زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٥


نویسنده : سید حسین میرنور الهی
کلمات کلیدی : بابیت، ظهور، غیبت، نیابت، اهل سنت و مهدویت
در عصر غیبت مردمی که منتظر ظهور امام غائب خویش بودند، به مدعیان مهدویت مبتلی شدند.این عصر که با غیبت کبری امام روبرو شد با ظهور مدعیان مهدویت نیز همراه شد.امام زمان(عج)در نامه خود به آخرین نائب خود از غیبت بزرگی که خداوند آن را مقدر نموده خبر دادند و با پیش بینی ظهور مدعیان دروغین ارتباط با امام(عج)، ظهور خویش را مشروط به علائمی چون صیحه آسمانی و خروج سفیانی نمود تا با این نشانه آشکار مدعیان دروغین مرتبطین و نیز مهدویت رسوا شوند.علاوه براین اجرا نشدن هدف اصلی یعنی گسترش عدالت در جهان بعد از ادعای چنین افرادی دروغگویی ایشان را در این ادعا اثبات می­کند.در این مقاله به برخی از مدعیان مهدویت در عصر غیبت کبری اشاره می­شود که مرگ ایشان خود دلیلی بر بطلان مدعی ایشان است.
1. در اوائل قرن چهارم عبید الله المهدی رئیس حکومت فاطمیین در مغرب با چنین ادعائی به تأسیس حکومت اسماعیلیه دست زد و عده­ای از یارانش براین اعتقاد بودند.[1]
2.محمد بن عبیدالله القائم بامرالله دومین خلیفه فاطمیین نزد قوم بربر به عنوان مهدی مطرح بود.[2]
3.المعز بن المنصور الفاطمی العبیدی نوه عبید الله المهدی، متوفی 365هـ ق، به این نام خوانده می­شد.یارانش او را مهدی موعودی که مالک زمین خواهد شد می­دانستند. او اولین حاکم فاطمیین در مصر است.[3]
4. حاکم بامرالله نیز از نوادگان عبیدالله المهدی در اواخر قرن چهارم مدعی مهدویت بود.[4]
5. الحسین بن زکرویه بن مهرویه از فرقه قرامطه کسی است که او را به عنوان مهدی معرفی نمود. فرقه قرامطه با او در بیعت بود.[5]
6. در همین قرن قرامطه با محمد بن اسماعیل که در کوفه به عنوان مهدی ظاهر شده بود بیعت کردند. [6]
7. در قرن پنجم شخصی به نام بلیا از اهالی بصره به عنوان مهدی قیام کرد و بصره را به آتش کشید.[7]
8.در همین قرن عد­ه­ای به مهدویت یکی از نوادگان ابراهیم بن عبدالله بن الحسن از سادات حسنی به نام أبو عبدالله الحسین بن القاسم بن علی بن عبد الله شدند. او در سال 404 هـ ق کشته شد.[8]


نوان : مدعیان مهدویت در فرق اسلامی
نویسنده : سید حسین میرنور الهی
کلمات کلیدی : بابیت، ظهور، غیبت، نیابت، اهل سنت و مهدویت
در عصر غیبت مردمی که منتظر ظهور امام غائب خویش بودند، به مدعیان مهدویت مبتلی شدند.این عصر که با غیبت کبری امام روبرو شد با ظهور مدعیان مهدویت نیز همراه شد.امام زمان(عج)در نامه خود به آخرین نائب خود از غیبت بزرگی که خداوند آن را مقدر نموده خبر دادند و با پیش بینی ظهور مدعیان دروغین ارتباط با امام(عج)، ظهور خویش را مشروط به علائمی چون صیحه آسمانی و خروج سفیانی نمود تا با این نشانه آشکار مدعیان دروغین مرتبطین و نیز مهدویت رسوا شوند.علاوه براین اجرا نشدن هدف اصلی یعنی گسترش عدالت در جهان بعد از ادعای چنین افرادی دروغگویی ایشان را در این ادعا اثبات می­کند.در این مقاله به برخی از مدعیان مهدویت در عصر غیبت کبری اشاره می­شود که مرگ ایشان خود دلیلی بر بطلان مدعی ایشان است.
1. در اوائل قرن چهارم عبید الله المهدی رئیس حکومت فاطمیین در مغرب با چنین ادعائی به تأسیس حکومت اسماعیلیه دست زد و عده­ای از یارانش براین اعتقاد بودند.[1]
2.محمد بن عبیدالله القائم بامرالله دومین خلیفه فاطمیین نزد قوم بربر به عنوان مهدی مطرح بود.[2]
3.المعز بن المنصور الفاطمی العبیدی نوه عبید الله المهدی، متوفی 365هـ ق، به این نام خوانده می­شد.یارانش او را مهدی موعودی که مالک زمین خواهد شد می­دانستند. او اولین حاکم فاطمیین در مصر است.[3]
4. حاکم بامرالله نیز از نوادگان عبیدالله المهدی در اواخر قرن چهارم مدعی مهدویت بود.[4]
5. الحسین بن زکرویه بن مهرویه از فرقه قرامطه کسی است که او را به عنوان مهدی معرفی نمود. فرقه قرامطه با او در بیعت بود.[5]
6. در همین قرن قرامطه با محمد بن اسماعیل که در کوفه به عنوان مهدی ظاهر شده بود بیعت کردند. [6]
7. در قرن پنجم شخصی به نام بلیا از اهالی بصره به عنوان مهدی قیام کرد و بصره را به آتش کشید.[7]
8.در همین قرن عد­ه­ای به مهدویت یکی از نوادگان ابراهیم بن عبدالله بن الحسن از سادات حسنی به نام أبو عبدالله الحسین بن القاسم بن علی بن عبد الله شدند. او در سال 404 هـ ق کشته شد.[8]
9.در اوائل قرن ششم أبوعبد الله محمد بن عبدالله بن تومرت البربری رئیس حکومت موحدین در مغرب با ادعای مهدویت به چنین تشکیلاتی دست پیدا کرد.[9]
10. در قرن هفتم أحمد بن عبد الله بن هاشم أبوالعباس در قاهره به دنیا آمد و فقه شافعی را آموخت و از شاگردان تقی­الدین بن دقیق بود. وی در سال 689 هـ­ق به دعاوی غلو آمیز و ادعای مهدویت پرداخت.[10]
11. در همین قرن بابا اسحاق از صوفیه که نام او محمد قرمانی است در اناطولی در زمان حکومت سلطان سلیمان از شاهان عثمانی مدعی مهدویت شد. سرانجام کیخسرو امیر قونیه او را کشت.[11]
12. در همین قرن بایزید ترکمانی مقیم قونیه مدعی مهدویت شد.[12]
13. در آخر قرن هفتم، عباس ریفی خود را فاطمی و به عنوان مهدی معرفی نمود و به قتل و غارت مشغول شد.[13]
14. مردی مصری در زمان حکومت سلسله ایوبیان خروج کرد و از طرف حکومت به مراکش تبعید شد و در آنجا کشته شد. [14]
15. در قرن هشتم، شخصی از طائفه نصیریه از جبال لبنان در سال 717 هـ­ق، خود را به عنوان محمد بن الحسن القائم به امرالله معرفی نمود.[15] اسم اصلی این مدعی قرطیاوس بوده است.[16]
16. در همین قرن تمرتاش بن النوین جوبان مدعی مهدویت شد و لی پدرش او را از این امر بازداشت و توسط حاکم آن روز به ولایت روم منصوب شد.[17]
17. در همین قرن شخصی به نام اوصی در مصر مدعی مهدویت شد.[18]
18. در این قرن سید محمد گجراتی هندی در گجرات هند مدعی مهدویت شد و به قتل رسید.[19]
19.در اواخر قرن هشتم شخصی به نام حسن بن عبد الله الأخلاطی الحسینی، که به کیمیاگری مشغول و معروف بود، نزد پیروانش به مهدی موعود مشهور بود.[20]
20. موسی الکردی از اهالی کردستان در زمان شاه خدا بنده الجایتو، مدعی مهدویت شد و خدابنده او را کشت.[21]
21. ابوالکرم الدارانی در بخارا مدعی مهدویت شد. جرماغون از پادشاهان مغول او و پیروانش را کشت.[22]
22. در اوائل قرن نهم نیز شخصی از متصوفه به نام تویزری از بلاد تونس خود را فاطمی موعود منتظر خواند و یارانش از اهل سوس بر این اعتقاد بودند.[23]
23. در اواسط قرن نهم الشیخ شمس الدین محمد بن أحمد الفُرِّیانی المغربی مدعی مهدویت شد.[24]
24. سید محمد مشهدی از اهالی مشهد در زمان فرخ سیر، مدعی مهدویت شد و فرخ سیر از سلاطین هند از او حمایت نمود. وی مذهبی به نام خفشانی بوجود آورد و بعد مدعی نبوت و وحی شد.[25]
25.در قرن نهم سال 840هـ­ق رئیس فرقه مشعشعیه (سید محمد مشعشع)که به تأسیس حکومت مشعشعین موفق شده بودبه طریق مکاشفه مدعی مهدویت شد.وی محمد بن فلاح بن هبة الله از سلاله امام کاظم(ع) معرفی شده است.وی بر هویزه واقع در بین بصره و واسط سلطه پیدا کرد و در سال 861 هـ­ق نیز برخوزستان حاکم شد.[26] او بارگاه امیرالمومنین علی(ع) را تخریب کرد.[27]
26. سید علی بن محمد موسوی از سادات مشعشعی هویزه که مقیم هند بود مدعی مهدویت شد و در هند کشته شد.[28]
27. ملاعرشی کاشانی در سال 850 هـ­ق مدعی مهدویت شد و کم کم مدعی نبوت و در سال 880 هـ­ق کشته شد.[29]
28.میرزای بلخی از عالمان بلخ در سال 890 هـ­ق مدعی مهدویت شد و کشته شد.[30]
29. محمد بن یوسف الجونبوری (جونفوری) الهندی (847- 910 هـ­ق) در قرن نهم و دهم مدعی مهدویت شد. وی در ظاهر زاهد و بسیار متقی بود و به همین دلیل مردم بسیاری به وی رجوع کردند.او به شهرهای مختلف هند و خراسان مسافرت کرده بود و حج نیز انجام داده بود، اما به مدینه برای زیارت پیامبر(ص) نرفته بود. او دلیل این ادعا را بدون واسطه از خداوند بیان می­کرد که به او اینچنین وحی شده­است.[31]
30. در این قرن مردی طرابلسی خروج نمود و مدعی مهدویت بود. وی در جنگ با ناپائون بناپارت کشته شد.[32]
31. در سال 900 هـ­ق شیخ عبدالقدیر بخارائی در بخاری مدعی مهدویت شد و امیر بخارا او را کشت.[33]
32. در قرن دهم شیخ علائی الحسن که نائب شیخ سلیم عارف بود، مدعی مهدویت شد. وی در شهر بیانه هند ساکن بود. [34]
33. در مغرب در سال 950 هـ­ق، شیخ مغربی مدعی مهدویت شد.[35]
34. حسین اللحیدی یکی دیگر از مدعیان مهدویت است که عالمان اهل­سنت در رد او کتاب نوشته­اند.[36]
35. در قرن یازدهم أبو العباس أحمد بن عبد الله السجلماسی المغربی معروف به ابن­أبی محلی مدعی مهدویت شد. وی در ابتدا فقیه بود بعد به تصوف گرایش پیدا کرد که در این مرحله خیالات واهی به فکر او وارد شد.[37]
36. در قرن یازدهم در روستای ازمک از نواحی شهرروز شخصی به نام محمد ادعای مهدویت نمود و مردم بسیاری به او گرویدند.احمد خان کردی حاکم ان منطقه به آنها حمله کرد و تعدادی از طرفداران او را کشت و خود وی دستگیر شد و توبه نمود.[38]
37. در قرن یازدهم عده­ای معتقد به مهدویت یکی از عالمان سنی صوفی به نام محمد بن علی بن أبی بکر بن عبدالرحمن السقاف الحضرمی شدند.[39]
38. عبد القادر بن على المحیرسى الزیدی الحیمى الیمانى، از جمله کسانی بوده که در این قرن مدعی مهدویت شد. او در سال 1077 هـ­ق دار فانی را وداع می­کند.[40]
39. در همین قرن به سال 1081هـ­ق، عبدالله العجمی روز جمعه 26 ماه رمضان، در مسجدالحرام مدعی مهدویت شد و در آنجا کشته شد.[41]
40. سید احمد بریلویی نیز از جمله کسانی است که عده­ای قائل به مهدویت او شدند.[42]
41. در قرن دوازدهم هاشم شاه نور بخش مدعی مهدویت بود.[43]
42. در قرن سیزدهم برخی قائل به مهدویت محمد إسماعیل بن عبد الغنی بن الشاه ولی الله الدهلوی العمری شدند و یارانش کشته شدن او را در برابر جنگ با کفار در هند منکرشده و معتقدند که او زنده است. این مطلب در مورد احمد بریلویی نیز گفته شده­است.[44]
43. در اوائل قرن سیزدهم(1203هـ ق)مردی بنگالی در ماه رجب در مسجدالحرام مدعی مهدویت شد و شریف مکه با او جنگید و او را کشت.[45]
44.در اواخر همین قرن محمد بن أحمد بن عبدالله السودانی الصوفی در سودان ادعای مهدویت نمود.او با دشمنان انگلیسی در آن منطقه جنگیده بود.[46]
45. شیخ سعید الیمانی ملقب به فقیه در سال 1256 هـ­ق، در یمن مدعی مهدویت شد که توسط امام الهادی، پادشاه یمن کشته شد. [47]
46. میرزا طاهر مشهور به حکاک از شاگردان سید کاظم رشتی رئیس شیخیه است. وی در استانبول خود را از طرف تمام انبیاء مبعوث می­دانست و چون کارش بالا گرفت مدعی مهدویت شد. پیروان وی را طاهریه می­گویند.[48]
47.شیخ مهدی قزوینی از شاگردان سید کاظم رشتی در خفاء مدعی مهدویت بود بطوریکه بعد از مرگش کتبی از وی در این زمینه یافت شد. [49]
48. از مهمترین اشخاصی که در قرن سیزدهم به ادعای مهدویت مشهور شد، علی محمد باب شیرازی فرزند رضا شیرازی است.وی در ابتدا ادعای جانشینی سید کاظم رشتی از فرقه شیخیه رانمود و بعد مدعی بابیت و نیابت و ارتباط با امام زمان(عج)شد.بعد از مدتی ادعای مهدویت سر داد.البته نبوت و ربوبیت نیز در رساله­ها و نوشته­های وی نیز ادعا شده و با نوشتن کتاب بیان مدعی است که خداوند آن را بر او نازل نموده. وی در سال 1266 هـ­ق اعدام شد.[50]
49.سید محمد همدانی از شاگردان شیخ احمد احسائی بود.وی بعد از ورود به هند به ترویج مسلک شیخیه پرداخت و بعد خود مدعی مهدویت شد. او در سال 1277 هـ­ق، در گذشت. [51]
50. سید ولی الله شاگرد شیخ احمد احسائی ، مقیم بمبئی مدعی مهدویت بود.[52]
51. میرزا حسن از شاگردان حاجی کریم خان کرمانی رئیس شیخیه در کرمان، در هند به ترویج کلمات حاجی کریم خان مشغول بود و بعد از ان مدعی مهدویت شد. [53]
52. مهدی سودانی در قرن سیزدهم و چهاردهم در سودان مدعی مهدویت شد.[54]
53.در قرن چهاردهم در هند، غلام احمد قادیانی مدعی مهدویت شد.وی از اهل سنت هند بوده و خود را مجدد دین در این قرن معرفی می­نمود و سپس مدعی الهام شد و بعد از آن ادعای مهدویت نمود و بعد مدعی شد که او عیسی(ع)است که در آخر الزمان ظاهر خواهد شد. این مدعی در سال 1326 هـ­ق دارفانی را وداع گفت.[55]
54. غلامرضا شاه عراقی معروف به مرکب ساز که در سال 1340هـ­ق درگذشت، مدعی مهدویت بوده است.[56]
55. محمد سنوسی نیز در لیبی مدعی مهدویت بوده است.[57]
56. سید بن علیشاه هندی از مرتاضین هند که سالها در صحن مطهر امیرالمومنین علی(ع) در یکی از حجرات ساکن بود و خانقاه نیز داشته، مدعی مهدویت بود. وی در سال 1342 درگذشت.[58]
57. سید محمد بن علی بن احمد ادریسی، در شهر صبیا در سال 1323هـ ق، مدعی مهدویت شد.[59]
58. در قرن معاصر نیز یکی از دانشجویان وهابی از دانشگاه محمد بن سعود در ریاض به نام محمد بن عبدالله القحطانی بعد از چهار سال خود را فارغ التحصیل می­کند و مدعی می­شود که در رؤیا گفته شده که وی مهدی منتظر است.عده­ای از طلاب وهابی با وی بیعت می کنند و او در سال 1400 هـ­ق به مسجدالحرام حمله می­کند و مردم را به خاک خون می­کشد که به فتنه حرم مشهور است. [60]
تمام این افرادی که ذکر شدند مدعی مهدویت شخصی بودند اما بسیاری از صوفیه از جمله مولوی در مثنوی قائل به مهدویت نوعی هستند.
پس به هر دوری ولیی قائم است تا قیامت آزمایــــش لازم است
پس امام حی قائم آن ولی است خواه از نسل عمر خواه از علی[61]
یکی از این افراد که خود را مهدی نامید و معتقد به مهدویت نوعیه بود میرزا مشتاق علی شیرازی است.[62]


[1]-دمشقی، ابن کثیر؛ البدایه والنهایه، بیروت، بیروت، دارالفکر، بی­تا، ج 12ص 267و ذهبی، شمس الدین؛ تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام‏، بیروت، دارالکتاب العربی، دوم، 1409هـ ق،ج 24 ص 22
[2] - نویرى‏، شهاب­الدین؛ نهایة الأرب فی فنون الأدب‏، قاهره‏، دارالکتب و الوثائق­القومیة، اول‏، 1423 هـ ق، ج‏28، ص: 115
[3] - سیوطی، جلال الدین، العَرْفُ الوَرْدِی فی أخبار المَهْدِی،بی­جا، بی­تا، ص 23
[4] - مبلغی، عبدالله؛ تاریخ ادیان و مذاهب جهان، انتشارات حر، دوم، 1377، ج 3، ص 1114
[5] - سیوطی، جلال الدین، پیشین، ص 24
[6] - دمشقی، ابن کثیر؛ پیشین،ج 11 ، ص 152
[7] - همان، ج 12، ص 136
[8] - محلی، حمید بن احمد؛ الحدائق الوردیة فی مناقب الأئمة الزیدیة، صنعاء، مکتبة البدر، اول، 1423هـ ق، ج‏2، ص 121
[9] - ذهبی، شمس الدین؛ پیشین،ج 36 ، ص 113 و 116و شذرات الذهب، ج6، ص 117
[10] - سیوطی، جلال الدین، پیشین، ص 26
[11] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص 1118
[12] - همان ، ص 1121
[13] - همان، ص 1115
[14] - همان، ص 1118
[15] - حنبلی، ابن العماد؛ شذرات الذهب، ج 8، ص 78
[16] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص 1115 و 1380
[17] - سیوطی، جلال الدین، پیشین، ص 28
[18] - دمشقی، ابن کثیر؛ پیشین،ج 14 ، ص 143
[19] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص 1119
[20] - حنبلی، ابن العماد؛ پیشین، ج 8 ،ص 608
[21] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص 1116
[22] -همان، ص 1116
[23] -همان، ص 1115
[24] - حنبلی، ابن العماد؛ شذرات الذهب، ج 9، ص 381
[25] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص 1116
[26] - الزرکلی، خیرالدین ؛الاعلام، بیروت، دارالملایین، 1980،ج 6، ص 332
[27] - القاسم، محمود عبدالروف؛الکشف عن حقیقه الصوفیه، بی­جا، بی­تا، ص345
[28] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص 1121
[29] - همان
[30] - همان، ص 1121
[31] - هندی نیشابوری، سید میرحامد حسین؛ عبقات الانوار فى امامة الائمة الاطهار، اصفهان، کتابخانه عمومى امام امیر المومنین على علیه السلام، دوم، 1366هـ ق، ج‏14، ص373 و همان، ج 3، ص 1116
[32] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص 1115
[33] - همان، ص 1121
[34] - همان، ص 1117
[35] - همان، ص 1118
[36] - الحمید، عبدالکریم بن صالح؛ الحق المستبین فی بیان ضلال اللحیدی حسین، ص 71
[37] - الزرکلی، خیرالدین ؛پیشین،ج 1 ، ص 161
[38] - سیوطی، جلال الدین، پیشین، ص39
[39] - المحبی، خلاصة الأثر فی أعیان القرن الحادی عشر، بی­جا، بی­تا ،ج 2، ص 452
[40] - الشوکانی، محمد بن علی؛ البدر الطالع بمحاسن من بعد القرن السابع ، ص 353
[41] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص1117
[42] - العظیم آبادی، محمد شمس الحق؛ عون المعبود، بی­جا، بی­تا، ج9، ص 316
[43] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص1120
[44] - سیوطی، جلال الدین، پیشین، ص40
[45] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص1117
[46] - سیوطی، جلال الدین، پیشین، ص 41
[47] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص 1117
[48] - همان، ص 1119
[49] - همان، ص 1119
[50] - الزرکلی، خیرالدین ؛پیشین، ج 5، ص 17
[51] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص 1120
[52] - همان
[53] - همان
[54] - همان ، ص 1115
[55] -الزرکلی، خیرالدین ؛پیشین،ج 1 ، ص 256
[56] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص 1120
[57] - طباطبائی حسنی، سید محمد علی؛ مائتان وخمسون علامة حتى ظهور الإمام المهدی (ع)، ص 118
[58] - همان
[59] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص 1117
[60] - سیوطی، جلال الدین، پیشین، ص 43
[61] - مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت 815
[62] - مبلغی، عبدالله؛ پیشین، ص 1121
 





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :مدعیان ظهور و کلمات کلیدی :جوان ومهدویت