زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٧

 

فاطمه الزهرا

حقیقت این است که دشمنان اسلام و اهل بیت(ع) هرگز نخواسته‌اند ما زهرای اطهر(س) باشیم؛ وظیفه اصلی و اساسی ما این است که با آرمان‌های اصلی آن بزرگواران آشنا بشویم و در صراط آن‌ها قدم برداریم...

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

 

استاد نجم‌الدین طبسی استاد دانشگاه و مدرس سطوح عالی حوزه در ایران و خارج از کشور دارای تألیفات و مقالات بسیاری در زمینه مهدویت، فقه، مسائل مورد اختلاف بین مذاهب و خامس آل‌عبا(ع) هستند. نکته حائز اهمیت آن است که برخی از کتاب‌های ایشان به زبان‌های، عربی، انگلیسی و اردو ترجمه شده و تا به حال بیش از بیست مرتبه تجدید چاپ شده است. کتاب‌ها و مقالات تخصصی این استاد گرامی بارها به عنوان اثر برگزیده کشور، کتاب سال حوزه و کتاب سال ولایت منتخب شده است.
در حقیقت استاد نجم‌الدین طبسی را می‌توان از چهره‌های سرشناس بین المذاهب و ادیان دانست که در مناظرات و کرسی‌های آزاداندیشی شرکت فعال و پر ثمر داشته‌اند. کثرت تألیفات، مقالات و مناظرات استاد حاکی از سطح دانش و آگاهی ایشان در مسائل فقهی، بین‌المذاهب و مهدویت است. به علت تخصص استاد در مباحث مهدویت و شناخت واقع گرایانه ایشان از سبک زندگی در دوران آخر الزمان به سراغ ایشان رفتیم تا بحث و بررسی کنیم چگونه در شرایط سخت آخر الزمان می‌توان از سبک زندگی الگوی فاطمی بهره برد.

با توجه به این که حضرت زهرا(س) از سوی اهل بیت معصومین ملقب به بهترین زنان دو عالم هستند و از مقام عصمت و ولایت برخوردار هستند؛ چرا در جامعه امروزی توان الگو‌گیری از شخصیت و سیره زندگانی آن بزرگوار مبدل به امری سخت و ثقیل شده است؟ به دیگر بیان شاهد ایجاد شکاف و گسستی بزرگ میان الگوهای اسلامی همچون حضرت زهرا(س) و سبک زندگی در جامعه هستیم؟ ومعمولا الگوهای دینی در میان ذهنیت جامعه تبدیل به مسأله‌ای کلیشه‌ای شده‌اند؟
نخستین دلیل برای وجود چنین شکاف و گسستی را می‌توان در ضعف مبانی اعتقادی خود ما جست‌وجو کرد؛ اگر ایمان و اعتقاد ما نسبت به جایگاه و شأن اهل بیت پایین باشد منجر به همین مسأله می‌شود.
دومین دلیل و اصلی‌ترین آن عدم آشنایی، اطلاع و آگاهی از سیره آن بزرگواران است؛ راه حق وحقیقت روشن و آشکار است و در مقابل آن ظلمات قرار دارد؛ این به خود ما بستگی دارد که آیا به سوی روشنایی گام برداریم یا در مسیر تاریکی و ظلمات باشیم.
اما واقعیت این است که پیامبر اکرم(ص) اسوه حسنه هستند؛ یعنی ما باید در تمام ابعاد زندگی خویش از پیامبر الگو بگیریم. حضرت فاطمه زهرا(س) نیز پاره تن پیامبر است و هرکس حضرت زهرا(س) را الگو قرار دهد گویی پیامبر(ص) را الگوی خویش قرار داده است و سبب رستگاری و سعادت خویش را فراهم کرده است.
برخی مسأله اسوه بودن و الگو قرار گرفتن حضرت زهرا(س) را امری ناممکن می‌دانند و بیان می‌دارند در مسائلی از قبیل تربیت فرزند موقعیت و شرایط آنان با حضرت زهرا(س) یکسان و متشابه نیست و فرزندان ایشان معصوم، پاک و منزه بودند در حالی‌که فرزندان ما افرادی ساده و تحت تاثیر شرایط محیطی هستند.
بعضی دیگر وجود همسری معصوم برای حضرت زهرا(س) را امری می‌دانند که شرایط نامتشابهی را برای الگو‌گیری مهیا می‌کند بدان معنا که در ارتباط با همسر و زندگی زناشویی رعایت اخلاق با همسرانی که بدخلق هستند کاری سخت و دشوار است.
همه فرزندان حضرت زهرا(س) مانند حضرت زینب و ‌ام‌کلثوم(س) معصوم نبوده‌اند؛ دقت به این مفهوم لازم است که معنای عصمت چیست؟ آیا عصمت بدین معنا است که حضرت زهرا(س) و یا فرزندان بزرگوار ایشان نمی‌توانستند تخلف کنند؟ خیر
معنای عصمت آن است که سطح علم و آگاهی آنان به قدری بالا بوده است که مرتکب گناه نمی‌شدند و هر لحظه خود را در حضور پروردگار احساس می‌کردند.
حقیقت این است که دشمنان اسلام و اهل بیت(ع) هرگز نخواسته‌اند ما زهرای اطهر(س) باشیم؛ وظیفه اصلی و اساسی ما این است که با آرمان‌های اصلی آن بزرگواران آشنا بشویم و در صراط آن‌ها قدم برداریم.
برخی دفاع و حضور حضرت فاطمه صدیقه(س) از امیرالمومنین(ع) در جریانات بعد از سقیفه و غصب خلافت را نوعی اضطرار به شمار می‌آورند و معتقد هستند که حضور سیاسی آن بانوی بزرگوار در عرصه جامعه تنها متوقف به آن زمان بوده است و در نتیجه با حضور زنان در جامعه مخالف هستند اما برخی دیگر از تاریخ زندگانی حضرت زهرا(س) استنباطی دیگر دارند و حضور ایشان در عرصه اجتماع را فعال می‌دانستند؛ واقعیت تاریخی با کدام ادعا بیشتر سازگاری دارد؟
حضور سیاسی‌- اجتماعی حضرت زهرا(س) در عرصه جامعه تنها منحصر به مقابله با جریانات سقیفه نبوده است بلکه ایشان در زمان حضور در مکه از جان پیامبر نیز دفاع می‌کردند و حتی با دشمنان ایشان به مقابله می‌پرداختند.
چنانچه در تاریخ نقل است که در جنگ احد حضرت فاطمه زهرا(س) حضور فعالی داشتند که اولاً مسأله تهیه آب بود دوماً درمان زخمی‌ها بود که در این جنگ سر پیامبر به‌شدت خون می‌آمد که حضرت زهرا(س) حصیری را سوزاندند و بدین وسیله در صدد درمان پیامبر(ص) برآمدند. لازم است توجه کنیم جنگ احد همان جنگی بود که بسیاری از مسلمانان در آن پا به فرار گذاشتند.
در جنگ خندق نیز از وجود حبیبه رسول خدا در کتب تاریخی نیز نام برده شده که غذا و نان خود را برای پیامبر اکرم(ص) آوردند و ایشان فرمودند نزدیک سه روز است که هیچ نخورده‌ام.
حضور حضرت زهرا(س) در صحنه‌های سیاسی و نظامی در دفاع از اسلام بارز و آشکار است.

اما برخی از احادیث و روایات بر حضور زن در خانه تاکید به سزایی دارند و از حضور زنان در جامعه نهی کرده‌اند؛ برداشت شما از تاریخ زندگانی حضرت زهرا(س) آیا با این دسته از احادیث در تعارض است؟
احادیثی از قبیل این فرمایش امام معصوم که مسجد زن، گوشه خانه‌اش است با حضور اجتماعی زنان در جامعه منافات ندارد. حرف و بحث اصلی ما این است که زن نباید کالا باشد؛ مثلاً برای این که فروش آدامس کارخانه‌ای بالا برود از عکس و ابزار تبلیغاتی که مربوط به زنان است
استفاده کنند.
زنان در جامعه حضور داشته باشند اما نه به نحوی که مسائلی از قبیل تربیت فرزندان لطمه بخورد و در کنار آن هزاران مسئله دیگر به وجود بیاید.

بعد از تدفین شبانه حضرت زهرا(س) امام علی(ع) جمله‌ای تاثر برانگیز و قابل تامل دارند که می‌فرمایند: « از غم رفتن توهیچ شبی را نخواهم خوابید» بار معنایی و مفهومی این جمله که از زبان امام علی(ع) بیان شده است؛ چیست؟
بیان امام علی(ع) عمق مصیبت وارده را نشان می‌دهد؛ بدین معنا که شهادت حضرت زهرا(س) گویی مانند آن است که دوباره پیامبر اکرم(ص) وفات یافته‌اند.
فقدان پیامبر اکرم(ص) فاجعه و بار سنگینی بر دوش امیرالمومنین(ع) بود؛ حضرت زهرا(س) پاره تن پیامبر(ص) بودند و گویی حضور خود رسول الله در میان مردم بود. شهادت حضرت زهرا(س) برای امام علی(ع) تجدید شدن وفات دوباره پیامبر(ص) بود.

منبع: روزنامه ایران، شماره 5339 به تاریخ 24/1/92، صفحه 16 (سبک زندگی اسلامی)





کلمات کلیدی :سبک زندگی و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :آخرالزمان و کلمات کلیدی :عدالت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٧

 

 توصیف شناسنامه ای امام زمان

  در بررسی تفکر اسلام آمریکایی، نسبت به شناخت امام (ع) در می یابیم که حرکت کردن و به حرکت کشاندن جامعه، زمینه سازی و تمهید برای ظهور معنایی ندارد. در این تفکر، امام (ع) در حد یک خاطره در ذهن مسلمین وجود دارد که گاهی مشکلات مالی و یا درمانی آن ها را حل می کند. در این فرهنگ، به علت عدم دسترسی به امام (ع) ، تبعیت از هدایت الهی معنایی ندارد، وظیفه مسلمین  تنها دعا کردن است و سکوت و رضایت در مقابل ظلم و جور، به امید مصلحی که خواهد آمد و البته زمان آن را نیز تنها خدا می داند و بس!

 

اسلام آمریکایی ، امام (ع) را مردود نمی شمارد، او را بزرگ و ارزشمند می داند. در این تفکر، او فرزند رسول خداست، صاحب مقام والاست، مدحش واجب است و اینک خداوند او را برای محفوظ ماندن از شر دشمنان از نظر غایب ساخته و لذا راه انتفاع از ایشان «مسدود» است. ظهورش به خواست الهی است و در «گروی رفتار ما نیست». شناخت او واجب است. مشخصات فردی، سال تولد، طول عمر، نسب فرزندان، مسکن، سیرت و صورت حضرت، مواریث ایشان، ویژگی های جسمی و مشخصات فردی و خانوادگی شان را می توان شناخت. در اوقاتی که مربوطه به آن حضرت است برای ظهورشان می توان دعا کرد و در غیبت ایشان تنها انتظار کشید و صرفاً با دعا و ندبه ظهورشان را درخواست نمود. وقایع مربوط به ایشان در دوران غیبت صغری و کبری را  می توان دانست، نواب ایشان را می توان شناخت و در هر سال نیمه شعبان با برگزاری جشن ها و مراسم ویژه از مقام ایشان تجلیل به عمل آورد، اما با چه کیفیتی، این موضوع مورد بحث ما است.


بر اساس این منظر ظهور هنگامی خواهد بود که ظلم و جور جهان را پر کند، لذا شوریدن علیه ظلم و جور جایگاهی ندارد و از آن جا که خداوند ، خود یک شبه امر ظهور را فراهم می آورد، زمینه سازی برای ظهور نیز معنایی ندارد، چرا که رفتار در چنین حدی برای مسلمان لازم نیست و تنها انتظار است که او را از زمره پیامبران و صدیقان و صالحان قرار خواهد داد! گویی که پیامبران و خوبان گذشته نیز همچون انسان های منفعل، در امور جامعه ناتوان و ناکارآمد بوده و به انتظار ساکن بسنده کرده اند.


در بررسی تفکر اسلام آمریکایی، نسبت به شناخت امام (ع) در می یابیم که حرکت کردن و به حرکت کشاندن جامعه، زمینه سازی و تمهید برای ظهور معنایی ندارد. در این تفکر، امام (ع) در حد یک خاطره در ذهن مسلمین وجود دارد که گاهی مشکلات مالی و یا درمانی آن ها را حل می کند. در این فرهنگ، به علت عدم دسترسی به امام (ع) ، تبعیت از هدایت الهی معنایی ندارد، وظیفه مسلمین  تنها دعا کردن است و سکوت و رضایت در مقابل ظلم و جور، به امید مصلحی که خواهد آمد و البته زمان آن را نیز تنها خدا می داند و بس! چنین تفکری در اعلی ترین حد خویش، امام را تنها، شخصیتی برا تقدیس و احترام و تحسین می داند. در چنین فرهنگی ، به لحاظ درد و رنجی که به دلیل نبودن امام (ع) بر مسلمین رسیده است، شعر های احساسی – و نه سخنان تبیینی و تحلیلی در موضوع چگونگی پایان دوره غیبت- همراه با آه و ناله فراوان از دوری حضرت، فراوان دیده می شود.


با تأمّل در آن چه گذشت در می یابیم که برداشت های این چنینی از اسلام، اصولاً به حرکت منجر نمی شود. این گونه تفکرات نسبت به مهدویت ، هیچ گاه برای منافع افراد جبهه باطل یعنی آمریکا و دیگر قدرتمندان جهانی ضرری ندارد و بلکه در برخی موارد، توجیه کننده فعل آنها نیز می باشد، لذا صرف «توصیف کردنِ شناسنامه ای امام زمان عج» ، رفتاری است که رد زمره رفتارهای اسلام آمریکایی محسوب می گردد و نه اسلام ناب محمدی (ص) .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


*  مرجع:  کتاب " راه فردا در مقایسه اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی "  تألیف سعید اصفهانیان





کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :آخرالزمان و کلمات کلیدی :عدالت