زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱۱

چنانکه معلوم است علي محمد باب ،ادعاي خودش را با بابيت حضرت بقيه الله آغاز نمود.اودر سال 1260 در شيراز يکي از معدود مريدانش را واداشت تا در اذان عبارت "اشهد ان عليا قبل نبيل (علي محمد) باب بقيه الله " را اضافه نمايد(يعني شهادت مي دهم که علي محمد ،باب حضرت بقيه الله است )...
بهائيان وقتي در توجيه ادعاهاي باب از جمله ادعاي"بابيت حضرت بقيه الله "در مي مانند مي گويند منظور باب از بقيه الله آن چيزي نيست که شما فکر مي کنيد بلکه منظور او ميرزا حسينعلي است!!

صرفنظراز مضحک بودن اين ادعا و مغايرتش با متون بيشمار خود باب در تو ضيح کلمه بقيه الله ،بد نيست از نظر تاريخي نيزبگاهي به مو ضوع داشته باشيم.
اگر تاريخ جناب باب را مطالعه فرموده باشيد خواهيد ديد که ايشان در يک جامعه ي ‏شيعي ظهور فرموده است. نامش علي محمد و آن گونه که مي گويند سيد بوده است. نام ‏پدرش رضا و نام مادرش فاطمه بيگم. در دوران کودکي نزد آخوندي که به مکتب شيخ احمد ‏احسايي گرايش داشته درس خوانده و در دوران جواني هم تحت تأثير تعاليم سيد کاظم ‏رشتي جانشين شيخ احمد بوده است. عقيده ي شيخيه هم کاملا روشن است که چيست. آنان ‏همان اعتقادات شيعه را دارند و به علاوه معتقدند که يک نفر در هر زمان بايد باشد که رابط ‏مردم با امام زمان باشد. به آن يک نفر رکن رابع ايمان مي گويند. شيخ احمد و سيد کاظم به ‏امام زمان اعتقاد کامل داشتند. توجه بفرماييد جناب نقطه ي اولي در چنين محيطي نشو و نما ‏داشته و در آن زمان و در آن محيط مردم شيعه ي ايران هنگامي که سخن از بقية الله مي ‏شنوند جز وجود مقدس حضرت حجت بن الحسن العسکري نمي شناسند. بنابراين بايد ديد ‏که جناب باب بر اساس کدام فرهنگ و در کدام جامعه سخن گفته است. جناب باب از ‏روسيه که نيامده بود.( البته در جاي خود از ارتباطات ‏آشکار ايشان با منوچهر خان گرجي عامل روسيه ي تزاري در ايران سخن خواهيم گفت) او ‏در ايران بوده و بر اساس فرهنگ قوم حرف زده است. قرآن هم مي فرمايد هر پيامبري که مي ‏ايد به لسان قوم حرف مي زند. وقتي او مي گويد:

" يا بقية الله قد فديت بکلي لک و رضيت ‏السب في سبيلک و ما تمنيت القتل الا في محبتک"

اي بقية الله به کلي فداي شما بشوم و ‏راضي ام که در راه شما دشنام بشنوم و آرزويي به جز کشته شدن در راه شما ندارم. مردم و ‏حتي حروف حي( هجده نفر پيروان نخستين جناب باب) از اين سخن همان را مي فهمند که ‏هر شيعه ي ايراني مي فهمد. حال بعدا بهائيان ادعا کرده اند که ايشان مقصودشان حضرت بهاء ‏الله بوده است و براي اثبات اين ادعا ظاهرا قوي ترين سخن همان است که دوست شما در ‏نامه اش فرموده است. از شما سئوال مي کنم اگر حضرت باب حتي نام حضرت حجت بن ‏الحسن را هم برده باشد، باز نمي فرماييد که در فرهنگ ايشان حجت بن الحسن يعني ميرزا ‏حسين علي نوري ( نام جناب بهاء الله)؟
بهترين راه در دانستن ادعاي نخستين جناب باب ‏مراجعه به نخستين اثر ايشان است که از قضا آن را به عنوان دليل و سند ادعايش به جناب ‏باب الباب يعني ملا حسين بشرويه اي که نخستين مؤمن به حضرت باب است، عرضه کرده ‏است. اين کتاب تفسير سوره ي يوسف نام دارد که به فرموده ي حضرت بهاء الله در کتاب ‏مستطاب ايقان صفحه ي 180 چاپ مصر اول و اعظم و اکبر کتب باب به شمار مي آيد. اجازه ‏بدهيد از اين کتاب برايتان دليل بياورم که حضرت باب در فرهنگي که شما مي فرماييد چه ‏ادعايي کرده است. اشراق خاوري در صفحات 21 تا 24 رحيق مختوم، تمامي آن بخش را که ‏سورة الملک نام دارد، آورده و ما بخشي از آن‏ ‏را از ص 22 شاهد مي گيريم : ‏

‏« اللهُ قَد قَدَّرَ أن يَخرُجَ ذلِکَ الکِتابَ في تَفسيرِ أحسَنِ القَصَصِ مِن عِندِ مُحَمَّدِ بنِ الحَسَنِ بنِ ‏عَليِّ بنِ مُحَمَّدِ بنِ عَليِّ بنِ مُوسَي بنِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد بنِ عَليِّ بنِ الحُسَينِ بنِ عَليِّ بنِ أبي طالِبٍ ‏عَلي عَبدِهِ لِيَکُونَ حُجَّةَ اللهِ مِن عِندِ الذِّکرِ عَلَي العالَمينَ بَليغاً »‏

به درستي که خدا مقدّر کرده است که اين کتاب را در تفسير نيکوترين داستان ها(سوره ي ‏يوسف ) از نزد محمد فرزند حسن فرزند علي فرزند محمد فرزند علي فرزند موسي فرزند ‏جعفر فرزند محمد فرزند علي فرزند حسين فرزند علي بن ابي طالب بر بنده‏ اش خارج ‏سازد تا از نزد ذکر حجت رساننده ي خدا بر اهل عالم باشد. ‏
مي دانيد که شيعيان امامان خويش را به همين ترتيب که حضرت نقطه ي اولي نام برده است ‏مي شناسند. منظور از محمد فرزند حسن هم همان امام زمان و بقية الله است. منظور از ذکر ‏هم خود جناب باب است. حال در فرهنگ جناب باب آن گونه که شما مي فرماييد گويا ‏محمد بن الحسن يعني ميرزا حسين علي نوري؟!
تو جيهاتشان در باره ادعاي خدايي باب هم بسيار جالب و خواندني است و جالب تر آنکه مي گويند ساير پيامبران هم ادعاي خدايي کرده اند !!

منبع:http://www.imamalmahdi.com