشد تا در بهار سبز ظهور مولایمان بتواند قامت راست کند و با افتخار بگوید «من شیعه مرتضی علی(علیه السلام)»ام.

شیعه و پیرو واقعی او که همه روزهای سال مزیّن به افتخارات و جانبازی های اوست و زمین و زمان به داشتن او فخر می فروشد و به آسمانیان به داشتنش مباهات می کند. امروز اول ربیع الاول و یادآور یکی دیگر از ایّامی است که خداوند به وجود امام علی(علیه السلام) افتخار کرد!

امام علی
او که جانش را می فروشد…

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ …»؛ از مردم کسی هست که جان خویش را در راه رضایت خداوند می فروشد. (بقره/ ۲۰۷)

این آیه نورانی در شب اوّل ربیع الاول در شأن امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نازل شد. آن شب پیامبر(صلی الله علیه و آله) از شر کفّار از مکه به مدینه هجرت کردند و امام علی(علیه السلام) این قهرمان همیشه تاریخ با نثار جان خویش در بستر رسول الله(صلی الله علیه و آله) خوابیدند. آری، آن شب لیلة المبیت بود…

به زمین نگاه کنید…

غزالی در احیاء العلوم آورده است: در شبی که امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در جای پیامبر(صلی الله علیه و آله) خوابید به جبرئیل و میکائیل خطاب رسید که من بین شما دو نفر برادری قرار دادم و عمر یکی از شما را بیش از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما ایثار می کند که عمر طولانی از آن دیگری باشد؟ هر دو عمر طولانی را اختیار کردند. خطاب آمد: «به زمین نگاه کنید و ببینید که چگونه امام علی(علیه السلام) حیات خود را به برادرش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نثار نموده و به جای او خوابیده و جان خود را فدای جان او نموده است. به زمین بروید و او را از شر دشمنان حفظ کنید.» آنها آمدند و جبرئیل در بالای سر امیرالمؤمنین و میکائیل در سمت پاهای آن حضرت نشست و ندا کرد: بخ بخ من مثلک یابن ابیطالب، خداوند در جمع ملائکه به تو مباهات فرمود. اینجا بود که آیه شریفه «وَ مِن الناس مَن یشری نفسه ابتغاء مرضات الله…» نازل شد.

اگر آسمانیان و زمینیان به سرور و مولایمان علی(علیه السلام) افتخار می کنند و اگر خود را شیعه و پیرو آن حضرت می دانیم آیا حاضریم جان شیرین خود را در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم امام زمانمان(عج) کنیم؟! همو که در این دو ماه محرم و صفر شب و روز بر مصیبت های پدران و آباء طاهرینش(علیهم السلام) خون گریه کرد.

شما نیز جان می فروشید؟!…

اگر آسمانیان و زمینیان به سرور و مولایمان علی(علیه السلام) افتخار می کنند و اگر خود را شیعه و پیرو آن حضرت می دانیم آیا حاضریم جان شیرین خود را در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم امام زمانمان(عج) کنیم؟! همو که در این دو ماه محرم و صفر شب و روز بر مصیبت های پدران و آباء طاهرینش(علیهم السلام) خون گریه کرد.

فضیلت نهم ربیع الاول

نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر علیه السلام است، بلکه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید.
مرحوم صاحب جواهر ( شیخ محمد حسن نجفی ) در ” جواهر الکلام ” ج ۵ ص ۴۳- ۴۴ در مورد فضل نهم ربیع الاول می گوید : به خبر مسندی تا پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) دست یافتم در فضل این روز ( ۹ ربیع الاول ) و شرافت وبرکت این روز . و اینکه این روز ، چنان روز شادی اهل بیت ( علیهم السلام )است که ذهن متحیر می ماند . و متن آن طولانی است این روز ( علی الخصوص ) برای ما و ائمه ما ( علیهم السلام ) عید است .

پایان کلام…

حال که پیراهن مشکی ات را در می آوری، پیراهن سربازی مولا را بر تن کن و عزمت را راسخ که راه تو را می خواند…

تقویم وقایع مهم در ماه ربیع الاول

اول ربیع الاول :
-هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم – نخستین سال هجرت
-لیلة المبیت و نزول آیه (وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ، وَ اللّهُ رَئوُفٌ بِالْعِباد) در شأن امام على بن ابیطالب علیه السلام- سال اوّل هجرى قمرى.
-آغاز قیام توابین در کوفه به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی ۶۵ قمری.
- شهادت امام حسن عسکری علیه السلام به روایت شیخ طوسی و کفعمی ۲۶۰ قمری.

چهارم ربیع الاول:
-وفات محدث بزرگ شیخ یوسف بحرانی صاحب اثر گرانسنگ الحدائق الناضره ۱۱۸۶ قمری.
-خروج حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از غار ثور به سمت مدینه سال اول قمری.

پنجم ربیع الاول:
-وفات حضرت سکینه بنت الحسین علیه السلام – سال ۱۱۷ هجرى قمرى
-زیارت قبر مطهر پیامبر اعظم توسط حضرت فاطمه سلام الله علیها.

ششم ربیع الاول:
-ولادت جلال الدین محمد رومی بلخی مشهور به مولوی ۶۴۰ قمری.

هفتم ربیع الاول:
-شهادت مظلومانه حضرت محسن فرزند امیرالمومنین علی علیهما السلام ۱۱ قمری.

هشتم ربیع الاول:
-شهادت امام حسن عسکرى علیه السلام – سال ۲۶۰ هجرى قمرى.
-وفات عالم جلیل القدر شیخ حسین بن عبدالصمد عاملی پدر شیخ بهایی ۹۸۴ قمری.

نهم ربیع الاول:
-آغاز امامت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه ۲۶۰ قمری.
-هلاکت هشام بن عبدالملک – سال ۱۲۵هجرى قمرى.
-آغاز بنای مسجد گوهرشاد به فرمان گوهرشاد بیگم (همسر سلطان شاهرخ میرزا و جانشین امیر تیمور گورکانی) ۸۱۲ قمری.

دهم ربیع الاول:
-رحلت عبدالمطّلب، جدّ بزرگوار پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم – سال هشتم عام الفیل
-ازدواج حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با خدیجه کبرى سلام الله علیها- سال ۲۵ عام الفیل.

دوازدهم ربیع الاول:
-میلاد مسعود پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم به روایت اهل سنت
-آغاز هفته وحدت .
-ورود رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه سال اول هجری.
-قیام مختار در کوفه – سال ۶۶ هجرى قمرى

سیزدهم ربیع الاول:
-وفات آیت الله بهاءالدینی ۱۴۱۸ قمری.

چهاردهم ربیع الاول:
-هلاکت یزیدبن معاویه ۶۴ قمری.
-رحلت حاج آقا حسین طباطبایی قمی رهبر قیام علیه کشف حجاب رضاخانی در مشهد ۱۳۶۶ قمری.

هفدهم ربیع الاول:
-میلاد مسعود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم – اوّل عام الفیل
-زادروز فرخنده امام جعفر صادق علیه السلام – سال ۸۳ هجرى قمرى

هجدهم ربیع الاول:
-وفات میرزا تقی‌خان فراهانی مشهور به امیر کبیر ابرمرد تاریخ ایران – صادر کننده فرمان قتل سیدعلی محمد باب و موسس مدرسه دارُالفُنون ۱۲۶۸ قمری .
-وفات آیت الله سید محمد طباطبایی عاملی صاحب مدارک الاحکام ۱۰۰۹ قمری.

بیست و دوم ربیع الاول :
-غزوه بنى نضیر – سال چهارم هجرى‏قمرى
-بیرون راندن یهودیان از مدینه و بخشیدن فدک به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها توسط پیامبر اعظم

بیست و سوم ربیع الاول :
-تشریف فرمایی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به شهر قم ۲۱۰ قمری .
-وفات آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی ۱۴۱۰ قمری.

بیست و پنجم ربیع الاول :
-غزوه دومة الجندل – سال پنجم هجرى قمرى
-صلح امام حسن مجتبى علیه السلام- سال ۴۱ هجرى قمرى
-وفات عالم بزرگ سید مرتضی علم الهدی ۴۳۶ قمری.
بیست و ششم ربیع الاول :

-صلح امام حسن علیه السلام با معاویه ۴۱ قمری.

بیست و هفتم ربیع الاول :
-وفات آیت الله سید محسن حکیم ۱۳۹۰ قمری.

بیست و نهم ربیع الاول :
-حرکت امیرالمومنین علی علیه السلام برای جنگ جمل ۳۶ هجری.

فهرست منابع و مآخذ
۱- قرآن کریم
۲- تفسیر المیزان- علامه طباطبایی (ره)
۳- احیاء العلوم- غزالی- کتاب هفتم در بحث ایثار نفس.
۴- بحارالانوار- ج۱۹ و ج ۳۶.
۵- تقویم شیعه- عبدالحسین نیشابوری

منبع : جهان نیوز





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :وظایف منتظران و کلمات کلیدی :مهدی در روایات




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٩

بحث انتظار و ظهور مهدی موعود ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از ابعاد گوناگونی مورد چالش قرار گرفته‌ است؛ از جمله:
1. مهم‌ترین فلسفه‌ای که برای تحقّق قیام مهدی برشمرده‌اند، تحقّق عدالت فراگیر و گسترده است. با توجّه به این‌که یکی از علل ضرورت معاد نیز همین ضرورت تحقّق کامل است و با توجّه به این‌که دنیا فقط دارگذر، و اصل و مقصد نهایی، آخرت است، دیگر تحقّق عدالت فراگیر در دنیا چه ضرورتی دارد و چرا باید در این دنیا انتظارف عدالت داشته باشیم؟
2. در آیات و احادیث برای برخی اعمال جایگاه خاصی قائل شده‌اند: نماز ستون دین دانسته شده، و امربه معروف و نهی از منکر، مایه قوامف بقیه احکام، و... . در این میان انتظار فرج، افضل اعمال شمرده شده است. چرا انتظار، چنین جایگاهی دارد؟ به ویژه اگر توجّه کنیم که در بقیه موارد، فعل ایجابی و اقدام صورت می‌گیرد؛ اما ظاهراً انتظار، فعل سلبی و اقدام نکردن و منتظر ماندن است. چگونه کاری نکردن مهم‌ترین و برترین کار دانسته شده است؟
3. یکی از مباحثی که امروزه جدّی مطرح می‌شود، بحث جهانی‌شدن است و می‌دانیم حکومت مهدی(عج) نیز حکومت جهانی است. قیام او فلسفه‌ای جهانی دارد و الگوی اسلامی جهانی‌شدن را می‌توان همان حکومت مهدی(عج) دانست. اگر از این زاویه نگریسته شود، آیا جهانی‌شدن رنگ و بوی دیگری نخواهد گرفت و در آن صورت، وظیفه ما در قبال آن‌چه امروزه به صورت جهانی‌شدن مطرح شده، چیست؟
گذشته از این‌گونه پرسش‌ها که در خصوص اصل مهدویت و انتظار مطرح است، خود مفهوم انتظار، در درون خود نیز با چالش‌هایی جدّی مواجه است که شاید مهم‌ترین آن‌ها این باشد که با توجه به این‌که در احادیث آمده ظهور، زمانی رخ می‌دهد که جهان پر از ظلم شده باشد، آیا هرگونه تلاش اصلاحی عملاً ظهور را به تاخیر نمی‌اندازد؟ اگر باید منتظر ظهور بود، پس باید از اقدامات اصلاحی دست برداشت و این به معنای نفی وظایف اجتماعی است که در دین بر دوش انسان گذاشته شده است (نظیر امر به معروف و نهی از منکر)، و اگر قرار است به آن وظایف عمل کنیم، دیگر چگونه می‌توان منتظر بود؟ به بیان دیگر اگر قرار است سیر بشر با این اصلاحات ما، سیر تکاملی باشد، این سیر به همین ترتیب به آخر می‌رسد و دیگر چه نیازی به ظهور مهدی؟
این‌ها و سؤالاتی از این دست، نگاهی دوباره و عمیق به مسأله مهدویت در اسلام را می‌طلبد که می‌توان کلّ مسأله را در این جمله خلاصه کرد: از ما خواسته شده: انتظار ظهور و قیام مهدی(عج) را داشته باشیم،‌ و مسأله ما این است که چرا و چگونه؟
در این مقاله قصد داریم با استفاده از اندیشه‌های شهید مرتضی مطهری پاسخ این سؤال را به دست آوریم.
سؤال از چرایی، دوگونه پاسخ می‌تواند داشته باشد: یک بار، سؤال چرایی، سؤال از علل شیء است و این‌جا باید به تبیین فلسفه مهدویت پرداخت؛ یعنی سؤال از این‌که چرا باید منتظر بود، به این برمی‌گردد که چرا قیام مهدی ضرورت دارد که انتظار آن ضرورت داشته باشد؟ پاسخ دیگر، پاسخ از طریق نتایج (معلولات شیء) است؛ یعنی باید منتظر بود؛ زیرا منتظر بودن، این آثار را برای ما به همراه دارد؛ امّا بحث از چگونگی، بین این دو نحوه چرایی قرار می‌گیرد. این بحث از طرفی متفرّع بر فلسفه مهدویت است؛ زیرا برای معلوم شدن چگونگی انتظار ابتدا باید متعلَّق آن معلوم شود. روشن است که انتظار حمله دشمن را داشتن، چگونگی‌ای غیر از انتظار ورود میهمان داشتن را اقتضا می‌کند. این‌جا پس از شناخت ضرورت و فلسفه قیام موعود جهانی است که می‌توان به این پرداخت که این قیام چگونه تحوّلی در تاریخ و جامعه بشری است و چگونه انتظاری را از ما می‌طلبد. از طرف دیگر، زمانی می‌توان سخن از آثار و نتایج این انتظار به میان آورد که چگونگی این انتظار معلوم شده باشد تا بگوییم چنین انتظاری چنان ثمره‌ای خواهد داشت.
بدین ترتیب بحث را در سه بخش ادامه می‌دهیم: در بخش اوّل (فلسفه مهدویت و ضرورت انتظار) و سوم (ثمرات انتظار)، درباره چرایی انتظار سخن خواهیم گفت و در بخش دوم (نحوه انتظار و وظیفه ما) در خصوص چگونگی آن.



ادامه مطلب

کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :مطهری




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤


وجود مقدس حضرت بقیة‏الله‏الاعظم ، اروحناله‏الفداء، در معارف به عنوان «خونخواه کشته کربلا» (1) شناخته شده و شیعیان همراهى با آن امام منصور براى گرفتن انتقام خون حسین(ع) و یارانش را یکى از آرزوهاى بزرگ خود مى‏دانند، (2) تا جایى که در هر عاشورا به یکدیگر اینگونه سر سلامتى مى‏دهند:


«اعظم‏الله اجورنا بمصابنا بالحسین(ع)و جعلنا و ایاکم من‏الطالبین بثاره مع ولیه‏الامام‏المهدى من آل محمد:» (3)

خداوند پاداش ما را در عزاى مصیبت‏حسین(ع) بزرگ گرداند و او شما را از جمله کسانى که به همراه ولى‏اش امام مهدى از آل محمد: به خونخواهى او برمى‏خیزند قرار دهد.

در یک کلام نام حسین(ع) و مهدى(ع) براى شیعیان یادآور یک حکایت ناتمام است، حکایتى که آغازگر آن حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و پایان بخش آن حضرت بقیة‏الله‏الاعظم (ع) است.

در هر حال از آنجا که در اذهان شیعیان این دو وجود مقدس از قرابت و ارتباطى جدایى‏ناپذیر برخوردارند. از همین رو مناسب دیدیم که در ایام عزاى سرور آزادگان به بخشى از معارف ارزشمندى که از آن حضرت در ارتباط با فرزند ارجمندش حضرت مهدى(ع) رسیده است اشاره کنیم:

1. نسب مهدى(ع)
حضرت اباعبدالله‏الحسین(ع) در روایتهاى متعددى به این موضوع که حضرت مهدى(ع) از فرزندان و نوادگان ایشان است اشاره کرده‏اند که از جمله آنها روایتى است که در زیر آمده است:

«دخلت على جدى رسول‏الله (ص) فاجلسنى على‏فخذه و قال‏لى: ان‏الله‏اختار من صلبک یا حسین تسعة ائمة، تاسعهم قائمهم، و کلهم فى‏الفضل والمنزلة عندالله سواء» (4)

بر جدم رسول خدا، که درود و سلام خدا بر او باد، وارد شدم، پس ایشان مرا بر زانوى خود نشانده و فرمود: اى حسین! خداوند از نسل تو نه امام را برگزیده است که نهمین نفر از ایشان قیام‏کننده آنهاست و همه آنان در پیشگاه خداوند از نظر فضیلت و جایگاه برابر هستند.

این موضوع که قائم آل محمد(ص) از نسل حسین(ع) و نهمین نواده اوست در روایات بسیارى ، که از طریق شیعه و اهل سنت روایت‏شده، آمده است و هر گونه شک و تردید نسبت‏به نام و نشان و مشخصات موعود آخرالزمان وآخرین ذخیره الهى را برطرف مى‏سازد.

«دخلت‏على‏النبى (ص)فاذاالحسین على فخذه و هو یقبل عینیه وفاه و یقول: انت‏سیدابن سیدانت، امام‏ابن‏امام، نت‏حجة‏ابن حجة، ابوحجج تسعة من صلبک تاسعهم قائمهم.» (5)

بر پیامبر خدا وارد شدم و دیدم که آن حضرت در حالى که حسین را بر زانوى خود نشانده بر چشمها و دهان او بوسه مى‏زند و مى‏فرماید: تو آقایى فرزند آقایى ، تو امامى فرزند امامى، تو حجتى فرزند حجتى ، تو پدر حجتهاى نه‏گانه‏اى، از نسل تو نهمین حجت و قیام‏کننده آنان بر خواهد خاست.

2. عدالت‏گسترى مهدى(ع)
عدالت و تشکیل جامعه‏اى بر اساس عدل از آرمانهاى همیشگى بشر بوده و در طول هزاران سالى که از زندگى انسان بر کره خاک مى‏گذرد و صدها و هزاران نفر در پى تحقق این آرمان، بشریت‏خسته از ظلم و ستم را به دنبال خود کشیده‏اند، اما جز در مقاطع کوتاهى از زندگى بشر و آن هم در سرزمینهاى محدود هرگز این آرمان بدرستى تحقق نیافته و هنوز هم عدالت آرزویى دست نیافتنى براى انسان عصر حاضر است.

با توجه به همین موضوع در روایتهایى که از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم شیعه: وارد شده، گسترش عدالت و از بین بردن ظلم را یکى از بزرگترین رسالتهاى امام مهدى(ع) بر شمرده و تحقق عدالت واقعى را تنها در سایه حکومت او امکان‏پذیر دانسته‏اند.

از جمله این روایتها روایتى است که از حضرت اباعبدالله‏الحسین(ع) نقل شده و در آن آمده است:

«لولم یبق من‏الدنیاالا یوم واحد، لطول‏الله عزوجل ذلک الیوم حتى یخرج رجل من‏ولدى، فیملاها عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما، کذلک سمعت رسول‏الله (ص) یقول‏» (6)

اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقى مانده باشد و خداوند آن روز را چنان طولانى مى‏گرداند که مردى از فرزندان من قیام کند و دنیا را پس از آنکه از ظلم و ستم پر شده بود پر از عدل و داد نماید، من این سخن را از رسول خدا، که درود و سلام خداوند بر او باد، شنیدم.

پیامبر گرامى اسلامى (ص) نیز قیام عدالت گستر نهمین فرزند امام حسین(ع) را چنین بیان مى‏کنند:

«... و جعل من صلب‏الحسین(ع) ائمة یقومون بامرى ...التاسع منهم قائم اهل بیتى، مهدى‏امتى، اشبه‏الناس بى فى، شمائله واقواله و افعاله، یظهر بعد غیبتة طویلة و حیرة مظلة ، فیعلن امرالله و یظهر دین‏الله ...فیملاالارض قسطا و عدلا ، کما ملئت جورا و ظلما.» (7)

... خداوند از فرزندان امام حسین ، امامانى قرار داده است که امر (راه و روش آیین) مرا بر پا مى‏دارند. نهم آنان قائم خاندان من مهدى امتم مى‏باشد. او شبیه‏ترین مردمان است‏به من در سیما و گفتار و کردار . پس از غیبتى طولانى و سرگردانى و سردرگمى مردم ، ظاهر مى‏شود ، آنگاه امر (آیین) خدا را آشکار مى‏سازد... پس زمین را از عدل و داد لبریز مى‏کند پس از آنکه از ستم و بیداد لبریز شده باشد.

3. صابران در غیبت مهدى(ع)
یکى از ارکان انتظار فرج صبر و پایدارى است و انسان منتظر در واقع کسى است که همه سختیها و ناملایمات را به امید رسیدن به آرمان بلند خویش تحمل مى‏کند و از فشار و تهدید زورگویان و طعنه و تکذیب نابخردان هراس به دل راه نمى‏دهد، از همین رو در روایات صبر و انتظار همواره قرین یکدیگر بوده و فضیلت‏بسیارى براى صبرپیشگان در زمان غیبت‏بر شمرده شده است.

حضرت سیدالشهداء (ع) که خود والاترین مظهر صبر و مقاومت در راه اداى تکلیف الهى است در بیان مقام منتظرانى که صبر و شکیبایى پیشه ساخته و بر آرمان خویش پایدارى مى‏ورزند مى‏فرماید:

«منا اثنا عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین على بن ابى‏طالب، و آخرهم التاسع من‏ولدى، و هوالقائم بالحق، یحیى‏الله به‏الارض بعد موتها، و یظهر به دین‏الحق على‏الدین کله، ولو کره‏المشرکون. له غیبة یرتد فیهااقوام و یثبت فیها على‏الدین‏آخرون، فیؤذون و یقال لهم: «متى هذاالوعد ان کنتم صادقین‏»،اما ان‏الصابر فى غیبته‏على‏الاذى و التکذیب بمنزلة‏المجاهدبالسیف بین یدى رسول‏الله (ص)» (8)

در میان ما اهل بیت دوازده مهدى وجود دارد که اولین آنها امیرمؤمنان على‏بن‏ابى‏طالب(ع) و آخرین آنها نهمین فرزند من است. و اوست قیام کننده به حق ، خداوند به وسیله او زمین را پس از آنکه مرده است زنده مى‏کند و دین حق را به دست او بر همه ادیان غلبه مى‏دهد، اگر چه مشرکان نپسندند. براى او غیبتى است که گروهى در آن از دین خدا بر مى‏گردند و گروهى دیگر بر دین خود ثابت مى‏مانند، که این گروه را اذیت کرده و به آنها مى‏گویند:

«پس این وعده چه شد اگر راست مى‏گویید؟» آگاه باشید آنکه در زمان غیبت او بر آزار و اذیت و تکذیب صبر کند همانند کسى است که در مقابل رسول خدا(ص) با شمشیر به جهاد برخاسته است.

شاید بتوان گفت فضیلتهاى بى‏شمارى در روایات ما که براى منتظران فرج بر شمرده‏اند به اعتبار همین صبر و شکیبایى و تحمل مشکلاتى است که منتظران واقعى فرج بر خود هموار مى‏کنند. چنانکه در روایتى که از امام صادق(ع) وارد شده، آمده است:

«...فلا یستفرنک‏الشیطان، فان‏العزة‏لله‏ولرسوله وللمؤمنین، و لکن المنافقین لایعلمون ، الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر على ، یرى من‏الاذى والخوف، هو غدا فى زمرتنا...» (9)

شیطان تو را تحریک نکند. زیرا که عزت از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است لیکن منافقان نمى‏دانند ، آیا نمى‏دانى کسى که منتظر امر ما (حاکمیت اجتماعى آرمانى ما) باشد، و بر بیمها و آزارهایى که مى‏بیند شکیبایى ورزد، در روز بازپسین در کنار ما خواهد بود...

4. خصال مهدى(ع)
حضرت مهدى(ع) عصار و فشرده عالم هستى (10) و وارث همه انبیاء اولیاء الهى است، و خداوند متعال همه خصال نیکویى را که در بندگان صالح پیش از او وجود داشته، در آن حضرت جمع کرده است. به بیان دیگر آنچه خوبان همه دارند او به تنهایى دارد.

در زمینه آنچه گفته شد روایتهاى بسیارى وارد شده که از جمله آنها مى‏توان به روایت زیر که از حضرت اباعبدالله‏الحسین(ع) نقل شده اشاره کرد:

«فى‏القائم منا سنن من‏الانبیاء: سنة من نوح، و سنة من ابراهیم ، و سنة من‏موسى و سنة من‏عیسى ، و سنة من ایوب و سنة من محمد(ص) . فاما من نوح: فطول‏العمر; واما من ابراهیم: فخفاءالولادة و اعتزال الناس; واما من موسى: فالخوف والغیبة; و اما من عیسى: فاختلاف‏الناس فیه، واما من‏ایوب: فالفرج بعدالبلوى; واما من محمد(ص) فالخروج بالسیف.» (11)

در قائم ما (اهل بیت) سنتهایى از پیامبران الهى وجود دارد; سنتى از نوح ، سنتى از ابراهیم ، سنتى از عیسى ، سنتى از ایوب: و سنتى از محمد(ص) از نوح طول عمر، از ابراهیم پوشیده‏ماندن ولادت و کناره‏گیرى از مردم ، از موسى، ترس و غیبت از جامعه ، از عیسى اختلاف مردم درباره او، از ایوب گشایش بعد از سختیها و بلایا، و از محمد(ص) قیام با شمشیر را .


پی نوشت :
1. ر. ک: قمى ، شیخ عباس ، مفاتیح الجنان ، دعاى ندبه ، اصل عبارتى که در دعاى مزبور آمده چنین است:

«این الطالب بدم المقتول بکربلاء»

2. ر. ک: همان ، زیارت امام حسین(ع) در روز عاشورا. در بخشى از زیارت یادشده چنین آمده است: «فاسئل‏الله الذى اکرم مقامک و اکرمنى ان یرزقنى طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد:»

3. همان جا

4. القندوزى، سلیمان بن ابراهیم ، ینابیع المودة ، نجف ، مکتبة‏الحیدریة، 1411 ق ، ص 590 ، به نقل از: موسوعة کلمات‏الامام الحسین(ع)، قم ، دارالمعروف ، 1415 ق ، ص‏659 ، ح 688 .

5. حسینى ترمذى ، محمد صالح ، مناقب مرتضوى ، ص‏139 ، به نقل از: قرشى،على اکبر، اتفاق در مهدى موعود7، ص 35

6.الشیخ‏الصدوق،ابوجعفرمحمدبن‏على‏بن‏الحسین، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، تهران، دارالکتب الاسلامیة،1359 ق، ج 1 ، ص‏317 ، ح 4; به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 661، ح‏693 .

7. همان ، ج 1، ص‏257 ، به نقل از: حکیمى، محمد ، عصر زندگى و چگونگى آینده انسان و اسلام، قم ، دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم ، 1374 ، صص‏36-35.

8 . همان ، ج 1، ص‏317 ، به نقل از موسوعة کلمات‏الامام‏الحسین، صص‏666- 655، ح‏703.

9. الکلینى ، محمدبن‏یعقوب، الکافى ، ج 8 ، ص‏37، به نقل از حکیمى،محمد، همان، ص‏293 .

10. در برخى از تفاسیر کلمه «والعصر» به وجود حضرت مهدى(ع) تفسیر شده است.

11. علم‏الیقین ، ج 2 ، ص‏793 ، به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین(ع) ، صص‏669- 668، ح 710 .





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در روایات و کلمات کلیدی :امام حسین(ع)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٩

رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم:

« لو لم یبق من الدهر الا یوم لبعث الله تعالى رجلا من اهل‏بیتى یملوها عدلا کما ملئت جورا »

اگر از دنیا جز یک روز باقى نماند خداوند از خاندان من مردى‏را برانگیزد که آن را پر از عدل و داد کند همچنان که پر ازجور و ستم شده باشد .

 

امام على علیه السلام:

« انتظروا الفرج و لا تیاسوا من روح الله فان احب الاعمال‏الى الله عز و جل انتظار الفرج »

ظهور فرج [ قائم آل محمدص ] را منتظر باشید و از رحمت‏خداوندناامید نباشید ، که محبوبترین اعمال نزد خداوند انتظار فرج‏است .

امام على علیه السلام:

« لو قد قام قائمنا لا نزلت السماء قطرها و لا خرجت الا رض‏نباتها و لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السباع والبهائم »

اگر قائم ما ( آل محمد ) قیام کند ، آسمان قطرات خود را فروفرستد و زمین گیاهان خود را بیرون دهد و کینه‏ها از سینه‏هابیرون رود و ددان و چهارپایان در صلح و صفا باشند.

امام حسین علیه السلام:

« اما ان الصابر فى غیبته على الاذى و التکذیب بمنزله‏المجاهد بالسیف بین یدى رسول الله (ص) »

هان صبر کننذگان بر اذیت و آزار و تکذیب دشمنان در زمان غیبت‏قائم آل محمد (علیه السلام) مانند مجاهدانى هستند که همراه‏پیامبر با شمشیر پیکار مى‏کنند .

امام سجاد علیه السلام:

« اذا قام القائم اذهب الله عن کل مومن العاهه و رد الیه‏قوته » زمانى که قائم آل محمد (علیه السلام) قیام کند خداوندرحمان ، مایه فساد را از مومنان برطرف مى‏سازد و توانائى واقتدار گرفته شده را به افراد باایمان باز مى‏گرداند .

امام باقر علیه السلام:

« القائم منا منصور بالرعب موید بالنصر . . . و تظهر له‏الکنوز . . . فلا یبقى فى الارض خراب الا عمر »

قائم ما ( آل محمد )با ترس در دل دشمنان پیروز و با نصرت (حق)

تایید شود ...

گنجها براى او نمایان گردد . . . و ( آن زمان ) در زمین هیچ‏جاى خرابى نماند جز آن که آن را آباد گرداند.

امام باقر علیه السلام:

« اذا قام القائم جات المزامله و یاتى الرجل الى کیس اخیه‏فیاخذ حاجته لا یمنعه »

به هنگام ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) آنچه هست دوستى وهمکارى و یگانگى است تا آنجا که هر کس هر چه نیاز دارد از جیب‏دیگرى بر مى‏دارد بدون هیچ ممانعتى .

امام صادق علیه السلام:

« من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع‏و محاسن الاخلاق و هو منتظر فان مات و قام القائم بعده کان له‏من الاجر مثل اجر من ادرکه فجدوا وانتظروا هنیئا لکم ایتهاالعصابه المرحومه »

هر کس که بودن در شمار یاران قائم ( عج ) او را شادمان سازدباید به انتظار باشد و باید با پرهیزکارى و اخلاق نیکو رفتارکند . پس اگر اجلش فرا رسد و امام قائم(علیه السلام)پس ازدرگذشت او قیام کند ، بهره او از پاداش برابر با پاداش کسى‏است که آن حضرت را درک کرده باشد . پس بکوشید و منتظر باشیدگوارا باد شما را اى گروه بخشوده .

امام صادق علیه السلام:

« من مات منکم و هو منتظر لهذا الامر کمن هو مع القائم فى‏فسطاطه . . . لا بل کمن قارع معه بسیفه . . . لا والله الا کمن‏استشهد مع رسول الله (صلى الله علیه و آله »)

هر که در انتظار حکومت قائم درگذرد ، همچون کسى است که دراردوى حضرت قائم(علیه السلام) است‏یا حتى همچون کسى است که باشمشیر همراه او مى‏جنگد ، نه به خدا سوگند همچون کسى است که دررکاب پیامبر اکرم به شهادت رسیده باشد.

امام حسن عسکرى علیه السلام:

« ان ابنى هو القائم من بعدى یجرى فیه سنن الانبیاء:

بالتعمیر و الغیبه حتى تقسو قلوب لطول الامد و لا یثبت على‏القول به الا من کتب الله عز و جل فى قلبه الایمان و ایده بروح‏منه »

پس از من فرزندم قائم است و اوست که مانند پیامبران ، عمرى‏دراز و غیبت‏خواهد داشت در غیبت طولانى او دلهایى تیره گردد .

فقط کسانى در اعتقاد به او پاى برجا خواهند ماند که خداوند عزو جل دل آنان را به فروغ ایمان ثابت و آنان را با مدد خویش‏موید گرداند .

امام حسن عسکرى علیه السلام:

« . . . لا ن طاعه آخرنا کطاعه اولنا و المنکر لا خرناکالمنکر لا ولنا اما ان لولدى غیبه یرتاب فیها الناس الا من‏عصمه الله عزوجل » . . . فرمانبرى از آخرین ما همچون‏فرمانبرى از نخستین ماست و انکار آخرین ما بسان انکار نخستین‏ماست . هان که فرزند من غیبتى خواهد داشت که مردم در آن دچارتردید خواهند شد مگر آن کسى که خداى عز و جل حفظش کند ..


پی نوشت :
ماهنامه پاسدار اسلام شماره 216





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مهدی در روایات




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢

برگرفته از: مقدمه‏اى در اصول دین،
آیةالله العظمى وحید خراسانى.
هر چند امام زمان (ع) غایب از انظار است و این غیبت موجب محروم شدن امّت از قسمتى از برکات وجود آن حضرت است که متوقف بر ظهور است، ولى قسمتى از فیوضات وابسته به ظهور نیست.

 
او همچون آفتابى است که ابر غیبت نمى‏تواند مانع تأثیر اشعه وجود او در قلوب پاکیزه شود، مانند اشعه خورشید که در اعماق زمین جواهر نفیسه را مى‏پروراند، و حجاب ضخیم سنگ و خاک مانع استفاده آن گوهر از آفتاب نمى‏شود.

و چنان که بهره‏مند شدن از الطاف خاصّه خداوند به دو طریق میسّر است:

اوّل: »جهاد فى اللَّه« به تصفیه نفس از کدورتهایى که مانع از نعکاس نور عنایت اوست.

دوم: »اضطرار« که رافع حجاب بین فطرت و مبدأ فیض است »أمَّن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء«(1) همچنین استفاده از واسطه فیض خدا که اسم اعظم و مثل اعلاى اوست به دو طریق است:

اوّل: به تزکیه فکرى و خلقى و عملى که »أما تعلم أنّ أمرنا هذا لاینال إلّا بالورع«.(2) دوم: به انقطاع از اسباب مادّى و اضطرار. از این طریق بسیار کسانى که بیچاره شدند، و کارد به استخوان آنها رسید، و به آن حضرت استغاثه کردند و نتیجه گرفتند.

به قصور و تقصیر نسبت به ساحت قدس آن حضرت اعتراف مى‏کنیم. او کسى است که خدا به او نور خود را، و به وجود او کلمه خود را تمام کرده است. او کسى است که کمال دین به امامت و کمال امامت به اوست.

خداوند متعال در قرآن مى‏فرماید: »اوست که خورشید را روشنایى و ماه را نور قرار داده است«(3) ، و در وجود حضرت مهدى (ع) خورشید و ماه هر دو جمعند، و چه بسیار تفاوت است بین خورشید آسمان دنیا و ماه آن، و بین خورشید آسمان ملاءِ اعلى و ماه آن.

تفاوت این است: خورشید و ماه، روشنایى و نور است، ولى حضرت مهدى (ع) نور فروزان خداوند است، روشنایى پرتوافکن خداوند است، و تأویل آیه شریفه »و أشرقت الأرض بنور ربّها« ظهور آن حضرت(4) است.

اگر دیده تاب دیدن آفتاب آسمان را که به فرمان خدا روشن است، ندارد چگونه بینش انسان مى‏تواند حقیقت خورشید وجود را که به نور خدا منوّر است، ادراک کند؟! آرى قلم از شرح توانایى »سیف الله«ى که مظهر قدرت لایزال است عاجز، و زبان از بیان دانایى انسانى که »نوراللَّه« همیشه روشن است، الکن است.


پی نوشت :
1. سوره نمل آیه 62 آیا کیست که اجابت مى‏کند مضطر را زمانى که او را بخواند، و برطرف مى‏کند سوء را؟)
2.(آیا نمى‏دانى که هر آینه امر ما نیل نمى‏شود مگر به ورع) بصائر الدرجات، الجزء الخامس، ص 263، باب 11، ج 2؛ دلائل الإمامة، ص 254، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 278، بحار الانوار، ج 47، ص 71
3.سوره یونس (10)، آیه 5
4. سوره زمر (39)، آیه 69 (و درخشید زمین به نور پروردگارش).





کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مهدی




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٥

1 ـ خداوند فرمود: «اى پیامبر! بوسیله تو و پیشوایان از نسل تو بر بندگان خویش رحمت مىآورم، و به وسیله قائم از بین شما، زمین خود را با تسبیح و تقدیس و تهلیل و تکبیر و بزرگداشت مقام الوهیّت، آباد مىسازم.

  و به وجود او زمین را از دشمنانم پاک مىکنم و آن را میراث اولیاى خویش قرار مىدهم، و به وسیله او کلمه توحید را تعالى بخشیده، کلمه کافران را به سقوط مىکشانم، و به دست او و با علم خود سرزمینها و دل بندگانم را حیاتى تازه مىبخشم و گنجها و ذخیرههاى پنهان را به مشیت خود برایش آشکار مىسازم.

و با اراده خود او را بر نهانىها و مکنونات قلبى دیگران آگاه مىگردانم و با فرشتگان خود او را یارى مىرسانم تا در اجراى فرمان من و تبلیغ دین من مددکار او باشند. او به حقیقت ولىّ من است و به راستى هدایتگر بندگان من مىباشد.»

2 ـ امام باقر(علیه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (علیه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)» حدیثى قدسى روایت فرمود: «زمانى که جدم حسین که صلوات خدا بر او باد به شهادت رسید، فرشتگان با گریه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ نالیدند و گفتند: پروردگارا! آیا از آنان که برگزیده و فرزند برگزیده تو را، و امام انتخاب شده از بین خلق را کشتند، در مىگذرى؟!

خداوند به آنان وحى فرمود که: «فرشتگان من آرام گیرید. سوگند به عزّت و جلالم که از آنان انتقام مىگیرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسین (علیه السلام) را که پس از او به امامت مىرسند به ملائکه نشان داد و آنان شاد شدند.

در بین این پیشوایان، یک نفرشان به نماز ایستاده بود «فإذا احدهم قائم یصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلک القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسیله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسین(علیه السلام)انتقام مىگیرم.»





کلمات کلیدی :مهدی در روایات و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٩

 

حضرت امام سجاد(ع) در فرازى از خطبه معروف خود در مسجد جامع شام ودر حضور یزید بن معاویه، نقش اساسى امام و حجت خدا را بیان فرموده واز حضرت مهدى (ع) یادکرده است

: خداى تبارک وتعالى، به ما علم، حلم، شجاعت، سخاوت ومحبت در دل هاى مؤمنان را عطا فرموده است. پیامبر اکرم (ص) از ماست. وصی او على المرتضى، حمزه سیدالشهداء، جعفر طیار، دو سبط این امت (حسن وحسین) ومهدى این امت از ماست (1)

 

   ا.منتخب الاثر ص172.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مهدی در روایات




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥

 قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «المهدی من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی اشبه الناس بی خلقاً و خُلقاً یکون له غیبه و حیره یضّل فیها الامم یقبل کالشهاب الثاقب یملاها عدلاً و قسط کما ملئت جوراً و ظلما.»[11]

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «مهدی از فرزندان من است،

 

اخبار و روایات فراوانی در موضوعات مختلف معارف اسلامی و اصول عقاید، احکام، اخلاقیات و اجتماعیات وارد شده است، لیکن در کمتر موردی به اندازه موضوع حضرت ولی عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ روایت نقل نقل شده است. احادیث مربوط به این باب، قسمت عمده‌ای از روایات را تشکیل می‌دهد و مهمتر این‌که نه تنها این روایات، در جوامع شیعه نقل شده بلکه در کتب حدیث اهل سنت نیز به طور مبسوط نقل شده است و نیز بعضی از آنان، مستقلاً کتابهایی به نام آن حضرت، تألیف نموده‌اند. از این رو روایات راجع به ایشان، متواتر و یا نزدیک به حد تواتر است. چه آنکه قطب‌های متخالف و جناحهای متضاد در عقائد در این موضوع هم‌نوا و هم‌آهنگ شده و روایات بسیاری را نقل کرده‌اند که در این‌جا به چند نمونه اشاره خواهیم کرد باشد که مورد خطاب «من مات و لم یعرف امام زمانه» نیاشیم.

1. علامه سید محسن امین از ابوسعید خدری نقل کرد که رسول الله به فاطمه ـ علیهما السّلام ـ فرمود:

«یا بنیه انا اعطینا اهل البیت سبعا، لم یطعها احدٌ قبلنا، نبینا خیر الانبیاء و هو ابوک و وصینا خیر الاوصیا و هو بعلک و شهید ناخیر الشهدا و هم عم ابیک حمزه و منا من له جناحان خضیبان یطیربهما فی الجنه و هو ابن عمک جعفر و منا سبطا هذه الامه الذی یصلی خلفه عیسی بن مریم ثم ضرب بیده علی منکب الحسین فقال: من هذا ثلاثا.»[1]

یعنی: دخترم! هفت چیز به ما خاندان عطا شده است که به احدی پیش از ما داده نشده، نبی ما بهترین انبیاست که پدر توست و وصی ما بهترین اوصیاست که همسر توست و شهید ما بهترین شهید است که عموی پدر تو حمزه است و آن کس که با دو بال رنگین در بهشت پرواز می‌کند از ماست و او عموزاده تو جعفر است و دو سبط این امت فرزندان تو حسن و حسین از مایند و سوگند به خدایی‌که جز او خدایی نیست مهدی این است که عیسی بن مریم پشت سر او نماز می‌خواند از ماست آنگاه دست بر شانه امام حسین زد و سه بار فرمود: مهدی این است.

2. شیخ صدوق نقل کرده که امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرمودند:

«منا اثنا عشر مهدیا او لهم امیر المؤمنین علی بن ابی‌طالب و آخر هم التاسع من ولدی و هو الامام القائم بالحق یحیی الله به الارض بعد موتها و تظهر به دین الحق علی الدین کله و لو کره المشرکون له غیبه یرتد فیها اقوام و یثبت علی الدین آخرون فیؤذون و یقال لهم متی هذا الوعدان کنتم صادقین اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب کالمجاهد بالسیف بین یدی رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ .»[2]

دوازده نفر مظاهر هدایت از مایند که اول آنان امیرالمؤمنین و آخر آنان، همین فرزند من، امامی است که حق را برپا خواهد داشت. خداوند زمین مرده را به وجود او زنده خواهد فرمود و در پرتو او دین حق را بر همه ادیان، غالب خواهد گردانید هر چند که کفار را خوش نیاید. برای او غیبتی است که اقوامی در آن دوران غیبت از دین برمی‌گردند و گروه‌هایی نیز در ایمان خود ثابت می‌مانند لیکن اینان مورد اذیت و آزار منکرین قرار می‌گیرند و به آنها گفته می‌شود اگر راست می‌گویید پس چه زمانی وعده ظهور، فرا می‌رسد. آگاه باشید کسی که در غیبت ولی عصر بر این آزارها و تکذیب‌ها صبر کند به منزله کسی است که با شمشیر در خدمت رسول الله جهاد کرده باشد.

3. تشیّع، تحقق حکومت واحد جهانی را تحت رهبری امام غائب در آینده، امری ضروری می‌داند چنانکه روایات معتبر زیادی بر این امر دلالت دارند.

«و الذی بعثنی بالحق بشیراً لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد یطول الله ذلک الیوم حتی یخرج منه ولدی المهدی ـ علیه السّلام ـ فینزل الله عیسی بن مریم فیصلی خلفه و تشرق الارض بنور ربها و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب.»[3]

پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: سوگند به آن کسی که مرا برانگیخت تا مژده دهنده اسلام راستین بوده باشم اگر از عمر جهان جز یک روز باقی نمانده باشد خداوند همان یک روز را به اندازه‌ای طولانی گرداند تا فرزندم مهدی خروج کند، پس از خروج عیسی بن مریم به زمین فرود آید و در پشت سر وی نماز گذارد، آنگاه زمین با فروغ پروردگار خویش روشن شود و حکومت جهانی مهدی به شرق و غرب عالم برسد.

نتایج روایت

1ـ ضرورت و قطعیت خروج و ظهور امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ ، لذا پیغمبر یک افق روشن را نشان می‌دهد.

2 ـ گسترش معنویت و رحمت و اشراف نور خدا بر سر جهان حضور پیامبران الهی و بیعت با مهدی ـ علیه السّلام ـ و برچیدن بساط ظلم.

4. امام مهدی (عج) و رشد عقل و اندیشه

قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «اذا قام قائمنا وضع یده علی روءُس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم[4]؛ امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ به هنگام ظهور خویش، نیروهای عقلانی توده را تمرکز می‌دهد و خویهای نیکو و آرزوهای آنان را به کمال می‌رساند.»

یعنی ظهور امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ در نهایت تکامل اندیشه و فکر و اخلاق و صفات روحی انسانها، قرار دارد و نیز در مرحله تکامل تاریخ، در دنباله ناکامی‌ها و شکست‌ها و ستم‌ها و بی‌عدالتی‌ها و فقر و بدبختی و دیکتاتوری و ... بشر قرار گرفته، به تمام آنها پایان می‌دهد و یک زمینه روحی مناسب با قسط و عدل مطلق و صد در صد ایجاد می‌نماید.

5. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «... لا یبقی فی الارض بقعه عبد فیها غیر الله.»[5]

یعنی: در سراسر گیتی سرزمینی نخواهد ماند که در آن غیر خدا پرستش شود.

6. گرفتاری‌ها و قحطی‌ها و بدبختی‌ها و فقر و ناداری‌هایی که در دوران غیبت در گوشه‌ و کنار جهان دیده می‌شود و زیاد در مطبوعات می‌خوانیم که در آفریقا و آمریکای لاتین و ... انسانهایی از گرسنگی جان می‌دهند و اکثر ممالک دنیا با کمبود غذایی مواجهند در دولت مهدی ـ علیه السّلام ـ وجود نخواهد داشت.

قال رسول الله: «یکون فی امتی، المهدی تتنعم امتی فی زمانه نعیماً لم تتنعم مثله قط ... ترسل السماء مدرارا و لم تدخر الارض شیئاً من نبات[6] ؛ مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ در امت من خواهد بود، به هنگام ظهور آن حضرت آسمان، باران فراوان دهد و زمین، هیچ روئیدنی را در دل نگاه نمی‌دارد.»

این حدیث، نشان می‌دهد که در جامعه اسلامی به هنگام ظهور مهدی، وفور نعمت داریم و برکات آسمانها بر اهل زمین فرود آید.

7. حدیثی که نام مهدی در آن است در مورد پیشرفت کشاورزی

قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «یخرج فی آخر امتی المهدی یسقیه الله الغیث و تخرج الارض نباتها و یعطی المال و تکثر الماشیه[7]؛ در آخر زمان مهدی ظهور می‌کند. خداوند زمین را با باران‌ها سودمند، سیراب می‌سازد و زمین، هم نباتات خود را بیرون می‌آورد و دامها زیاد می‌شود.»

8. مهدی و سنت از دیدگاه رسول الله صلی الله علیه و آله

عن جابر قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «من کذب بالمهدی فقد کفر و من کفر ومن کذب بالدّجال فقد کذب[8]؛ هر کس مهدی را تکذیب کند کفر ورزیده و هر کس دجّال را تکذیب کند دروغ گفته است.»

9. مشخصات مهدی (عج)

عن علی ـ علیه السّلام ـ اَنَّه ذکر المهدی و قال: انه من ولد الحسین ـ علیه السّلام ـ و ذکر حیله قال رجل اجلی الجبین اقنی الانف ضحم البطن، اذیل الفخذین ابلج الثنا یا بفخذه الیُمنی شامه.[9]

عن ابی سعید الخدری: قال: قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : المهدی منی، اجلی الجبهه، اقنی الانف یملأ الارض قسط او عدلاً کما ملئت جورا و ظلماً و یملک سبع سنین.[10]

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: مهدی از من است و دارای پیشانی بلندی است و وسط بینی او کمی برآمده است، زمین را از عدل و داد پر می‌کند، هم‌ چنان‌که از ظلم و جور پر شده باشد و دوران حکومت او هفت سال خواهد بود.

عن جابر بن عبدالله انصاری؛ قال:

قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «المهدی من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی اشبه الناس بی خلقاً و خُلقاً یکون له غیبه و حیره یضّل فیها الامم یقبل کالشهاب الثاقب یملاها عدلاً و قسط کما ملئت جوراً و ظلما.»[11]

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «مهدی از فرزندان من است، نامش نام من و کنیه‌اش، کنیه من است، به سیرت و صورت از همه مردم به من شبیه ‌تر است، برای او غیبت و نگرانی است که ملتها در آن گمراه شوند، ناگهان مانند تیر شهاب بیاید و زمین را از عدل و داد پر کند، هم چنان‌که از ظلم و ستم پر شده باشد.

قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «المهدی منا اهل البیت رجل من امتی اشم الانف، یملا الارض عدلاً کما ملئت جورا.»[12]

مهدی از اهل بیت من است. او مردی از امت من است. بین او قلمی و کشیده است، زمین را پر از عدل می‌کند همان طوری که از ستم پر شده است.

10. مهدی مردی با این صفات است.

قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «المهدی رجل ازج ابلج، یحبیء من الحجاز.»[13]

1ـ ابروانی کشیده و بلند؛ 2ـ گشاده‌روی نیکو؛ 3ـ سیاه چشمی درشت و زیبا که از جانب حجاز ظهور می‌کند.

البته احادیث در این مورد بسیار است که به علت ضیق وقت به تمامی آنها نمی‌توان اشاره کرد.

11. روایتی در مورد یاران حضرت مهدی (عج)

معتّب، آزاد شده امام صادق علیه السّلام گفته است: شنیدم مولایم می‌فرماید: رسول الله فرموده است: پیامبری از پیامبران خدا، توسط قومش طرد گردید، او پناهنده به دیلم شد، مردم دیلم او را پناه دادند و یاری نموده و از او درخواست کردند که برای آنان دعا کند که خداوند عددشان را زیاد کند و قدرتشان را افزون فرموده بر دشمن غالب گرداند و زمین شهر آنها را از دستبرد دیگران نگاه دارد، و یجعل فیهم و منهم انصاراً للقائم المهدی من آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و از خدا خواست که در برابر این احسان و عواطف، خداوند در میان آنها و از آنها، یارانی برای قائم آل محمد قرار دهد.[14]

استعانت

در پایان نوشته ناچیز خود در مورد حضرت مهدی آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را با یک سلام به آستان رفیع آن باقیمانده سلسله امامت و ولایت و اداء یک شهادت، نسبت به ساحت قدس آن ولی اعظم الهی و اجداد طاهرین آن حضرت، و در آخر عرض ابتهال و تضرع و درخواست دستگیری و کمک از آن مظهر الطاف و فیض خدایی خاتمه می‌دهم و از تمام عزیزان می‌خواهم که با این عبد ضعیف، هم‌نوا شده و به محضر مبارک امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ خود صمیمانه عرض سلام نمایند و نیز مخلصانه آن شهادت پرافتخار و عقیدتی خود را اداء نموده و در آخر با همه وجود و از اعماق جان خود از آن ولی دوران بخواهند که از آنان دستگیری نموده و مشکلات معنوی و مادی آنان و همه جوامع اسلامی را رفع بفرماید.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

[1] . مجالس السنیه، ج5، ص523 نقل از غیبت شیخ طوسی.

[2] . اکمال الدین؛ ص317.

[3] . اکمال الدین، ص163.

[4] . بحارالانوار، ج52، ص336.

[5] . اکمال الدین، باب33، حدیث31.

[6] . الزام الناصب، 163.

[7] . بحارالانوار، ج52، ص316 و 315.

[8] . مقدمه ابن خلدون، ص321.

[9] . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص93.

[10] . سنن، ابی داود، ج4، ص152؛ طبع مصر، به نقل از احقاق الحق، ج13، ص132.

[11] . فرائد السمطین؛ به نقل از احقاق الحق، ج13، ص154.

[12] . بحار الانوار، ج51، ص80.

[13] . معجم الاحادیث، امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ ، ج1، ص164.

[14] . دلائل الامامه طبری، ص238.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مهدی در روایات




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۱

عقیده به منجى بزرگ، یک عقیده عمومى ومشترک است واختصاص به یک قوم وملت و دین ندارد. ادیان و مذاهب گوناگون که در جهان حکومت می کنند، عمومأ ظهور او را خبر داد ه اند، اگر چه در اسم او اختلاف دارند.


انتظار فرج و اعتقاد به موعود یک اشتیاق و میل باطنى است، اسلام و ادیان دیگر نیز با وعده ظهور منجى بزرگ این خواسته و شوق درونى را بى پاسخ نگذاشته و این خواسته نیز مانند دیگر خواسته ها در شرایط گوناگون، کم و زیاد و شدت و ضعف پیدا می کند. آشفتگى اوضاع و نا امنى حاصل از آن وفشار وتبعیض و ستم در جامعه، عقیده به ظهور منجى بزرگ را تشدید مى نماید.

آن چنان این شوق دیرینه وانتظار در لحظات فشار واختناق، تبدیل به التهاب سوزان و نیاز شدید مى شود، و خرمن اشتیاق توده ها را براى ظهور واپسین منجى ومهدى موعود شعله ور مى سازدکه افراد فرصت طلب، از پریشانى توده ها سوء استفاده کرده و به دروغ ادعاى مهدویت مى نمایند. لذا در هر زمانى که فشارها ومحرومیت هاى اجتماعى، سیاسى واقتصادى وغیر آن بالا مى رود، جاذبه ووسوسه رهبرى نیز افراد بسیارى را به خود مشغول مى دارد وچه بسا افرادى که جان خویش را بر سرِ این سودا مى نهند.


البته این شرایط ممکن است باعث بالا رفتن تب منجى پرستى در جامعه بشود وافرادى هم از این فرصت سوء استفاده کرده، ادعاى مهدویت بنمایند، ولى این موضوع هرگز به اصالت این عقیده لطمه نمى زند. پس اصالت مسأله مهدى وجهانى بودن آن روشن مى شود ومعلوم می گردد که این عقیده اختصاص به مسلمانان ندارد، بلکه پیروان همه ادیان در انتظار چنین مصلح جهانى به سر مى برند.


این اعتقاد و اشتیاق در میان یهود و نصارى، آن چنان اصیل و ریشه دار است که در طول تاریخ این دو ملت، مدعیان شگفتى را پدید آورده است و افراد بسیارى خود را به دروغ، مسیح موعود معرفى کرد ه اند، چنان که قاموس کتاب مقدس درباره شماره مدعیان دروغین مسیح موعودمی نویسد:
24 نفر مسیحیان دروغگو در میان بنى اسرائیل ظاهرگشته که مشهور ومعروف ترین آن ها برکوکبه است که در اوائل قرن ثانى مى زیست و آن دجال معروف ادعا مى نمودکه رأس و رئیس وپادشاه قوم یهود است . ودر قرن دوازدهم حدود ده نفر مسیحیان دروغگو ظاهرگردیده، جمعى را به خودگروانیده. این مطلب اسباب فتنه وجنگ شده، جمع کثیرى نیز در آن معرکه طعمه شمشیرگردیدند. (1)
علامه طباطبایى(ع) می نویسد: بشراز روزى که روى زمین سکنى گزیده، نوشته درآرزوى یک زندگی اجتماعى مقرون به سعادت مى باشد و به امید رسیدن چنین روزى قدم برمى دارد واگراین خواسته تحقق خارجى نداشت، هرگز چنین آرزو وامیدى در نهاد وى نقش نمى بست چنان چه اگر غذایى نبود، گرسنگى نبود،اگرآبى نبود، تشنگى تحقق نمى یافت و...آزاین روى، به حکم ضرورت،آَینده جهان روزى را در بر خواهد داشت که آَن روز جامعه بشرى پراز عدل وداد شده وبا صلح وصفا زندگى خواهند کرد وافرادانسانى غرق فضیلت وکمال مى شوند. والبته استقرار چنین وضعى به دست خودانسان خواهد بود ورهبر چنین جامع اى، منجى جهان بشرى و به لسان روایات مهدى خواهد بود.(2)
بنابراین،اعتقاد به مهدى تنها یک باوراسلامى نیست ورنگ خاص دینى ندارد، بلکه عنوانی است براى خواسته ها وارزوهاى همه انسان ها با کیش ها و مذاهب گوناگون.

 

  1- قاموس کتاب مقدس چاپ بیروت ص 808.
2- شیعه دراسلام علامه طباطبایی ص 220





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت عام




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۳

عمیره بنت نفیل از حضرت امام حسن یا از حضرت امام حسین علیهماالسلام نقل کرده است که فرمودند
قالت سمعت الحسن (الحسین ) بن على سلام الله علیهما یقول لا یکون الامر الذى تنظرون (امر ظهور) حتى یبراء بعضکم من بعض و یتفل بعضکم فى وجوه بعض و یشهد بعضکم على بعض بالکفر و یلعن بعضکم بعضا فقلت له ما فى ذلک الزمان من خیر فقال الحسین علیه السّلام الخیر کله فى ذلک الزمان یقوم قائمنا و یدفع ذلک کله . (1)
امرى که (به آن ) چشم دوختید (ظهور مهدى ما(محقق نخواهد شد مگر بعد از به وجود آمدن نشانه هاى زیر:
1- بیزارى جستن مؤ من و مسلمان از برادر خویش .
2- آب دهان به صورت یکدیگر مى اندازند.
3- بعضى شهادت بر کفر بعضى دیگر مى دهند.
4- بعضى از مسلمانان دیگرى را لعن مى کنند.
مى گوید عرض کردم : پس خیرى در این زمان نخواهد بود؟ فرمودند: این طور نیست ، تمام خیرات و خوبیها در این زمان است ؛ چون قائم ما قیام مى کند و تمام صفات مذمومه ذکر شده را از بین مى برد فضل بن شاذان از عمار یاسر نقل مى کند که فرمودند:
دعوة اهل بیت نبیکم فى آخر الزمان فالزموا الارض و کفوا حتى تروا قادتها فاذا خالف الترک الروم و کثرت الحروب فى الارض ینادى مناد على سور دمشق ویل لازم من شر قد اقترب و یخرب حائط مسجدها (2)
دعوت اهل بیت پیامبر شما در آخرالزمان است . ملازم خانه هاى خود باشید و از جاى خود حرکت نکنید و صبر پیشه سازید تا اینکه رهبر قیام را ببیند. پس ، هرگاه ترکها با رومیها درگیر شوند و جنگ و خونریزى در زمین بالا گیرد منادى بر دروازه دمشق فریاد خواهد زد که واى از شرى که نزدیک شده است ، و نیز دیوار مسجد دمشق فرو ریزد.
شیخ الطائفه )طوسى ) در کتاب غیبتش از سیعد بن جبیر نقل فرموده است :
السنة التى یقوم فیها المهدى تمطر اربعا و عشرین مطرة یرى آثرها و برکتها (3)
در آن سالى که حضرت مهدى ارواحنا له الفداء قیام مى کنند بیست و چهار ساعت باران مى بارد و آثار و برکات آن بارانها دیده مى شود.
محمد بن بشر از جناب محمد حنیفه نقل مى کند که فرمودند:
قلت له قد طال هذا الامر حتى متى ؟ (قال ) فحرک راءسه ثم قال انى یکون ذلک ولم یعض الزمان یکون ذلک ولم یجفوا الاخوان انى یکون ذلک ولم یظلم السلطان انى یکون ذلک ولم یقم الزندیق من قزوین فیهتک ستورها و یکفر صدورها و یغیر سورها و یذهب بهجتها من فرمنه ادرکه و من حاربه قتله و من اعتزله افتقر و من تابعه کفر حتى یقوم باکیان باک یبکى على دینه و باک یبکى على دنیاه . (4)
به آن حضرت عرض کردم که قیام و دولت شما طول کشیده است . این امر کسى خواهد شد؟ پس ، سر مبارک را تکان داده ، فرمودند: هنوز اوضاع جهان دگرگون نشده و برادر درباره برادر جفا نکرده است . کجاست آن قیام و حال آنکه سلطان درباره رعیت ظلم نکرده است . کجاست آن حکومت و حال آنکه زندیقى از قزوین حرکت نکرده است که پرده هاى عصمت را بدرد و قلبها را انباشته از کفر کند، دیوارهاى آن را تغییر دهد و طراوت و بهجت آن را از بین ببرد؟ کسى که از او فرار کند او را مى گیرد و هر کسى با او بجنگد او را مى کشد و کسى که خانه نشینى اختیار کند فقر او را فرا مى گیرد و آن کسى که از او متابعت نماید کافر مى شود. سرانجام کار به جایى مى رسد که با یک چشم بر دنیاى خود گریه کند و با چشم دیگر بر آخرت (کنایه است از کسى که بر دین و دیگرى که بر دنیاى خود خواهد گریست و ممکن است اشاره به قیام رضان و جنایات او باشد(
محمد بن مسلم خبر مى دهد که :
ینادى مناد من السماء باسم القائم فیسمع ما بین المشرق الى المغرب فلایبقى راقد الا قام و لا قائم الا قعد و لا قاعد الا قام على رجلیه من ذلک الصوت و هو صوت جبرئیل علیه السّلام الروح الامین . (5)
منادى ، حضرت قائم آل محمد (ارواحنا له الفداء) را به اسم صدا مى زند و معرفى مى کند و همه مردم روى زمین از مشرق تا مغرب و آنچه بین ایندوست این صدا را مى شنوند. آنهایى که خواب هستند بیدار مى شوند و مى ایستند و آن دسته اى که ایستاده اند مى نشینند؛ افرادى که نشسته اند از هیبت این صدا بر مى خیزند و مى ایستند و این صداى جبرئیل روح الامین علیه السّلام است .

وبلاگ مهدی طاووس اهل جنت - www.tavoosejannat.blogfa.com


سید بن طاوس اعلى الله مقامه در کتاب خود به یکى از نشانه هاى ظهور حضرت بقیة الله روحى له الفداء تحت عنوان ستاره دنباله دار اما پرفروغ چنین اشاره فرموده اند:
یطلع نجم من المشرق قبل خروج المهدى له ذنب یضى ء لاهل الارض کاءضاءة القمر لیلة البدر (6)
قبل از خروج حضرت مهدى علیه السّلام ستاره دنباله دار طالع مى شود که تمام ساکنان کره زمین از نور استفاده مى کنند، مانند ماه شب چهارده که جهان را غرق در نور مى سازد. این ستاره قبل از ظهور چنین است . (7)
سید بن طاوس اعلى الله مقامه از ابن شهر آشوب در ارتباط با ایوان کسرى روایتى نقل مى کند که مشروح آن به خاطر اهمیت فوق العاده اش در اختیار خوانندگان عزیز قرار مى گیرد. امید است براى همه ما در تحکیم عقائدمان مؤ ثر باشد. البته به گفته سید بن طاوس ابن شهر آشوب این مطلب را در باب امامت حضرت قائم روحى له الفداء نقل فرموده است (در جلد هشتم از مناقب) محمد بن على نوشجانى خبر داده است که :
اخبر یزجرد بیوم القادسیه و انجلائها عن خمسین الف قتیل من الفرس فخرج یزدجرها ربا فى اهل بیته فوقف بباب الایوان فقال السلام علیک ایها الایوان ها انا ذا منصرف عنک و راجع الیک انا او رجل من ولدى لم یدن زمانه ولا آن اوانه قال سلیمان الدیلمى فساءلت الصادق علیه السّلام عن معنى قوله او رجل من ولدى قال ذلک قائمکم السادس من ولدى وقد ولده یزجرد ابن شهریار من قبل ام على بن الحسین علیه السّلام شهر بانو بنت یزجرد فهو ولده من الحسین علیه السّلام و فى هذا الحدیث آیات منها ان الصادق علیه السّلام اخبر ان القائم هو السادس من ولده کما جرت الحال علیه فلا بد ان یکون علم ذلک من جانب الله و عن آبائه الطاهرین والا کیف کان یعلم انه یکون له عقب متصل الى السادس من ولده و منها تصدق النقل لما تجدد للسادس من ولده علیه السّلام من اعتقاد انه القائم ولم یعتقد ذلک فى احد من آبائه قبله و منها بقاء الایوان الى الان وقد هدم جمیع دور کسرى و آثارها و منها معرفة کسرى بطریق النجوم او غیرها تحدید ذلک و تصدیق اهل بیت النبوة فى اعتقادهم ولله الحجة البالغة . (8)
یزدجرد پادشاه ایران در شکست با مسلمانان و کشته شدن پنجاه هزار سرباز ایرانى که منجر به گریختن یزدجرد و خانواده اش شد، مى گوید: پس یزدجرد در حالى که خودش و اهل بیتش فرار مى کردند آمد در ایوان پادشاهى مدائن ایستاد و گفت : سلام بر تو اى ایوان پادشاهى من ! اکنون من ناگزیرم که از تو جدا بشوم و بروم ، اما طولى نمى کشد که به سوى تو باز مى گردم : یا خود من یا یکى از فرزندان من . سلیمان دیلمى مى گوید از امام صادق علیه السّلام پرسیدم : معنى کلام یزدجرد (یا خود من یا یکى از فرزندان من ) چیست ؟ حضرت فرمودند: این مردى از فرزندان من است و او قائم شماست که ششمین فرزند من است که از طرف مادر فرزند یزدجرد است ؛ (چون ) حضرت على بن الحسین علیهماالسلام نوه یزدجرد بوده و شهربانو دختر یزدجرد همسر حضرت امام حسین علیه السّلام است (بنابراین ، حضرت بقیة الله روحى له الفداء از طرف مادر نوه یزدجرد مى شود). مرحوم سید بن طاوس مى فرماید: در این روایت آیاتى از قدرت خداوند است :
1- اینکه حضرت امام صادق علیه السّلام خبر داده که حضرت قائم فرزند ششم آن حضرت است لابد از طرف خداوند یا آباء گرامى اش به او گفته شده که حضرت قائم فرزند ششم شماست ، والا از کجا مى دانسته که از اعقاب او مردى به وجود مى آید که نامش قائم است ؟
2- از آیات قدرت خداوند اینکه تمام کاخها و قصرها و خانه هاى کسرى ویران شده است فقط ایوان مانده است تا الان ، آن هم ایوانى با آن ارتفاع که میان زمین و آسمان مانده است .
3- خبر داشتن کسرى از طریق علم نجوم یا غیره از اینکه در آینده فرزندى از او به وجود مى آید و برمى گردد به سمت ایوان مدائن (اتفاقا مرکز سلطنت حضرت مهدى روحى له الفداء در عراق - مسجد سهله - خواهد بود(
4- دیگر اینکه ممکن است عالم غیب ناخودآگاه بر زبان یزدجرد جارى کرده باشد که در آینده چنین خواهد شد. به هر حال ، حجتهاى خداوند باید بر بندگانش به صورتهاى مختلف تمام بشود تا راه بهانه اى براى کسى نماند.

پی نوشتها:

1- غیبت نعمانى ، ص 206.
2- غیبت طوسى ، ص 268.
3- همان ماءخذ، ص 269.
4- همان ماءخذ، ص 269.
5- همان ماءخذ، ص 274.
6- الملاحم و الفتن ، ص 46.
7- در سال تالیف این کتاب ستاره مذکور در کره زمین دیده شد، حتى با چشمهاى غیر مسطح .
8- الملاحم و الفتن ، ص 200

منبع: کتاب نشانه هاى ظهور
 





کلمات کلیدی :نشانه هاى ظهور و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :کتب مهدوی




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۸

نقش انقلاب اسلامی در تسریع ظهور امام مهدی (عج)

انقلاب ما در راه آن هدفى که امام زمان (عج)براى تأمین آن هدف مبعوث می شود و ظاهر مى‏شود یک مقدمه‏ى لازم و یک گام بزرگ بوده . ما اگر این گام بزرگ را برنمى‏داشتیم، یقینا ظهور ولى ‏عصر ( صلوات الله علیه و عجل الله تعالى فرجه الشریف)...

بیانات مقام معظم رهبری :

انقلاب ایران، امتداد حرکت انبیاء و مقدمه‏ى ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
انقلاب ما در راه آن هدفى که امام زمان براى تأمین آن هدف مبعوث مى‏شود و ظاهر مى‏شود یک مقدمه‏ى لازم و یک گام بزرگ بوده . ما اگر این گام بزرگ را برنمى‏داشتیم، یقینا ظهور ولى‏عصر ( صلوات الله علیه و عجل الله تعالى فرجه الشریف ) به عقب مى‏افتاد. شما مردم ایران و شما مادران شهید داده و پدران داغدار و افرادى که در طول این مبارزه زحمت کشیدید بدانید ؛ و شما اى امام بزرگوار امت بدانید (که بهتر از همه‏ى ما مى‏دانید) شما موجب پیشرفت حرکت انسانیت به سوى سرمنزل تاریخ و موجب تسریع در ظهور ولى‏ عصر ( صلوات الله علیه ) شدید. شما یک قدم این بار را به منزل نزدیکتر کردید. با این انقلاب که مانع را که همان دستگاه و نظام پلید ظلم در این گوشه‏ى دنیا بود و سرطان بسیار خطرناک و موذى و آزاردهنده‏اى بود این را کندید و قلع و قمع کردید. (1)

جمهورى اسلامى ، نمونه‏ى کوچک از حکومت جهانى مهدوى
جمهورى اسلامى نتیجه‏ى برداشت صحیح از اعتقاد به امام زمان و الگوى کوچکى براى آن حکومت عظیم جهانى است. (2)

انقلاب اسلامى ، از بین برنده‏ى مفهوم انتظار مخرب
کسانى که مغرض و یا نادان بودند، این طور به مردم یاد داده بودند که انتظار، یعنى این که شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحى دست بکشید و منتظر بمانید تا صاحب عصر و زمان خودش بیاید و اوضاع را اصلاح کند و مفاسد را برطرف نماید! انقلاب، این منطق و معناى غلط و برداشت باطل را، یا کمرنگ کرد و یا از بین برد. (3)

انقلاب اسلامى ، نمونه‏ى کوچکى از انقلاب مهدوى
همه‏ى خصوصیاتى که در ظهور مهدى (علیه‏السلام) هست در یک مقیاس کوچک در انقلاب اسلامى ملت ایران هم هست. در آنجا هم مخاطب حضرت بقیت الله همه‏ى مردم عالمند؛ یعنى در آن لحظه‏اى که به خانه‏ى کعبه پشت مى‏دهد و تکیه مى‏کند و دعوت خود را با صداى بلند فریاد مى‏کند، صدا مى‏زند «یا اهل العالم» . انقلاب اسلامى ما هم، از آغاز اعلام کرد که مخصوص یک ملت و یک قوم و یک کشور نیست، همچنانى که آن بزرگوار با همه‏ى قدرت‏هاى بزرگ جهان ستیزه مى‏کند و در مى‏افتد، انقلاب ما هم با دست خالى و فقط با تکیه به نیروى ایمان با همه‏ى قدرت‏هاى عظیم جهانى مقابل شد. همان طورى که ظهور حضرت مهدى هم حساب‏هاى مادى و معمولى را به هم مى‏ریزد، انقلاب ما هم همه‏ى حساب‏ها را به هم ریخت. (4)
هم‏نوایى شعارهاى انقلاب اسلامى با انقلاب امام عصر(عج)
شعارهایى که امام زمان (عجل الله تعالى فرجه ) بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد کرد ، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى یک کشور و یک دولت است . این خودش یک گام بسیار بلندى به سوى اهداف امام زمان است .(5)

انقلاب اسلامى ، مقدمه‏ى پیدایش حکومت فراگیر مهدوى
سال‏ها ما کوشش مى‏کردیم تا به مردم تفهیم کنیم حضرت مهدى(عج) در یک زمینه‏ى مساعد و مناسبى ظهور خواهد کرد نه در یک زمینه‏ى نامساعد؛ اما کسانى بودند که در آن زمان فکر مى‏کردند دنیا باید پر از ظلم و جور شود تا اینکه حضرت مهدى (عج) بیاید. در حالى که ما مى‏گفتیم چون حکومت حضرت مهدى (عج) یک حکومت اسلامى صددرصد مى‏باشد، قبل از این صددرصد مى‏بایستى ده‏درصد، بیست‏درصد، سى‏درصد، هفتاددرصد، نوددرصد بوجود بیاید تا اینکه به آن صددرصد برسیم و لذا شما الان مى‏بینید حکومت ما چند درصد حکومت اسلامى است. هر چه هست به همین ترتیب پیش خواهد رفت تا اینکه حکومت مهدى (عج) برسد؛ که آن حکومت صددرصد اسلامى است، آن هم نه فقط در این نقطه از عالم بلکه در همه جا. (6)

انقلاب اسلامى ، ترجمان انتظار واقعى
امروز با انقلاب اسلامى ما که در خط ایجاد عدالت در سطح جهان است انقلاب حضرت مهدى ( ارواحنا فداه ) یک گام بزرگ به هدف خود نزدیک شد. نه فقط بوجود آمدن حکومت اسلامى آن عاقبت موعود را به عقب نمى‏اندازد بلکه آن را تسریع هم مى‏کند و این است معناى انتظار . (7)

انقلاب اسلامى ، راهى به سوى ظهور امام عصر(عج)
این راه گر چه کوتاه مدت نیست، اما همان راهى است که بالاخره به نجات بشریت منتهى خواهد شد. همان راهى است که ان‏شاءالله زمینه‏هاى ظهور مهدى موعود (صلوات الله علیه و عجل الله فرجه ) را فراهم خواهد کرد. (8)

هدایت امام عصر (عج) ، شرط موفقیت ما در احیاى تمدن اسلامى
با ملتى که ایستاده و به نیروى خود تکیه کرده است ، هیچ کارى نمى‏توانند بکنند. همه‏ى راه‏ها به روى آن‏ها بسته است. اگر سخت‏گیرى کنند، آن‏ها ضرر مى‏کنند. اگر فشار وارد بیاورند، آن‏ها ضرر مى‏کنند. اگر حمله کنند، آن‏ها ضرر مى‏کنند؛ چون جوهر ایستادگى و مقاومت در یک ملت ، جوهر نفیس و گران‏قدرى است. با همین جوهر است که ملت ایران به فضل پروردگار ، با هدایت الهى با کمک‏هاى معنوى غیبى و با ادعیه‏ى زاکیه و هدایت‏هاى معنوى ولى الله الاعظم ( ارواحنا فداه ) خواهد توانست تمدن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند کند و کاخ باعظمت تمدن اسلامى را برافراشته نماید. این ، آینده‏ى قطعى شماست. جوانان، خودشان را براى این حرکت عظیم آماده کنند. نیروهاى مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند. (9)

حکومت مهدوى ، الگوى حرکت انقلاب
به آینده‏ى روشن بشریت اعتقاد داریم و ویژگى‏هاى اجمالى این حکومت نیز براى ما به وضوح روشن است. با برخوردارى از این شناخت است که ما خود را براى تحقق آن آماده مى‏سازیم و اعتقاد داریم که باید حرکتمان با الهام از این الگوى ارزنده در جهت تشکیل و تحقق آن باشد. (10)

حکومت امام عصر )عج( ، معیار عملى جمهورى اسلامى
در نظام اسلامى که مظهر کامل آن، حکومت حضرت بقیت الله (ارواحنا فداه) است، فریب و حیله‏گرى براى جلب آراء مردم، خودش جرم است. استفاده از قدرت براى به دست آوردن پول، یکى از بزرگترین جرایم است. آن جا یاران حضرت مهدى موظفند در سطوح پایین زندگى کنند. نظام اسلامى ما پرتو کوچکى از آن حقیقتى درخشان است. ما هرگز این ادعا را نکردیم و نمى‏کنیم ؛ اما باید نشانه‏اى از او داشته باشیم. در نظام اسلامى ، مراکز قدرت و کسانى که دستگاه‏هاى مختلف و مدیریت‏ها و امضاءها را در اختیار دارند، باید به جمع ثروت شخصى براى خود، به عنوان یک گناه نگاه کنند... . اگر خداى نکرده چنین چیزى براى ملت ما رواج پیدا کند، یک فاجعه است. این چیزى است که با نظام اسلامى و با انتظار مهدى موعود کاملا منافات دارد.(11)

خدمت به انقلاب، مصداق انتظار ظهور
هر قدمى که در راه استوارى این انقلاب اسلامى برمى‏دارید یک قدم به ظهور مهدى نزدیک‏تر مى‏شوید. (12).

پی نوشت ها :

1- در مکتب جمعه ، صص 202 و 201، 59/4/6
2- خطبه‏هاى نماز جمعه، رسالت 67/1/12
3- سخنرانى در دیدار با اقشار مختلف مردم و میهمانان داخلى و خارجى شرکت کننده در سمینار » تبیین حکم تاریخى حضرت امام خمینى (ره) « ، در سالروز میلاد امام عصر (عج) ، 69/12/11
4- در مکتب جمعه، ص 250، 60/3/29
5- در سالروز میلاد خجسته امام زمان (عج)، 79/8/22
6- مصاحبه‏ها، ص 223، 1360ش
7- در مکتب جمعه ، ص 250، 60/3/29
8- در سالروز عید سعید غدیر خم ، 79/12/24
9- در دیدار ایثارگران ، در سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامى ، 76/5/29
10- خطبه‏هاى نماز جمعه تهران، رسالت 66/1/21
11- در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلاى تهران ، 81/7/30
12- در مکتب جمعه، ص 251، 60/3/29


منبع :http://khamenei.ir





کلمات کلیدی :مهدویت در کلام مقام معظم رهبری و کلمات کلیدی :عصر ظهور و کلمات کلیدی :مهدی




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۸

قیام و انقلاب جهانی امام زمان حضرت مهدی علیه السلام به حدی گسترده و فراگیر است که قلمرو یارگیری او، اقوام گذشته، حال و آینده و موجودات آسمانی، فرشتگان و ملائک را در بر می گیرد و هر کدام از این ها در سلکِ سرباز و کارگزارِ لشکر مهدی علیه السلام انجام وظیفه می کنند...


 

مقدمه
انسان ها طبق میل و گرایش فطری خویش، در انتظار روزی بسر می برند که یک انسان عرشی پا بر فرش گذاشته و به یک باره بساط ظلم و ستم، کفر و نفاق، حیله و تزویر و تبعیض و نابرابری را برچیند و سراسر جهان را پر از عدل و داد، برابری و مساوات و راستی و درستی کند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:.».. فَیمْلَأُ الْاَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً؛ (1) پس [حضرت مهدی علیه السلام] زمین را پر از عدل و داد می کند آن گونه که از ستم و بیداد پر شده است.»
بدیهی است برای تحقق حکومت جهانی و تحقق عدالتِ فراگیر و همه جانبه در سراسر گیتی، وجود یک رهبر آسمانی با صفات و شاخصه های عرشی و یارانی باصلابت، سترگ و باایمان، ضروری است.

تنوع یاران
قیام و انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام به حدی گسترده و فراگیر است که قلمرو یارگیری او، اقوام گذشته، حال و آینده و موجودات آسمانی، فرشتگان و ملائک را در بر می گیرد و هر کدام از این ها در سلکِ سرباز و کارگزارِ لشکر مهدی علیه السلام انجام وظیفه می کنند.

1 - فرشتگان
امام باقرعلیه السلام فرمود:.».. نَزَلَ اِلَیهِ جِبْرائیلُ وَ میکائیلُ وَالْمَلائِکَةُ صُفُوفاً، فَیقُولُ جِبْرائیلُ: یا سَیدی قَوْلُکَ مَقْبُولٌ وَاَمْرُکَ جائِزٌ...؛ (2)
جبرائیل، میکائیل و فرشتگان در حالی که صف کشیده اند، بر او (امام زمان علیه السلام) فرود می آیند. جبرائیل می گوید: ای سرور من، فرمان تو مطاع و امر تو نافذ است....»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «فَیقُولُ جِبرائیلُ: اَنَا اَوَّلُ مَنْ یبایعُکَ. اُبْسُطْ یدَکَ فَیمْسَحُ عَلی یدِهِ؛ (3)
پس جبرائیل می گوید: من نخستین کسی هستم که با تو بیعت می کنم، دستت را بده. پس خود را به دست مبارک او می کشد.»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «کَاَنّی بِالْقائِمِ عَلی نَجَفِ الْکُوفَةِ، وَقَدْ سارَ اِلَیها مِنْ مَکَّةَ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنْ الْمَلاَئِکَةِ: جِبْرائیلُ عَنْ یمینِهِ، وَمیکائیلُ عَنْ یسارِهِ...؛ (4)
گوئی قائم علیه السلام را در نجف کوفه می بینم که با پنج هزار فرشته از مکّه به سوی نجف شتافته، جبرائیل از سمتِ راست و میکائیل از سمتِ چپ اوست....»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «لَوْ قَدْ خَرَجَ قائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ، لَنَصَرَهُ اللَّهُ بِالْمَلائِکَةِ الُمُسَوَّمینَ وَالْمُرْدَفینَ والْمُنْزَلینَ وَالْکَرُّوبینَ. یکُونُ جِبْرائیلُ عَلی مَقْدَمَتِهِ وَمیکائیلُ عَلی ساقَتِهِ، وَاِسْرافیلُ عَنْ یسارِهِ؛ (5) زمانی که قائم آل محمد ظهور کند، خداوند او را با فرشتگانِ نشاندار (ویژه) و به صف درآمده و فرستاده شده و مقرب یاری می کند. جبرائیل در پیشاپیش او و میکائیل از پشت سر او و اسرافیل از طرف چپ او خواهد آمد.»


خورشید جمالت چو از پرده درآید // شرمنده ز انوار تو شمس و قمر آید
دنیا شود از پرتو نور تو درخشان // آن موکب شاهانه چو با کرّ و فرآید
عیسی بزمین آید و بیعت بنماید // یاران تو با نیروی فتح و ظفر آید
جبریل چو نازل شود آن دم به حضورت // فوج ملکوتی زپی یکدگر آید
یارب تو بده خاتمه این غیبت کبری // سلطان جهان حجت اثناعشر آید (6)


2 - اجنّه و پریان
امام صادق علیه السلام فرمود: «یسْنِدُ الْقائِمُ ظَهْرَهُ اِلَی الْحَرَمِ، وَیمُدُّ یدَهُ اِلَی البَیعَةِ فَتُری بَیضاءَ مِنْ غَیرِ سُوءٍ لَدی طُلُوعِ الشَّمْسِ، وَیقُولُ: هذِهِ یدُ اللَّهِ وَعِن اللَّهِ وَبِاَمْرِ اللَّهِ، ثُمَّ یتْلُو الْآیةَ: «اِنَّ الَّذینَ یبایعُونَکَ اِنَّما یبایعُونَ اللَّهَ، یدُ اللَّهِ فَوقَ اَیدیهِمْ، فَمَنْ نَکَثَ فَاِنَّما ینْکُثُ عَلی نَفْسِهِ» فَیکُونُ اَوَّلُ مَنْ یبایعُهُ جِبْرائیلُ، ثُمَّ الْمَلائِکَةُ وَنُجَباءُ الْجِنِّ، ثُمَّ نُقَباؤُهُ وَاَصْحابُهُ؛ (7)
قائم علیه السلام به هنگام ظهور پشتش را به حرم (کعبه) تکیه دهد و دستش را برای [پذیرش] بیعت دراز کند، دست او سفید غیرزننده دیده می شود و می فرماید: این دست خداست، از سوی خداست و به فرمان خداست. سپس این آیه را تلاوت می کند: «بیگمان کسانی که با تو بیعت می کنند، [در واقع] با خداوند بیعت می کنند، دست خداوند برفراز دست ایشان است؛ پس هر کس که پیمان شکند، همانا به زیان خویش پیمان شکسته است» پس نخستین کسی که با او بیعت کند، جبرائیل است، آن گاه فرشتگان، سپس بزرگان جن، آنگاه نزدیکان و یاران آن حضرت.»

3 - انبیاءعلیهم السلام و اولیاءعلیهم السلام:
در ابتدای قیام جهانی، بعضی از انبیاءعلیهم السلام و اولیای الهی علیهم السلام برای سهیم شدن و مشارکت کردن در استقرار عدالت جهانی، رجعت می نمایند و خود را برای یاری رساندن به حضرت مهدی علیه السلام آماده می کنند. در ذیل به بعضی از موارد که در روایات تصریح شده است، اشاره می شود.

الف: حضرت عیسی علیه السلام
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «فَیلْتَفِتُ الْمَهْدِی وَقَدْ نَزَلَ عیسی عِنْدَ الْمَنارَةِ البَیضاءِ مِنَ الْقُدْسِ... فَیقُولُ الْمَهْدی تَقَدَّمْ صَلِّ بِالنَّاسِ فَیقُولُ: اِنَّما اُقیمَتِ الصَّلاةُ لَکَ فَیصَلّی عیسی خَلْفَهُ وَیبایعُهُ وَیقُولُ: اِنَّما بَعِثْتُ وَزیراً، وَلَمْ اُبْعَثْ اَمیراً؛ (8) مهدی علیه السلام متوجه می شود که عیسی علیه السلام در قدس در نزدیکی مناره سفید فرود آمده است... پس مهدی علیه السلام می گوید: جلو بایست و با مردم نماز بخوان، سپس عیسی علیه السلام می گوید: نماز برای تو اقامه شده است. پس عیسی علیه السلام پشت سر او نماز می خواند و با او بیعت می کند و می گوید: من به عنوان وزیر برانگیخته شده ام نه به عنوان امیر [و امام] .»
امام صادق علیه السلام فرمود: «یعُودُ القائِمُ اِلَی الْقُدْسِ وَیصَلّی بِالنَّاسِ اِمَاماً، حَتّی اِذا کانَ یوْمَ الْجُمُعَةِ وَاُقیمَتِ الصَّلاةُ، ینْزِلُ - یعْنی عیسی علیه السلام - وَمَعَهُ سَبْعُونَ اَلْفاً مِنَ الْمُلائِکَةِ، وَهُوَ بِعَمَّامَةٍ خَضْراءَ، مَتَقَلِّدٌ بِسَیفٍ، عَلی فَرَسٍ وَبِیدِهِ حَرْبَةٌ...؛ (9)
قائم علیه السلام به قدس برمی گردد و [چند روزی] با مردم نماز می خواند، چون روز جمعه فرا رسد و نماز به پا شود، عیسی علیه السلام با هفتاد هزار فرشته، در حالی که عمامه سبزی به سر دارد و شمشیرش را حمایل کرده، سوار بر اسب و با سلاحی در دست فرود می آید.»

ب: حضرت موسی علیه السلام
امام صادق علیه السلام فرمود: «اِذا ظَهَرَ الْقائِمُ مِنْ ظَهْرِ هذَا الْبَیتِ بَعَثَ اللَّهُ مَعَهُ سَبْعَةَ وَعِشْرینَ رَجُلاً مِنْهُمْ اَرْبَعَةَ عَشَرَ مِنْ قَوْمِ مُوسی علیه السلام... وَیوشَعُ بْنُ نُونٍ و... وَمُوسی علیه السلام؛ (10)
هرگاه حضرت مهدی علیه السلام از پشت این خانه (کعبه) ظهور کند، خداوند بیست و هفت نفر از مردان (یاران مهدی علیه السلام) را برمی انگیزد که از آنان، چهارده نفر از قوم موسی علیه السلام... و یوشع بن نون... و حضرت موسی علیه السلام هستند.»

ج: حضرت خضر علیه السلام
یکی از یاران خاصِ امام زمان علیه السلام در هنگام قیام و حکومت جهانی، حضرت خضرعلیه السلام است که در قالبِ سربازی فداکار در پیشاپیش مولا و رهبر خود، حضرت مهدی علیه السلام، جان فشانی می کند.
امام صادق علیه السلام فرمود: «یمْشی الْخِضْرُ بَینَ یدَیهِ وَیقْفُو اَثَرَ رَسُولِ اللَّهِ... لَهُ مَلَکٌ یسَدِّدُهُ مِنْ حَیثُ لا یراهُ...؛ (11)
خضرعلیه السلام در پیشاپیش او (حضرت مهدی علیه السلام) حرکت می کند و او از روش پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پیروی می کند... برای او فرشته ای است که او را یاری می کند از جائی که او را نمی بیند.»
امام رضاعلیه السلام فرمود: «اِنَّ الْخِضْرَ شَرِبَ مِنْ ماءِ الحَیاةِ، فَهُوَ حَی لا یمُوتُ حَتّی ینْفَخَ فِی الصُّورِ... وَسَیؤَنِّسُ اللَّهُ بِهِ وَحْشَةَ قائِمِنا فی غَیبَتِهِ؛ (12)
حضرت خضرعلیه السلام از آب حیات نوشید، پس او تا زمانی که در صور دمیده شود، زنده است و نخواهد مُرد... خداوند به وسیله او وحشت قائم ما را در زمان غیبتش به اُنس مبدّل می سازد.»

4 - مؤمنان:
امام علی علیه السلام فرمود: «اِذا قامَ تَجْتَمِعُ اِلَیهِ اَصْحابُهُ عَلی عِدَّةِ اَهْلِ بَدْرٍ وَاَصْحابِ طالُوتَ، وَهُمْ ثَلاثُمِأَةٍ وَثَلاثَةَ عَشَرَ رَجُلاً؛ (13)
هنگامی که [حضرت مهدی علیه السلام] قیام کند، اصحاب او که به تعداد اصحاب بدر و اصحاب طالوت، سیصد و سیزده نفر هستند، به دور او گرد می آیند.»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «ثُمَّ یخْرُجُ مِنْ مَکَّةَ حینَ یکُونُ فی مِثْلِ الْحَلْقَةِ: عَشْرَةَ آلافِ رُجُلٍ؛ (14)
سپس [حضرت مهدی] از مکّه خارج می شود در حالی که ده هزار نفر، مانند حلقه او را در میان گرفته اند.»
امام رضاعلیه السلام فرمود: «وَتَصیرُ اِلَیهِ شیعَتُهُ مِنْ اَطْرافِ الْاَرْضِ، تُطْوی لَهُمُ الْاَرْضُ طَیاً حَتّی یبایعُوهُ؛ (15)
شیعیان او (حضرت مهدی علیه السلام) از اطراف و اکناف جهان به سوی او می شتابند و زمین زیر پای آن ها طی می شود، تا [به محضر او رسیده] بیعت نمایند.»
امام صادق علیه السلام فرمود: «لا یخْرُجُ الْقائِمُ حَتّی یکُونَ تَکْمِلَةُ الْحَلْقَةِ. قُلْتُ: کَمْ تَکْمِلَةُ الْحَلْقَةِ. قالَ: عَشَرَةَ آلافٍ؛ (16)
حضرت مهدی علیه السلام قیام نمی کند تا حلقه کامل گردد. گفتم: چند نفر حلقه را کامل می کنند. فرمود: ده هزار نفر.»
آری، سربازی و جانفشانی در رکاب امام زمان علیه السلام آرزوی قلبی همه دوستان و شیعیان آن حضرت است و در پی رسیدن به این آرزو، منتظران، در رواق انتظار با دیدگانی امیدوار، در انتظار نشسته اند تا آن گوهر عالم تاب، پدیدار گردد و خود را در سلک یاران او قرار دهند.
«اَللَّهُمَّ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذَا الْیوْمِ وَفِی کُلِّ یوْمٍ عَهْداً وَبَیعَةً فِی رَقَبَتی اَللَّهُمَّ کَما شَرَّفْتَنی بِهذَا التَّشْریفِ وَفَضَّلْتَنی بِهذِهِ الْفَضیلَةِ وَخَصَصْتَنی بِهذِهِ النِّعْمَةِ فَصَلِّ عَلی مَولای وَسَیدی صاحِبَ الزَّمانِ وَاجْعَلْنی مِنْ اَنْصارِهِ وَاَشْیاعِهِ وَالذَّابّینَ عَنْهُ وَاجْعَلْنی مِنَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَینَ یدَیهِ طائِعاً غَیرَ مُکْرَهٍ؛ (17)
پروردگارا، من در این روز و در هر روز، عهد و بیعتی را که از آن حضرت برگردن دارم تجدید می کنم. پروردگارا، چنانکه مرا به این شرافت سرفراز فرمودی و به این فضیلت گرامی داشتی و به این نعمت [بزرگ] اختصاص دادی، پس بر مولا و آقای من حضرت صاحب الزمان درود فرست و مرا از یاران و پیروان و مدافعین [و نصرت کنندگانش] و از آنان که در رکاب حضرتش با کمال شوق و بی هیچ گونه کراهتی به درجه رفیع شهادت می رسند، قرارده.»

گزینش یاران
بستر زمان و تاریخ، دالان ورودی انسان ها به دانشگاه مهدوی است، دانشگاهی که در آن ملیت، قومیت، مذهب،نژاد، مقطع تاریخ و زمان مطرح نیست؛ بلکه فراملی، قومی، مذهبی، نژادی و انسانی است.
دانشگاهی که برای سعادت و رستگاری بشر، برنامه های خاص و ویژه ای تدارک دیده است و در راستای تحققِ آرزوی دیرینه انسان ها، دانش پژوهانی را جهت تربیت و تعلیم پذیرش نموده تا تاریخ بشر را که مملو از ظلم و ستم، تبعیض و نابرابری است دگرگون کند و آن روی سکه را که عدل و داد، مساوات و برابری است برای جهان و جهانیان به ارمغان بیاورد.
آری طبق بیان معصومین علیهم السلام دراحادیث مختلف، بعضی از انبیاء، اولیاء، فرشته ها و... از رواق و دالان انتظار عبور کرده و با پوشیدن کسوت سربازی، خود را در سلک یاران حضرت مهدی علیه السلام قرار داده اند نظیر: حضرت عیسی علیه السلام، موسی علیه السلام، خضرعلیه السلام، الیاس علیه السلام، و اصحاب کهف.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «فَبَینا هُوَ کَذلِکَ اِذْهَبَطَ عیسَی بْنُ مَرْیمَ بِشَرْقِی دِمَشْقٍ عِنْدَ الْمَنارَةِ البَیضاءِ، بَینَ مَهْرُودَتَینِ واضِعاً یدَیهِ عَلی اَجْنِحَةِ مَلَکَینِ... فَیطْلُبُ الدَّجَّالَ فَیدْرِکُهُ بِبابِ لُدٍّ فَیقْتُلُهُ؛ (18)
در چنین حالی (بعد از ظهور حضرت مهدی علیه السلام) حضرت عیسی بن مریم علیه السلام در شرق دمشق، در نزد مناره سفید، در میان دو ابر رنگین و در حالی که دو دست خود را روی بال های دو فرشته نهاده، فرود می آید... دجّال را دنبال می کند، در باب «لُدّ» به او می رسد و او را به هلاکت می رساند.»
خداوند بیست و هفت نفر از مردان (یاران مهدی علیه السلام) را برمی انگیزد که چهارده نفر آنان از قوم حضرت موسی علیه السلام هستند. آن ها همان کسانی هستند که خداوند [در وصف آن ها در قرآن کریم] می فرماید: «از میان قوم موسی علیه السلام جماعتی هستند که به حق راهنمایی می کنند و به حق داوری می کنند» و هشت نفر [از آنان] اصحاب کهف هستند.»

امام باقرعلیه السلام فرمود: «وَیسیرُ نَحْوَ الْکُوفَةِ وَینْزِلُ عَلی سَریرِ النَّبی سُلَیمانَ وَبِیمینِهِ عَصا مُوسی علیه السلام وَجَلیسُهُ الرُّوحُ الْاَمینُ و عیسَی بْنُ مَرْیمَ...؛ (19)
[حضرت مهدی علیه السلام] به سوی کوفه حرکت می کند و بر تخت سلیمان پیامبرعلیه السلام می نشیند و عصای موسی علیه السلام رادر دست می گیرد و روح الامین (جبرائیل) و حضرت عیسی بن مریم علیه السلام همراه او هستند.»
امام صادق علیه السلام فرمود:.».. فَیبْعَثُ اللَّهُ الْفِتْیةَ مِنْ کَهْفِهِمْ مَعَ کَلْبِهِمْ، مِنْهُمْ رَجُلٌ یقالُ لَهُ: مَیلِخاءُ وَآخَرَ حَمْلاها، و َهُمَا الشَّاهِدانِ المُسَلِّمانِ لِلْقائِمِ. قالَ اللَّهُ تَعالی : «اِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَالَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا، و یوْمَ یقُومُ الْاَشْهادُ» (20) وَهؤُلاءِ هُمُ الْاَشْهادُ: ای اَلشُّهُودُ الَّذینَ یسَلِّمُونَ عَلَی الْقائِم بِاِسْمِهِ؛ (21)
خداوند اصحاب کهف را همراه با سگشان برمی انگیزد، یکی از آن ها «میلخاء» نام دارد و یکی دیگر «حَملاها»، این دو نفر شاهدی هستند که به حضرت مهدی علیه السلام شهادت می دهند و سلام می گویند، چنانکه خدای تبارک و تعالی می فرماید: «ما پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده اند، در زندگی دنیا و در روزی که گواهان به پا می خیزند یاری می دهیم»، این ها همان گواهان هستند؛ یعنی، شاهدانی که به حضرت قائم علیه السلام به اسم سلام می دهند.»
امام صادق علیه السلام می فرماید: «اِذا ظَهَرَ الْقائِمُ مِنْ ظَهْرِ هذَا البَیتِ بَعَثَ اللَّهُ مَعَهُ سَبْعَةَ وَعِشْرینَ رَجُلاً مِنْهُمْ اَرْبَعَةَ عَشَرَ رَجُلاً مِنْ قَوْمِ مُوسی علیه السلام وَهُمُ الَّذینَ قالَ اللَّهُ تعالی «وَمِنْ قَوْمِ مُوسی اُمَّةٌ یهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یعْدِلُونَ» وَاَصْحابُ الْکَهْفِ ثَمانِیةٌ...؛ (22)
هرگاه حضرت مهدی علیه السلام از پشت این خانه (کعبه) ظهور کند، خداوند بیست و هفت نفر از مردان (یاران مهدی علیه السلام) را برمی انگیزد که چهارده نفر آنان از قوم حضرت موسی علیه السلام هستند. آن ها همان کسانی هستند که خداوند [در وصف آن ها در قرآن کریم] می فرماید: «از میان قوم موسی علیه السلام جماعتی هستند که به حق راهنمایی می کنند و به حق داوری می کنند» و هشت نفر [از آنان] اصحاب کهف هستند.»

جنسیت یاران
در نگاه تکوین، مرد ماهیتی غیر از زن و زن هویتی غیر از مرد دارد، امّا در مقام تشریع که از ناحیه خدا در قالب قرآن و سنّت ارائه شده، تبعیت و پیروی از شریعت فضیلت و شرافت است و عدم اطاعت و فرمانبرداری، پستی و رذیلت را به ارمغان می آورد.
بدیهی است که در این مقوله انسانیت، مورد خطاب و عتاب قرار گرفته، و نوع انسان محورِ امر و نهی خدا قرار می گیرد، و تفاوتی در اکتساب فضیلت، و رذیلت بین زن و مرد نیست بلکه همه با یک صدا و آهنگ به سوی خداوند برای تعالی و تکامل گام بر می دارند.
«مَنْ عَمِلَ صلِحاً مِنْ ذَکَرِ اَوْ اُنْثی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیوةً طَیبَةً وَلَنَجْزِینَّهُمْ اَجْرَهُمْ بِاَحْسَنِ ما کانُوا یعْمَلُونَ»؛ (22)
«هر کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می داریم؛ و پاداش آن ها را به بهترین اعمالی که انجام می دادند، خواهیم داد.»
شرکت در قیامِ آخرین نجات بخش بشریت و حضور در تشکیل حکومت واحد جهانی ایشان کمالی است که همه در آرزوی آن بسر می برند و در این بین فرقی بین زن و مرد نیست. زیرا گزینشِ سرباز و یارگیری رهبر جهانی، بر اساس لیاقت، شایستگی و خصال نیکِ افراد است نه ماهیت و هویت جنسی و شخصی آن ها. از این رو در روایات معصومین علیهم السلام به حضور زنان در میان یاران خاص حضرت مهدی علیه السلام اشاره شده است.
امام باقرعلیه السلام فرمود: «وَیجیی ءُ واللَّهِ ثَلاثُ مِأَةٍ وَبَضْعَةُ عَشَرَ رَجُلاً فیهِمْ خَمْسُونَ اِمْرَئَةً یجْتَمِعُونَ عَلی غَیرِ میعادٍ؛ (24)
سوگند به خدا، سیصد و ده نفر و اندی، بدون وعده پیش او (حضرت مهدی علیه السلام) گرد می آیند که در میان آنان پنجاه زن است.»
از این روایات و روایت های دیگری (25) - که بخاطر اختصار از ذکر آن ها صرف نظر می شود - چنین استفاده می شود که در میان یاران خاص حضرت علیه السلام، زنان مؤمن همراه و همدوش با مردان مؤمن در به ثمر رساندن قیام و نهضت مهدوی نقش مهمی ایفا می کنند.


مقاطع سنی یاران
کلیه قیام ها و نهضت ها به خاطر ایجاد حرکت بنیادین و نو در سطح جامعه، نیاز به نیروی فعال و کارآمد و پرانرژی دارند و بدون نیروی انسانی خصوصاً نیروی جوان که دارای نیروی متراکم و قوی است، حرکت و سیر نهضت کُند و در نهایت به رکود می انجامد. پس در میان عوامل حرکت آفرین، نیروی جوان در مرتبه اوّل قرار دارد. حال اگر یک جنبش دارای ویژگی های انحصاری نظیرِ کلیت و فراگیری، دوام و قداست باشد، رعایت گزینه یاد شده به دو علت ضرورت بیشتری پیدا می کند:
الف: در حرکت روبنائی، جوان دارای قدرت بدنی و صلابت جسمی است که از پس کارهای سخت و مهم برمی آید.
ب: در حرکت زیربنائی، جوان دارای روح لطیف و صیقل داده شده است که به منزله آئینه بدون زنگار می ماند. حق را بدون درنگ می پذیرد و به آن گردن می نهد؛ بالطبع، تبعیت و فرمانبرداری او از رهبر و مولای خود بیشتر است و این شاخصه، رمز موفقیت هر قیام و نهضتی شمرده می شود.
نهضت مهدوی نیز با مؤلفه های یاد شده از این قاعده مستثنی نیست، بلکه نیاز به نیروی کارآمد و جوان در آن بیشتر احساس می شود. در روایات مختلف به جوان بودن اکثریت یاران مهدی علیه السلام اشاره شده است.
امام علی علیه السلام فرمود: «اَصْحابُ الْقائِمِ شَبابٌ لا کُهُولَ فیهِمْ، اِلاَّ مِثْلَ الْکُحْلِ فِی الْعَینِ وَالْمِلْحِ فِی الزَّادِ، وَاَقَلُّ الزَّادِ اَلْمِلْحُ؛ (26)
یاران قائم علیه السلام همه جوان هستند، در میان آن ها پیرمرد یافت نمی شود مگر به مثل سرمه در چشم و نمک در طعام، که کمتر از هر ماده ای در طعام نمک است.»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «بَینا شَبابُ الشّیعَةِ عَلی ظُهُورِ مَنازِلِهِمْ نیامٌ، اِذْ تَوافَوْا اِلی صاحِبِهِمْ فی لَیلَةٍ واحِدَةٍ عَلی غَیرِ میعادٍ، فَیصْبِحُونَ بِمَکَّةَ، یجْتَمِعُونَ قَزَعاً کَقَزَعِ الْخَریفِ مِنَ الْقَبائِلِ؛ (27)
در حالی که جوانان شیعه در پشت خانه هایشان خوابیده اند، یک مرتبه چون قطعه های ابر پاییزی در یک شب، از تیره های مختلف، بدون وعده قبلی به سوی صاحبشان بُرده می شوند، صبح همگی خود را در مکّه معظّمه می یابند و دور شمع وجودش گرد می آیند.»
علاوه بر اینکه غالب یاران ولی عصرعلیه السلام جوانان هستند، رهبر و امامِ قیام نیز به صورت جوان، یعنی، با قیافه چهل سالگی ظهور می کند. این دو شاخصه (جوان بودن رهبر و جوان بودن یاران) از ویژگی های مهم در موفقیت هر قیام و نهضتی است.
امام صادق علیه السلام فرمود: «اِنَّهُ مِنْ أَعْظَمِ الْبَلِیةِ اَنْ یخْرُجَ اِلَیهِمْ صاحِبُهُمْ شابّاً وَهُمْ یحْسَبُونَهُ شَیخاً کَبیراً؛ (28)
از امتحانات بزرگ خداوندی است که صاحبشان به صورت جوانی ظاهر می شود، در حالی که آن ها او را پیری کهنسال تصور می کنند.»
امام صادق علیه السلام فرمود: «اِنَّ فی صاحِبِ الزَّمانِ شَبَهاً مِنْ یونُسَ: رُجُوعُهُ فی غَیبَتِهِ بِشَرْحِ الشَّبابِ؛ (29)
در صاحب الزمان علیه السلام نشانی از حضرت یونس هست و آن اینکه بعد از غیبتش به صورت جوانی ظاهر می شود.»

------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1)- کمال الدین و تمام النعمه، ج 1، ص 257.
2)- بحارالانوار، ج 53، ص 7و بشارة الاسلام، ص 268.
3)- بشارة الاسلام، ص 231و الزام الناصب، ص 190.
4)- ارشاد مفید، ص 341؛ بحارالانوار، ج 52، ص 337 و منتخب الاثر، ص 312.
5)- غیبت نعمانی، ص 122؛ ینابیع الموده، ج 3، ص 136 و منتخب الاثر، ص 473.
6)- مرحوم حجت الاسلام شرفی.
7)- ارشاد مفید، ص 343؛ بحارالانوار، ج 53، ص 8.
8)- الصواعق المحرقه، ص 98؛ ینابیع الموده، ج 3، ص 90 و ص 135؛ منتخب الاثر، ص 316 و الامام المهدی، ص 69.
9)- الزام الناصب، ص 229.
10)- دلائل الامامه، جریر بن رستم طبری الاملی، ص 247.
11)- بشارة الاسلام، ص 297؛ بحار، ج 51، ص 84 و منتخب الاثر، ص 490.
12)- بحارالانوار، ج 52، ص 152 و ص 277.
13)- الزام الناصب، ص 199.
14)- بحارالانوار، ج 51، ص 157 و منتخب الاثر، ص 468.
15)- بحارالانوار، ج 52، ص 327 و منتخب الاثر، ص 486.
16)- الغیبة نعمانی، ص 307.
17)- مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامرعلیه السلام.
18)- الصواعق المحرقه، ص 162؛ صحیح مسلم، ج 1، ص 107؛ کشف الغمه، ج 3، ص 279؛ بشارة الاسلام، ص 192 و منتخب الاثر، ص 316.
19)-الزام الناصب، ص 208.
20)- مؤمن/51.
21)- بحارالانوار، ج 52، ص 265 و ج 53، ص 85 و بشارة الاسلام، ص 89.
22)- دلائل الامامه، جریر بن رستم الطبری الآملی، ص 247.
23)- نحل/97.
24)- بحارالانوار، ج 52، ص 223.
25)- یوم الخلاص (روزگار رهایی) ، ج 1، صص 423 - 424.
26)- غیبت نعمانی، ص 170؛ بشارة الاسلام، ص 206 و بحارالانوار، ج 52، ص 333.
27)- ینابیع الموده، ج 3، ص 79؛ غیبت نعمانی، ص 170؛ بشارة الاسلام، ص 103 و 205.
28)- اعلام الوری، ص 407 و منتخب الاثر، ص 258.
29)- غیبت طوس، ص 259؛ بحارالانوار، ج 52، ص 289 و منتخب الاثر، ص 258.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :یاران امام زمان و کلمات کلیدی :شیعه مهدوی




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۳

فضیلتهای امام مهدی(عج) نسبت به حضرت عیسی (ع)

 

حضرت مهدی در مقایسه با حضرت عیسی دارای ویژگی­های اختصاصی و منحصر به فرد زیر است:
۱٫ در عصر کنونی، حضرت مهدی است که حجت خدا بر روی زمین و مایه بقای هستی و تداوم نسل انسان است.

۲٫ حضرت مهدی به لحاظ نسبی، ذریه برترین پیامبر خدا، و فرزند فاطمه، برترین زنان عالم، است.

۳٫ برخورداری از علم راسخ به کاملترین وحی آسمانی و علم به ۷۲ وجه یا جنبه از اسم اعظم خدا مختص به حضرت مهدی است.

۴٫ حضرت مهدی منصور به یاری خاص فرشتگان است و حضرت عیسی علیه­السلام به شیوه­های گوناگون در خدمت اهداف حجت ابن الحسن است.

۵٫ عدالت جهانی به دست حضرت مهدی است که جامۀ تحقق می­پوشد و در نتیجه رضایت جهانیان و رفاه اقتصادی پدید می­آید.

۶٫ این حضرت مهدی است که توحید حقیقی و آموزه­های عملی وحیانی را در سطح جهان گسترش می­دهد و بشریت را عملا در مسیر دین الاهی قرار می­دهد.

پاسخ تفصیلی:

فضیلت­های حضرت مهدی نسبت به حضرت عیسی را می­توان از سه منظر مورد توجه قرار داد: قرآن، روایات، استدلال عقلی

حضرت مهدی در قرآن
۱٫ «و نرید أن نمنّ علی­الذین استضعفوا فی­الارض و نجعلهم أئمه و نجعلهم الوارثین»:
«و ما می­خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم»[۱] امام علی در تفسیر آیه فوق فرمود: «این گروه آل محمد هستند. خداوند مهدی آنها را بعد از زحمت و فشاری که بر آنان وارد می شود، برمی­انگیزد و به آنها عزت می دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار می­کند.[۲]
ابن ابی­الحدید از حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام نقل می­کند که آن حضرت فرمود: دنیا پس از همه سرکشی­ها بالاخره روزی به ما روی خواهد آورد.[۳] ابن ابی الحدید سپس اضافه می کند: اصحاب ما «معتزله» معتقدند که این، وعده ظهور امامی است که بر همه کشورها مستولی خواهد شد.[۴]

۲٫ «و له اسلم من فی السموات و الارض طوعاً و کرهاً»: «هرکس در آسمان­ها و زمین است خواه و ناخواه برای او اسلام آورده­اند».[۵] حضرت صادق علیه السلام در تفسیر آیه فوق فرمود: زمانی که مهدی قیام کرد تمام مردم روی زمین به وحدانیت خدا و رسالت حضرت محمد ایمان می­آورند.[۶]

۳٫ «الذین إن مکّناهم فی الارض أقامو الصلوه و أتوا الزکاه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه­الامور»: «یاری دهندگان خدا کسانی هستند که اگر در روی زمین به آنها قدرت بخشیم، نماز را به پا می دارند و زکات مال می پردازند مردم را به کارهای شایسته وادار می کنند و از کارهای زشت باز می دارند و پایان همه کارها در دست خدا است».[۷] در بعضی از رویات اسلامی، آیه فوق به حضرت مهدی و یارانش یا آل محمد تفسیر شده است. مثلا در حدیثی از امام باقر آمده است: خداوند شرق و غرب زمین را در سیطره حکومت آنها قرار می دهد؛ آئینش را آشکار می­سازد و به وسیله مهدی و یارانش بدعت و باطل را نابود می­کند آنچنان که تبهکاران حق را نابوده کرده بودند؛ و آنچنان می­شود که بر صفحه زمین اثری از ظلم دیده نمی­شود چرا که امر به معروف و نهی از منکر می­کنند.[۸]

۴٫ «وعدالله الذین امنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی­الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکّننّ لهم دینهم الذی إرتضی لهم و لَیُبدّلنّهم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننی لا­یشرکون بی شیئاً»: «خداوند وعده داده است به کسانی از شما که ایمان آورد و کارهای نیکو و شایسته بکند هر آینه آنها را در روی زمین خلافت بخشد چنان که در باره پیشینیان کرده است و آنان را قادر خواهد ساخت بر اینکه دین خداپسند خویش را بپا دارند و اندیشه و هراس شان را مبدل به امنیت خواهد نمود تا اینکه مرا پرستش نموده و چیزی را برا ی من شریک قرار ندهند».[۹] برطبق این آیه، حکومت جهانی مستضعفان نتیجه اطاعت و تسلیم در برابر فرمان خدا و پیامبر اوست. در سایه آن حکومت توحیدی، ناامنی­ها به آرامش مبدل می شود و نیز مردم روی زمین با نهایت آزادی خدا را می پرستند و توحید خالص در همه جا گسترده می­شود.[۱۰] رسول خدا فرمودند : اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند، خدا آن یک روز را آن قدر طولانی می کند تا مردی از دودمان من که نامش نام من است ، حاکم بر زمین شود و صفحۀ زمین را پر از عدل و داد کند آن گونه که از ظلم و جور پر شده است.[۱۱]

۵٫ «ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الارض یرثها عبادی الصالحون»: «در زبور نوشتیم بعد از ذکر، آنکه زمین را بندگان شایسته به ارث می­برند».[۱۲] امام صادق و امام باقر علیهما السلام فرمودند: مراد، قائم و اصحاب آن حضرت است.[۱۳]

حضرت مهدی در روایات اسلامی

علمای امامیه کتاب­های متعددی درباره حضرت مهدی علیه­السلام نگاشته­اند. این کتاب­ها دربردارنده احادیث گوناگون از منابع شیعه و اهل سنت بوده است. در اینجا برخی از روایات اسلامی در باره فضیلت­های اختصاصی مهدی علیه­السلام که حضرت عیسی فاقد آنها است، ذکر می شود:

۱٫ در این زمان، حضرت مهدی تنها حجت خدا بر روی زمین و مایه بقای هستی و تداوم نسل انسان است. زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نیست خواه این حجت، رسول خدا باشد یا امامی که نایب رسول­الله است. بنابر این، بعد از سپری شدن زمان رسالت، زمین از وجود امام هادی خلق خالی نیست.[۱۴] حضرت صادق فرمودند: «ما زالت الارض الّا و لله فیها الحجه یعرف الحلال و الحرام و یدعو الناس الی سبیل الله».[۱۵] سلیمان بن اعمش بن مهران از امام صادق روایت کرده است: ما حجت­های خداوند بر مردم عالم هستیم … به واسطۀ ما آسمان بر زمین نمی­افتد مگر به اذن خدا؛ به واسطه ما باران می بارد و رحمت خدا گسترده می شود و برکات زمین خارج می­شود؛ و اگر بر روی زمین از ما کسی نبود هر آینه زمین اهلش را فرو می­برد.[۱۶] در روایت آمده است هنگامی که حضرت مهدی ظهور می کند و حضرت عیسی نیز از آسمان رجعت می­کنند، حضرت مهدی به حضرت عیسی می­فرمایند که امامت نماز را برعهده گیرد، حضرت عیسی در پاسخ می­گویند: «فقد رضی الله عنک، فإنما بعثتُ وزیراً و لم­أبعث أمیراً»: من به عنوان وزیر فرستاده شده­ام نه امیر.[۱۷] همچنین در روایت آمده است : هنگاهی که حضرت مهدی خروج می­کند، فرشته­ای بر بالای سرش است که ندا می­دهد: این مهدی خلیفه الله است، پس از او پیروی کنید.[۱۸]

۲٫ حضرت مهدی از سلالۀ پیغمبر خاتم و فرزند حضرت فاطمه و حضرت علی هستند. این امر یک فضیلت نسبی و غیر اختیاری برای ایشان است. پیامبر فرمودند: هنگامی که «مهدی از فرزندانم» از پرده غیبت خارج شود و قیام کند، عیسی بن مریم از آسمان فرود می­آید ….[۱۹]: «التاسع منهم قائم اهل بیتی و مهدی امتی؛ اشبه الناس بی فی شمائله و اقواله و افعاله…»: نهمین امام، قائم اهل بیت من و مهدی امت من است.[۲۰]“الائمه من ولدک علی رجال العالمین” بعدک؛ ثم إطلع الرابعه فاختار “فاطمه علی نساء العالمین”».[۲۲] در منابع اهل سنت نیز آمده است: «المهدی مِن وُلد فاطمه»: «مهدی از فرزندان فاطمه است».[۲۱] این در حالی است که بر طبق منابع اسلامی، حضرت فاطمه سیدۀ زنان عالم و دارای مقامی برتر از مقام حضرت مریم در نزد خدا است. به روایت جامع زیر توجه کنید: پیامبر فرمودند که، ای علی! خدای عزّ و جلّ بر دنیا اشراف یافت و مرا بر مردان دنیا برگزید؛ آنگاه تو را بر مردان عالم برگزید؛ در مرحلۀ سوم، امامان از نسل تو را پس از تو بر مردان عالم برگزید: «… عن النبی انه قال فی وصیه له، یا علیّ! إنّ الله عزّ و جلّ أشرَفَ علی­­­الدنیا فاختارنی منها علی رجال العالمین؛ ثم إطلع الثانیه فاختارک علی رجال العالمین بعدی؛ ثم إطلع الثالثه فاختار ابن عباس از پیامبر (ص) نقل می­کند

۳٫ حضرت مهدی برخوردار از علم به کاملترین وحی الاهی است که در قرآن متجلی است. حضرت علی فرمودند: خداوند تبارک و تعالی ما را پاکیزه و معصوم نمود و شاهدان بر خلقش قرار داد و حجت خود در زمین ساخت و ما را همراه قرآن و قرآن را همراه ما کرد که نه ما ازآن جدا شویم و نه آن از ما جدا گردد.[۲۳] حضرت امام صادق می­فرماید: «همانا خداوند رسولان اولولعزم را خلق کرد و آنان را با علم فضیلت داد و ما را وارث علم آنان کرد و ما را در علم ایشان بر آنان فضیلت داد؛ و خداوند آنچه را آنان نمی­دانستند، به رسول الله تعلیم کرد و علم رسول و علم آنان را به ما تعلیم کرد».[۲۴] در روایت دیگر آمده است که موسای کلیم به خدا عرض کرد: «… یا رب! لقد أکرمتنی بکرامهٍ لم­تُکرِم بها احداً قبلی، فقال الله جلّ جلاله: یا موسی! أما عَلِمتَ أن محمداً (ص) افضل عندی مِن جمیع ملائکتی و جمیع خلقی؟ قال موسی: یا رب فإن کان محمد اکرم عندک مِن جمیع خلقک، فهل فی آل الانبیاء أکرمُ مِن آلی؟ قال الله جل جلاله: یا موسی أما علِمتَ أنّ فضل آل­ِ محمد علی جمیع آل­النبیین کفضلِ محمد علی جمیع المرسلین.[۲۵] بر طبق این روایت، خدا می­فرماید همچنان که محمد بر همۀ رسولان فضیلت دارد، آل محمد نیز بر آل همۀ انبیا برتری دارد. همچنین باید دانست که علم به ۷۲ وجه یا جنبه از اسم اعظم خدا، مختص به امامان از جمله حضرت مهدی است. در روایت است که امام صادق فرمودند: در مورد اسم اعظم خدا، به عیسی ابن مریم دو حرف اعطا شد و به موسی چهار حرف اعطا شد و به ابراهیم ، هشت حرف؛ و به نوح پانزده حرف؛ و به آدم بیست و پنج حرف. خدای تعالی همۀ آن را برای محمد جمع کرد و همانا اسم اعظم خدا ۷۳ حرف است که به محمد هفتاد و دو حرف اعطا شد و یک حرف از او پوشانده شد.[۲۶] همچنین جابر از امام باقر نقل می­کند: اسم اعظم خدا بر ۷۳ حرف است … و نزد ما ۷۲ حرف از اسم اعظم است و یک حرف نزد خداست که آن را در علم الغیب، به خود اختصاص داده است.[۲۷]

۴٫ حضرت مهدی منصور به یاری خاص فرشتگان خدا و خدمات گوناگون حضرت عیسی به ایشان است. پیامبر اسلام فرمودند: «… و یظهر دین الله و یوید بنصرالله و ینصر بملائکه الله…».[۲۸]­پردازد. پس از چهل سال زندگی، خداوند جان حضرت عیسی را می­گیرد و حضرت مهدی مراسم دفن او را آشکارا در برابر دیدگان مردم برگزار می­کند و در کنار قبر مادرش در قدس به خاک می­سپارد.[۳۳] همچنین، امام صادق فرمودند: «انقلاب مهدی را سه سپاه، یاری می­کند: سپاهی از فرشتگان، سپاهی از مومنان و سپاهی از رعب»[۲۹]. و امام باقر فرمودند: هنگامی که قائم ما ظهور کند، خداوند او را به وسیله فرشتگان نشاندار و فرشتگان پیاپی و صف­زده و کروبیان یاری خواهد کرد در حالی که جبرئیل، پیشایش آن حضرت و میکائیل ، سمت راست و اسرافیل، سمت چپ ، و فرشتگان مقرب، در کنار او هستند. [۳۰] همچنین طبق احادیث ، مسیح از آسمان فرود می­آید و پشت سر مهدی نماز می­گزارد.[۳۱] فرود آمدن مسیح موجب خوشحالی مسیحیان و یهودیان و مسلمانان می­شود و همه مسیحیان و یهودیان آزاداندیش می­پذیرند: «إنّ عیسی ینزل قبل یوم القیامه الی الدنیا فلایبقی اهل مله یهودی و لاغیره الا آمن به قبل موته».[۳۲] و بدین ترتیب، بین مسلمانان و مسیحیان و یهودیان همبستگی و صفا ایجاد می­گردد. از طرف دیگر، موضع­گیری صریح عیسی در طرفداری از حضرت مهدی و مسلمانان سبب می­شود که دشمنی حکومت­های غربی نسبت به اسلام و مسلمانان کاهش یابد و با انعقاد قرارداد صلح با غربیان تا مدتی از جنگ و خونریزی جلوگیری می­شود. افزون بر این، حضرت عیسی همراه با مسلمانان با یهود ، روم و دجال به نبرد می

۵٫ حضرت مهدی (ع) است که تحقق­بخش عدالت جهانی است. امام صادق در تفسیر آیات ۱۵ تا ۱۷ از سورۀ طارق فرمودند: قطعاً خدا قائم را مبعوث می­کند و از جباران انتقام می­گیرد.[۳۴] خداوند در معراج پیامبر به ایشان فرمود: همانا زمین را با مهدی، آخرین وصی، از ظلم پاک می­کنم و مشرق و مغرب زمین را در اختیارش قرار می­دهم[۳۵]– نیست؛ او کارگزاران حکومت­ها را به اعمال بدشان کیفر خواهد داد. او به شما نشان خواهد داد که دادگری چگونه است.[۳۷] همچنین حضرت علی فرمودند: مهدی فتنه­های آینده را دریابد، با چراغی روشن در آن گام می نهد و بر سیرۀ صالحان رفتار می­کند تا گره­ها را بگشاید.[۳۸] به یمن وجود دولت حضرت مهدی است که رفاه اقتصادی بشر پدید می­آید. امیرالمومنان می­فرمایند: در زمان ظهور حضرت مهدی، زمین گنجینه­های خود (معادن طلا و نقره) را برای او بیرون می­ریزد و کلیدهایش را به او می­سپارد.[۳۹] همچنین رسول خدا فرمودند: در زمان برقراری دولت مهدی، آب­ها فراوان می گردد و نهرها کشیده می­شوند و برکات زمین افزایش می­یابند و گنج­ها استخراج می­گردند.[۴۰] و حضرت مهدی «یملأ الارض عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً».[۳۶] همچنین علی علیه­السلام می­فرماید: آگاه باشید در فردایی که شما را از آن هیچ آگاهی­ای نیست، زمامداری حاکم می­شود که از این طایفه – امویان

۶٫ اصلاح چارچوب فکری و تحول اساسی در رفتارها و نهادهای بشری به دست حضرت مهدی صورت می­گیرد. در روایات داریم که با تشکیل دولت مهدی در سطح زمین، توحید راستین و رسالت محمد فراگیر می­شود: هنگامی که قائم به پا خیزد، هیج سرزمینی باقی نمی­ماند مگر این که گواهی بر وحدانیت خدا و رسالت محمد از آن بلند شود.[۴۱] دو روایت از امام باقر در این باره ذکر شده است: زمانی که قائم ما قیام کند، دست خود را بر سر بندگان گذارد و بدین وسیله نیروهای مردم را تمرکز بخشیده، اخلاقشان را کامل سازد.[۴۲] و علم و حکمت به همه شما در زمان مردی از خاندان ما آموخته شود، به طوری که حتی زن در خانه­اش بر طبق کتاب خدا و سنت رسول الله (ص) قضاوت نماید.[۴۳] همچنین امیرمؤمنان در نهج­البلاغه می­فرماید: او خواسته­ها را تابع هدایت آسمانی می­کند، و آن هنگامی است که مردم هدایت را تابع هوس­ها کرده­اند؛ او آراء و اندیشه­ها را تابع قرآن می­سازد و آن هنگامی است که افراد قرآن را تابع آراء خود کرده­اند … و او آنچه از کتاب خدا و سنّت پیامبر مرده است، زنده می­گرداند.[۴۴] ابن ابی الحدید در ذیل این کلام حضرت می­نویسد: «این سخن امیرمؤمنان اشاره است به امامی که در آخرالزمان خواهد آمد و در روایات فراوان، از آمدن او خبر داده شده و با ظهور او، هدایت قاهره پدید آمده و عمل به رأی و قیاس از میان رفته، برابر قرآن کریم رفتار می شود.»[۴۵] بنابر این، در آن زمان اعتقادات راستین فراگیر می­شود و بساط گستردۀ شراب­خواری و بی­بند­و­باری و رباخواری جامعه برچیده می­شود و اعمال صالح گسترش کامل می­یابد.

حضرت مهدی بر اساس استدلال عقلی
با استدلالی متشکل از سه مقدمه می­توان افضل بودن حضرت مهدی بر حضرت عیسی را اثبات کرد:
۱٫ پیامبر اسلام کامل­ترین وحی آسمانی را به بشر عرضه کرده­اند به طوری که آموزه­های نظری و عملی پیامبر، برآورندۀ نیازهای بشر تا روز قیامت است؛ و هر قدر هم بشر در علم و تمدن پیشرفت کند، آموزه­های پیامبر اسلام همچنان زنده و نو است و می­تواند جوامع بشری را اداره کند.
۲٫ دریافت و ارائه چنین آموزه­های وحیانی کاملی پیشاپیش نیازمند وجود روحی متناسب با کامل­ترین پیام خدا است. بر این اساس، همان­طور که آموزه­های پیامبر اسلام کامل­ترین پیام­های آسمانی است، باید نفس پیامبر هم کامل­تر از نفس همه انسان­های مخلوق باشد و سعه وجودی روح ایشان از همه انبیای گذشته بیشتر باشد.
۳٫ پس از سپری شدن دورۀ رسالت، امام همان حجت خدا بر خلق است که وظیفۀ ایفای نقش­های رسول خدا را پس از ایشان برعهده دارند. یکی از این نقش­ها تبیین و تفسیر عصمت­آمیز قرآن و نقش دیگر رهبری معصومانه است.که امام به عنوان حجت خدا همسان و همگام با رسول خدا متکفل ایفای وظیفه تفسیر باطن قرآن و زعامت اجتماعی است. بنابراین، روح امام همچون روح پیامبر است، از علم برتر برای تبیین کامل­ترین وحی آسمانی برخوردار می باشد و همچنین دارای سعه وجودی­ای است که امکان ایفای نقش به عنوان زمامدار جهانی را برای ایشان میسًر می­سازد.

پی نوشت :

[۱]. قصص، آیه ۵٫
[۲]. تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی و همکاران، (تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۴ هجری شمسی)، ج ۱۶، ص ۳۰٫
[۳]. نهج­البلاغه، کلمات قصار، شماره ۲۰۹٫
[۴]. شرح نهج­البلاغه ، ابن ابی الحدید، (بیروت: موسسه الاعلمی، ۱۴۱۵ هجری قمری)، مجلد دهم، ص ۱۸٫
[۵]. آل عمران، آیه ۸۳٫
[۶].ینابیع الموده، شیخ سلیمان بن ابراهیم قندوزی، تحقیق سیدعلی جمال اشرف الحسینی، (قم: انتشارات اسوه، ۱۴۱۶ هجری قمری)، مجلد سوم، باب ۷۱، ص ۲۳۶؛ منتخب الاثر ، آیت­الله صافی گلپایگانی، (قم: موسسه السیده المعصومه، ۱۴۱۹ هجری قمری)، باب ۳۵، ص ۳۶۱٫
[۷]. حج، آیه ۴۱٫
[۸]. تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی و همکاران، (تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۴ هجری شمسی)، ج ۱۴، ص ۱۳۶٫
[۹]. نور، آیه ۵۵٫
[۱۰]. تفسیر نمونه، پیشین، ص ۵۶۳-۵۶۴٫
[۱۱]. تفسیر نمونه، پیشین، ص ۵۶۶٫
[۱۲]. انبیا، ۱۰۵٫
[۱۳]. ینابیع الموده، پیشین، ص۲۴۳٫
[۱۴]. شرح اصول کافی ، محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی، (تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۷ هجری شمسی) ج ۲، ص ۴۷۸٫
[۱۵]. شرح اصول کافی، محمد صالح مازندرانی، (تهران: المکتبه الاسلامیه، ۱۳۸۴ هجری قمری)، مجلد ۵، ص ۱۴۸٫
[۱۶]. ینابیع الموده، پیشین، ص ۳۶۰٫
[۱۷]. الفتن، نعیم بن حماد المروزی، (بیروت: دارالفکر، ۱۴۲۴ قمری) ، ص ۳۴۷؛ الملاحم و الفتن، ابن طاووس، (منشورات الرضی، ۱۳۹۸ قمری)، ص ۸۳-۸۴٫
[۱۸]. ینابیع الموده، پیشین، ص ۳۸۵٫
[۱۹]. بحار الانوار، محمد باقر المجلسی، (بیروت: دارالتعارف، ۱۴۲۱ قمری)، ج ۲۱، ص ۵۷۶٫
[۲۰]. بحار الانوار، همان، ص ۵۳۴٫
[۲۱]. سنن ابن ماجه، محمدبن یزید القزوینی، (بیروت: داراحیاء التراث­العربی، ۱۴۲۱ قمری)، ص ۶۹۹، حدیث ۴۰۸۶٫
[۲۲]. بحار الانوار، محمد باقر المجلسی، (بیروت: داراحیاء التراث­العربی، ۱۴۰۳ قمری)، ج ۲۶، صص ۲۷۰-۲۷۱٫
[۲۳]. الاصول من الکافی، محمد بن یعقوب الکلینی، (بیروت: دار صعب؛ دارالتعارف، ۱۴۰۱ قمری)، ج ۱، ص ۱۹۱٫
[۲۴]. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۶، ص ۱۹۴٫
[۲۵]. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۶، ص ۲۷۵٫
[۲۶]. الاصول من الکافی، پیشین، ج ۱، ص ۲۳۰٫
[۲۷]. الاصول من الکافی، پیشین، ج ۱، ص ۲۳۰٫
[۲۸]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۷۹٫
[۲۹]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۱۳۹٫
[۳۰]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۴۸٫
[۳۱]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۳، ص ۵۹٫
[۳۲]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۳، ص ۵۱٫
[۳۳]. نک: عصر ظهور، علی کورانی، ترجمه عباس جلالی، (تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل، ۱۳۷۹ هجری شمسی)، صص ۳۴۲-۳۴۴؛ بحارالانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۸۳ و ج ۵۳، ص ۵۱٫
[۳۴]. بحار الانوار، محمد باقر المجلسی، (بیروت: دارالتعارف، ۱۴۲۱ قمری)، ج ۲۱، ص ۶۱۷؛ چاپ داراحیاء التراث­العربی، ج ۵۳، ص ۱۲۰٫
[۳۵]. ینابیع الموده، پیشین، ص ۳۷۹٫
[۳۶]. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۱، ص ۵۳۴؛ چاپ داراحیاء التراث­العربی، ج ۵۲، ص ۳۸۰٫
[۳۷]. نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸، بند ۲ و ۳٫
[۳۸]. نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰، بند ۳٫
[۳۹]. نهج البلاغه، خ ۱۳۸، بند ۳٫
[۴۰]. نک: منتخب الاثر، لطف الله صافی کلپایگانی، فصل ۴، باب ۳، ص ۵۸۹٫
[۴۱]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۴۰٫
[۴۲]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۳۶٫
[۴۳]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۵۲٫
[۴۴]. نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸، بند ۱ و بند ۳٫
[۴۵]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، (بیروت:موسسه الاعلمی، ۱۴۱۵هجری قمری)، مجلد ۵، ص۲۹-۳۰٫

 





کلمات کلیدی :فضیلتهای امام مهدی و کلمات کلیدی :حضرت عیسی (ع) و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :خصایص حضرت مهدی (عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢

مرحوم ثقة الاسلام نورى در بیان اسماء شریفه امام عصر (علیه السلام)، با استناد به آیات و روایات و کتب آسمانى پیشین و تعبیرات راویان و تاریخ نگاران تعداد یکصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(علیه السلام)ذکر مى کند و مدّعى است که در این مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غیر قطعى خوددارى نموده است که در غیر این صورت چندین برابر این اسماء و القاب، قابل استخراج از کتب مختلفه بود. که از آن جمله است:
محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شرید صاحب، غائب، قائم، منتظر و... . «نجم الثاقب، از صفحه 55 تا 132.»
کنیه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم کنیه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح که مرحوم نورى ابو ابراهیم، ابوالحسن و ابوتراب را نیز از کنیه هاى ایشان شمرده است.
در اینجا به ذکر پاره اى عناوین و صفات که در ضمن زیارتهاى مختلفه و ادعیه مربوط به حضرت مهدى (علیه السلام) مورد تصریح قرار گرفته است اشاره داریم، با این امید که دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را که غالباً از لسان معصومین(علیهم السلام) در ضمن این دعاها و زیارتها براى امام دوازدهم(علیه السلام)بر شمرده شده براى مان روشن تر سازد.
قابل ذکر اینکه تمام این عناوین و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(علیه السلام)وارد گردیده، اگرچه بسیارى از آنها در مورد سایر امامان بزرگوار اسلام(علیهم السلام)نیز مى تواند مصداق داشته باشد.
دیگر اینکه، آنچه ذکر مى شود نه به ادّعاى اسم یا لقب آن حضرت، بلکه به عنوان بهرهورى از تعابیر موجود در نصوص زیارت و دعاست، اعم از اینکه واژه اى مفرد یا جمله اى توصیفى باشد.
بقیّة اللّه: باقیمانده خدا در زمین.
خلیفة اللّه: جانشین خدا در میان خلایق.
وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى که اولیاى حق رو به او دارند.
باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى که خدا جویان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى کنند.
داعى اللّه: دعوت کننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستین هدایت الى اللّه.
سبیل اللّه: راه خدا، که هرکس سلوکش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاکت نخواهد داشت.
ولى اللّه: سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهى، دوست خدا.
حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن کس که براى هدایتِ در دنیا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى کنند.
نور اللّه: نور خاموشى ناپذیر خدا، ظاهر کننده همه معارف و حقایق توحیدى، مایه هدایت رهجویان.
عین اللّه: دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستى، چشم خدا در مراقبت کردار بندگان.
سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقیمانده نسل پیامبران.
خاتم الاوصیاء: پایان بخش سلسله امامت، آخرین جانشین پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم).
علم الهدى: پرچم هدایت، رایت همیشه افراشته در راه اللّه، نشان مسیر حقیقت.
سفینة النّجاة: کشتى نجات، وسیله رهایى از غرقاب ضلالت، سفینه رستگارى.
عین الحیوة: چشمه زندگى، منبع حیات حقیقى.
القائم المنتظر: قیام کننده مورد انتظار، انقلابى بى نظیرى که همه صالحان چشم انتظار قیام جهانى اویند.
العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.
السیف الشاهر: شمشیر کشیده حق، شمشیر از نیام بر آمده در اقامه عدل و داد.
القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سیاه فتنه و جور.
شمس الظلاّم: خورشید آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمین.
ربیع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شکوفایى انسان، فصل اعتدال خلایق.
نضرة الأیّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاریخ.
الدین المأثور: تجسّم دین، تجسید آیین بر جاى مانده از آثار پیامبران، خودِ دین، کیان آیین، روح مذهب.
الکتاب المسطور: قرآن مجسّم، کتاب نوشته شده با قلم تکوین، معجزه پیامبر در هیئت بشرى.
صاحب الأمر: دارنده ولایت امر الهى، صاحب فرمان و اختیاردار شریعت.
صاحب الزمان: اختیار دارِ زمانه، فرمانده کل هستى به اذن حق.
مطهّر الأرض: تطهیر کننده زمین که مسجد خداست، از بین برنده پلیدى و ناپاکى از بسیط خاک.
ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتى.
مهدى الامم: هدایتگر همه امّت ها، راه یافته راهنماى همه طوایف بشریت.
جامع الکَلِم: گردآورنده همه کلمه ها بر اساس کلمه توحید، وحدت بخش همه صفها.
ناصر حق اللّه: یاریگر حقِ خدا، یاورِ حقیقت.
دلیل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.
الثائر بأمر اللّه: قیام کننده به دستور الهى، بر انگیخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غیر خدا به امر خدا.
محیى المؤمنین: احیاگر مؤمنان، حیاتبخش دلهاى اهل ایمان.
مبیر الکافرین: نابود کننده کافران، درهم شکننده کاخ کفر، هلاک کننده کفار.
معزّ المؤمنین: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ایمان.
مذلّ الکافرین: خوار کننده کافران، درهم شکننده جبروتِ کفر پیشگان.
منجى المستضعفین: نجات دهنده مستضعفان، رهایى بخش استضعاف کشیدگان.
سیف اللّه الّذى لاینبو: شمشیر قهر خدا که کندى نپذیرد.
میثاق اللّه الّذى أخذه: پیمان بندگى خدا که از بندگان گرفته شده.
مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مرکز پیدایش زمان.
ناموس العصر: نگهدارنده زمان، کیان هستى دوران.
کلمة اللّه التامه: کلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.
تالى کتاب اللّه: تلاوت کننده کتاب خدا، قارى آیات کریمه قرآن.
وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پیمان تخلّف ناپذیر الهى.
رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پایان خدا، لطف و رحمت بى کرانه پروردگار رحمت گسترده حق.
حافظ اسرار رب العالمین: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.
معدن العلوم النبویّه: گنجینه دانش هاى پیامبرى ـ خزانه معارف نبوى.
نظام الدین: نظام بخش دین.
یعسوب المتقین: پیشواى متقین.
معزّ الاولیاء: عزت بخش یاران.
مذلّ الأعداء: خوار کننده دشمنان.
وارث الانبیاء: میراث بر پیامبران.
نور ابصار الورى: نور دیدگان خلایق.
الوتر الموتور: خونخواه شهیدان.
کاشف البلوى: بر طرف کننده بلاها.
المعد لقطع دابر الظلمه: مهیّا شده براى ریشه کن کردن ظالمان.
المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بین بردن کژیها و نادرستى ها.
المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف کردن ستم و تجاوز.
المدّخّر لتجدید الفرائض و السنن: ذخیره شده براى تجدید واجبات و سنن الهى.
المؤمّل لاِحیاء الکتاب وحدوده: مورد امید براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.
جامع الکلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.
السبب المتصل بین الأرض و السماء: واسطه بین آسمان و زمین، کانال رحمت حق بر خلق.
صاحب یوم الفتح و ناشررایة الهدى: صاحب روز پیروزى و بر افرازنده پرچم هدایت.
مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضایت و درستکارى.
الطالب بدم المقتول بکربلا: خونخواه شهید کربلا.
المنصور على من اعتدى علیه وافترى: یارى شده علیه دشمنان وافترا زنندگان.
المضطرّ الّذى یجاب اذا دعى: پریشان و درمانده اى که چون دعا کند دعایش مستجاب شود.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :قایم و کلمات کلیدی :آخرین منجی