زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳٠

در شماره 65 ماهنامه «موعود» به بررسی مفهوم «رجعت» و اینکه چه کسانی رجعت می‌کنند و آیا رجعت با «ظهور» و «رستاخیز» تفاوت می‌کند یا خیر پرداخته شده است.

 در این نوشتار آمده است، رجعت از نظر لغت به معنای «بازگشت» است. اما رجعت از نظر اصطلاحی به این معنا است که به امر خداوند به دست حضرت مهدی(ع) گروهی از مردگان زنده شوند و با قیام آن حضرت(ع) همراه شوند که قبل از روز رستاخیز بازگشت مردگان به دنیا صورت می‌گیرد، تا آنان به پاداش یاوری و همراهی و درک حکومت مهدی(ع) نائل آیند و نیز خداوند برخی از دشمنان حضرتش را زنده می‌کند تا از ایشان انتقام گیرد.

این معنا، خلاصه‌ای از گفتار بزرگان دین از جمله شیخ مفید، شیخ حرّ عاملی، سید مرتضی علم‌الهدی و علامه مجلسی(ره) است.1

علمای شیعه اعتقاد به رجعت را ملازم با پیروی از مذهب تشیع می‌دانند و اگر اعتقاد به امامان معصوم(ع) وجود داشته باشد، اعتقاد به بازگشت (رجعت) امامان معصوم و مؤمنان قبل از رستاخیز هم باید وجود داشته باشد و این دو لازم و ملزوم است و اعتقاد به رجعت در تمام دوران مورد اجماع علمای فرقة شیعه بوده و هیچ کس از علمای شیعه منکر این رجعت نبوده و علامه مجلسی در بحارالانوار نام بسیاری از علمای شیعه را که در کتاب‌هایشان به اصل رجعت تأکید کرده‌اند، آورده است.2

همان‌گونه که بیان شد پیش از تحقق قیامت کبری رویدادی خاص در جهان به وقوع می‌پیوندند و جمعی از مردگان به دنیا بازمی‌گردند که این رویداد را رجعت می‌گویند و همچنین گاهی از آن به «قیامت صغری» تعبیر شده است.

لذا طبق روایات دو قیامت وجود دارد: قیامت صغری یا رجعت، و قیامت کبری که همان برانگیخته شدن همه مردم در روز رستاخیز می‌باشد. البته مخفی نماند که مسئله رجعت و ظهور حضرت مهدی(ع) دو رویداد مستقل از هم هستند. لذا اطلاق قیامت صغری به هر دو رویداد منطبق می‌شود.

دلائل قرآنی رجعت

در قرآن کریم آیات زیادی دلالت بر حیات مجدد انسان دارد و نمونه‌هایی را برای ما بیان فرموده که آنها قبل از رستاخیز حیات مجدد پیدا کرده‌اند و به اصطلاح رجعت به دنیا داشته‌اند، لذا همان‌گونه که در اقوام گذشته رجعت صورت گرفته در آینده هم رجعت صورت می‌گیرد و رجعت محال و غیرممکن نمی‌باشد. برای مثال نمونه‌هایی را بیان می‌کنیم که در قرآن آمده است.

1. زنده شدن مردگان به وسیله حضرت عیسی(ع): و مردگان را به اذن خدای یکتا زنده می‌کنم.3

در قرآن کریم آمده است که این فرستاده الهی با اجازه پروردگار خویش به کارهای خارق‌العاده دست می‌زد. مثلاً بیماران مبتلا به پیسی را درمان می‌کرد، نابینایان مادرزاد را بینا می‌کرد، مجسمه‌ای از خاک می‌ساخت و در آن می‌دمید و زنده می‌شد، مردگان را احیا می‌کرد، و از توشه‌هایی که مردم در خانه‌های خود داشتند خبر می‌داد.

مفسران معروف، موارد بسیاری از این معجزات را آورده و داستان‌هایی از زنده شدن مردگان توسط حضرت عیسی را گزارش کرده‌اند.

از علمای عامه، سیوطی در تفسیر الجلالین می‌نویسد: «او دوست خود عازر را زنده کرد، پسر پیرزنی را حیات دوباره بخشید، دختری را از مرگ به زندگی بازگرداند، و این هر سه پس از زنده شدن به حیات خود ادامه داده فرزندانی نیز از خود بر جای گذاردند، همچنین سام‌بن نوح را زنده نمود که بدون درنگ از دنیا رفت».4

2. زنده شدن پس از صد سال مرگ (مربوط به عزیر): پس خداوند او را به مدت صد سال میراند، سپس وی را برانگیخت.5

این آیه مربوط به یکی از پیامبران الهی (عزیر) است که از روستایی عبور کرد و با آثار مرگ و نیستی در آن سرزمین روبه‌رو شد، به یاد رستاخیز و زنده شدن مردگان افتاد و در حالی‌که قدرت کاملة خدا را باور داشت، با تعجب از خود پرسید: «مردگان این روستای ویران را بعد از درنگ درازمدت، در قبر، چه کسی حیات دوباره می‌بخشد؟» آنگاه پروردگار بزرگ با میراندن وی، پاسخ این پرسش را بیان فرمود.

عزیر مرد و مرکبش از هم متلاشی شد، ولی غذایی که داشت در مدت صد سال هیچ تغییری نکرد. پس از صد سال زنده شد و گمان کرد که تنها نصف روز خوابیده است؛ چرا که هنگام ظهر مرد و پیش از غروب آفتاب به دنیا بازگشت. اما وقتی به مرکب پوسیدة خود نگاه کرد متوجه شد که او مرده و دوباره زنده شده است و هنگامی که آن مرکب در مقابل دیدگان او زنده شد، او باور کرد که خدای سبحان همه مردگان را در روز قیامت زنده می‌کند.6

3. مرگ گروهی (از بنی‌اسرائیل) و حیات مجدد آنها: آیا ندیدید آنهایی را که از ترس مرگ طاعون و جهاد با دشمنان از دیار خود بیرون رفتند که هزارها تن بودند خدا فرمود، بمیرید همه مردند پس (درخواست پیغمبری از پیغمبران) آنها را دوباره زنده کرد... .7

مفسران می‌گویند این آیه مربوط به گروهی از بنی‌اسرائیل بود که شمارشان به چهارهزار نفر می‌رسید که به سبب ترس از طاعون یا جهاد با دشمنان شهر خویش را ترک کردند و به سوی سرزمینی دیگر حرکت کردند اما خدای توانا این فرارکنندگان را میراند و به تقاضای پیامبرش بار دیگر آنها را زنده کرد.8

 

دلائل روایی بررجعت

برای نمونه از امام ششم حضرت صادق(ع) در بیان اهمیت اعتقاد به رجعت نقل شده است:

از ما نیست هر کسی که بازگشت دوباره (رجعت) ما را به دنیا باور نکند.9

بنابراین یکی از ویژگی‌های انسان مؤمن اعتقاد به رجعت (بازگشت دوباره ائمه معصومین(ع) و مؤمنان راستین و مشرکان فرورفته در منجلاب) است.10

مرحوم شیخ صدوق(ره) در کتاب صفات الشیعه از امام صادق(ع) روایت می‌کند:

هر کس به هفت موضوع اقرار کند پس او مؤمن است. و سپس ذکر کرد و یکی از آنها ایمان به رجعت است.11

 

همگانی یا غیرهمگانی بودن رجعت

آنچه از روایات و آیات استنباط می‌شود این است که پدیده رجعت همگانی نیست. در هنگام قیام جهانی امام عصر(ع) و قبل از برپایی رستاخیز رجعت به وقوع می‌پیوندد ولکن منحصر به جمعی از مؤمنان و مشرکان خواهد بود و این‌گونه که همه مؤمنان زنده شوند و همه مشرکان زنده شوند صورت نمی‌پذیرد در حالی‌که مخصوص عده‌ای از مؤمنان راستین و عده‌ای از مشرکان محض است.

بهترین دلیل بر این گفته که رجعت پدیده همگانی نمی‌باشد حدیثی از حضرت صادق(ع) است که حضرت فرمودند: به درستی که رجعت برای همه نیست، بلکه به جمعی خاص اختصاص دارد رجعت (بازگشت) نمی‌کنند مگر مؤمنان راستین و مشرکان فرو رفته در شرک محض و غیر از آنها هیچ کس به دنیا باز نمی‌‌شود.12

در قرآن کریم اشاره به این موضوع دارد که پدیده رجعت قبل از رستاخیز همگانی نیست بلکه از هر امتی دسته‌ای زنده می‌شوند و به دنیا بازمی‌گردند و آنها جمعی از مؤمنان و جمعی از مشرکان از هر امت هستند.

حضرت امام باقر(ع) برای اثبات این مدعا با تمسک به آیة 83 سورة نمل می‌فرماید که:

آیا آنها قرآن را نخوانده‌اند که می‌فرماید: «آن روز (رجعت) که از هر امتی، دسته‌ای را فراهم می‌آوریم.»13

از این حدیث شریف حضرت باقر(ع) معلوم می‌شود که اولاً اصل پدیده رجعت قبل از رستاخیز صورت می‌گیرد و این آیه را مربوط به رجعت می‌باشد زیرا در روز رستاخیز همه محشور می‌شوند نه گروهی از هر امت، و ثانیاً: به قرینه «من کلّ امةٍ فوجاً» که من برای (تبعض) است از هر امتی بعضی برانگیخته خواهند شد و پدیده رجعت طبق این آیه قرآن همگانی نخواهد بود.

به سبب عظمت روز رجعت این روز در کنار روز قیام حضرت مهدی(ع) و روز رستاخیز از ایام‌الله است. چنانکه امام جعفر صادق(ع) به سبب مشابهت رجعت با ظهور حضرت مهدی(ع) و روز رستاخیز می‌فرماید:

روزهای خدایی سه روز هستند: روز قیام امام مهدی(ع)، و روز رجعت و روز رستاخیز.14

بنابراین سه روز از این جهت که ایام‌الله هستند با هم مشابهت دارند و به ترتیب تحقق پیدا می‌کنند: اول قیام حضرت مهدی(ع)، دوم پدیده رجعت و سوم روز رستاخیز برپا خواهد شد.

**********************************************************

ماهنامه موعود شماره 65

پی‌نوشت‌ها:

با استفاده از کتاب: سؤال از امام مهدی(عج) در روایات، نوشتة سید فخرالدین موسوی، با تلخیص.

1. ر.ک: مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج53، صص138ـ136.

2. برای اطلاع بیشتر ر.ک: حر عالمی، الإیقاظ الهجعه بالبرهان علی الرجعه، باب 2، دلیل 3.

3. و احی الموتی بإذن الله.سورة آل عمران (3)، آیة 49.

4. سیوطی، تفسیر جلالین، ج1، ص432.

5. فأماته الله مائة عامٍ ثمّ بعثه. سورة بقره (2)، آیة 259.

6. به تفاسیر قرآن کریم اعم از عامه و خاصه مراجعه شود.

7. ألم تر إلی الّذین خرجوا من دیارهم و هم ألوفٌ حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثمّ أحیاهم... . سورة بقره (2)، آیة 243.

8. مجلسی، برای اطلاع بیشتر ر.ک: حر عاملی، همان.

9. بحارالانوار، ج92: حدیث 101؛ لیس منّا من لم یؤمن بکرّتنا.

10. لبته روایات متعددی از عامه و خاصه مربوط به رجعت شده که به کتاب صحیح بخاری 9، 102؛ و کتاب کنزالعمال 11؛ 133 از کتب عمه مراجعه فرمایید.

11. شیخ صدوق، صفات الشیعه، ص121: ح161، به نقل از کتاب رجعت نگارش: حسن طارمی.

12. مجلسی، همان، ج 53، ص39، حدیث 1. إنّ الرّجعة لیست بعامّةٍ، وهی خاصّةٌ. لایرجع إلّا من محَض الایمان محضاً او محّض الشّرک محضاً.

13. مجلسی، همان، ج53، ص40، حدیث 6 . اما یقرؤن القرآن: «و یوم نحشر من کلّ امّةٍ فوجاً».

14. مجلسی، همان، ج63، حدیث 53. ایّام الله ثلاثةٌ: «یوم القائم(ع) و یوم الاکرّة و یوم القیامة».





کلمات کلیدی :رجعت و ظهور