زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱٧

ماهيت انتظار و موعود مسيحي

ماهيت انتظار، مهم‌ترين و برجسته‌ترين مفهوم موعود در مسيحيت است كه به نكات مهمي درباره آن اشاره مي‌شود:

1.  با تومجه به آن چه درباره اهداف آمدن دوباره مسيح شمرده شد، مسيح‌باوري در چهره و معناي دوم، رو به آينده و آرماني آينده‌ساز است، كه برخلاف موعود پيشين، تنها فرايند روحي و معنوي تأثير گذار نيست. «داور جهاني» با تشكيل حكومت، برقراري ملكوت الهي يا همان وعده پادشاهي خدا به داوود، داوري در ميان بني‌اسرائيل و ساير امت‌ها و نيز پاداش دادن براي ايمان‌داران، كار كردي اجتماعي دارد. او با اين كاركرد اجتماعي كه البته تلاش شده تا سياسي نگردد، مي‌كوشد تا آينده روشني را براي مسيحيان به ارمغان بياورد.

2.  موعود، كاركردي اجتماعي دارد؛ تشكيل حكومت و برقراري حكومت، اما بعد معنوي آن نيز حالت توجه است. ظهور موعود و بازگشت عيسي براي افرادي مفيد مي‌افتد كه پيش از آن به باوري ويژه و ايماني خاص دست يافته‌اند و مسيحا بودن عيسي را پذيرفته‌اند و به او ايمان آورده‌اند تا بتوانند از ره‌آورد او به هنگام بازگشت بهره گيرند؛ ايماني كه گاه به زندگي كردن در مسيح [68] تعبير شده است. از اين جهت، مي‌توان موعود مسيحي را كاركرد فرديِ قوي‌تر و برجسته‌تري دانست.

3.  اين موعود برخلاف چهرة‌ نخستِ موعود عهد جديد، نه يك موعود ملي و نژادي بلكه كاملاً غيرقوم‌مدار، جهان شمول و فراملي است و به همين سبب او به داور تمام امت‌ها معرفي شده است، خواه بني‌اسرائيل و خواه غير آنها، تنها شرط براي نجات همان ايمان است كه پيش‌تر از آن ياد شد. البته گاه از نجات بني‌اسرائيل و يا داوري در ميان آنان سخن به ميان مي‌آيد، اما اين دليل پذيرفته شده‌اي بر انحصار نجات به بني‌اسرائيل نيست؛ اين جملات را بايد به حساب تأثير عهد عتيق و تلاش مسيحيان براي تطبيق عيسي بر پيشگويي‌هاي عهد عتيق دانست.

4.  در مجموعه عهد جديد، هيچ‌گونه كاركرد فراكيهاني براي عيسي به هنگام بازگشت ترسيم نشده است؛ به اين معنا كه او با انجام اعمال فرا عادت، هستي را به رهبري خويش درآورد و تصرفاتي را در عالم كيهاني پديد آورد. كاركرد مسيح در عهد جديد رفتاري است كه در چهارچوب قوانين و قواعد هستي جريان دارد. تنها رستاخيز و بازگشت او رفتاري خارج از قوانين طبيعت در دستور كار او محسوب مي‌شود.

5.  برخلاف تصويري كه از موعود و منجي در پاره‌اي از اديان و يا مكاتب وجود دارد، نجات بخشي موعودِ مسيحي هرگز در محدوده زمان منحصر نمي‌شود و به عصر يا دوره‌اي خاص اختصاص نمي‌يابد. در اين چهره از موعودگراييِ كتاب مقدس، نجاتِ موعود، مقوله‌اي سيال و هميشگي كه تنها كافي است آدمي به موعود (مسيح) ايمان بياورد تا نجات يابد. نجات در گرو زمانِ خاص يا جغرافياي ويژه‌اي قرار نمي‌گيرد و آدمي هرگاه به اين ايمان دست يابد، به رستگاري رسيده است. اين ويژگي را مي‌توان شاخصه اصلي موعودگاريي مسيحي دانست كه در چهره نخست از موعود مسيحي نيز، چنين امتيازي وجود داشته است.

6.  زمان بازگشت مخفي است؛ نامشخص بودن زمان بازگشت عيسي و عدم تعيين آن، سبب مي‌شود تا چراغ اميد براي هميشه فروزان بماند. او خود بارها بر اين نكته تأكيد مي‌كند كه: «اما از آن روز و ساعت هيچ كس اطلاع ندارد حتي ساكنان آسمان جز پدر من و بس. [69] و به همين دليل به آنها يادآور مي‌شود هميشه اميدوار و آماده باشند. «پس بيدار باشيد زيرا كه آن روز و ساعت را نمي‌دانيد.» [70]

7.  بازگشت دوباره مسيح برخلاف ظهور نخستين او، عيان و آشكار است [71] و از آن‌جا كه بازگشت دوباره او براي مجد و سيادت كليسا تصوير و تفسير شده، بايد در بازگشتي آشكار اين مهم را عملي سازد. به همين دليل، گفته شده است:

«مؤمنان صداي آمدنش را خواهند شنيد و هر كس و هر چيز ديگر را ترك خواهند كرد.» [72] او بازگشت دوباره‌اش را اين‌چنين توصيف مي‌كند: «هم‌چنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مي‌شود، ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد.» [73]

67. millennialism. P245 Encyclopedia of.
68. نك: اين تعبير در رسايل پولس به ويژه رسالة او به روميان فراوان به كار رفته است.
69. متي 24: 36.
70. متي 25: 36.
71. المجئي الثاني للمسيح، ص 119.
72. همان، ص 120.
73. متي 24: 27.
منبع اصلی:http://www.imamalmahdi.com