زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳٠

آیت‌الله صافی در نوشتاری باتاکید بر اینکه شیعیان باید قدر ایمان به غیبت امام عصر(عج) را بدانند و به آن ببالند، آورده است: افراد شجاع و دلسوز باید با امربه معروف و نهی از منکر برنامه‌های غیراسلامی را محکوم کنند.

 

به گزارش خبرگزاری شبستان، آیت‌الله صافی در نوشتاری باتاکید بر اینکه شیعیان باید قدر ایمان به غیبت امام عصر(عج) را بدانند و به آن ببالند، آورده است: افراد شجاع و دلسوز باید با امربه معروف و نهی از منکر برنامه‌های غیراسلامی را محکوم و بر حفظ هویت اسلامی پافشاری کنند.

نوشتار این مرجع تقلید بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تعالى: ذلِکَ الکِتابُ لَا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ الَّذِینَ یُؤمِنُونَ بِالْغَیْبِ
اعتقاد به عالم غیب در به‌وجود آمدن ادیان الهی و ایمان به انبیاء، و تحقق هویّت خداباوری، اصل و اساسی است که بدون آن هر اندیشه و باوری کفر و الحاد است.
ایمان به جهان غیب و عالم غیر محسوسِ به حواس ظاهره، مثل بهشت و جهنم و حور و غلمان و ملائکه، و ایمان به عرش و کرسی، و برای ما ایمان به انبیاء گذشته، و ایمان به ائمه طاهرین(ع) - که فعلاً در این جهان حضور جسمانی ندارند- و ایمان به اخبار قرآن و حضرت رسول و ائمه طاهرین علیهم السلام از مغیبات و وقایع آینده، و ایمان به حضرت ولی عصرعج)- که اگرچه در همین عالم حضور جسمانی دارند و مردم از ایشان غایب نیستند ولی تا یوم ظهور از مردم عموماً مگر برخی خواص غایب می‌باشند- همه در تحت جمله شریفه«یُؤمِنُونَ بِالْغَیْبِ» قرار دارند، و ایمان به آنها، ایمان به غیب است.
از جمله روایاتی که بر فضیلت ایمان به انبیاء گذشته و معجزات آنها، و ایمان به پیغمبر اکرم(ص) و ائمه طاهرین تا امام یازدهم(ع) دلالت دارد، روایت ذیل است که از طرق اهل سنت و در تفاسیر ایشان از سنن دارمی روایت شده است:
روایت این است که حرث بن قیس که از تابعین است و به دیدار حضرت رسول خدا(ص) تشرف نیافته بود، به عبدالله بن مسعود که از اصحاب است گفت: عند الله نحتسب ما سبقتمونا الیه من رؤیة رسول الله(ص)؛ ما از خداوند محرومیت از این فضیلتی را که بر ما به آن پیشی گرفتید، و به دیدار رسول خدا(ص) مشرف شدید طلب اجر و جبران داریم.
ابن مسعود گفت: عند الله نحتسب ایمانکم بمحمد(ص) و لم تروه.إنّ امر محمد(ص) کان بیّناً لمن رآه، و الذی لا اله الّا هو ما من احد افضل من ایمان بغیب؛ یعنی ما هم از خدا طلب اجر و جبران می‌کنیم از جهت محرومیت از فیض ایمان به غیب، یعنی ایمان به پیغمبر(ص) که شما بر آن هستید و آن حضرت را ندیده‌اید. سوگند به خدایی که غیر از او خدایی نیست احدی فاضل‌تر از آن‌که ایمان به غیب دارد نیست.
بر حسب این روایت، در حال حاضر ایمان به انبیاء گذشته و حضرت خاتم الانبیاء(ص)، و امیرالمؤمنین و ائمه(ع) تا حضرت امام حسن عسکری(ع) ایمان به غیب است، چنان‌که ایمان به حضرت ولی‌عصر(عج) نیز ایمان به غیب است، و از ثواب همه این ایمان‌ها بهره‌مندیم که در رأس آنها ایمان به خداوند متعال است که اگرچه عالم و ماسوی و همه کائنات، آیات جمال و جلال الهی هستند و به ذکرش هر چه بینی در خروش است و چیزی و ذرّه‌ای از او غایب نیست، امّا او به ذات و حقیقت صفات از همه حتی انبیاء غایب است «لاتدرکه الأبصار و هو یدرک الأبصار» و «لا تراه العیون بمشاهدة العیان و لکن تدرکه القلوب بحقیقة الایمان» به صفات سلبیه بیشتر معروف است تا به صفات ثبوتیه که «لیس کمثله شیء». بنابراین مصداق اتم و اکمل ایمان به غیب، ایمان به خداوند متعال است.


ایمان به وجود حضرت بقیة الله ارواح العالمین له الفداء و عصر غیبت، ویژگی‌ها و فضائل خاصی دارد، و مؤمن به غیب در این عصر، هم ایمانش به انبیا و ائمه گذشته ایمان به غیب است، و هم ایمانش به امام حیّ صاحب زمان ایمان به غیب است.
ایمان گذشتگانِ از این امت هم از زمانی که پیغمبر اکرم(ص) بشارت به ظهور مهدی از اولاد فاطمه(س) می داد ایمان به غیب است که از غیر شیعه به اجمال و از شیعه به تفصیل است. همه ایمان به غیب است، ایمان به نادیده است، و همه داخل در ایمان به غیب و ایمان به خدا و صدق حضرت رسول(ص) است.
باید مؤمنین قدر این مرتبه را بدانند که مثل ابن مسعود آن صحابی معروف آرزومند آن بوده و محرومیت از آن را فقدانی می‌داند که اجر آن را از خدا می‌خواهد، و بر خود ببالند که خدا در بیان اوصاف متقین پیش از همه، اوصاف جلیله متقین ایمان به غیب را بیان می‌فرماید.
فرق ایمان به غیب در عصر غیبت با اعصار دیگر این است که مؤمنین تخلیص و تمحیص می‌شوند؛ امتحانات شدید برایشان جلو می‌آید که بسیاری در این امتحانات ساقط می‌شوند. زن‌ها، مردها، جوان‌ها و حکّام و مسئولین حتی علماء همه امتحانات خاص دارند.
از جهت ظهور بدعت‌ها، از جهت اصرار بر ملاهی و مناهی و ترویج منکرات و ترک امر به معروف، و نفی سنت‌ها مسائلی پیش می‌آید که فتنه و فساد و اعراض از حقّ ظاهر و بلکه مورد افتخار و اعطاء جوائز می‌شود؛ اموری که بعض مظاهر آنها در معرض دید همگان است، و جز کسانی که إمتحن الله تعالی قلوبهم بالایمان کسی باقی نمی‌ماند.
لقمه و مال حلال اگر نایاب نباشد کمیاب می‌شود. قوانین و سنّت‌های اسلامی حتی به اسم اسلام متروک می‌گردد، و خلاصه بر طبق این روایت که از حضرت امیرالمؤمنین(ع) است: «أَیُّهَا النَّاسُ سَیَأْتِی عَلَیْکُمْ زَمَانٌ یُکْفَأُ فِیهِ الْإِسْلَامُ کَمَا یُکْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِیهِ»؛ اسلام دگرگون می‌شود، یعنی واژگون می‌گردد چنان که ظرف به آنچه در آن است واژگون می‌شود.


در این شرائط و وظائف دشوار و مسئولیت‌های سنگین، افراد شجاع و دلسوز و با ایمان باید به یاری اسلام بشتابند، و امر به معروف و نهی از منکر نمایند. برنامه‌ها و روش‌های غیر اسلامی را محکوم و به مردم معرفی نمایند، و بر حفظ هویت اسلامی پافشاری کنند و فداکاری نمایند.
 





کلمات کلیدی :آیت‌الله صافی و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :وظایف منتظران




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳٠

 نخستین جشنواره وبلاگ‌نویسی «مرزبانان فرهنگ مجازی» با هدف ارتقای سطح علمی و شکوفایی استعدادهای کاربران به همت اداره‌کل تبلیغات اسلامی شهرستان ساوه برگزار می‌شود.

نخستین جشنواره وبلاگ‌نویسی «مرزبانان فرهنگ مجازی» با هدف ارتقای سطح علمی و شکوفایی استعدادهای کاربران به همت اداره‌کل تبلیغات اسلامی شهرستان ساوه و خانه فرهنگ دیجیتال شهرستان ساوه در سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی برگزار می‌شود.

 

ارتقای سطح علمی و شکوفایی استعدادهای نوجوانان و جوانان در فضای مجازی، به ویژه در سالی که از سوی مقام معظم رهبری به نام تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی نامگذاری شده است، از اهداف این جشنواره

 

به شمار می‌شود. http://www.savehdigital.com/img/03.png

 

 

معیارهای داوری نخستین جشنواره وبلاگ نویسی مرزبانان فرهنگ مجازی در بخش فنی شامل ثبت وبلاگ در سامانه WWW.Samandehi.ir، معرفی جشنواره وبلاگ‌نویسی مرزبانان فرهنگ مجازی، ایجاد امکان ارتباط دو سویه میان نویسندگان و خوانندگان، درج توضیحات درباره مدیر یا مدیران، درج فرم نظرسنجی جهت آگاهی از نظر بازدید کنندگان، استفاده از قالب اختصاصی، استفاده از هیدر اختصاصی و سرعت بارگذاری وبلاگ(عدم استفاده بیش از حد کدهای جاوا، عدم استفاده از موسیقی، استفاده از پست‌های کم در صفحه اول) است.

 

همچنین لینک دادن به دیگر وبلاگ‌ها، لینک در دیگر وبلاگ‌ها، استفاده از شیوه های نوین اطلاع رسانی و تعامل (فید، آر اس اس)، وضعیت وبلاگ در موتورهای جستجو، آمار بازدید وبلاگ، تعداد صفحات ایندکس شده و Ranking وبلاگ، تاریخ شروع وبلاگ و بروز رسانی مستمر از دیگر معیارهای داوری نخستین جشنواره وبلاگ‌نویسی مرزبانان فرهنگ مجازی در بخش فنی به شمار می‌رود.

 

همچنین معیارهای داوری این جشنواره در بخش محتوایی شامل ذکر منبع برای هر مطلب، دارا بودن بخش آرشیو فعال، درج توضیحات در خصوص هدف/ اهداف، ارتباط مطالب وبلاگ با موضوعات جشنواره، نوآوری و ابتکار در بخش‌های مختلف، سبک نوشتار- جذابیت، شیوا و رسا بودن نوشتار، اثر سنجی پستهای وبلاگ درفضای مجازی، استفاده ازسوژه های پر اهمیت و به روز، تعیین مخاطب و تناسب سطح و حجم اطلاعات با مخاطب و رعایت نکات نگارشی ، املایی و دستوری است.

 

استفاده از قالب مناسب و گرافیک مرتبط (رنگ، فونت، اندازه، طرح)، برای هر مطلب استفاده از اِلمان های گرافیکی و تصاویر مناسب، درج نشانه/ تصویر(لوگر) متناسب با محتوای وبلاگ، نظم موضوع در پیکره وبلاگ، استفاده از اسم و آدرس مناسب، استفاده از فیلم‌های مرتبط، تیتر زنی و موضوع بندی مناسب و شفافیت تصاویر و فونت‌ها، بهره گیری از شیوه های‌ابتکاری‌ و خلاقانه جهت ارائه بهتر مطالب، بکارگیری جلوه‌های هنری ‌ویژه در بخش‌های مختلف و... از معیارهای داوری این جشنواره وبلاگ‌نویسی در بخش هنری به شمار می‌رود.

 

 









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٩

'می دانستم کار اینجوری نیست و به احترام آقا آمدم بیمارستان شهید رجایی، ولی وقتی آمدم فهمیدم خیری در آن بوده و وجود مبارک امام زمان(عج) برای عیادت اینجا تشریف آوردند.'

 

خبرگزاری شبستان: حجت الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران درآستانه پانزدهمین سالگرد رحلت آیت الله بهاءالدینی ماجراهای مختلفی از مکاشفات این عالم ربانی در مصاحبه با ماهنامه پاسدار اسلام بیان کرد.
قسمت هایی از این مصاحبه به شرح زیر است:
 

از آقای بهاءالدینی در ارتباط با مقام معظم رهبری مطالب مختلفی نقل شده است. شما در این خصوص چه می دانید؟

حافظه ام خیلی قوی نیست. گاهی خدا می آورد در ذهنمان و یک چیزهایی به مناسبت ها می آید ولی الان چیزی که یادم هست، ایشان همین اواخر عمرشان آمدند تهران و رفتند بیمارستان. من هم اینجا رفتم دیدنشان و هم بعد رفتم قم. ایشان فرمود: "می دانستم مشکل من پزشکی نیست، با طبیب حل نمی شود ولی چون حضرت آقا (مقام معظم رهبری) خواستند بروم، به احترام ایشان رفتم."
تا اینجا را خودم از آقای بهاءالدینی شنیدم، آقای شمشیری می گفت که آقای بهاءالدینی فرمودند: "من می دانستم کار اینجوری نیست و به احترام آقا آمدم بیمارستان شهید رجایی، ولی وقتی آمدم فهمیدم خیری در آن بوده و وجود مبارک امام زمان(عج) برای عیادت اینجا تشریف آوردند." معلوم شد که حکمتش این بوده است که حضرت قرار بوده قدمشان را اینجا بگذارند.
 

به غیر از این مورد آیا ایشان بازهم به حضرت حجت تشرف داشتند؟
بله ما یک آقای سجادی در قم داریم که همشهری مان است. هم از مریدهای آقای بهجت بود و هم از مریدهای آقای بهاءالدینی. گاهی هم می آمد و آب و جارو می کرد و خیلی به آقا عشق داشت. گفت: "روزی آقای بهجت آمد عیادت آقای بهاءالدینی. آمد خم شد، دست آقای بهاءالدینی را ببوسد، آقای بهاالدینی دستشان را کشیدند ولی آقای بهجت با ایشان معانقه کردند. دو زانو نشستند، کنار تختشان مدتی نشستند. همین جوری نگاه می کردند و هیچی نمی گفتند." می گفت شاید یک ساعتی آنجا بود.

 
یعنی آقای بهجت، می خواستند دست آقای بهاءالدینی را ببوسند؟
بله آقای سجادی گفت: "من ایشان را بدرقه کردم. وقتی آقای بهجت از در خانه آقای بهاءالدینی آمد بیرون، برگشت نگاهی به در این خانه کرد و گفت: همسایه های ایشان نداستند که با چه کسی همسایه اند، ولی بدانند یا ندانند، برکات حضور حضرت در این خانه به اینها هم می رسد."
 

درباره موضوعی که از ایشان در مورد قائم مقام رهبری نقل شده و اینکه چه کسی جانشینی امام خواهد بود، شما چیزی در ذهنتان هست؟
خودم از ایشان نشنیدم، ولی یکی از دوستانمان آقای فرحناک برایم نقل کرد، صحبت قائم مقامی (آقای منتظری) که شد، ایشان گفت: "نه ! من اینجور نمی بینم. کسی که ما دلخوش به او هستیم، آسید علی آقاست." آن وقت اصلا کسی خوابش را هم نمی دید، اصلا آن فضا، فضایی بود که کسی نمی توانست مقابل قائم مقامی چیزی بگوید.
ذکر نکاتی از رابطه آقای بهجت و آقا هم در اینجا خالی از لطف نیست!
یکی از رفقایمان که ایشان هم مثل من گاهی برای آقای بهجت روضه می خواند و آقا هم تشویقش می کرد، گفت در جلسه ای که خدمت آقای بهجت بودیم، یکی دونفر آمدندخدمت آقای بهجت، یک چیزی را سوال کردندکه به نظر می رسید سوالشان طوری بود که گویا تعریضی به آقا دارند. آقای بهجت با ناراحتی زیاد و نگاه تند و با عصبانیت گفتند: "شما بهتر از ایشان سراغ دارید؟ من که بهتر از ایشان سراغ ندارم.





کلمات کلیدی :رهبری و کلمات کلیدی :بهاءالدینی و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت در کلام مقام معظم رهبری




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٩

از روایات برمى آید، یاوران راستین امام زمان(عج) مصداقِ تامّ 'ربّیّون کثیر' بوده و داراى ویژگى‌هاى خاص آنان هستند. ربّیّون در قرآن مصداق کسانی است که مخلصانه در رکاب پیامبران با کافران و مشرکان جنگیدند و . . .

 

انتظار که از وظایف یاران امام مهدی(عج) است، یک حالت و عمل قلبی و درونی‌ است که آثار و برکت‌های فراوان بیرونی هم دارد. انسان منتظر، دائماً به در نگاه می‌کند. پیوسته در درون و باطن به عالم بالا نگاه می‌کند که آقایش چه زمانی تشریف می‌آورد.

  

ویژگى‌هاى یاران امام زمان(ع)

1. قدرت والاى روحى
2. بردبارى
3. طلب آمرزش، استقامت و یارى
4. رابطه عاشقانه با پروردگار
5. فروتنى در برابر مؤمنان و گردن فرازى در مقابل کافران
6. نهراسیدن از سرزنش‌ها
 

ملاک یارى‌رسانى الهى
فرجام پیروى نکردن از رهبران الهى
احساس ایمنى از مکر الاهى و خطرهاى آن

وظیفه ما در آخرالزّمان
بازگشت جهان به سوى معنویت

 

خداوند متعال در قرآن مى‌فرماید: "وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللّهُ یُحِبُّ الصّابِرِینَ وَ ما کانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِی أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَ(1)
چه بسیار پیامبرانى که مردان الاهى فراوانى به همراهشان نبرد کردند و از هر رنجى که در راه خدا دیدند، نه سستى ورزیدند و نه ضعف و زبونى نشان دادند و خداوند، شکیبایان را دوست مى‌دارد. سخنشان فقط این بود که پروردگارا! گناهان ما را ببخش و از تندروى‌هاى ما در کارها در گذر! گام‌هاى ما را استوار بدار و ما را بر جمعیت کافران پیروز کن!

واژه "ربّیّون" در این دو آیه شریف به مردمى خداپرست اشاره دارد که مخلصانه در رکاب پیامبران با کافران و مشرکان جنگیدند. ربّیّون در زمانه ما، مصداق تامى غیر از بسیجیان ندارد و تمام ویژگى‌هایى که در این دو آیه درباره "ربّیّون" بیان شده، گویا در شأن بسیجیان ما نازل شده است.

پس از زمان پیامبر(ص)، شاهد قیام‌هاى الهى فراوانى بوده ایم؛(2) امّا هیچ یک از آن‌ها مصداق "ربیّون کثیر؛ مردانِ الهى فراوان" نبوده است تا جایى که به طور یقین مى‌توان گفت: اگر از عصر پیامبر بگذریم، کامل ترین مصداقِ "ربّیون کثیر"، بسیجیان مخلص ما در ایران اسلامى بوده اند.
همان گونه که از روایات برمى آید، یاوران راستین امام زمان ارواحنا فداه نیز مصداقِ تامّ "ربّیّون کثیر" بوده، داراى ویژگى‌هاى خاص ایشان هستند.

 

قدرت والاى روحى
میدان جنگ، عرصه جنگیدن، کشتن و کشته شدن است. طولانى شدن جنگ، به طور طبیعى آثار منفى فراوانى را در پى مى‌آورد. از یک طرف، عواملى چون دورى از زن و فرزند، نابسامانى خانواده‌ها، بى سرپرستى بچه‌ها، فقر و ویرانى ناشى از جنگ، باعث سست شدن اراده و انرژى روحى جنگاوران مى‌شود و از طرف دیگر، آثار ضعف و سستى در بدن و انرژى‌هاى جسمانى بروز مى‌کند. مجموعه این عوامل مى‌تواند باعث خضوع و تسلیم در مقابل دشمن شود.

خداوند متعال، جنگاوران مجاهدى را مى‌ستاید که به عشق خدا و رسول او، خالصانه در میدان‌هاى طاقت فرساى جنگ استقامت ورزیدند و لحظه‌اى ضعف از خود نشان ندادند؛ ستارگان درخشانى که حتّى با طولانى شدن جنگ و پیشامد مصیبت‌هاى گوناگون، نه در عشق و اراده آهنینشان ضعفى پیدا شد و نه در برابر دشمن، دست خضوع و تسلیم بالا بردند: فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا؛(1) از هر صدمه‌اى که در راه خدا دیدند، نه سستى ورزیدند و نه ضعف و زبونى نشان دادند.
چنین ویژگى بارزى را در رزمندگان و بسیجیان خویش در طول هشت سال دفاع مقدّس به چشم دیده ایم؛ دلیر مردانى که تا واپسین نفس و واپسین قطره خون از اسلام و میهن اسلامى دفاع کردند و تمام هستى خود را بر سرِ پیمان الاهى خویش فدا ساختند.

 

بردبارى
دلیرمردانى که در این آیه، مورد ستایش خداوند قرار مى‌گیرند، مجاهدانى خستگى ناپذیرند.

 

طلب آمرزش، استقامت و یارى
چنین مجاهدان راستینى در کشاکش مصیبت‌هاى جنگ و رنج‌هاى جنگاورى، زبان حال و قالشان، چیزى جز طلبِ آمرزش، عذرخواهى و طلب استقامت و یارى از پروردگارشان نیست: وَ ما کانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِی أَمْرِنا؛(2)سخنشان جز این نبود که پروردگارا! گناهان ما را ببخش و از تندروى‌هاى ما در کارها در گذر.

این رزم آوران الهى، نه تنها خود و عمل خود را نمى بینند، بلکه همواره عذر تقصیر به درگاه الاهى مى‌آورند که خدایا! تو خود کوتاهى‌هاى ما را در انجام وظیفه ببخشاى و از گناه و زیاده روى و کوتاهى ما به لطف و مرحمت خویش درگذر: رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا.(3) و افراط‌هاى ما نیز در انجام وظیفه بندگى و مجاهدت چشم بپوش: وَ إِسْرافَنا فِی أَمْرِنا.(4)پروردگارا! همه هستى ما از تو است و اکنون به درگاه تو تقدیم مى‌کنیم. لطف و مرحمتى کن و کاستى‌ها و لغزش‌هاى ما را تو خود جبران و اصلاح فرما! بار پروردگارا! این راه خطرخیز را با همه افت و خیزهایش تا بدین جا رسانده ایم؛ امّا چه امان از سستى در ادامه راه و فریب‌هاى شیطان و زمین گیرى دنیا؟! پس اکنون خدایا! ما را تا سرانجام این راه، همواره استوار و پابرجا بدار: وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا.(5) بار خدایا! هرچند مأموریت ما انجام وظیفه است.


پی نوشت ها:
1. آل عمران (3)، 146 و 147.
2. حتّى یاوران شیدایى امام حسین(ع) را نیز نمى توان مصداق "ربّیون کثیر" دانست؛ چرا که تعدادشان 72 نفر بیش نبوده است.

ویژگى‌هاى اساسى "ربّیّون" که در این دو آیه شریف بیان شده است، عبارتند از: قدرت والاى روحى، بردبارى، طلب مغفرت، طلب استوارى و استقامت و طلب نصرت که درباره هریک از این ویژگى‌ها توضیحى مختصر ارائه مى‌کنیم:
. آل عمران (3)، 146.
که به سبب بردبارىِ فوق العاده شان، محبوب ذات اقدس الاهى شده اند: وَ اللّهُ یُحِبُّ الصّابِرِینَ؛(1) و خداوند، چنین صبرکنندگانى را دوست مى‌دارد. اگر در شأن رزمندگان و بسیجیان، جز همین جمله در قرآن نازل نشده بود، براى پاداش آن‌ها کافى بود. چه پاداشى بالاتر از محبوبیت نزد خداوند قابل تصوّر است؟! آن که پروردگارش او را دوست بدارد، چه چیزى کم خواهد داشت؟!
1. همان.
2. آل عمران (3)، 147.
3. و 3 و 4 و 5. همان.
منبع: آیت الله مصباح یزدی، آفتاب ولایت‏، یاوران امام زمان(ع).





کلمات کلیدی :امام زمان(ع) و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :حلقه وصال




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٧

ا جریان‌شناسی انتقادی عرفان‌های نوظهور ا

کتاب 'جریان‌شناسی انتقادی عرفان‌های نوظهور' به همت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شد.

 

به گزارش خبرگزاری شبستان، کتاب جریان‌شناسی انتقادی عرفان‌های نوظهور با قلم حمیدرضا مظاهری سیف از سوی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شد. فطرت محجوب و معنویت ممسوخ، بازکاوی تجربه عرفانی از منظر فطرت و بررسی تطبیقی تجربه عرفانی در 6 مکتب، فصول سه‌گانه بخش "فطرت در جغرافیای معنویت" را تشکیل می‌دهد.

در فصل سوم از بخش‌ یادشده، عرفان‌های شمنسیم، تائوئیسم، بودیسم، هندوئیسم، مسیحی و اسلامی مطرح و نقد و بررسی می‌شود.

در بخشی از عرفان مسیحی می‌خوانیم: "به نظر می‌رسد که مسیحیان با یک اشتباه تاریخی، دچارانحراف در عقاید شدند و به آموزه‌ای عقل ناپذیر(توحید در تثلیث) اعتقاد پیدا کرده‌اند. البته‌ در این باره عده‌ای از مسیحیان اساساً منکر بودند و معتقدان نیز آرای گوناگونی دارند."

 

نویسنده در بخش اول که 3 فصل کتاب را شامل می شود، افکار "سای بابا"، "وین دایر"، "کریشنا مورتی"، "مرلین منسون"، "دالایی لاما" را نقد می کند و بررسی تطبیقی 6 مکتب عرفانی شمینیسم، تائوئیسم، بودیسم، هندوئیسم، عرفان مسیحی و عرفان اسلامی را به خواننده ارائه می دهد. در بخش دوم کتاب، معنویت گرایی پست مدرن را مورد توجه قرار گرفته است و نویسنده به نقد عرفان "تی.ام"، اندیشه "اوشو"، افسانه معنویت "پائولو کوئیلو"، عرفان "فالون دافا" و عرفان "سرخ پوستی" پرداخته است.

 

در بخشی از این کتاب می خوانیم: "توسعه ابعاد مادی زندگی در جوامع مدرن نتوانسته است از میزان احساس نیاز ریشه دار و همیشگی انسان زمانه ما به معنویت خواهی بکاهد. اکنون پس از سال ها غفلت از این نیاز فطری، مدتی است که به اقتضای بازار گرم تقاضای معنویت جویی، عرضه این متاع نیز رو به فزونی گذارده، به گونه ای که بازار جهانی فرهنگ، امروزه برای ذائقه تنوع خواه و سلیقه های رنگارنگ انسان دوره ما، نسخه های متنوع و جذابی می پیچد تا رضایت مشتریان را هر چه بیشتر حاصل آورد".

همچنین عناوین تی.ام نمونه‌ای ‌از عرفان پست مدرن، عشق و معنویت در اندیشه اشو، افسانه معنویت در آثار کوئیلو، فالون دافا معنویت بدن‌گرا، و دنیای اسرارآمیز اوهام در عرفان سرخ‌پوستی، در بخش دوم این کتاب به چشم می‌خورد.

نگارنده در فصل ششم تلاش کرده است تا چیستی آثار کوئیلو را پاسخ دهد و نسبت آن را با معانی زندگی بشناساند‌؛ از این رو کاستی‌ها و کژی‌های اندیشه‌اش را بررسی کرده است.

شاخص‌های عرفان سکولار یکی از مطالب مهم و خواندنی این اثر است که عناوین پوچ‌گرایی روش‌شناختی، پنداری‌سازی ادراکات و موهوم‌انگاری هستی، گوشه‌ای از شاخص‌های عرفان سکولار را تشریح می‌کند.

در تبیین عرفان سکولار و آمادگی برای سلطه پذیری آمده است:«مهم‌ترین کارکرد مدیتیشن، دادن آرامش به افراد در جوامع بر استرس امروز نیست؛ بلکه تحمل‌پذیر کردن استیلا و استثمار سلطه‌گران سرمایه‌دار جهانی است.»

شایان ذکر است، کتاب جریان‌شناسی انتقادی عرفان‌های نوظهور در 399 صفحه و با شمارگان 2 هزار، پاییز 87 به همت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی چاپ و راهی بازار نشر شده است.





کلمات کلیدی :عرفان‌های نوظهور و کلمات کلیدی :کتاب و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :مدعیان ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٧

ا هراس غرب از سخنان رهبری درباره مهدویت ا

نشریه 'ورلد نیوز دیلی' نوشت: 'باتوجه به رویارویی ایران با غرب بر سر برنامه هسته ای ایران، اشاره آیت الله خامنه ای به آخرالزمان، می تواند هشداری به رهبران غربی تلقی شود.'

 

به گزارش خبرگزاری شبستان، سایت روزآنلاین(Roozonline)، روز سه شنبه ۲۰ تیر(July.۱۰) به نقل از نشریه "ورلد نیوز دیلی" نوشت: "رهبر ایران برای اولین بار به ملت خود گفته است که باید برای "آخرالزمان" آماده باشند. این در حالی است که ایران به برنامه هسته ای خود ادامه می دهد. تمامی رسانه های دولتی ایران در هماهنگی با یکدیگر، روز جمعه داستان مشابهی را منتشر کردند و بر پیام آیت الله علی خامنه ای درباره ظهور حضرت مهدی تاکید کردند. تاکنون، رسانه های دولتی برای اجتناب از اطلاق صفت مهدوی به دولت ایران، در مورد ظهور امام دوازدهم از علمای حوزه علمیه نقل قول می کردند."

 

این سایت ادامه داد: "با این وجود، اکنون با توجه به رویارویی ایران با غرب بر سر برنامه هسته ای ایران، اشاره رهبر ایران به آخرالزمان، می تواند هشداری به رهبران غربی تلقی شود. [آیت الله] خامنه ای گفت: "موضوع امام مهدی از مهمترین مسائل است و مساله ظهور وی به روشنی در دین مقدس اسلام بیان شده است. ما باید آن را مطالعه کنیم و نسبت به آخرالزمان و ظهور مهدی هشیار باشیم....ما باید محیط را برای ظهور آماده کنیم تا ایشان تشریف بیاورند."

 

روزآنلاین افزود: "مذهب شیعه بر این باور است جنگی که در آن یک سوم جمعیت دنیا[!] در جنگ و گرسنگی کشته خواهند شد، باید سراسر زمین را در بر گیرد و بی قانونی به طور کامل حکمفرما می شود. در این میان اسرائیل باید نابود شود و تنها آن زمان است که امام مهدی ظهور می کند و کفار را به قتل می رساند و پرچم اسلام را در سراسر دنیا برافراشته می کند. نهادهای متعددی در ایران، زیر نظر [آیت الله]خامنه ای، در باره ظهور [حضرت]مهدی[عج تحقیق می کنند و سالانه کنفرانس هایی را در زمینه مهدویت برگزار می کنند. [آیت الله]خامنه ای گفت: "امروز ما وظیفه ای در باره ظهور داریم.....اگر ما سرباز امام زمان هستیم باید آماده باشیم. به یاری خداوند و با امدادهای غیبی او ما موفق می شویم به تمدن اسلامی در دنیا افتخار کنیم. این سرنوشت ماست...... جوانان و مومنان باید خود رابرای این حرکت عظیم آماده کنند." [آیت الله]خامنه ای با استناد به قرآن گفت آمدن [حضرت] مهدی قول خداوند است. او گفت: "زمانی می رسد که قدرت های استکباری جهان نابود می شوند و انسانیت در پرتو امام مهدی متجلی می شود."

روزآنلاین در ادامه نوشت: "گزارش شده است که جزوه ای به نام " 6 ماه آخر" میان نیروهای نظامی توزیع شده است تا آمادگی آنان را در مقابله با غرب تقویت کند. این جزوه می گوید که سپاه پاسداران و بسیج باید برای وظایف خود در طول جنگ آماده باشند. سپاه پاسداران روز یکشنبه با هشدار به اسرائیل و آمریکا گفته است که آنها باید حدس بزنند موشک های ایران به چه کلاهکی مجهز خواهد بود. در سایت مشرق نیز به تفصیل درباره توان موشکی ایران و قدرت تخریبی آن سخن گفته شده است. در این سایت گفته شده که موشک دو مرحله ای سجیل، قادر است دفاع موشکی اسرائیل را درنوردد و "خواب صهیونیست ها" را مختل کند. غرب، پس از یک دهه مذاکره با ایران، همچنان در فکر مهار کردن برنامه هسته ای پنهانی ایران است. آخرین گزارشات آژانس هسته ای حاکی از آن است که ایران غنی سازی اورانیوم در نظنز و فردو را همچنان ادامه می دهد و اورانیوم غنی شده کافی برای پنج بمب هسته ای در اختیار دارد. با وجود اینکه اکثریت ایرانیان[!] با حکومت مخالف هستند، تحریم های غرب نتوانسته است برنامه هسته ای ایران را متوقف کند؛ چیزی که نه تنها ممکن است به بحران اقتصادی جهانی بدل شود بلکه ممکن است باعث کشته شدن میلیون ها افراد بیگناه از جمله ایرانی ها شود."





کلمات کلیدی :رهبری و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :آخرالزمان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢۳

اگر مسجد، تنها محل برگزاری نماز جماعت تلقی نشود، بلکه کانون وعظ، خطابه و مرکز ترویج اسلام، قضاوت و کانون عبادی، سیاسی و اجتماعی مسلمین باشد، هیچ فرقه انحرافی نمی تواند میان مسلمانان تفرقه ایجاد کند.

 

خبرگزاری شبستان: جریان های مختلف فرهنگی در برابر اسلام ناب محمدی قرار گرفته اند. این جریان ها که در این نگاشته به عنوان «جریانهای ضدفرهنگ» یاد شده است، در صدد تخریب ایمان مؤمنان و اتحاد مسلمانان گام بر میدارند. استعمار و بیگانگان نیز در ترویج این تفرقه گرایی نقشی مؤثر داشته است. «مسجد» به عنوان نهاد درون دینی مهمترین مانع در برابر هجوم جریانهای انحرافی است. این مقال بر این است تا با معرفی برخی جریان-های انحرافی به ویژه «فراماسونری» و «تصوف فرقه ای» به نقش مؤثر مسجد در مقابله با این جریانها بپردازد. مسجد، پایگاه مقابله با فراماسونری و کانون تقابل با تصوف فرقه ای به شمار می آید. مسجد در برابر جریانهای دیگر انحرافی همچون جریانهای شیطان پرستی، جریان بهائیت، وهابیت، ناسیونالیسم، جریان ابتذال فرهنگی، کثرتگرایی دینی و جریان فمینیسم، به خوبی می تواند مقاومت کند و فعالانه به ترویج اندیشه ناب محمدی بپردازد.
چرایی و ضرورت جریان‌شناسی فرهنگی برای مدیریت فکری و مهندسی فرهنگی کشور بدیهی‌تر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد. جریان‌شناسی یک ضرورت اساسی روزگار معاصر ایران و کشورهای اسلامی است. مسئولان فرهنگی و فکری کشور بدون شناخت و آسیب‌شناسی جریان‌های گوناگون نمی‌توانند وضعیت فکری و فرهنگی کشور را مدیریت کنند. حکومت دینی نیز که تولیت فرهنگ دینی مردم را به عهده دارد، بر اساس تعریف علم کلام، نقش مؤثری در توسعه باورهای دینی مردم دارد. علم کلام، علاوه بر عهده‌داری تنظیم، تبیین و اثبات گزاره‌های اعتقادی، موظف است به شبهات کلامی فرقه‌های منحرف بپردازد.
متکلمان در گذشته به نقد فرقه‌هایی مانند: مرجئه، خوارج، مشبّهه، مجسّمه و غیره می‌پرداختند و امروزه نیز مرزداران اندیشه اسلامی باید فرقه‌های فرهنگی و معنویت‌های نوظهوری مانند: صوفیه، اکنکار، أُشو، رام‌الله، بهائیت، و وهابیت را به چالش انداخته و با جدیت و به‌کارگیری نظام‌مند به تحلیل و نقد و بررسی آن‌ها بپردازند.
یکی از نهادهای درون دینی که توان مقابله با جریان های انحرافی و ضدفرهنگ را دارد، مسجد است. در این مقابله ضمن معرفی مهم ترین جریان های ضدفرهنگ و انحرافی به نقش مسجد در مقابله با آنها اشاره کرد.
مبحث اول: مسجد پایگاه مقابله با فراماسونری
تعریف فراماسونری
جریان فراماسونری، عامل و ریشه اصلی همه ضدفرهنگ‌ها در جوامع بشری است و به همین سبب، بررسی آن ضرورت دارد. واژه فراماسونری از واژه انگلیسی freestone mason به معنی سنگ‌تراش، ظریف‌کار یا بنّای آزاد گرفته شده است. اعضای فراماسونری را فراماسون یا ماسون و ساختمان و مرکز فعالیت ماسون‌ها را لژ می‌نامند. حمایت فراماسونری از یهودیت بدین جهت است ‌که بیشتر یهودیان ساکن اسرائیل، عضو لژهای ماسونی هستند.
همه این فعالیت‌ها با اهداف ذیل دنبال می‌شوند:
1 ـ نابودی تمام مظاهر توحید و یکتاپرستی در جهان؛
2 ـ تخریب مسجد‌الاقصی جهت یافتن و بازسازی معبد سلیمان و پرکردن آن از بت‌ها و نمادهای ماسونی؛
3 ـ دست‌یابی به قدرت در تمام کشورهای جهان و برقراری حکومت جهانی شیطانی با حاکمیت دجال؛
مقابله فراماسون ها با مسجد
همانگونه که معلوم گشت، فراماسونری برای مقابله با ایمان مردم رونق یافت و برای دستیابی به قدرت شیطانی خود، دست به تخریب مسجدالاقصی میزند و به نابودی مظاهر توحید می پردازد. مسجد به عنوان کانون توحید میتواند با این اهداف شیطانی مقابله کند. برای اینکه تعمیر مساجد خدا منحصراً به دست کسانى است که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نماز به پا دارند و زکات مال خود بدهند و از غیر خدا نترسند، پس امید است که از هدایت ‏یافتگان راه خدا باشند. (إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّکاةَ وَ لَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللَّهَ فَعَسى‏ أُولئِکَ أَنْ یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدینَ)
خداوند سبحان، جریان فراماسونری را ستمکارترین جریان معرفی میکند که مردم را از ذکر نام خدا در مساجد منع میکند و در خرابی آن میکوشد: (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعى‏ فی‏ خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ) و کیست ستمکارتر از آن که مردم را از ذکر نام خدا در مساجد منع کند و در خرابى آن اهتمام و کوشش نماید؟ چنین گروه را نشاید که در مساجد مسلمین در آیند جز آنکه (بر خود) ترسان باشند. این گروه را در دنیا ذلت و خوارى نصیب است و در آخرت عذابى بزرگ.
از آنجا که مسجد مخصوص عبادت خداوند یکتاست، توسعه آن می تواند اهداف فراماسونری را تضعیف کند، برای اینکه مساجد مخصوص (پرستش ذات یکتاى) خداست، پس نباید با خدا أحدى غیر او را پرستش کنید: (أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً)
خداوند سبحان در برابر جریان فراماسونری به عظمت مسجدالاقصی یاد می کند و می فرماید:
(سُبْحانَ الَّذی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ) ؛ پاک و منزّه است خدایى که بنده‏اش را در یک شب، از مسجدالحرام به مسجدالاقصى ـ که گرداگردش را پربرکت ساخته‏ایم، برد، تا برخى از آیات خود را به او نشان دهیم چرا که او شنوا و بیناست‏
مبحث دوم: مسجد کانون تقابل با تصوف فرقه ای.
جریان دیگری که در تضعیف فرهنگ اصیل اسلامی فعالیت می کند، جریان تصوف فرقه ای است که سعی می کند با ترویج مکان دیگری برای سلوک معنویت به نام «خانقاه» به تضعیف و کمرنگ کردن مسجد بپردازد.
چیستی تصوف
یکی از جریان‌های ضدفرهنگ رایج در کشورهای اسلامی، جریان تصوف فرقه‌ای است که با گرایش‌های گوناگونی ظاهر گشته است. تصوّف که اسم منسوب آن صوفیه است- مصدر لازم ثلاثی مزید از باب تفعّل به معنای صوفی شدن به‌کار می‌رود. یکی از کاربردهای باب تفعّل، بیان دارا شدن چیزی یا صفتی است؛ مانند: تأهّل، یعنی: دارای أهل شدن و یا تألّم، به معنای دارای درد شدن. این باب برای بیان گرایش به فرقه‌ها و آیین‌ها هم به کار می‌رود، مانند: تَمَجُّس یا تهُّود که به معنای گرویدن به آیین مجوس و دین یهود است. تصوّف هم به معنای گرایش به صوفی است؛ پس تصوّف، هم به معنای صوفی شدن و هم به معنای گرایش به صوفی به‌کار می‌رود.
ابونصر سراج درباره چیستی تصوّف می‌گوید:
«صوفیان مانند فقها و زهاّد به دنبال علم خاص یا ویژگی اخلاقی معین نبودند؛ زیرا آن‌ها خود، سرچشمه تمام دانش‌ها و دارای مجموعه احوال بودند.»
صوفی از نظر ابونصر سراج، هم بینش دینی و هم منش دینی و هم کنش دینی دارد. در حالی‌که به عنوان مثال «علم کلام» فقط به دنبال بُعد بینش دینی یا «اخلاق» فقط در پی منش دینی و یا «فقه و حقوق» فقط به دنبال کُنش دینی است. اما صوفی از نظر سراج، سرچشمه تمام دانش‌ها و احوال است.
هجویری در کشف‌المحجوب، بین سه واژه «صوفی» و «متصوّف» و «مستصوف» فرق می‌گذارد؛ صوفی؛ اهل کمالی است که از صفات نفسانی دور گشته و به حقیقت رسیده ‌است. متصوّف؛ طالبان رسیدن به مرتبه صوفیان هستند و جمع آن متصوّفه‌است، مستصوف؛ کسی است که ظاهرش را همچون صوفیان و طالبان تصوّف می‌آراید، اما در واقع از عقاید و اعمال آن‌ها به دور است. وی در این مورد می‌گوید:
«صوفی آن بود که از خود فانی بود و به حق باقی از قبضه طبایع رسته و به حقیقت حقایق پیوسته است و متصوّف آنک به مجاهدت، این درجه را می‌طلبد و اندر طلب، خود را بر معاملت ایشان درست همی‌ کند و مستصوف آن است که از برای منال و جاه و حظ دنیا خود را مانند ایشان کرده است و از این هر دو از هیچ معنی خبر ندارد تا حدی که گفته‌اند: «المستصوف عند الصوفیه کالذُباب و عند غیرهم کالذِئاب.» مستصوف در نگاه صوفی از جهت حقارت و بی ارزشی، چون مگس بود و در نزد دیگران، چون گرگ پر فساد، که همه همتش دریدن و لختی مردار خوردن باشد.»
فرقه‌های صوفیه در عقاید و مناسک خود، گرفتار انحراف‌ها و بدعت‌های فراوانی هستند، از جمله میتوان به نقش عوامل بیرونی در پیدایش تصوف اشاره کرد.
• ساخت خانقاه در مقابله با مسجد
مهم ترین انحراف تصوف فرقه ای خانقاه به عنوان محل ذکر و عبادت است. خانقاه بنا به تصریح منابع صوفیه مانند: «نفحات‌الانس» و «طرایق‌الحقایق» به پیشنهاد «امیرى ترسا» در عصر «ابوهاشم کوفى» ساخته شد و بدعت صوفیان در ساختن خانقاه به این است که آن را به دین و طریقت دینى منتسب مى‌سازند. این مکان در برابر مسجد ساخته شده و از عوامل تفرقه میان مسلمانان به شمار می‌آید.
خداوند سبحان در باره عظمت مسجد میفرماید:
((گروهى از آنها، مسجدى ساختند براى زیان (به مسلمانان)، و (تقویت) کفر، و تفرقه‏افکنى میان مؤمنان، و کمینگاه براى کسى که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود. آنها سوگند یاد مى‏کنند که: «جز نیکى (و خدمت)، نظرى نداشته‏ایم!» امّا خداوند گواهى مى‏دهد که آنها دروغگو هستند! هرگز در آن (مسجد به عبادت) نایست! آن مسجدى که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، شایسته‏تر است که در آن (به عبادت) بایستى در آن، مردانى هستند که دوست مى‏دارند پاکیزه باشند و خداوند پاکیزگان را دوست دارد! آیا کسى که شالوده آن را بر تقواى الهى و خشنودى او بنا کرده بهتر است، یا کسى که اساس آن را بر کنار پرتگاه سستى بنا نموده که ناگهان در آتش دوزخ فرومى‏ریزد؟ و خداوند گروه ستمگران را هدایت نمى‏کند!))
البته صوفیان گاهی در مسجد به أذکار ویژه خود می پرداختند و با این کار در صدد تغییر ماهیت فرهنگ مسجد بودند که اهل بیت: با شیوه آنها مخالفت می کردند.
سید مرتضى رازى به نقل از محمدبن حسین بن ابی الخطاب مى‌گوید: با امام هادى(ع) در مسجدالنبى بودم، عده‌اى از اصحاب به خدمتش رسیدند. مدتى بعد جماعتى از صوفیه وارد مسجد شدند و در گوشه‌اى به حالت دایره‌اى نشستند و شروع به گفتن لا اله الا الله نمودند. امام هادى(ع) فرمود:
به این مردم فریبکار توجه نکنید اینها هم پیمانان شیاطین و ویران کننده مبانى دین هستند.
نظر مراجع درباره تأکید بر مساجد و نهی از خانقاه
به همین جهت مراجع تقلید با استناد به آیات و روایات، بر رفتن به مساجد تأکید داشتند و خانقاه را توصیه نمی کردند و آن را عامل تفرقه می دانستند. حضرت آیت الله العظمی گلپایگانى در پاسخ به سؤالی می فرماید:
واضح است که معبد مسلمانان مسجد است و رفتن به خانقاه اگر براى این باشد که گمان کنید آنجا خصوصیت و شرافتى بر سایر أمکنه دارد، بدعت و حرام است. و به علاوه، این تشکیلات موجب تفرقه مسلمین و اختلاف و ضعف آنها مى شود و ذکرهایى که در آنجا خوانده مى‌شود اگر مدرک و سند معتبرى نداشته باشد خواندنش به قصد ورود جایز نیست و اگر اعتبار آن هم با عقاید حقه موافق نباشد خواندنش مطلقاً حرام است. شما در وظایف خود به رساله‌هاى عملیه و در اذکار و ادعیه به کتب دعا مانند مفاتیح الجنان رجوع کنید.
حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانى نیز می فرماید:
معبد مسلمانان، مسجد است و رفتن به خانقاه اگر براى این باشد که گمان کند آنجا خصوصیت و شرافتى بر سایر أمکنه دارد صحیح نیست بلکه اگر به این عنوان بروند که آنجا شرعاً پایگاه ذکر و مدح و منقبت است حرام است؛ لذا بر عموم مسلمانان است که براى امور عبادى، مذهبى و اعیاد موالید ائمه: در مساجد اجتماع کنند که (إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ) و شما هم در مقابله با این حرکت طبق شرایط و مراحل امر به معروف و نهى از منکر عمل کنید.
پس عارفان حقیقى، اهل تهجّد و عبادت در مسجد و اهل شهادت و رشادت در میدان مبارزه و اهل تفقه در دین الهى‌اند. و اسلام جامع نگر را ملاک زیستن می دانند. و این مظهر همان مناجات عارفین است که «وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَخَصِّ عَارِفِیکَ وَ أَصْلَحِ عِبَادِکَ وَ أَصْدَقِ طَائِعِیکَ»
مسجد ضرار، توطئه راهب مسیحی
رهبانیت مسیحى نیز بر صوفى‌گرى مسلمانان تأثیرگذار بوده است. حتى مسجد ضرار هم توطئه راهب مسیحى بود. توضیح این‌که، قبل از جنگ تبوک، عده‌اى از منافقین مدینه با مرد راهبى به نام «ابوعامر» که بسیار ریاست‌طلب بود بیعت کردند. ابوعامر، پس از فتح مکه به طائف گریخت و چون اهل طائف به اسلام گرویدند، به سوى شام پیش امپراطور روم شتافت و از آن‌جا به منافقین پیام فرستاد که آماده شوند و مسجدى بنا نهند تا به کمک امپراطور روم، بساط رسول خدا در مدینه برداشته شود. منافقین درگام نخست در جهاد شرکت نکردند و با نیرنگ از پیامبر مکرم تقاضا کردند که مسجد مدینه براى بیماران و پیرمردان دور است و لذا اقدام به ساختن مسجد ضرار کردند. پیامبر اسلام به جهت وضعیت جنگ تبوک با آن‌ها برخورد نکرد و امام على(ع) را به جاى خود در مدینه گماشت. پیامبر أعظم پس از مراجعت از جنگ طبق آیه 107 سوره توبه به تخریب مسجد ضرار فرمان داد:
(وَ الَّذینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ کُفْراً وَ تَفْریقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنینَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ الْحُسْنى‏ وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ * لا تَقُمْ فیهِ أَبَداً...)؛ و (گروهى دیگر از منافقان اند) آنان که مسجدى براى زیان به اسلام برپا کردند و مقصودشان کفر و عناد و تفرقه کلمه بین مسلمین و ساختن کمین گاهى براى دشمنان دیرینه خدا و رسول خدا بود، و با این همه قسم‏هاى مؤکّد یاد مى‏کنند که ما جز قصد خیر غرضى نداریم، و خدا گواهى مى‏دهد که محققا دروغ مى‏گویند.
یک راهب و صوفى مسیحى به بهانه عبادت منافقین ساختمانى با عنوان مسجد ساخت، تا محل توطئه آن‌ها گردد و خداوند نیز آن‌ها را رسوا کرد. بنابراین، مردم دین‌دار باید هوشیار باشند که تغییر عنوان خانقاه به مسجد یا حسینیه، ماهیت انحرافی آن‌ها را تغییر نمى‌دهد.
مسجد در روایات
مسجد در نصوص دینی به عنوان مجلس مؤمنان و خانه پرهیزگاران و اهل مسجد به عنوان زائران خداوند معرفی شده است. پیامبر گرامی اسلام می فرمایند:
«إِنَّ الْمُؤْمِنَ مَجْلِسُهُ مَسْجِدُهُ»‏ و یا «اَلْمَسجِدُ بَیْتُ کُلِّ تَقِیًّ»
امام حسین(ع) میفرمایند:
«اَهْلُ الْمَسْجِدِ زُوّارُ اللهِ وَ حَقٌّ عَلی الْمَزوُرِ اَلتُّحفُةُ لِزائِرِهِ» ؛ اهل مسجد، زائران خدایند و بر صاحبخانه است که به زائرش هدیه دهد.
حال به صوفیان این اشکال وارد است که با وجود این همه روایت در فضایل مسجد، چرا به مرکزی به نام خانقاه رو می آورید؟
شبهه های صوفیان
شبهه صوفیان این است که اگر فرقه‌هاى صوفیه، اهل بدعت‌اند مثلاً خانقاه، از مصادیق بدعت به شمار مى‌آید، پس حسینیه‌ها و مدرسه‌هاى جدید هم بدعت‌اند؟ زیرا همه این پدیده‌ها، نو و جدید هستند. پاسخ این است که:
اولاً؛ وجود حسینیه‌ها و مدارس جدید، باعث پدید آمدن فرقه‌هاى دینى جدید و کمرنگ کردن حضور مردم در مسجد و تفرقه میان مسلمین نشده‌اند. ملاک بدعت بودن در یک پدیده به محتوا و کارکرد آن است. اعمال در حسینیه‌ها بدعت و انحراف آلود نیست، در حالیکه پیامدهاى منفى در اعمال خانقاهی مانند: رقص و سماع و غیره ظاهر می‌گردد.
ثانیاً؛ هر امر نوى را بدعت مذموم نمى‌نامند. بدعت مذموم، عبارت از انتساب غیر دین به دین است. و خانقاه به عنوان مکان طریقت دینى در برابر شریعت دینى، بدعت آفرین است.
ثالثاً؛ صوفیان، احکامى در خانقاه جارى مى‌کنند که جملگى بدعت است. مثلاً پیوند وثیقى میان ولایت و تصوف برقرار مى‌سازند و ولایت را در اقطاب خود سارى و جارى مى‌دانند و آن را جانشین ولایت ائمه اطهار قرار مى‌دهند. اگر ولایت به زعم صوفیان قیام عبد است به حق در مقام فنا از نفس خود؛ پس لازمه بریدن از نفس و اتصال به حق، تابعیت از اهل بیت: در تمام زمینه‌ها است، و یکى از دستورات ائمه اطهار:، اطاعت از فقهاى جامع الشرایط و مجتهدان فقه تشیع است در حالیکه، فرقه‌هاى صوفیه به شدت مخالف مرجعیت شیعه‌ هستند و در دین شناسى از فقها و نائبان عام امام عصر(عج) بهره نمى‌گیرند و این گرایش نیز بدعت دیگرى در تصوف است. همچنین گرایش سکولاریستى و توصیه به جدایى دین از سیاست و مسائل اجتماعى و انتساب دین گزینشگر به اسلام ناب محمدى از بدعتهای صوفیه است.
مبحث سوم - مسجد نهاد مبارزه با جریان های ضد فرهنگ
علاوه بر جریانهای انحرافی ذکر شده، جریان های ضدفرهنگ دیگری وجود دارد که می توان به جریان شیطان پرستی، جریان بهائیت، جریان وهابیت، جریان ناسیونالیسم، جریان ابتذال فرهنگی، جریان کثرت گرایی دینی و جریان فمینیسم اشاره کرد. مسجد در مقابله با همه این جریانها نقش مؤثری داشته و دارد. به همین جهت پیامبر اسلام در ساخت مساجد متعدد اهتمام می ورزیدند. مسجدالنبی و مسجد قبا را با دستان مبارک خود ساختند و در ساخت نه مسجد دیگر در قبائل گوناگون همچون «مسجد راتج»، «مسجد بنی عبدالاشهل»، «مسجد بنی عمروبن مبذول»، «مسجد جهینه»، «مسجد بنی سلمه»، «مسجد بنی رزیق»، «مسجد غفار»، «مسجد اسلم» و «مسجد بنی عمروبن النجار» توصیه و اهتمام ورزیدند. بسیاری از مساجدی که بعدها ساخته شد، مکان عبادت و نماز رسول گرامی اسلام بود.
مسلمانان اولیه علاقه و اشتیاق زیادی نسبت به ساخت مسجد از خود نشان می دادند و این اشتیاق ناشی از سیره عملی پیامبر گرامی اسلام در باره مسجدسازی بود. نخستین کار نبی اکرم، بعد از هجرت و در ابتدای ورود به یثرب، ساختن مسجد بود و فرمود: «مَنْ بَنَى مَسْجِداً بَنَى اللَّهُ لَهُ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ» ؛ هر کسی مسجدی بنا کند خدا برای او خانه ای در بهشت می سازد. نیز امام باقر(ع) فرمود: «مَنْ بَنَى مَسْجِداً کَمَفْحَصِ قَطَاةٍ بَنَى اللَّهُ لَهُ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ» ؛ هر کسی مسجدی بنا کند هرچند به اندازه لانه قطاة(پرنده ای به اندازه کبوتر) باشد، خدا برای او خانه ای در بهشت می سازد.توسعه مسجدسازی در دوره امویان و عباسیان نیز بر این اساس بود.
اگر مسجد، تنها محل برگزاری نماز جماعت تلقی نشود، بلکه کانون وعظ و خطابه و مرکز ترویج اسلام و پناهگاه غریبان و مداوای محرومان و قضاوت و در یک جمله کانون عبادی و سیاسی و اجتماعی مسلمین باشد، هیچ فرقه انحرافی و جریان ضدفرهنگ نمی تواند در میان مسلمانان تفرقه ایجاد کند. مسجد در این هنگام، نهادی در برابر انحرافهای مختلف می شود.





کلمات کلیدی :عرفان های کاذب و کلمات کلیدی :وهابیت و کلمات کلیدی :مسجد و کلمات کلیدی :فراماسونری




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۸

ما نباید فکر کنیم چون امام زمان(عج) می آید و دنیا را پر از عدل و داد می کند، امروز وظیفه‌اى نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شویم.

 

خبرگزاری شبستان: وظیفه منتظران در عصر غیبت را بارها از زبان بزرگان شنیده ایم و البته هرچه بشنویم و عمل کنیم، باز کم است. ای بار گوشه هایی از بیانات رهبر فرزانه انقلاب را درخصوص وظیفه منتظران با هم مرور می کنیم.

 

این، آینده‌ى قطعى شماست
ملت ایران به فضل پروردگار، با هدایت الهى، با کمکهاى معنوى غیبى و با ادعیه‌ى زاکیه و هدایتهاى معنوى ولى‌الله‌الاعظم ارواحنافداه خواهد توانست تمدن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند کند و کاخ با عظمت تمدن اسلامى را برافراشته نماید. این، آینده‌ى قطعى شماست. جوانان، خودشان را براى این حرکت عظیم آماده کنند. نیروهاى مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند.
دیدار ایثارگران 29/05/1376

قبل از فرج، آسایش و راحت‌طلبى و عافیت نیست!
قبل از دوران مهدى موعود، آسایش و راحت‌طلبى و عافیت نیست. ...قبل از ظهور مهدى موعود، در میدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاک امتحان مى‌شوند؛ در کوره‌هاى آزمایش وارد مى‌شوند و سربلند بیرون مى‌آیند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(ارواحنافداه) روزبه‌روز نزدیکتر مى‌شود؛ این، آن امید بزرگ است؛ لذا روز نیمه‌ى شعبان، روز عید بزرگ است.
دیدار با مردم قم 30/11/1370

حقیقت انتظار
انتظار، یعنى دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگى بشر. ممکن است کسانى آن دوران را نبینند و نتوانند درک کنند - فاصله هست - اما بلاشک آن دوران وجود دارد؛ لذا تبریک این عید - که عید امید و عید انتظار فرج و گشایش است - درست نقطه‌ى مقابل آن چیزى است که دشمن مى‌خواهد به وجود بیاورد.
ما آن وقتى مى‌توانیم حقیقتاً منتظر به حساب بیاییم که زمینه را آماده کنیم. براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمینه باید آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل کردن به احکام اسلامى و حاکمیت قرآن و اسلام است. اولین قدم براى حاکمیت اسلام و براى نزدیک شدن ملتهاى مسلمان به عهد ظهور مهدى موعود (ارواحنافداه و عجّل‌اللَّه‌فرجه)، به‌وسیله‌ى ملت ایران برداشته شده است؛ و آن، ایجاد حاکمیت قرآن است؛
دیدار به مناسبت میلاد حضرت مهدى (عج) 25/09/1376

باید زمینه را آماده کنى
مسأله‌ى ولادت حضرت مهدى علیه‌الصّلاةوالسّلام‌وعجّل‌اللَّه‌تعالى‌فرجه‌الشّریف، از این جهت هم حائز اهمیت است که مسأله‌ى انتظار و دوران موعود را که در مذهب ما، بلکه در دین مقدّس اسلام ترسیم شده است - دوران موعود آخرالزّمان؛ دوران مهدویت - ما به یاد بیاوریم، روى آن تکیه کنیم و بر روى آن مطالعه و دقّت و بحثهاى مفیدى انجام گیرد. شما باید زمینه را آماده کنى، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه‌ى آماده، اقدام فرماید. از صفر که نمى‌شود شروع کرد! جامعه‌اى مى‌تواند پذیراى مهدى موعود ارواحنافداه باشد که در آن آمادگى و قابلیت باشد، والّا مثل انبیا و اولیاى طول تاریخ مى‌شود
در دیدار با پاسداران 10/12/1368

دنیا را از عدل و داد پر مى‌کند و ظلم را ریشه‌کن مى‌سازد
خصوصیت مهدى موعود(عجل‌الله‌تعالى‌فرجه‌وارواحنافداه) در نظر مسلمانان این است که: «یملأالله به‌الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا». عدل و داد، استقرار عدالت در جامعه، از بین بردن ظلم از سطح زمین، خصوصیت مهدى موعود است. ... بشر به سمت آن چیزى حرکت مى‌کند که مظهر آن، وجود مقدس مهدى(علیه‌الصلاةوالسلام‌و عجل‌الله‌تعالى‌فرجه‌الشریف) باشد و او کسى است که در احادیث متواتر وارد شده که دنیا را از عدل و داد پر مى‌کند و ظلم را ریشه‌کن مى‌سازد.
سخنرانى در خجسته سالروز ولادت امام زمان(عج) 22/12/1368

 

باید در آن جهت تلاش و کار کنیم
ما که منتظر امام زمان هستیم، باید در جهتى که حکومت امام زمان(علیه الاف التحیة و الثناء و عجل‌الله تعالى فرجه) تشکیل خواهد شد، زندگى امروز را در همان جهت بسازیم و بنا کنیم. البته، ما کوچکتر از آن هستیم که بتوانیم آن گونه بنایى را که اولیاى الهى ساختند یا خواهند ساخت، بنا کنیم؛ اما باید در آن جهت تلاش و کار کنیم.
مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عج) است و مى‌دانیم که بزرگترین خصوصیت امام زمان(علیه‌الصّلاةوالسّلام) - که در دعاها و زیارات و روایات آمده است - عدالت مى‌باشد: «یملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا».
رابطه‌ى قلبى و معنوى بین آحاد مردم و امام زمان(عج) یک امر مستحسن، بلکه لازم و داراى آثارى است؛ زیرا امید و انتظار را به طور دایم در دل انسان زنده نگه مى‌دارد.
دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمه‌ی شعبان 27/05/1387

 

مصداق وعده‌ی الهی
ما همین‌قدر مى‌دانیم که وجود مقدس امام زمان، مصداق وعده‌ى الهى است. همین‌قدر مى‌دانیم که این بازمانده‌ى خاندان وحى و رسالت، علم سرافراز خدا در زمین است. «السلام علیک ایها العلم المنصوب و العلم المصبوب و الغوث و الرحمة الواسعة وعدا غیر مکذوب».
...حجت خدا در بین مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى میکند؛ مردم را مى‌بیند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس میکند. انسانها هم، آنهائى که سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زیارت میکنند. او وجود دارد؛ یک انسان واقعى، مشخص، با نام معین، با پدر و مادر مشخص و در میان مردم است و با آنها زندگى میکند. این، خصوصیت عقیده‌ى ما شیعیان است.
سخنرانى در سالروز میلاد امام عصر(عج) 11/12/1369

خواهد رسید...
دورانى خواهد رسید که قدرت قاهره‌ى حق، همه‌ى قله‌هاى فساد و ظلم را از بین خواهد برد و چشم‌انداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد کرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان این است.
دیدار با مردم قم 30/11/1370

پیام انقلاب ما
بشریت که با عطش تمام منتظر امام زمان عج‌الله تعالى فرجه الشریف است و مى‌خواهد مهدى موعود بیاید و چشم انتظار آن حضرت است، براى این است که او بیاید تا دنیا را از عدل و داد پر کند. این است آن پیامى که انقلاب اسلامى براى دنیا دارد و خودش هم متعهد و متکفل آن است.
دیدار با کارگزاران 17/10/1371

امیدى در دل بنى‌آدم
امام زمان علیه سلام‌الله، رمز عدالت و مظهر قسط الهى در روى زمین است. به همین جهت است که همه‌ى بشریت، به شکلى انتظار ظهور آن حضرت را مى‌کشند. ...موضوع امام زمان عج الله تعالى فرجه الشریف، با این دید، نه مخصوص شیعه و نه حتى مخصوص مسلمین است. بلکه انتظارى در دل همه‌ى قشرهاى بشر و ملتهاى عالم است. امیدى است در دل بنى‌آدم؛ که تاریخ بشریت به سمت صلاح حرکت مى‌کند. این امید، به بازوان قوت مى‌بخشد، به دلها نور مى‌دهد و معلوم مى‌کند که هر حرکت عدالتخواهانه‌اى، در جهت قانون و گردش طبیعى این عالم و تاریخ بشر است.
دیدار مهمانان خارجى دهه‌ى فجر در روز نیمه شعبان 18/11/1371

 

تاثیر اعتقاد به ظهور حضرت
ملتى که به خدا معتقد و مؤمن و متکى است و به آینده امیدوار است و با پرده نشینان غیب در ارتباط است؛ ملتى که در دلش خورشید امید به آینده و زندگى و لطف و مدد الهى مى‌درخشد، هرگز تسلیم و مرعوب نمى‌شود و با این حرفها، از میدان خارج نمى‌گردد. این، خصوصیت اعتقاد به آن معنویت مهدى علیه آلاف التحیة والثناء است. عقیده به امام زمان، هم در باطن فرد، هم در حرکت اجتماع و هم در حال و آینده، چنین تأثیر عظیمى دارد. این را باید قدر دانست.

دیدار در روز میلاد پربرکت حضرت ولى عصر(عج) 17/10/1374

زندگى بشر هم از آن‌جا به بعد است!
دنیاى سرشار از عدالت و پاکى و راستى و معرفت و محبت، دنیاى دوران امام زمان است که زندگى بشر هم از آن‌جا به بعد است. زندگى حقیقى انسان در این عالم، مربوط به دوران بعد از ظهور امام زمان است که خدا مى‌داند بشر در آن‌جا به چه عظمتهایى نایل خواهد شد.
خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 26/01/1379

روز تحقق شعارها
شعارهایى که امام زمان علیه‌الصلاةوالسلام‌وعجل‌الله‌تعالى‌فرجه بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد کرد، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى یک کشور و یک دولت است. ... این شعارها یک روز تحقق پیدا خواهد کرد.
بیانات در سالروز میلاد خجسته‌ى امام زمان (عج) 22/08/1379

فقط نشستن و اشک ریختن فایده ندارد!
امام زمان ارواحنافداه با اقتدار و قدرت و تکیه بر توانایى‌اى که ایمان والاى خود او و ایمان پیروان و دوستانش، او را مجهز به آن قدرت کرده است، گریبان ستمگران عالم را مى‌گیرد و کاخهاى ستم را ویران مى‌کند.
درس دیگر اعتقاد به مهدویت و جشنهاى نیمه‌ى شعبان براى من و شما این است که هر چند اعتقاد به حضرت مهدى ارواحنافداه یک آرمان والاست و در آن هیچ شکى نیست؛... اما این آرمانى است که باید به دنبال آن عمل بیاید. انتظارى که از آن سخن گفته‌اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست.

دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ى شعبان در مصلاى تهران 30/07/1381

 

ما باید خود را براى سربازى امام زمان آماده کنیم
انتظار به معناى این است که ما باید خود را براى سربازى امام زمان آماده کنیم.. سربازى منجى بزرگى که مى‌خواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللى مبارزه کند، احتیاج به خودسازى و آگاهى و روشن‌بینى دارد... ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفه‌اى نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شویم. اعتقاد به امام زمان به معناى گوشه‌گیرى نیست. ...امروز اگر ما مى‌بینیم در هر نقطه‌ى دنیا ظلم و بى‌عدالتى و تبعیض و زورگویى وجود دارد، اینها همان چیزهایى است که امام زمان براى مبارزه با آنها مى‌آید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را براى مبارزه با اینها آماده کنیم.

دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ى شعبان در مصلاى تهران 30/07/1381

 

بزرگترین وظیفه‌ى منتظران
بزرگترین وظیفه‌ى منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پیوندهاى دینى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنین و همچنین براى پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند. کسانى که در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شرکت مى‌کردند، منتظران حقیقى بودند. کسى که وقتى کشور اسلامى مورد تهدید دشمن است، آماده‌ى دفاع از ارزشها و میهن اسلامى و پرچم برافراشته‌ى اسلام است، مى‌تواند ادعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدانهاى خطر قدم خواهد گذاشت. اما کسانى که در مقابل خطر، انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را مى‌بازند و زانوانشان سست مى‌شود؛ کسانى که براى مطامع شخصى خود حاضر نیستند حرکتى که مطامع آنها را به خطر مى‌اندازد، انجام دهند؛ اینها چطور مى‌توانند منتظر امام زمان به حساب آیند؟ کسى که در انتظار آن مصلح بزرگ است، باید در خود زمینه‌هاى صلاح را آماده سازد و کارى کند که بتواند براى تحقق صلاح بایستد.

دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ى شعبان در مصلاى تهران 30/07/1381

 

یک حکومت صددرصد مردمى
...حکومت آینده‌ى حضرت مهدى موعود ارواحنافداه، یک حکومت مردمى به تمام معناست... امام زمان، تنها دنیا را پر از عدل و داد نمى‌کند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مى‌بخشد و یک حکومت صددرصد مردمى تشکیل مى‌دهد

دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ى شعبان در مصلاى تهران 30/07/1381

 

ناظر است و مى‌بیند!
امام زمان ناظر است و مى‌بیند. انتخابات شما را امام زمان دید؛ اعتکاف شما را امام زمان دید؛ تلاش شما جوان‌ها را براى آذین‌بندى نیمه‌ى شعبان، امام زمان دید؛ حضور شما زن و مرد را در میدان‌هاى گوناگون، امام زمان دیده است و مى‌بیند؛ حرکت دولتمردان ما را در میدان‌هاى مختلف، امام زمان مى‌بیند و امام زمان از هر آنچه که نشانه‌ى مسلمانى و نشانه‌ى عزم راسخ ایمانى در آن هست و از ما سر مى‌زند، خرسند مى‌شود. اگر خداى نکرده عکس این عمل بکنیم، امام زمان را ناخرسند مى‌کنیم. ببینید، چه عامل بزرگى است.
دیدار اقشار مختلف مردم به‌مناسبت نیمه‌ى شعبان 29/06/1384

 

این معنى انتظار فرج است
معناى انتظار فرج به عنوان عبارة أخراى انتظار ظهور، این است که مؤمن به اسلام، مؤمن به مذهب اهل‌بیت(علیهم السلام) وضعیتى را که در دنیاى واقعى وجود دارد، عقده و گره در زندگى بشر میشناسد... امام زمان (علیه الصلاة و السلام) براى اینکه فرج براى همه‌ى بشریت به وجود بیاورد، ظهور میکند که انسان را از فروبستگى نجات بدهد؛ جامعه‌ى بشریت را نجات بدهد؛ بلکه تاریخ آینده‌ى بشر را نجات بدهد. انتظار فرج یعنى قبول نکردن و رد کردن آن وضعیتى که بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگى انسانیت حاکم شده است. این معنى انتظار فرج است.
دیدار اقشار مختلف مردم به‌مناسبت نیمه‌ى شعبان 29/06/1384

دست قاهر قدرتمند الهى
...انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهى ملکوتى است که باید بیاید و با کمک همین انسانها سیطره‌ى ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگى مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند؛ انسانها را بنده‌ى واقعى خدا بکند. باید براى این کار آماده بود... انتظار معنایش این است. انتظار حرکت است؛ انتظار سکون نیست؛ انتظار رها کردن و نشستن براى اینکه کار به خودى خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حرکت است. انتظار آمادگى است. ...انتظار فرج یعنى کمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى که امام زمان (علیه الصلاة والسلام) براى آن هدف قیام خواهد کرد، آماده کردن. آن انقلاب بزرگ تاریخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبودیت خدا؛ این معناى انتظار فرج است.
 

پی نوشت:

گلچینی از بیانات آیت‌الله خامنه‌ای در مورد حضرت ولی‌عصر ارواحنا له‌الفداء





کلمات کلیدی :عدالت و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :مهدویت در کلام مقام معظم رهبری




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۸

بدیهی است دو فرقه بزرگ اسلامی در مورد نحوه ظهور و برخی خصوصیات امام مهدی(عج) اختلاف دیدگاه دارند اما در عین حال، اتفاق نظر ایشان در این مورد بسی بیشتر از اختلافات آنها می‌باشد. که با سیری در روایات شیعه و اهل سنت این موضوع قابل اثبات است.

فرجام تاریخ بشریت و سرانجام جوامع انسانی در سیر تحولات شگفت‌آور حیات خود همچنین عاقبت زندگان آدمیان بر روی کره زمین از موضوعات بسیار مهم، ریشه‌دار، بحث‌انگیز و تأثیرگذار در بین کلیه اقوام و ملل و فرهنگ‌های گوناگون در تمامی اعصار بوده است که همواره ذهن انسان‌ها را به خود معطوف و مشغول داشته و اندیشمندان بشری پیرامون آن نظریات و فرضیه‌های گوناگونی را مطرح ساخته‌اند. در یک بررسی کلی، چشم‌اندازی که غالب بر کلیه این نظریات است، تحقق آرمان‌ها و فرجامی نیک برای انسان‌ها، ایجاد مدینه‌ای فاضله با مرتفع شدن کلیه معضلات و مشکلات جوامع بشری و پیدایش صلح و آرامش جهانی در یک نظام یکپارچه در سرتاسر کره زمین می‌باشد.
چنین دیدگاه و چشم‌اندازی در ادیان الهی نیز با عنوان «تحقق وعده بزرگ خداوند با ظهور یک شخصیت برجسته الهی» با جامعیت و قطعیت به صورت یک باور اعتقادی مسلم، متجلی شده که به صورتی بسیار جامع و کامل در فرهنگ اعتقادات اسلامی با نام «مهدویت» افق آینده بشریت را تبیین نموده است. مهدویت به عنوان یک باور قطعی و ضروری در جهان‌بینی جهان‌شمول و جامع اسلام در بین تمامی فرق و مذاهب گوناگون اسلامی ابعاد بسیار گسترده‌ای از مباحث فکری و اعتقادی را در بر می‌گیرد و تأثیرات عمیق و انکارناپذیر آن را در تاریخ سرزمین‌های اسلامی به وضوح می‌توان یافت.
باورداشت ظهور منجی، بخشی از فلسفه سیاسی اسلام است که همه مسلمانان آن را پذیرفته‌اند. در میان اعتقادات اسلامی، کمتر موضوعی را می‌توان یافت که تا این اندازه به آن اهمیت داده شده باشد.
اگرچه در این میان، افرادی با انگیزه‌هایی خاص و یا شاید به سبب ناآگاهی از مبانی اسلامی، در صددند که این باور را تنها عقیده‌ای شیعی معرفی کنند، ولی واقعیات تاریخی و حدیثی نه‌تنها به این نظریه مددی نمی‌رسانند، بلکه عکس آن را تأیید می‌کند.
بدیهی است دو فرقه بزرگ اسلامی در مورد نحوه ظهور و برخی خصوصیات امام مهدی(عج) اختلاف دیدگاه دارند اما در عین حال، اتفاق نظر ایشان در این مورد بسی بیشتر از اختلافات آنها می‌باشد. که با سیری در روایات شیعه و اهل سنت این موضوع قابل اثبات است.
لذا به منظور بیان این وحدت نظر و از آنجا که مسأله تقریب مذاهب در دنیای امروز از ضروریات محسوب می‌شود، به طور تطبیقی به بیان روایات مشترک از مکتب اهل سنت و شیعه می‌پردازیم.

ویژگی‌های ظاهری و نسب امام مهدی(ع)
امام مهدی(عج) از چندین جهت با پیامبر اکرم(ص) طبق روایات شیعه و اهل سنت شباهت دارند:
1-هم نام بودن ایشان با پیامبر اکرم(ص)
2- هم‌کنیه بودن ایشان با پیامبر اکرم(ص)
3- شباهت ظاهری و خلق و خوی آن حضرت
4- شباهت در سن برانگیخته شدن
در مورد نسب موعود بشر تمام احادیث وارد شده در کتب اهل سنت و شیعه به از نسل رسول خدا(ص) بودن ایشان تأکید دارند و حتی در برخی از روایات برای آگاهی و بصیرت دادن مردم در شناخت مهدی موعود(عج) از مدعیان دروغین مهدویت، ایشان را فرزند امام علی(ع) و فاطمه(س) و در برخی از اولاد امام حسین(ع) و نهمین فرزند ایشان و حتی در احادیث متعدد دیگری نام تک‌تک پدران ایشان را بیان شده است.

ویژگی‌های ظهور
یکی از ویژگی‌های ظهور مهدی موعود(عج) حتی الوقوع بودن آن است. در روایات گوناگون در مصادر شیعه و اهل سنت این مسأله با عبارت‌های گوناگونی چون، اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند چنین موعودی خواهد رسید و یا هرگز روزگاران به پایان نخواهد رسید مگر این که مهدی(ع) ظهور کند و... آینده‌ای روشن با فرزندی از نسل پیامبر اکرم(ص) را به مسلمانان و تمام انسان‌ها بشارت می‌دهد.
درباره محل ظهور امام مهدی(عج) حدیث‌های گوناگونی وارد شده که هریک به محل خاصی از مکه از جمله میان رکن و مقام، میان حجرالاسود و در کعبه، مقام ابراهیم، مسجد‌الحرام اشاره کرده‌اند این اختلافات در روایات دارای یک نقطه مشترک هستند که ظهور حضرت از مکه و از کنار کعبه آغاز می‌گردد.
در مورد یاران ایشان نیز در مصادر شیعه و اهل سنت روایات مشترکی وجود دارد، در این دسته از روایات یاری‌کنندگان امام مهدی(عج) دو دسته معرفی شده‌اند، دسته اول فرشتگان الهی - هرچند در تعداد این فرشتگان نقل‌های متفاوت وجود دارد – و دسته دوم یاوران امام مهدی که 313نفر از مؤمنان و منتقدان راستینی هستند که صفات خاصی برای ایشان در روایات بیان شده است و از اغلب مناطق جغرافیایی برای یاری رساندن امام مهدی(عج) همچون تکه‌های ابر جمع می‌شوند.

نشانه‌های ظهور
نشانه‌های ظهور را می‌توان به چند دسته کلی تقسیم نمود: دسته اول نشانه‌های عمومی که از اموری هستند که برای زمینه‌سازی ظهور لازم است اما ازجمله شرایط کافی برای ظهور نیست.
این دسته که با عنوان تحولات اجتماعی پیش از ظهور مورد بررسی قرار می‌گیرد با چند مورد مشترک در روایات شیعه و اهل سنت مواجه می‌شویم.
-فراگیری ظلم و ستم
-بروز اختلافات شدید بین مردم
-ناامیدی کامل از ظهور
-بلاهایی از قبیل زلزله، طاعون، مرگ‌های سرخ و سفید و از همه مهم‌تر نبودن آرامش و امنیت
دسته دوم آن رخدادهایی است که تحقق ظهور وابسته به آنها است با پیدایش این دسته از نشانه‌ها یا ظهور محقق می‌شود یا تحقق آن بسیار نزدیک خواهد شد.
در منابع دینی، انبوهی از رخدادهای سیاسی، طبیعی و غیرطبیعی جزو نشانه‌های ظهور بیان شده است که برخی از جهت سند و برخی از لحاظ متن، استوار نیستند. لذا نمی‌توان دقیقاً مشخص نمود که نشانه‌های ظهور چه تعداد هستند، اما در این میان مهمترین این نشانه‌ها که به طور مشترک به آنها اشاره شده است موارد زیر می‌باشد.
اولین این نشانه‌ها صحیحه آسمانی است که اعلامی عمومی برای یک رویداد عظیم جهانی است و در برخی روایات شیعه و اهل سنت حتی مضمون روز و ماه وقوع آن ذکر شده است.
خروج سفیانی که از نسل ابوسفیان است و به همین جهت سفیانی نام گرفته است خصوصیات ظاهری او بیشتر در روایات شیعه بیان شده، اما آنچه در هر دو دسته از روایات تأکید شده حتمیت خروج سفیانی در زمان و یا نزدیک ظهور امام مهدی(عج) است.
فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین از نشانه‌هایی است که در روایات شیعه و اهل سنت از امور حتمی نشانه‌های ظهور معرفی شده است. این نشانه با عبارت خسف در بیداء در روایات معرفی شده است.
پرچم‌های سیاه از خراسان در آستانه ظهور به منزله نشانه‌ای از ظهور یاد شده است.
از آنجا که در برخی روایات تصریح شده است که امام مهدی(عج) در میان آنان است و در برخی دیگر دعوت به بیعت بیان شده، همزمانی ظاهر شدن پرچم‌ها با ظهور امام مهدی(عج) را می‌رساند.
قتل نفس زکیه که در گیر و دار مبارزات زمینه‌ساز انقلاب مهدی(عج) فردی پاک‌باخته و مخلص مظلومانه بین رکن و مقام به قتل می‌رسد. در معرفی وی و مشخصات و جزئیات حرکت او و کشته شدنش از روایات چیز بسیاری بدست نمی‌آید و تنها به نام او اشاره شده است و یا اینکه به طور کلی از او به عنوان نفس زکیه نام برده شده است.
فرود آمدن حضرت عیسی مسیح(ع) از آسمان در آخرالزمان مورد اتفاق تمام مسلمانان است، البته روایات با یکدیگر تفاوت دارند در برخی تنها به نزول عیسی قبل از قیامت تأکید شده و در برخی نزول او همراه امامی از مسلمانان بدون ذکر نام امام به میان آمده است و در دسته‌ای دیگر هم امام مهدی(ع) معرفی شده و هم به اقتدای عیسی به وی هنگام نماز اشاره شده است. و از آنجا که گستردگی پیروان دین مسیحیت در جهان بسیار زیاد است از میان تمام پیامبران حضرت عیسی مسیح(ع) از آسمان به امر الهی در آخرالزمان فرود می‌آیند.

وقایع پس از ظهور
از دیرزمان بشر در فکر ساختن مدینه فاضله حکومت‌های تأسیس کرده اما موفق نشده که آن مدینه فاضله را تشکیل دهد. حکومت واحد جهانی را خالق هستی توسط پیامبران و اوصیائش وعده داده و مدیریت آن را به منجی موعود سپرده است. ویژگی اولی که حکومت امام مهدی(عج) می‌توان برشمرد همین جهانی بودن آن است. خبر از گشایش و فتح بعضی از کشورها به دست امام(عج) به دلیل این گستردگی می‌باشد.
طبق روایات مندرج در کتب شیعه و اهل سنت هیچ ویژگی به اندازه «عدالت و قسط» در حکومت حضرت برجسته نشده و سرلوحه برنامه‌های حضرت همین امر است و اساساً مشکل اصلی منجی موعود آتش ظلم و جوری است که بشر را در کام خود فرو برده است.
ایجاد امنیت همه‌جانبه در سایه حاکمیت و قدرت در دست مؤمنان صالح و انسان‌های عادل از دیگر وقایعی است که در روایات شیعه و اهل سنت بر آن تأکید شده است.
بنا بر اخبار و روایات، عصر حاکمیت امام مهدی(عج) عصر رفاه و آسایش همگانی است و در بسیاری از روایات شیعه و اهل سنت این رفاه، آسایش و برخورداری مردم از ثروت‌های زمین در دوران حاکمیت امام مهدی(عج) به تصویر کشیده شده است.
در سایه رشد مادی و گشایش در وضع معیشتی انسان‌ها در حکومت مهدوی کمالات روحی و معنوی انسان‌ها نیز شکوفا شده به طوری که بر روابط اجتماعی انسان‌ها تأثیر گذاشته و بنابر روایات کینه و دشمنی و حسد و... جای خود را به محبت، هم‌دلی و برادری می‌دهد.

نگرش به مهدویت نزد اهل سنت
اهل سنت در برخورد با روایات مهدویت دارای دو دیدگاه کلی می‌باشند دسته اول گروهی هستند که اصل مسأله مهدویت را پذیرفته و به تواتر وحجیت آن اذعان دارند البته در مواردی اختلاف در مصادیق با شیعه می‌باشند. مهمترین این موارد اختلافی مسائلی از قبیل، ولادت حضرت مهدی(عج)، نام پدر امام مهدی(عج) و امام مهدی(عج) فرزند امام حسن(ع) است یا امام حسین(ع) می‌باشد، که پاسخ‌های مشروح روایی از طرف شیعه به این اختلافات داده شده است.
دسته دوم از برخوردکنندگان با روایات مهدویت کسانی هستند که اصل مهدویت (ظهور منجی) را منکر هستند، با نگاهی به سیر تاریخی اندیشه مهدویت این نکته را درمی‌یابیم که تا زمان ابن خلدون کسی با صراحت دست به تردید و تشکیک در این زمینه نبرده است البته کسانی همچون ابن حزم اندلسی به تشکیک در تواتر احادیث مهدویت پرداخته‌اند اما با توجه با جایگاه علمی ابن خلدون نظرات و آراء او نقطه عطفی بشمار می‌رفت که این نظر تا به حال با دیده نقد و طرد مواجه شده بود چنانچه تا دوره معاصر نیز چنین تشکیکاتی در این زمینه به مهدویت وارد نشده بود. ولی در دوره اخیر بار دیگر تردید در حدیث‌های مهدویت و یا انکار آنها از سوی نویسندگان چون شیخ محمد عبده مصری (1323-1266هـ)، رشید رضامصری (1354-1295هـ)، فرید وجدی مصری (1372-1292هـ)، احمد امین مصری (1373-1295هـ) و عداب محمود الحسش بیان شده است که ریشه اصلی رد و شک نسبت به روایات مهدویت به عوامل متعددی چون انتقاد به ارزیابی اسناد این روایات، تعصب خاص و عناد با عقاید شیعه، تعارضات میان برخی احادیث مهدویت، دستاویزی برای رد تمام احادیث قرار گرفته است.





کلمات کلیدی :آخرالزمان و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :نشانه‌های ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۸

40 حدیث از امام زمان (عج)


إنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ أَحَد قَرابَةٌ، وَ مَنْ أنْکَرَنى فَلَیْسَ مِنّى، وَ سَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح / بین خداوند و هیچ یک از بندگانش، خویشاوندى وجود ندارد - و براى هرکس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده مى شود - هرکس مرا انکار نماید از (شیعیان و دوستان) ما نیست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (علیه السلام) خواهد بود.

1- قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) :
الَّذى یَجِبُ عَلَیْکُمْ وَ لَکُمْ أنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَةٌ وَ أئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فى أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْویلَ الْکِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.([1])
امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود که معتقد باشید بر این که ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم.
همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشیم، حلال و حرام را مى شناسیم، تأویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم.

2- قالَ (علیه السلام) : أنَا خاتَمُ الاْوْصِیاءِ، بى یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شیعَتی.([2])
فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.

3- قالَ (علیه السلام) : أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إلى رُواةِ حَدیثِنا (أحادیثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ أنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَیْکُمْ.([3])
فرمود: جهت حلّ مشکلات در حوادث - امور سیاسى، عبادى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و... - به راویان حدیث و فقهاء مراجعه کنید که آن ها در زمان غیبت خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مى باشم.

4- قالَ (علیه السلام) : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.([4])
فرمود: حقانیّت و واقعیّت با ما اهل بیت رسول الله صلّى الله علیه وآله وسلّم مى باشد و کناره گیرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا که ما دست پروره هاى نیکوى پروردگار مى باشیم; و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.

5- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْجَنَّةَ لا حَمْلَ فیها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَةَ، فَإذَا اشْتَهى مُؤْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَیرِ حَمْل وَ لا وِلادَة عَلَى الصُّورَةِ الَّتى یُریدُ کَما خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) عِبْرَةً.([5])
فرمود: همانا بهشت جایگاهى است که در آن آبستن شدن و زایمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نماید، خداوند متعال بدون جریان حمل و زایمان، فرزند دلخواهش را به او مى دهد همان طورى که حضرت آدم (علیه السلام) را آفرید.

6- قالَ (علیه السلام) : لا یُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا یَدَّعیهِ إلاّ جاحِدٌ کافِرٌ.([6])
فرمود: کسى با ما، در رابطه با مقام ولایت و امامت مشاجره و منازعه نمى کند مگر آن که ستمگر و معصیت کار باشد، همچنین کسى مدّعى ولایت و خلافت نمى شود مگر کسى که منکر و کافر باشد.

7- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إلاّ کَذّابٌ مُفْتَر، وَ لا یَدَّعیهِ غَیْرُنا إلاّ ضالٌّ غَویٌّ.([7])
فرمود: حقیقت - در همه موارد و امور - با ما و در بین ما اهل بیت عصمت و طهارت خواهد بود و چنین سخنى را هر فردى غیر از ما بگوید دروغ گو و مفترى مى باشد; و کسى غیر از ما آن را ادّعا نمى کند مگر آن که گمراه باشد.

8- قالَ (علیه السلام) : أبَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماماً وَ لِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقاً.([8])
فرمود: همانا خداوند متعال، إباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن که به إتمام و کمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد.

9- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَمْ یَکُنْ لاِحَد مِنْ آبائى إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِه بَیْعَةٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّى أخْرُجُ حینَ أخْرُجُ وَ لا بَیْعَةَ لاِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فى عُنُقی.([9])
فرمود: همانا پدران من (ائمّه و اوصیاء علیهم السّلام)، بیعت حاکم و طاغوت زمانشان، بر ذمّه آن ها بود; ولى من در هنگامى ظهور و خروج نمایم که هیچ طاغوتى بر من منّت و بیعتى نخواهد داشت.

10- قالَ (علیه السلام) : أنَا الَّذى أخْرُجُ بِهذَا السَیْفِ فَأمْلاَالاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.([10])
فرمود: من آن کسى هستم که در آخر زمان با این شمشیر - ذوالفقار - ظهور و خروج مى کنم و زمین را پر از عدل و داد مى نمایم همان گونه که پر از ظلم و جور شده است.

11- قالَ (علیه السلام) : اِتَّقُوا اللهُ وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّوا الاْمْرَ إلَیْنا، فَعَلَیْنا الاْصْدارُ کَما کانَ مِنَّا الاْیراُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّیَ عَنْکُمْ.([11])
فرمود: از خدا بترسید و تسلیم ما باشید، و امور خود را به ما واگذار کنید، چون وظیفه ما است که شما را بى نیاز و سیراب نمائیم همان طورى که ورود شما بر چشمه معرفت به وسیله ما مى باشد; و سعى نمائید به دنبال کشف آنچه از شما پنهان شده است نباشید.

12- قالَ (علیه السلام) : أمّا أمْوالُکُمْ فَلا نَقْبَلُها إلاّ لِتُطَهِّرُوا، فَمَنْ شاءَ فَلْیَصِلْ، وَ مَنْ شاءَ فَلْیَقْطَعْ.([12])
فرمود: اموال - خمس و زکوت - شما را جهت تطهیر و تزکیه زندگى و ثروتتان مى پذیریم، پس هر که مایل بود بپردازد، و هر که مایل نبود نپردازد.

13- قالَ (علیه السلام) : إنّا نُحیطُ عِلْماً بِأنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیْیءٌ مِنْ أخْبارِکُمْ.([13])
فرمود: ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشنائیم و چیزى از شما نزد ما پنهان نیست.

14- قالَ (علیه السلام) : مَنْ کانَتْ لَهُ إلَى اللهِ حاجَةٌ فَلْیَغْتَسِلْ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّیْلِ وَ یَأْتِ مُصَلاّهُ.([14])
فرمود: هر که خواسته اى و حاجتى از پیشگاه خداوند متعال دارد بعد از نیمه شب جمعه غسل کند و جهت مناجات و راز و نیاز با خداوند، در جایگاه نمازش قرار گیرد.

15- قالَ (علیه السلام) : یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، إلاّ خَواصَّ الشّیعَةِ الَّتى تَشْبَهُ أقْوالُهُمْ أفْعالَهُمْ.([15])
فرمود: اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضى شماها براى همدیگر نبود، هرکس روى زمین بود هلاک مى گردید، مگر آن شیعیان خاصّى که گفتارشان با کردارشان یکى است.

16- قالَ (علیه السلام) : وَأمّا قَوْلُ مَنْ قالَ: إنَّ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) لَمْ یَمُتْ فَکُفْرٌ وَ تَکْذیبٌ وَ ضَلالٌ.([16])
فرمود: و امّا کسانى که معتقد باشند حسین (علیه السلام) زنده است و وفات نکرده، کفر و تکذیب و گمراهى است.

17- قالَ (علیه السلام) : مِنْ فَضْلِهِ، أنَّ الرَّجُلَ یَنْسَى التَّسْبیحَ وَ یُدیرُا السَّبْحَةَ، فَیُکْتَبُ لَهُ التَّسْبیحُ.([17])
فرمود: از فضائل تربت حضرت سیّدالشّهداء (علیه السلام) آن است که چنانچه تسبیح تربت حضرت در دست گرفته شود ثواب تسبیح و ذکر را دارد، گرچه دعائى هم خوانده نشود.

18- قالَ (علیه السلام) : فیمَنْ أفْطَرَ یَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضان مُتَعَمِّداً بِجِماع مُحَرَّم اَوْ طَعام مُحَرَّم عَلَیْهِ: إنَّ عَلَیْهِ ثَلاثُ کَفّارات.([18])
فرمود: کسى که روزه ماه رمضان را عمداً با چیز یا کار حرامى افطار - و باطل - نماید، (غیر از قضاى روزه نیز) هر سه نوع کفّاره (60 روزه، اطعام 60 مسکین، آزادى یک بنده) بر او واجب مى شود.

19- قالَ (علیه السلام) : ألا أُبَشِّرُکَ فِى الْعِطاسِ؟ قُلْتُ: بَلى، فَقالَ: هُوَ أمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أیّام.([19])
نسیم خادم گوید: در حضور حضرت عطسه کردم، فرمود: مى خواهى تو را بر فوائد عطسه بشارت دهم؟
عرض کردم: بلی.
فرمود: عطسه، انسان را تا سه روز از مرگ نجات مى بخشد.

20- قالَ (علیه السلام) : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّانى فى مَحْفِل مِنَ النّاسِ.
(وَ قالَ (علیه السلام) :) مَنْ سَمّانى فى مَجْمَع مِنَ النّاسِ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللهِ.([20])
فرمود: ملعون و مغضوب است کسى که نام اصلى مرا در جائى بیان کند.
و نیز فرمود: هر که نام اصلى مرا در جمع مردم بر زبان آورد، بر او لعنت و غضب خداوند مى باشد.

21- قالَ (علیه السلام): یَعْمَلُ کُلُّ امْرِیء مِنْکُمْ ما یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَ لْیَتَجَنَّب ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَاِنَّ امْرَءاً یَبْغَتُهُ فُجْأةٌ حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حُوبَة.([21])
فرمود: هر یک از شما باید عملى را انجام دهد که سبب نزدیکى به ما و جذب محبّت ما گردد; و باید دورى کند از کردارى که ما نسبت به آن، ناخوشایند و خشمناک مى باشیم، پس چه بسا شخصى در لحظه اى توبه کند که دیگر به حال او سودى ندارد و نیز او را از عِقاب و عذاب الهى نجات نمى بخشد.

22- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الاْرْضَ تَضِجُّ إلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَوْلِ الاْغْلَفِ أرْبَعینَ صَباحاً.([22])
فرمود: زمین تا چهل روز از ادرار کسى که ختنه نشده است ناله مى کند.

23- قالَ (علیه السلام) : سَجْدَةُ الشُّکْرِ مِنْ ألْزَمِ السُّنَنِ وَ أوْجَبِها.([23])
فرمود: سجده شکر پس از هر نماز از بهترین و ضرورى ترین سنّتها است.

24- قالَ (علیه السلام) : إنّى لاَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ، کَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لاِهْلِ السَّماءِ.([24])
فرمود: به درستى که من سبب آسایش و امنیّت براى موجودات زمینى هستم، همان طورى که ستاره ها براى اهل آسمان أمان هستند.

25- قالَ (علیه السلام) : قُلُوبُنا اَوْعِیَةٌ لِمَشیَّةِ اللهِ، فَإذا شاءَ شِئْنا.([25])
فرمود: قلوب ما ظرف هائى است براى مشیّت و اراده الهى، پس هرگاه او بخواهد ما نیز مى خواهیم.

26- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ مَعَنا، فَلا فاقَةَ بِنا إلى غَیْرِهِ، وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا.([26])
فرمود: خدا با ما است و نیازى به دیگران نداریم; و حقّ با ما است و هر که از ما روى گرداند باکى نداریم.

27- قالَ (علیه السلام) : ما أُرْغَمَ أنْفَ الشَّیْطانِ بِشَیْیء مِثُلِ الصَّلاةِ.([27])
فرمود: هیچ چیزى و عملى همانند نماز، بینى شیطان را به خاک ذلّت نمى مالد و او را ذلیل نمى کند.

28- قالَ (علیه السلام) : لا یَحِلُّ لاِحَد أنْ یَتَصَرَّفَ فى مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إذْنِهِ.([28])
فرمود: براى هیچکس جائز نیست که در اموال و چیزهاى دیگران تصرّف نماید مگر با اذن و اجازه صاحب و مالک آن.

29- قالَ (علیه السلام) : فَضْلُ الدُّعاءِ وَ التَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ.([29])
فرمود: فضیلت تعقیب دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب نسبت به بعد از نمازهاى مستحبّى همانند فضیلت نماز واجب بر نماز مستحبّ مى باشد.

30- قالَ (علیه السلام) : أفْضَلُ أوْقاتِها صَدْرُا النَّهارِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ.([30])
فرمود: (براى انجام نماز جعفر طیّار) بهترین و با فضیلت ترین اوقات پیش از ظهر روز جمعه خواهد بود.

31- قالَ (علیه السلام) : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أخَّرَ الْغَداةَ إلى أنْ تَنْقَضِى النُّجُومُ.([31])
فرمود: ملعون و نفرین شده است آن کسى که نماز صبح را عمداً تأخیر بیندازد تا موقعى که ستارگان ناپدید شوند.

32- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ قَنَعَنا بِعَوائِدِ إحْسانِهِ وَ فَوائِدِ اِمْتِنانِهِ.([32])
فرمود: همانا خداوند متعال، ما اهل بیت را به وسیله احسان و نعمت هایش قانع و خودکفا گردانده است.

33- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ أَحَد قَرابَةٌ، وَ مَنْ أنْکَرَنى فَلَیْسَ مِنّى، وَ سَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح.([33])
فرمود: بین خداوند و هیچ یک از بندگانش، خویشاوندى وجود ندارد - و براى هرکس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده مى شود - هرکس مرا انکار نماید از (شیعیان و دوستان) ما نیست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (علیه السلام) خواهد بود.

34- قالَ (علیه السلام) : أما تَعْلَمُونَ أنَّ الاْرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّة إمّا ظاهِراً وَ إمّا مَغْمُوراً.([34])
فرمود: آگاه و متوجه باشید که در هیچ حالتى، زمین خالى از حجّت خداوند نخواهد بود، یا به طور ظاهر و آشکار; و یا به طور مخفى و پنهان.

35- قالَ (علیه السلام) : إذا أذِنَ اللهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ، وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ.([35])
فرمود: چنانچه خداوند متعال اجازه سخن و بیان حقایق را به ما بدهد، حقانیّت آشکار مى گردد و باطل نابود مى شود و خفقان و مشکلات برطرف خواهد شد.

36- قالَ (علیه السلام) : وَ أمّا وَجْهُ الاْنْتِفاعِ بى فى غَیْبَتى فَکَالاْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إذا غَیَّبَها عَنِ الاْبْصارِ السَّحابُ.([36])
فرمود: چگونگى بهره گیرى و استفاده از من در دوران غیبت همانند انتفاع از خورشید است در آن موقعى که به وسیله ابرها از چشم افراد ناپدید شود.

37- قالَ (علیه السلام) : وَاجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَکُمْ، وَ اللّهُ شاهِدٌ عَلَیَّ وَ عَلَیْکُمْ.([37])
فرمود: هدف و قصد خویش را نسبت به محبّت و دوستى ما - اهل بیت عصمت و طهارت - بر مبناى عمل به سنّت و اجراء احکام الهى قرار دهید، پس همانا که موعظ ها و سفارشات لازم را نموده ام; و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه مى باشد.

38- قالَ (علیه السلام) : أمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإنَّهُ إلَى اللهِ، وَ کَذَبَ الْوَقّاتُونَ.([38])
فرمود: زمان ظهور مربوط به اراده خداوند متعال مى باشد و هرکس زمان آن را معیّن و معرّفى کند دروغ گفته است.

39- قالَ (علیه السلام) : أکْثِرُواالدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فَإنَّ ذلِکَ فَرَجَکُمْ.([39])
فرمود: براى تعجیل ظهور من - در هر موقعیّت مناسبى - بسیار دعا کنید که در آن فرج و حلّ مشکلات شما خواهد بود.

40- دَفَعَ إلَیَّ دَفْتَراً فیهِ دُعاءُالْفَرَجِ وَ صَلاةٌ عَلَیْهِ، فَقالَ علیه السلام : فَبِهذا فَادْعُ.([40])
یکى از مؤمنین به نام أبومحمّد، حسن بن وجناء گوید: زیر ناودان طلا در حرم خانه خدا بودم که حضرت ولیّ عصر امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف را دیدم، دفترى را به من عنایت نمود که در آن دعاى فرج و صلوات بر آن حضرت بود. سپس فرمود: به وسیله این نوشته ها بخوان و براى ظهور و فرج من دعا کن و بر من درود و تحیّت بفرست.

پی نوشت ها :
[1]- تفسیر عیّاشى: ج 1، ص 16، بحارالأنوار: ج 89، ص 96، ح 58.
[2] - دعوات راوندى: ص 207، ح 563.
[3] - بحارالأنوار: ح 2، ص 90، ح 13، و53، ص 181، س 3، وج 75، ص 380، ح 1.
[4]- بحارالأنوار: ج 53، ص 178، ضمن ح 9.
[5]- بحارالأنوار: ج 53، ص 163، س 16، ضمن ح 4.
[6]- بحارالأنوار: ج 53، ص 179، ضمن ح 9.
[7]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، ضمن ح 19.
[8]- بحارالأنوار: ج 53، ص 193، ضمن ح 21.
[9]- الدّرّة الباهرة: ص 47، س 17، بحارالأنوار: ج 56، ص 181، س 18.
[10]- بحارالانوار: ج 53، ص 179، س 14، و ج 55، ص 41.
[11]- إکمال الدّین: ج 2، ص 510، بحارالأنوار: ج 53، ص 191.
[12]- إکمال الدّین: ج 2، ص 484، بحارالأنوار: ج 53، ص 180.
[13]- احتجاج: ج 2، ص 497، بحارالأنوار: ج 53، ص 175.
[14] - مستدرک الوسائل: ج 2، ص 517، ح 2606.
[15]- مستدرک ج 5، ص 247، ح 5795.
[16]- غیبة طوسى: ص 177، وسائل الشّیعة: ج 28، ص 351، ح 39.
[17]- بحارالأنوار: ج 53، ص 165، س 8، ضمن ح 4.
[18]- من لایحضره الفقیه: ج 2، ص 74، ح 317، وسائل الشّیعة: ج 10، ص 55، ح 12816.
[19]- إکمال الدّین: ص 430، ح 5، وسائل الشّیعة: ج 12، ص 89، ح 15717.
[20]- وسائل الشّیعة: ج 16، ص 242، ح 12، بحارالأنوار: ج 53، ص 184، ح 13 و 14.
[21]- بحارالأنوار: ج 53، ص 176، س 5، ضمن ح 7، به نقل از احتجاج.
[22]- وسائل الشّیعة: ج 21، ص 442، ح 27534.
[23]- وسائل الشّیعة: ج 6، ص 490، ح 3، بحارالأنوار: ج 53، ص 161، ضمن ح 3.
[24]- الدّرّة الباهرة: ص 48، س 3.
[25]- بحارالأنوار: ج 52، ص 51، س 4، به نقل از غیبة نعمانی.
[26]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، إکمال الدّین: ج 2، ص 511.
[27]- بحارالأنوار: ج 53، ص 182، ضمن ح 11.
[28]- بحارالأنوار: ج 53، ص 183، ضمن ح 11.
[29]- بحارالأنوار: ج 53، ص 161، ضمن ح 3.
[30]- بحارالأنوار: ج 56، ص 168، ضمن ح 4.
[31]- بحارالأنوار: ج 55، ص 16ؤ ضمن ح 13، و ص 86، ص 60، ح 20.
[32]- بحارالأنوار: ج 52، ص 38، ضمن ح 28.
[33]- بحارالأنوار: ج 50، ص 227، ح 1، به نقل از احتجاج.
[34]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، س 5، ضمن ح 19.
[35] - بحارالأنوار: ج 53، ص 196، س 12، ضمن ح 21.
[36]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 21، ضمن ح 10.
[37]- بحارالأنوار: ج 53، ص 179، س 16، ضمن ح 9.
[38]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 1، ضمن ح 10.
[39]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 23، ضمن ح 10.
[40]- إکمال الدّین شیخ صدوق: ص 443، ح 17، بحارالأنوار: ج 52، ص 31، ضمن ح 27.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :40 حدیث گهربار از امام زمان (عج) و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدی در روایات




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٧

ا

آرزوی حس حضور امام زمان(عج) در زندگی، حس عجیبی است که زندگی را سراسر نور می‌کند و قلب عاشقان را به تپش وا می‌دارد. این حس حضور، نشاط، شور و شعف را در رگ های زندگی جاری می کند و لحظه لحظه . . .

 

3 راهکار برای ایجاد حس حضور یوسف زهرا(س) در زندگی روزمره ما می تواند کمک بسیاری باشد تا با پشت سر گذاشتن نیمه شعبان، یاد حضرت را به فراموشی نسپاریم و خود را همه جا و هر زمانی در محضر ایشان بدانیم و حس کنیم.


*چه کنیم که وجود امام زمان‌(عج) را در زندگی خود حس کنیم؟
خوشا به حال کسی که چنین دغدغه ای دارد و آرزوی او این است که امام زمان(عج) را در زندگی خود حس کند و پیوسته خود را در محضر او بداند. روشن است که اگر آدمی به چنین نعمت بزرگی دست یابد، معنای واقعی زندگی را خواهد چشید و هویت حقیقی خود را خواهد یافت، اما برای رسیدن به این نقطه نورانی باید کارهایی را انجام داد:
 

1. لازم است آگاهی و شناخت ما از حضرت مهدی(عج) که امام و حجت خداست، عمیق تر شود. بسیاری گمان می کنند که غیبت حضرت به معنای نبودن ایشان در این عالم است، حال آنکه غیبت او به معنای نهان زیستی اوست، وگرنه ایشان در همین زمین ما زندگی می کنند.
اگر امام را آن گونه که باید بشناسیم، خواهیم دانست که او به زمان و مکان محدود نیست، بلکه به اذن الهی، زمان ها و مکان ها در اختیار اوست؛ پس در شرق و غرب عالم، پیوسته تحت تصرف او و زیر نظر مبارک آن حضرت است. اگر او را واسطه فیض خدا و سبب همه نعمت های الهی بدانیم، درمی یابیم که نه تنها ما و خاندان ما، که همه عالم به برکت وجود او زنده اند و روزی می خورند. پس حضور حضرتش در کنار هر نعمت کوچک و بزرگ مادی و معنوی و در دفع هر بلای فردی و اجتماعی قابل لمس و مشاهده خواهد بود.

اگر او را باب خدا و یگانه راه نجات بدانیم، در هر مشکل مادی و معنوی، و فردی و اجتماعی، او را واسطه درگاه حضرت حق قرار می دهیم و بدین گونه، پیوسته زیر خیمه لطف او قرار می گیریم و وجود پرجودش را با همه وجود لمس می کنیم. از این دست معرفت ها و آگاهی ها بسیار است که درک حضور حضرت او را نزدیک و نزدیک تر می کند تا ما را کنار او و در چشم انداز نگاه پر مهر او می نشاند.


2. باید تلاش کرد که یاد و نام او پیوسته در زندگی ما جریان یابد. هم در خانه، کارخانه، دانشگاه، ورزشگاه، خیابان و هر نقطه و در هر حالی که هستیم، با یاد او و حال و هوای به سر بریم و آن معرفت که پیش از این گفته شد، می تواند ما را به این حال نیکو برساند؛
محافل خود را با یاد او شروع کنیم و به پایان برسانیم. برای سلامت حضرتش پیوسته صدقه دهیم، به نیابت از او اعمال نیک به جا آوریم، در شب و روز با او تجدید عهد کنیم و به ساحت مقدسش درود و سلام بفرستیم و هر روز، ساعتی با او نجوا کنیم و به مکان های منتسب به او مثل جمکران رغبت نشان دهیم و...؛


3 . ظهور او را صدر نیازهای خود بدانیم؛ همه آرزوهای خود را در آمدن او ببینیم و فراق او برای ما از هر غصه دیگری بزرگ تر و جدی تر باشد. مبادا به غیبت و ندیدنش خو بگیریم و به دوری از حکومت عدالت گسترش عادت کنیم یا ظهور او را دور بشماریم، بلکه پیوسته بیندیشیم و بر این باور باشیم که همین روز که در آن هستیم، می تواند روز ظهور باشد و هیچ چیز نمی تواند مانع ظهور اراده الهی شود.


در این صورت، وظیفه مهم ما این است که خود را برای ظهورش آماده سازیم و کاری نکنیم که ظهورش نزدیک تر شود و چنان باشیم که حضرتش برای ما اهمیت قائل شود و بکوشیم که در توفان نامردی های نامردان و بی مهری نامهربانان، مایه روشنی چشم او باشیم و در این مسیر، دیگران را هم دعوت کنیم و پیوسته بکوشیم که فرد دیگری به یاران و همراهان او بیفزاییم.
... و هر چه از این دست کارها و اندیشه ها، بیشتر داشته باشیم، وجود او را در زندگی خود بیشتر حس خواهیم کرد و البته لطف او کارسازتر از همه این راه ها و رفتارهاست.
پرسش ها و پاسخ های مهدویت





کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :عدالت و کلمات کلیدی :وظایف منتظران




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٤

کتاب 'مهربان ترین پدر' نوشتاری چند در امامت و ولایت موعود(ع) منتشر شد.

  کتاب "مهربان ترین پدر" نوشتاری چند در امامت و ولایت حجّت موعود(ع) ازسوی نویسندگان گروه پدر مهربان منتشر شد.این کتاب اولین دفتر از سلسله مقالاتی است که برای ارائه نکات ساده و کاربردی در قالب هاب کوتاه و موثر در معرفی مهربانترین پدر –حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداه- و تحکیم پیوند عاطفی و تمسک و ارتباط قلبی با حضرتش؛ پدری که ضرب آهنگ قلب پر عطوفش همه هستی را در برمی گیرد ... و او خود قلب عالم هستی است.

 

محتوای این دفتر در 2 فصل: "مقام امامت و ولایت" و "مقام قائمیت" با موضوعات مستقل و سبک های متنوع ارائه شده است. اکثر مطالب برگرفته شده از روایات، تشرفات و وقایع تاریخی است که با نثری ادبی بیان شده است. دو منصب الهی امامت و قائمیت که یکی منصبی برای تمامی امامان و دیگری - قائمیت - منصب خاص آن مهربان پدر در ستاندن حقوق تمامی فرزندان خود و برقراری عدل در پهنه گیتی است.


شایان ذکر است، کتاب "مهربان ترین پدر" نوشته جمعی از نویسندگان گروه پدر مهربان و ازسوی نشر آفاق منتشر شده است. علاقه مندان برای تهیه این کتاب می توانند از وب سایت www.kindfather.ir بازدید کنند.

 





کلمات کلیدی :بقیه الله و کلمات کلیدی :کتاب و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٤

امام علی(ع) در خطبه معروف به 'خطبةالبیان' به بیان نشانه‌های ظهور امام زمان(عج) و وقایع هنگام ظهور آن حضرت می‌پردازد و از پیمانی سخن می‌گوید که می‌تواند درحال حاضر به عنوان 'میثا‌ق‌نامه منتظران' مطرح شود.

 

خبرگزاری شبستان: وظیفه اصلی منتظران ظهور امام زمان (عج) در انتظار ظهور حضرت صاحب‌الزمان (عج) دوگونه است: یکی انتظار اعتقادی و شعاری و دیگری انتظار عملی و فراهم کردن زمینه ظهور آن حضرت، آنچه که مهم‌تر و ماموریت اصلی منتظران ظهور است، انتظار عملی و زمینه‌سازی برای برپایی حکومت عدل جهانی، در ظهور حضرت مهدی(عج) است.

علی‌ بن محمد از محمدبن ‌علی بن‌ابراهیم و او از عبدالله بن صالح نقل می‌کند که گفت: "امام زمان(عج) را در کنار حجرالاسود مشاهده کردم که مردم همگی جذب نورانیت وجود او شده بودند، در حالی که ایشان را نمی‌شناختند، چنین مجذوب بودند".

درحالی که حضرت صاحب‌الزمان(عج) می‌فرمود: "ما بهذا امروا"؛‌ "به این کار امر نشده‌اند"، کنایه از اینکه شیعیان به کارهای عملی، جهت فراهم کردن زمینه ظهور آن حضرت مامور هستند و باید همه به دنبال آن کار بروند و صرف ایستادن و به به گفتن کافی نیست. (فرهنگ سخنان حضرت مهدی (عج)، محمد دشتی (ره)، صفحه71-72، به نقل از اصول کافی، جلد یک صفحه 331)

 

* شرایط بیعت یاران خاص با امام زمان(عج)

حضرت امیرالمومنین(ع) درخطبه معروف به "خطبةالبیان" که در بصره ایراد فرمودند، در بیان علائم و نشانه‌های ظهور امام زمان(عج) و نیز وقایع هنگام و بعد از ظهور آن حضرت، مطالبی فرمود که در بخشی از آن آمده است:

پس از آن‌که حضرت صاحب‌الزمان(عج) در ابتدای ظهور، یاران خاص خویش، یعنی همان 313نفر را مورد آزمایش قرار می‌دهد و آنان را در طلب آن حضرت از مکه به مدینه، 3 بار رفت و آمد می‌کنند، آن بزرگوار بین صفا و مروه بر آنان ظاهر می‌شود و خطاب به آنان می‌فرمایند: "انی لست قاصعاً امراً حتی تبایعونی علی ثلاثة خصلةٍ تلزمکم لا تغیّرون منها شیئاً و لکم علیّ ثمان خصالٍ فقالوا: سمعنا و اطعنا فاذکر لنا ما انت ذاکره، یا ابن رسول الله!"؛ "هیچ برنامه روشنی برای شما ارائه نمی‌دهم،‌ مگر این که با من هم‌پیمان شوید که سی خصلت را همواره مراعات کنید و هرگز هیچ یک از آنها را تغییر ندهید و رها نکنید، در برابر پیمانی که شما با من می‌بندید، من هم با شما پیمان می‌بندم، هشت خصلت را همواره مدنظر داشته باشم".

 

آنان عرض می‌کنند: ‌ما گوش به فرمان و مطیع هستیم، ای پسر پیامبر خدا! هر شرطی که می‌خواهی مطرح فرما، پس از آن که یاران اعلان آمادگی کردند، حضرت صاحب الزمان(عج)، به طرف کوه صفا حرکت می‌کند و آنان نیز همراه آن حضرت حرکت می‌کنند، در آنجا امام زمان(عج) خطاب به آنان می‌فرماید: "اما آن 30 نکته‌ای که باید منشور هم‌پیمانی شما با من باشد، مواردی است که در ذیل می‌آید:

1- هرگز از اطاعت من سرپیچی نکنید و از هیچ یک از اصول توافقات عقب نشینی نکنید.

2-هرگز دست به دزدی نزنید.

3- هرگز به زناکاری آلوده نگردید.

4- هرگز فعل حرام انجام ندهید.

5- هرگز به فحشا و فساد گرایش نداشته باشید.

6- به ناحق هیچ کس را نزنید.

7- به زراندوزی و جمع کردن طلا مبادرت نکنید.

8- به جمع کردن نقره مشغول نشوید.

9- گندم را احتکار نکنید.

10- هرگز جو را احتکار نکنید.

11- هیچ مسجدی را خراب نکنید.

12- هرگز شهادت باطل ندهید.

13- هرگز از مومنین بدگویی نکنید.

14- هرگز ربا نخورید.

15- در سختی‌ها بردبار باشید.

16- بر هیچ خداپرستی لعنت نفرستید.

17- هرگز شراب نخورید.

18- هرگز لباس زربافت (بافته شده از تاروپود طلا) نپوشید.

19- هرگز پارچه ابریشمی را به روی خود نیندازند.

20- لباسی که از دیباج «پارچه ابریشمی رنگ شده» دوخته شده است را نپوشید.

21- دشمن شکست خورده در حال فرار را تعقیب نکنید و نکشید.

22- هیچ خون ناحقی را نریزید.

23- با هیچ مسلمانی به حیله و نیرنگ برخورد نکنید.

24- حتی بر کفار هم تجاوز و ستم نکنید.

25- با منافقان به تجاوز و ستم برخورد نکنید.

26- هرگز لباس دوخته شده از ابریشم بر تن نکنید.

27- در زندگی ساده‌زیست باشید و خاک، فرش زندگی شما باشد.

28- از فساد و فحشا همواره بیزاری بجویید.

29- امر به معروف را سرلوحه زندگی خویش قرار دهید.

30- همواره نهی از منکر کنید.

هرگاه شما نسبت به این 30 مورد ذکر شده با من پیمان بستید، این حق را خواهید داشت که من هم در مورد هشت چیز با شما پیمان بسپارم:

1-متعهد می‌شوم، شما دوستان خاص من باشید و دیگران را بر شما ترجیح ندهم.

2- لباس‌هایی را که می‌پوشم، مانند لباس‌های شما باشد.

3- غذا و خوراکم مانند غذای شما باشد.

4- مرکب سواری من همطراز مرکب شما باشد.

5- در همه حال و هر زمان با شما باشم.

6- همواره همراه با شما حرکت کنم.

7- در زندگی به مقدار کم راضی باشم.

8- زمین پر از ظلم و جور شده را پر از عدل و داد کنم.

پس همگان، خدا را آن گونه که شایسته است، عبادت می‌کنیم، من به عهدم با شما وفا می‌کنم و شما هم به عهدتان با من وفادار بمانید."

حال آیا ما منتظر واقعی امام عصر(عج) هستیم؟ می‌توانیم با توجه به این تعهدات خود را بیازماییم.

 

یادداشتی از مریم محمودزاده، استاد دانشگاه شهیدبهشتی





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدویت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٤


حضور آن حضرت از هر حاضر دیگری قوی تر و جدی تر است و تنها تفاوتش با حضور دیگران، همین است که او دیده نمی شود و در واقع غیبت، حجابی بین ما و ایشان قرار داده است که او را نمی بینیم و از حال او بی خبریم.

 

آیا این سخن صحیح است که بگوییم، امام زمان(عج) غایب نیست، در اصل ما غایب هستیم و امام زمان(عج) منتظر واقعی است، یعنی ما غائب هستیم و او منتظر آمدن ماست؟[1]
پاسخ:
معنای غیبت امام مهدی(عج) ظاهر نبودن ایشان است و اینکه بعضی تصور می کنند غیبت به معنی عدم حضور ایشان است، تصور غلطی است؛ با توجه به این واقعیت، امام زمان در اجتماع ما حضور دارد و پیوسته در میان ماست و ما را می بیند و از حال ما باخبر است، چنانکه در روایات مطرح شده است. پس حضور آن حضرت از هر حاضر دیگری قوی تر و جدی تر است و تنها تفاوتش با حضور دیگران، همین است که او دیده نمی شود و در واقع غیبت، حجابی بین ما و ایشان قرار داده است که او را نمی بینیم و از حال او بی خبریم، ولی بین او و ما هیچ حجابی و پرده ای نیست و لذا ما را می بیند و اطلاع کامل و آگاهی عمیق نسبت به ما و احوال و همه مسلمین و بلکه انسان ها دارد. در این حال آیا جا ندارد بگوییم او غایب نیست بلکه حاضر است و ما در خدمت او نیستیم و او را حس نمی کنیم؛ پس ما غایبیم و به تعبیر دیگر، در واقع او انتظار می کشد که آماده شویم تا ظهور کند و حکومت عدل را بگستراند.


خلاصه اینکه مطلبی که در سوال آمده، هماهنگ با شعر لطیفی است که مرحوم فیض کاشانی سروده است:
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است


* مدت غیبت
غیبت امام مهدی(عج) تا چه زمانی طول خواهد کشید؟
در مورد زمان دقیق پایان غیبت حضرت و وقت ظهور، کسی اطلاعی ندارد و اگر کسی مدعی تعیین وقت ظهور و پایان غیبت بشود، دروغ گو است؛ زیرا موضوع پایان غیبت حضرت و اعلام ظهور، فقط به اراده الهی بستگی دارد و خود حضرت مهدی(عج) هم منتظر دستور و فرمان ظهور از سوی خداوند است.
به همین دلیل، نه تنها در روایات، زمانی برای ظهور تعیین نشده، بلکه تعیین کنندگان به شدت دروغ گو خوانده شده اند. فردی به نام مهزم از امام صادق علیه السلام پرسید: فدایت شوم! ظهور قائم آل محمد(ص) و تشکیل دولت حق به درازا کشید؛ پس چه وقت روی می دهد؟ حضرت پاسخ داد: "تعیین کنندگان وقت ظهور دروغ می گویند، تعجیل کنندگان هلاک می شوند، و تسلیم شوندگان نجات می یابند و به سوی ما باز می گردند".[2]


تعیین وقت نکردن از سوی معصومان(ع) و تکذیب وقت گذاران، با توجه به اسرار و حکمت هایی است که در نامعلوم بودن آن نهفته است. یکی از آن حکمت ها، جلوگیری از سوء استفاده اشخاص ناپاک از این قضیه است. البته سخن از نزدیک شدن به عصر ظهور، چنان که در روایات نشانه های ظهور مطرح شده، با این مطلب منافات ندارد؛ زیرا آن چه در روایات ممنوع و تکذیب شده، اظهار نظر قطعی در مورد ظهور از نظر سال و ماه و روز است، نه نزدیک دانستن ظهور.


البته ظهور امام مهدی(عج) شرایطی دارد. در زمانی که این شرایط محقق شود، ظهور نیز تحقق می یابد. مهم ترین این شرایط و زمینه ها، فراهم شدن یاوران مخلص و توان مند و آمادگی جهانی برای پذیرش رهبر معصوم است.
پی نوشت:

[1] مهدویت:پرسش‌ها و پاسخ‌ها
2 - کافی، ج1، ص 368،ح1.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۳



دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است

دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است

شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو این خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است





کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :شعر انتظار و کلمات کلیدی :وظایف منتظران و کلمات کلیدی :مهدویت در کلام مقام معظم رهبری




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٧

ا نشانه های شگفت انگیز آخرالزمان ا

آخرالزمان یک زمان معلوم و محدودی نیست تا بتوان گفت: فلان زمان آخرالزمان است؟ همانطور که نمی توان زمان و موقع ظهور حضرت مهدی(عج) را تعیین کرد. . .

 

خبرگزاری شبستان: طی بررسی آیات و روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور، به وقایعی برمی‌خوریم که در نشئه دنیا رایج نیست، یعنی اینکه به وسیله قوانین حاکم در نشئه فعلی، بروز چنین اتفاقاتی عادی و ممکن نیست. این موضوع این سؤال را بر می‌انگیزد که آیا در زمان ظهور، نشئه اول تمام و نشئه‌ای دیگر برپا می‌گردد؟ در جواب این پرسش برخی معتقدند وقایع عجیب و غیرعادی که در این روایات مطرح شده است، همگی در چارچوب قوانین فعلی مادی امکان وقوع دارند اما توسط فناوری‌های بسیار پیشرفته‌ای که در آینده ابداع خواهد شد. لذا این گونه افراد دوران حکومت حقه در زمان ظهور را ادامه نشئه فعلی می‌دانند. اگر چنین جوابی صحیح و منطبق بر واقعیت باشد می‌توان همین موضوع را برای قیامت قائل شد و مطرح نمود که تمام اتفاقات غیر عادی که در قیامت رخ می‌دهد توسط فناوری فوق مدرنی است که در آینده اختراع خواهد شد، و سپس این استدلال را دائما تکرار کرد و تا درجه انتهایی بهشت همه چیز را تکنولوژیک تصور نمود! اما چنین فرضیه‌ای توسط هیچکس مطرح نمی‌شود و غالبا قیامت نشئه‌ای جدید قلمداد می‌شود.

مقدمه

"آخرالزمان" یا پایان دوران همان گونه که از نام آن برمی‌آید به انتهای یک دوره اطلاق می‌شود و مقطعی از زمان است که در آن تغییر از یک دوره به دوره‌ای جدید رخ می‌دهد. از آنجا که اکنون دوره دنیا برپاست آخرالزمان به انتهای دوره دنیا مربوط می‌شود.

آخرالزمان از دیدگاه ادیان به دورانی گفته می‌شود که وقایعی عظیم و عجیب در آن رخ می‌دهد و حاکی از انتهای زندگی به شیوه فعلی بر روی زمین است. انتظار می‌رود با سپری شدن آخرالزمان دوره جدیدی فرا برسد که بسیار با وضعیت پیشین آن متفاوت باشد. همچنین در این زمان است که ادیان الهی به ظهور مردی بشارت داده اند که ظلم و جور را از زمین بر می‌چیند و آن را پر از عدل و داد می‌سازد. نمونه چنین بشارت هایی در کتب آسمانی آمده است.

چکیده:

در این تحقیق به بیان علائم آخرالزمان و نشانه های زمانی آخرالزمان و اوصاف مردم آخرالزمان و علائم ظهور که به دو دسته حتمی و غیرحتمی تقسیم می شوند، با بهره گیری از احادیث و روایات گردآوری کردیم و در آخر به وظائف شیعه در آخرالزمان می پردازیم.

 

معنای کلمه آخرالزمان:

معنی کلمۀ آخرالزمان از معانی نسبی به شمار می رود، مثلا: زمان فعلی را که مدت یک هزار و چهارصد و اندی سال از هجرت پیامبر اکرم(ص)می گذرد، نسبت به آن زمانی که آن حضرت مبعوث به رسالت و پیغمبری شده می توان گفت: آخرالزمان است و مدت 500 یا یک هزار یا 2 هزار سال آینده را نسبت به زمان فعلی ما می توان گفت آخر الزمان است و...

بنابراین، آخرالزمان یک زمان معلوم و محدودی نیست تا بتوان گفت: فلان زمان آخرالزمان است؟ همانطور که نمی توان زمان و موقع ظهور حضرت مهدی(عج) را تعیین کرد، همانطور هم نمی توان آخرالزمان را محدود و معلوم کرد. البته از یک طریق می توان تا اندازه ای معنی کلمۀ آخر الزمان را دریافت و آن این است: وقتی اکثر علاماتی که پیامبر اسلام(ص)و آل اطهر آن حضرت خبر داده اند، عملی شوند. می توان به آن زمان آخرالزمان گفت و در انتظار ظهور مهدی(عج) بود. و لذا بر منتظران ظهور لازم است که با نگاهی به روایات معصومین(ع) با این علامات آشنا شوند تا هم با شرایط زمانی و مکانی و هم به وظایف خود در این زمینه آشنا شوند.(1)

 

علائم آخرالزمان:

در روایات اسلامی برای دوره آخرالزمان علایم و نشانه هایی ذکر شده که با تحقق این علایم و نشانه ها، پی می بریم که هم اکنون در دوره آخرالزمان قرار داریم. اینک به برخی از این علایم و نشانه ها اشاره می کنیم:

1- گسترش ترس و ناامنی

امام باقر(ع) می فرماید: "لایقوم القائم إلا علی خوف شدید..." ؛(2) "حضرت قائم(ع) قیام نمی کند مگر در دورانی پر از بیم و هراس." و نیز فرمود: "مهدی(ع) هنگامی قیام می کند که زمام کارهای جامعه در دست ستمکاران باشد."(3)

2- تهی شدن مساجد از هدایت

پیامبر(ص) درباره وضعیت مساجد در آخرالزمان می فرماید: "مساجدهم عامره و هی خراب من الهوی"(4)؛ "مسجدهای آن زمان و آباد و زیباست. ولی از هدایت و ارشاد و در آن خبری نیست."

3- سردی عواطف انسانی

حضرت رسول(ص) در این باره می فرماید: "فلا الکبیر یرحم الصغیر و لا القوی یرحم الضعیف، و حینئذ یأذن الله له بالخروج"(5)؛ "در آن روزگار، بزرگترها و به زیر دستان و کوچکترها ترحم نمی کنند و قوی بر ضعیف ترحم نمی نمایند. در آن هنگام خداوند به او [مهدی(ع)] اذن قیام و ظهور می دهد.»

4- گسترش فساد اخلاقی

رسول خدا(ص) می فرمایند: "قیامت بر پا نمی شود تا آن که زنی را در روز روشن و به طور آشکار گرفته، در وسط راه به او تعدی می کنند و هیچ کس این کار را نکوهش نمی کند".

محمدبن مسلم می گوید: به امام باقر(ع) عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام فرمود: "إذا تشبه الرجال بالنساء، و النساء بالرجال، و اکتفی الرجال و بالرجال، و النساء بالنساء"؛(6) "هنگامی که مردها خود را شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان کنند. آن گاه که مردان به مردان اکتفا کرده و زنان و به زنان اکتفا کنند."

5- آرزوی کمی فرزند

پیامبر(ص) فرمود: "رستاخیز برپا نمی شود تا آن که کسی پنج فرزند دارد آرزوی 4 فرزند کند. و آن که 4 فرزند دارد می گوید: کاش 3 فرزند داشتم و صاحب فرزند آرزوی دو فرزند دارد. و آن که دو فرزند دارد، آرزوی یک فرزند بنماید. و کسی که یکی فرزند دارد آرزو کند که کاش فرزندی نداشت".(7)

6- مرگ های ناگهانی

پیامبر اکرم(ص) فرمود: "قیامت برپا نمی شود، تا اینکه مرگ سفید ظاهر شود. گفتند: ای رسول خدا! مرگ سفید چیست؟ فرمود: مرگ ناگهانی".(8)

7- جنگ و کشتار

امام رضا(ع) فرمود: "پیش از ظهور امام زمان(ع) کشتارهای پیایی و بی وقفه رخ خواهد داد."(9)


پی نوشت ها:

1- محمدجواد مهری؛ نشانه های شگفت آور آخرالزمان، ص 33

2- الغیبه، نعمانی، ص 235

3- ملاحم، ابن طاووس، ص 77

4- بحارالانوار، جلد 2، ص190

5- همان جلد 52، ص 380

6- کمال الدین، جلد 1، ص 331

7- فردوس الاخبار، ج 5، ص227

8- الفائق، جلد 1، ص141

9- الغیبه، نعمانی، ص 271
  

ادامه دارد/





کلمات کلیدی :آخرالزمان و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :علائم آخرالزمان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٧

ا ۹۵ درصد معنویت های نوظهور وارداتی است ا

حجت الاسلام شریفی دوست ۹۵ درصد معنویت های نوظهور را وارداتی دانست و گفت: بسط و گسترش معنویت اسلامی و معرفی کامل معنویت های کاذب و آسیب های آن به مردم، وظیفه متولیان فرهنگی اجتماعی است.

 

حجت الاسلام حمزه شریفی دوست، مدیرگروه عرفان‏های نوظهور نهاد رهبری در دانشگاه‏ها درباره عرفان های نوظهور، آسیب های این پدیده، انواع و شکل های این پدیده و راه های مبارزه در گفت گو با خبرنگار شبستان گفت: عرفان های نوظهور تعبیر چندان رسایی نیست و بهتر است از این پدیده به معنویت های نوظهور تعبیر کرد. عرفان یک معنای خاص دارد که دست ما را می بندد و نمی گذارد که ما تمام جریان هایی که فعالیت می کنند را مورد مطالعه قرار داد. به این جهت نحله ها و دین های تازه شکل گرفته و آیین‏های معناگرا را می توان تحت معنویت بررسی و رصد کرد. بسیاری از این جریانات عرفان ندارند ولی معنویت هستند. چون عرفان جایی است که غایتی را به عنوان مقصد سلوک معرفی کنند و بعد از آن سالک را تشویق می کنند که طی مراحل و کارهایی با آن غایت وحدت پیدا کند و با آن یکی شود.


وی افزود: معنویت معنایی عام دارد و هر مسلکی که انسان را به زندگی متفاوت و تغییر درونی و روحانی دعوت کند، نوعی معنویت محسوب می شود. خداوند انسان ها را این گونه خلق کرده که آنها مشتاق و علاقمند به این امر فطری هستند و دوست دارند اموری که در دسترس نیست، مانند ملک، ملکوت، و یا با عالم برزخ و فرشته ها ارتباط برقرار کنند.

نویسنده کتاب "کاوشی در معنویت‌های نوظهور" مهمترین جریان های فعال در کشور را به سه بخش تقسیم کرد و از زوایای گوناگون به دسته بندی آنان پرداخت و گفت: مثلا با طرز نگاه کردن افراد در این فرقه ها به خداوند یک دسته بندی به وجود می آید که آیا خدای ادیان الهی را قبول دارند یا نه؟ دسته بندی عامیانه ای نیز وجود دارد که ویژگی های جغرافیا در آن مطرح است.

با این نگاه دسته اول، معنویت‏های فعال در کشور معنویت‏های شرقی است که از شرق آسیا، چین، هند و ژاپن وارد شده اند. اینها در کشور ما جولانشان بیشتر است مثل یوگاٰ، کریشنا مورتی و مثل لاماییسم.
گروه دوم عرفان هایی است که از آمریکا آمده اند و رنگ و بوی روانشناختی دارند و معمولا خانم ها طرفدار این گونه معنویت‏ها هستند. مثل اسکاول شین، دیانا کوپر، دبی فورد و کاترین پاندر.
دسته سوم هم جریانات بومی و داخلی هستند.

نویسنده کتاب "نیم‌نگاهی به کتاب خود خدایی شیطان‌گرایان" 95 درصد معنویت های نوظهور را وارداتی دانست و اظهارداشت: درصد کمی هم بومی هستند که البته بعضی از این جریانات کمتر شناخته شده اند. عرفان حلقه از معنویت های نوظهور بومی است که غیرمنطبق با آموزه های دینی است و حتی ترم تحصیلی دارند و غیرقانونی دوره برگزار می کنند.


مدیرگروه عرفان‏های نوظهور نهادرهبری در دانشگاه‏ها اولین آسیب معنویت های نوظهور را اندیشه ای خواند و تصریح کرد: به طور مثال بعضی از مفاهیم دینی که مردم با آنها انس داشته و برداشت خوبی از آنها در ذهن دارند،  با تفاسیر مبتذل؛ خاکی و اومانیستی در معنویت های جدید مطرح می شود. مفهومی واضح تر از خدا نداریم اما این مفهوم در این عرفان ها مورد هجمه قرار می گیرد و معنایی کاملا جدید و غیرعقلانی پیدا می کند. درحالی که خداوند جهان خالق کل هستی است و انسان را خلق کرده و برای انسان یک ماموریت الهی در نظر گرفته است.
 

حجت الاسلام شریفی دوست افزود: دسته دیگر از این آسیب ها، آسیب های اجتماعی است. افرادی که در این فرقه ها وارد می شوند، از خانواده و اجتماع طرد می شوند و دلداده یک جریان خاص می شوند. نظام خانواده دچار چالش می شود و در نظام تعلیم و تربیت نیز مشکلاتی ایجاد می شود.


وی سومین آسیب را بروز مشکل روانی توصیف کرد و یادآورشد: بعضی از افرادی که جذب این جریان ها می شوند، معمولا نه تنها به معنویت دست نمی یابند بلکه زندگی شان آلوده به موجودات عجیب و غریبی مانند اجنه و شیطان می شوند و گاهی به مرز جنون و اختلال روانی می رسند.

 

بسط و گسترش معنویت اسلامی وظیفه متولیان فرهنگی

مدیر گروه های پژوهشی مرکز مطالعات موسسه بهداشت معنوی بسط و گسترش معنویت اسلامی را وظیفه ارگان ها و نهادهای اجتماعی برای مبارزه با معنویت های نوظهور دانست و اضافه کرد: متولیان فرهنگی باید این معنویت های کاذب را کامل به مردم معرفی کنند و البته نباید فراموش کرد که هم اکنون در کشور مبتلا به موجی از عرفان های کاذب هستیم.

حجت الاسلام شریفی دوست بااشاره به اینکه نهادهای فرهنگی نمی توانند از این آسیب چشم پوشی کنند، اظهارداشت: متولیان فرهنگی وظیفه دارند برنامه هایی را برای خواص برگزار کنند تا آن ها را نسبت به این موضوع آگاه سازند.





کلمات کلیدی :معنویت های نوظهور و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :رهبری




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٦

اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامشیر به مناسبت فرا رسیدن اعیاد شعبانیه و ولادت امام مهدی (عج) مسابقه وبلاگ نویسی با موضوع مهدویت برگزار می کند.

شرکت در این مسابقه برای تمام سنین آزاد است

برای شرکت در مسابقه به نکات زیر توجه شود.

۱- مشخصات و عکس نویسنده در وبلاگ درج شده باشد

۲- کلیه مطالب، قالب و موضاعات مرتبط با موضوع باشد

۳- تنوع، شکل ، محتوا و زیبایی وبلاگ ملاک است

۴- مهلت ارسال آثار ۱۳/۴/۹۱ می باشد

 شماره تماس: ۲۶۲۵۲۲۳

                    ۲۶۲۵۱۲۲

لطفا جهت داوری آدرس وبلاگ همراه با مشخصات را به ایمیل  ramshirhonar@gmail.com ارسال نمایید





کلمات کلیدی :وبلاگ و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :وظایف منتظران




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤

غیبت هزاران سرّ نهان در نظام دین و برنامه‏ های مترقی آن وجود دارد که درک هر یک، دلی دریا و چشمی بینا می‏خواهد تا آنجا که همه پیامبران هم نمی‏توانند به تمام اسرار آگاه باشند . . .

 

 پیشینه چرایی غیبت به قبل از تولد حضرت حجت باز می‏گردد؛ زمانی که فلسفه غیبت در میان مردم مطرح و پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) در مقام پاسخگویی به آن برآمده‏اند.
هزاران سرّ نهان در نظام دین و برنامه‏های مترقی آن وجود دارد که درک هر یک، دلی دریا و چشمی بینا می‏خواهد تا آنجا که همه پیامبران هم نمی‏توانند به تمام اسرار آگاه باشند.
غیبت ولی عصر(ع) از رازهای بسیار پیچیده‏ای است که با ظهور او همه حقیقت روشن می‏گردد. عبدالله بن فضل هاشمی می‏گوید: امام صادق(ع) فرمود: حضرت صاحب‏الامر ناچار غیبتی خواهد داشت، به طوری که گمراهان در شک واقع می‏شوند. سؤال کردم: چرا؟ فرمود: مأذون نیستیم علتش را بیان کنیم. گفتم: حکمتش چیست؟ فرمود: همان حکمتی که در غیبت حجت‏های گذشته وجود داشت، در غیبت آن جناب وجود دارد. اما حکمتش جز بعد از ظهور او ظاهر نمی‏شود، چنان که حکمت سوراخ کردن کشتی و کشتن جوان و اصلاح دیوار به دست حضرت خضر(ع) برای حضرت موسی(ع) آشکار نشد جز هنگامی که می‏خواستند از هم جدا شوند. ای پسر
فضل! موضوع غیبت، سرّی از اسرار خدا و غیبی از غیوب الهی است، چون خدا را حکیم می‏دانیم باید اعتراف کنیم که کارهایش از روی حکمت صادر می‏شود، گرچه تفصیلش برای ما مجهول باشد.1.
از این حدیث استفاده می‏شود که علت اصلی و اساسی غیبت به دلیل اینکه اطلاع بر آن به صلاح مردم نبوده، یا استعداد فهمش را نداشته‏اند، بیان نشده است.
در عین حال به مواردی از فلسفه غیبت در بعضی از روایات اشاره شده است که به صورت اختصار بیان می‏کنیم:

1. آزمایش مردم
2. بیم از کشته شدن
3. آمادگی و استعداد مردم
4. خالی نماندن زمین از حجت
5. نداشتن یار و یاور
6. تعهد نداشتن نسبت به حاکمان جور


آزمایش مردم
یکی از سنّت‏های الهی آزمایش مردم است. این سنت در تمام امّت‏های گذشته نیز اجرا شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می‏فرماید: "اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ یُتْرَکُوا اَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنَ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللّهُ الَّذینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبینَ"1؛ "آیا مردم خیال می‏کنند که همین که گفتند ایمان آوردیم رها شده و دیگر امتحان نمی‏شوند. کسانی را که قبل از آن‏ها بودند، آزمایش کردیم تا خداوند راستگویان و دروغ‏گویان را مشخص کند."
با توجه به آیه فوق، خداوند متعال در هر زمان و دوره‏ای، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار می‏دهد تا مؤمنین واقعی از متظاهرین به دین و ایمان مشخص شوند. امتحان الهی در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و کمال عقلی مردم آن زمان است. در دوران غیبت کبری، با غایب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پایداری نسبت به دین امتحان می‏شوند تا منتظرین واقعی از غیر واقعی تمیز داده شده و هر کدام پاداشی در خور موفقیت در این امتحان به دست آورند.
سدیر می‏گوید: در خدمت مولایمان امام صادق(ع) بودیم، امام(ع) روی زمین نشسته و عبائی بی‏یقه و با آستین کوتاه پوشیده بود، در آن حال مانند پدر فرزند مرده گریه می‏کرد، آثار حزن از رخسار مبارکش نمایان بود و می‏فرمود: آقای من! غیبت هزاران سرّ نهان در نظام دین و برنامه‏های مترقی آن وجود دارد که درک هر یک، دلی دریا و چشمی بینا می‏خواهد تا آنجا که همه پیامبران هم نمی‏توانند به تمام اسرار آگاه باشند، تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب کرده است.
آقای من! غیبت تو برای همیشه مرا اندوهگین کرده مثل کسی که تمام بستگانش را یکی پس از دیگری از دست می‏دهد و تنها می‏ماند.
سدیر می‏گوید: از ناله‏های جانگداز حضرت، پریشان شده و عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! خداوند دیدگان شما را گریان نکند، برای چه این قدر ناراحت و محزون هستی؟
امام صادق(ع) آه سوزناکی کشید و [بدین مضمون] فرمود: "قائم ما غیبت طولانی کرده و عمرش طولانی می‏شود. در آن زمان اهل ایمان امتحان می‏شوند و به واسطه طول غیبتش شک و تردید در دل آن‏ها پدید می‏آید و بیشتر، از دین خود برمی‏گردند."

بیم از کشته شدن
زراره گوید: امام صادق(ع) فرمود: "برای حضرت قائم قبل از ظهورش غیبتی است." پرسیدم: چرا؟ فرمود: "یَخافُ عَلی نَفْسِهِ الذِّبْحَةَ؛ بر جانش از کشته شدن می‏ترسد."1.
حضرت همواره در معرض کشته شدن بوده و هست؛ زیرا حکّام ستمگری که در طول دوران اسلامی حکم رانده‏اند (عباسیان، عثمانیان و غیر آنان از کسانی که به ویژه در خاورمیانه حکومت نموده‏اند) بیشترین تلاش و کوشش خود را صرف پایان بخشیدن به زندگانی حضرت مهدی(ع) می‏نمودند؛ خصوصا پس از آن که می‏دانستند که حضرت مهدی(ع) همان کسی است که تخت‏های حکمرانان ظلم و جور را متزلزل نموده، درهم خواهد شکست و همان کسی است که هستی ظالمان را نابود و از استیلاء آنان بر بندگان خدا و کشورها جلوگیری خواهد کرد.
هیچ یک از امامان معصوم به مرگ طبیعی از دنیا نرفتند، بلکه طاغوت‏های این امّت آنان را شهید کردند، با این که می‏دانستند بشارت‏ها و اخباری که راجع به حضرت مهدی(ع) وارد شده، درباره آنان (یازده امام(ع)) وارد نشده است. مثلاً درباره هیچ یک از ائمه(ع) حتی یک حدیث به این مضمون وارد نشده که دنیا را از عدل و داد پر خواهد ساخت و بر تمام جهان حکم خواهد راند، و تمام وسایل پیروزی و ظفر برای وی فراهم خواهد آمد، جز درباره وجود مقدس حضرت مهدی (ع). با چنین خبرهایی، حکومت‏های جور و ستم در قبال شخصیتی بزرگ که می‏خواهد حاکمیت ظلم و ستم را از بین برده و حاکمیت عدل و داد را در سراسر جهان بگستراند، دست روی دست نگذاشته و سکوت نمی‏کردند و همواره مترصد کشتن چنین انسانی بودند.

آمادگی و استعداد مردم
قانون عرضه و تقاضا در جوامع بشری همواره و در همه جا جاری است و عرضه مطابق تقاضا می‏باشد. در غیر این صورت نظام زندگی به هم خورده و تعادل خود را از دست می‏دهد. این قانون تنها جنبه اقتصادی ندارد بلکه در مسائل اجتماعی نیز جاری است.
بدون تقاضا، عرضه بی‏فایده است. نیاز به رهبر و پیشوا برای جامعه نیز از این قاعده و قانون مستثنی نبوده و در قالب استعداد و آمادگی مردم تحقق پیدا می‏کند.
در دوران غیبت، مردم جهان به تدریج برای ظهور آن مصلح حقیقی و سامان‏دهنده وضع بشر، آمادگی علمی، آقای من! غیبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب کرده است عملی و اخلاقی پیدا می‏کنند. روش آن حضرت مانند روش انبیاء و اولیاء درگذشته نیست تا مبتنی بر اسباب و علل عادی و ظاهری باشد، بلکه روش او در رهبری بر جهان بر مبنای حقایق و حکم به واقعیات، و ترک تقیه و... است، که انجام این امور نیاز به تکامل علوم و معارف و ترقی و رشد فکری و اخلاقی بشر دارد، به طوریکه قابلیت برای حکومت واحد جهانی در راستای تحقق احکام الهی فراهم باشد و جامعه بشری به این مطلب برسد که هیئت‏های حاکمه با روش‏های گوناگون نمی‏توانند از عهده اداره امور برآیند، و مکتب‏های سیاسی و اقتصادی مختلف دردی را درمان نمی‏کنند، اجتماعات و کنفرانس‏ها و سازمان‏های بین‏المللی و طرح‏ها و کوشش‏های آن‏ها به عنوان حفظ حقوق بشر نمی‏توانند نقشی را ایفاء کنند و از تمام این طرح‏ها که امروز و فردا مطرح می‏شود مأیوس شود.
وقتی اوضاع و احوال این گونه شد و مردم از تمدن منهای دین، معنویت و انسانیت، کنونی به ستوه آمدند و تاریکی و ظلمت جهان را فرا گرفت، ظهور یک مرد الهی در پرتو عنایت حق، مورد استقبال مردم جهان قرار می‏گیرد. در این شرایط پذیرش جامعه از ندای روحانیِ یک منادی آسمانی بی‏نظیر خواهد بود، زیرا در شدّت ظلمت و تاریکی، درخشندگی نور نمایان‏تر می‏گردد.

خالی نماندن زمین از حجت
حضرت علی (ع) فرمود: "لا تَخْلُوا الاَْرْضُ مِنْ قائِمٍ بِحُجَّةِ اللّه‏ِ؛ هیچگاه زمین از کسی که قائم به امر الهی باشد خالی نخواهد ماند."
از سنّت‏های دائمی الهی این است که از آغاز آفرینش، بشر را تحت سرپرستی یک راهنما و رهبر قرا رداده است و برای هر قوم و ملتی رسولی فرستاده تا آن رسول، مردم را از عذاب الهی بترساند و وصی و خلیفه و جانشین و امام پس از او نیز همان سیره و روش پیامبر را عمل کرده و مردم را به اهداف الهی نزدیک کرده است.
امام صادق (ع) می‏فرماید: "اگر در دنیا دو نفر وجود داشته باشند، یکی از آن‏ها امام و حجت خدا است."1.
باز می‏فرماید: "آخرین کسی که از این دنیا خواهد رفت امام است و او حجت خدا بر خلق است و باید او آخرین نفر باشد که از دنیا می‏رود، برای اینکه کسی بدون حجت و رهبر نماند تا با خدای احتجاج کرده، شکایت نماید که تکلیف خود را در دنیا نمی‏دانسته است."2.
حضرت علی (ع) فرمود: "بدانید زمین از حجت خدا خالی نمی‏ماند، ولی خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان آن‏ها را از دیدار او کور خواهد ساخت."3.
با توجه به روایاتِ فوق و بررسی دوران زندگیِ امامان معصوم(ع) که هیچ کدام با مرگ طبیعی از دنیا نرفتند، اگر آخرین حجت الهی نیز غایب نمی‏شد و درمیان مردم حضور عادی می‏داشت، یقینا به سرنوشتِ امامان دیگر دچار می‏شد، و مردم برای همیشه از فیض‏الهی محروم می‏شدند. خداوند متعال با حکمت بالغه‏اش آخرین حجت خود را به وسیله غیبت حفظ و صیانت نموده تا زمین از حجت حق خالی نماند.

نداشتن یار و یاور
یکی از علت‏های غیبت امام زمان(ع) نبودِ انصار و اصحاب جهت یاری رساندن به آن حضرت است. از روایات مختلف این نکته برداشت می‏شود که نصاب یاران حضرت مهدی(ع) 313 نفر می‏باشد که با تولد و رشد آن‏ها، یکی از موانع ظهور مرتفع می‏گردد. انصار و یاران حضرت را می‏توان به دو گروه تقسیم کرد:
1 ـ یاران خاص: که 313 نفر می‏باشند و صفات و شاخصه‏هایی که در روایات ذکر شده، مربوط به آن‏ها می‏باشد و در زمان ظهور و حکومت جهانی حضرت، تصدیِ مناسب مهم حکومتی را به عهده دارند.
از حضرت علی(ع) روایت شده است که فرمودند: "یاران خاص قائم جوانند، بین آنان پیری نیست مگر به میزان سُرمه در چشم و یا مانند نمک در غذا که کمترین مادّه غذا نمک است."1.
از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: "مردانی‏اند که گویی قلب‏هایشان مانند پاره‏های آهن است. هیچ چیز نتواند دل‏های آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شک و تردید سازد. سخت‏تر از سنگ هستند و...."2.
2 ـ یاران عام: نصاب معینی ندارند. در روایات تعداد آن‏ها مختلف و در بعضی از آن‏ها تا 10 هزار نفر در مرحله اوّل ذکر شده است که در مکه با حضرت پیمان می‏بندند.
امام زمان(عج) با این تعداد از یاران خاص و عام، قیام جهانی خود را شروع می‏کند.

تعهد نداشتن نسبت به حاکمان جور
امام صادق(ع) فرمود: "یَقُومُ الْقائِمُ وَ لَیْسَ لاَِحَدٍ فی عُنُقِهِ عَهْدٌ وَ لا عَقْدٌ وَ لا بِیْعَةٌ؛1 قائم ما درحالی ظهور می‏کند که در گردن او برای احدی عهد و پیمان و بیعتی نیست."
برنامه مهدی موعود، با سایر ائمه اطهار(ع) تفاوت دارد. ائمه(ع) مأمور بودند که در ترویج و انذار و امر به معروف و نهی از منکر تا سر حد امکان کوشش نمایند، ولی سیره و رفتار حضرت مهدی(ع) متفاوت با آنان بوده و در مقابل باطل و ستم سکوت نکرده، با جنگ و جهاد، جور و ستم و بی‏دینی را ریشه‏کن می‏نماید.
اصلاً این گونه رفتار از علائم و خصائص مهدی موعود شمرده می‏شود. به بعضی از امامان که گفته می‏شد: چرا در مقابل ستمکاران قیام نمی‏کنی؟ جواب می‏داد: این کار برعهده مهدی ماست. به بعضی از امامان اظهار می‏شد: آیا تو مهدی هستی؟ جواب می‏داد: مهدی با شمشیر جنگ می‏کند و در مقابل ستم ایستادگی می‏نماید ولی من چنین نیستم. به بعضی عرض می‏شد: آیا تو قائم هستی؟ پاسخ می‏داد: من قائم به حق هستم، لیکن قائم معهودی که زمین را از دشمنان خدا پاک می‏کند نیستم. از اوضاع آشفته جهان و دیکتاتوری ظالمین و محرومیت مومنین شکایت می‏شد، می‏فرمودند: قیام مهدی مسلم است، در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمکاران انتقام گرفته خواهد شد. مومنین و شیعیان هم به این نویدها دلخوش بودند و هرگونه رنج و محرومیتی را بر خود هموار می‏کردند.
اکنون با این همه انتظاراتی که مؤمنین بلکه بشریت از مهدی موعود دارند، آیا امکان داشت که آن جناب با ستمکاران عصر بیعت و پیمان ببندد که در صورت امضاء پیمان و بیعت ناچار باشد به عهد و پیمان خویش وفادار بماند و در نتیجه هیچ وقت اقدام به جنگ و جهاد نکند؛ زیرا اسلام عهد و پیمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است.
از این رو در احادیث تصریح شده که یکی از اسرار غیبت و مخفی شدن ولادت حضرت صاحب الامر(ع) این است که ناچار نشود با ستمکاران بیعت کند تا هر وقت خواست، قیام کند و بیعت کسی در گردنش نباشد.
امام حسن مجتبی(ع) فرمود: "اِنَّ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ یَخْفی وِلادَتَهُ وَ یُغَیِّبُ شَخْصَهُ لِئَلاّ یَکُونَ لاَِحَدٍ فی عُنُقِهِ بِیْعَةٌ اِذا خَرَجَ؛ خداوند عز و جل ولادت او را مخفی می‏کند و شخص او را از دیده‏ها پنهان می‏سازد تا هنگامی که ظهور می‏کند کسی را در گردن او بیعت نباشد."2.

 

پی نوشت ها:

1.مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 91.

1.عنکبوت/ 2.

1.شیخ صدوق، کمال الدین و اتمام النعمه، ج 2، باب 44، ج 11، ص 482.

1.علامه حائری، الزام الناصب، ص 4؛ ر.ک. زندگانی حضرت صاحب‏الزمان، ص 164.

2.علامه حائری، الزام الناصب، ص 4؛ ر.ک. زندگانی حضرت صاحب‏الزمان، ص 164.

3.کافی، ج 2، ص 164؛ ر.ک مکیال المکارم، ص 160.

1.علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 333، حدیث 10؛ غیبت نعمانی، باب بیستم.

1.علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 308.

1.اصول کافی، ج 1، ص 342.

1.کامل سلیمان، یوم الخلاص، ص 101. 
 





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤

انتظار ظهور امام زمان(عج) به معنای انتظار برای پر شدن جهان از عدل و داد و عدالت برای همه انسان‏ها، انتظار رفع ظلم از صحنه زندگی بشر و انتظار فرارسیدن دنیایی برتر از لحاظ معنوی و مادی است.

 

رهبر معظم انقلاب وجود حالت انتظار را در دل آحاد مردم یکی از الطاف خداوند بر مردم ایران در دوران انقلاب می‏دانند و می‏فرمایند: این بزرگوار در فضای ذهنی و معنوی جامعه ما حضور دارد و جوانان مؤمن و با اخلاص نیز با آن حضرت قلباً در ارتباط هستند. این ارتباط به معنای حقیقی کلمه دو جانبه است و در حالات برجسته شور، محبت، احساس و عواطفی که ملت ایران نسبت به این بزرگوار دارند، این ارتباط طرفینی است.

ایشان انتظار ظهور امام زمان(عج) را موجب زنده شدن روح انتظار فرج در جوامع بشری دانسته و می‏فرمایند:

انتظار به معنای اشتیاق انسان برای دست رسی به وضعی برتر و بالاتر است و این حالتی است که بشر همیشه باید در خود حفظ کند و پیوسته در حال انتظار فرج الهی باشد.

 

مقام معظم رهبری به تلاش مستمر قدرت‏های شیطانی برای از بین بردن فروغ امید در دل انسان‏ها اشاره کرده و می‏فرمایند:

مبنای کار قدرت‏های طاغوتی بر این است که فروغ امید را در دل‏ها بمیرانند و همه امیدها را به یک نقطه مادی، یعنی پول و زخارف کم ارزش دنیا متمرکز کنند که سر رشته آن نیز در دست خودِ آن هاست. همه چیز را باحساب‏های کمی و پولی محاسبه می‏کنند و معنویات را از حساب خارج‏می‏کنند و به ویژه می‏کوشند که آن آینده موعود را از چشم ملت‏ها دورنگه‏دارند، اما ملت‏ها باید امیدوار باشند تا این اراده تکوینی الهی تحقق پیدا کند. [1] .

 

انقلاب اسلامی بذر امید را در دل همه مستضعفان نشاند. انقلاب اسلامی ایران، ظهور سراسر نور مولا (ع) را نزدیک ساخته است.

اینک بر همگان است که این تلاش خدایی را با همه شداید و سختی‏ها تا آخرین سر منزل مقصود - که آماده کردن همه زمینه‏ها برای فرجش می‏باشد - ادامه دهند. در این رهگذر، از توطئه‏های موذیانه دشمن نباید غافل بود.

رهبر معظم انقلاب در رابطه با هوشیاری امت مسلمان می‏فرماید:

دشمنان سراغ مجموعه احکام و مقررات اسلام رفتند. هر عقیده و هر توصیه‏ای از شرع مقدس که در زندگی و سرنوشت آینده فرد و جماعت و امت اسلامی تأثیر مثبت و بارزی داشته است، به نحوی با آن کلنجار رفتند تا اگر بتوانند آن را از بین ببرند، اگر نتوانند، روی محتوایش کار کنند!... گاهی ده‏ها سال زحمت می‏کشند، برای این که بتوانند نقطه درخشانی را کور یا کمرنگ کنند یا نقطه تاریکی را به وجود بیاورند! سال‏های متمادی می‏نشینند و پول خرج می‏کنند! یکی زحمت می‏کشد و تلاش می‏کنند، ولی توفیق پیدا نمی‏کند، بعد از او کسان دیگری می‏آیند.

روی عقاید دنیای اسلام، از این‏گونه کارها خیلی شده است. روی عقیده توحید، عقیده امامت، روی اخلاقیات اسلامی، معنای صبر، معنای توکل، معنای قناعت، کار کرده‏اند! همه اینها نقاط برجسته‏ای هستند که اگر ما مسلمان‏ها درست به حقیقت آنها توجه بکنیم تبدیل به موتور حرکت دهنده جامعه اسلامی می‏شود.

 

... بنده سندی را دیدم که بزرگان استعمار و فرماندهان استعماری توصیه می‏کنند که ما باید کاری بکنیم که این عقیده به مهدویت به تدریج از بین مردم زایل بشود! ببینید عقیده به مهدویت چقدر مهم است! چقدر خطا می‏کنند کسانی که به اسم روشن فکری و به اسم تجدّدطلبی می‏آیند و عقاید اسلامی را بدون مطالعه، بدون اطلاع، بدون این که بدانند دارند چکار می‏کنند، موردتردید و تشکیک قرار می‏دهند! اینها همان کاری را که دشمن می‏خواهد انجام می‏دهند. [2] .

 

رهبر معظم انقلاب در بخشی دیگر از سخنانشان از توطئه دشمنان برای از بین بردن امید و نشاط در جامعه اسلامی پرده برداشته و می‏فرماید:

استعمار روح نا امیدی را می‏خواهد امروز ، استکبار جهانی مایل است که ملت‏های مسلمان و از جمله ملت عزیز ایران، دچار این حالت بشوند -روح‏ناامیدی- ای آقا! دیگر نمی‏شود کاری کرد، دیگر فایده‏ای ندارد! می‏خواهند این را به زور به مردم تزریق کنند. ما که در جریان خبرهای تبلیغاتی و زهرآگین دشمنان قرار داریم، به عیان می‏بینیم که اغلب این خبرهایی که تنظیم می‏کنند، برای مأیوس کردن مردم است. مردم را از اقتصاد و از فرهنگ مأیوس می‏کنند، متدینین را از گسترش دین مأیوس می‏کنند. [3] .

 

رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان کسانی را که آب به آسیاب دشمن ریخته و در مسیر آنها گام بر می‏دارند، از این عمل برحذر داشته، می‏فرمایند:

... امروز هر نفسی، هر حنجره‏ای که برای نا امید کردن مردم بدمد، بدانید که این حنجره در اختیار دشمن است. چه خودش بداند، چه خودش نداند! هر قلمی که کلمه‏ای را در جهت نا امید و مأیوس کردن مردم روی کاغذ بیاورد، این قلم متعلق به دشمن است، چه صاحب این قلم بداند، چه نداند! دشمن از او استفاده می‏کند. [4] .

با این حال، رهبر انقلاب ملت مسلمان و انقلابی ایران را ملتی بیدار، زنده و متوجه می‏داند که قدر عزّت و قدرتش را می‏داند و در برابر توطئه‏های دشمنان و مزدورانشان ارزش و اصالت خود را از دست نمی‏دهد.

 

پی نوشت ها:

1.خلاصه سخنرانی رهبر انقلاب آیت اللّه خامنه‏ای، نیمه شعبان سال 1375.

2.سخنرانی رهبر انقلاب، نیمه شعبان 1418 ق. (1376 ش).

3.همان.

4.همان.





کلمات کلیدی :انقلاب اسلامی و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :استکبار جهانی و کلمات کلیدی :مهدویت در کلام مقام معظم رهبری




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢

فرقه ضاله بهائیت  
نویسنده: زهرا حسینی


 

1- چگونگی پیدایش
 

بهائیت فرقه‌ای است که میرزا حسین علی نوری موسس آن بوده است. او فرزند میرزا عباس نوری است و در سال 1233 هـ..ق در تهران متولد شد. وی بعد از تحصیلات مقدماتی همچون پدرش که در دستگاه «امام وردی میرزا» از قاجاریه سمت منشی‌گری داشت، به خدمت دیوان درآمد و چون شوهر خواهرش هم منشی کنسول روس بود، با ساز و کارهای ایجاد ارتباط با سفارت‌خانه‌ها هم آشنایی پیدا کرد. (1)
با ظهور و غوغای «علی محمد باب»، او و برادر ناتنی‌اش، یحیی صبح ازل، و تنی چند از خاندانش به باب پیوستند و آن گاه که باب به دستور میرزا تقی‌خان امیرکبیر –رحمه الله- در تبریز اعدام شد، یحیی صبح ازل که 13 سال از برادرش کوچک‌تر بود به جانشینی باب برگزیده شد. البته میرزا حسین علی هم طبق مصالحی تسلیم وی شد، اما پس از مدتی از اطاعتش سرپیچی نمود.(2) وی نخست ادعای مهدویت کرد و مدعی شد که او همان کسی است که باب وعده ظهورش را داده است.(3) حسین علی با گذشت زمان بر ادعاهایش می‌افزود، از ادعای «رجعت حسینی» و «رجعت مسیحی» گرفته تا ادعای «رسالت و شارعیت» و در نهایت، ادعای «حلول خدا در او» با تجسد و تجسم خداوند، و دعوای «انا الهیکل الاعلی»، که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره خواهد شد.
بعد از گذشت چند سالی بین دو برادر رقابت بر سر رهبری بر "بابی‌ها" به اوج خود رسید و از این روی دولت عثمانی آن‌ها را به دادگاه کشانید. دادگاه دستور داد که هر یک از برادران با گروه پیرو خود به نقطه‌ای که دور از هم باشد، فرستاده شوند و «یحیی صبح ازل» به همراه یارانش به قبرس و حسین علی و پیروانش در عکا که در فلسطین اشغالی است، اسکان داده شدند.
میرزا حسین علی در عکا به زندگی خود ادامه داد و در سال 1310 هـ.ق در اثر مریضی از دنیا رفت و در همان جا به خاک سپرده شد، بعدها پسرش «عباس افندی» که «عبدالبهاء» لقب گرفت، برای ترویج بهائیت کوشش‌های فراوانی نمود و در سال 1911 م، به اروپا مسافرت نمود و توانست روابط ویژه‌ای با انگلستان و آمریکا برقرار نماید.
بعد از سقوط عثمانی در جنگ جهانی اول، عبدالبهاء که در حیفا زندگی می‌کرد، مورد حمایت انگلستان قرار گرفت و به خاطر خدمات شایانش، بالاترین نشان خدمت‌گذاری به انگلستان را بعد از جنگ دریافت کرد.(4) او خود در نوشته‌هایش سایه امپراطور اعظم انگلستان جورج پنجم را بر سر اقلیم عربی فلسطین مستدام می‌طلبد.(5)
در سال 1921 م، شوقی افندی، نوه دختری عبدالبهاء پس از مرگ وی، زعامت و رهبری بهائیان را بر عهده گرفت. او بعد از تشکیل دولت اسراییل با رییس آن، دیدار کرد و مراتب دوستی بهائیان را نسبت به کشور اسرائیل و آمال و ادعیه آنان را برای ترقی و سعادت اسراییل اظهار داشت.(6) همچنین در پیام نوروزی خود به بهائیان در سال 1329 هـ.ق تحقق دولت اسرائیل را مصداق وعده الهی دانست.
بعد از مرگ شوقی افندی در سال 1957 م، در ظاهر یک گروه 9 نفری، موسوم به بیت العدل، که مرکز آن در حیفای فلسطین اشغالی است، مسوولیت اداره بهاییان را بر عهده گرفته است.(7)

2- خاستگاه اعتقادی
 

چنان که روشن شد بهائیت زاییده بابیت بود؛ اما این که بابیت از چه فرقه‌ای نشات گرفته است، باید گفت بابیت زاییده کشفیه و کشفیه زاییده شیخیه بوده است. موسس شیخیه شیخ «احمد احسائی» بوده و به جهت اعتقاداتش در غلو درباره ائمه اطهار (ع)، مورد تکفیر علما قرار گرفت.(8) او به سال 1241 هـ.ق در سن حدود هشتاد سالگی از دنیا رفت و بعد از او سید کاظم رشتی به ترویج افکارش پرداخت، و فرقه‌ی "کشفیه" را تاسیس نمود. سید کاظم رشتی در سال 1212 هـ.ق متولد شد و در سال 1259 هـ.ق از دنیا رفت و به مدت 20 سال در میان پیروان خود، به عنوان رکن رابع محسوب می‌شد و معتقد بود که حضرت مهدی (عج) وی را به عنوان مبلغ در میان مردم می‌فرستد که مردم را آماده کند و بر اساس همین اعتقاد بود که یکی از شاگردان بارزش به نام «علی محمد باب» مدعی شد، من «باب امام زمان» هستم. البته بعدها به این مقدار هم اکتفا نکرد و ادعا نمود که او همان «مهدی موعود» است. (9)
او بهشت، دوزخ، صراط، میزان و ساعت در قرآن را تاویل می‌نماید و در تبیین اصل رجعت، مقام امامت و ظهور و تجسد خداوند در اولیای خود سخنانی دارد که ترکیبی از تعبیرات غلاة و قرامطه و شیخیه است.(10) او بعضی از مناسک، مانند نماز، روزه و قبله را تغییر داد. از احکام اوست که:
• اگر کسی از بابی‌ها زنش حامله نشد، حلال است که برای حامله شدن زن خود، از یکی از برادران بابی کمک و یاری بگیرد و نه از غیر بابی.(11)
• استمناء مباح می‌باشد.(12)
• ...

3- تفاوت عقاید بهائیت با عقاید ادیان آسمانی
 

پیش از بیان تفاوت عقاید بهائیت با ادیان توحیدی لازم است، در مورد اصول مشترک و مورد اتفاق ادیان توحیدی و آسمانی مطالبی بیان گردد، تا ویژگی‌های ادیان الهی با ادیان ساختگی مانند بهائیت بهتر روشن شود.
ادیان توحیدی که همان ادیان آسمانی و حقیقی هستند، دارای سه اصل کلی و مشترک می‌باشند: اعتقاد به خدای یگانه، اعتقاد به زندگی ابدی برای هر فرد انسان در عالم آخرت و دریافت پاداش و کیفر اعمالی که در این جهان انجام داده است و نیز اعتقاد به بعثت پیامبران از طرف خدای متعال برای هدایت بشر بسوی کمال نهایی و سعادت دنیا و آخرت.
بنابراین توحید و نبوت و معاد، اساس و رکن ادیان آسمانی را تشکیل داده و از ویژگی‌های آن‌ها به حساب می‌آید. البته ممکن است بر اثر اعمال سلیقه‌ها و اغراض فردی و گروهی، تحریفاتی در برخی ادیان توحیدی به وجود آمده باشد. مانند اعتقاد به تثلیث مسیحی که با توحید در تضاد است، هر چند مسیحیان در صدد توجیه آن برآمده‌اند.(13)
از آنجایی که فرقه بهائیت هیچ نوع نشان و علامت آسمانی و الهی ندارد، بلکه بر اثر خواست‌های نفسانی و شیطانی عده‌ای شکل گرفته،(14) عقاید و باورهای آن‌ها نیز با اصول ادیان الهی در تضاد و تناقض می‌باشد که در ادامه به آن اشاره می‌شود:
3-1- توحید
توحید که از اصول بنیادی و اساسی اسلام و ادیان توحیدی می‌باشد، نه تنها در آیین بهائیت مورد اشاره و تاکید قرار نگرفته بلکه رهبر و بنیانگذار این فرقه میرزا حسینعلی ادعای الوهیت نموده و به شرک گرفتار آمده است. او به صراحت در کتاب مبین، صفحه 293 می‌گوید: «ای خدای که برای خود آفریده‌ای، مسلمانان نگذاشتند که این خدا نظری به دوستان خود که بهائیان باشند، بیاندازد.» و در کتاب اقدس، صفحه 77 می‌گوید: «گوش فرا دهید ای جماعت بهائیان که خدای شما از زندان بزرگ پیام می‌دهد که نیست خدائی جز من توانا و متکبر و خودپسند» و همچنین در کتاب مبین، صفحه 289 خطاب به ارامنه می‌گوید: «ای جماعت عیسویان! آن خدائی را که شما او را خدای پدر می‌خوانید آمده است، با مجد اعظم در بین امم، پس متوجه او باشید.» نیز می‌گوید: «گوش دار که از مصدر بالا بر زمین محنت و ابتلا این وحی نازل شد که نیست خدایی مگر من تنها که در زندان به دست بندگان ظالم خود گرفتارم.»(15)
بنابراین بهائیت با اصلی‌ترین اصول ادیان الهی که توحید می‌باشد، مخالف است و بندگان خدا را برخلاف دعوت تمام انبیاء الهی به اطاعت و خشوع از خودشان یعنی میرزا علی محمد باب و حسینعلی بهاء دعوت می‌کند. حسینعلی بهاء می‌گوید: «به تحقیق ظاهر شده است محبوب عالمین و مقصود عارفین و معبود اهل آسمان‌ها و زمین و محل سجده و سجود اولین و آخرین.»(16)
3-2- معاد
معاد که یکی از اصول مسلم ادیان توحیدی بوده و بر آن تاکید شده است، از نگاه میرزا علی محمد باب موهوم و دروغ پنداشته شده(17) و از دیدگاه حسینعلی بهاء واقع شده است و در کتاب لوح اقدس می‌گوید: «به تحقیق قیامت برپا شد و اسرافیل هم در صور دمید و منادی هم ندا داد. و زمین هم به ظهور من متزلزل شد و کوه‌ها هم به ظهور من مانند پنبه زده شد و آسمان‌ها به هم پیچیده شد و بهشت هم در طرف راست قرار داده شد و آتش هم به اشتغال درآمد و باز هم انکار می‌کنید.» بعد می‌گوید: «ای جماعت بهائیان گوارا باد شما را این بهشت که بقاء جمال من است.» و همچنین در جای دیگر می‌گوید: «بگو به مردم که قیامت برپا شد و گذشت قیامت تمام شد قیامت و صاحب قیامت که من باشم آمد و زلزله زمین تمام شد و اگر کسی بگوید که بهشت کو و کجاست آتش دوزخ، پس ای جماعت بهائیان جواب مردم را بگویید که قیامت عبارت از ظهور میرزا حسینعلی است و بهشت دیدن روی میرزا حسینعلی است، آتش دوزخ همان جان توست. در صورتی که ایمان به حسینعلی نیاورده باشی.»(18)
از آنچه گذشت به خوبی استفاده می‌شود که مفهوم قیامت از دیدگاه آن‌ها با مفهوم قیامت از دیدگاه ادیان آسمانی کاملا متفاوت است، قیامت از نظر آن‌ها در همین دنیا واقع شده و اتفاق افتاده است! و قیامت بعد از مرگ را قبول ندارند.
آنچه در یک جمع‌بندی می‌توان گفت این است که حسینعلی بهاء در مجموع گفتارش توحید، معاد و نبوت را کاملا انکار نموده است.
ناگفته پیدا است که چنین مذهبی علاوه بر به دوش کشیدن ننگ وابستگی به استعمار و بیگانگان، هیچ اشتراکی با مسلمانان ندارد و علت مخالفت مسلمانان با آنان همین انحرافات فکری و اعتقادی است. بنابراین آئین بهائیت هیچ نوع مشابهتی با ادیان توحیدی ندارد و ساخته و پرداخته دشمنان اسلام خصوصا روسیه می‌باشد که به قصد ضربه زدن به اسلام به وجود آمده است.
منابع زیر جهت مطالعه بیشتر معرفی می‌شوند:
1- بهائیت در ایران،‌ دکتر سید سعید زاهد زاهدی
2- انشعاب در بهائیت، اسماعیل رائین
3- محاکمه باب و بهاء، آیت‌الله علامه سیدحسن مصطفوی تبریزی –رحمه الله-
4- خاطرات سیاسی جاسوس روسی کینیاز دالگورکی در ایران، کینیاز دالگورکی

4- نجاست بهائیت
 

شایان ذکر است که قریب به اتفاق فقها، تعداد نجاسات را یازده(19) و برخی دوازده مورد(20) اعلام کرده‌اند. از جمله آن‌ها که همه بالاتفاق ذکر کرده‌اند نجاست کافر(21) است. کافر یعنی کسیکه منکر خدا باشد و یا برای خداوند متعال شریک قائل باشد و یا این که پیغمبری حضرت محمد بن (ص) را قبول نداشته باشد و نیز به کسی کافر می‌گویند که ضروری دین یعنی چیزی مثل نماز و روزه را که همه مسلمانان جزو دین اسلام می‌دانند، منکر شود.(22) فقها در این زمینه به آیه شریفه «اِنَّمَا الْمُشْرِکونَ نَجِسٌ»(23) و روایات متعدد از جمله این روایت که از امام صادق (ع) نقل شده است «مَنْ نَصَبَ دینًا غَیْرَ دینِ الْمُؤْمِنین فَهُوَ مُشْرِکٌ»(24) استناد می‌کنند. و از فروعاتی که برای این مساله ذکر کرده‌اند این است که تمام بدن کافر حتی مو و ناخن و رطوبت‌های او نجس است.(25) با توجه به آن چه در مورد بهائیت ذکر شد، آن‌ها تقریبا تمامی مواردی را که حتی اگر یکی از آن‌ها در فردی به ثبوت برسد، کافر شمرده می‌شود، یک‌جا دارند و بنابراین کافر و نجس هستند.

5- رویکرد سیاسی
 

از مطالب گذشته اجمالا با رویکرد سیاسی عباس افندی و شوقی افندی، آشنا شدیم و آن‌چه در این جا لازم است بدان اشاره کنیم، این است که چنین رویکردی اختصاص به این دو شخص نداشته، بلکه ریشه در موضعگیری سیاسی موسس این فرقه دارد. اما برای آشنایی بیشتر با چهره کریه بهائیت جنایات این فرقه را علیه اسلام و کشور ایران با حمایت از رژیم پهلوی بیان می‌کنیم. بر اساس اسناد به جا مانده از دوران رژیم پهلوی، اطلاعات بسیار ارزشمندی از فعالیت‌های خیانت‌آمیز سران این فرقه در دسترس محققان و پژوهشگران قرار گرفته است.(26) ضمن این که خاطرات روشنگرانه عده‌ای از مطلعان، نظیر مرحومان فضل‌الله مهتدی معروف به صبحی، عبدالحسین آیتی (آواره سابق)، حسن نیکو و دیگران، که سال‌ها از نویسندگان و مبلغان زبده بهائیت بوده و سپس تائب شده و به دامان اسلام برگشته‌اند، می‌تواند خلاهای پژوهشی اسناد را جبران نماید.
یکی از خباثت‌های این فرقه حمایت آن‌ها از کشتارهای فجیع مردم توسط رژیم پهلوی است. پنج روز پس از سرکوب قیام خونین پانزده خرداد نیز محفل ملی بهائیان تهران نامه تشویق‌آمیزی به تیمسار سرتیپ پرویز خسروانی، فرمانده ژاندارمری ناحیه مرکز در زمان کشتار پانزده خرداد، نوشت و طی آن، قیام حق‌طلبانه ملت مسلمان به رهبری مراجع معظم تقلید و در رأس آنان امام خمینی را «تجاوز اراذل و اوباش و رجاله» و «سوء عمل جهلای معروف به علم»! نامید و ضمن «تقدیر»! از «زحمات و خدمات و سرعت عمل تیمسار» نوشت: «تاریخ امر بهائی آن جناب را در ردیف همان چهره‌های درخشان و نگهبان مدنیت عالم انسانی ثبت و ضبط خواهد نمود»!(27)
رویکرد دیگر وابستگی به استعمار است. از اسناد و گزارش‌های موجود در مرکز اسناد انقلاب اسلامی چنین روشن می‌شود که جسارت و جرات بهائیان در سطح جامعه و مجامع دانشگاهی افزایش می‌یافت، تا جایی که به وابستگی خود به بیگانگان افتخار می‌کردند و از بیان علنی این امر ابایی نداشتند. در گزارشی از سال 1356 آمده است: «طبق اطلاع، اخیرا شخصی به نام شهرام عیسی‌خانی، دانشجوی سال اول ریاضی دانشکده علوم دانشگاه آذرآبادگان، در کلاس درس، سایر دانشجویان را به قبول مسلک بهائیت تشویق و چنین اظهار می‌دارد که دولت شوروی و انگلیس مخفیانه به بهائیان پول می‌دهند تا کمیته بهائیان را تقویت کنند. ما نیز افراد بهائی، به‌ویژه اشخاصی را که به این مسلک بپیوندند از نظر تأمین مسکن و کمک‌هزینه زندگی حمایت و کمک می‌کنیم.»(28) در زیر یکی از سندهای مربوط به این مساله را بیان می‌کنیم. در این سند با اطلاع رژیم، بهائیان جلسه‌ای تشکیل می‌دهند و در این جلسه ضمن توهین به امام علی (ع) و امام حسین (ع) عنوان می‌شود که بهائیان بی‌حجابی را در کشور ترویج می‌دهند. همچنین اظهار می‌شود که بهائیان با بمب اتم و با همکاری اسرائیل مسلمانان را از بین خواهند برد.
طبقه‌بندی حفاظتی: خیلی محرمانه
گزارش خبر
صفحه یک از یک
صفحه شماره یک از چهار
1ـ به: 321
2ـ از: 7 هـ(29)
3ـ شماره گزارش: 7596/ هـ
4ـ تاریخ گزارش: 18/2/50
منبع: 1699
تاریخ وقوع: 11/2/50
تاریخ رسیدن خبر به منبع: 11/2/50
تاریخ رسیدن خبر به رهبر عملیات محل: 12/2/50
موضوع: بهائیان
جلسه‌ای با شرکت نُه نفر از بهائیان ناحیه 15 شیراز در منزل آقای فرهنگ آزادگان و زیر نظر آقای لقمانی تشکیل شد. بعد از قرائت‌نامه، آقای ولی‌الله لقمانی در مورد ادیان جهان و آمار آن‌ها و شهدای [!] بهائیت سخن گفت. وی اضافه کرد آقایان بهائیان بهتر است بیشتر مطالعه نمایند و از روی حقیقت قضاوت کنند تا بفهمند معنی بهائیت که امروز آزادی بیشتری دارند، یعنی چه؟
در زمان قدیم، احبّاء نمی‌توانستند بگویند ما بهائی هستیم و نمی‌توانستند تبلیغ کنند. اگر هم مبارزه‌ای می‌نمودند، فوراً آن‌ها را می‌کشتند، لیکن اکنون آن تعصب‌ها کنار گذاشته شده است. اکنون از امریکا و لندن صریحا دستور داریم در این مملکت مد لباس و یا ساختمان‌ها و بی‌حجابی را رونق دهیم که مسلمانان نقاب از صورت خود بردارند. به طوری که من مطالبی در منزل آقای معتمد قرائت کردم و تمام دختران و پسران بهائی خوشحال شدند. در ایران و کشورهای مسلمان دیگر هرچه بتوانید با پیروی از مد و تبلیغات، ملت اسلام را رنج دهید تا آن‌ها نگویند [امام] حسین [ع‌] فاتح دنیا بوده و [امام] علی [ع‌] غالب دنیا. اتم در قرن اتم به دست بهائیان درست می‌شود، اسلحه و مهمات به دست نوجوانان ما در اسرائیل ساخته می‌شود. این مسلمانان آخر به دست بهائیان از بین می‌روند و دنیای حضرت بهاء‌الله رونق می‌گیرد.
نظریه یکشنبه(30): اظهارات شنبه(31) مورد تایید است. دریانی.
نظریه چهارشنبه(32): صحت اظهارات شنبه مورد تایید است.
نظریه 7/ هـ ــ نظریه چهارشنبه مورد تایید است. م
بایگانی شود.(33)

پی نوشت
 

(1) ر.ک: یحیی نوری، خاتمیت پیامبر اسلام، صص 62-63
(2) ر.ک: دانشنامه جهان اسلام، ج 4، ص 734، مقاله محمود صدری
(3) همان، ص 743: از جمله تعلیمات باب که مورد سوء استفاده میرزا حسین علی قرار گرفت، بشارت به ظهور موعودی بود با عنوان «من یظهره الله» یعنی کسی که خدا او را آشکار خواهد نمود.
(4) شوقی افندی، قرن بدیع، ج 3، ص 299
(5) مکاتیب، ج 3، ص 347
(6) مجله اخبار امری، تیرماه 1333
(7) ر.ک: دانشنامه جهان اسلام، ج 4، صص 733-744؛ خاتمیت پیامبر اسلام (ص)، صص 62-69
(8) خاتمیت پیامبر اسلام، ص 41: مرحوم صاحب جواهر، شریف العلمای مازندرانی و ... از جمله علمایی بودند که به تکفیر او رای دادند؛ موسسه شمس‌الشموس، عطش، ص 332: عارف بی‌بدیل آیت‌الله سید علی آقا قاضی نیز وی را تکفیر کرد.
(9) ر.ک: مجله انتظار، شماره اول، سال 1380، مقاله جعفر خوشنویس، صص 240-250؛ علی ربانی گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی، صص 336-342؛ برای آشنایی بیشتر با فرقه شیخیه رجوع کنید به فرزند شیخ احمد، حیات شیخ احمد احسائی؛ زرندی، تاریخ نبیل؛ محمد بن سید صالح قزوینی موسوی، رد شیخیه؛ محمد کاظم خالصی؛ اسرار پیدایش شیخیه و بابیه و بهائیه؛ الف حکیم ‌هاشمی، کشف المراد (بررسی عقاید شیخیه)
(10) خاتمیت پیامبر اسلام، ص 58
(11) بیان، باب خامس عشر از واحد هشتم
(12) بیان، باب عاشر از واحد هشتم
(13) مصباح، محمد تقی، آموزش اصول عقاید، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات، یازدهم، 1373، قم، ج 1 ص 32.
(14) به کتاب «خاطرات سیاسی جاسوس روسی کینیاز دالگورکی در ایران» نوشته خود دالگورکی مراجعه شود. این کتاب توسط انتشارات صبوری چاپ شده است.
(15) خندق آبادی،‌ جامعه جعفریه، کتابفروشی و چاپخانه پامنار، 1335، ص 28.
(16) همان، ص 36.
(17) همان
(18) همان
(19) امام خمینی، تحریر الوسیله، ج 1، نجاسات، ص 114، مساله 1
(20) انتشارات جاویدان و انتشارات فراهانی، رساله توضیح المسائل با متن فتاوی آیت الله بروجردی و حواشی آیات عظام، ص 26، مساله 84
(21) محقق حلی، شرایع الاسلام، ج 1، کتاب الطهاره، ص 53
(22) انتشارات جاویدان و انتشارات فراهانی، رساله توضیح المسائل با متن فتاوی آیت الله بروجردی و حواشی آیات عظام، ص 30، مساله 107
(23) قرآن کریم، سوره توبه، آیه ‌28
(24) شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 1، کتاب الطهاره، ابواب مقدمه عبادت، باب 2، ح 3، ص 30
(25) انتشارات جاویدان و انتشارات فراهانی، رساله توضیح المسائل با متن فتاوی آیت الله بروجردی و حواشی آیات عظام، ص 31، مساله 108
(26) رک: آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده بهائیت
(27) سیدحمید روحانی، نهضت امام‌خمینی، ج 1، ص 1516، سند شماره 266
(28) آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده بهائیت آذربایجان، سند شماره 1030-21-55 به تاریخ 7/3/1356
(29) منظور از «7 هـ» ساواک استان فارس است.
(30) منظور از «یکشنبه» رئیس اداره کل ساواک است
(31) منظور از «شنبه» منبع نفوذی ساواک است.
(32) منظور از «چهارشنبه»، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت منطقه است.
(33) آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده بهائیت تهران
 

منبع: سایت باشگاه اندیشه





کلمات کلیدی :فرقه ضاله بهائیت و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :وظایف منتظران




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢

نام نویسی در جشنواره وبلاگ نویسی ماه منیر آغاز و تا 30شعبان ادامه خواهد داشت.

 

به گزارش «وبلاگ نیوز» جشنواره وبلاگ نویسی ماه منیر به همت سازمان تبلیغات اسلامی شهرستان دزفول برگزار می شود.

این جشنواره که با محوریت امام زمان(عج) برگزار می شود، موضوعات پیشنهادی چون “حضرت مهدی(عج) در قرآن”، “وظایف منتظران در دوران غیبت”، “عوامل وعلل غربت حضرت مهدی(عج)”، “چگونگی پیدایش و اعتقادات فرقه ضاله بهائیت” و موضوعات آزاد مهدویت به زبان انگلیسی، را به علاقمندان پیشنهاد کرده است.

گفتنی است زمان شرکت در مسابقه ۱تا ۳۰شعبان اعلام شده و علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام می توانند به پایگاه اطلاع رسانی جشنواره مراجعه کنند.





کلمات کلیدی :جشنواره وبلاگ نویسی و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :وظایف منتظران