زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٧

 

 توصیف شناسنامه ای امام زمان

  در بررسی تفکر اسلام آمریکایی، نسبت به شناخت امام (ع) در می یابیم که حرکت کردن و به حرکت کشاندن جامعه، زمینه سازی و تمهید برای ظهور معنایی ندارد. در این تفکر، امام (ع) در حد یک خاطره در ذهن مسلمین وجود دارد که گاهی مشکلات مالی و یا درمانی آن ها را حل می کند. در این فرهنگ، به علت عدم دسترسی به امام (ع) ، تبعیت از هدایت الهی معنایی ندارد، وظیفه مسلمین  تنها دعا کردن است و سکوت و رضایت در مقابل ظلم و جور، به امید مصلحی که خواهد آمد و البته زمان آن را نیز تنها خدا می داند و بس!

 

اسلام آمریکایی ، امام (ع) را مردود نمی شمارد، او را بزرگ و ارزشمند می داند. در این تفکر، او فرزند رسول خداست، صاحب مقام والاست، مدحش واجب است و اینک خداوند او را برای محفوظ ماندن از شر دشمنان از نظر غایب ساخته و لذا راه انتفاع از ایشان «مسدود» است. ظهورش به خواست الهی است و در «گروی رفتار ما نیست». شناخت او واجب است. مشخصات فردی، سال تولد، طول عمر، نسب فرزندان، مسکن، سیرت و صورت حضرت، مواریث ایشان، ویژگی های جسمی و مشخصات فردی و خانوادگی شان را می توان شناخت. در اوقاتی که مربوطه به آن حضرت است برای ظهورشان می توان دعا کرد و در غیبت ایشان تنها انتظار کشید و صرفاً با دعا و ندبه ظهورشان را درخواست نمود. وقایع مربوط به ایشان در دوران غیبت صغری و کبری را  می توان دانست، نواب ایشان را می توان شناخت و در هر سال نیمه شعبان با برگزاری جشن ها و مراسم ویژه از مقام ایشان تجلیل به عمل آورد، اما با چه کیفیتی، این موضوع مورد بحث ما است.


بر اساس این منظر ظهور هنگامی خواهد بود که ظلم و جور جهان را پر کند، لذا شوریدن علیه ظلم و جور جایگاهی ندارد و از آن جا که خداوند ، خود یک شبه امر ظهور را فراهم می آورد، زمینه سازی برای ظهور نیز معنایی ندارد، چرا که رفتار در چنین حدی برای مسلمان لازم نیست و تنها انتظار است که او را از زمره پیامبران و صدیقان و صالحان قرار خواهد داد! گویی که پیامبران و خوبان گذشته نیز همچون انسان های منفعل، در امور جامعه ناتوان و ناکارآمد بوده و به انتظار ساکن بسنده کرده اند.


در بررسی تفکر اسلام آمریکایی، نسبت به شناخت امام (ع) در می یابیم که حرکت کردن و به حرکت کشاندن جامعه، زمینه سازی و تمهید برای ظهور معنایی ندارد. در این تفکر، امام (ع) در حد یک خاطره در ذهن مسلمین وجود دارد که گاهی مشکلات مالی و یا درمانی آن ها را حل می کند. در این فرهنگ، به علت عدم دسترسی به امام (ع) ، تبعیت از هدایت الهی معنایی ندارد، وظیفه مسلمین  تنها دعا کردن است و سکوت و رضایت در مقابل ظلم و جور، به امید مصلحی که خواهد آمد و البته زمان آن را نیز تنها خدا می داند و بس! چنین تفکری در اعلی ترین حد خویش، امام را تنها، شخصیتی برا تقدیس و احترام و تحسین می داند. در چنین فرهنگی ، به لحاظ درد و رنجی که به دلیل نبودن امام (ع) بر مسلمین رسیده است، شعر های احساسی – و نه سخنان تبیینی و تحلیلی در موضوع چگونگی پایان دوره غیبت- همراه با آه و ناله فراوان از دوری حضرت، فراوان دیده می شود.


با تأمّل در آن چه گذشت در می یابیم که برداشت های این چنینی از اسلام، اصولاً به حرکت منجر نمی شود. این گونه تفکرات نسبت به مهدویت ، هیچ گاه برای منافع افراد جبهه باطل یعنی آمریکا و دیگر قدرتمندان جهانی ضرری ندارد و بلکه در برخی موارد، توجیه کننده فعل آنها نیز می باشد، لذا صرف «توصیف کردنِ شناسنامه ای امام زمان عج» ، رفتاری است که رد زمره رفتارهای اسلام آمریکایی محسوب می گردد و نه اسلام ناب محمدی (ص) .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


*  مرجع:  کتاب " راه فردا در مقایسه اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی "  تألیف سعید اصفهانیان





کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :آخرالزمان و کلمات کلیدی :عدالت