زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٧

زمانى که حضرت حجت (عج) ظهور کند، به عدالت حکم مى‌کند و کسى نمى‌تواند به دیگرى جور و ستم روا دارد و راه‌ها به وسیله او امن مى‌گردد.

 

خبرگزاری شبستان: زمین برکاتش را براى استفاده مردم خارج مى‌کند و امور را به دست اهلش مى‌سپارد و هیچ دینى غیر از اسلام باقى نمى‌ماند و همه به اسلام گرایش پیدا مى‌کنند.

"اذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فى ایّامه الجور و امنت به السبل و اخرجت الارض برکاتها و ردّ کل حق الى اهله و لم یبق اهل دین حتّى یظهر الاسلام و یعترفوا بالایمان."(1) زمانى که حضرت حجت(عج) ظهور کند به عدالت حکم مى کند و کسى نمى تواند به دیگرى جور و ستم روا دارد و راه ها به وسیله او امن مى گردد زمین برکاتش را براى استفاده مردم خارج مى کند و امور را به دست اهلش مى سپارد و هیچ دینى غیر از اسلام باقى نمى ماند و همه به اسلام گرایش پیدا مى کنند.

 

شرح:
حکومت عادلانه و رفع ظلم و جور:
«اذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فى ایّامه الجور» نقطه مقابل عدل، ظلم است نه جور، و قسط نقطه مقابل جور است. فرق بین عدل و قسط این است که عدالت یعنى حقّ دیگرى گرفته نشود و قسط این است که بین افراد تبعیض نشود، پس ظلم به نفع خویشتن گرفتن و جور حقّ کسى را به دیگرى دادن است. به عنوان مثال، یک وقت خانه زید را براى خودم مى گیرم، که این ظلم است و یک وقت خانه او را مى گیرم و به دیگرى مى دهم که این جور است. نقطه مقابل این است که خانه زید را نمى گیرم براى خودم که این عدل است و اگر به کسى هم ندهم این قسط است، پس قسط عدم تبعیض و عدل عدم ظلم است.
امنیت راه ها: "و امنت به السبل" راه ها به وسیله او امن مى شود.

شکوفایى طبیعت: "و اخرجت الارض برکاتها" زمین برکاتش را خارج مى کند چه برکات کشاورزى و چه معادن و چه نیروهاى دیگرى که براى ما مخفى است.

زمانى که حضرت حجت(عج) ظهور کند به عدالت حکم مى کند و کسى نمى تواند به دیگرى جور و ستم روا دارد و راه ها به وسیله او امن مى گردد زمین برکاتش را براى استفاده مردم خارج مى کند و امور را به دست اهلش مى سپارد و هیچ دینى غیر از اسلام باقى نمى ماند و همه به اسلام گرایش پیدا مى کنند.

سپردن امور به اهل خبره: "و رُدّ کلّ حقّ الى اهله" کارها را به اهلش مى سپارند به خلاف زمان ما که بسیارى از کارها به دست نااهلان است چرا که رابطه ها بر ضابطه ها مقدّم شده است.

حاکمیّت دین اسلام: "ولم یبق اهل دین حتّى یظهر الاسلام" هیچ دینى باقى نمى ماند و همه ادیان دین واحد مى شوند و آن همانا اسلام است.

گرایش قلبى به اسلام: "و یعترفوا بالایمان" که دو معنى دارد ممکن است یا اشاره به این باشد که همه تابع مکتب اهل بیت مى شوند و یا اشاره به این باشد که علاوه بر این که در ظاهر ایمان دارند در باطن هم مؤمن هستند.

فرق بین ایمان و اسلام در روایات آمده است، بعضى از روایات مى گویند اسلام آن چیزى است که اگر شخص آن را اظهار بدارد جانش محفوظ و ذبیحه اش حلال است و ایمان آن چیزى است که مایه نجات او در قیامت است. در بعضى از روایات داریم که اسلام مانند مسجدالحرام و ایمان مانند کعبه است. احتمال دارد که این عبارت اشاره به آیه اى باشد که مى فرماید: قالت الاعراب آمنّا...(2)

رئوس کارهایى که آن حضرت انجام مى دهد و از روایات استفاده مى شود در چهار محور خلاصه مى شود:

اصلاح عقائد: "ما على ظهر الارض بیت حجر و مدر الاّ ادخله الله کلمة الاسلام" (3) در تمام روى زمین خانه هاى سنگى براى ثروتمندان و خانه هاى گِلى فقرا و چادرها باقى نمى ماند جز این که کلمه «لا اله الاّ الله» در آنها خواهد بود و شرک برچیده خواهد شد.

کسانى که مى خواهند از اعوان آن حضرت باشند باید در این چهار محور کار کنند و کسى که هیچ یک از این امور را ندارد و دعا کند که از اعوان او باشد، این دعا دور از اجابت است.

تکامل عقول: جهش علمى و عقلانى پیدا مى شود مرحوم علاّمه مجلسى چنین مى فرمایند:
اذا قام قائمنا وضع یده على رئوس العباد (شاید منظور ایشان این باشد که مردم تحت تربیت او قرار مى گیرند) فجمع بها عقولهم و کملت بها احلامهم (اندیشه ها و خردهاى آنها کامل مى شود).(4)

عدل و داد: در روایات متعدّد آمده است که یملأ الارض عدلا و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً.(5)
اصلاح اخلاق: از بین بردن مفاسد اخلاقى و زنده کردن ارزش هاى اسلامى که این را از روایات علائم آخرالزمان استفاده مى کنیم، روایاتى که مى گوید قبل از قیام قائم انحرافات اخلاقى مثل زنا، سرقت، رشوه خوارى، کم فروشى، شراب خوارى، خون بى گناهان را ریختن زیاد مى شود و معنایش این است که مهدى(عج) قیام مى کند تا اینها را از بین ببرد یعنى نظام ارزشى به طور کلّى مختل شده و حضرت مهدى(عج) نظام ارزشى را درست مى کند.

حضرت مهدى(عج) داراى لشکر و سپاه و اعوان و انصار است همچنان که در ادعیه آمده است:
واجعلنى من شیعته و اتباعه و انصاره و یا در بعضى از روایات آمده است که: والمجاهدین بین یدیه، کسانى که مى خواهند از اعوان آن حضرت باشند باید در این چهار محور کار کنند و کسى که هیچ یک از این امور را ندارد و دعا کند که از اعوان او باشد، این دعا دور از اجابت است.


اللّهم اجعلنى من اعوانه و انصاره و اتباعه و شیعته و المجاهدین بین یدیه.

پی نوشت:
1- بحارالانوار، ج 52، ص 338.
2- آیه 14، سوره حجرات.
3- تفسیر قرطبى، ج 12، ص 300.
4- بحارالانوار، ج 52، ص 328.
5- بحارالانوار، ج 14، ص 33.





کلمات کلیدی :آخرالزمان و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :عدالت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٦

عقل بدیهى حکم مى‏کند که اگر فرد مصلحى با زحمات توان فرساى خویش در طول سالیان دراز، طرحى را پیاده کرده و روش جدیدى را براى جامعه بشرى ابداع نموده است، طبعاً باید براى بقاء و استمرار طرح چاره اندیشى کند.

 

عقل بدیهى حکم مى‏کند که اگر فرد مصلحى با زحمات توان فرساى خویش در طول سالیان دراز، طرحى را پیاده کرده و روش جدیدى را براى جامعه بشرى ابداع نموده، طبعاً باید براى بقاء و استمرار طرح و روش خویش بلکه رشد و بالندگى آن نیز چاره اندیشى کند، هرگز عقل سلیم نمى‏پذیرد که شخص با زحمات بسیار، بنائى را تأسیس کند ولى براى حفظ آن از خطرات آینده هیچ نوع پیشگیرى به عمل نیاورد و متولّى و مسئولى را براى حفظ آن بنا معرفى نکند.


پیامبر اکرم(ص) بزرگترین شخصیت جهان بشریت است، با آوردن شریعت خود، تحوّلى عظیم در اجتماع بشرى ایجاد کرد و تمدّنى کاملًا نو را پى‏ریزى نمود. تعالیم حیات بخشى را به‏عنوان یک شریعت جاودانه به بشر عرضه کرد و با صراحت خود را آخرین پیامبران معرفى نمود. احکام شریعت خود را از اصول و فروع و حلال و حرام تا قیامت برقرار و غیرقابل تغییر دانست.
بنابراین هرگز معقول نیست که ایشان شریعتى ابدى را پایه گذارى کند ولى براى رهبرى آن پس از خود، و حفظ و حراست آن در تمام اعصار فکرى نکرده باشد.


پیامبرى که از بیان کوچکترین مسئله در زمینه سعادت بشر دریغ نکرده است، چگونه معقول است براى شریعتى جهانى و ابدى فردى را معین نکند که متولّى این شریعت باشد و در موقع لزوم و یا فراهم آمدن شرائط، آن شریعت را به جهانیان ارائه دهد. این استدلال زیبا و روشن از کتاب منشور عقاید امامیه تالیف کارشناس مسائل کلامى در عصر حاضر، آیت اللَّه سبحانى (مدظله العالى) اقتباس شده است.
منافع وجودى بسیارى از مخلوقات مربوط به انسان است. هدف از خلقت انسان که موجود برتر است؟ براى وصول به کمال است. مکتب‏هاى سرمایه‏دارى و کمونیسم و تارکان دنیا نمى‏توانند وى را به سعادت و کمال برسانند، بلکه تنها حجت خدا که مى‏تواند انسان را به قلّه رفیع کمال خویش برساند.


علامه طباطبائی(ره) براساس هدایت عامه و اینکه حرکت هر موجود به‏سوى کمال خویش وجوب وجود حجت الهی را لازم می شمارند. دکتر کربن در ویژگى مذهب تشیع و عدم انقطاع واسطه فیض بین خالق و مخلوق باور دارند که هرگز معقول نیست یک فرد مصلحى با زحمات فراوان تحوّلى ایجاد کند ولى در فکر عامل نگهدارنده او نبوده باشد.
مسئله مهمی که ما را به وجوب وجود حجت الهی در هر زمان رهنمون می سازد، عامل بقای هدایت بشریت است. خداوند بشریت و عالم را هستی بخشید تا به آگاهی و اختیار خویش به سوی کمال و خیر گام بردارد. هدایت عامه و شریعت انبیاء و اقدامات و از خودگذشتگی های مصلحان همه و همه نشان می دهد، قافله مومنین بدون رهبر و پیشوا نیست و این قافله باید در نهایت با هدایت مصلحی جهانی به یر منزل مقصود برسد.


وجود یک انسان کامل و حجت خدا که واسطه بین خالق و مخلوق باشد و از دین و شریعت اصیل وناب حفاظت نماید، از طرق مختلف قابل اثبات است. به حکم عقل، خلقت عالم بدون وجود حجّت الهى کارى عبث و بیهوده است.


در قرآن آیات بسیاری داریم که یا به مسئله امامت و رهبرى اهل‏بیت(ع) مربوط مى‏شود و یا به عظمت و فضائل آنان اشاره مى کند تا از این طریق، شخصیت‏هاى ممتاز جهان اسلام را به امت اسلامى معرفى نماید. قرآن مى‏فرماید: "إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً" "احزاب: 33"خداوند مى‏خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد.
"وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ" (1)" پیش از تو، جز مردانى که به آنها وحى مى کردیم، نفرستادیم اگر نمى‏دانید از آگاهان بپرسید.
"یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ" (2) "اى کسانى که ایمان آورده‏اید از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و با صادقین باشید."
"فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ" (3) "هرگاه بعد از علم و دانشى که به تو رسیده، افرادى با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیائید ما فرزندان خود را دعوت کنیم و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را شما هم زنان خود را ما، نفوس خود را شما نیز نفوس خود را دعوت نمائید، آنگاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم."
"أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدى‏ فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ" (4) "آیا کسى که به‏سوى حق هدایت مى‏کند براى پیروى شایسته‏تر است، یا آن کسى که خود هدایت نمى‏شود، مگر هدایتش کنند؟ شما را چه مى‏شود، چگونه داورى مى‏کنید؟» و ده‏ها آیه دیگر که در جاى خود مطرح شده و پیرامون آنها توضیحاتى داده شده.
 

بررسی شان نزول و فلسفه این آیات در این نوشتار نمی گنجد، اما بر اهل فن پوشیده نیست که این آیات و آیات مشابه صفات و ویژگی رهبران و حجت هایی را بیان می کند که سرانجام رهبری دولت عدل و داد را به حجت نهائی خواهند رساند.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :رهبری و کلمات کلیدی :وظایف منتظران




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٦

فرهنگ انتظار، فرهنگی است که در عصر غیبت امام(عج) شکل می‌گیرد. چنین فرهنگی بر محور همان باورهای زیربنایی و با الگوگیری از چشم‌انداز آرمانی 'فرهنگ مهدوی' تحقق می‌یابد.

 

در عصر جهانی شدن، شیعیان با توجه به آموزه مهدویت، همانند دیگر فرهنگ‌ها معتقدند، ظرفیت‌های لازم برای جهانی شدن را به بهترین وجه دارا هستند. چنین مدعایی، ناچار آن‌ها را در تقابل با دیگر فرهنگ‌ها خصوصاً فرهنگ غرب قرار داده و در فرآیند جهانی شدن این فرهنگ را با چالش‌هایی روبه‌رو کرده است.

براین اساس، در پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش هستیم که در فرآیند جهانی شدن، چه چالش‌هایی، فرهنگ مهدوی را تهدید می‌کند؟ لذا برای پرداختن به پاسخ این پرسش لازم است به طرح مقدماتی در این زمینه بپردازیم.

 

فرهنگ مهدوی

بن مایه بحث را از تعریف فرهنگ آغاز می‌کنیم. فرهنگ، به زعم نگارنده این سطور، «به مجموعه باورها، ارزش‌ها، هنجارها و نمادها گفته می‌شود که افراد انسانی در طول سالیانی طولانی بدان دست یافته و آن را از نسلی به نسل دیگر انتقال داده‌اند». وقتی صحبت از فرهنگ می‌شود، به دو گونه فرهنگ نظر داریم؛ یکی فرهنگ آرمانی و مطلوب است که بر ارزش‌های معنوی و آموزه‌های اعتقادی هر جامعه منطبق است و دیگری فرهنگ موجود، که با فرهنگ آرمانی فاصله بسیار دارد.

قرآن کریم درباره اهمیت عدل و قسط می‌فرماید: (لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ). بنابر این رویکرد، در چشم‌اندازی که فرهنگ مهدوی نیز ترسیم می‌کند، گسترش عدالت نمودی چشمگیر دارد؛ به گونه‌ای که یکی از بزرگ‌ترین اهداف منجی در آخرالزمان برقراری عدالت در سراسر جهان مطرح شده است.

بنابراین، وقتی سخن از فرهنگ به میان می‌آوریم، باید توجه داشته باشیم که مراد ما کدام فرهنگ است.بر مبنای تعریفی که از فرهنگ ارائه کردیم، می‌توان چنین عنوان داشت که فرهنگ مهدوی مدّ نظر ما در این پژوهش، «مجموعه باورها، ارزش‌ها، هنجارها و نمادهایی است که در ارتباط با ظهور منجی موعودی از نسل پیامبر(ص) و یازدهمین فرزند امیرالمؤمنین(ع) شکل گرفته و ریشه‌های اعتقادی آن، از آیات قرآن و روایات معصومان(ع) استخراج می‌شود».

بنابراین، فرهنگ مهدوی را می‌توان در قالب دو برداشت اصلی بررسی کرد:

نوع اول فرهنگ مهدوی، فرهنگ آرمانی است که در عصر ظهور، توسط امام(عج) بر مبنای باورها و ارزش‌های حقیقی اسلام، در جامعه جهانی تحقق خواهد یافت؛ بنابراین یک فرهنگ دینی جهان شمول و آرمانی را شکل می‌دهد.

اما نوع دوم آن، ذیل عنوان "فرهنگ انتظار" قابل ترسیم است. فرهنگ انتظار، فرهنگی است که در عصر غیبت امام(عج) شکل می‌گیرد. چنین فرهنگی بر محور همان باورهای زیربنایی و با الگوگیری از چشم‌انداز آرمانی "فرهنگ مهدوی" تحقق می‌یابد. با این وصف، منظور ما از "فرهنگ مهدوی" در این سطور، نوع دوم بوده که در راستای رسیدن به فرهنگ آرمانی و کمال مطلوب، ترسیم شده است.

 

عناصر فرهنگ مهدوی

همان‌گونه که بیان کردیم، هر فرهنگی، از مجموعه عناصر فرهنگی تشکیل شده است که این عناصر، محتوا و خمیرمایه آن فرهنگ را تشکیل می‌دهند. فرهنگ مهدوی نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ بنابراین به برخی از مهم‌ترین این عناصر اشاره می‌کنیم.

الف. باورهای فرهنگ مهدوی

باورهای فرهنگ مهدوی، عناصر زیربنایی فرهنگ مهدوی را تشکیل می‌دهند که عبارتند از:

خدا محوری: (اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَیّ الْقَیّومُ)؛ «هیچ معبودی نیست، جز او که زنده و قائم به ذات خویش است».

اعتقاد به نبوت: (وَ ما أرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللّهِ)؛ «هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر اینکه به اذن خدا، مردم موظف به اطاعت از او هستند».

اعتقاد به امامت: (یا أیّهَا الّذینَ آمَنُوا أطیعُوا اللّهَ وَ أطیعُوا الرّسُولَ وَ أُولِی اْلأمْرِ مِنْکُمْ)؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خدا را اطاعت کنید».

کرامت انسانی: این باور بر چند بعدی بودن و مختار بودن انسان، تأکید دارد.

تأکید بر پیوند دین و سیاست: چرا که منجی، برقراری یک نظم سیاسی عادلانه را در رأس همه امور خویش قرار می‌دهد.

عقیده به منجی موعود و زنده بودن او و پیروزی مستضعفان و صالحان در نهایت امر و تأکید بر این نکته که عصر غیبت، فرصتی برای زمینه‌سازی ظهور می‌باشد.

ب. ارزش‌های فرهنگ مهدوی

عنصر مهم دیگر هر فرهنگ را، ارزش‌های آن فرهنگ شکل می‌دهند؛ ارزش‌هایی که خود بر مبنای باورها تعریف می‌شوند و بر خوبی و بدی امور دلالت دارند. ارزش‌های خاص مورد توجه این فرهنگ عبارتند از:

1. نارضایتی از وضع موجود به عنوان یک نگرش سلبی و امید به وضع مطلوب به عنوان یک نگرش ایجابی.

2. انتظار فرج که عبادت به شمار می‌رود.

3. معرفت امام عصر؛ همچنان که در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «هر کس از امّتم بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است».

ریشه فسادها و تباهی‌ها، نقص روحی و معنوی انسان است. انسان در راه تکامل فکری و اخلاقی و معنوی پیش می‌رود و آینده‌ای بس روشن و سعادت‌بخش که در آن شر و فساد از بیخ و بن برکنده خواهد شد، در انتظار بشریت است. در چنین جامعه‌ای، هدف حقیقی خلقت که همانا «قرب الی الله» و عبودیت حق‌تعالی است، محقق شده و انسان به نهایت کمال خود ـ یعنی عبودیت و بندگی ـ دست می‌یابد.

ج. هنجارهای فرهنگ مهدوی

عمل به شریعت، اصلی‌ترین هنجار در فرهنگ مهدویت است. همراه این هنجارها، هنجارهایی چون دعا برای فرج؛ «أکثِروُا الدُّعاءَ بِتَعجیلِ الفَرَجِ، فَإنَّ ذلکَ فَرَجُکُم» ایجاد آمادگی در خود و محیط، ایمان و اطمینان به وجود حجت؛ «إن الله تعالی نهی الشیعة عن الشک فی حجه الله تعالی» و... مورد توجه هستند.

د. نمادها

نمادها، اعتقادات و باورهای این فرهنگ را در قالب اشکال نمادین به منصه ظهور می‌گذارند. مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از روز جمعه و روز عاشورا، به عنوان روزهایی که در آن‌ها وعده ظهور داده شده است و نیمه شعبان که مصادف با روز تولد آن حضرت است.از دیگر نمادها، مکان‌هایی منسوب به حضرت مهدی(عج) هستند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به مسجد مقدس جمکران، مسجد سهله(اقامت‌گاه حضرت در زمان ظهور)، مسجد کوفه (مرکز قضاوت و محل منبر و کلاس آن حضرت در زمان ظهور)، مقام وادی‌السلام در نجف اشرف و شهر کوفه به عنوان پایتخت حکومت ایشان در زمان ظهور اشاره کرد.ادعیه و زیارت نامه‌هایی که به حضرت حجت(عج) منسوب است نیز، از دیگر نمادهای فرهنگ مهدوی می‌باشد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به دعای عهد، دعای ندبه، دعای فرج و... اشاره نمود.

 

ویژگی‌های فرهنگ مهدوی

الف. خصلت آرمان شهری

آرمان‌شهری که شیعه در فرهنگ مهدوی ترسیم می‌کند، زمینی و واقعی است و در آن، فرجام تاریخ بشری، خجسته و سعادت‌بخش است. خداوند، به صالحان، وعده خلافت آن‌ها را در «زمین» داده است:(وَعَدَ اللّهُ الّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنّهُمْ فِی اْلأرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ)؛ «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد؛ همان‌گونه که به پیشینیان آن‌ها خلافت روی زمین را بخشیده است».

ریشه فسادها و تباهی‌ها، نقص روحی و معنوی انسان است. انسان در راه تکامل فکری و اخلاقی و معنوی پیش می‌رود و آینده‌ای بس روشن و سعادت‌بخش که در آن شر و فساد از بیخ و بن برکنده خواهد شد، در انتظار بشریت است. در چنین جامعه‌ای، هدف حقیقی خلقت که همانا «قرب الی الله» و عبودیت حق‌تعالی است، محقق شده و انسان به نهایت کمال خود ـ یعنی عبودیت و بندگی ـ دست می‌یابد.

ب. جهان‌شمولی فرهنگ مهدوی

از ویژگی‌های دیگر فرهنگ مهدوی جهان‌شمول و فرابخشی بودن آن است. فرابخشی بودن به این معناست که این فرهنگ، تمام اقشار از هر جنس، نژاد، سن و مسلک را مخاطب خویش قرار می‌دهد؛ زیرا پیامش برای تمام انسان‌های کره زمین، یادآور رسالت انبیا و اولیای الهی است.«بشارت‌های مؤکّد و مکّرر قرآن مبنی بر تحقق حتمی و قطعی اهداف جهان شمول خداوند، به هنگام تکامل و تعالی غایی انسان در زمین، مبانی عقیده به مهدویت در اسلام را تشکیل می‌دهد».

ج. دینی بودن فرهنگ مهدوی

تنها درمان درد بی‌هویتی امروز بشر، در برقراری ارتباط مجدد با خدا و دعوت دوباره او به آغوش اجتماع بشری است و این امر، جز با برقراری یک حکومت دینی به رهبری یک منجی الهی میسر نخواهد بود. بدین ترتیب فرهنگ مهدوی، یک فرهنگ دینی است که از قانون الهی الهام گرفته و به فراگیر شدن ارزش‌های معنوی، انسانی و الهی بشارت می‌دهد.

 

کارکردها و آثار فرهنگ مهدوی

در تعریف کارکرد اجتماعی گفته می‌شود که کارکرد اجتماعی «عملکرد ساختارها برای رفع نیازهای اجتماعی است»؛ بنابراین، کارکردهای هر نهاد یا سازمان را به دو دسته آشکار و پنهان تقسیم می‌کنند.کارکردهای آشکار، «کارکردهای مورد انتظار یک نهاد اجتماعی است» و کارکردهای پنهان، نتایج پنهانی است که عموماً ناشناخته باقی می‌مانند.

در واقع کارکردهای آشکار از ابتدا ترسیم شده‌اند؛ در حالی که کارکردهای پنهان، بدون برنامه‌ریزی، تحقق یافته و مورد انتظار نیستند. در فرهنگ مهدوی، کارکردی که از ابتدا ترسیم شده، کارکرد «زمینه‌سازی ظهور» و تحقق «فرهنگ آرمانی مهدوی» است؛ اما مهم‌‌ترین کارکردهای پنهان این فرهنگ عبارتند از: ترسیم اهداف زندگی، خوش‌بینی و نشاط، پویایی و هویت‌بخشی انسجام آفرین.

بر طبق روایات، تا قبل از ظهور آن حضرت، بین مردم اختلافات و تشتت فراوانی وجود خواهد داشت؛ اما با ظهور منجی و تشکیل جامعه عدل الهی، همه چیز به کلی دگرگون شده و تربیت و اخلاق اجتماعی متحول می‌گردد؛ بدین معنا که هم از بعد اخلاقی و براساس قاعده لطف و هم از بعد حقوقی و براساس حق و تکلیف در برابر یکدیگر عمل می‌کنند.«قائم ما با یارانش پیمان می‌بندد که... مسلمانی را دشنام ندهند... حریمی را هتک نکنند، به خانه‌ای هجوم نبرند، کسی را به ناحق نزنند، طلا و نقره گنج نکنند... و مال یتیم را نخورند».

 

چشم‌انداز آینده جهان در فرهنگ مهدوی

گفتیم که فرهنگ مهدوی، آینده جهان را به گونه‌ای ترسیم می‌کند که در آن، مدینه فاضله اسلامی تحقق می‌یابد؛ بنابراین می‌توان ابعاد مختلف آن را در عناوین زیر بررسی کرد.

1. توسعه‌ اجتماعی

در یک تعریف عام، «منظور از توسعه اجتماعی، اشکال متفاوت کنش متقابلی است که در یک جامعه خاصّ همراه با توسعه تمدن رخ می‌دهد». باید تذکر داد، که همواره توسعه اجتماعی و فرهنگی، مکمل یکدیگر محسوب می‌شوند، به گونه‌ای که حتی برخی توسعه فرهنگی را بخشی از توسعه اجتماعی به شمار می‌آورند.

الف. گسترش عدالت

قرآن کریم درباره اهمیت عدل و قسط می‌فرماید: (لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ). بنابر این رویکرد، در چشم‌اندازی که فرهنگ مهدوی نیز ترسیم می‌کند، گسترش عدالت نمودی چشمگیر دارد؛ به گونه‌ای که یکی از بزرگ‌ترین اهداف منجی در آخرالزمان برقراری عدالت در سراسر جهان مطرح شده است و کمتر روایتی در زمینه مهدویت می‌بینیم که در آن، به این موضوع پرداخته نشده باشد؛

آن‌گونه که از امام صادق(ع) روایت است که می‌فرماید: «هنگامی که قائم آل محمد قیام می‌کند، به حکم داوود در میان مردم حکم می‌کند؛ در حالی که نیاز به گواه و شاهد ندارد. خداوند به وی الهام می‌فرماید و او از روی علم خود داوری می‌کند...». این روایت، نشان‌دهنده اوج عدالت قضایی در عصر(عج) ظهور می‌باشد که به دست توانای امام عصر(عج) محقق خواهد شد.

ب. امنیت اجتماعی

«امنیت در بعد عینی، فقدان تهدیدات نسبت به ارزش‌ها و در جهت ذهنی، فقدان ترس از اینکه چنین ارزش‌هایی مورد هجوم واقع بشوند را مورد سنجش قرار می‌دهد».متأسفانه پیشرفت تکنولوژی بشری در همه عرصه‌های آن، نه تنها این آرمان را محقق نکرد؛ بلکه خود به عاملی اساسی در گسترش ناامنی به سراسر کره زمین تبدیل شده است؛ اما وعده الهی در قرآن، آنجا که می‌فرماید: (وَ لَیُبَدِّلَنّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أمْنً)؛ «و ترس آن‌ها به امنیت و آسایش مبدل خواهد شد»، برای صالحان، امنیت و آسایش می‌باشد؛ به گونه‌ای که در سایه آن، حتی حیوانات نیز از امنیت فراگیر آن بهره‌مند خواهند گردید.

ج. تربیت و اخلاق اجتماعی

بر طبق روایات، تا قبل از ظهور آن حضرت، بین مردم اختلافات و تشتت فراوانی وجود خواهد داشت؛ اما با ظهور منجی و تشکیل جامعه عدل الهی، همه چیز به کلی دگرگون شده و تربیت و اخلاق اجتماعی متحول می‌گردد؛ بدین معنا که هم از بعد اخلاقی و براساس قاعده لطف و هم از بعد حقوقی و براساس حق و تکلیف در برابر یکدیگر عمل می‌کنند.«قائم ما با یارانش پیمان می‌بندد که... مسلمانی را دشنام ندهند... حریمی را هتک نکنند، به خانه‌ای هجوم نبرند، کسی را به ناحق نزنند، طلا و نقره گنج نکنند... و مال یتیم را نخورند».

 

2. توسعه فرهنگی

این نوع توسعه در اصطلاح، به معنای گسترش خلاقیت‌های فکری، علمی، دینی و هنری... و در یک کلام، گسترش کیفی و کمّی هر گونه فعالیت و نگرش فکری و فرهنگی است.

الف. گسترش اسلام

عظمت اسلام که با مدیریت فرهنگی امام عصر(عج)، به یکباره نمایان می‌گردد، چنان جلوه‌ای از دین الهی به نمایش می‌گذارد که در سراسر جهان با استقبال بی‌نظیری مواجه می‌شود. بدین‌سان هر فرد از مردم جهان یک موحد مؤمن خواهد بود. در حکومت مهدوی(عج) مردم به گونه‌ای بی‌سابقه به اسلام روی می‌آورند، به گونه‌ای که اسلام در هر خانه، کوخ و چادری رخنه می‌کند؛ چنان‌که سرما در آن نفوذ می‌نماید.

ب. توسعه علمی ـ فکری

روایات، عصر ظهور را عصری ترسیم کرده‌اند که بشر در آن دوران به واسطه حضور و رهبری منجی، به دریای بیکران دانش‌ها و معارف دست می‌یابد: «أذَا قَامَ قائِمُنا وَضَعَ یَدَهُ عَلی رُؤُوسِ العِبادِ فَجَمَع بِها عُقُولَهم وَ کَمُلَتْ بِهَا أحْلامَهُم؛ هنگامی که قائم ما قیام کند، دستش را بر سر مردم می‌گذارد و عقول آن‌ها را کامل و فکرشان را تکمیل می‌کند». البته این معارف، نه تنها معارف مادی، بلکه معارف معنوی و ماورایی را نیز در بر می‌گیرد. در واقع عصر ظهور، عصر حرکت از مادیت به سوی معنویت و از جهان ماده به جهان غیب است.

زینب متقی‌زاده

منبع:ماهنامه نامه جامعه شماره 89

 





کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :رهبری و کلمات کلیدی :آخرالزمان و کلمات کلیدی :عدالت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٥

نشست تخصصی فرق و عرفان‌های نوظهور در فضای مجازی امشب، 15 مردادماه، در بخش رسانه‌های دیجیتال بیستمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برگزار می‌شود.


به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، نشست تخصصی «فرق و عرفان‌های نوظهور» با حضور حجت‌الاسلام‌ والمسلمین علی قهرمانی، رئیس مؤسسه «ندای فطرت» در بخش «رسانه‌های دیجیتال» بیستمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برگزار می‌شود.

این نشست تخصصی ساعت 21:30 روز یکشنبه، 15 مرداد، به همت بخش «رسانه‌های دیجیتال» بیستمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم در سالن نشست‌های «شهید مسعود علی‌محمدی» شبستان مصلای حضرت امام خمینی (ره) برگزار می‌شود.

بخش رسانه‌های دیجیتال بیستمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم به همت مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با حضور بیش از 80 مؤسسه و شرکت نرم‌افزاری در حال برگزاری است.

گفتنی است، بیستمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم 25 تیرماه در مصلی بزرگ حضرت امام خمینی(ره) تهران آغاز به کار کرده است و تا 24 مرداد ادامه دارد.





کلمات کلیدی :عرفان‌های نوظهور و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :مدعیان ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٢

ا خلاء قانونی مشکل برخورد با فرقه های کاذب و عرفان های نوظهور است ا

حجت الاسلام عشقی بااشاره به فعالیت های گسترده عرفان حلقه در کشور، جلوگیری از ادامه این روند را در منوط به قانون گذاری صحیح در برخورد با برگزارکنندگان این دوره ها دانست.

 

حجت الاسلام داریوش عشقی، از کارشناسان عرفان های نوظهور در بیستمین نمایشگاه بین المللی قرآن در رابطه با چگونگی شکل گیری عرفان حلقه به خبرنگار شبستان گفت: عرفان حلقه توسط شخصی به نام محمدعلی طاهری وارد ایران شد.

وی ادامه داد: طاهری را به عنوان شخصی که توانست از ارمنستان مجوز طب مکمل بگیرد، می شناختند. او بعدها از سبک انرژی درمانی وارد کار شد و فعالیت هایش را در ایران آغاز کرد.

 

حجت الاسلام عشقی افزود: جنبشی که تحت عنوان عرفان حلقه پدید آمد، در ابتدا با هدف درمان گری وارد عرصه شد اما بعدها بر روش simontology سایمونتولوژی متمرکز شدند و اعلام کردند که کارشان آن است که ارواح و اجنه ای که باعث بیماری فرد شده را از تن او خارج می کنند و نام این کار را هدایت گذاشتند.

 

 این محقق حوزه عرفان های نوظهور ادامه داد: برنامه های موهوم این فرقه در روحیه فرد شرکت کننده تاثیر می گذاشت و وقتی این اتفاق می افتاد، به شخص می گفتند، این حالات حاکی از تغییرات عرفانی است و بعد از آن بود که کلاس های آموزش عرفان حلقه کار جدی خود را طی 8 ترم آغاز می کرد.

دبیر موسسه بهداشت معنوی تصریح کرد: افرادی که این دوره ها را می گذرانند، (مَستر) می شدند و بعدها کوشش خود را بر تشکیل و برگزاری کلاس می گذاشتند.

 

حجت الاسلام عشقی در ادامه به برخی آموزه های این فرقه اشاره کرد و گفت: در این فرقه می گویند انسان باید عاشقانه نماز بخواند، ادعا دارند اگر الان نماز می خوانید و عشق همراه شما نیست، نماز را کنار بگذارید، چراکه عشق همراه با نماز مقدم است! آنها همچنین سوگ اهل بیت(ع) را کاری عبث می دانند.

وی با بیان اینکه همه ادیان، شیطان را موجودی مرتد می دانند، افزود: در عرفان حلقه می گویند شیطان چون می خواست که جز غیر خدا بر کسی سجده نکند، بر انسان سجده نکرد!

 

 وی با تاکید بر برخورد قانونی با برگزار کنندگان این دوره ها، گفت: تاکنون اقدامات خوبی صورت پذیرفته است اما خلاء قانونی شدیدی برای برخورد با عرفان های کاذب احساس می شود، به نحوی که درحال حاضر کتاب های طاهری در حال ترجمه به زبان های مختف دنیاست و تاکنون به زبان های انگلیسی و اردو ترجمه شده است.

حجت الاسلام عشقی افزود: طرفداران عرفان حلقه به دنبال راه اندازی و اختصاص یکی از شبکه های ماهواره ای به فعالیت های خود هستند، بنابراین می طلبد ارگان های ذیربط ضمن آگاهی سازی عمومی در رابطه با آثار مخرب این فرقه ها، برخورد جدی تری داشته باشند.





کلمات کلیدی :عرفان های کاذب و کلمات کلیدی :کتاب و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۸

ادعای سفارت و نیابت امام(ع) یکی از بدترین و خطرناک‌ترین فتنه‌ها در دوران غیبت کبری است و این مشکل به گونه‌ای است که ثابت کردن دروغ‌گویی اینها برای اشخاص ساده دل و کم‌خرد، بسیار دشوار است . . .

 

در دوران اخیر ما شاهد برخی ادعاهای دروغین در محافل عمومی شیعیان هستیم؛ در این میان، برخی ادعا می‌کنند که با امام مهدی(ع) در ارتباط هستند و به دستور ایشان تبلیغ می‌کنند. ازسوی دیگر محافل اهل تسنن نیز خالی از چنین ادعاهایی نیست و در بسیاری از کشورهای اسلامی، برخی ادعا می‌کنند که خود مهدی موعود(ع) هستند، حتی برخی پا از حدود، مرزها و خطوط قرمز فراتر نهاده و ادعای پیامبری کرده‌اند. با مطالعه تاریخ اسلام، درمی‌یابیم که این پدیده جدیدی نیست، بلکه در طول تاریخ، افراد زیادی چنین ادعاهایی داشته‌اند.

 

اعمال، رفتار و کردار مدعیان جدید درحال حاضر، شناخته شده و بسیار شبیه به اعمال و رفتار و کردار مدعیان گذشته است، ولی این مسئله در حال حاضر، بسیار خطرناک‌تر است؛ زیرا اکنون ما در دورانی به سر می‌بریم که پیشرفت و گسترش علم، مرزهای زمانی و مکانی را در هم شکسته و همه، منادی گشودن درها به روی عقل و حاکم کردن آن در تمام امور و به طور کلی منادی عقل‌گرایی شده‌اند. علل و انگیزه‌های چنین ادعاهایی در سال‌های اخیر، در شرایط سیاسی، دینی و اجتماعی جوامع اسلامی نهفته است، این شرایط، جو و محیطی مساعد برای طرح این افکار و عقاید و اندیشه‌های حامی این یاوه‌گویی‌ها را به وجود آورده است، افزون بر این، ما شاهد نوعی خلأ دینی و کمبود عناصر فرهنگی و فکری و وجود تناقض در روش‌های تربیتی و دینی هستیم که همه اینها، باعث شایع شدن چنین ادعاها، مهملات و یاوه‌گویی‌هایی شده است.این پدیده ناساز و ناهمخوان که تأثیر روانی و فکری زیان‌بخشی بر جامعه گذاشته، در حقیقت، تکرار همان ادعاهای گذشته است که در طول تاریخ، روی داده است. برخی اشخاص ـ از زمان‌های دور تاکنون ـ در جامعه اسلامی لباس شخصیت شریف مهدی موعود(ع) را بر تن کرده و خود را پرچمدار برخی اعمال و رفتار قهرمانانه که ایشان پس از ظهور مبارکشان آنها را انجام می‌دهند، اعلام نموده‌اند، این پدیده با گذشت زمان به کرات تکرار شده و پس از مدتی از بین رفته است، تا اینکه اکنون به صورت یک مشکل جدّی در آمده که اندیشه اسلامی در دوران ما با آن مواجه است.

 

هر از چند گاهی اخباری می‌شنویم، حاکی از آنکه برخی اشخاص در جامعه خود ادعای مهدویّت کرده‌اند یا خود را ازجمله نمایندگانی می‌دانند که امام، ایشان را به عنوان واسطه تعیین فرموده است یا ادعا می‌کنند که امام مهدی(ع) در خواب یا رؤیا برای آنها تجلی کرده و آنها ایشان را زیارت کرده‌اند. برخی نیز ادعای پیامبری می‌کنند و می‌گویند: خداوند بلندمرتبه، به آنها برای هدایت و نجات بشریت از ستم، مأموریت داده است، ولی مدت زیادی طول نمی‌کشد که همه این ادعاها، در همان محیط از بین می‌رود و اثری از آن باقی نمی‌ماند. هر از چند گاهی، شاهد برخی "مهدی‌های دروغین" یا مدعیان پیامبری در جوامع اسلامی هستیم که باعث ایجاد غوغا و سر و صدای زیادی می‌شود، ولی اندک زمانی بعد، آن دعوت‌ها و ادعاها، با شکست مفتضحانه و سختی مواجه می‌شوند.

حقیقت این است که یکی از انگیزه‌ها و علل پیدایش چنین ادعاهایی، شرایط اجتماعی و روانی بد مردم است (زیادی شکست‌ها و ناکامی‌ها) موضوعی که در این میان بسیار خطرناک است، این است که این ادعاهای دروغین پیوسته تکرار می‌شود و آن مهدی‌های دروغین، هربار از محقّق ساختن اهداف خود، ناکام می‌مانند و با شکست مواجه می‌شوند و این شکست‌های پی‌درپی، به نوعی باعث گریز و بیزاری مردم، هم از نظر روانی و هم از نظر عقلی، از آن مهدی موعود واقعی و اصلی می‌شود که در آخرالزّمان ظهور می‌کند و عدالت و داد را در همه‌جا می‌گستراند. البته بعید نیست که دست برخی کسانی که از گسترش اندیشه اصیل و عدالت مهدویت در هراسند، پشت پرده باشد و آنها باشند که مردم را تشویق به چنین ادعاهایی می‌کنند تا از آن در جهت منافع خود، بهره‌برداری نمایند و البته همه اینها، به خاطر به وجود آوردن موضع‌گیری‌های عقلی و گرایش‌های روانی ضدّ این نظریه درست و گریزان کردن مردم از آن اصل واقعی و درست است.

 

ما در این مباحث، با جزئیات این پدیده آشنا خواهیم شد و پس از آن جداگانه به بحث و بررسی در مورد هر یک از این ادعاها (ادعای نمایندگی امام مهدی(ع) و ادعای نبوت) خواهیم پرداخت تا این مسئله به خوبی روشن شود و میزان خطرناک بودن این مشکل و میزان تأثیرگذاری آن آشکار شود.

 

ادعای نمایندگی از طرف امام مهدی(ع)

گروهی از این مدّعیان، که ادعای ارتباط داشتن با امام مهدی(ع) می‌کنند و پا را از این هم فراتر نهاده ادعای بابیّت امام را دارند. منظور از ادعای بابیّت، این است که برخی ادعا می‌کنند که باب1 امام مهدی‌(ع) هستند، حال یا با ادعای سفارت همانند چهار نایب و سفیر امام(عج) در دوران غیبت صغری یا نیابت یا وکالت از ایشان و اموری مانند این. برخی چنین ادعا می‌کنند که هر زمان بخواهند، ایشان را می‌بینند و نامه‌ها را به ایشان می‌رسانند و پیام‌های ایشان را نیز به مردم می‌رسانند یا می‌گویند که با باب‌های امام(ع) در ارتباط هستند. ما در این بخش، با ادعاهایی که اخیراً در بحرین و عراق گسترش یافته، تا حدّ امکان با ذکر جزئیات آن، آشنا می‌شویم، اما پیش از آن چند نمونه و مثال تاریخی می‌آوریم تا حقیقت آن روشن شود. کسانی که ادعای ارتباط با امام مهدی(ع) را دارند، ادعا می‌کنند که باب امام(ع) هستند؛ یعنی هر کس چیزی را از امام(ع) می‌خواهد یا حاجتی دارد، باید به اینها مراجعه کند و آنها نیز به نوبه خود، آن درخواست‌ها را به امام(ع) می‌رسانند. در طول غیبت کبری، اشخاص زیادی به صورت پی‌درپی و به اشکال و گونه‌های متفاوت و به نام‌های مختلف، ادعای نمایندگی و نیابت خاص(سفارت) از جانب امام(ع) داشتند و این گونه طبقات مختلف مردم را فریب می‌دادند، برخی از آنها ادعا می‌کردند که مشرّف به دیدار حضرت حجّت(ع) شده‌اند و تظاهر به تقوا و پرهیزکاری و رسیدن به مقام "ابدال" و "اوتاد" می‌کردند و برخی نیز ادعا می‌کردند که ایشان را در خواب و عالم رؤیا مشاهده کرده‌اند و برخی نیز با جادو، نیرنگ و شعبده‌بازی و جلوه دادن آن به عنوان معجزه و کشف و کرامات، چنین ادعاهایی داشتند و برخی دیگر نیز مدعی ارتباط با ایشان از طریق نامه و نوشته‌ها بودند تا اینکه کار به جایی رسید که برخی ادعا کردند که خود امام مهدی(ع) هستند.

 

ادعای سفارت و نیابت امام(ع) یکی از بدترین و خطرناک‌ترین فتنه‌ها در دوران غیبت کبری است و این مشکل به گونه‌ای است که ثابت کردن دروغ‌گویی اینها برای اشخاص ساده دل و کم‌خرد، بسیار دشوار است، زیرا این مدعیان، از برخی اصطلاحات فریب‌دهنده مانند ادعای مشرف شدن به دیدار حضرت حجّت و ادعای عنایت و توجه خاص امام به اینها و... استفاده می‌کنند و همین باعث فریب‌خوردن ساده‌دلان می‌شود و اکثر اوقات این مدعیان در لباس اشخاص پارسا و عابد و اهل سیر و سلوک ظاهر می‌شوند و اعمال و رفتار صوفیانه دارند و می‌گویند. این اعمال ازجمله سنّت‌ها و مستحبات است و اظهار می‌دارند که خداوند به آنها کشف و کرامات و معجزاتی عطا کرده است و با برخورد با آنها، این‌گونه به نظر می‌آید که آنها، ازجمله اوتاد و ابدال هستند، زیرا به ظاهر شباهت زیادی یا اولیای خداوند و بندگان صالح او دارند.

 

این گونه اشخاص، گاهی اوقات از جادو و شعبده‌بازی استفاده می‌کنند تا به مردم ثابت کنند که دارای کشف و کرامات و مکاشفات‌اند و از امور غیبی و رؤیاهای صادقانه و خواب‌های خود، بسیار سخن می‌گویند و برخی از اشخاص ساده دل و ضعیف‌النفس، ممکن است آنها را اشخاصی روحانی تصور کنند. این در حالی است که این افراد، هیچ گونه حقانیتّی ندارند و البته احوال و نیرنگ اینها، بر اهل علم و بصیرت پوشیده و پنهان نیست، بلکه آنان، حقیقت این‌گونه اشخاص را به خوبی دریافته‌اند. اکثر این ادعاهای دروغین، با ادعاهای سفارت (بابیّت) امام مهدی(ع) آغاز می‌شود و پس از آن به ادعای پیامبری می‌رسد و در پایان به ادعای خداوندی ختم می‌شود، "حسین بن منصور حلاج" یکی از نمونه‌های آن بود.حسین بن منصور حلاج، در ابتدا ادعای بابیّت، سپس ادعای مهدویت و بعد ادعای پیامبری و در پایان، ادعای خداوندی کرد و در پایان سال 309 ق. در زمان غیبت صغری، در آتش سوزانده شد.

 

"علی محمد شیرازی" معروف به باب نیز یکی دیگر از این اشخاص بود. او در سال 1235 ق. در شیراز به دنیا آمد. وی در ابتدا ادعا می‌کرد که باب مهدی موعود(ع) است. پس از مدتی مدعی شد که خود مهدی موعود(ع) است و زمانی که مشاهده کرد اشخاص نادان و احمق زیادی دور او جمع شده‌اند، ادعای خداوندی کرد. کتاب او به نام البیان بهترین دلیل برای اثبات کفر او است. علمای دینی زمان او، فتوای کافر بودن او را صادر کردند و دستور قتل او را دادند و حکم اعدام او و یکی از پیروانش در تبریز به اجرا درآمد و در آن شهر تیرباران شد و جسد آن دو در چاهی انداخته شد. حکم اعدام در بامداد دوشنبه 27 شعبان سال 1265ق به اجرا درآمد و پس از اعدام، مشخص شد که مزدوران روسیه او را تشویق می‌کردند که چنین دروغ‌ها و یاوه‌هایی را بر زبان آورد و آنها او را در این راه یاری می‌دادند. علما، پس از آن فتوای کافر بودن پیروان بهایی او را نیز صادر کردند و آنها را نجس دانستند و ازدواج با آنها را حرام اعلام نمودند.

 

شیخ طوسی در کتاب الغیبة، در یک باب جداگانه به نام‌های برخی از منحرفان اشاره می‌کند که به دروغ ادعای بابیّت2 (نیابت یا سفارت امام) کرده‌اند.

او در این باب، از اشخاص زیر نام برده است:

1. حسن معروف به شریعی؛

2. محمد بن نصیر نمیری؛

3. احمد بن هلال کرخی؛

4. ابوطاهر محمدبن علی‌بن بلال؛

5. حسین‌بن منصور حلاج؛

6. محمد‌بن علی شلمغانی؛

7. ابوبکر محمد‌بن احمدبن عثمان بغدادی؛

8. محمد‌بن مظفر کاتب ازدی أبودلف.

این اشخاص، نمایانگر خط انحراف در زمان غیبت صغری بوده و تلاش می‌کرده‌اند که به وسیله این اکاذیب به خواسته‌ها و اهداف طمع‌جویانه خود برسند.

ادعای سفارت امام مهدی(ع) از زمان شیخ محمدبن عثمان عمری، سفیر دوم امام در زمان غیبت صغری، آغاز شد. در زمان سفیر و نماینده اول امام، شرایط برای ادعای سفارت و نیابت از امام، آماده نبوده، زیرا غیبت صغری هنوز در دوران آغازین خود بود، حاکمان عباسی و مزدورانشان در پی یافتن امام مهدی(ع) بودند و می‌خواستند همة کسانی را که با ایشان در ارتباط بودند، دستگیر و مجازات کنند. سفارت و نیابت از امام در دوران سفیر و نماینده اول امام(ع) به منزله جهادی بزرگ و یک فداکاری برجسته بود. با این اوصاف، چه کسی جرأت چنین کاری را داشت و می‌توانست به دروغ خود را سفیر و نایب امام معرفی کند و خودش را در معرض خطر قرار دهد. علاوه بر این، مردم نیز در آغاز غیبت، چندان آشنایی و آگاهی با سفارت صادقانه و راستین و نیابت‌ از امام(ع) نداشتند، بلکه این مسئله، نیاز به مدت زمانی داشت تا مردم خود را با این شرایط و چنین چیزهای جدیدی سازگار کنند و آن را درک نمایند. به هر حال، با توجه به مقام و منزلت والایی که سفارت و نیابت از امام در جامعه اسلامی و در میان مردم داشت، و با توجه به اهمیت این جایگاه حساس که شخص به وسیلة آن می‌توانست از امکانات مالی یا معنوی زیادی بهره‌مند شود، اشخاص زیادی ادعای تشرف یافتن به مقام سفارت امام(ع) کردند.

پی‌نوشت‌ها:

1. باب به معنای فرد مورد اعتماد و رابط خاص میان امام و پیروان ایشان است و البته در زمان هر یک از ائمه، برخی اشخاص خاص به مقام بابیّت این امامان رسیده بودند و در زمان غیبت صغری نیز آن چهار نماینده، به چنین مقامی دست یافته بودند.

2. شیخ طوسی، الغیبة، صص 267 ـ 281.

 

مجتبی الساده

مترجم: سید شاهپور حسینی

 

ادامه دارد/





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :عدالت و کلمات کلیدی :ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۸

ا ماجرای تشرف به محضر امام عصر(عج) در 'نیمه شبی در حله' ا

رمانی درباره امام زمان(عج) در کتابی با عنوان 'نیمه شبی در حله' نوشته حجت‌الاسلام مظفر سالاری از سوی موسسه فرهنگی بوستان کتاب منتشر شد.

 

به گزارش خبرگزاری شبستان، "نیمه شبی در حله"، داستانی جذاب است که درقالبی متفاوت از دیگر کتاب‌های دینی می‌کوشد تا مضامین عمیق دینی به ویژه در زمینه انتظار ظهور منجی عالم بشریت و وظایف مسلمانان در زمان غیبت را ترسیم کند. این کتاب افزون بر برخورداری از آنچه یک داستان را خواندنی و ماندگار می‌سازد، راهی نو در پرداختن به موضوعات تاریخی، اجتماعی و دینی را می‌گشاید. این کتاب ماجرای شگفت "اسماعیل هرقلی"، تشرف او به محضر حضرت مهدی(عج) و شفا یافتنش را بازگو می‌کند.

 

بنابراین گزارش در قسمتی از معرفی این اثر آمده است: "...اسماعیل، روز پنج‏شنبه بیرون از شهر "حلّه" در دجله غسل کرد و لباس پاکیزه پوشید تا براى آخرین‏بار به زیارت قبر امامان(ع) و سرداب مقدس برود. وقتى به حصار شهر رسید، ناگاه 4 اسب‏سوار را در مقابل خود دید، یکى از آنها جوان موقّر و با هیبتى بود. اسماعیل فکر کرد که او از بزرگان این منطقه است، در همین اندیشه بود که مرد موقّر پیش آمد و از او پرسید: تو اسماعیلِ هرقلى هستى؟ اسماعیل در شگفت شد که از کجا نام او را مى‏داند و از همین جا ماجرا آغازشد...."

شایان ذکر است، رمان "نیمه شبی در حله" ویژه گروه سنی کودکان و نوجوانان به عنوان کتاب برگزیده ششمین دوره کتاب سال ولایت انتخاب شده است. "نیمه شبی در حله" از سوی موسسه بوستان کتاب در شمارگان 4 هزار نسخه، 244 صفحه، قطع رقعی و جلد شومیز به چاپ رسیده است.

علاقه مندان برای تهیه این کتاب می توانند به آدرس اینترنی www.bustaneketab.com مراجعه و یا با شماره 7742155 و با پیش شماره0251 ارتباط برقرار کنند.





کلمات کلیدی :کتاب و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٧

ادعای سفارت و نیابت امام(ع) یکی از بدترین و خطرناک‌ترین فتنه‌ها در دوران غیبت کبری است و این مشکل به گونه‌ای است که ثابت کردن دروغ‌گویی اینها برای اشخاص ساده دل و کم‌خرد، بسیار دشوار است . . .

 

در دوران اخیر ما شاهد برخی ادعاهای دروغین در محافل عمومی شیعیان هستیم؛ در این میان، برخی ادعا می‌کنند که با امام مهدی(ع) در ارتباط هستند و به دستور ایشان تبلیغ می‌کنند. ازسوی دیگر محافل اهل تسنن نیز خالی از چنین ادعاهایی نیست و در بسیاری از کشورهای اسلامی، برخی ادعا می‌کنند که خود مهدی موعود(ع) هستند، حتی برخی پا از حدود، مرزها و خطوط قرمز فراتر نهاده و ادعای پیامبری کرده‌اند. با مطالعه تاریخ اسلام، درمی‌یابیم که این پدیده جدیدی نیست، بلکه در طول تاریخ، افراد زیادی چنین ادعاهایی داشته‌اند.

 

اعمال، رفتار و کردار مدعیان جدید درحال حاضر، شناخته شده و بسیار شبیه به اعمال و رفتار و کردار مدعیان گذشته است، ولی این مسئله در حال حاضر، بسیار خطرناک‌تر است؛ زیرا اکنون ما در دورانی به سر می‌بریم که پیشرفت و گسترش علم، مرزهای زمانی و مکانی را در هم شکسته و همه، منادی گشودن درها به روی عقل و حاکم کردن آن در تمام امور و به طور کلی منادی عقل‌گرایی شده‌اند. علل و انگیزه‌های چنین ادعاهایی در سال‌های اخیر، در شرایط سیاسی، دینی و اجتماعی جوامع اسلامی نهفته است، این شرایط، جو و محیطی مساعد برای طرح این افکار و عقاید و اندیشه‌های حامی این یاوه‌گویی‌ها را به وجود آورده است، افزون بر این، ما شاهد نوعی خلأ دینی و کمبود عناصر فرهنگی و فکری و وجود تناقض در روش‌های تربیتی و دینی هستیم که همه اینها، باعث شایع شدن چنین ادعاها، مهملات و یاوه‌گویی‌هایی شده است.این پدیده ناساز و ناهمخوان که تأثیر روانی و فکری زیان‌بخشی بر جامعه گذاشته، در حقیقت، تکرار همان ادعاهای گذشته است که در طول تاریخ، روی داده است. برخی اشخاص ـ از زمان‌های دور تاکنون ـ در جامعه اسلامی لباس شخصیت شریف مهدی موعود(ع) را بر تن کرده و خود را پرچمدار برخی اعمال و رفتار قهرمانانه که ایشان پس از ظهور مبارکشان آنها را انجام می‌دهند، اعلام نموده‌اند، این پدیده با گذشت زمان به کرات تکرار شده و پس از مدتی از بین رفته است، تا اینکه اکنون به صورت یک مشکل جدّی در آمده که اندیشه اسلامی در دوران ما با آن مواجه است.

 

هر از چند گاهی اخباری می‌شنویم، حاکی از آنکه برخی اشخاص در جامعه خود ادعای مهدویّت کرده‌اند یا خود را ازجمله نمایندگانی می‌دانند که امام، ایشان را به عنوان واسطه تعیین فرموده است یا ادعا می‌کنند که امام مهدی(ع) در خواب یا رؤیا برای آنها تجلی کرده و آنها ایشان را زیارت کرده‌اند. برخی نیز ادعای پیامبری می‌کنند و می‌گویند: خداوند بلندمرتبه، به آنها برای هدایت و نجات بشریت از ستم، مأموریت داده است، ولی مدت زیادی طول نمی‌کشد که همه این ادعاها، در همان محیط از بین می‌رود و اثری از آن باقی نمی‌ماند. هر از چند گاهی، شاهد برخی "مهدی‌های دروغین" یا مدعیان پیامبری در جوامع اسلامی هستیم که باعث ایجاد غوغا و سر و صدای زیادی می‌شود، ولی اندک زمانی بعد، آن دعوت‌ها و ادعاها، با شکست مفتضحانه و سختی مواجه می‌شوند.

حقیقت این است که یکی از انگیزه‌ها و علل پیدایش چنین ادعاهایی، شرایط اجتماعی و روانی بد مردم است (زیادی شکست‌ها و ناکامی‌ها) موضوعی که در این میان بسیار خطرناک است، این است که این ادعاهای دروغین پیوسته تکرار می‌شود و آن مهدی‌های دروغین، هربار از محقّق ساختن اهداف خود، ناکام می‌مانند و با شکست مواجه می‌شوند و این شکست‌های پی‌درپی، به نوعی باعث گریز و بیزاری مردم، هم از نظر روانی و هم از نظر عقلی، از آن مهدی موعود واقعی و اصلی می‌شود که در آخرالزّمان ظهور می‌کند و عدالت و داد را در همه‌جا می‌گستراند. البته بعید نیست که دست برخی کسانی که از گسترش اندیشه اصیل و عدالت مهدویت در هراسند، پشت پرده باشد و آنها باشند که مردم را تشویق به چنین ادعاهایی می‌کنند تا از آن در جهت منافع خود، بهره‌برداری نمایند و البته همه اینها، به خاطر به وجود آوردن موضع‌گیری‌های عقلی و گرایش‌های روانی ضدّ این نظریه درست و گریزان کردن مردم از آن اصل واقعی و درست است.

 

ما در این مباحث، با جزئیات این پدیده آشنا خواهیم شد و پس از آن جداگانه به بحث و بررسی در مورد هر یک از این ادعاها (ادعای نمایندگی امام مهدی(ع) و ادعای نبوت) خواهیم پرداخت تا این مسئله به خوبی روشن شود و میزان خطرناک بودن این مشکل و میزان تأثیرگذاری آن آشکار شود.

 

ادعای نمایندگی از طرف امام مهدی(ع)

گروهی از این مدّعیان، که ادعای ارتباط داشتن با امام مهدی(ع) می‌کنند و پا را از این هم فراتر نهاده ادعای بابیّت امام را دارند. منظور از ادعای بابیّت، این است که برخی ادعا می‌کنند که باب1 امام مهدی‌(ع) هستند، حال یا با ادعای سفارت همانند چهار نایب و سفیر امام(عج) در دوران غیبت صغری یا نیابت یا وکالت از ایشان و اموری مانند این. برخی چنین ادعا می‌کنند که هر زمان بخواهند، ایشان را می‌بینند و نامه‌ها را به ایشان می‌رسانند و پیام‌های ایشان را نیز به مردم می‌رسانند یا می‌گویند که با باب‌های امام(ع) در ارتباط هستند. ما در این بخش، با ادعاهایی که اخیراً در بحرین و عراق گسترش یافته، تا حدّ امکان با ذکر جزئیات آن، آشنا می‌شویم، اما پیش از آن چند نمونه و مثال تاریخی می‌آوریم تا حقیقت آن روشن شود. کسانی که ادعای ارتباط با امام مهدی(ع) را دارند، ادعا می‌کنند که باب امام(ع) هستند؛ یعنی هر کس چیزی را از امام(ع) می‌خواهد یا حاجتی دارد، باید به اینها مراجعه کند و آنها نیز به نوبه خود، آن درخواست‌ها را به امام(ع) می‌رسانند. در طول غیبت کبری، اشخاص زیادی به صورت پی‌درپی و به اشکال و گونه‌های متفاوت و به نام‌های مختلف، ادعای نمایندگی و نیابت خاص(سفارت) از جانب امام(ع) داشتند و این گونه طبقات مختلف مردم را فریب می‌دادند، برخی از آنها ادعا می‌کردند که مشرّف به دیدار حضرت حجّت(ع) شده‌اند و تظاهر به تقوا و پرهیزکاری و رسیدن به مقام "ابدال" و "اوتاد" می‌کردند و برخی نیز ادعا می‌کردند که ایشان را در خواب و عالم رؤیا مشاهده کرده‌اند و برخی نیز با جادو، نیرنگ و شعبده‌بازی و جلوه دادن آن به عنوان معجزه و کشف و کرامات، چنین ادعاهایی داشتند و برخی دیگر نیز مدعی ارتباط با ایشان از طریق نامه و نوشته‌ها بودند تا اینکه کار به جایی رسید که برخی ادعا کردند که خود امام مهدی(ع) هستند.

 

ادعای سفارت و نیابت امام(ع) یکی از بدترین و خطرناک‌ترین فتنه‌ها در دوران غیبت کبری است و این مشکل به گونه‌ای است که ثابت کردن دروغ‌گویی اینها برای اشخاص ساده دل و کم‌خرد، بسیار دشوار است، زیرا این مدعیان، از برخی اصطلاحات فریب‌دهنده مانند ادعای مشرف شدن به دیدار حضرت حجّت و ادعای عنایت و توجه خاص امام به اینها و... استفاده می‌کنند و همین باعث فریب‌خوردن ساده‌دلان می‌شود و اکثر اوقات این مدعیان در لباس اشخاص پارسا و عابد و اهل سیر و سلوک ظاهر می‌شوند و اعمال و رفتار صوفیانه دارند و می‌گویند. این اعمال ازجمله سنّت‌ها و مستحبات است و اظهار می‌دارند که خداوند به آنها کشف و کرامات و معجزاتی عطا کرده است و با برخورد با آنها، این‌گونه به نظر می‌آید که آنها، ازجمله اوتاد و ابدال هستند، زیرا به ظاهر شباهت زیادی یا اولیای خداوند و بندگان صالح او دارند.

 

این گونه اشخاص، گاهی اوقات از جادو و شعبده‌بازی استفاده می‌کنند تا به مردم ثابت کنند که دارای کشف و کرامات و مکاشفات‌اند و از امور غیبی و رؤیاهای صادقانه و خواب‌های خود، بسیار سخن می‌گویند و برخی از اشخاص ساده دل و ضعیف‌النفس، ممکن است آنها را اشخاصی روحانی تصور کنند. این در حالی است که این افراد، هیچ گونه حقانیتّی ندارند و البته احوال و نیرنگ اینها، بر اهل علم و بصیرت پوشیده و پنهان نیست، بلکه آنان، حقیقت این‌گونه اشخاص را به خوبی دریافته‌اند. اکثر این ادعاهای دروغین، با ادعاهای سفارت (بابیّت) امام مهدی(ع) آغاز می‌شود و پس از آن به ادعای پیامبری می‌رسد و در پایان به ادعای خداوندی ختم می‌شود، "حسین بن منصور حلاج" یکی از نمونه‌های آن بود.حسین بن منصور حلاج، در ابتدا ادعای بابیّت، سپس ادعای مهدویت و بعد ادعای پیامبری و در پایان، ادعای خداوندی کرد و در پایان سال 309 ق. در زمان غیبت صغری، در آتش سوزانده شد.

 

"علی محمد شیرازی" معروف به باب نیز یکی دیگر از این اشخاص بود. او در سال 1235 ق. در شیراز به دنیا آمد. وی در ابتدا ادعا می‌کرد که باب مهدی موعود(ع) است. پس از مدتی مدعی شد که خود مهدی موعود(ع) است و زمانی که مشاهده کرد اشخاص نادان و احمق زیادی دور او جمع شده‌اند، ادعای خداوندی کرد. کتاب او به نام البیان بهترین دلیل برای اثبات کفر او است. علمای دینی زمان او، فتوای کافر بودن او را صادر کردند و دستور قتل او را دادند و حکم اعدام او و یکی از پیروانش در تبریز به اجرا درآمد و در آن شهر تیرباران شد و جسد آن دو در چاهی انداخته شد. حکم اعدام در بامداد دوشنبه 27 شعبان سال 1265ق به اجرا درآمد و پس از اعدام، مشخص شد که مزدوران روسیه او را تشویق می‌کردند که چنین دروغ‌ها و یاوه‌هایی را بر زبان آورد و آنها او را در این راه یاری می‌دادند. علما، پس از آن فتوای کافر بودن پیروان بهایی او را نیز صادر کردند و آنها را نجس دانستند و ازدواج با آنها را حرام اعلام نمودند.

 

شیخ طوسی در کتاب الغیبة، در یک باب جداگانه به نام‌های برخی از منحرفان اشاره می‌کند که به دروغ ادعای بابیّت2 (نیابت یا سفارت امام) کرده‌اند.

او در این باب، از اشخاص زیر نام برده است:

1. حسن معروف به شریعی؛

2. محمد بن نصیر نمیری؛

3. احمد بن هلال کرخی؛

4. ابوطاهر محمدبن علی‌بن بلال؛

5. حسین‌بن منصور حلاج؛

6. محمد‌بن علی شلمغانی؛

7. ابوبکر محمد‌بن احمدبن عثمان بغدادی؛

8. محمد‌بن مظفر کاتب ازدی أبودلف.

این اشخاص، نمایانگر خط انحراف در زمان غیبت صغری بوده و تلاش می‌کرده‌اند که به وسیله این اکاذیب به خواسته‌ها و اهداف طمع‌جویانه خود برسند.

ادعای سفارت امام مهدی(ع) از زمان شیخ محمدبن عثمان عمری، سفیر دوم امام در زمان غیبت صغری، آغاز شد. در زمان سفیر و نماینده اول امام، شرایط برای ادعای سفارت و نیابت از امام، آماده نبوده، زیرا غیبت صغری هنوز در دوران آغازین خود بود، حاکمان عباسی و مزدورانشان در پی یافتن امام مهدی(ع) بودند و می‌خواستند همة کسانی را که با ایشان در ارتباط بودند، دستگیر و مجازات کنند. سفارت و نیابت از امام در دوران سفیر و نماینده اول امام(ع) به منزله جهادی بزرگ و یک فداکاری برجسته بود. با این اوصاف، چه کسی جرأت چنین کاری را داشت و می‌توانست به دروغ خود را سفیر و نایب امام معرفی کند و خودش را در معرض خطر قرار دهد. علاوه بر این، مردم نیز در آغاز غیبت، چندان آشنایی و آگاهی با سفارت صادقانه و راستین و نیابت‌ از امام(ع) نداشتند، بلکه این مسئله، نیاز به مدت زمانی داشت تا مردم خود را با این شرایط و چنین چیزهای جدیدی سازگار کنند و آن را درک نمایند. به هر حال، با توجه به مقام و منزلت والایی که سفارت و نیابت از امام در جامعه اسلامی و در میان مردم داشت، و با توجه به اهمیت این جایگاه حساس که شخص به وسیلة آن می‌توانست از امکانات مالی یا معنوی زیادی بهره‌مند شود، اشخاص زیادی ادعای تشرف یافتن به مقام سفارت امام(ع) کردند.

پی‌نوشت‌ها:

1. باب به معنای فرد مورد اعتماد و رابط خاص میان امام و پیروان ایشان است و البته در زمان هر یک از ائمه، برخی اشخاص خاص به مقام بابیّت این امامان رسیده بودند و در زمان غیبت صغری نیز آن چهار نماینده، به چنین مقامی دست یافته بودند.

2. شیخ طوسی، الغیبة، صص 267 ـ 281.

 

مجتبی الساده

مترجم: سید شاهپور حسینی

 

ادامه دارد/

 





کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :کتاب و کلمات کلیدی :عدالت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٥

ا ترویج منجی های غیرانسانی در هالیوود// HElLBOY نجات دهنده ای از جنس جن ا

دبیر کارگروه قرآنی فیلم ملک سلیمان بااشاره به سیر رو به گسترش تولید فیلم با مضامین موعودگرایی و منجی در هالییود، با ذکر مصداق، قهرمان این آثار را از جنس اجنه عنوان کرد.

 

حجت الاسلام سعید اصفهانیان، دبیر کارگروه قرآنی فیلم سینمایی حضرت سلیمان(ع)، در گفت وگو با خبرنگار شبستان، بااشاره به گسترش تصویری منجی های دروغین در سطح رسانه ای جهان، به سیر صعودی این موضوع در سینمای هالیوود اشاره کرد و افزود: منجی در این سینما به گونه ای بارز درحال حرکت به سوی شخصیت های پست است.
وی افزود: اگر زمانی شخصیت منجی در سینمای هالیوود، مسیحی بود، امروز شاهد شکل گیری فوج شخصیت های مختلف در سطح فیلم ها و کارتون ها هستیم که نه تنها دیگر مولفه مسیحیت(به عنوان یک دین) را در شاکله شخصیت خود ندارند، بلکه فراتر از آن بی دین هستند.


این پژوهشگر دینی افزود: منجی که اکنون در سینمای غرب خودنمایی می کند، غیر دنیایی و ماورائی است. به نحوی که در برخی فیلم ها مانند (HElLBOY) که در ایران به نام "پسر آتشین" و "پسر جهنمی" شناخته شده است، به معرفی منجی می پردازد که حتی انسان نبوده و جن است.

وی با گریزی به برخی بخش های فیلم یاد شده، افزود: در این فیلم صراحتا پسری از عالم اجنه معرفی می شود که در میان انسان ها بزرگ شده است. زمانی که او بزرگ می شود، اتفاقاتی رخ می دهد. ازجمله اینکه دروازه ای از عالم دیگر به روی عالم مادی باز می شود و هیولاهای عظیم آسمان ها را پر می کنند.


حجت الاسلام اصفهانیان با مرور فیلم (HElLBOY) افزود: در میان این بحبوحه، پسر آتشین که از جنس جن است، انسان ها را نجات می دهد و این مسئله به اندازه ای در فیلم ملموس نشان داده می شود که مخاطب آن را می پذیرد و میزان استقبال از این فیلم نیز بیانگر تایید مخاطب و باورپذیری اوست.
وی بااشاره به نمایش این فیلم در ایران، خاطرنشان کرد: شاید در سال های 80 تا 82 اساسا فیلم هایی از این دست در ایران رواج نداشت، اما بعد از پخش آن در عید نوروز 83 از شبکه دوم سیما، و بعدها هم از دیگر شبکه های سیما، فیلم هایی این چنینی به ژانر جدی مورد طلب مخاطب تبدیل شد.
 

این پژوهشگر در ادامه به آثار مخرب پخش چنین فیلم هایی بر ذهن مخاطب به ویژه کودکان اشاره کرد و گفت: اگر قرار است فیلمی در رابطه با مبحث منجی گرایی پخش شود، بهترا ست بویی از دین در خود داشته باشد، اما متاسفانه برخی فیلم هایی که ارائه می شود، دینی نیست.
حجت الاسلام اصفهانیان بهره گیری از قصص قرآنی درراستای ترویج فرهنگ مهدویت و موعود را در ساخت فیلم های سینمایی تولید داخل، عاملی مفید جهت جذب مخاطب و عدم مراجعه به نمونه های غربی دانست و به اثر فاخر ملک سلیمان، به عنوان نمونه ای موفق در این راستا اشاره کرد.

 

وی خاطرنشان کرد: ملک سلیمان علاوه بر آنکه از متد و تکنولوژی روز بهره گرفت، فیلمی موفق در آماده سازی ذهن مخاطب در حوزه موعود بود، در واقع ملک وسیع سلیمان، فساد در جامعه آن دوره و نجات مردم توسط حضرت سلیمان به مثابه استعاره ای از جامعه آخرالزمان است، البته تمامی قصص قرآنی به نوعی مسئله (منجی) را درقالب پیروزی حق بر باطل مطرح کرده اند.





کلمات کلیدی :آخرالزمان و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :وظایف منتظران و کلمات کلیدی :مدعیان ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۳

ا عرفان‌های کاذب نسل جوان ما را نشانه گرفتند ا

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با انتقاد از اینکه متاسفانه کتب عرفان‌های بدلی به وفور در جامعه توزیع و نشر می‌شود، گفت: عرفان‌های کاذب می‌خواهند قرآن، ائمه معصومین(ع)، نماز و اسلام را از جوانان بگیرند.

 

به گزارش خبرگزاری شبستان، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد فاضل‌لنکرانی در افتتاحیه نخستین طرح ضیافت دانشجویی در دانشگاه علوم پزشکی قم که باحضور مسئولان و دانشجویان در مجتمع یاوران حضرت مهدی(عج) برگزار شد، با تاکید بر اینکه امروز دنیا و بشریت را ظلمات فراگرفته است، گفت: ظلمت‌های اعتقادی، فکری، عرفان‌های کاذب و جاهلی نمونه‌ای از ظلماتی است که بشر را در بر گرفته است.

وی بااشاره به اینکه عرفان‌های دروغین درحال ترویج معنویت‌های کاذب در جامعه است، خاطرنشان کرد: مراکزی در سازمان جاسوسی آمریکا درحال فعالیت و ایجاد متونی هستند که به نسل جوان امروز ما بگویند عرفان ما صحیح است و اسلام درست نمی‌گوید.

 

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با انتقاد از اینکه متاسفانه کتب عرفان‌های بدلی به وفور در جامعه توزیع و نشر می‌شود، اظهارکرد: اهداف عرفان‌های کاذب و نوظهور این است که قرآن، ائمه معصومین(ع)، نماز و اسلام را از جوانان ما بگیرند.

حجت الاسلام فاضل‌لنکرانی با تاکید بر اینکه اگر جوانی با قرآن ارتباط نداشته باشد، اسیر عرفان‌های کاذب می‌شود، تصریح کرد: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی حزب توده و مارکسیسم در دانشگاه‌ها نفوذ داشتند و جوانان اهل نماز و اسلام را منحرف می‌کردند.

رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار با تاکید بر اینکه قرآن نور را درون انسان قرار می‌دهد و در هنگام ظلمت وی را هدایت می‌کند، خطاب به جوانان دانشجو گفت: آنچه شما را حفظ می‌کند این کتاب الهی است و در کنار تمام درس‌ها و مشغله‌های خود، ارتباط با قرآن را حفظ کنید.

وی با انتقاد از اینکه متاسفانه زندگی‌های امروزی دچار انواع شرک شده است، اضافه کرد: گاهی بعضی فکر می‌کنند پزشکان، بیماران را شفا می‌دهند، درحالی که این فکر اشتباه است و پزشکان وسیله خدا هستند.





کلمات کلیدی :انقلاب اسلامی و کلمات کلیدی :کتاب و کلمات کلیدی :عرفان‌های کاذب