زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱۱

"رنسانس مذهبى در غرب "

امروز بوضوح تلاشهاى ضد دينى دولتهاى غربى كه به طرفدارى از اومانيسم و انسانمدارى كه مامور طرد و نفى تفكر خداگرايى و دين باورى در جوامع غربى است‏به بن بست رسيده و نسل رنسانس بى دينى غرب كه در چندين قرن پيش شكل گرفت روبه انقراض مى رود و رنسانس مذهبى در غرب فراگير مى‏شود.

امروزه نشانه هاى بيشمارى از رنسانس مذهبى در غرب ديده مى‏شود.كه برخى از اين گرايشهارا در بين فرقه هاى مسيحى مى توان مشاهده كرد.اين نشانه هاى رنسانس مذهبى در غرب تنها در گرايش به كليسا و دعا و نيايش خلاصه نمى شود بلكه بدليل رشد روزافزون و آگاهانه آن ، واكنش در برابر اهانت‏به مقدسات را نيز نتيجه مى‏دهد و سردمداران و حاميان انديشه هاى ضد دينى را كه دولتهاى غربى در راس آنها قرار دارند در موضع ضعف مى‏افكند. نمونه‏هاى بارز اين بيدارى را در اعتراض به نمايش فيلمهاى توهين آميزى چون آخرين وسوسه‏هاى مسيح و يا...مى توان ديد. (1) از طرف ديگر امروزه هزاران گروه از فرقه هاى مذهبى بر اين عقيده‏اند كه هزاره بعدى زمان ظهور منجى آخرالزمان است ;" تددانيلز"اهل فيلادلفيا كه دكتراى خود را از دانشگاه "پنسيلوانيا"اخذ كرده و تحصيلكرده "هاروارد"است‏مى‏گويد : در پى يك نظرخواهى انجام شده از سوى هفته نامه يو.اس .نيوزاين نكته روشن شده كه 61 درصد از آمريكاييها بازگشت دوباره مسيح (ع )را به زمين باور دارند و 59 درصد آنها به آخرالزمان معتقدند و حتى 12 درصد آخرالزمان را براى چند سال آينده پيش بينى مى‏كنند.اگر چه از جهت فلسفى بين گروهها و فرقه‏هاى گوناگون ، اختلافاتى وجود دارد اما"دانيلز"يك دورنماى اصلى را در همه آنها يكسان مى‏انگارد و آن همان طرز فكرى است كه براساس آنها اين اعتقاد وجود دارد كه زمين به حالت اوليه‏اش باز مى‏گردد و عدالت و يكرنگى بر همه جا حاكم‏مى‏شود آنروز ديگر از بدبختى و جنگ خبرى نيست .اين انديشه همواره با ظهور قهرمانى كه همه امور را مرتب مى‏سازد همراه است . اما قبل از رسيدن به اين نقطه ، بايد جهان مصائبى چون طوفانهاى عظيم ،فوران آتشفشانها،سقوط شهاب سنگهاو حتى اپيدمى هايى چون ايدز را شت‏سر بگذارد. (2)

از جمله ديگر گروههاى فعال مذهبى در اين رنسانس مذهبى گروه "وفاداران به عهد"هستند كه به گفته "بيل مك‏كارتنى" مؤسس گروه آنان نبايد انتظار نجات آمريكا را توسط سياستمداران آن داشت‏بلكه آنان نجات‏آمريكا رااز خدامى‏خواهند و مى‏گويند برآنيم تا تحت تاثير اراده خداوند جامعه خود را طبق نمونه دينى خود دوباره بسازيم. (3)

در اين رنسانس مذهبى آن آيين و دينى كه بيش از همه راهگشاو تغيير دهنده بوده و جبهه اهل مبارزه با الحاد را تشكيل داده است "اسلام "است .در دنياى سرگشته امروز و در ميان عطش روزافزون نياز به مذهب و معنويت ،اين اسلام است كه در همه ابعاد پاسخگوى نيازهاى فطرى و اصيل بشرى است و راه روشن و هموار اتصال به مبداء وجود را فرا راه بشريت امروز قرار مى‏دهد.

روزى "برناردشاو"فيلسوف برجسته انگليسى صريحا به زنده بودن دين اسلام اعتراف كرد و اعلام نمود :"من هميشه نسبت‏به دين محمد بواسطه خاصيت زنده بودن شگفت‏آورش نهايت احترام را داشته‏ام .به نظر من اسلام تنها مذهبى است كه استعداد توافق و تسلط بر حالات گوناگون و صور متغير زندگى و مواجهه با قرون مختلف را دارد.من چنين پيش بينى مى‏كنم و هم اكنون هم آثارآن پديدار شده است ،كه ايمان محمد مورد قبول اروپاى فرداخواهد بود." (4)

وقتى "برناردشاو"پيش بينى مى‏كرد كه آيين اسلام جهانگير مى‏شود و مورد قبول مردم اروپاقرار مى‏گيرد و تنها اسلام است كه مى‏تواند مشكلات جهان را حل كند، همه به اظهاراتش مى‏خنديدند ، و بدون تحقيق دوباره با بى‏اعتنايى از كنار آن مى‏گذشتند. اما امروز حقيقت‏سخنان "برنارد شاو "و ساير متفكران آزادانديش براى مردم غرب آشكار گشته و گرايش روزافزون مردم جهان به اسلام نشانه بارزى است‏براى صحت پيش بينى‏هاى او.

امروزه كسانى كه در آمريكا و اروپا به اسلام مى‏گروند همان حقايقى را مى‏يابند كه متفكران غربى آنهارا از ويژگيهاى بزرگ اسلام و عامل نجات بشريت و پناهگاه امن معنوى براى انسانهاى سرگشته غربى معرفى مى‏كنند.يك مسلمان تازه مسلمان شده آمريكايى مى‏گويد:اين آيين قادر است فشارهاى جامعه بى‏بنياد و مصرفى آمريكا را كه متوجه افراد است ، برطرف كند،اسلام نه تنها يك دين بلكه يك شيوه درست زندگى نيز مى باشد. (5)

يك آمريكايى آفريقايى تبار نيز كه تازه به اسلام گرويده است اسلام را يك دين جهانى مى‏داند كه ميان ابناء بشر از لحاظ رنگ و پوست و نژاد فرقى قائل نيست .

با آنكه مردم غرب شيفته اسلام شده‏اند و بطور روزافزون به اين آيين حياتبخش مى‏پيوندند،دولتمردان و سياستمداران غربى كه تعاليم مقدس اسلام را با منافع نامشروع و قدرت طلبى‏هاى خود در تضاد مى‏بينند با تبليغات گسترده و مسموم خود سعى در ايجاد مانع و جلوگيرى از استقبال مردم غرب از تعاليم اسلام دارند.

امروزه طرفداران نهضت جهانى اسلام بايد بيش از هر زمان ديگر خود را مسؤول پاسخگويى به نيازهاى معنوى مردم غرب بدانند و با سازماندهى و گسترش تبليغات همه جانبه خود از آثار سوء دستگاههاى تبليغى غرب بكاهند و جلوه‏هاى نورانى فرهنگ و معارف اسلامى رابه بهترين وجه به روحهاى تشنه حقيقت عرضه بدارند. (6)


(1) - روزنامه جمهورى اسلامى مورخه 23/5/73 صفحه 11
(2) - لوپوئن ،فرانسه ،عنوان :در جستجوى آخرالزمان ;نويسنده ;سباستين ستلى ،ژان NAEJ,ILHETS NEITSABES سال 1995.
(3) - نيوزويك ،آمريكا،عنوان مقاله ;قولهاو نويدها;نويسنده ،كوزاليس SILLEESOC سال 1997
(4) -جمهورى اسلامى مورخه 24/5/73 صفحه 11
(5) - هفته نامه "راديانس "،چاپ دهلى‏نو،نقل از روزنامه كيهان ،تيرماه 73به نقل از روزنامه جمهورى اسلامى مورخه 24/5/73صفحه‏11
(6) - روزنامه جمهورى اسلامى مورخه 24/5/73صفحه‏11