زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۸

ملامحمدمهدي نراقي (متوفي 1209)وفرزندش ملااحمدنراقي ازعلماي قرن دوازدهم وسيزدهم هجري قمري هستند ازجمله آثار ملامحمدمهدي نراقي عبارت است از:
1.معتمدالشيعه في احكام الشريعه
2.لوامع الاحكام في فقه شريع الاسلام
3.التحف الرضويه في المسائل الديني
4.التجريدفي اصول الفقه
5.جامع السعادات
6.مشكلات العلوم
7.محرق القلوب
8.الشهاب الثاقب
چندين كتاب بامطلع <انيس >ازجمله :
9.انيس التجار
10.انيس الحكما
11.انيس الموحدين
12.انيس الحجاج
وي دراصفهان ,زبان وخط عبري رانيزفراگرفت ودر مواردي درتاليفات خودبه آن استنادكرده است ازجمله در اين كتاب انيس الموحدين در پايان باب سوم درنبوت , فقره اي ازتورات رانقل كرده و سپس آن راترجمه كرده است :
<اولياشماعيل شيمعتني هيني واهفراتي وتوواهربيتي اوتوبيمامادرشيتم عاشار تسليم يوليداوننعتي لكوي كاذول >
يعني آنكه :
<اي ابراهيم !دعاي تورادر حق اسماعيل شنيدم اينك من اورابرگزيده وبزرگوارمي كنم به سبب مادماد(به معني احمد است )وازآن احمد,دوازده امام به هم برسندكه برقومي عظيم , ] ص 116 [ امام باشند>
همچنين درصفحه 202 <مشكلات العلوم >نيزبه عبارتي ازخط عبري استنادكرده است
آري ,علماي پيشين براي دفاع ازدين خدا,زبان هاي بيگانه رانيزفرامي گرفتنداي كاش ميراث بران آن همه زحمات ,فهم صحيح دين خداو تبيين صحيح آن ودفاع ازحريم مقدس آن راتوفيق مي داشتند
گفتگوهاي بسياري ازعلما بادانشمندان سايراديان و فرقه هادرطول تاريخ ,گزارش شده است عالم فاضل ملامحمدمهدي نراقي گويد:
حقيردرباب عبارت پيشين (به زبان عبري )باعلماي يهود بسيارگفتگوكرده ام وقدرت و ص 116انيس [ جوابي ندارند ] الموحدين
ومباحثه سيدبحرالعلوم (متوفي 1212هجري قمري )با علماي يهوددرراه كربلاكه سبب هدايت دانشمندان واهل آن آبادي شده است ,معروف و مشهوراست
الف) امامت
قبل ازپرداختن به هربحث دراين خصوص ,به ويژگي هاي <امام >و<امامت >مي پردازيم :
1امامت ازاصول دين است واصول دين تقليدي نيست بلكه ازعلم ويقين كه احتمال خلاف درآن نرودبايد حاصل شود(1)
وامامت ازفروع دين نيست (2)وبه فرموده امام رضا عليه السلام بدون اعتقادبه اين اصل ازدين ,حتي توحيدهم پذيرفته نيست (3)
2رتبه امامت ,قريب رتبه نبوت است جميع ادله اي كه دلالت مي كندبروجوب نصب نبي ,به عينهادلالت مي كندبروجوب نصب امام ,به اعتباراينكه رتبه امامت ,قريب رتبه نبوت است پس هراختياري كه نبي دارد امام هم دارد,جزاينكه اوخليفه ونايب پيغمبراست (4)
3<عصمت >,شرط امامت است واشتراط عصمت درامام , دركمال وضوح است زيراكه معلوم شدكه رتبه امامت مثل رتبه نبوت است
پس جميع ادله اي كه دلالت برعصمت نبي مي كند,به عينه دلالت برعصمت امام هم مي كندوچگونه مي تواندشدكه امام ,معصوم نباشدوخطاكار
باشدوحال اينكه اوحافظ شريعت شرايع الهيه وناصر نواميس نبويه است وهرگاه خطا ازاوسرزندوخودمخالفت شريعت رابكند,چگونه حافظ شريعت خواهدبود(5)
4امامت ,به نص خداي متعال ورسول اواست به چنددليل :
1دانستي كه درامام , عصمت شرط است وشكي نيست كه عصمت امري است مخفي ,كه مردم نمي توانندبرآن مطلع شوند
پس بايدتعيين امام ,دست كسي باشدكه اطلاع برامور مخفيه وعلم به اشياباطنيه داشته باشدواين معني منحصر است درخداورسول او
2باتامل درطريقت و سيرت فخرالنبيين ,يقين حاصل مي شودكه آن حضرت ,بدون تعيين جانشين ازدنيانرفته اند پيامبررحمت ,چگونه درتمام جزئيات ,راهنماي مردم باشد امادراهم مطالب ,ساكت مانده باشد!
3هرگاه امامت ,به دست مردم باشد,عزل امام هم به دست مردم خواهدبودواين معني مخالف رتبه امام است (6)و مادامي كه نص ازجانب خداو رسول نباشد,امامت ,بي صورت است (7)
5نص برتعدادامامان دركتب پيشينيان عبارتي كه درسفراول تورات آمده است قبلامرور كرديم كه ترجمه بخشي ازآن چنين است :
<وازآن احمد,به هم برسنددوازده امام ,كه امام باشندبرقومي عظيم >(8)
6امام بايدافضل ازجميع رعيت باشدواگرچنين نباشد, يارتبه امام ورعيت مساوي است وياافضليت ازآن رعيت است حالت اول باطل است زيراترجيح <احدالمتساويين >بر ديگري جايزنيست بلكه بايد وجه رجحاني براي يكي حاصل شودتاآن رابرگزيند
حالت دوم نيزباطل است و هيچ عاملي ,مفضول رابرافضل ترجيح نمي دهد
درقرآن (سوره 10آيه 35) نيزمي خوانيم :
<آياكسي كه مردم رابه حق هدايت مي كندبراي پيروي كردن ,سزاوارتراست ياكسي كه خودش هم هدايت نمي شودتا اينكه ديگري اوراهدايت كند, چرانمي فهميدوچگونه حكم مي كنيد>
پس امام بايدافضل از جميع رعيت باشد(9)
وتازه ,اين درحالتي است كه مقايسه بين امام وغيرامام جايزباشدكه اين جوازبه ما داده نشده است
<يقاس بآل محمداحدا:احدي باآل رسول مقايسه نمي شود>
ب مهدويت
كسي كه فهم صحيح و اعتقادراسخ به امامت داشته باشد,طرح اين بحث براي او صرف تذكراست وگرنه وقتي اعتقادبه امامت امامان دوازده گانه عليهم السلام از حضرت علي عليه السلام تا حضرت مهدي (عج )داشته باشد,اهل نجات است (10)
چنين شخصي ,امام را خليفه واقعي رسول خدامي داند كه جزبه نص صريح ,امكان پذير نيست امام اول رابايدرسول خداكه خاتم النبين است انتخاب ومعرفي كندوامامان بعدي راامامان قبل ,تاامام عصرحضرت مهدي راامام يازدهم حضرت عسگري عليهم السلام تاييدوتعيين كرده اند(11)
اين نص نه تنهاتوسط امامي بعدازامامي صورت گرفته بلكه اززبان حضرت رسول (ص )مكررابه بيان هاي مختلف به اين امرتصريح شده است ,ازجمله :
1حضرتش بارهاوبارهابا اشاره به حضرت سيدالشهدا عليه السلام مي فرمودند:
<اين فرزندمن امام است ,و پسرامام ,وبرادرامام وپدرنه امام نهمين ايشان ,قائم ايشان خواهدبود(12)
2درحديث لوح كه جبرئيل آن رابه هديه نزدرسول خدا(ص )آوردنيزامامان به نام , مشخص ومعين شده اند خوشبختانه درطرق اهل سنت نيزبراين مطلب آنقدراخبار رسيده كه ازتواترتجاوزكرده است ازجمله :
در<مصابيح >باب <مناقب قريش >از<جابربن سمره > روايتي آورده كه پيغمبر فرمودند:<اسلام هميشه عزيز خواهدبودبه دوازده امام كه ايشان ازقريش باشند>(13)
همچنين درصحيح بخاري ازپيامبراكرم (ص )روايت آورده است كه فرمودند:
<بعدازمن دوازده امير خواهندبودكه همه ازقريش باشند>
وازصحيح ابوداود,كه پيامبر فرمودند:<هميشه اين دين , ظاهرخواهدبودتاقيامت برپا شوددوازده نفربرشماامام شودكه همه ازقريش باشند>
ودر<مقتبس الابرار>از سلمان فارسي چنين روايت كرده كه گفت :
روزي خدمت پيامبر رسيدم سيدالشهداامام حسين عليه السلام راديدم كه روي پاي مبارك آن حضرت نشسته بود حضرت ,چشم هاي اورا مي بوسيدوبه او مي گفت :
<تويي سيدوپسرسيدو پدرسيدوتويي امام وپسرامام وپدرامامان وتويي حجت و پسرحجت وپدر9حجت خدا كه ازطلب توباشندونهمين ايشان ,قائم ايشان خواهدبود>
وبسياري ازاهل سنت از مسروق روايت كرده اندكه گفت :
<باجمعي نزدابن مسعود نشسته بوديم جواني درآنجا حاضربود,گفت :آياپيغمبرشما ازشماعهدي گرفت كه بعدازاو چندخليفه خواهدبودابن مسعودبه اوگفت :توبسياركم سن وسالي اين مساله اي است كه تاحال كسي ازمن سوال نكرده است بلي ,پيغمبرازما عهدگرفت كه بعدازاودوازده خليفه خواهندبودبه عددنقبا بني اسرائيل >
گذشته ازتمامي اينهاو اثبات امامت حضرت مهدي (عج )ازطريق افضليت ,صدق معجزات ,وقوع غيبت وخالي نبودن زمين ازحجت (14) مواردي چنداززبان مرحوم نراقي رامتذكرمي شويم :
1امام ,حافظ شريعت الهيه ص [ وناصرنواميس نبويه است ] 139
2باتوجه به علم بي حد امام ,عصمت امام نيزبسيار حساس ودقيق است وبراي ما ص 139 [ مردم ,غيرقابل تصور ] 140
3<اولوالامر>فقط امامان هستندكه معصوم ازهرخطايند ] ص 140 [
4امامان واجب الاطاعه واطاعت آنان , ] ص 140 [ هستند اطاعت ازخداورسول است ] ص 188 [
5سن وسال نقشي در امامت نداردچنانچه خود خليفه اول به آن معترف بنابراين نه ] ص 147148 [ است پيغمبرخدادرسن كهولت هذيان گومي شودونه حضرت نوح درسني كه صددهه بيش از ايشان گذشته باشد!
6معرفت نداشتن به امام , مساوي است باسپري كردن عمردرجاهليت ,ومردن در حال عدم شناخت نسبت به امام زمان مساوي است بامردن ] ص 137138 [ جاهليت
نقل عالم اهل سنت بعداز حديث معروف نبوي كه <من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميت± جاهليه >جالب است او مي گويد:
<فمن لم يعرف امام زمانه و انه في ظل امانه ,فكماعاش عيش± جاهليه فقدمات ميت± ] ص 138 [ جاهلي± >
به اين معناكه :
پس هركس امام زمان خود رانشناسددرحالي كه درسايه وجوداودرامان است ,پس همانگونه كه زندگي اش در جاهليت سپري مي شودمردنش هم مردن جاهليت است
بااينهمه ,تنهايك بحث مي ماندوآن <غيبت امام عصر(عج )>است كه آن مساله نيزباتوجه به مواردزيرقابل دقت است :
1زمين ازحجت خدا خالي نمي ماند
<اگرزمين ازحجت الهي خالي باشد,هرآينه زمين بااهل ] ص 132 [ اوفرومي رود>
2امام غايب ,كماكان امام است وبه اين سبب ,شبهه فايده آن حضرت درغيبت مرتفع مي شود
3امام ,واسطه معرفت الهي است
<پس بايدهميشه روي زمين ازحجت الهي خالي نباشد تاحامل معرفت اودرميان ص [ باشد> ] وجودداشته [ مردم ] 132
4وجودامام ,سبب نزول بركات است
<اگرحجت خدابرروي زمين نباشدوهيچ مقاومتي در برابرشياطين نباشد,ظلمت , جميع زمين رافرامي گيرد,و هرگاه چنين شود,بالمره قطع عنايات وبركات الهيه ] ص 133 [ مي شود>
5غيبت امام ,ازناحيه ما مردم است
<گاه است كه درصددقتل وجدال بااودرآيند,لذاجناب الهي ,اوراازنظرمفسدان , غايب مي گرداند,تازمين از ص [ حجت الهي خالي نباشد> ] 134
6درمجردبودن امام , فوايدي است بي شمار,امادر ظهور,فوايدي است خاص
اگرچه ظهور,اصلح به حال عباداست وفوايدظهوربيشتر است ,اماصرف وجودامام فوايدي داردوغيبتش به اعتبار ص [ عدم قابليت مردم است ] 134
اميداست باظهورموفور السرورآن حضرت ,راه هرگونه حمله شيطان براعتقادات مردم بسته شودومردم به راحتي از منبع سرشارعلوم نبوي ,سيراب شوند
آمين


(1)انيس الموحدين ,ص 1240
(2)چنانچه فخررازي دراربعين ص 456براين عقيده است
(3)حديث معروف سلسله الذهب
(4)انيس الموحدين ,ص 127
(5)انيس الموحدين ,ص 1390
(6)انيس الموحدين ص 145 146
(7)همان ,ص 1240
(8)همان ,ص 124
(9)همان ,ص 116
(10)انيس الموحدين ص 143, 144
(11)مولي محمدمهدي نراقي به تبع خواجه نصيرالدين طوسي و براساس احكام عقل ومستناداز آيات وروايات ازشيعه اماميه , ياشيعه اثني عشريه به فرقه ناجيه تعبيرمي كندانيس الموحدين ص 2130
(12)انيس الموحدين ص 216
(13)الاستنصار,كراجكي ,نقل ازانيس الموحدين ص 2160
(14)وصحيح مسلم ج 3ص 1451
(15)انيس الموحدين ص 220 222
منبع:امام المهدی.کام