زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٤


 عقیده به منجی و موعود که در متن دین یهود آمده است در میان رهبران عصر حاضر این دین نیز وجود دارد.
 
 سخن مهندس آوایی نمایندة انجمن کلیمیان ایران در این مورد درخور توجه است:
 
 
 
 در اصول سیزده گانه ایمان یهود، بعد از توحید، نبوت حضرت موسی(علیه السلام)، کتاب تورات، رستاخیز و پاداش و مجازات نهایی عالم و... در بند دوازدهم جمله‌ای مختص ماشیح آمده، به این مضمون که «من با ایمان کامل اعتقاد دارم به آمدن و ظهور ماشیح و هر چند که او تأخیر کند، با این حال، هر روز منتظر ظهور او خواهم بود.»
 
 این جمله، جایگاه تفکر منجی در آیین یهود را نشان می دهد که جزء اصول ایمانی است؛ علاوه بر این، در نمازهای سه گانه یهودیان که هر روز در سه نوبت صبح، عصر و شب ادا می شود و دارای بیش از 18 بند هست، یکی از این دعاها نیز مختص درخواست تسریع ظهور ماشیح است و یک فرد یهودی، هم در اصول ایمان و هم در نمازهای خود، مرتباً با این قضیه اعتقادی درگیر است.
 ایده ماشیح طبق عقیدة برخی مفسران تورات از همان زمان آفرینش جهان در آیات تورات آمده است. در تاریخ یهود، به طور مشخص، اولین کسی که صحبت از نجات یهود و موعود به میان می آورد حضرت یعقوب(علیه السلام) است که در اولین جلد از کتاب‌های تورات آمده است. حضرت یعقوب‌(علیه السلام) در روزهای پایان عمرش هنگامی که دوازده فرزندش (اصحاب بنی اسرائیل) دور او جمع شده بودند می-فرماید: «ترکه (تازیانه) تادیب الهی از نسل یهود و بنی‌اسرائیل در نخواهد شد تا زمانی که آن منجی ظهور کند و تمام ملت جهان از او پیروی کنند.»
 بعد از یعقوب، طرح ایده ماشیح و منجی موعود، به صورت مقطعی در تاریخ یهود دیده می‌شده و به مرور تبدیل به ایده آخرالزمانی شد که البته این به معنای پایان جهان نیست، بلکه شروع مقطع جدیدی از حکومت جهانی و روش زندگی انسان‌هاست. زمانی که بنی اسرائیل در مصر بودند در پایان دوران حکومت صدراعظمی حضرت یوسف(علیه السلام) که بعد از آن بردگی بنی اسرائیل شروع می شود، باز هم حضرت یوسف(علیه السلام) طبق روایات یهود، جملات رمزی را به نسل های بعدی خود سپرده بود که سینه به سینه بین نسل‌های بنی اسرائیل می‌گشت که کسی خواهد آمد و ما را از این فلاکت و بردگی نجات خواهد داد.
 می گویند اولین ماشیح یا موعود یهود، حضرت موسی(علیه السلام) بود که آمد و این قوم را نجات داد؛ وقتی بنی اسرائیل به رهبری حضرت موسی(علیه السلام) از بند فرعون مصر آزاد شدند و به سرزمین مقدس بنی‌اسرائیل رفتند. در طول بیش از هزار سال اقامت آنها در آن سرزمین، ظلم و جور به حد نهایت می‌رسید. طبق هدایت های انبیای یهود، این قوم عقیده داشتند که منجی خواهد آمد و شمشیرها و نیزه-ها را به گاو آهن و ابزار کشاورزی تبدیل خواهد کرد و جنگ و ظلم را از بین خواهد برد.
 بعد از ویرانی معبد دوم بیت المقدس و پراکندگی یهودیان در دو هزار سال پیش، این اعتقاد از حالت مقطعی خود به یک حالت آرمانی تبدیل شد؛ به این معنا که روزی آن منجی خواهد آمد و مناصب و عادات یهودی را بازگردانده و جهان را که از ظلم و جور پُر شده، به دوران مورد نظر انبیای یهود باز می-گرداند.
 در مورد شخصیت ماشیح در تلمود و گفتار علمای یهود، زیاد بحث شده و عقیده کلی بر این است که ماشیح شخصی عادی و انسانی مانند سایر انسان ها است و در هر دوره ای به دنیا می آید؛ یعنی در هر دوره، فردی در جامعه وجود دارد که مستعد ایفای نقش ماشیح و منجی است. او بسیار عالم و از معارف زمان خود بهره‌مند است و تمام خصوصیات مورد نظر را داراست و اگر آن دوران شایستگی داشته باشد و خداوند هم مایل باشد، او این نقش را به عهده می گیرد، وگرنه در زمان دیگری، فرد دیگری که شرایط در او جمع است آماده ایفای این نقش خواهد بود.
 در طول تاریخ یهود، بسیاری از علما یا صالحان بودند که بعضاً رهبری جامعه را به عهده داشتند که و بعد از مرگ آنها، اکثریت مردم یا علما با تأسف می گفتند: اگر شرایط مهیا می شد این فرد حتماً ماشیح ما می بود. (البته کسانی هم بودند که از این اعتقاد سوء استفاده کردند و به عنوان منجی های دروغین در تاریخ یهود ظهور کردند.)
 در مورد زمان ظهور نیز عقاید بسیاری وجود دارد؛ جمعی از یهودیان با تعیین زمان، وعدة ظهور دادند، اما عدم تحقق این وعده‌ها موجب سرخوردگی و بحران در جامعه شد و بعد از آن، علمای یهود تعیین زمان ظهور را منع کردند. اما آنچه از آیات انبیای یهود در کتاب مقدس بر‌می‌آید، آیه معروفی است که خداوند می‌فرماید: «زمان ظهور او را در زمان خودش تسریع خواهم کرد.» که جمله ای تناقض نماست که هم زمان دارد و هم خداوند آن را تسریع می‌کند. در تفسیر این آیه گفته‌اند: «به هر حال خداوند زمان مشخصی را برای ظهور ماشیح در نظر دارد که قطعاً خواهد آمد، اما همچنان انسان ها دخیل هستند. در این‌که اگر شرایط را زودتر مهیا کنند، خداوند ظهور منجی را تسریع می کند.»
 در مورد نشانه های دوران مسیحایی هم اقوال مختلف ذکر شده و گروهی از علما و متفکران یهود، چه در تلمود و چه بعد از آن، نشانه های بسیار آرمانی و دور از دسترس انسان را ذکر کرده اند؛ مثل این عبارت: در آن دوران دیگر گناهی نخواهد بود. بنابراین توبه هم معنا نخواهد داشت و انسان از تلاش مادی و کار روزمره هم فارغ می شود. چون جهان کاملاً معنوی خواهد بود؛ به عبارت دیگر، آنچه را انسان می-توانست از بهشت تصور کند، نشانه های دوران ظهور ذکر کرده اند. اما ابن میمون از بزرگ‌ترین فیلسوفان یهود، این مفهوم را دست یافتنی‌تر مطرح کرد و گفت: «فرقی در جهان قبل و بعد از ظهور نخواهد بود مگر آن که سلطه و قید حکومت ها از انسان ها برداشته می شود و انسان، آزاد و عادی زندگی خواهد کرد.»
 حاصل این مطلب را اگر بخواهیم خلاصه بگوییم، جمله ای از ارمیای نبی هست که می‌گوید: در آن روز، خداوند یکتا خواهد بود و نامش نیز یکتا. یعنی علاوه بر یکتاپرستی مردم جهان، همة خداپرستان او را به یک شیوه پرستش خواهند کرد.
 دکتر پیوئیان، یکی دیگر از شرکت‌کنند گان میزگرد همایش موعود ادیان، در سخنان خود اظهار می‌دارد: مسئلة موعود یا بازگشت مسیح، علاوه بر نقل قول هایی که در اناجیل اربعه و در کتاب 21 رسالة بعد از آن و نیز کتاب اعمال رسولان وجود دارد، به صورت مشروح و تفصیلی در کتاب «مکاشفه‌های یوحنای پیامبر» در 22 فصل آمده است. او نویسندة انجیل چهارم است و در قسمت رساله ها هم سه رساله دارد. یوحنا این رساله‌ را در تبعید نوشته است. رومیان او را بازداشت کرده و به جزیره پتاموس یونان تبعید کردند. یوحنا در آن جزیره به عبادت پرداخت و کل ماجرای بازگشت مسیح را مکاشفه نمود، در 22 فصل نوشت. او می گوید فرشته خدا آمد و گفت بیا و ببین. و من دیدم. سپس داستان را نوشته است.
 ظهور مسیح در هفت مرحله ذکر شده که در مرحلة اول، سه صدا به گوش می رسد: صدای فریاد، صدای رئیس فرشتگان آسمان و صدای بلند شیپور که هر سه در تمام عالم شنیده می شود. در این مرحله، مسیح در آسمان و ابرها پدیدار می شود؛ نخست، که وفات یافته اند، قیام خواهند کرد و جسمشان با روحشان متحد شده و به حضور مسیح خواهند رسید و ایمان داران زنده نیز انتخاب خواهند شد و نزد مسیح صعود خواهند کرد و نسبت به آنها داوری و مقدار پاداش هر کدام معین خواهد شد. سپس در بزم و سرور نکاح بره شرکت می کنند؛ منظور از بره، مسیح است! چون قبلاً برای آمرزش گناهان، بره قربانی می شد و از آنجا که مسیح هم برای نجات گناهکاران فدا شد، لذا از او به بره یاد شده است. این نکاح زمینی نیست، بلکه نکاح خداوند با کلیساست؛ یعنی با مجامع ایمان‌داران. به عبارت دیگر کلیسا به اصل خدایی پیوند می خورد.
 مرحلة دوم، ظهور ضد مسیح یا مسیح دروغین است. او از شیطان قدرت می گیرد و تخت خود را از شیطان دریافت خواهد کرد. او در حکومت دچار کفرگویی وحشتناکی خواهد شد و خود را خدا اعلام خواهد کرد و معجزاتی دارد که مردم را غافل می کند. با مقدسات خواهد جنگید و بر کشورها مسلط می-شود. رمز و علامت و عدد او 666 است. ایمان‌داران را خواهد کشت و نبی کاذب در خدمت اوست و مردم را به پرستش تصویر خود وادار می کند. او مردی شریر و گناهکار است و شیطان از طریق او پرستش خواهد شد.
 هم‌دست دیگر او «روسپس اعظم» است که بر حیوانی قرمز سوار است که هفت سر و دو شاخ دارد که ظاهراً استعاره از روم است. احدی نمی تواند جنسی را خرید و فروش کند، مگر آن که علامت او، یعنی 666 بر کالا نصب شده باشد.
 مرحلة سوم، دوره مشکلات و مصایب است که عبارت است از جنگ و شورش ملتی علیه ملت دیگر، زمین لرزه ها، کشتارها و خیانت ها و طاعون، نابودی گیاهان، مسموم شدن آب، آسیب دیدن آسمان، مرگ دریا، ملخ‌های وحشتناک، مرگ به وسیله دیوها، دمل‌های زشت، مرگ موجودات آبزی، گرمای غیرقابل تحمل و... .
 مرحلة چهارم، بازگشت مسیح به زمین است که مسیح با تمام ایمان‌داران بر می گردد. ضد مسیح لشکری می انگیزد که مانع آمدن مسیح شود، اما خداوند از آسمان آتشی فرو می‌ریزد که تمام لشکریان ضد مسیح نابود خواهند شد. در مرحلة بعد، مسیح هزار سال بر زمین حکومت می کند و در این هزار سال، رحمت، محبّت، عدالت، راستی، صلح و سلامتی در سراسر جهان گسترده خواهد شد.
 در مرحلة ششم، پس از هزار سال سلطنت شیطان از بندها رها می شود و به سرعت بی ایمانان را جمع‌آوری و قصد جنگ می کند، ولی در این نبرد موفق نخواهد شد و به دریای آتش افکنده می شود.
 در مرحلة هفتم دنیای جدیدی آفریده خواهد شد و از شیطان و گناهکاران اثری باقی نمی ماند. زیرا جهان شرارت‌ها فرو ریخته و نوبت به آغازی دیگر رسیده است.
 
 1. همایش موعود در ادیان، نقل از افق حوزه، ص‌8، سال سوم، شماره 23، آذر 1383ش.
 
 





کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مسیحیت و کلمات کلیدی :مهدویت در یهود د