زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٠


یهودیان ـ که خود را پیروان حضرت موسی(علیه السلام) می­دانند ـ منتظر موعودند. در آثار دینی یهود و سِفرهای تورات و دیگر کتاب‌های انبیای آنان، همواره به موعود اشاره شده است. از آنجایی که یهودیان، به حضرت مسیح(علیه السلام) ایمان نیاوردند، بالطبع موعود آنان هنوز ظهور نکرده است. اگر در آثار مقدس یهودی تأمل شود، چهره سه موعود، در آنها ترسیم می‌گردد:



1. حضرت مسیح(علیه السلام) ،

2. حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) ،

3. حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) .

با این حساب، انتظار، در یهودیّت کیفیتی ویژه می‌یابد و چون این قوم، نه به حضرت مسیح(علیه السلام) و نه به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) ، نگرویدند، باید در برابر مسأله موعود و انتظار، بسیار حساس و نگران باشند و از این همه اشاره­ها و بشارت­های موجود در کتاب­هایشان، به سادگی و غفلت نگذرند. آنان باید از دیگران منتظرتر باشند و بیشتر به انتظار و آمادگی برای ظهور فکر کنند.

البته تکاپوی آشکار یهودیان، در دوران حاضر و فعالیت­های آنها در بازسازی هیکل سلیمان و آماده ساختن بیت المقدس برای آمدن منجی، می‌تواند دلیلی بر این مدعا باشد؛ هر چند این دیدگاه دارای انحرافی آشکار است!!

اینک نام چند کتاب از کتاب­های یهودیت و عهد عتیق ـ که در آنها سخنانی درباره موعود آمده است ـ همراه با بخش­های مورد نظر ذکر می‌شود:[1]

1. کتاب دانیال پیامبر

«در آن وقت سرور بزرگ میکائیلی ـ که از جانب پسران قومت قائم است ـ خواهد ایستاد و زمان تنگنایی که از بودن طوایف تا به این زمان نبوده است، واقع خواهد شد و در آن زمان قوم تو ـ هر کسی که در کتاب مکتوب شده است ـ نجات خواهد یافت و از خوابندگان در خاک، زمین بسیاری بیدار خواهند شد. بعضی جهت حیات ابدی و بعضی از برای شرمساری و حقارت ابدی ...».[2]

2. کتاب حگی

«خداوند لشکرها چنین می‌فرماید: هنوز وقت قلیلی است که من آسمان‌ها و زمین و بحر و خشکی را به هیجان می‌آورم؛ بلکه تمامی طوایف را به هیجان می‌آورم و مرغوب تمامی طوایف خواهد آمد و خداوند لشکرها می‌فرماید: این خانه را مملو از جلال خواهم کرد...».[3]

3. کتاب صفنیاه پیامبر

«خداوند در اندرون آن عادل است، بی انصافی نمی کند. هر صبح بی نقصان حکم خود را به روشنایی بر می‌آورد؛ اما عاصی انفعال را نمی داند. طوایف را منقطع نمودم، برج‌های ایشان ویرانند. کوچه­های ایشان را خراب کردم، به حدی که عبور کننده نیست و شهر‌های ایشان بدون آدمی و ساکنی ویرانند و گفتم که شاید از من ترسیده، تأدیب را قبول کنی تا آنکه مسکن ایشان منقطع نشود. اما هر قدر که ایشان را عقوبت کردم، ایشان سحر خیزی نموده، تمامی اعمال خویشتن را فاسد گردانیدند...».[4]

4. کتاب اِشَعْیای پیامبر

«و نهالی از تنه یشی بر آمده، شاخه از ریشه هایش قد خواهد کشید و روح خدا ـ که روح حکمت و فطانت و روح مشورت و جبروت و روح علم و خشیت از خداوند است ـ بر آن خواهد آرمید و او را در خشیت خداوند تیز هوش گردانیده، موافق منظور نظرش حکم و مطابق مسموع گوش هایش تنبیه نخواهد فرمود؛ بلکه ذلیلان را به عدالت حکم و برای مسکینان زمین به راستی تنبیه خواهد نمود و زمین را به عصای دهانش زده به روح لب هایش شریر را خواهد کشت...».[5]

5. کتاب زبور داود(علیه السلام)

در این کتاب نیز مطالبی ذکر شده است؛ چنان که قرآن کریم، به نقل از زبور از غلبه صالحان سخن گفته است:

Gوَلقَدْ کَتَبْنا فِى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذّکْرِ أنّ الارضَ یرِثُها عِبادِىَ‏َ الصّالِحُونَF؛[6]

«و در حقیقت، در زبور پس از ذکر [تورات] نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد».

با مراجعه به زبور، می­توان به رغم تحریف‌های صورت گرفته، این بشارت را چنین یافت:

«زیرا که شریران منقطع می‌شوند؛ اما متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد؛ اما متواضعان وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد...».[7]

پس از حضرت موسی(علیه السلام)، حضرت عیسی(علیه السلام) آمد و دین موسی(علیه السلام) را نسخ کرد. اکنون دین یهود، دین منسوخ و شریعت باطله است. پس از حضرت عیسی(علیه السلام)، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم)، مبعوث شده و دین مسیح را نسخ کرد. اکنون دین مسیح، دین منسوخ و شریعت باطل است.[8] از زمان طلوع اسلام تا کنون و تا قیامت، تنها دین به حق در روی زمین ـ که مبتنی بر وحی و پیامبری است ـ دین مقدس اسلام است و کتاب خدا، در میان خلق همواره، قرآن است. بر این اساس «موعود» همان مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و بشارت‌ها و اشارت هایی که از پیامبران و دیگر بزرگان رسیده است، در حق او صادق است و به ظهور او اشاره دارد.

[1] . نقل های کتاب مقدس، مستقیم از کتاب مزبور و بدون هیچ کم و کاستی نقل شده است.

[2] . کتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همدانی، کتاب دانیال، ص 1567، فصل دوازدهم، بندهای 1ـ3.

[3] . همان، کتاب حگی، ص1632، فصل دوم ، بند های 6 ـ 8 .

[4] . همان، کتاب صفنیای نبی، ص1629، فصل سوم، بندهای 5 ـ 8.

[5] . همان، کتاب اشعیاء نبی، ص1220، فصل یازده، بند 1ـ10 .

[6] . انبیاء(21)، آیه106.

[7] . کتاب مقدس، مزامیر داود، مزمور سی و هفتم، بندهای 9ـ 37.

[8] . این تعبیر ـ چنان که پیداست ـ به این معنا نیست که شریعت موسای کلیم(علیه السلام)، یا شریعت عیسای مسیح(علیه السلام)، در زمان خود نیز باطل بوده است. این دو دین، هر یک در عهد خود و در دور زمانی خاص خود و نیز به دور از تحریف ها و تصرف­ها، دین آسمانی و بر حق بوده است.





کلمات کلیدی :مهدویت در یهود و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان