زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠

هالیوود و فیوچریسم‏


هالیوود و فیوچریسم‏

امروز قدرت‏ها از عنصر تصویر در بالاترین حد بهره مى‏برند و ذهنیت مخاطبان نیز این امر را مى‏پذیرد. اکنون مهم‏ترین کار غرب این است که مبانى نظرى بر آمده از ایده‏ها و اهداف خود را به زبان تصویر ترجمه کند. بزرگ‏ترین ویژگى غرب ترجمه معنا به تصویر است؛ چون روان‏شناسى مدرن تأثیر تصویر را بسى فراتر از کلام مى‏داند و هر تصویر را با هزار کلمه برابر مى‏شمارد.
مجموعه فیلم‏هاى ساخته شده در دو دهه اخیر، به ویژه پس از طرح نظم نوین جهانى، اهداف غرب را به خوبى نشان مى‏دهد؛ براى مثال، امریکایى‏ها فیلمى به نام «روز استقلال» ساخته‏اند. در این فیلم، یک گروه فضایى به زمین حمله مى‏کند. امریکایى‏ها به دفاع مى‏پردازند و در نهایت، در روز استقلال این کشور دشمنان را دفع مى‏کنند. این گونه فیلم‏ها، امریکا و نظام حاکم بر غرب را تنها سیستم مدافع جهان در برابر خطرات احتمالى در آینده مى‏نمایانند. در فیلم پیشگویى‏هاى نوستر آداموس نیز امریکا در مقابل مسلمانان مى‏ایستد.
بحث‏هاى آینده نگرى (فیوچریسم) که توسط کسانى چون تافلر، فوکویاما، هانتینگتون، برژینسکى و... مطرح مى‏شود، در سینماى غرب نیز بازتاب یافته است. این بحث در روش تجربى علم که به پیش بینى پدیده‏ها مى‏پردازد، ریشه دارد. در تمدن‏هاى علم گرا، روان‏شناسى و جامعه‏شناسى و سیاست نیز آینده نگر مى‏شوند و در پى سیستم‏هایى مى‏گردند که به آینده نفوذ کند. فیلم امریکایى «روح» یا «شبح» (Goast) که چند اسکار گرفت، به نوعى همین مضمون را دنبال مى‏کند و مى‏خواهد بگوید انسان معاصر، شیداى شکستن دیوار تاریخ است؛ مى‏خواهد به آینده نفوذ کند و چون قدرت علمى دارد، آن را هر گونه مى‏خواهد، بسازد. البتّه آینده نگرى غرب در مسائل سیاسى نیز ریشه دارد؛ براى مثال فیلم «نوستر آداموس» مى‏خواهد بگوید چنین حوادثى محقق خواهد شد؛ امّا ما مى‏توانیم تغییرش دهیم.
یکى دیگر از اسباب آینده نگرى در میان متفکران غربى، مسأله مذهب است. کارکرد افرادى چون جرى فالول و مؤسسه «کلوپ اخلاقى» بر درستى این سخن گواهى مى‏دهد. اکثر تمدن‏ها چنان اعتقاد دارند که در پایان هر هزاره مجموعه‏اى از تحولات رخ مى‏دهد. در سال 2000، حدود 61 فرقه منتظر ظهور عیسى(ع) بودند و یهودى‏ها در دروازه شرقى بیت المقدس دوربین گذاشته بودند تا تصویرنزول اجلال احتمالى حضرت مسیح را ثبت کنند.
مجموع این قضایا، نظریه پردازان و سیاست بازان و تصویر برداران غرب را به یکدیگر پیوند مى‏دهد. تنها تمدنى که منجى و موعودى زنده و عینى دارد، شیعه است. تمدن‏هاى دیگر، منجى‏شان را قاب کرده‏اند و به سینه آسمان زده‏اند؛ یعنى موعودشان موجودى ذهنى است و در زندگى تجلى ندارد، بر خلاف موعودِ منجى شیعه که کاملاً عینى است.
(مجله موعود، شماره 25 و 26، گفت‏وگو با حسن بلخارى.)

نوستر آداموس و مصلح جهان‏

«نوستر اداموس» در 14 دسامبر 1503 (498 سال قبل) در ناحیه سن رمى فرانسه به دنیا آمد. وى از دو پدر بزرگش علوم بسیار آموخت. و افزون بر فلسفه و علوم بلاغت و کلام، در ادبیات، تاریخ، پزشکى، ستاره‏شناسى و علوم گیاهى مهارت داشت.
نوستر در آغاز با نوشتن یک رمان و سپس با درمان بیمارى‏هاى صعب العلاج به شهرت رسید. او در سال 1537 با شیوع طاعون، به درمان مردم پرداخت؛ امّا همسر و فرزندش از این بیمارى جان سالم به در نبردند. «نوستر اداموس» شوریده و پریشان‏حال شش سال بى‏هدف در اروپا گشت و به تدریج از قدرت پیشگویى‏اش با خبر شد.
«نوستر آداموس» چند سال درباره انتشار یافته‏هایش تردید داشت. در سال 1550 نخستین بخش پیشگویى‏هایش را منتشر کرد. دوازده شعر چهار خطى به نام رباعیات که هر رباعى پیشگویى‏اى کلى درباره سال بعد به شمار مى‏آمد.
بازتاب نوشته‏هاى وى متفاوت بود. وى براى افراد عادى خالق پلیدى‏ها است. گروهى از فلاسفه او را مى‏ستایند و جمعى نفرین مى‏کنند. شعرا در معناى نوشته‏هاى او مبهوتند؛ تفسیر این شعرها براى همه آزاد است؛ ولى جز مواردى که در زمان حیات خود نوستر اداموس اتّفاق افتاده و وى آن‏ها را تأیید کرده است، هیچ کس نمى‏تواند تفسیر نهایى را به دست دهد. طرفداران نوستر آداموست درباره ابهام اشعار نوستر معتقدند در هیچ جاى اشعار وى عدد دیده نمى‏شود. او براى ذکر اعداد سال‏هاى پیش بینى‏هاى خود، از صور فلکى استفاده کرده است.
او در سال 1554، کتاب قرون را تدوین کرد. این اثر ده سانتورى و هر سانتورى 100 رباعى دارد. او در این ابیات تمام اتفاقات جهان تا سال 3797 را پیشگویى کرده است؛ براى مثال ظهور ناپلئون، انقلاب‏هاى مهم فرانسه، انگلیس و روسیه و جنگ‏هاى شمال و جنوب امریکا را پیش بینى کرد و از تحقق یک انقلاب بزرگ (انقلاب اسلامى) در پرشیا Persia (ایران) پرده برداشت. با وقوع حوادث اخیر در امریکا و حمله به برج‏هاى دوقلوى نیویورک، نام نوستر اداموس دوباره مطرح گردید.
از جمله پیشگویى‏هاى او، ظهور فردى به نام «محمد» است. نوستر اداموس در شعر خود به مردى اشاره مى‏کند که «یکى از نام‏هاى پیامبرى که واپسین پیامبر است، برخود دارد.» (سانتورى 3، شعر 28) وى در شعر دیگر مى‏گوید: «پروردگار به بشریت نشان خواهد داد که براى جنگ بزرگ دیگر بنیان‏گذار دیگرى به وجود خواهد آمد.» (سانتورى 1، شعر 91) او مى‏افزاید: «به سخن راستین دهان‏ها را خواهد بست، آنگاه که انتظارش را دارند نجات دهنده، به هنگام نیاز اگر چه دیر، فراخواهد رسید.» (سانتورى 5، شعر 96)
البتّه نمى‏توان منکر «پیشگویى» شد؛ چرا که قبل از ظهور حضرت موسى(ع) و دیگر پیامبران، پیشگویان ظهور پیامبران را پیشگویى کرده بودند؛ تا جایى که «فرعون»، به منظور کشته شدن حضرت «موسى»، دستور قتل کودکان را صادر کرد؛ امّا پیشگویى‏ها تفاوت دارد. جز معصومان و برخى از اولیاى خداوند کسى نمى‏تواند به صورت شفاف به آینده و وقایع آن بنگرد. پیشگویان دیگر تنها توان نظاره اتفاقى آن هم در فضایى مِه آلوده و غیر شفاف دارند و از جزئیات بى‏خبرند. بنابراین، این‏که گفتار «نوستر آداموس» را پیشگویى‏هاى غیر شفاف به شمار آورد یا شعر واره‏اى که با هر واقعه دیگر قابل تطبیق است، جاى بحث و تأمل دارد.
با وجود ظرافت در اشعار نوستر اداموس پیرامون منجى آخر الزمان، مع الاسف در دو دهه اخیر کمپانى «گلدن مایر» با ساختن فیلم «پیشگویى‏هاى نوستر آداموس» به تخریب چهره موعود پرداخته است. این فیلم در سال 82 - 83 در حالى ساخته شد که کمپانى یاد شده انقلاب اسلامى ایران را نوعى تهدید براى جهان تلقى مى‏کرد. این کمپانى، با وارونه جلوه دادن تصویر امام زمان(ع)، مهدویت را به تمسخر مى‏گیرد و او را شخصى ضد مسیح مى‏نمایاند. در حالى که عظمت و شکوه عیسى در گرو ظهور مهدى است. مهدى موعودى است که عیسى درباره‏اش مى‏گوید: «چون او (روح راستى) آید شما را به جمیع راستى‏ها هدایت خواهد کرد.» (انجیل یوحنا، باب 16، ش 7)
این موعود هنگام ظهور، عیسى را کنار خویش دارد؛ چنان که در روایات آمده است:
«حضرت عیسى(ع) را مى‏بینند که پشت سر حضرت مهدى(ع) نماز مى‏خواند.»
(المحجه، ص 62؛ ر. ک: خورشید هدایت، علیرضا نعمتى، ج 1، ص 93؛ تهاجم یا تفاوت فرهنگى، حسن بلخارى، ص 164؛ روزنامه جمهورى اسلامى 27 شهریور 1380)

پرسمان





کلمات کلیدی :فرقه های انحرافی و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :مدعیان ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٩

بیشتر یاران قائم، جوان اند2؛ آنگونه که امیر سخن، على علیه السلام بدان بشارت داده است: «ان اصحاب القائم شباب لا کهول فیهم الا کالکحل فى العین أو کالملح فى الزاد، و اقل الزاد الملح».3 «یاران قائم جوان هستند.

در میان آنها پیرمرد یافت نمى‏شود به جز مانند سرمه در چشم و نمک در طعام، که کمتر از هر ماده در طعام نمک آنست.» موعود نیز هم خود «جوان» است، و هر چند که صدها سال از حیات او گذشته، لیک به اعجاز الهى، سیمایش به مانند جوانى خوش چهره مى‏ماند. امام حسن علیه السلام در بیان این نکته مى‏فرماید: «خداوند مهدى را به قدرت خویش در سیماى جوانى کمتر از چهل سال آشکار و ظاهر مى‏کند».4

به تماشاى طلوع تو، جهان چشم به راه به امید قدمت، کون و مکان چشم به راه به تماشاى تو اى نور دل هستى، هست آسمان، کاهکشان، کاهکشان چشم به راه5 313 فدایى یاران مهدى علیه السلام 313 نفر هستند. به تعداد یاران پیامبر اکرم در جنگ بدر. و به تعداد یاران طالوت در نبرد با جالوت.6 این رقم در بسیارى از روایات معتبر شیعه7 و سنّى8 به ما رسیده است؛از جمله فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم : «عدد یاران مهدى 313 نفر ـ به تعداد اصحاب بدر ـ است».9

و سخن پیشواى ششم علیه السلام : «هرگاه 313 نفر ـ به تعداد اصحاب بدر ـ گرد امام جمع شوند، بر حضرت قیام با شمشیر واجب خواهد شد».10 همچنین در تفسیر آیه [الامة المعدودة11] به عدد یاران امام اشاره شده است : امام على علیه السلام : «امة معدوده، اصحاب 313 نفره قائم هستند.» 12

امام باقر علیه السلام : « یاران قائم 313 نفرند، قسم به خدا آنان امة معدوده هستند».13 احادیثى نیز نقل است که بر رقمهاى چون 5 هزار،10 هزار و 12 تا 15 هزار نفر تاکید دارد .14 و یا بر زنده شدن (رجعت) و همراهى بسیارى از برجستگان دین و مؤمنان گواهى مى‏دهد .15 البته این ارقام متفاوت و مختلف منافاتى با رقم واقعى اصحاب امام زمان ندارد، بلکه 313 نفر، همان یاران اصلى ونخست امام بوده، که با گردآمدن ایشان، دعوت قائم علیه السلام آغاز مى‏شود و سپس با جذب و گردآمدن دیگر دوستان و ارادتمندان مهدى علیه السلام ، حرکت شکل مى‏گیرد .

کلام امام صادق علیه السلام بر این نکته اشاره دارد که: پس از اجتماع 313 یار، امام تا هنگام گردآمدن ده هزار نفر، در مکه اقامت کرده، و پس از کامل شدن راهى مدینه مى‏شود.16 امام جواد علیه السلام به « صحیفه مختومه » اى اشاره مى‏کند که در آن مشخصات یاران مهدى علیه السلام ثبت است: « همراه قائم علیه السلام صحیفه مهر شده‏اى هست که اسامى یارانش همراه با ویژگیها، شهر، آراستگیها و کنیه‏هایشان در آن نوشته شده است.»17


1- جوان بودن یاران مهدى علیه السلام لطمه‏اى بر جایگاه پیران با ایمان نزده، بر عدم همراهى ایشان گواهى نمى‏دهد، زیرا بجز سیصد و سیزده یار اصلى، مؤمنان بسیارى نیز گردمهدى علیه السلام و فرماندهان جوانش جمع گشته، ایشان را یارى خواهند نمود.
2- غیبه النعمانى، ص 315،اثبات الهداة، ج3، ص 517 .بحار، ج 52، ص 333، ینابیع المودة، ج 3، ص66، الملاحم و الفتن، ص 118 .
3- غیبة نعمانى، ص 307 ؛ الملاحم و الفتن،ابن طاووس، ص 65 ؛ بحارالانوار، ج 60،ص 316.
4- ر.ک: معجم احادیث الامام المهدى علیه السلام ، ج 4، ص 82 .
5- ر.ک: الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 383 .
6- «مع القائم صحیفة مختومة، فیها عدد من اصحابه باسمائهم و بلدانهم طبائعهم و حلاهم و کناهم..». بشارة الاسلام، ص9
7- « عدتهم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا عدة اصحاب بدر..». الملاحم، ابن طاووس، ص 63 .
8- «لو اجتمع على الامام عدة اهل بدر ثلثمائة و بضعة عشر رجلا لوجب علیه الخروج بالسیف». معجم احادیث الامام المهدى علیه السلام ، ج 4، ص 9.
9- [ وَ لَئِن أخَّرنا عنهُمُ العذابَ الى أمَّةٍ معدُودةٍ لَیَقُولُن َّ ما یحبِسُهُ ] سوره هود،آیه 8 .
10- « الامة المعدودة أصحاب القائم الثلاثمائة و البضعة عشر».تفسیر القمى، ج1، ص 323.
* بضع: از سه تا ده را گویند، که مراد از روایت فوق همان سه است .
11- « اصحاب القائم علیه السلام الثّلاثمائة و البضعة عشر رجلا، هم و اللّه‏ الامة المعدودة التى قال اللّه‏ فى کتابه..» تفسیر العیاشى، ج 2، ص 57 .
12- «.. ثم یظهره بقدرته فى صورة شاب دون اربعین سنة..».
کمال الدین، 315.
13- زکریا اخلاقى .
14- پیامبر (ص):« و على عدة اصحاب طالوت الذین جاوزوا النهر». (یاران مهدى) به تعداد اصحاب طالوت اند که از نهر گذر کردند .
15بشارة الاسلام، ص 200/ و ر.ک:الحاکم، ج4، ص554، عقدالدرر،ص59
15- ر.ک:کمال الدین، شیخ صدوق، ص 672 ؛ بحارالانوار، ج 51، ص56 و ج 52، ص 341؛ غیبة نعمانى، ص 195 و 315؛ نورالثقلین، حویزى، ج 1، ص 139 ؛کفایة الاثر، ص 263 ؛ صراط المستقیم، ج 2، ص 258؛ منتخب الاثر، ص166، 468 و 476؛معجم‏احادیث‏الامام المهدى علیه





کلمات کلیدی :جوان ومهدویت و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مهدی در روایات




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۸

از آسیب‏هایی که در عصر غیبت برای منتظران اتفاق می‏افتد، مدعیانی هستند که بی‏دلیل یا به ساده‏ترین اتفاق، ادعای ملاقات می‏کنند، یا کسانی که تمام وظیفه خویش را رسیدن به دیدار حضرت می‏پندارند و از باقی وظایف غافل شده و افراد را تنها به این عمل، به عنوان برترین وظیفه، فرا می‏خوانند.

از پیامدهای این آسیب می توان به یأس و ناامیدی در اثر عدم توفیق دیدار، توهم گرایی و خیال‏پردازی، رویکرد به شیّادان و مدّعیان مهدویت، نیابت و مدّعیان ملاقات، دور ماندن از انجام وظایف اصلی به دلیل اهتمام بیش از اندازه و غیر متعادل به دیدار و بدبینی به امام(ع) به علت عدم دیدار اشاره کرد. متاسفانه این آسیب از نبود بصیرت و آگاهی نسبت به دین و نشناختن وظایف اصلی و فرعی، توهم و خیال‏پردازی و هوای نفس نشات می گیرد.

مهم‏ترین راه درمان این آسیب، توجه و رویکرد به منابع اصیل، معارف ناب دین در پرتو مراجعه به علمای راستین است که در این صورت، برای ما روشن می‏شود که بسیاری امور مطلوب و خوب هستند، امّا خدای متعال آن‏ها را به عنوان وظیفه بر دوش ما ننهاده مانند ملاقات حضرت ولی عصر(عج). یا این‏که در میان تکالیف و وظایف دینی رتبه‏بندی وجود دارد و در مقام عمل، لازم است به درجه اهمیت و ضرورت آن‏ها توجه شود. به راستی در میان وظایفی مانند تقوا، خودسازی، تکالیف اجتماعی، انتظار و ... ملاقات چه جایگاهی دارد؟!

برخی گمان می‏کنند که تنها اعتقاد به اهل بیت و محبّت امام زمان(ع) کافی است. این دسته از افراد می‏پندارند که در قبال گناهشان عذابی نیست. این توهم که در قرآن و روایات مردود شمرده شده است، تمنّی یا امید کاذب نام دارد. اینان چون اهل کتاب فکر می‏کنند همین که نام دین و مذهب را بر خود نهاده‏اند، اهل سعادتند و عذاب نمی شوند. 

آرزو گرایان بی عمل نیز از آسیب های مهدوی هستند که در پی آن عمل نکردن به وظایف فردی و اجتماعی، انتظار منفی و عدم اقدام عملی و انجام وظیفه در قبال امام(ع) و توهم بی جا در مورد رضایت از خویشتن و عملکرد خود ایجاد می شود.

خاستگاه این آسیب تفاوت نگذاشتن میان امید و رجای واقعی با خیال‏پردازی و آرزوگرایی و عدم شناخت جایگاه آن، هوای نفس، عدم شناخت خدایِ مهربان و حکیم که خداوند گرچه مهربان است، حکیم و عادل هم است و دیدگاه احساسی و غیر منطقی نسبت به ائمه و عدم درک قهر و مهر است.

تأمل و تدبّر در آیات و روایات و توجه به این نکته که میزان و معیار اعمال، نیت خالص همراه با انجام وظایف فردی و اجتماعی است، می تواند در کاهش این آسیب موثر باشد.

برخی، ائمه و امام زمان(عج) را صرفا برای دنیا و منافع آن و رسیدن به جاه و منصب می‏خواهند. حتی اگر برای ظهورش دعا می‏کنند، صرفاً برای خویش و مطامع دنیوی است و اگر امام، بنا به دلایلی به آن‏ها توجه نکند، با امام به دشمنی برمی‏خیزند که طلحه و زبیرها در طول تاریخ بسیار بوده و خواهند بود. اما آنچه به عنوان آسیب در این‏جا مطرح می شود و بیش‏تر حالت عمومی دارد، نگاهی است که بسیاری نسبت به امام دارند. توسّل به امام و خواستن حوایج دنیوی و واسطه ساختن امام به درگاه پروردگار عظیم، امری است صحیح و مورد تأکید روایات، اما امام را صرفاً برای این امور خواستن، نشانه عدم درک درست از جایگاه امام در نظام هستی است و متاسفانه باید گفت نشانه این است که هنوز عطش واقعی نسبت به ظهور پیدا نشده است و آمادگی بشر هنوز تحقق نیافته است.

ممکن است در پی رواج عاشق نمایان دنیا خواه دشمنی و ستیز با امام و کم اعتقادی یا بی‏اعتقادی به امام در اثر عدم تحقق خواسته‏های پایان ناپذیر و گاه بی‏مصلحت رواج پیدا کند. افرادی که درک درستی از جایگاه امام و امامت و خود محوری و خودخواهی دارند به این آسیب دچار می شوند. البته برای رفع این شکل نیز باید ارتقای معرفت در اثر تدبّر در دین، تربیت و تمرین نفس بر مقدّم ساختن خواسته امام بر خواسته خویش را در دستور کار خود قرار دهیم.

یکی از ویژگی‏های سلمان که او را ممتاز کرد، این بود که خواسته امام را بر خواسته خود مقدم می‏ساخت. منصور بزرج گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: سرورم، چه بسیار می‏شنوم از شما یاد کرد سلمان فارسی را! فرمود: نگو سلمان فارسی، بلکه بگو سلمان محمّدی(ص) می‏دانی چرا بسیار از او یاد می‏کنم؟ عرض کردم: نه. فرمود: برای سه صفت: مقدّم داشتن خواستة امیر مؤمنان بر خواستة خویش. دوست داشتن فقرا و مقدم داشتن آن‏ها بر ثروتمندان و دوست داشتن علم و علما.





کلمات کلیدی :ملاقات با مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :مدعیان ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٧


- یکی دیگر از آسیب‏ها، تعیین وقت ظهور است. چرا که حکمت الهی بر این است که وقت ظهور امام زمان(ع) بر بندگان مخفی بماند. لذا احدی نمی‏تواند زمانی برای ظهور تعیین کند. مفضل بن عمر گوید: از مولایم امام صادق(ع) پرسیدم: هل للمأمور المنتظر المهدیّ(ع) من وقت موقّت یعلمه الناس؟ فقال: حاش‏لله أن یوقّت ظهوره بوقت یعلمه شیعتنا... فقال: یا مفضل، لا اوقّت له وقتا ولا یوقّتُ له وقت، انّ من وقّت لمهدیّنا وقتاً فقد شارک الله تعالی فی علمه وادّعی انّه ظهر علی سِرّه ..؛ فرمودند: این چنین نیست که خداوند برای آن وقتی تعیین کرده باشد که شیعیان ما آن را بدانند. ای مفضل، برای آن وقتی تعیین نمی‏کنم. وقتی هم نمی‏شود برای آن معین کرد. آن‏که برای ظهور ما وقتی تعیین کند، خود را در علم خداوند شریک دانسته و مدعی شده که از اسرار خداوند آگاه گشته است.

فضیل از امام باقر(ع) پرسید: آیا برای این امر وقتی معیّن است؟ آن حضرت سه مرتبه فرمود: آنان که وقتی برای آن تعیین می‏کنند، دروغ می‏گویند. ابی بصیر گوید: از امام صادق(ع) درباره امام زمان(ع) پرسیدم. فرمود:آنان که وقتی برای آن تعیین می‏کنند، دروغ می‏گویند. ما اهل بیت، زمانی برای آن تعیین نمی‏کنیم. آن‏گاه فرمود: خداوند چنین اراده کرده است که با هر وقتی که تعیین کنند، حتما مخالفت نماید و ظهور را در آن وقت قرار ندهد.

در روایت دیگر فرموده‏اند:آن‏که برای آن وقتی تعیین کند دروغ گفته است... ما در گذشته وقتی تعیین نکرده‏ایم و در آینده نیز هرگز وقتی برای آن تعیین نخواهیم کرد. در برخی روایات، علت عدم تعیین وقت، چنین بیان شده است: امام جواد(ع) فرمودند: اگر برای این امر وقتی تعیین شود دل‏ها را قساوت می‏گیرد و توده مردم از اسلام بر می‏گردند. بگویید: چه زود است! چقدر نزدیک است! تا دل مردم آرام گیرد و فرج نزدیک شود.

توقیت جدای از این که ادعایی است بی دلیل و دروغی است آشکار؛ چرا که اهل‏بیت فرموده‏اند: کسی از زمان آن آگاه نیست. پیامدهایی چون ایجاد یأس و ناامیدی به سبب عدم تحقق ظهور در وقت تعیین شده، ایجاد بدبینی نسبت به اصل ظهور، ایجاد بدبینی به شخصیت امام در اثر عدم تحقق ظهور، قساوت قلب‏ها و برگشتن مردم سست ایمان از دین را در پی دارد.

این آسیب در پی تعجیل و شتاب کردن در امر فرج، عوام‏فریبی در اثر هوی و هوس، توهم و خیال پردازی و عدم تطبیق صحیح آثاری که بر اثر قدرت‏های روحی و ریاضت‏ها به‏دست می‏آورند. یعنی چیزهایی را در آینده پیش‏بینی می‏کنند، امّا در تطبیق آن‏ها اشتباه نموده و خیال می‏کنند ظهور است. لذا وقتی تعیین می‏کنند، ایجاد می شود.

محمد بن مسلم گوید: امام صادق(ع) فرمود: ای محمد، هر کس از جانب ما به تو خبر دهد که ما وقتی برای ظهور تعیین کرده‏ایم، بی مهابا و ترس او را تکذیب کن. زیرا ما برای هیچ کس [حتی خواص] وقتی تعیین نمی‏کنیم.

نکته قابل توجه این است که در روایت آمده است: ‏بی مهابا او را تکذیب کن. از این تفسیر به خوبی بر می‏آید که نباید شخصیت زده شد. ابهت و بزرگی افراد نباید مانع تکذیب شود. هر کس با هر مقام و جایگاهی که دارد اگر برای ظهور وقتی معین کرد، بایستی تکذیب شود. همچنین روشنگری و تبیین علما و اندیشمندان دینی نیز راهکار مبارزه با آسیب توقیت است. راه چاره این است که انسان ظهور را نزدیک بداند، هر لحظه منتظر ظهور باشد و با این حال، تسلیم اراده و امر الهی باشد و هیچ امری، پرده صبر او را ندرد.





کلمات کلیدی :ملاقات با مهدی و کلمات کلیدی :توقیت و کلمات کلیدی :ظهور و کلمات کلیدی :حلقه وصال




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٦

توقیع شریف حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف به علی ابن محمد سمری آخرین نائب خاص، از جمله روایاتی است که به آن درباره عدم امکان حضرت در عصر غیبت استناد می شود. در این توقیع کسی را که ادعای مشاهده کند دروغگو و کذاب خوانده است. این نوشته به بررسی دلالت این توقیع بر عدم امکان مشاهده می‎پردازد.

متن روایت:
حدثنا ابومحمد الحسن بن احمد المکتب قال: کنت بمدینة السلام فی السنة التی توفی فیها الشیخ علی ابن محمد السمری –قدس الله روحه-فحضرته قبل وفاته بایام فاخرج الی الناس توقیعا نسخته:
«بسم الله الرحمن الرحیم یا على بن محمد السمرى اعظم الله اجرا خوانک فیک، فانک میت ما بینک و بین ستة ایام، فاجمع امرک و لاتوص الى احد فیقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبة التامة فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالى ذکره، و ذلک بعد طول الامد و قسوة القلوب و امتلاء الارض جوراً.و سیأتى الى شیعتى من یدعى المشاهدة، الا فمن ادعى المشاهده قبل خروج السفیانى و الصیحة فهو کذاب مفتر، ولا حول ولا قول الا بالله العلى العلى العظیم.»

ترجمه
«اى على بن محمد سمرى خداوند پاداش برادران دینى تو را در مصیبت مرگ تو بزرگ دارد، تو از اکنون تا شش روز دیگر خواهى مرد، پس امر (حساب و کتاب) خود را جمع و جور کن، و درباره نیابت و وکالت به هیچ کس وصیت مکن تا به جاى تو بنشیند؛ زیرا غیبت کامل فرا رسیده است، دیگر تا آن روزى که خداى تبارک و تعالى بخواهد، ظهورى نخواهد بود و آن پس از مدت درازى خواهد بود که دل ها را سختى و قساوت فرا گیرد و زمین از ستم و بیداد پر گردد. به زودى از شیعیان من ادعاى مشاهده خواهند کرد، بدان هر کس که پیش از خروج سفیانى و بر آمدن صیحه و بانگى از آسمان، ادعاى دیدن من را نماید، دروغگو و تهمت زننده است. قدرت و توانایى از آن خداوند بلند پایه بزرگ است و بس .

سند توقیع
این توقیع در بسیاری از کتب علمای امامیه آمده است که بسیاری از منابع آن را به صورت مرسل نقل کرده‌اند و دیگران که سند را ذکر کرده‌اند به شیخ صدوق رسیده است. پس تنها سند توقیع شیخ صدوق است که از ابومحمد حسن بن احمد مکتب از علی ابن محمد سمری نقل کرده است، در وثاقت شیخ صدوق و علی ابن محمد سمری سخنی نیست. اما حسن این احمد مکتب مجهول است و در کتاب‌های رجالی توصیف نشده است. صرف نقل شیخ صدوق از وی هم به معنای توثیق وی نیست؛زیرا شیخ صدذوق از ضعیف هم روایت نقل می‌کرده است. حسن ابن احمد مکتب کثیر الروایة نیست تا از کثرت روایات پی به وثاقتش بریم. در نتیجه با توجه به نبود دلیلی بر وثاقت حسن ابن احمد مکتب، سند توقیع به واسطه او ضعیف است. برخی ادعا کرده‌اند مضمون روایت تواتر دارد و به اصطلاح دارای تواتر معنوی است، اما نمی‌توان این ادعا را پذیرفت و روایاتی را که هم مضمون این روایت ذکر می‌کنند از لحاظ مضمون در ردیف توقیع نیستند و از معنای آن بیگانه است. توقیع دارای شهرت روایی نیست تا از آن طریق ضعف سند جبران شود و در قرن چهارم تنها شیخ صدوق آن را نقل کرده است و حتی شیخ مفید که آثاری در غیبت دارد آن را ذکر نکرده است. اگرچه این توقیع شهرت روایی ندارد اما علمای شیعه پس از قرن ششم به آن توجه کرده‌اند و علمای بسیاری آن را نقل کرده‌اند و به فقرات آن استناد کرده‌اند و یا برخی فقرات را توجیه کرده‌اند. و از این جهت که بزرگان شیعه آن را پذیرفته‌اند مقبوله است.
دلالت
توقیع از سه فراز تشکیل شده‌است. بخش نخست نهی از وصایت و سفارت است و اعلام می‌داردکه بعد از سمری دیگر کسی نایب خاص امام نیست. فراز دوم خبر از آغاز غیبت کبری می‌دهدکه طولانی خواهد بود و با اذن خدا به پایان خواهد رسید. در فراز سوم پیش‌بینی می‌شود که گروهی ادعای مشاهده کنند، امام این افراد را دروغ‌گو و افترازننده می‌نامد.
در فراز دوم که از " فقد وقعت الغیبة الثانیه" آغاز می‌شود در برخی نسخ به جای الثانیه "التامه" آمده است و برخی با استناد به قید تامه این‌گونه استدلال می‌کنند که غیبت صغری ناقص بوده است و پس از مرگ سمری غیبت کامل و تام می‌شود و نتیجه غیبت تام این است که هعیچ ظهوری نیست مگر به اذن الهی. پس هیچ کس تا روز ظهورش او را نمی‌بیند. 
این استدلال حتی بر فرض پذیرش واژه تامه به جای ثانیه، دچار این اشکال است که ملاک تام و ناقص بودن غیبت کبری و صغری امکان و عدم امکان مشاهده نیست، بلکه سفارت است. غیبت کبری تام است زیرا امام علیه السلام دیگر سفیر و نائب خاص ندارند و غیبت صغری تام نیست و ناقص است زیرا ارتباط با امام از طریق نواب امکان پذیر بود. شاهد بر این مطلب "فاء" در فقد وقعت که پس از نفی نیابت آمده است فاء تعلیل است یعنی چون غیبت تام محقق شده است، سفیری نیست.

به عبارت " فلا ظهور الا بعد اذن الله" نیز برای عدم امکان رؤیت حضرت در عصر غیبت استناد شده است. با این توجیه که ظهور به معنای بروز پس از خفاست و "لا" نفی جنس همراه استثناء بدین معناست که هیچ ظهوری ندارد و افراد وی را مشاهده نمی‌کنند، مگر پس از اذن خداوند.
در این استدلال، استناد به معنای لغوی کلمه ظهور شده است، در حالی که قراینی بر اصطلاحی بودن آن است. " و ذلک بعد طول الامد و قسوة القلوب و امتلاء الارض جوراً" که بعد از عبارت فلا ظهور آمده است نشان می‌دهد منظور از ظهور، آغاز قیام حضرت است. 
فراز سوم خبر از آینده است که گروهی ادعای مشاهده می‌کنند و امام اینان را کاذب می‌خواند. این فراز متفرع بر فرازهای پیشین است. منکرین امکان مشاهده، با توجه به این‌که فرازهای پیشین را بر نفی مطلق مشاهده حمل کرده‌اند در این‌جا مشاهده را به معنای دیدار می‌گیرند. ولی روشن شد که از فراز های پیشین، سخن از دیدارهای متفرقه نیست. بنابراین، حمل مشاهده به دیدارهایی که به ندرت اتفاق می‌افتد وجهی ندارد.

احتمالات دیگر در معنای ادعای مشاهده
اضافه بر سخنان بالا، اندیش‌مندان احتمالات دیگری را درباره فرازهای توقیع مطرح کرده‌اند. یکی ازاین احتمالات که به قرینه " من ادعی المشاهده" مطرح شده است این است که امکان دارد کسی حضرت را مشاهده کند، اما ادعای مشاهده نکند. در توقیع چنین فردی کاذب و مفتر نامیده نشده است. علی ابن عیسی اربلی که اولین جمع کننده توقیع است همین نظر را داده است. سید محمد صدر در تاریخ غیبت صغری همین سخن را تکرار می‌کند.


علامه مجلسی و محدث نوری و مرحوم خوئی و برخی دیگر از محققان معنای ادعای مشاهده را با توجه به فراز نخست که نفی نیابت و سفارت بود، معنا کرده‌اند و منظور از مدعی مشاهده کسی است که مدعی بابیت و سفارت حضرت حجت است. طبق این معنا ادعای مشاهده با توجه به قراینی به معنای ادعای سفارت است.

احتمال دیگری که مطرح شده است ادعای مشاهده را به ادعای حضور امام معنا کرده است. فراز دوم از وقوع غیبت خبر داد و این‌که غیبت تمام نمی‌شود و ظهور اتفاق نمی‌افتد، مگر بعد از مدت طولانی. حال فراز سوم می‌تواند برای این فراز هشدار باشد و امام بفرماید با آن‌که غیبت دوم شروع شد و زود تمام نمی‌شود، اما کسانی می‌آیند و ادعا می‌کنند که غیبت تمام شده است و آنها حضور امام را درک کرده‌اند و توقیع به نفی و تکذیب چنین ادعایی می‌پردازد.

در احتمالی دیگر گروهی معتقدند منظور از مشاهده‌ای که امام آن را تکذیب کرده، دیداری است که بیننده در حال ملاقات امام را بشناسد و به عنوان امام با ایشان دیدار کند. سید بحر العلوم و محمد ابن حسن حر عاملی این گزینه را مطرح کرده‌اند. احتمالات دیگری مانند حمل ادعای مشاهده بر دانستن محل استقرار امام و یا دیدار اختیاری امام نیز مطرح شده است. 
از سوی دیگر هر چند این توقیع مشاهده را نفی می‌کند، و با فرض پذیرش معنای نفی هر نوع دیدار اما می‌توان برای آن استثناءاتی در نظر گرفت. 
این مقاله برگرفته از صفحات ۱۳۳ تا ۱۹۲ کتاب دیدار در عصر غیبت نوشته جواد جعفری است.


لینک خبر:http://bfnews.ir/vdca66ny.49n6y15kk4.html





کلمات کلیدی :ملاقات با مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :توقیع




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٦

توقیع شریف حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف به علی ابن محمد سمری آخرین نائب خاص، از جمله روایاتی است که به آن درباره عدم امکان حضرت در عصر غیبت استناد می شود. در این توقیع کسی را که ادعای مشاهده کند دروغگو و کذاب خوانده است. این نوشته به بررسی دلالت این توقیع بر عدم امکان مشاهده می‎پردازد.

متن روایت:
حدثنا ابومحمد الحسن بن احمد المکتب قال: کنت بمدینة السلام فی السنة التی توفی فیها الشیخ علی ابن محمد السمری –قدس الله روحه-فحضرته قبل وفاته بایام فاخرج الی الناس توقیعا نسخته:
«بسم الله الرحمن الرحیم یا على بن محمد السمرى اعظم الله اجرا خوانک فیک، فانک میت ما بینک و بین ستة ایام، فاجمع امرک و لاتوص الى احد فیقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبة التامة فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالى ذکره، و ذلک بعد طول الامد و قسوة القلوب و امتلاء الارض جوراً.و سیأتى الى شیعتى من یدعى المشاهدة، الا فمن ادعى المشاهده قبل خروج السفیانى و الصیحة فهو کذاب مفتر، ولا حول ولا قول الا بالله العلى العلى العظیم.»

ترجمه
«اى على بن محمد سمرى خداوند پاداش برادران دینى تو را در مصیبت مرگ تو بزرگ دارد، تو از اکنون تا شش روز دیگر خواهى مرد، پس امر (حساب و کتاب) خود را جمع و جور کن، و درباره نیابت و وکالت به هیچ کس وصیت مکن تا به جاى تو بنشیند؛ زیرا غیبت کامل فرا رسیده است، دیگر تا آن روزى که خداى تبارک و تعالى بخواهد، ظهورى نخواهد بود و آن پس از مدت درازى خواهد بود که دل ها را سختى و قساوت فرا گیرد و زمین از ستم و بیداد پر گردد. به زودى از شیعیان من ادعاى مشاهده خواهند کرد، بدان هر کس که پیش از خروج سفیانى و بر آمدن صیحه و بانگى از آسمان، ادعاى دیدن من را نماید، دروغگو و تهمت زننده است. قدرت و توانایى از آن خداوند بلند پایه بزرگ است و بس .

سند توقیع
این توقیع در بسیاری از کتب علمای امامیه آمده است که بسیاری از منابع آن را به صورت مرسل نقل کرده‌اند و دیگران که سند را ذکر کرده‌اند به شیخ صدوق رسیده است. پس تنها سند توقیع شیخ صدوق است که از ابومحمد حسن بن احمد مکتب از علی ابن محمد سمری نقل کرده است، در وثاقت شیخ صدوق و علی ابن محمد سمری سخنی نیست. اما حسن این احمد مکتب مجهول است و در کتاب‌های رجالی توصیف نشده است. صرف نقل شیخ صدوق از وی هم به معنای توثیق وی نیست؛زیرا شیخ صدذوق از ضعیف هم روایت نقل می‌کرده است. حسن ابن احمد مکتب کثیر الروایة نیست تا از کثرت روایات پی به وثاقتش بریم. در نتیجه با توجه به نبود دلیلی بر وثاقت حسن ابن احمد مکتب، سند توقیع به واسطه او ضعیف است. برخی ادعا کرده‌اند مضمون روایت تواتر دارد و به اصطلاح دارای تواتر معنوی است، اما نمی‌توان این ادعا را پذیرفت و روایاتی را که هم مضمون این روایت ذکر می‌کنند از لحاظ مضمون در ردیف توقیع نیستند و از معنای آن بیگانه است. توقیع دارای شهرت روایی نیست تا از آن طریق ضعف سند جبران شود و در قرن چهارم تنها شیخ صدوق آن را نقل کرده است و حتی شیخ مفید که آثاری در غیبت دارد آن را ذکر نکرده است. اگرچه این توقیع شهرت روایی ندارد اما علمای شیعه پس از قرن ششم به آن توجه کرده‌اند و علمای بسیاری آن را نقل کرده‌اند و به فقرات آن استناد کرده‌اند و یا برخی فقرات را توجیه کرده‌اند. و از این جهت که بزرگان شیعه آن را پذیرفته‌اند مقبوله است.
دلالت
توقیع از سه فراز تشکیل شده‌است. بخش نخست نهی از وصایت و سفارت است و اعلام می‌داردکه بعد از سمری دیگر کسی نایب خاص امام نیست. فراز دوم خبر از آغاز غیبت کبری می‌دهدکه طولانی خواهد بود و با اذن خدا به پایان خواهد رسید. در فراز سوم پیش‌بینی می‌شود که گروهی ادعای مشاهده کنند، امام این افراد را دروغ‌گو و افترازننده می‌نامد.
در فراز دوم که از " فقد وقعت الغیبة الثانیه" آغاز می‌شود در برخی نسخ به جای الثانیه "التامه" آمده است و برخی با استناد به قید تامه این‌گونه استدلال می‌کنند که غیبت صغری ناقص بوده است و پس از مرگ سمری غیبت کامل و تام می‌شود و نتیجه غیبت تام این است که هعیچ ظهوری نیست مگر به اذن الهی. پس هیچ کس تا روز ظهورش او را نمی‌بیند. 
این استدلال حتی بر فرض پذیرش واژه تامه به جای ثانیه، دچار این اشکال است که ملاک تام و ناقص بودن غیبت کبری و صغری امکان و عدم امکان مشاهده نیست، بلکه سفارت است. غیبت کبری تام است زیرا امام علیه السلام دیگر سفیر و نائب خاص ندارند و غیبت صغری تام نیست و ناقص است زیرا ارتباط با امام از طریق نواب امکان پذیر بود. شاهد بر این مطلب "فاء" در فقد وقعت که پس از نفی نیابت آمده است فاء تعلیل است یعنی چون غیبت تام محقق شده است، سفیری نیست.

به عبارت " فلا ظهور الا بعد اذن الله" نیز برای عدم امکان رؤیت حضرت در عصر غیبت استناد شده است. با این توجیه که ظهور به معنای بروز پس از خفاست و "لا" نفی جنس همراه استثناء بدین معناست که هیچ ظهوری ندارد و افراد وی را مشاهده نمی‌کنند، مگر پس از اذن خداوند.
در این استدلال، استناد به معنای لغوی کلمه ظهور شده است، در حالی که قراینی بر اصطلاحی بودن آن است. " و ذلک بعد طول الامد و قسوة القلوب و امتلاء الارض جوراً" که بعد از عبارت فلا ظهور آمده است نشان می‌دهد منظور از ظهور، آغاز قیام حضرت است. 
فراز سوم خبر از آینده است که گروهی ادعای مشاهده می‌کنند و امام اینان را کاذب می‌خواند. این فراز متفرع بر فرازهای پیشین است. منکرین امکان مشاهده، با توجه به این‌که فرازهای پیشین را بر نفی مطلق مشاهده حمل کرده‌اند در این‌جا مشاهده را به معنای دیدار می‌گیرند. ولی روشن شد که از فراز های پیشین، سخن از دیدارهای متفرقه نیست. بنابراین، حمل مشاهده به دیدارهایی که به ندرت اتفاق می‌افتد وجهی ندارد.

احتمالات دیگر در معنای ادعای مشاهده
اضافه بر سخنان بالا، اندیش‌مندان احتمالات دیگری را درباره فرازهای توقیع مطرح کرده‌اند. یکی ازاین احتمالات که به قرینه " من ادعی المشاهده" مطرح شده است این است که امکان دارد کسی حضرت را مشاهده کند، اما ادعای مشاهده نکند. در توقیع چنین فردی کاذب و مفتر نامیده نشده است. علی ابن عیسی اربلی که اولین جمع کننده توقیع است همین نظر را داده است. سید محمد صدر در تاریخ غیبت صغری همین سخن را تکرار می‌کند.


علامه مجلسی و محدث نوری و مرحوم خوئی و برخی دیگر از محققان معنای ادعای مشاهده را با توجه به فراز نخست که نفی نیابت و سفارت بود، معنا کرده‌اند و منظور از مدعی مشاهده کسی است که مدعی بابیت و سفارت حضرت حجت است. طبق این معنا ادعای مشاهده با توجه به قراینی به معنای ادعای سفارت است.

احتمال دیگری که مطرح شده است ادعای مشاهده را به ادعای حضور امام معنا کرده است. فراز دوم از وقوع غیبت خبر داد و این‌که غیبت تمام نمی‌شود و ظهور اتفاق نمی‌افتد، مگر بعد از مدت طولانی. حال فراز سوم می‌تواند برای این فراز هشدار باشد و امام بفرماید با آن‌که غیبت دوم شروع شد و زود تمام نمی‌شود، اما کسانی می‌آیند و ادعا می‌کنند که غیبت تمام شده است و آنها حضور امام را درک کرده‌اند و توقیع به نفی و تکذیب چنین ادعایی می‌پردازد.

در احتمالی دیگر گروهی معتقدند منظور از مشاهده‌ای که امام آن را تکذیب کرده، دیداری است که بیننده در حال ملاقات امام را بشناسد و به عنوان امام با ایشان دیدار کند. سید بحر العلوم و محمد ابن حسن حر عاملی این گزینه را مطرح کرده‌اند. احتمالات دیگری مانند حمل ادعای مشاهده بر دانستن محل استقرار امام و یا دیدار اختیاری امام نیز مطرح شده است. 
از سوی دیگر هر چند این توقیع مشاهده را نفی می‌کند، و با فرض پذیرش معنای نفی هر نوع دیدار اما می‌توان برای آن استثناءاتی در نظر گرفت. 
این مقاله برگرفته از صفحات ۱۳۳ تا ۱۹۲ کتاب دیدار در عصر غیبت نوشته جواد جعفری است.


لینک خبر:http://bfnews.ir/vdca66ny.49n6y15kk4.html





کلمات کلیدی :ملاقات با مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :توقیع




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٥

این نرم افزار بسیار مفیدکه شامل متن 313 جلد کتاب و 313 مقاله پیرامون حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
معرفی 4000 عنوان کتاب، مقاله و پایان نامه پیرامون حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
روایات، احادیث و دعاهای منسوب به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
امکان مشاهده تمامی فهرستهای کتابها به صورت یکجا (فهرستگان)
امکان جستجوی ریشه ای و با پسوند
تعیین دامنه جستجو به صورت گروهی و کتابی
امکان چاپ و انتقال متن به دفترچه یادداشت
امکانات متنوع چاپ
صوت و متن زیارتنامه ها، دعاها و مناجاتهای پیرامون حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
نغمه های دلنشین، مدحیات و همخوانی پیرامون آن حضرت قابل اجرا در دستگاههایMP3
تصاویر زیبا و پس زمینه های ویندوز
راهنمای جامع
قابل اجرا در کلیه ویندوزهامی باشد را برای عزیزان کاربر قرارمی دهیم.

مشاهده فیلم آموزشی وشناخت نرم افزار

http://www.mahdiyavar.com/file/Software/m16.flv

دریافت آموزش نصب نرم افزار 343کیلو بایت

http://www.mahdiyavar.com/file/Software/Amoozesh.zip

در این نرم افزار313 کتاب به نامهای زیر وجود دارد

>آثار اعتقاد به امام زمان
>آثار الصادقین (جلد 29)
>آثار دعا برای فرج امام زمان
>آرمان شهر مهدویت
>آسیب شناسی تربیتی مهدویت‏
>آشنایی کوتاهی با امام زمان
>آشنایی با امام زمان
>آفتاب در نگاه خورشید
>آینده از نظر ما و دیگران
>آیینه اسرار
>ابتلاءات الأمم
>اتفاق در مهدی موعود
>اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات من الامام الثانی عشر
>ادبیات مهدویت
>اصالت مهدویت
>اصالت مهدویت در اسلام از دیدگاه اهل تسنن
>اصلاحات مهدوی تنها راه نجات
>اضواء علی دولة الامام المهدی
>اعتقاد به مهدی فاطمه
>اعلام الهدایة الامام المهدی المنتظر خاتم الاوصیاء
>اعیان الشیعة
>الامام الثانی عشر
>الامام المهدی
>الامام المهدی المنتظر و ادعیاء البابیة و المهدویة بین النظریة و الواقع
>الامام المهدی امل الشعوب
>الامام المهدی فی القرآن
>الامام المهدی فی القرآن و السنة
>الامام المهدی قدوة الصدیقین
>الامام المهدی نظرة فی التاریخ ورؤیة للمستقبل
>الامام المهدی و الایمان بالغیب
>الامامة و القیادة
>الانتظار الموجه، دراسة فی علاقة الانتظار بالحرکة و فی علاقتها به
>الانوار البهیة فی تواریخ الحجج الالهیة
>الخرائج و الجرائح
>الدر النظیم فی مناقب الأئمة اللهامیم
>الدلیل الی المهدی
>الرجعة أو العودة الی الحیاة الدنیا بعد الموت
>الروض الفسیح فی بیان الفوارق بین المهدی و المسیح
>الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب (جلد 1)
>الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب (جلد 2)
>الشمس وراء السحب
>الطلعة الرشیدة
>العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان  (المجلد 1- الجزء 1)
>العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان (المجلد 1- الجزء 2)
>العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان (المجلد 1- الجزء 3)
>العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان (المجلد 2- الجزء 4)
>العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان (المجلد 2- الجزء 5)
>الغیبة
>الغیبة الصغری و السفراء الاربعة
>الغیبة و الانتظار
>الفتن
>الفجر المقدس المهدی ارهاصات الیوم الموعود و أحداث سنة الظهور
>الفصول العشرة فی الغیبة
>الفصول المهمة فی معرفة الائمة
>القائد المنتظر
>القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر
>المقنع فی الغیبة الزیادة المکملة له
>الملاحم و الفتن یا فتنه و آشوبهای آخرالزمان
>الملاحم‏
>المنتظر و المنتظرون
>المهدویة عند اهل البیت
>المهدی المنتظر (المجلد 1)
>المهدی المنتظر (المجلد 2)
>المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی
>المهدی المنتظر و العقل
>المهدی فی القرآن
>المهدی... فی السنة
>اماکن زیارتی منتسب به امام زمان در ایران و جهان
>امام حجة بن الحسن العسکری صاحب الزمان‏
>امام مهدی از ولادت تا ظهور
>امام مهدی امتحان الهی
>امام مهدی امید ملت ها
>امام مهدی جلوه جمال الهی
>امام مهدی در آثار شخصیتهای اسلامی
>امام مهدی در آیینه ادیان
>امام مهدی در حدیث ثقلین
>امام مهدی در نگاه امام خمینی
>امام مهدی منجی اسلام
>امامان اهل بیت در گفتار اهل سنت
>امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام
>امید عدل
>انتظار پویا
>انتظار بهار و باران
>انتظار در اندیشه‏ها
>انتظار عامل مقاومت و حرکت
>اندوخته خداوند
>انقلابگر پیروز
>انوار صاحب الزمان
>او می آید
>باورداشت مهدویت
>بحارالانوار (المجلد 51)
>بحارالانوار (المجلد 52)
>بحارالانوار (المجلد 53)
>بحث حول المهدی
>برگزیدگان حضرت امام مهدی
>برکات حضرت ولی عصر (خلاصه العبقری الحسان)
>بررسی چند حدیث شبهه ناک درباره عدالت آفتاب عالمتاب
>بررسی آرمان شهر دینی و آرمان شهر حکیم فارابی
>بررسی افسانه ‏جزیره‏ خضراء
>بررسی نشانه های ظهور
>بررسی نظریه های مختلف در تشکیل حکومت واحد جهانی به منظور استقرار صلح و عدالت جهانی
>بررسی نظریه های نجات و مبانی باورداشت امام مهدی
>به سوی دولت کریمه
>بهار آفرین قرنها خزان
>پاسخ به ده پرسش
>پایان تاریخ و واپسین انسان در قلمرو تئوری های مدرن غربی و نظریه ولایی شیعی
>پیام امام زمان
>پیامهای امام زمان
>پیرامون معرفت امام
>پیوند معنوی، با ساحت قدس مهدوی
>تأملی در روایت های علایم ظهور
>تاریخ چهارده معصوم
>تاریخ الغیبة الکبری
>تاریخ الغیبة الصغری‏
>تاریخ عصر غیبت
>تاریخ عصر غیبت کبری
>تجلی توحید در نظام امامت
>تحفة المجالس
>تشرف یافتگان
>تقوا در گفتار امام زمان
>تنزیه الأنبیاء
>تنها بهار
>تنها راه (مروری بر زیارت حضرت صاحب الامر)
>توقیعات ناحیه مقدسه امام زمان
>توقیعات و زیارات مقدس بقیة الله الاعظم
>جلوات ربانی (جلد 2)
>جلوه های پنهانی امام عصر
>جمال یار
>جهانگشای عادل
>جهانی سازی، عدالت اقتصادی و مهدویت
>جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی
>جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی
>چشم اندازی بر برخی از آسیب های تربیتی مهدویت
>چشم اندازی به حکومت مهدی
>چشم‏ اندازی به حکومت جهانی امام مهدی
>چهل حدیث امام مهدی در کلام امیرالمؤمنین
>چهل داستان و چهل حدیث از امام زمان
>حکومت اسلامی در عصر انتظار
>حکومت جهانی امام عصر
>حکومت جهانی مهدی
>حدیث شب میلاد
>حدیث قبل از میلاد
>حضرت زهرا و امام مهدی
>حضرت مهدی فروغ تابان ولایت
>حقیقة الاعتقاد بالامام المهدی المنتظر
>حلیة الابرار فی احوال محمد و آله الاطهار (المجلد 5)
>حماسه عاشورا به بیان حضرت مهدی
>حیات فکری و سیاسی امامان شیعه
>خاطره آن شب
>خورشید غائب
>خورشید مغرب
>دارالسلام در احوالات حضرت مهدی
>داستانهایی از امام زمان از کتاب بحارالانوار
>دانستنیهایی درباره امام زمان
>در انتظار امام
>در جستجوی نور
>در فجر ساحل
>دراسة وثائقیة عن الامام الثانی عشر
>درنگی در روایات قتل‌های آغازین دولت مهدی
>دعای امام زمان و دعا برای امام زمان
>دعوی السفارة فی الغیبة الکبری
>دفاع از روایات مهدویت (نقد کتاب مشرعة بحارالانوار)
>ده انتقاد و پاسخ پیرامون غیبت امام مهدی
>ده بحث پیرامون حضرت حجت
>دولة الامام المهدی
>دولت کریمه و مدنیت اسلامی
>دولت امام مهدی
>دولت مهدی سیرت مهدی
>ذلک یوم الخروج دراسة حول ظهور الإمام المهدی
>ذهنیت مستشرقین و اصالت مهدویت
>راز نیایش منتظران
>راه راستان (زندگانی چهارده معصوم)
>راه مهدی
>رمز ظهور نور
>رهبری بر فراز قرون
>روح بهار
>روزنه ای به خورشید: حکایات باریافتگان به حضور حضرت مهدی
>زمزمه‏ی انتظار
>زمینه ‏سازان انقلاب جهانی حضرت مهدی
>زندگانی تحلیلی پیشوایان (امام دوازدهم حضرت مهدی)
>زندگانی خاتم الاوصیاء امام مهدی
>سپیده امید
>ستاره مؤمنان، آشنایی با امام زمان
>سخنی چند درغیبت امام زمان
>سفرای حضرت مهدی
>سوز هجران
>سیرة الائمة الاثنی عشر
>سیرة الامام القائم المنتظر
>سیره پیشوایان
>سیره عملی اهل بیت: حضرت امام مهدی
>سیره‏ معصومان
>سیره‏ی معصومان
>سیمای مهدویت در قرآن‏
>سیمای مهدی موعود در آیینه شعر فارسی
>شکوفایی عدالت انبیا در عدالت مهدوی
>شبهات و ردود
>شناخت امام عصر یا چهل حدیث
>شناخت زندگی بخش (گفتارهایی در شناخت آخرین حجت حق)
>شناختی تازه از امام زمان
>صحیفة الامام المهدی
>صدایت می‏زنم، سلامت می‏دهم، دعایت می‏کنم
>طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان
>ظهور حضرت مهدی از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
>ظهور نور
>عدالت مهدوی و امنیت
>عریضه نویسی به اهل بیت
>عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام
>عصر ظهور
>عقد الدرر فی اخبار المنتظر
>عقیدة المسلمین فی المهدی من موسوعة أحادیث أمیرالمؤمنین
>عقیده نجات بخش
>علائم الظهور
>علائم ظهور
>علی و پایان تاریخ آخرین امام در نگاه اولین امام
>غزل عشق
>غیبة الامام المهدی عند الامام الصادق
>غیبت امام زمان
>غیبت صغری
>غیبت، انتظار، ظهور
>فرائد فوائد الفکر فی الأمام المهدی المنتظر
>فرجام تاریخ در اندیشه معاصر
>فرهنگ انتظار
>فروغ ولایت در دعای ندبه
>فضائل و سیره معصومین
>فقه علائم الظهور
>فی انتظار الامام
>قصه زمین
>قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ
>کتاب غیبت
>کتاب الغیبة
>کاوشی در خبر سعد بن عبدالله اشعری قمی
>کتابشناسی توصیفی حضرت امام مهدی
>کرامات حضرت مهدی
>کرامات مسجد مقدس جمکران
>کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الاثنی عشر
>کلمة الامام المهدی
>کمال الدین و تمام النعمة (المجلد 1)
>کمال الدین و تمام النعمة (المجلد 2)
>کمال الدین و تمام النعمة (جلد 1)
>کمال الدین و تمام النعمة (جلد 2)
>کیست مهدی؟
>گفتار امیرمؤمنان در شناخت امام و حوادث آخرالزمان
>گفتمان مهدویت‌
>لواء الانتصار: شیوه های یاری قائم آل محمد
>مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم (جلد 1)
>مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم (جلد 2)
>متمهدیان و مدعیان مهدویت
>مجموعه سروده های دیدار
>مجموعه سروده های عطر حضور
>مدیریت، عدالت، مهدویت
>مروری بر دعای ندبه
>مسجد مقدس جمکران تجلیگاه صاحب الزمان
>مصلح غیبی
>مع الدکتور أحمد أمین فی حدیث المهدی و المهدویة مع کتاب الثقلان
>مع المهدی المنتظر فی دارسة منهجیة مقارنة بین الفکر الإسلامی الشیعی و السنی
>معجم احادیث الامام المهدی (المجلد 1)
>معجم احادیث الامام المهدی (المجلد 2)
>معجم احادیث الامام المهدی (المجلد 3)
>معجم احادیث الامام المهدی (المجلد 4)
>معجم احادیث الامام المهدی (المجلد 5)
>معرفت حجت خدا
>مقدمات ظهور
>ملاحم و الفتن
>ملاقات با امام زمان
>ملاقات در صاریا
>من هو المهدی؟
>منتخب الأنوار المضیئة
>منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر (المجلد 1)
>منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر (المجلد 2)
>منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر (المجلد 3)
>منتهی الآمال (جلد 2)
>منفردات کتاب کفایة المهتدی
>منفردات کتاب کفایه المهتدی
>مهدویت از دیدگاه دین پژوهان و اسلام شناسان غربی
>مهدویت و فرقه ها
>مهدویت و مدینه فاضله
>مهدویت و مسائل کلامی جدید
>مهدی در روایت ها
>مهدی در قرآن
>مهدی منتظر
>مهدی منتظر در نهج‏البلاغه‏
>مهدی موعود
>مهدی موعود (ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار)
>مهدی موعود، نه موهوم
>مهر بی کران
>مهر محبوب
>موافقان و مخالفان مهدی
>موعود شناسی و پاسخ به شبهات
>موعود غدیر
>موعود: درآمدی بر یک نظریه
>مولود مسعود، مهدی موعود
>میعاد با خورشید
>میلاد حضرت مهدی موعود در ادبیات اهل سنت
>نگاهی بر زندگی دوازده امام
>نگاهی به تولد و زندگی امام زمان
>نگاهی تحلیلی به زندگی حضرت مهدی
>نگاهی دوباره به انتظار
>نگین آفرینش
>نام محبوب
>نجم الثاقب
>نشانه های ظهور او
>نشانه های یار و چکامه انتظار
>نشانی از امام غایب
>نظام امامت و رهبری
>نعمانی و مصادر غیبت
>نقد الحدیث بین الاجتهاد والتقلید: المهدی فی أحادیث المسلمین حقیقة ثابتة
>نقش انتظار در سیر تاریخ
>نقش و جایگاه توقیعات‏ در عصر غیبت ‏صغری‏
>نوید امن و امان
>هدایتگران راه نور (زندگانی بقیة الله الاعظم امام مهدی)
>وابستگی جهان به امام زمان
>وظائف الشیعه شرح دعای ندبه
>وظیفة الأنام فی زمن غیبة الإمام
>ولادة الامام المهدی
>ویژگی های حضرت مهدی
>ویژگیهای جامعه توسعه یافته اسلامی‏
>یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان
>یاد مهدی‏
>یاران نور
>یوسف زهرا

 

مقالات موجود در این نرم افزار

>آثار انتظار ظهور مهدی
>آثار تربیتی انتظار
>آثار فردی و اجتماعی عدالت مهدوی
>آخر الزمان شناسی در اسلام
>آخرالزمان را باور کنیم
>آخرالزمان شناسی در آثار اسلامی
>آخرالزمان و امام مهدی
>آیین انتظار
>ابعاد عملی انتظار
>اتفاق مذاهب در موضوع موعود آخرالزمان
>اثبات ظهور الامام المهدی و غیبته
>اثبات ‏الوصیه و مسعودی صاحب مروج الذهب
>احادیث عن الامام المهدی
>ادلة وجود الامام المهدی
>ارتباط امام مهدی با امام حسین
>اسباب الغیبة الصغری للامام المهدی
>اسرار غیبت امام زمان
>اسرار و فلسفه غیبت
>اصالت مهدویت و شخصیت وجودی امام مهدی از تولد تا غیبت
>الگوی توسعه سیاسی در پرتو عدالت مهدوی
>الآیات المؤولة بالامام المهدی
>الإمام المهدی.. البشارة.. الأمل.. الضرورة
>الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد
>الامام المهدی
>الامام المهدی بین التواتر و حساب الإحتمال
>الامام المهدی بین العقل و النقل
>الامام المهدی فی روایات أهل السنة
>الامام المهدی قدوة و أسوة
>الامام المهدی و الخلاص العالمی
>الامام المهدی و مسألة العمر الطویل
>الانتظار من أجل العدل
>الانتظار و مسؤولیات النهوض فی عصر الغیبة
>الایمان بالامام المهدی
>الجدید فی ثورة المهدی
>الحجة المنتظر منة الله علی مستضعفی الأرض
>الرجعة
>السفراء و الغیبة الصغری
>الغیبة
>الفبای محبت امام عصر
>المخلص فی سفر اشعیا
>المنتظر و المنتظر و الانتظار
>المهدی المنتظر کونیة العدالة و عدالة التکوین
>المهدی المنتظر الإمام الذی یملأ الأرض قسطاً و عدلاً
>المهدی المنتظر فی حدیث السنة المعتبر
>المهدی المنتظر و منطق العقل و العلم
>المهدی المنتظردراسة حول علائم ظهوره علی أعتاب الألفیة الثالثة
>المهدی الموعود فی الأدیان السماویة الثلاث
>المهدی فی الکتاب و السنة موجزاً
>المهدیة بنظرة جدیدة
>الوتر الموتور و المنتقم الموعود
>امام حسین و مهدی
>امام زمان بهار دلها
>امام زمان و تربیت انسان
>امام زمان و رسالت حوزه‏های علوم دینی
>امام مهدی از منظر صدرالمتألهین
>امام مهدی در کلام بزرگان
>امام مهدی در آیات و روایات
>امام مهدی و آینده زندگی‏
>امام مهدی و تمدن جدید
>امام مهدی و سنت‏های الهی
>امام مهدی و طول عمر
>امام مهدی و منتظران
>امام مهدی و میراث پیامبران
>امامة بقیة الائمة
>امامت در سنین کودکی‏
>امام‏عصر، از منظر پروفسورهانری کربن
>انتظار در اندیشه امام خمینی
>انتظار فرج و امید به آینده در آموزه های اسلامی
>انتظار و انقلاب
>انفجار نور، زمینه ساز ظهور
>انقلاب جهانی امام مهدی
>انقلاب مهدی و دگرگونی روابط اجتماعی
>اهل کتاب در دولت مهدی
>او متولد شده است
>ای یوسف زهرا...
>این ماییم که غایبیم‌
>با انتظار در خیمه اش درآییم
>باور مهدوی در کلام رضوی
>بحثی در باب نور
>بر بال نور
>برگه‏هایی از تاریخ روم، مادر امام زمان
>بررسی احادیث مهدویت و ولادت حضرت مهدی
>بررسی اعتقاد به مصلح در کتاب زبور حضرت داوود
>بررسی مسأله‏ی انتظار ادله فوائد و نقش آن‏
>بررسی نظریه نجات در آیین بودا
>برهان امکان اشرف و اثبات امامت
>بشائر الائمة الطاهرین بالمهدی
>بشائر القرآن بالامام المهدی
>بشارت قرآن و کتب مقدس آسمانی به دولت الهی آخرالزمان
>بعض ما ورد فی أحادیث الائمة حول الامام المهدی
>پاسخگویی، رمز حکومت عدل مهدوی
>پیشگوئیهای نوسترآداموس و انقلاب جهانی امام مهدی
>پایان شب سیه
>پرتوی از سیره و سیمای امام مهدی
>پیام امید به منتظران
>پیروی از رهبر (امام)
>تأثیرهای اجتماعی اعتقاد به مهدویت از دیدگاه جامعه شناسی
>تا فجر مقدس
>تاریخ نگارش در موضوع غیبت
>تجلی عدالت مهدوی در عدالت کارگزاران
>تصویر انسان کامل و امام مهدی در دیوان اشعار امام خمینی
>تطبیق المعاییر العلمیة لنقد الحدیث علی ما اختلف و تعارض من أحادیث المهدی بکتب الفریقین
>تنها امید
>توسل به امام زمان
>توقیعات امام المهدی
>جامعه شیعی و انتظار قیام از امامان در سیر تاریخی‌
>جامعه مهدوی آرمان شهر نبوی
>جان و جانان
>جایگاه امام معصوم در نسبت با کل هستی
>جشن میلاد و سیره معصومان در شادیها
>جهان آرمانی ادیان
>جهانی شدن از رؤیا تا واقعیت
>جهانی شدن و مقایسه آن با حکومت واحد جهانی حضرت مهدی
>چگونگی ولادت
>چهره عدل مهدوی در ادعیه و زیارات امام مهدی
>حکایت غیبت
>چهره امام مهدی در آینه القاب
>چهارده اختر تابناک (زندگانی حجة بن الحسن العسکری)
>چهل قنوت در پیوند با مهدی موعود
>حکایتها و روایتها پیرامون امام زمان
>حکم تسمیه و ذکر نام شریف حضرت ولی عصر
>حکومت علوی، الگوی حکومت مهدوی
>حکومت مهدی در اندیشه سیاسی
>حافظ و مهدویت
>حدیث شناسی مهدویت
>حدیث لوح ائمه هدی در لوح فاطمه زهرا
>حضرت مهدی موعود از نگاه صدر المتألهین
>حول الامام المهدی
>حول المهدی المنتظر و الإطروحة الإلهیة لآخر الزمان
>خانه مهدی کجاست؟
>خانواده امام مهدی
>خصوصیات السفراء
>خلافت و امامت در کلام اسلامی
>خورشید مغرب
>داستانهای شنیدنی از چهارده معصوم
>در انتظار آفتاب
>در طلب خورشید
>درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی
>دراسة أولیة لعلامات الظهور
>دراسة فی علامات الظهور و الجزیرة الخضراء
>دلایل غیبت حضرت مهدی از دیدگاه روایات
>دو سیر شتابان در آخرالزمان
>دیباچه ای بر پدیده شناسی نظام سیاسی مهدوی
>دیدار با امام زمان
>دیدار یار
>دین در عصر ظهور
>ذکر نام امام زمان
>راز گلشن، مهدی موعود در گلشن راز شبستری
>راهنمای سعادت و خوشبختی
>رجعت در اندیشه شیعی
>رسائل فی الغیبة
>رسالة فی المهدی فی أحادیث الرسول بطرق أهل السنة
>رسالت فردی و شخصی انسان منتظر
>رویکردهای جدید کلامی در حکومت مصلح
>‌رویکرد عقلی بر ضرورت وجود امام (قاعده لطف)
>زمزمه‏های ظهور
>زمینه سازی ظهور حضرت مهدی
>زنان در حکومت امام زمان
>زندگی دینی پیش از ظهور
>زنده کننده اسلام
>زیارة الناحیة المقدسة
>سازمان رهبری شیعه‏ در عصر غیبت صغری‏
>ساغرستان مهدی
>سفراء و نواب الامام فی الغیبة الصغری
>سیره قضایی حضرت مهدی
>سیری در کتاب کمال الدین و تمام النعمة
>سیمای حضرت مهدی در نهج البلاغه
>سیمای مدینه‏ی منتظران‏
>سیمای مهدی در صحاح سته
>شباهت‌های امام عصر به پیامبران الهی
>شرح چگونگی ولادت حضرت ولی عصر
>شمیم رحمت
>شناخت امام زمان
>شناخت امام زمان
>شناخت شناسی مهدویت
>شناخت وحیانی خورشید پنهان‌
>شهر عدل امام مهدی
>شهید سید محمد صدر و موسوعة‏ الامام‏ المهدی
>صبح مظفر
>صفات الامام المهدی و شمائله
>ضرورت شناخت امام زمان
>طول عمر حضرت ولی عصر
>ظهور امام مهدی از نگاه قرآن
>ظهور صغرا و بایسته‏ها
>ظهور نزدیک است
>عاشورا و انتظار
>عبدالعظیم حسنی و روایات مهدویت‌
>عدالت جهانی نماد سیاست مهدوی
>عدالت مهدوی در اندیشه مقام معظم رهبری
>عدالت مهدوی در قرآن
>عدالت مهدوی و ادیان
>عدالت مهدوی و فلسفه تاریخ
>عدالت و قاطعیت در وقت ظهور
>عدالت، قرآن، مهدویت
>عذر تقصیر به پیشگاه امام عصر
>عقل‏ و آخرالزمان
>علامات ظهور الامام المهدی
>علل الغیبة و فلسفتها
>علی هامش بشارات الادیان بالمهدی الامامی
>عمر الامام المهدی
>عوامل غیبت و موانع ظهور حضرت ولی عصر و رابطه‏ی ظهور با انقلاب اسلامی
>غرب و شیعیان
>غیبت امام زمان، علل و آثار آن از دیدگاه امیرمؤمنان
>غیبت، انتظار و حکومت‌
>غیبتی در حضور
>فاطمه الگوی مهدی
>فراقنامه
>فلسفه امامت از دید متکلمان اسلامی
>فلسفه حکومت عدل جهانی
>فلسفه غیبت از منظر روایات
>فلسفه غیبت در منابع کلام شیعی
>فهم حرکة الامام المهدی
>فوائد مرحلة الاستتار
>فیما یتعلق بأصل الاعتقاد بالمهدی
>قاعده لطف و وجوب امامت
>قرآن و پایان تاریخ
>قرآن و فلسفه‌ی امامت‌
>قضایا العصر
>کتابشناسی رجعت
>کیف نؤمن بأن المهدی قد وجد؟
>کیفیة تهیئة النفس فی عصر الانتظار
>گزارش لحظه به لحظه از ولادت امام زمان‏
>مبانی کلامی مهدویت‏
>مبانی اعتقادی ‏مهدویت
>محن وآلام صاحب الزمان
>مدة بقاءه
>مسیحیت در انتظار منجی بشریت‏
>مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول
>مظلوم‌ترین امام معصوم‌
>معرفی و بررسی کتاب استراتژی انتظار
>معرفی و بررسی کتاب عصر زندگی‏
>من هو الامام المهدی؟
>من هو المهدی المنتظر
>منکرین مهدویت
>منجی: محور بنیادین گفتگوی تمدن ها
>مهدویت از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری
>مهدویت از دیدگاه دین پژوهان و اسلام شناسان غربی
>مهدویت از دیدگاه مستشرقان
>مهدویت جامعه مهدوی
>مهدویت در اندیشه متفکر شهید مرتضی مطهری
>مهدویت و امام مهدی از نگاه شهید صدر
>مهدویت و انتظار در اندیشه مطهری
>مهدویت و زندگی سیاسی معاصر اسلامی‌
>مهدویت و فرقه‏ها
>مهدویت و مذاهب اسلامی
>مهدی انکاری، انتظار ستیزی
>مهدی در آینه روایات
>مهدی روح حج
>مهدی منتظر و سیر تاریخی و نشانه‏های ظهور
>مهدی و نهضت عدالت خواهی
>مهدی یاوران
>مهربان‏تر از یوسف
>موعود در نهج‏البلاغه
>موعود روزگاران
>میر مهر (جلوه های محبت یار)
>نگاهی به‏ کتاب غیبت نعمانی
>نام نامه امام مهدی
>نجات‏ شناختی تطبیقی (اسلامی، مسیحی)
>ندبه های دلتنگی
>نسب الامام المهدی
>نعمت در پس پرده غیبت‌
>نقد و بررسی روایات نافی حکومت و قیام در عصر غیبت
>نقش جوانان در مبارزه با فساد و تهاجم فرهنگی دشمنان دین در عصر غیبت‏
>نقش حجاب در توسعه: حجاب لباس انتظار
>نهضة المهدی فی ضوء فلسفة التاریخ
>نهضت امام خمینی زمینه‏ ساز ظهور دولت‏ حضرت مهدی
>نهی از قیام در بوته نقد و تحلیل روایی
>نیم نگاهی به انتظار در آینه روایات
>نینوا معبر انتظار
>هدایت شده پیروز
>هدایت های حضرت مهدی
>وسیلة الخادم الی المخدوم
>وظایف کلی شیعیان
>ولادة الامام المهدی
>ولادت حضرت حجة بن الحسن العسکری صاحب الزمان
>یاران حضرت مهدی

توجه:عزیزانی که در ایران هستند وامکان خرید این نرم افزار را دارند برای حمایت ازسازندگان آن که رایگان دراختیار محققین وکاربران قراردادهاند حتمابخرند ما این پست را بیشتر برای کسانی که در ایران نیستند یا به هر دلیل امکان خرید ندارندقرارداده ایم.

دریافت فایلهابا مستقیم

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

دریافت با لینک کمکی

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

بعد از دریافت فایلهای رادریک فلدرقرارداده وباز کنید وچون ایمیج این نرم افزار می باشد باید با نرم افزارهای ساخت درایو مجازی باز کنید.

می توانید این نرم افزار رابا حجم بسیارکم1.5 مگابایت از اینجا دانلود کنید





کلمات کلیدی :نرم افزار و کلمات کلیدی :کتب مهدوی و کلمات کلیدی :دانلود و کلمات کلیدی :حلقه وصال




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٤

کتاب التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن" معروف به ملاحم و فتن سید بن طاووس از کتابهای گرانقدردر باب مهدویت می باشد. علت اینکه او را ابن طاوس گفته‏ اند اینست که جدّ اعلاى‏ او یعنى محمّد بن اسحاق داراى شکل بسیار زیبا و صورت بسیار نیکوئى‏ بوده ولى پاهاى او با شکل و هیئتش متناسب نبوده است لذا او را به‏ طاوس ملقّب کرده‏اند.
سید بن طاوس را استادهائى بوده که نام عده اى از آنها بشرح‏ زیر است:
1-شیخ حسین سوراوى 2-شیخ ابو الحسن حنّاط 3-شیخ بن‏ نما 4-سید شمس الدین موسوى 5-شیخ اسعد اصفهانى 6-شیخ حسن‏ ابن دربى 7-شیخ سدید الدین بن محفوظ 4-محمّد بن عبد اللّٰه بن زهره‏ 7-نجیب الدین محمّد سوراوى و.....
بزرگان علمائى که بجهت روایت کردن از سید بن طاوس اجازه‏ داشته‏اند بدین قرارند:1-علاّمه حلّى 2-سید عبد الکریم صاحب‏ کتاب فرحة الغرى و عدّه زیادى که علاّمه نورى رحمه اللّٰه نام‏
آنها را در خاتمه مستدرک الوسائل جلد سوم صفحه 473 نگاشته است.
سید بن طاوس از علمائى بوده که داراى بزرگترین درجه‏ زهد و تقوى بوده،شأن این عالم عالیقدر را همین بس که باب ملاقات‏ با حضرت ولى عصر عجّل اللّٰه تعالى فرجه الشریف براى او مفتوح‏ بوده است.
سید نعمت اللّٰه جزائرى رحمه اللّٰه مینویسد:سید بن طاوس‏ گفت خلیفه خواست منصب قضاوت را بمن واگذار کند.گفتم:
میان عقل و هواى نفس من جنگ و جدال سختى درگرفته است، عقل میگوید:من میخواهم تو را بسوى بهشت هدایت کنم،میخواهم‏ تو را به خوشبختى دائمى رسانده سعادت همیشگى تو را تأمین نمایم.
هواى نفس میگوید:بهشت و آخرت نسیه است من میخواهم‏ تو را از لذّتهاى دنیوى که نقد است بر خور دار نمایم و درهاى‏ خوشبختى را بروى تو بگشایم این نزاع در بین عقل و هواى نفس‏
بالا گرفت و قضاوت را بعهدهء من نهادند و من گاهى عقل و گاهى‏ نفس را محکوم کردم،ولى متخاصمان به نزاع خویشتن‏ ادامه میدهند و اکنون مدّت پنجاه سال است که از عمرم میگذرد و من نتوانسته ام این نزاع را خاتمه دهم.
پس کسى که در این سنّ طولانى نتواند یک قضیه را فیصل‏ نماید چگونه میتواند در پیش آمدهاى گوناگون بین مردم قضاوت ب‏نماید؟شما براى قضاوت و داورى در بین مردم کسى را برگزینید که‏ بین عقل و هواى نفس او توافقى حکم فرما باشد تا بتواند در این کار خطیر دخالت نماید.
سید بن طاوس،مدت پانزده سال در بغداد اقامت کرد و بعداز آن به حلّه مراجعت نمود.و از حلّه به نجف اشرف آمده مدتى‏ را در آنجا مشرّف بود،و در زمان دولت مغول ببغداد برگشت و مستنصرعباسى او را در شرق بغداد سکنا داد.
سید بن طاوس در محرم سنه 589 هجرى متولد شده و درپنجم ذى قعدهء سنهء 664 هجرى در بغداد وفات یافت و جنازهء او رابه نجف اشرف حمل کردند و در جوار حضرت على با ابى طالب علیهم السّلام‏ دفن نمودند.
و در خارج شهر حلّه،قبّهء عالیه‏اى است نسبت آن را بسیدابن طاوس میدهند و محلّ زیارت و تبرّک مردم است و چنانچه دربغداد رحلت کرده باشد این نسبت بعید بنظر مى‏آید،میتوان گفت:
آن قبّهءاى که در خارج شهر حلّه میباشد از آل طاوس است ولى نه‏ این سید بزرگوار-نقل از کتاب ملاحم و فتن.
محدث قمى رحمه اللّٰه در کتاب فوائد رضویه قسمتى از تألیفات‏ این سید عالیقدر را بشرح زیر می ‏نگارد:
1-مصباح الزائر 2-فرحة الناظر 3-روح الاسرار 4-کتاب‏ طرائف 5-طرف من الانباء و المناقب 6-غیاث سلطان الورى 7-فتح الابواب 8-محجوب الجواب 9-فلاح السائل 10-مسالک ج‏المحتاج 11-ربیع الألباب 12-قبس الواضع 13-کتاب البهجة 41-کشف المهجة 15-اسعاد ثمرة الفوآد 16-کتاب ملهوف 17-کتاب‏ اصطفاء 18-کتاب توفیق 19-کتاب الاسرار 20-کتاب محاسبة الملائکة 21-الامان من اخطار الاسفار 22-کتاب دروع الواقعیه‏ 23-کتاب محاسبة النفس 24-کتاب سعد و سعود 25-مهج‏ الدعوات 26-کتاب المجتنى 27-کتاب الیقین 28-کتاب الاقبال‏ 29-جمال الأسبوع 30-مصباح المتهجد 31-کتاب السالک.
اما کتاب التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن" معروف به ملاحم و فتن سید بن طاووس
-سید بن طاوس،این کتاب را که در اطراف وجود حضرت‏ بقیة اللّٰه ارواحناه فداه گفتگو میکند از کتب معتبرهء اهل سنّت‏ انتخاب کرده و بدین جهت این کتاب از براى شیعه ستارهءدرخشانى است.


دریافت با لینک مستقیم اسکن شده کتاب باحجم تقریبی 4.5مگابایت

دریافت با لینک مستقیم متن عربی کتاب با حجم تقربی 600کیلو بایت

دریافت با لینک مستقیم متن فارسی (ترجمه آقای نجفی)با حجم تقریبی210 کیلو بایت





کلمات کلیدی :ملاقات با مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۳

 

خواب یک پدیده واقعی است که جای هیچ گونه تردید نمی‌باشد و از میان خواب‌ها تعدادی تعبیرهای درست داشته و صادقانه می‌باشند و نمونه بارز آن خواب دیدن حضرت ابراهیم خلیل ـ علیه السّلام ـ و حضرت یوسف ـ علیه السّلام ـ است که در قرآن از آن یاد نموده است.

آنچه که در زمان غیبت برای منتظران اهمیت دارد،‌این است که تکالیفی را که در این زمان از او خواسته شده است، به نحو احسن انجام دهد و یا اعمالی را انجام دهد، تا زمینه ساز ظهور حضرت بوده و در تعجیل ظهور آن حضرت کمک کند. گفتنی است موردی دیده نشده است که حضرت سفارش کرده باشد که فلان عملی را انجام دهید تا مرا در خواب ببینید. شرط اول یک انسان منتظر این است که برای اصلاح خود و دیگران بکوشد و قابلیت‌هایی را به وجود بیاورد که نه تنها آن حضرت را در خواب ببیند، بلکه در بیداری نیز به دیدار حضرت نائل شده و چشم همگان را به دیدار او روشن سازند. اگر مسأله اصلاح و اصلاح‌گری نباشد، و انسان در این راه تلاش نکند، محرم راز نخواهد شد و هر چه اعمال ناپسند و ناشایست، بیشتر باشد، آن حضرت به انسان، نامحرم‌تر می‌گردد. پس، آنچه که اثر مثبت و عملی داشته و زمینه دیدار به آن حضرت چه در خواب و یا بیداری فراهم گردد، قابلیت و‌آمادگی پیدا کردن خود انسانهاست.

علامه عصر، آیت الله حسن زاده آملی، می‌فرماید: آنچه که انسان را از محرمان محروم می‌دارد، توجه کردن به نامحرمان است. دیدنیها، شنیدنیها، خوردنیها، و تماس گرفتن‌های که خلاف رضای خدا باشد، ‌همه نامحرمانی است که ترا از دوست محرم، محروم می‌کنند. اینگونه نامحرمان، بلای جان بوده ترا از بسیاری برکات محروم می‌کند.

دلی بی‌بهره از شور ولایت بود نامحرم از روی درایت

ز نامحرم روانت شیره گردد قساوت بر دل تو چیره گردد

ترا محرومها از نامحرمان است که نامحرم بلای جسم و جان است(۱)

و یا به تعبیر معلم اخلاق، مرحوم آیت الله بهاء الدینی: هوا و هوسهای روز، زنجیرهایی است که در شب انسان را اسیر کرده و زنجیر پیچ نموده، بیداری شب، فکر صحیح و خواب خوب را از او می‌گیرد.(۲) پس آنچه که خواب را محکم و یا حداقل متشابه کرده و زمینه است که در اثر قابلیت‌ها به وجود آمده و در خواب بشارتها و شکارهایی را نصیب انسان می‌گرداند و این امید را زنده می‌کند که:

در خـواب روم کـه بـینــــم با چشم دگر جمالت ای دوست

دارم هوس وصالت ای دوست دائم منـم و خـیالت ای دوسـت(۳)

امّا سؤال این است که آیا روایاتی داریم که بتوان با عمل به آنها حضرت را در خواب دید؟

آنچه که اشاره شد، شرط اول و مهمترین شرط پیدا کردن قابلیت برای دیدن خوابهای خوب است. و پس از پیدا کردن این قابلیت، محدّثین جهت دیدار با ولی عصر در خواب اعمال و دعاهایی را ذکر کرده‌اند که به چند نمونه آنها اشاره می‌گردد:

1. سید جلیل بن باقی در اختیار مصباح روایت دارد که امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده است: «هر کسی بعد از هر نماز فریضه این دعا (دعای زیارت امام زمان (عج)) را بخواند، به درستی که او در خواب و یا بیداری امام م ح م د بن حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ را خواهد دید. دعا این است: «اللّهم بلغ مولانا صاحب الزمان...(۴)».(۵)

2. سید ابن طاووس در کتاب فلاح السائل می‌گوید: سندی که از معصوم ـ علیه السّلام ـ رسیده است هر کسی اراده کند دیدار یکی از انبیاء و ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ و یا غیر آنها، در خواب نصیب‌شان گردد، هفت شب و در بعضی نسخ چهل شب، بعد از خواندن دعایی که اولش این است: «اللّهم انت الحی الّذی لا یموت... (شیخ عباس قمی در باب دعاها این دعا را آورده است) و بعد از آن، بخواند، سوره «شمس» و «انّا انزلنا» و «قل یا ایها الکافرون» و «قل هو الله احد» و «معوذتین» و بعد از خواندن آنها، سوره «اخلاص» صد مرتبه و صلوات بر محمد و آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ صد مرتبه، پس با وضو به طرف راست خوابیده و هر کسی را که قصد دیدار آن را داشته نیت کرده و در خواب خواهد دید و با او سؤال و جواب خواهد کرد.(۶)

3. شیخ مفید (ره) در کتاب «اختصاص» روایت کرده است از ابی المعزی از امام موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ : هر کسی که برای او حاجتی باشد به سوی خداوند و اراده کرده که ما را (اهلبیت عترت ـ علیهم السّلام ـ) ببیند غسل نماید و در دل شب مناجات کند. و قسم دهد خداوند را به حق ما، و متوسل شود به سوی خداوند، به درستی که ما را خواهد دید و خواهد آمرزید او را و برآورده خواهد شد حاجت او.(۷)

4. کفعمی در مصباح، در باب خواص آیات قرآن کریم به نقل از امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌گوید: هر کسی مداومت کند بر خواندن سوره مزمل ملاقات کند در خواب رسول گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ را، آنچه خیر است از او درخواست کند، ‌خداوند عطا فرماید.(۸)

و هم چنین از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده است: هر کسی در شب جمعه بعد از نماز شب سوره کوثر را خوانده و هزار مرتبه صلوات بر محمد و آل او ـ علیه السّلام ـ بفرستد، پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ را در خواب می‌بیند.(۹)

در انجام دادن اینگونه اعمالی که به نمونه از آن اشاره شد، بسیاری از بزرگان بر آن است، اگر کسی خواسته باشد یکی از ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ و یا یکی از بستگان را که از دنیا رفته در خواب ببیند، نیت کند، در خواب می‌بیند.(۱۰)

این، چند نمونه از دستور العمل‌هایی بود که به عنوان نمونه به آن اشاره گردید، ولی از این گونه دستور عمل‌ها زیاد است. منابعی که در این جهت معرفی می‌گردد، راهنما خواهند بود.

 

پی نوشت :

[1] . آیت الله حسن زاده آملی، رساله نور علی نور، ص 64، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1369.

[2] . سیدآقایی، چشمه در بستر، «داستانهای فضایل بیداری در شب»، انتشارات دفتر تبلیغات، چاپ اول، 1375.

[3] . آیت الله حسن زاده آملی، هزار و یک کلمه، ص 296، انتشارات دفتر تبلیغات، 1375.

[4] .مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 86، ص 61، موسسه الوفاء بیروت، 1403 هـ .ق.

[5] . این دعا در مفاتیج الجنان آمده است.

[6] . سید ابن طاووس، فلاح السائل، ص 281، چ سنگی، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، بی‌تا.

[7] . محدث نوری، حسین بن محمد تقی، نجم الثاقب، باب هفتم، امام زمان را دیده‌ایم، ص 849، انتشارات جمکران، 1380 هـ . ش.

[8] . همان، ص 666.

[9] . همان، ص 667.

[10] . همان، ص 667.

 به نقل از : http://mahdimission.com





کلمات کلیدی :ملاقات با مهدی و کلمات کلیدی :حلقه وصال




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٢

جوانی، دل‌پذیرترین لحظات زندگی و شورانگیزترین فرصت‌های حیات انسانی است که خاطرات و مخاطرات شیرین آن همچون رنگین‌کمانی زیبا و شگفتی‌آفرین از جلوه‌های عشق و معرفت، شور و شیدایی و رشد و شکوفایی در آسمان خاطرات همگان، نقش می‌زند.فصلی است برای شکفتن غنچه‌های کمال و معرفت و موسمی است برای جوشش زلال ایمان و معنویت.

آیین اسلام، دنیا را درآمدی بر آخرت و جایگاهی برای زمینه‏سازی نیک‌بختی یا شوربختی انسان می‏داند. در فرهنگ اسلامی، این سخن همیشه تکرار می‏شود که: «الدنیا مزرعه الاخره»[۱] از این رو، آموزه‏های دینی با جامع‏نگری ویژه‏ای، به همه زوایای زندگی بشر نگاه می‌کند و می‏کوشد با همراه کردن خواسته‏های جسمانی و روحانی آدمی، او را به جایگاه بالای تکامل برساند.

در عرصه ایمان و معرفت بینش انسان‌ها به رستاخیز و پاسخگویی به رفتارها در برابر دادگاه خداوند، نقش مهمی در سامان‌بخشی رفتارهای انسان در دوران زندگی دارد. باور به این که زمانی انسان در برابر خداوند به هر آنچه انجام داده و باور داشته می‌بایست پاسخ دهد، انسان را بر آن می‌دارد تا در کارهایی که انجام می‌دهد بیاندیشد. در این مرحله سطح بینش جوان به معاد وحساب، ثواب و عقاب در جهان دیگر، شکل گرفته و رشد می‌یابد.

خداوند در آیات فراوانی بر لزوم آمادگی انسان‌ها برای پاسخگویی به رفتارهایشان تأکید ورزیده است.

افزون بر آیات قرآن دیگر آموزه‌های دینی نیز انسان‌ها را به فرجام‌نگری هنگام رفتارهای خود سفارش کرده است و ایشان را به حساب‌کشی از خود پیش از قیامت سفارش نموده است.

این رستاخیزباوری پیش از آن که در دیگران مفید افتد، در خود پیشوایان دینی فراوان تأثیر می‌گذاشت که نمونه‌های فراوانی در تاریخ نقل شده است.

 

رستاخیزباوری در آینه تاریخ

در تاریخ اسلام، جوانان پرشماری بوده‌اند که باور به رستاخیز و پاسخ‌گویی در برابر خداوند، زندگیشان را سرشار از نیکی و سعادت کرده است و ایشان را از گردنه‌های سهمگین زندگی به سلامت عبور داده است.

جوانانی که در صحنه‌های گناه و نافرمانی پروردگار، با مددخواهی از این باور با دامنی پاک و روحی پاکیزه، ایمان به سلامت برده‌اند.

از امام صادق علیه السلام روایت شده که ‏فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز بامداد را با مردم گزارد، جوانی را در مسجد دید که چرت می‏زد و سر به زیر می‏داشت، رنگش زرد بود و تنش لاغر و دیده‏هایش به گودی فرو رفته بود، پس رسول خدا به او فرمود: ای فلانی، چگونه صبح کردی؟

گفت: ای پیامبر! در حال یقین صبح کردم.

رسول خدا صلی الله علیه و آله از گفته او در شگفت شد و فرمود: «برای هر یقینی حقیقتی است، حقیقت یقین تو چیست؟»

در پاسخ گفت: ای پیامبر! یقین من همان است که مرا اندوهگین کرده و شبم را به بی‏خوابی کشیده و روز گرمم را به تحمل تشنگی (روزه). جانم از دنیا، و آنچه در آن است به تنگ آمده و رو گردان است تا آنجا که گویا می‏بینم عرش پروردگارم برای رسیدن به حساب برپا است، و همه مردم برای آن محشور شدند و من در میان آنها هستم، گویا می‏نگرم به اهل بهشت که در نعمت اندرند و در بهشت با هم تعارف می‏کنند و بر پشتی‌ها تکیه زده‏اند و گویا نگاه می‏کنم به دوزخیان که در آن زیر شکنجه‏اند و فریاد می‏کشند، گویا من هم اکنون نعره آتش دوزخ را می‏شنوم که در گوشم می‏گردد و می‏چرخد، رسول خدا به اصحابش فرمود: این بنده‏ای است که خدا دلش را با ایمان روشن کرده، سپس به او فرمود: «آنچه داری، نگه دار!».

گفت: ای پیامبر! برای من دعا کن که به همراه تو شربت شهادت نوشم.

پیامبر صلی الله علیه و آله برایش دعا کرد و درنگی نکرد که در یکی از جنگ‌های پیغمبر به جبهه جهاد رفت و پس از نه تن دیگر شهید شد، و او نفر دهم بود.(۲)

با کمال تأسف یکی از آسیب‌های زندگی امروزی آن است که مردم از آنچه آنها را به یاد مرگ و قیامت می‌اندازد پرهیز می‌کنند. در گذشته اگر کسی از دنیا می‌رفت مردم با شرکت در مراسم تشییع و خاک سپاری او تا مدت‌ها در اندیشه مرگ و قیامت بودند و بدان سبب در رفتار خود دقت بیشتری می‌کردند، اما امروز گاهی نزدیک‌ترین همسایه یا خویشاوند کسی از دنیا می‌رود و مدت‌ها بعد فرد از آن آگاه می‌شود.

... و این راه ادامه دارد

 

پی نوشت :

 [۱]. ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج۱، ص۹۲.

[۲]. محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج2، ص۵۳، ح۲.

 

به نقل از : پایگاه مجازی مهدویت





کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :جوان ومهدویت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۱

دین‌شناسی و دین‌داری 

جوانی، دلپذیرترین لحظات زندگی و شورانگیزترین فرصت‌های حیات انسانی است که خاطرات و مخاطرات شیرین آن همچون رنگین کمانی زیبا و شگفتی‌آفرین از جلوه‌های عشق و معرفت، شور و شید ایی و رشد و شکوفایی در آسمان خاطرات همگان نقش می‌زند. فصلی است برای شکفتن غنچه‌های کمال و معرفت و موسمی است برای جوشش زلال ایمان و معنویت.

 

جوان، هنگام گذر در مرحله یگانه‌پرستی، خود را نیازمند آگاهی‌های هر چه بیشتر درباره دین می‌بیند. از این رو به دنبال شناخت مبانی اعتقادی در بینش اسلامی گام می‌نهد. او در این مسیر همواره به دنبال کشف رازهای آفرینش است و برای پاسخ به نیازهای فطری و درونی خود به دنبال اثبات هدفمند بودن نظام آفرینش و زندگی خویش است.

 

رفته رفته در این دوره، جوان، حوزه دین‌شناسی را به دین‌داری نزدیک و نزدیکتر می‌کند تا جایی که دین داری او به طور کامل منطبق بر دین‌شناسی می‌گردد و این دو نه فقط در عرصه فکر و اندیشه که عرصه رفتار و کردار را نیز به طور کامل زیر نفوذ خود قرار می‌دهد به گونه‌ای که رفتارهای دینی او بر اساس فهمی آگاهانه از دین صورت می‌گیرد.

 

روشن است که کمال این مرحله بدان است که پس از تعمیق‌‌بخشی به باورهای اساسی، در برابر هرگونه شبهه و کژی، پاسخ‌های درخور و روشنی در نهاد خود شکل داده باشد.

 

بی‌ترید در این مرحله سرمشق از رهیافتگان، نقش بسیار ارزنده‌ای در رسیدن به مقصد دارد که از جمله آنها هدایت و تقویت جوشش فکری و تکاپوی درونی جوان در کشف رازهای آفرینش و قانونمند بودن هستی است. چنان‌که روحیه توکل و پدیدآوردن باورهای قلبی به حکمت پدیده‌های آفرینش با مطالعه در آموزه‌های اسلام و منابع معتبر از دیگر راه‌های گذر سالم از این مرحله به شمار می‌آید.

 

دین‌داری در آینه تاریخ

پیشوایان دین به هر مناسبتی یکتاپرستی و دین‌داری را بزرگ می‌داشتند. به گونه‌ای که کسانی که دقت بیشتر به پرستش خداوند داشتند در چشم ایشان محبوب‌تر بودند.

 

«مسمع‌بن عبدالملک‏» ‌‏گوید: در«سرزمین مِنا‏» نزد امام صادق علیه السلام مشغول خوردن انگور بودیم، فقیری آمد و از امام کمک خواست، امام خوشه انگوری به او داد، او نپذیرفت و گفت: «اگر پول هست ‏بدهید». امام فرمود: «خدا برایت ‏برساند.»

 

فقیر رفت و برگشت، همان خوشه انگور را خواست. امام فرمود: «خدا برایت‏ برساند.» و چیزی به او نداد. فقیر دیگری آمد، امام سه حبه انگور به او داد. او گرفت و گفت: «سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است و مرا روزی عطا کرد».

 

امام هر دو دست را پر از انگور کرد و به او داد، فقیر گرفت و گفت: «سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است».

 

امام فرمود: بایست، و از غلام خود پرسید: «چقدر پول همراه داری؟» گویا بیست درهم داشت، آنها را نیز به فقیر داد، فقیر گفت: «سپاس خدای را، خداوندا! این نعمت از توست، تو یکتائی و شریکی برای تو نیست».

 

امام فرمود: بمان و پیراهنی که در بر داشت در آورد و به او داد و فرمود بپوش.

 

فقیر پوشید و گفت: «سپاس خدای را که به من لباس داد و مرا پوشانید»، و به امام رو کرد و گفت: «خدا به تو جزای خیر دهد».

 

«مسمع‏» می‌‏گوید: به نظر می‌‏آمد که اگر این بار هم امام را دعا نمی‌‏کرد و فقط به شکر و سپاس خدا می‌‏پرداخت امام باز به او چیزی می‌‏داد و همچنان ادامه پیدا می‌‏کرد.۱

 

و این است سنت رهیافتگان در دینداری و ارج نهادن به دینداران.

این راه همچنان ادامه دارد.

 

پی‌نوشت

۱. محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۴۹.

به نقل از : پایگاه مجازی مهدویت





کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :جوان ومهدویت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٠

ما خیل بندگانیم ما را تو می‌شناسی

 

هر چند بی‌زبانیم، ما را تو می‌شناسی


ویرانه‌ایم و در دل، گنجی ز راز داریم

با آن‌که  بی‌نشانیم،  ما را تو می‌شناسی



با هر کسی نگوییم راز خموشی خویش

بیگانه با کسانیم، ما را تو می‌شناسی



آئینه‌ایم و هر چند لب بسته‌ایم از خلق

بس رازها که دانیم ما را تو می‌شناسی


از قیل و قال بستند، گوش و زبان ما را

فارغ از این و آنیم ما را تو می‌شناسی


از ظن خویش هر کس، از ما فسانه‌ها گفت

چون نای بی‌زبانیم ما را تو می‌شناسی



در ما صفای طفلی، نفسرد از هیاهو

گلزار بی‌خزانیم ما را تو می‌شناسی



آئینه‌ سان برابر گوییم هر چه گوییم

یکرو و یک زبانیم ما را تو می‌شناسی



خط نگه نویسد حال درون ما را

در چشم خود نهانیم ما را تو می‌شناسی



لب بسته چون حکیمان، سرخوش چو کودکانیم

هم پیر و هم جوانیم ما را تو می‌شناسی


با دُرد و صاف گیتی، گه سرخوش است گه غم

ما دُرد غم کشانیم ما را تو می‌شناسی



از وادی خموشی راهی به نیکروزیست

ما روز به، از آنیم ما را تو می‌شناسی


 

کس راز غیر از ما نشنید بس «امینیم»

بهر کسان امانیم ما را تو می‌شناسی





کلمات کلیدی :ولایت فقیه و کلمات کلیدی :مهدویت در کلام مقام معظم رهبری




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٠

جوانی، شورانگیزترین لحظات زندگی و دلپذیرترین فرصت‌های حیات انسانی است که خاطر ات و مخاطرات شیرین آن همچون رنگین کمانی زیبا و شگفتی‌آفرین از جلوه‌های عشق و معرفت، شور و شیدایی و رشد و شکوفایی در آسمان خاطرات همگان نقش می‌زند. فصلی است برای شکفتن غنچه‌های کمال و معرفت و موسمی است برای جوشش زلال ایمان و معنویت.

 جوانان، جوانه‌های سرسبز و شاداب و شکوفه‌های زیبا و دلپذیر درخت زندگی و حیات انسانی‌اند که در دنیای پیچیده امروز، صحنه‌های تلخ و شیرین زندگی را از زلال نگاه ساده و صمیمی و افق آرمانی خویش تجربه می‌کنند تا آرام آرام وارد دنیای بزرگی و بزرگ‌ترها شوند. در این میان جوان مؤمن بر آن است تا شوریدگی جوانی را با شوق ایمان و عرفان در هم آمیزد و سرّ زندگی خویش را با عبادت و نیایش و پویایی خویش را با طراوت امید وتلاش همچنان زنده و پرحرارت نگه دارد.

با توجه به جایگاه مهم جوان و جوانی؛ آموزه‌های دینی همواره بر این موقعیت تأکید فراوانی کرده و بدان توجه نموده است.

 

گام‌های نخست، نگاهی به مبدأ

 

آنگاه که جوان نخستین گام‌ها را در مسیر می‌نهد، آوای خوش فطرت، او را به جست‌و‌جوی آگاهانه آفریدگار می‌خواند و در پس این کنکاش است که بارقه‌های الهی قلب او را به نور یگانه پرستی روشن می‌سازد. و از اینجاست که او به دنبال تقویت این بینش ارزشمند، گام‌های استوارتری بر‌می‌دارد.

بسی روشن است که پیروی از آموزه‌های سفیران خداوند و جانشینان آنها، چراغی فروزان فرا راه او خواهد بود، تا این استواری را با استقامت تمام استمرار بخشد.

آموزه‌هایی که در جهت روشن ساختن فلسفه زندگی و شناخت هدف‌های اساسی آن و نیز پدید‌ آوردن نشاط و امیدواری به آینده‌ای بهتر برای تداوم زندگی راهنمایی‌های ارجمندی را در دسترس نهاده است.

 

در این گام‌های نخستین است که جوان در پس اندیشه در مبدأ آفرینش زیرساخت‌های شناخت هدف آفرینش را نیز در نهاد خود شکل می‌دهد تا در پرتو این دو باور، زندگی را بر شیوه‌ای سالم و دل‌پذیر سامان بخشد.

بی‌گمان در این مرحله حساس، عقل و فطرت سالم با یاری خواهی از آموزه‌های دینی ـ آیات قرآن و سخنان معصومان علیهم السلام ـ راه را بر رهروان هرچه روشن‌تر ساخته، او را برای رسیدن به کمال مطلوب آماده می‌سازد.

 

اندیشه سالم حکم می‌کند ـ افزون برآنچه اشاره شد ـ گذر از راه‌های ناپیموده، نیازمند راهنمایان رهیافته است. آنان که هم راه را می‌شناسند و هم مقصد را.

 اینان در این مرحله می‌توانند در آشنایی جوان با ویژگی‌های جهان بینی مذهبی و هدایت اندیشه و تأملات مذهبی او، و نیز کامل کردن ساختار فکری او در بینش توحیدی و توانمند ساختن او در برابر شبهه‌های مربوط، نقش اثر گذاری داشته باشند که زندگی رهیافتگان سرشار از این راهبری‌هاست.

یگانه‌پرستی در آینه تاریخ

 

عفیف کندی گوید: «در زمان جاهلیت به قصد خرید لباس و عطریات برای خانواده‌ام به مکه رفتم. بر عباس‌بن عبدالمطلب ـ که تاجر بود ـ وارد شدم». روزی در مسجدالحرام نشسته و به کعبه نگاه می‌کردیم، آفتاب در وسط آسمان بود. جوانی روی به کعبه ایستاد، پسری آمد و در طرف راست او ایستاد بعد بانویی آمد و در پشت سر آنها ایستاد. جوان به رکوع رفت آن دو نیز به رکوع رفتند، جوان سر از رکوع برداشت آن دو نیز سر برداشتند، او به سجده رفت آن دو نیز به سجده رفتند.

 

به عباس گفتم: «این کار بزرگی است». عباس گفت: «بلی کار بزرگی است. می‌دانی این جوان کیست؟ او محمد بن عبدالله پسر برادرم است و آن پسر، علی فرزند برادرم ابوطالب است و آن بانو، خدیجه دختر خویلد، همسر محمد است. برادرزاده‌ام می‌گوید: «پروردگار آسمان‌ها و زمین است که او را به این دین مأمور نموده است. به خدا سوگند در روی زمین، این دین به جز این سه نفر پیرو ندارد».1

و این سرآغاز راه است. تا فرجام به کجا انجامد؟

این راه همچنان ادامه دارد....

پی نوشت :

1-ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج3، ص546؛ ن.ک: ابن عبدالله بن عبدالبر، الاستیعاب، ج 3، ص1090.

 به نقل از : پایگاه مهدویت





کلمات کلیدی :حلقه وصال و کلمات کلیدی :جوان ومهدویت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٥

تعدادی از سایت هاامام زمانی

http://www.abasaleh.org

http://www.al-mahdi.org 

http://www.almahdi1.org

http://www.almahdi4u.com

http://www.almawood.net

http://www.almontadhar.com

http://www.al-qaem.net

http://www.ejlasmahdi.com

http://www.emammahdi.com

http://www.hazratmahdi.com

http://www.ghadeer.org/site/abasaleh/imdex.html

http://www.imammahdi.net

http://www.imammahdi-s.com

http://www.jamkaran.info

http://www.mehdi.tc

http://www.mouood.org

http://www.montazar.net

http://www.montazar.com

http://www.monjee.org

http://www.rahpouyan.org/sima/sima01.htm

http://www.yamahdi.com

http://www.yamahdi.org

http://www.zohor.net





کلمات کلیدی :وب سایت مهدوی




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢

عارف مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در بیانی، معنای غیبت حضرت ولی عصر(عج) را اینگونه تشریح می‌کنند: 
سوال شد امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ گفتم غایب؟ کدام غایب؟
بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می گوید: پدرم گم شده است. ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند.
بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است. انبیاء و اولیاء پدران خلق اند و دست خلائق را می‌گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند.
امام زمان (عج) گم و غایب نشده است ما گم شدیم و محجوب گشته‌ایم. امام غایب نیست، تو نمی بینی آقا را. او حاضر است. چشمت رو که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می بیند. خلاصه نگو آقا غایب است. تو نمی بینی.





کلمات کلیدی :دولابی و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :علت غیبت