زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱٧

چكيده :

آيين عيسوي مذهبي است كه بر اساس انتظاري ديرپا و مؤكد در ملت يهود شكل گرفت. شماري از يهوديان كه در آموزش‌هاي انبياي خود به صورت دم‌افزوني به ماشيح وعده داده شده بودند با آمدن عيسي گرد او جمع شدند و پايه‌ريز ديانت تازه‌اي شدند كه پرشتا در مسير عالمگير شدن حركت كرد. اما با پايان حيات زميني عيسي اين انتظار به شكل تازه‌اي درآمد و آن عبارت بود از انتظار بازگشت عيسي مسيح و تشكيل يك حكومت كه بتواند ملكوت الهي را استوار سازد.

اين مقاله تلاش دارد تا با مراجعه به متون اوليه و مقدس مسيحي اين دو انتظار را تصوير كند. اميد است مقدمه‌اي باشد براي مطالعات بيشتر پژوهشگران در اين عرصه.

واژگان كليدي:

انتظار مسيحي، عهد جديد، بازگشت عيسي، انتظار يهودي مسيحي.

مقدمه

هنگامي كه به مطالعه موضوعي در مسيحيت مي‌پردازيد و يا حقيقتي را در زندگي يك مسيحي بررسي مي‌كنيد، تحقيق در اين باره كه اين موضوع چه جايگاهي در كتاب مقدس دارد و يا به كيفيتي از آن سخن گفته شده براي درك بهتر و كشف موقعيت و زواياي آن موضوع در كل تفكر مسيحي مفيد خواهد بود.

مسيحيت در اين ويژگي خود در ميان همه اديان ديگر، بر محور شخصيت ممتاز بنيان گذار آن استوار است و تنها ديني به شمار مي‌رود كه بر اساس انتظار تاريخي يك ملت و آموزه مؤكد يك دين و اشتياق دم افزون پيروان آن براي ظهور منجي شكل گرفته است. به همين دليل، مي‌توان حدس زد انتظار و موعودباوري تا چه ميزان مي‌تواند موضوعي باشد كه كتاب مقدس به آن توجه كرده است.

اين نوشته، مي‌كوشد تا چهره‌هاي انتظار و باور موعود را در عهد جديد به تصوير كشد كه اميد است مقدمه‌اي براي مطالعات بيشتر پژوهش گران در اين عرصه باشد.

انتظار اول: يهودي ـ مسيحي

نخستين تصوير نمايان از انتظار در عهد جديد، تصوير به سر آمدن انتظار ديرپاي ملت يهود است كه با معرفي عيسي به نام «مايشح» [1] و موعود بني‌اسرائيل، به پايان رسيد.

مسيحيت در يك بستر كاملاً يهودي و بر اساس باورهاي ديني يهوديان شكل گرفت و به همين دليل نهضت عيسي را مي‌توان نحله‌اي از يهوديت دانست. [2] مسيحيان تا سالياني پس از پايان زندگي زميني عيسي، خود را يهودي مي‌دانستند و تمام رسوم و آداب شريعت يهود را رعايت مي‌كردند و همه روزه به معبد مي‌رفتند و آيين موسوي را، مانند ديگر يهوديان به جا مي‌آوردند. اگر كسي به دين ايشان درمي‌آمد و ختنه شده نبود، او را الزام مي‌كردند كه عمل ختان، نخستين و مهم‌ترين نماد پذيرش يهوديت را انجام دهد. اعتقاد آنان به ماشيح موعود بودن عيسي، چنان كه در كتاب‌هاي انبياء بني‌اسرائيل به ظهور او بشارت داده شده، [3] آنان را از ديگر يهوديان جدا مي‌كند.

باور مسيحيان اوليه كه خود را يهودي الاصل مي‌دانستند، [4] از تاريخ يهوديت سرچشمه مي‌گرفت. عيسي و حواريون او نيز يهودي بودند. آنان داستان‌هاي كتاب مقدس در خصوص ابراهيم، اسحاق و يعقوب را كاملاً مي‌دانستند و به آنها ايمان داشتند. [5] آنان مطلع بودند كه پيامبران بني‌اسرائيل، به صورت دم‌افزوني با تأكيدات بسيار اين تشنگي را در ملت يهود پديد آورده‌اند كه فرزندي از نسل داوود، دوران طلايي و شكوه سلطنت پدرش را دوباره براي يهوديان به ارمغان خواهد آورد، به همين دليل، وقتي عيسيا مسيح را يافتند از روستا زادگي‌اش چشم پوشيدند، و به او كسوت شهرياري دادند و همان موعود خواندند. به همين دليل اين انتظار كاملاً يهودي است كه در شخصي به نام عيسي توسط جماعتي از يهوديان كه بعدها پايه‌گذار مسيحيت شدند ساكن شد.

آموزه موعودباوري در ميان يهوديان فراز و فرودهاي بسياري داشته و مصاديق بسياري به خود ديده، اما عيسي مصداق متمايزي بوده كه با جذبه بسيارش، گروه بسياري را از طبقه پايين جامعه به سوي خود ذجب كرده و با ماشيح بودنش، در ذهن همه ريشه دوانده و اين ريشه‌ها چنان سترگ شده‌اند كه آيين جديدي سر بر آورده و عالم‌گير شده است. [6]

پي‌نوشت‌ها :

1. mashiah.
2. برايان ويلسون، دين مسيح، ترجمه حسن افشار، ص 31.
3. نك: جان ال بي ناس، تاريخ جامع اديان، ترجمه علي‌اصغر حكمت، ص 611.
4. نك: هاروي كاكس، مسيحيت، ترجمه عبدالرحيم سليماني، ص 47.
5. مدي جو ويور، درآمدي به مسيحيت، ترجمه حسن قنبري، ص 77.
6. جوليوس كرينستون، انتظار مسحيا در آيين يهود، ترجمه حسين توفيقي، ص 52.