زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۳

فضیلتهای امام مهدی(عج) نسبت به حضرت عیسی (ع)

 

حضرت مهدی در مقایسه با حضرت عیسی دارای ویژگی­های اختصاصی و منحصر به فرد زیر است:
۱٫ در عصر کنونی، حضرت مهدی است که حجت خدا بر روی زمین و مایه بقای هستی و تداوم نسل انسان است.

۲٫ حضرت مهدی به لحاظ نسبی، ذریه برترین پیامبر خدا، و فرزند فاطمه، برترین زنان عالم، است.

۳٫ برخورداری از علم راسخ به کاملترین وحی آسمانی و علم به ۷۲ وجه یا جنبه از اسم اعظم خدا مختص به حضرت مهدی است.

۴٫ حضرت مهدی منصور به یاری خاص فرشتگان است و حضرت عیسی علیه­السلام به شیوه­های گوناگون در خدمت اهداف حجت ابن الحسن است.

۵٫ عدالت جهانی به دست حضرت مهدی است که جامۀ تحقق می­پوشد و در نتیجه رضایت جهانیان و رفاه اقتصادی پدید می­آید.

۶٫ این حضرت مهدی است که توحید حقیقی و آموزه­های عملی وحیانی را در سطح جهان گسترش می­دهد و بشریت را عملا در مسیر دین الاهی قرار می­دهد.

پاسخ تفصیلی:

فضیلت­های حضرت مهدی نسبت به حضرت عیسی را می­توان از سه منظر مورد توجه قرار داد: قرآن، روایات، استدلال عقلی

حضرت مهدی در قرآن
۱٫ «و نرید أن نمنّ علی­الذین استضعفوا فی­الارض و نجعلهم أئمه و نجعلهم الوارثین»:
«و ما می­خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم»[۱] امام علی در تفسیر آیه فوق فرمود: «این گروه آل محمد هستند. خداوند مهدی آنها را بعد از زحمت و فشاری که بر آنان وارد می شود، برمی­انگیزد و به آنها عزت می دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار می­کند.[۲]
ابن ابی­الحدید از حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام نقل می­کند که آن حضرت فرمود: دنیا پس از همه سرکشی­ها بالاخره روزی به ما روی خواهد آورد.[۳] ابن ابی الحدید سپس اضافه می کند: اصحاب ما «معتزله» معتقدند که این، وعده ظهور امامی است که بر همه کشورها مستولی خواهد شد.[۴]

۲٫ «و له اسلم من فی السموات و الارض طوعاً و کرهاً»: «هرکس در آسمان­ها و زمین است خواه و ناخواه برای او اسلام آورده­اند».[۵] حضرت صادق علیه السلام در تفسیر آیه فوق فرمود: زمانی که مهدی قیام کرد تمام مردم روی زمین به وحدانیت خدا و رسالت حضرت محمد ایمان می­آورند.[۶]

۳٫ «الذین إن مکّناهم فی الارض أقامو الصلوه و أتوا الزکاه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه­الامور»: «یاری دهندگان خدا کسانی هستند که اگر در روی زمین به آنها قدرت بخشیم، نماز را به پا می دارند و زکات مال می پردازند مردم را به کارهای شایسته وادار می کنند و از کارهای زشت باز می دارند و پایان همه کارها در دست خدا است».[۷] در بعضی از رویات اسلامی، آیه فوق به حضرت مهدی و یارانش یا آل محمد تفسیر شده است. مثلا در حدیثی از امام باقر آمده است: خداوند شرق و غرب زمین را در سیطره حکومت آنها قرار می دهد؛ آئینش را آشکار می­سازد و به وسیله مهدی و یارانش بدعت و باطل را نابود می­کند آنچنان که تبهکاران حق را نابوده کرده بودند؛ و آنچنان می­شود که بر صفحه زمین اثری از ظلم دیده نمی­شود چرا که امر به معروف و نهی از منکر می­کنند.[۸]

۴٫ «وعدالله الذین امنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی­الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکّننّ لهم دینهم الذی إرتضی لهم و لَیُبدّلنّهم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننی لا­یشرکون بی شیئاً»: «خداوند وعده داده است به کسانی از شما که ایمان آورد و کارهای نیکو و شایسته بکند هر آینه آنها را در روی زمین خلافت بخشد چنان که در باره پیشینیان کرده است و آنان را قادر خواهد ساخت بر اینکه دین خداپسند خویش را بپا دارند و اندیشه و هراس شان را مبدل به امنیت خواهد نمود تا اینکه مرا پرستش نموده و چیزی را برا ی من شریک قرار ندهند».[۹] برطبق این آیه، حکومت جهانی مستضعفان نتیجه اطاعت و تسلیم در برابر فرمان خدا و پیامبر اوست. در سایه آن حکومت توحیدی، ناامنی­ها به آرامش مبدل می شود و نیز مردم روی زمین با نهایت آزادی خدا را می پرستند و توحید خالص در همه جا گسترده می­شود.[۱۰] رسول خدا فرمودند : اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند، خدا آن یک روز را آن قدر طولانی می کند تا مردی از دودمان من که نامش نام من است ، حاکم بر زمین شود و صفحۀ زمین را پر از عدل و داد کند آن گونه که از ظلم و جور پر شده است.[۱۱]

۵٫ «ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الارض یرثها عبادی الصالحون»: «در زبور نوشتیم بعد از ذکر، آنکه زمین را بندگان شایسته به ارث می­برند».[۱۲] امام صادق و امام باقر علیهما السلام فرمودند: مراد، قائم و اصحاب آن حضرت است.[۱۳]

حضرت مهدی در روایات اسلامی

علمای امامیه کتاب­های متعددی درباره حضرت مهدی علیه­السلام نگاشته­اند. این کتاب­ها دربردارنده احادیث گوناگون از منابع شیعه و اهل سنت بوده است. در اینجا برخی از روایات اسلامی در باره فضیلت­های اختصاصی مهدی علیه­السلام که حضرت عیسی فاقد آنها است، ذکر می شود:

۱٫ در این زمان، حضرت مهدی تنها حجت خدا بر روی زمین و مایه بقای هستی و تداوم نسل انسان است. زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نیست خواه این حجت، رسول خدا باشد یا امامی که نایب رسول­الله است. بنابر این، بعد از سپری شدن زمان رسالت، زمین از وجود امام هادی خلق خالی نیست.[۱۴] حضرت صادق فرمودند: «ما زالت الارض الّا و لله فیها الحجه یعرف الحلال و الحرام و یدعو الناس الی سبیل الله».[۱۵] سلیمان بن اعمش بن مهران از امام صادق روایت کرده است: ما حجت­های خداوند بر مردم عالم هستیم … به واسطۀ ما آسمان بر زمین نمی­افتد مگر به اذن خدا؛ به واسطه ما باران می بارد و رحمت خدا گسترده می شود و برکات زمین خارج می­شود؛ و اگر بر روی زمین از ما کسی نبود هر آینه زمین اهلش را فرو می­برد.[۱۶] در روایت آمده است هنگامی که حضرت مهدی ظهور می کند و حضرت عیسی نیز از آسمان رجعت می­کنند، حضرت مهدی به حضرت عیسی می­فرمایند که امامت نماز را برعهده گیرد، حضرت عیسی در پاسخ می­گویند: «فقد رضی الله عنک، فإنما بعثتُ وزیراً و لم­أبعث أمیراً»: من به عنوان وزیر فرستاده شده­ام نه امیر.[۱۷] همچنین در روایت آمده است : هنگاهی که حضرت مهدی خروج می­کند، فرشته­ای بر بالای سرش است که ندا می­دهد: این مهدی خلیفه الله است، پس از او پیروی کنید.[۱۸]

۲٫ حضرت مهدی از سلالۀ پیغمبر خاتم و فرزند حضرت فاطمه و حضرت علی هستند. این امر یک فضیلت نسبی و غیر اختیاری برای ایشان است. پیامبر فرمودند: هنگامی که «مهدی از فرزندانم» از پرده غیبت خارج شود و قیام کند، عیسی بن مریم از آسمان فرود می­آید ….[۱۹]: «التاسع منهم قائم اهل بیتی و مهدی امتی؛ اشبه الناس بی فی شمائله و اقواله و افعاله…»: نهمین امام، قائم اهل بیت من و مهدی امت من است.[۲۰]“الائمه من ولدک علی رجال العالمین” بعدک؛ ثم إطلع الرابعه فاختار “فاطمه علی نساء العالمین”».[۲۲] در منابع اهل سنت نیز آمده است: «المهدی مِن وُلد فاطمه»: «مهدی از فرزندان فاطمه است».[۲۱] این در حالی است که بر طبق منابع اسلامی، حضرت فاطمه سیدۀ زنان عالم و دارای مقامی برتر از مقام حضرت مریم در نزد خدا است. به روایت جامع زیر توجه کنید: پیامبر فرمودند که، ای علی! خدای عزّ و جلّ بر دنیا اشراف یافت و مرا بر مردان دنیا برگزید؛ آنگاه تو را بر مردان عالم برگزید؛ در مرحلۀ سوم، امامان از نسل تو را پس از تو بر مردان عالم برگزید: «… عن النبی انه قال فی وصیه له، یا علیّ! إنّ الله عزّ و جلّ أشرَفَ علی­­­الدنیا فاختارنی منها علی رجال العالمین؛ ثم إطلع الثانیه فاختارک علی رجال العالمین بعدی؛ ثم إطلع الثالثه فاختار ابن عباس از پیامبر (ص) نقل می­کند

۳٫ حضرت مهدی برخوردار از علم به کاملترین وحی الاهی است که در قرآن متجلی است. حضرت علی فرمودند: خداوند تبارک و تعالی ما را پاکیزه و معصوم نمود و شاهدان بر خلقش قرار داد و حجت خود در زمین ساخت و ما را همراه قرآن و قرآن را همراه ما کرد که نه ما ازآن جدا شویم و نه آن از ما جدا گردد.[۲۳] حضرت امام صادق می­فرماید: «همانا خداوند رسولان اولولعزم را خلق کرد و آنان را با علم فضیلت داد و ما را وارث علم آنان کرد و ما را در علم ایشان بر آنان فضیلت داد؛ و خداوند آنچه را آنان نمی­دانستند، به رسول الله تعلیم کرد و علم رسول و علم آنان را به ما تعلیم کرد».[۲۴] در روایت دیگر آمده است که موسای کلیم به خدا عرض کرد: «… یا رب! لقد أکرمتنی بکرامهٍ لم­تُکرِم بها احداً قبلی، فقال الله جلّ جلاله: یا موسی! أما عَلِمتَ أن محمداً (ص) افضل عندی مِن جمیع ملائکتی و جمیع خلقی؟ قال موسی: یا رب فإن کان محمد اکرم عندک مِن جمیع خلقک، فهل فی آل الانبیاء أکرمُ مِن آلی؟ قال الله جل جلاله: یا موسی أما علِمتَ أنّ فضل آل­ِ محمد علی جمیع آل­النبیین کفضلِ محمد علی جمیع المرسلین.[۲۵] بر طبق این روایت، خدا می­فرماید همچنان که محمد بر همۀ رسولان فضیلت دارد، آل محمد نیز بر آل همۀ انبیا برتری دارد. همچنین باید دانست که علم به ۷۲ وجه یا جنبه از اسم اعظم خدا، مختص به امامان از جمله حضرت مهدی است. در روایت است که امام صادق فرمودند: در مورد اسم اعظم خدا، به عیسی ابن مریم دو حرف اعطا شد و به موسی چهار حرف اعطا شد و به ابراهیم ، هشت حرف؛ و به نوح پانزده حرف؛ و به آدم بیست و پنج حرف. خدای تعالی همۀ آن را برای محمد جمع کرد و همانا اسم اعظم خدا ۷۳ حرف است که به محمد هفتاد و دو حرف اعطا شد و یک حرف از او پوشانده شد.[۲۶] همچنین جابر از امام باقر نقل می­کند: اسم اعظم خدا بر ۷۳ حرف است … و نزد ما ۷۲ حرف از اسم اعظم است و یک حرف نزد خداست که آن را در علم الغیب، به خود اختصاص داده است.[۲۷]

۴٫ حضرت مهدی منصور به یاری خاص فرشتگان خدا و خدمات گوناگون حضرت عیسی به ایشان است. پیامبر اسلام فرمودند: «… و یظهر دین الله و یوید بنصرالله و ینصر بملائکه الله…».[۲۸]­پردازد. پس از چهل سال زندگی، خداوند جان حضرت عیسی را می­گیرد و حضرت مهدی مراسم دفن او را آشکارا در برابر دیدگان مردم برگزار می­کند و در کنار قبر مادرش در قدس به خاک می­سپارد.[۳۳] همچنین، امام صادق فرمودند: «انقلاب مهدی را سه سپاه، یاری می­کند: سپاهی از فرشتگان، سپاهی از مومنان و سپاهی از رعب»[۲۹]. و امام باقر فرمودند: هنگامی که قائم ما ظهور کند، خداوند او را به وسیله فرشتگان نشاندار و فرشتگان پیاپی و صف­زده و کروبیان یاری خواهد کرد در حالی که جبرئیل، پیشایش آن حضرت و میکائیل ، سمت راست و اسرافیل، سمت چپ ، و فرشتگان مقرب، در کنار او هستند. [۳۰] همچنین طبق احادیث ، مسیح از آسمان فرود می­آید و پشت سر مهدی نماز می­گزارد.[۳۱] فرود آمدن مسیح موجب خوشحالی مسیحیان و یهودیان و مسلمانان می­شود و همه مسیحیان و یهودیان آزاداندیش می­پذیرند: «إنّ عیسی ینزل قبل یوم القیامه الی الدنیا فلایبقی اهل مله یهودی و لاغیره الا آمن به قبل موته».[۳۲] و بدین ترتیب، بین مسلمانان و مسیحیان و یهودیان همبستگی و صفا ایجاد می­گردد. از طرف دیگر، موضع­گیری صریح عیسی در طرفداری از حضرت مهدی و مسلمانان سبب می­شود که دشمنی حکومت­های غربی نسبت به اسلام و مسلمانان کاهش یابد و با انعقاد قرارداد صلح با غربیان تا مدتی از جنگ و خونریزی جلوگیری می­شود. افزون بر این، حضرت عیسی همراه با مسلمانان با یهود ، روم و دجال به نبرد می

۵٫ حضرت مهدی (ع) است که تحقق­بخش عدالت جهانی است. امام صادق در تفسیر آیات ۱۵ تا ۱۷ از سورۀ طارق فرمودند: قطعاً خدا قائم را مبعوث می­کند و از جباران انتقام می­گیرد.[۳۴] خداوند در معراج پیامبر به ایشان فرمود: همانا زمین را با مهدی، آخرین وصی، از ظلم پاک می­کنم و مشرق و مغرب زمین را در اختیارش قرار می­دهم[۳۵]– نیست؛ او کارگزاران حکومت­ها را به اعمال بدشان کیفر خواهد داد. او به شما نشان خواهد داد که دادگری چگونه است.[۳۷] همچنین حضرت علی فرمودند: مهدی فتنه­های آینده را دریابد، با چراغی روشن در آن گام می نهد و بر سیرۀ صالحان رفتار می­کند تا گره­ها را بگشاید.[۳۸] به یمن وجود دولت حضرت مهدی است که رفاه اقتصادی بشر پدید می­آید. امیرالمومنان می­فرمایند: در زمان ظهور حضرت مهدی، زمین گنجینه­های خود (معادن طلا و نقره) را برای او بیرون می­ریزد و کلیدهایش را به او می­سپارد.[۳۹] همچنین رسول خدا فرمودند: در زمان برقراری دولت مهدی، آب­ها فراوان می گردد و نهرها کشیده می­شوند و برکات زمین افزایش می­یابند و گنج­ها استخراج می­گردند.[۴۰] و حضرت مهدی «یملأ الارض عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً».[۳۶] همچنین علی علیه­السلام می­فرماید: آگاه باشید در فردایی که شما را از آن هیچ آگاهی­ای نیست، زمامداری حاکم می­شود که از این طایفه – امویان

۶٫ اصلاح چارچوب فکری و تحول اساسی در رفتارها و نهادهای بشری به دست حضرت مهدی صورت می­گیرد. در روایات داریم که با تشکیل دولت مهدی در سطح زمین، توحید راستین و رسالت محمد فراگیر می­شود: هنگامی که قائم به پا خیزد، هیج سرزمینی باقی نمی­ماند مگر این که گواهی بر وحدانیت خدا و رسالت محمد از آن بلند شود.[۴۱] دو روایت از امام باقر در این باره ذکر شده است: زمانی که قائم ما قیام کند، دست خود را بر سر بندگان گذارد و بدین وسیله نیروهای مردم را تمرکز بخشیده، اخلاقشان را کامل سازد.[۴۲] و علم و حکمت به همه شما در زمان مردی از خاندان ما آموخته شود، به طوری که حتی زن در خانه­اش بر طبق کتاب خدا و سنت رسول الله (ص) قضاوت نماید.[۴۳] همچنین امیرمؤمنان در نهج­البلاغه می­فرماید: او خواسته­ها را تابع هدایت آسمانی می­کند، و آن هنگامی است که مردم هدایت را تابع هوس­ها کرده­اند؛ او آراء و اندیشه­ها را تابع قرآن می­سازد و آن هنگامی است که افراد قرآن را تابع آراء خود کرده­اند … و او آنچه از کتاب خدا و سنّت پیامبر مرده است، زنده می­گرداند.[۴۴] ابن ابی الحدید در ذیل این کلام حضرت می­نویسد: «این سخن امیرمؤمنان اشاره است به امامی که در آخرالزمان خواهد آمد و در روایات فراوان، از آمدن او خبر داده شده و با ظهور او، هدایت قاهره پدید آمده و عمل به رأی و قیاس از میان رفته، برابر قرآن کریم رفتار می شود.»[۴۵] بنابر این، در آن زمان اعتقادات راستین فراگیر می­شود و بساط گستردۀ شراب­خواری و بی­بند­و­باری و رباخواری جامعه برچیده می­شود و اعمال صالح گسترش کامل می­یابد.

حضرت مهدی بر اساس استدلال عقلی
با استدلالی متشکل از سه مقدمه می­توان افضل بودن حضرت مهدی بر حضرت عیسی را اثبات کرد:
۱٫ پیامبر اسلام کامل­ترین وحی آسمانی را به بشر عرضه کرده­اند به طوری که آموزه­های نظری و عملی پیامبر، برآورندۀ نیازهای بشر تا روز قیامت است؛ و هر قدر هم بشر در علم و تمدن پیشرفت کند، آموزه­های پیامبر اسلام همچنان زنده و نو است و می­تواند جوامع بشری را اداره کند.
۲٫ دریافت و ارائه چنین آموزه­های وحیانی کاملی پیشاپیش نیازمند وجود روحی متناسب با کامل­ترین پیام خدا است. بر این اساس، همان­طور که آموزه­های پیامبر اسلام کامل­ترین پیام­های آسمانی است، باید نفس پیامبر هم کامل­تر از نفس همه انسان­های مخلوق باشد و سعه وجودی روح ایشان از همه انبیای گذشته بیشتر باشد.
۳٫ پس از سپری شدن دورۀ رسالت، امام همان حجت خدا بر خلق است که وظیفۀ ایفای نقش­های رسول خدا را پس از ایشان برعهده دارند. یکی از این نقش­ها تبیین و تفسیر عصمت­آمیز قرآن و نقش دیگر رهبری معصومانه است.که امام به عنوان حجت خدا همسان و همگام با رسول خدا متکفل ایفای وظیفه تفسیر باطن قرآن و زعامت اجتماعی است. بنابراین، روح امام همچون روح پیامبر است، از علم برتر برای تبیین کامل­ترین وحی آسمانی برخوردار می باشد و همچنین دارای سعه وجودی­ای است که امکان ایفای نقش به عنوان زمامدار جهانی را برای ایشان میسًر می­سازد.

پی نوشت :

[۱]. قصص، آیه ۵٫
[۲]. تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی و همکاران، (تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۴ هجری شمسی)، ج ۱۶، ص ۳۰٫
[۳]. نهج­البلاغه، کلمات قصار، شماره ۲۰۹٫
[۴]. شرح نهج­البلاغه ، ابن ابی الحدید، (بیروت: موسسه الاعلمی، ۱۴۱۵ هجری قمری)، مجلد دهم، ص ۱۸٫
[۵]. آل عمران، آیه ۸۳٫
[۶].ینابیع الموده، شیخ سلیمان بن ابراهیم قندوزی، تحقیق سیدعلی جمال اشرف الحسینی، (قم: انتشارات اسوه، ۱۴۱۶ هجری قمری)، مجلد سوم، باب ۷۱، ص ۲۳۶؛ منتخب الاثر ، آیت­الله صافی گلپایگانی، (قم: موسسه السیده المعصومه، ۱۴۱۹ هجری قمری)، باب ۳۵، ص ۳۶۱٫
[۷]. حج، آیه ۴۱٫
[۸]. تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی و همکاران، (تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۴ هجری شمسی)، ج ۱۴، ص ۱۳۶٫
[۹]. نور، آیه ۵۵٫
[۱۰]. تفسیر نمونه، پیشین، ص ۵۶۳-۵۶۴٫
[۱۱]. تفسیر نمونه، پیشین، ص ۵۶۶٫
[۱۲]. انبیا، ۱۰۵٫
[۱۳]. ینابیع الموده، پیشین، ص۲۴۳٫
[۱۴]. شرح اصول کافی ، محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی، (تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۷ هجری شمسی) ج ۲، ص ۴۷۸٫
[۱۵]. شرح اصول کافی، محمد صالح مازندرانی، (تهران: المکتبه الاسلامیه، ۱۳۸۴ هجری قمری)، مجلد ۵، ص ۱۴۸٫
[۱۶]. ینابیع الموده، پیشین، ص ۳۶۰٫
[۱۷]. الفتن، نعیم بن حماد المروزی، (بیروت: دارالفکر، ۱۴۲۴ قمری) ، ص ۳۴۷؛ الملاحم و الفتن، ابن طاووس، (منشورات الرضی، ۱۳۹۸ قمری)، ص ۸۳-۸۴٫
[۱۸]. ینابیع الموده، پیشین، ص ۳۸۵٫
[۱۹]. بحار الانوار، محمد باقر المجلسی، (بیروت: دارالتعارف، ۱۴۲۱ قمری)، ج ۲۱، ص ۵۷۶٫
[۲۰]. بحار الانوار، همان، ص ۵۳۴٫
[۲۱]. سنن ابن ماجه، محمدبن یزید القزوینی، (بیروت: داراحیاء التراث­العربی، ۱۴۲۱ قمری)، ص ۶۹۹، حدیث ۴۰۸۶٫
[۲۲]. بحار الانوار، محمد باقر المجلسی، (بیروت: داراحیاء التراث­العربی، ۱۴۰۳ قمری)، ج ۲۶، صص ۲۷۰-۲۷۱٫
[۲۳]. الاصول من الکافی، محمد بن یعقوب الکلینی، (بیروت: دار صعب؛ دارالتعارف، ۱۴۰۱ قمری)، ج ۱، ص ۱۹۱٫
[۲۴]. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۶، ص ۱۹۴٫
[۲۵]. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۶، ص ۲۷۵٫
[۲۶]. الاصول من الکافی، پیشین، ج ۱، ص ۲۳۰٫
[۲۷]. الاصول من الکافی، پیشین، ج ۱، ص ۲۳۰٫
[۲۸]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۷۹٫
[۲۹]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۱۳۹٫
[۳۰]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۴۸٫
[۳۱]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۳، ص ۵۹٫
[۳۲]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۳، ص ۵۱٫
[۳۳]. نک: عصر ظهور، علی کورانی، ترجمه عباس جلالی، (تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل، ۱۳۷۹ هجری شمسی)، صص ۳۴۲-۳۴۴؛ بحارالانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۸۳ و ج ۵۳، ص ۵۱٫
[۳۴]. بحار الانوار، محمد باقر المجلسی، (بیروت: دارالتعارف، ۱۴۲۱ قمری)، ج ۲۱، ص ۶۱۷؛ چاپ داراحیاء التراث­العربی، ج ۵۳، ص ۱۲۰٫
[۳۵]. ینابیع الموده، پیشین، ص ۳۷۹٫
[۳۶]. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۱، ص ۵۳۴؛ چاپ داراحیاء التراث­العربی، ج ۵۲، ص ۳۸۰٫
[۳۷]. نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸، بند ۲ و ۳٫
[۳۸]. نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰، بند ۳٫
[۳۹]. نهج البلاغه، خ ۱۳۸، بند ۳٫
[۴۰]. نک: منتخب الاثر، لطف الله صافی کلپایگانی، فصل ۴، باب ۳، ص ۵۸۹٫
[۴۱]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۴۰٫
[۴۲]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۳۶٫
[۴۳]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۵۲٫
[۴۴]. نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸، بند ۱ و بند ۳٫
[۴۵]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، (بیروت:موسسه الاعلمی، ۱۴۱۵هجری قمری)، مجلد ۵، ص۲۹-۳۰٫

 





کلمات کلیدی :فضیلتهای امام مهدی و کلمات کلیدی :حضرت عیسی (ع) و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :خصایص حضرت مهدی (عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱۸

فرهنگ مهدویت در کلام مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

برکات میلاد مهدی(عج)
درباره برکات این میلاد معظم و حقایقی که در باب وجود اقدس ولی عصر، ارواحنا لتراب مقدمه الفداء، هست، من قادر نیستم سخن تازه ای بگویم. ما همین قدر می دانیم که وجود مقدس امام زمان، مصداق وعده الهی است. همین قدر می دانیم که این بازمانده خاندان وحی و رسالت، عَلَم سرافراز خدا در زمین است: «السلام علیک ایّها العلم المنصوب». او وعده الهی و مصداق لطف خدا بر انسانیّت و بشریت است. او مستوره و نمونه اولیا و اصفیا و انبیا و برجسته ترینِ بندگان خداست.

ابعاد مختلف انتظار فرج
معنای صحیح انتظار دارای ابعادی است که توجه به این ابعاد برای کسی که می داند در فرهنگ اسلام و شیعه، چه قدر به انتظار اهمیت داده شده، بسیار جالب است. یک بعد این است که انتظار به معنای قانع نشدن به وضع موجود است. «انتظار داریم» یعنی هرچه خیر و عمل خوب انجام دادیم و به وجود آمده، کم و غیرکافی است و منتظریم تا ظرفیت نیکی عالم پر بشود. یک بعد دیگر از ابعاد انتظار دل گرمی مؤمنین نسبت به آینده است. انتظار مؤمن یعنی این که تفکر الهی ـ این اندیشه روشنی که وحی بر مردم عرضه کرده است ـ یک روز سراسر زندگی بشر را فرا خواهد گرفت. یک بعد انتظار این است که منتظر با شوق و امید حرکت بکند. انتظار یعنی امید. انتظار ابعاد گوناگون دیگری هم دارد.

ملت منتظر
ما ملتی منتظر هستیم؛ ملتی که به امید پیشرفت و موفقیت، اقدام و تلاش و انقلاب کرد و موفق شد. ما امروز برای انتظار باید باب به خصوصی در زندگی خود بازکنیم. حقیقتا ملت ما باید روح انتظار را به تمام معنی در خود زنده کند. «ما منتظریم» یعنی این امید را داریم که با تلاش و مجاهدت و پیگیری این دنیایی که بوسیله دشمنان خدا و شیاطین از ظلمات وجود و طغیان و ضعیف کشی و مکتب حاکمیت ستمگران و قلدران و زورگویان پرشده است، در سایه تلاش و فعالیت بی وقفه ما یک روز به جهانی تبدیل خواهد شد که در آن انسانیت و ارزش های انسانی محترم است و ستمگر، زورگو، ظالم، قلدر و متجاوز به حقوق انسان ها فرصت و جایی برای اقدام و انجام خواسته و هوی و هوس خود پیدا نخواهد کرد. این روشنایی در دیدگاه ما نسبت به آینده وجود دارد.

زمینه ظهور
این راهی که اسلام و قرآن و خط غدیر ترسیم کرده یک راه روشن است. راهی است که با استدلال و فلسفه مستحکمی ترسیم شده و روندگان بسیار بزرگ و عظیم المنزلتی پیدا کرده است. امروز هم خوشبختانه این راه در دنیا مطرح است. دیگر ما در تنهایی و عزلت نیستیم. امروز ما در مرکز و محور توجه مردم جهان به خصوص کشورهای اسلامی هستیم. راه، راه خوش عاقبت و روشنی است. با تلاش مسئولان و با امید به پشتیبانی قشرهای مختلف مردم بایستی قدم به قدم این راه را طی کنیم و پیش برویم. این راه گرچه کوتاه مدت نیست، اما همان راهی است که بالاخره به نجات بشریت منتهی خواهد شد. همان راهی است که انشاءاللّه زمینه های ظهور مهدی موعود را فراهم خواهد کرد.

مهدویت، عامل تحرّک
مسئله امام زمان(عج) یکی از زنده ترین مسائل اسلامی است که هم در دوران مبارزه با طاغوت به مبارزین امید می داد و هم امروز که روز حکومت مستضعفین زمین است، ما را تشویق می کند که حرکت خود را تسریع کنیم.

مفهوم انتظار مثبت و منفی
در گذشته سوءاستفاده های زیادی از قضیه انتظار شده است. برداشت منفی همان چیزی است که استکبار و استعمار در طول سالیان متمادی کوشش می کردند تا به مردم تزریق کنند. برداشت منفی این است که مردم بگویند که به ما چه که در مقابل ظلم و ستم و فساد و کفر و بدی و شرارت بایستیم. ما منتظر خواهیم ماند تا امام زمان(عج) خودش بیاید و مشکل را حل کند. این برداشت منفی است؛ یعنی سلب مسؤولیت نسبت به همه شرارت ها و بدی های موجود در جامعه... برداشت مثبت و صحیح این است که اگر امام زمان(عج) خواهد آمد و دنیای پر از عدل و داد درست خواهد کرد، پس ما باید به سهم خود در زمینه سازی این دنیا کوشش کنیم.

اولین گام
ملت مسلمان ایران برای حاکمیت اسلام و نزدیک شدن ملت های مسلمان به عهد ظهور مهدی موعود(عج) اولین گام را برداشته و این حقیقت روشن که جمهوری اسلامی ایران به توفیقات بزرگی در زمینه های مختلف دست یافته، همیشه برای دشمنان اسلام دردآور بوده است و ما این موفقیت ها را از جمله معجزات اسلام می دانیم.

عامل نشاط ملت
اعتقاد به امام زمان(عج) و اینکه آن حضرت با ظهور خود دنیا را پر از عدل و داد می کند، یک وسیله حرکت و یک عامل نشاط برای ما و تمام کسانی است که به این مسئله اعتقاد دارند.





کلمات کلیدی :مهدویت در کلام مقام معظم رهبری و کلمات کلیدی :مهدویت و کلمات کلیدی :رهبری




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٠


یهودیان ـ که خود را پیروان حضرت موسی(علیه السلام) می­دانند ـ منتظر موعودند. در آثار دینی یهود و سِفرهای تورات و دیگر کتاب‌های انبیای آنان، همواره به موعود اشاره شده است. از آنجایی که یهودیان، به حضرت مسیح(علیه السلام) ایمان نیاوردند، بالطبع موعود آنان هنوز ظهور نکرده است. اگر در آثار مقدس یهودی تأمل شود، چهره سه موعود، در آنها ترسیم می‌گردد:



1. حضرت مسیح(علیه السلام) ،

2. حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) ،

3. حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) .

با این حساب، انتظار، در یهودیّت کیفیتی ویژه می‌یابد و چون این قوم، نه به حضرت مسیح(علیه السلام) و نه به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) ، نگرویدند، باید در برابر مسأله موعود و انتظار، بسیار حساس و نگران باشند و از این همه اشاره­ها و بشارت­های موجود در کتاب­هایشان، به سادگی و غفلت نگذرند. آنان باید از دیگران منتظرتر باشند و بیشتر به انتظار و آمادگی برای ظهور فکر کنند.

البته تکاپوی آشکار یهودیان، در دوران حاضر و فعالیت­های آنها در بازسازی هیکل سلیمان و آماده ساختن بیت المقدس برای آمدن منجی، می‌تواند دلیلی بر این مدعا باشد؛ هر چند این دیدگاه دارای انحرافی آشکار است!!

اینک نام چند کتاب از کتاب­های یهودیت و عهد عتیق ـ که در آنها سخنانی درباره موعود آمده است ـ همراه با بخش­های مورد نظر ذکر می‌شود:[1]

1. کتاب دانیال پیامبر

«در آن وقت سرور بزرگ میکائیلی ـ که از جانب پسران قومت قائم است ـ خواهد ایستاد و زمان تنگنایی که از بودن طوایف تا به این زمان نبوده است، واقع خواهد شد و در آن زمان قوم تو ـ هر کسی که در کتاب مکتوب شده است ـ نجات خواهد یافت و از خوابندگان در خاک، زمین بسیاری بیدار خواهند شد. بعضی جهت حیات ابدی و بعضی از برای شرمساری و حقارت ابدی ...».[2]

2. کتاب حگی

«خداوند لشکرها چنین می‌فرماید: هنوز وقت قلیلی است که من آسمان‌ها و زمین و بحر و خشکی را به هیجان می‌آورم؛ بلکه تمامی طوایف را به هیجان می‌آورم و مرغوب تمامی طوایف خواهد آمد و خداوند لشکرها می‌فرماید: این خانه را مملو از جلال خواهم کرد...».[3]

3. کتاب صفنیاه پیامبر

«خداوند در اندرون آن عادل است، بی انصافی نمی کند. هر صبح بی نقصان حکم خود را به روشنایی بر می‌آورد؛ اما عاصی انفعال را نمی داند. طوایف را منقطع نمودم، برج‌های ایشان ویرانند. کوچه­های ایشان را خراب کردم، به حدی که عبور کننده نیست و شهر‌های ایشان بدون آدمی و ساکنی ویرانند و گفتم که شاید از من ترسیده، تأدیب را قبول کنی تا آنکه مسکن ایشان منقطع نشود. اما هر قدر که ایشان را عقوبت کردم، ایشان سحر خیزی نموده، تمامی اعمال خویشتن را فاسد گردانیدند...».[4]

4. کتاب اِشَعْیای پیامبر

«و نهالی از تنه یشی بر آمده، شاخه از ریشه هایش قد خواهد کشید و روح خدا ـ که روح حکمت و فطانت و روح مشورت و جبروت و روح علم و خشیت از خداوند است ـ بر آن خواهد آرمید و او را در خشیت خداوند تیز هوش گردانیده، موافق منظور نظرش حکم و مطابق مسموع گوش هایش تنبیه نخواهد فرمود؛ بلکه ذلیلان را به عدالت حکم و برای مسکینان زمین به راستی تنبیه خواهد نمود و زمین را به عصای دهانش زده به روح لب هایش شریر را خواهد کشت...».[5]

5. کتاب زبور داود(علیه السلام)

در این کتاب نیز مطالبی ذکر شده است؛ چنان که قرآن کریم، به نقل از زبور از غلبه صالحان سخن گفته است:

Gوَلقَدْ کَتَبْنا فِى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذّکْرِ أنّ الارضَ یرِثُها عِبادِىَ‏َ الصّالِحُونَF؛[6]

«و در حقیقت، در زبور پس از ذکر [تورات] نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد».

با مراجعه به زبور، می­توان به رغم تحریف‌های صورت گرفته، این بشارت را چنین یافت:

«زیرا که شریران منقطع می‌شوند؛ اما متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد؛ اما متواضعان وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد...».[7]

پس از حضرت موسی(علیه السلام)، حضرت عیسی(علیه السلام) آمد و دین موسی(علیه السلام) را نسخ کرد. اکنون دین یهود، دین منسوخ و شریعت باطله است. پس از حضرت عیسی(علیه السلام)، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم)، مبعوث شده و دین مسیح را نسخ کرد. اکنون دین مسیح، دین منسوخ و شریعت باطل است.[8] از زمان طلوع اسلام تا کنون و تا قیامت، تنها دین به حق در روی زمین ـ که مبتنی بر وحی و پیامبری است ـ دین مقدس اسلام است و کتاب خدا، در میان خلق همواره، قرآن است. بر این اساس «موعود» همان مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و بشارت‌ها و اشارت هایی که از پیامبران و دیگر بزرگان رسیده است، در حق او صادق است و به ظهور او اشاره دارد.

[1] . نقل های کتاب مقدس، مستقیم از کتاب مزبور و بدون هیچ کم و کاستی نقل شده است.

[2] . کتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همدانی، کتاب دانیال، ص 1567، فصل دوازدهم، بندهای 1ـ3.

[3] . همان، کتاب حگی، ص1632، فصل دوم ، بند های 6 ـ 8 .

[4] . همان، کتاب صفنیای نبی، ص1629، فصل سوم، بندهای 5 ـ 8.

[5] . همان، کتاب اشعیاء نبی، ص1220، فصل یازده، بند 1ـ10 .

[6] . انبیاء(21)، آیه106.

[7] . کتاب مقدس، مزامیر داود، مزمور سی و هفتم، بندهای 9ـ 37.

[8] . این تعبیر ـ چنان که پیداست ـ به این معنا نیست که شریعت موسای کلیم(علیه السلام)، یا شریعت عیسای مسیح(علیه السلام)، در زمان خود نیز باطل بوده است. این دو دین، هر یک در عهد خود و در دور زمانی خاص خود و نیز به دور از تحریف ها و تصرف­ها، دین آسمانی و بر حق بوده است.





کلمات کلیدی :مهدویت در یهود و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۸

قیام و انقلاب جهانی امام زمان حضرت مهدی علیه السلام به حدی گسترده و فراگیر است که قلمرو یارگیری او، اقوام گذشته، حال و آینده و موجودات آسمانی، فرشتگان و ملائک را در بر می گیرد و هر کدام از این ها در سلکِ سرباز و کارگزارِ لشکر مهدی علیه السلام انجام وظیفه می کنند...


 

مقدمه
انسان ها طبق میل و گرایش فطری خویش، در انتظار روزی بسر می برند که یک انسان عرشی پا بر فرش گذاشته و به یک باره بساط ظلم و ستم، کفر و نفاق، حیله و تزویر و تبعیض و نابرابری را برچیند و سراسر جهان را پر از عدل و داد، برابری و مساوات و راستی و درستی کند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:.».. فَیمْلَأُ الْاَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً؛ (1) پس [حضرت مهدی علیه السلام] زمین را پر از عدل و داد می کند آن گونه که از ستم و بیداد پر شده است.»
بدیهی است برای تحقق حکومت جهانی و تحقق عدالتِ فراگیر و همه جانبه در سراسر گیتی، وجود یک رهبر آسمانی با صفات و شاخصه های عرشی و یارانی باصلابت، سترگ و باایمان، ضروری است.

تنوع یاران
قیام و انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام به حدی گسترده و فراگیر است که قلمرو یارگیری او، اقوام گذشته، حال و آینده و موجودات آسمانی، فرشتگان و ملائک را در بر می گیرد و هر کدام از این ها در سلکِ سرباز و کارگزارِ لشکر مهدی علیه السلام انجام وظیفه می کنند.

1 - فرشتگان
امام باقرعلیه السلام فرمود:.».. نَزَلَ اِلَیهِ جِبْرائیلُ وَ میکائیلُ وَالْمَلائِکَةُ صُفُوفاً، فَیقُولُ جِبْرائیلُ: یا سَیدی قَوْلُکَ مَقْبُولٌ وَاَمْرُکَ جائِزٌ...؛ (2)
جبرائیل، میکائیل و فرشتگان در حالی که صف کشیده اند، بر او (امام زمان علیه السلام) فرود می آیند. جبرائیل می گوید: ای سرور من، فرمان تو مطاع و امر تو نافذ است....»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «فَیقُولُ جِبرائیلُ: اَنَا اَوَّلُ مَنْ یبایعُکَ. اُبْسُطْ یدَکَ فَیمْسَحُ عَلی یدِهِ؛ (3)
پس جبرائیل می گوید: من نخستین کسی هستم که با تو بیعت می کنم، دستت را بده. پس خود را به دست مبارک او می کشد.»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «کَاَنّی بِالْقائِمِ عَلی نَجَفِ الْکُوفَةِ، وَقَدْ سارَ اِلَیها مِنْ مَکَّةَ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنْ الْمَلاَئِکَةِ: جِبْرائیلُ عَنْ یمینِهِ، وَمیکائیلُ عَنْ یسارِهِ...؛ (4)
گوئی قائم علیه السلام را در نجف کوفه می بینم که با پنج هزار فرشته از مکّه به سوی نجف شتافته، جبرائیل از سمتِ راست و میکائیل از سمتِ چپ اوست....»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «لَوْ قَدْ خَرَجَ قائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ، لَنَصَرَهُ اللَّهُ بِالْمَلائِکَةِ الُمُسَوَّمینَ وَالْمُرْدَفینَ والْمُنْزَلینَ وَالْکَرُّوبینَ. یکُونُ جِبْرائیلُ عَلی مَقْدَمَتِهِ وَمیکائیلُ عَلی ساقَتِهِ، وَاِسْرافیلُ عَنْ یسارِهِ؛ (5) زمانی که قائم آل محمد ظهور کند، خداوند او را با فرشتگانِ نشاندار (ویژه) و به صف درآمده و فرستاده شده و مقرب یاری می کند. جبرائیل در پیشاپیش او و میکائیل از پشت سر او و اسرافیل از طرف چپ او خواهد آمد.»


خورشید جمالت چو از پرده درآید // شرمنده ز انوار تو شمس و قمر آید
دنیا شود از پرتو نور تو درخشان // آن موکب شاهانه چو با کرّ و فرآید
عیسی بزمین آید و بیعت بنماید // یاران تو با نیروی فتح و ظفر آید
جبریل چو نازل شود آن دم به حضورت // فوج ملکوتی زپی یکدگر آید
یارب تو بده خاتمه این غیبت کبری // سلطان جهان حجت اثناعشر آید (6)


2 - اجنّه و پریان
امام صادق علیه السلام فرمود: «یسْنِدُ الْقائِمُ ظَهْرَهُ اِلَی الْحَرَمِ، وَیمُدُّ یدَهُ اِلَی البَیعَةِ فَتُری بَیضاءَ مِنْ غَیرِ سُوءٍ لَدی طُلُوعِ الشَّمْسِ، وَیقُولُ: هذِهِ یدُ اللَّهِ وَعِن اللَّهِ وَبِاَمْرِ اللَّهِ، ثُمَّ یتْلُو الْآیةَ: «اِنَّ الَّذینَ یبایعُونَکَ اِنَّما یبایعُونَ اللَّهَ، یدُ اللَّهِ فَوقَ اَیدیهِمْ، فَمَنْ نَکَثَ فَاِنَّما ینْکُثُ عَلی نَفْسِهِ» فَیکُونُ اَوَّلُ مَنْ یبایعُهُ جِبْرائیلُ، ثُمَّ الْمَلائِکَةُ وَنُجَباءُ الْجِنِّ، ثُمَّ نُقَباؤُهُ وَاَصْحابُهُ؛ (7)
قائم علیه السلام به هنگام ظهور پشتش را به حرم (کعبه) تکیه دهد و دستش را برای [پذیرش] بیعت دراز کند، دست او سفید غیرزننده دیده می شود و می فرماید: این دست خداست، از سوی خداست و به فرمان خداست. سپس این آیه را تلاوت می کند: «بیگمان کسانی که با تو بیعت می کنند، [در واقع] با خداوند بیعت می کنند، دست خداوند برفراز دست ایشان است؛ پس هر کس که پیمان شکند، همانا به زیان خویش پیمان شکسته است» پس نخستین کسی که با او بیعت کند، جبرائیل است، آن گاه فرشتگان، سپس بزرگان جن، آنگاه نزدیکان و یاران آن حضرت.»

3 - انبیاءعلیهم السلام و اولیاءعلیهم السلام:
در ابتدای قیام جهانی، بعضی از انبیاءعلیهم السلام و اولیای الهی علیهم السلام برای سهیم شدن و مشارکت کردن در استقرار عدالت جهانی، رجعت می نمایند و خود را برای یاری رساندن به حضرت مهدی علیه السلام آماده می کنند. در ذیل به بعضی از موارد که در روایات تصریح شده است، اشاره می شود.

الف: حضرت عیسی علیه السلام
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «فَیلْتَفِتُ الْمَهْدِی وَقَدْ نَزَلَ عیسی عِنْدَ الْمَنارَةِ البَیضاءِ مِنَ الْقُدْسِ... فَیقُولُ الْمَهْدی تَقَدَّمْ صَلِّ بِالنَّاسِ فَیقُولُ: اِنَّما اُقیمَتِ الصَّلاةُ لَکَ فَیصَلّی عیسی خَلْفَهُ وَیبایعُهُ وَیقُولُ: اِنَّما بَعِثْتُ وَزیراً، وَلَمْ اُبْعَثْ اَمیراً؛ (8) مهدی علیه السلام متوجه می شود که عیسی علیه السلام در قدس در نزدیکی مناره سفید فرود آمده است... پس مهدی علیه السلام می گوید: جلو بایست و با مردم نماز بخوان، سپس عیسی علیه السلام می گوید: نماز برای تو اقامه شده است. پس عیسی علیه السلام پشت سر او نماز می خواند و با او بیعت می کند و می گوید: من به عنوان وزیر برانگیخته شده ام نه به عنوان امیر [و امام] .»
امام صادق علیه السلام فرمود: «یعُودُ القائِمُ اِلَی الْقُدْسِ وَیصَلّی بِالنَّاسِ اِمَاماً، حَتّی اِذا کانَ یوْمَ الْجُمُعَةِ وَاُقیمَتِ الصَّلاةُ، ینْزِلُ - یعْنی عیسی علیه السلام - وَمَعَهُ سَبْعُونَ اَلْفاً مِنَ الْمُلائِکَةِ، وَهُوَ بِعَمَّامَةٍ خَضْراءَ، مَتَقَلِّدٌ بِسَیفٍ، عَلی فَرَسٍ وَبِیدِهِ حَرْبَةٌ...؛ (9)
قائم علیه السلام به قدس برمی گردد و [چند روزی] با مردم نماز می خواند، چون روز جمعه فرا رسد و نماز به پا شود، عیسی علیه السلام با هفتاد هزار فرشته، در حالی که عمامه سبزی به سر دارد و شمشیرش را حمایل کرده، سوار بر اسب و با سلاحی در دست فرود می آید.»

ب: حضرت موسی علیه السلام
امام صادق علیه السلام فرمود: «اِذا ظَهَرَ الْقائِمُ مِنْ ظَهْرِ هذَا الْبَیتِ بَعَثَ اللَّهُ مَعَهُ سَبْعَةَ وَعِشْرینَ رَجُلاً مِنْهُمْ اَرْبَعَةَ عَشَرَ مِنْ قَوْمِ مُوسی علیه السلام... وَیوشَعُ بْنُ نُونٍ و... وَمُوسی علیه السلام؛ (10)
هرگاه حضرت مهدی علیه السلام از پشت این خانه (کعبه) ظهور کند، خداوند بیست و هفت نفر از مردان (یاران مهدی علیه السلام) را برمی انگیزد که از آنان، چهارده نفر از قوم موسی علیه السلام... و یوشع بن نون... و حضرت موسی علیه السلام هستند.»

ج: حضرت خضر علیه السلام
یکی از یاران خاصِ امام زمان علیه السلام در هنگام قیام و حکومت جهانی، حضرت خضرعلیه السلام است که در قالبِ سربازی فداکار در پیشاپیش مولا و رهبر خود، حضرت مهدی علیه السلام، جان فشانی می کند.
امام صادق علیه السلام فرمود: «یمْشی الْخِضْرُ بَینَ یدَیهِ وَیقْفُو اَثَرَ رَسُولِ اللَّهِ... لَهُ مَلَکٌ یسَدِّدُهُ مِنْ حَیثُ لا یراهُ...؛ (11)
خضرعلیه السلام در پیشاپیش او (حضرت مهدی علیه السلام) حرکت می کند و او از روش پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پیروی می کند... برای او فرشته ای است که او را یاری می کند از جائی که او را نمی بیند.»
امام رضاعلیه السلام فرمود: «اِنَّ الْخِضْرَ شَرِبَ مِنْ ماءِ الحَیاةِ، فَهُوَ حَی لا یمُوتُ حَتّی ینْفَخَ فِی الصُّورِ... وَسَیؤَنِّسُ اللَّهُ بِهِ وَحْشَةَ قائِمِنا فی غَیبَتِهِ؛ (12)
حضرت خضرعلیه السلام از آب حیات نوشید، پس او تا زمانی که در صور دمیده شود، زنده است و نخواهد مُرد... خداوند به وسیله او وحشت قائم ما را در زمان غیبتش به اُنس مبدّل می سازد.»

4 - مؤمنان:
امام علی علیه السلام فرمود: «اِذا قامَ تَجْتَمِعُ اِلَیهِ اَصْحابُهُ عَلی عِدَّةِ اَهْلِ بَدْرٍ وَاَصْحابِ طالُوتَ، وَهُمْ ثَلاثُمِأَةٍ وَثَلاثَةَ عَشَرَ رَجُلاً؛ (13)
هنگامی که [حضرت مهدی علیه السلام] قیام کند، اصحاب او که به تعداد اصحاب بدر و اصحاب طالوت، سیصد و سیزده نفر هستند، به دور او گرد می آیند.»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «ثُمَّ یخْرُجُ مِنْ مَکَّةَ حینَ یکُونُ فی مِثْلِ الْحَلْقَةِ: عَشْرَةَ آلافِ رُجُلٍ؛ (14)
سپس [حضرت مهدی] از مکّه خارج می شود در حالی که ده هزار نفر، مانند حلقه او را در میان گرفته اند.»
امام رضاعلیه السلام فرمود: «وَتَصیرُ اِلَیهِ شیعَتُهُ مِنْ اَطْرافِ الْاَرْضِ، تُطْوی لَهُمُ الْاَرْضُ طَیاً حَتّی یبایعُوهُ؛ (15)
شیعیان او (حضرت مهدی علیه السلام) از اطراف و اکناف جهان به سوی او می شتابند و زمین زیر پای آن ها طی می شود، تا [به محضر او رسیده] بیعت نمایند.»
امام صادق علیه السلام فرمود: «لا یخْرُجُ الْقائِمُ حَتّی یکُونَ تَکْمِلَةُ الْحَلْقَةِ. قُلْتُ: کَمْ تَکْمِلَةُ الْحَلْقَةِ. قالَ: عَشَرَةَ آلافٍ؛ (16)
حضرت مهدی علیه السلام قیام نمی کند تا حلقه کامل گردد. گفتم: چند نفر حلقه را کامل می کنند. فرمود: ده هزار نفر.»
آری، سربازی و جانفشانی در رکاب امام زمان علیه السلام آرزوی قلبی همه دوستان و شیعیان آن حضرت است و در پی رسیدن به این آرزو، منتظران، در رواق انتظار با دیدگانی امیدوار، در انتظار نشسته اند تا آن گوهر عالم تاب، پدیدار گردد و خود را در سلک یاران او قرار دهند.
«اَللَّهُمَّ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذَا الْیوْمِ وَفِی کُلِّ یوْمٍ عَهْداً وَبَیعَةً فِی رَقَبَتی اَللَّهُمَّ کَما شَرَّفْتَنی بِهذَا التَّشْریفِ وَفَضَّلْتَنی بِهذِهِ الْفَضیلَةِ وَخَصَصْتَنی بِهذِهِ النِّعْمَةِ فَصَلِّ عَلی مَولای وَسَیدی صاحِبَ الزَّمانِ وَاجْعَلْنی مِنْ اَنْصارِهِ وَاَشْیاعِهِ وَالذَّابّینَ عَنْهُ وَاجْعَلْنی مِنَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَینَ یدَیهِ طائِعاً غَیرَ مُکْرَهٍ؛ (17)
پروردگارا، من در این روز و در هر روز، عهد و بیعتی را که از آن حضرت برگردن دارم تجدید می کنم. پروردگارا، چنانکه مرا به این شرافت سرفراز فرمودی و به این فضیلت گرامی داشتی و به این نعمت [بزرگ] اختصاص دادی، پس بر مولا و آقای من حضرت صاحب الزمان درود فرست و مرا از یاران و پیروان و مدافعین [و نصرت کنندگانش] و از آنان که در رکاب حضرتش با کمال شوق و بی هیچ گونه کراهتی به درجه رفیع شهادت می رسند، قرارده.»

گزینش یاران
بستر زمان و تاریخ، دالان ورودی انسان ها به دانشگاه مهدوی است، دانشگاهی که در آن ملیت، قومیت، مذهب،نژاد، مقطع تاریخ و زمان مطرح نیست؛ بلکه فراملی، قومی، مذهبی، نژادی و انسانی است.
دانشگاهی که برای سعادت و رستگاری بشر، برنامه های خاص و ویژه ای تدارک دیده است و در راستای تحققِ آرزوی دیرینه انسان ها، دانش پژوهانی را جهت تربیت و تعلیم پذیرش نموده تا تاریخ بشر را که مملو از ظلم و ستم، تبعیض و نابرابری است دگرگون کند و آن روی سکه را که عدل و داد، مساوات و برابری است برای جهان و جهانیان به ارمغان بیاورد.
آری طبق بیان معصومین علیهم السلام دراحادیث مختلف، بعضی از انبیاء، اولیاء، فرشته ها و... از رواق و دالان انتظار عبور کرده و با پوشیدن کسوت سربازی، خود را در سلک یاران حضرت مهدی علیه السلام قرار داده اند نظیر: حضرت عیسی علیه السلام، موسی علیه السلام، خضرعلیه السلام، الیاس علیه السلام، و اصحاب کهف.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «فَبَینا هُوَ کَذلِکَ اِذْهَبَطَ عیسَی بْنُ مَرْیمَ بِشَرْقِی دِمَشْقٍ عِنْدَ الْمَنارَةِ البَیضاءِ، بَینَ مَهْرُودَتَینِ واضِعاً یدَیهِ عَلی اَجْنِحَةِ مَلَکَینِ... فَیطْلُبُ الدَّجَّالَ فَیدْرِکُهُ بِبابِ لُدٍّ فَیقْتُلُهُ؛ (18)
در چنین حالی (بعد از ظهور حضرت مهدی علیه السلام) حضرت عیسی بن مریم علیه السلام در شرق دمشق، در نزد مناره سفید، در میان دو ابر رنگین و در حالی که دو دست خود را روی بال های دو فرشته نهاده، فرود می آید... دجّال را دنبال می کند، در باب «لُدّ» به او می رسد و او را به هلاکت می رساند.»
خداوند بیست و هفت نفر از مردان (یاران مهدی علیه السلام) را برمی انگیزد که چهارده نفر آنان از قوم حضرت موسی علیه السلام هستند. آن ها همان کسانی هستند که خداوند [در وصف آن ها در قرآن کریم] می فرماید: «از میان قوم موسی علیه السلام جماعتی هستند که به حق راهنمایی می کنند و به حق داوری می کنند» و هشت نفر [از آنان] اصحاب کهف هستند.»

امام باقرعلیه السلام فرمود: «وَیسیرُ نَحْوَ الْکُوفَةِ وَینْزِلُ عَلی سَریرِ النَّبی سُلَیمانَ وَبِیمینِهِ عَصا مُوسی علیه السلام وَجَلیسُهُ الرُّوحُ الْاَمینُ و عیسَی بْنُ مَرْیمَ...؛ (19)
[حضرت مهدی علیه السلام] به سوی کوفه حرکت می کند و بر تخت سلیمان پیامبرعلیه السلام می نشیند و عصای موسی علیه السلام رادر دست می گیرد و روح الامین (جبرائیل) و حضرت عیسی بن مریم علیه السلام همراه او هستند.»
امام صادق علیه السلام فرمود:.».. فَیبْعَثُ اللَّهُ الْفِتْیةَ مِنْ کَهْفِهِمْ مَعَ کَلْبِهِمْ، مِنْهُمْ رَجُلٌ یقالُ لَهُ: مَیلِخاءُ وَآخَرَ حَمْلاها، و َهُمَا الشَّاهِدانِ المُسَلِّمانِ لِلْقائِمِ. قالَ اللَّهُ تَعالی : «اِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَالَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا، و یوْمَ یقُومُ الْاَشْهادُ» (20) وَهؤُلاءِ هُمُ الْاَشْهادُ: ای اَلشُّهُودُ الَّذینَ یسَلِّمُونَ عَلَی الْقائِم بِاِسْمِهِ؛ (21)
خداوند اصحاب کهف را همراه با سگشان برمی انگیزد، یکی از آن ها «میلخاء» نام دارد و یکی دیگر «حَملاها»، این دو نفر شاهدی هستند که به حضرت مهدی علیه السلام شهادت می دهند و سلام می گویند، چنانکه خدای تبارک و تعالی می فرماید: «ما پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده اند، در زندگی دنیا و در روزی که گواهان به پا می خیزند یاری می دهیم»، این ها همان گواهان هستند؛ یعنی، شاهدانی که به حضرت قائم علیه السلام به اسم سلام می دهند.»
امام صادق علیه السلام می فرماید: «اِذا ظَهَرَ الْقائِمُ مِنْ ظَهْرِ هذَا البَیتِ بَعَثَ اللَّهُ مَعَهُ سَبْعَةَ وَعِشْرینَ رَجُلاً مِنْهُمْ اَرْبَعَةَ عَشَرَ رَجُلاً مِنْ قَوْمِ مُوسی علیه السلام وَهُمُ الَّذینَ قالَ اللَّهُ تعالی «وَمِنْ قَوْمِ مُوسی اُمَّةٌ یهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یعْدِلُونَ» وَاَصْحابُ الْکَهْفِ ثَمانِیةٌ...؛ (22)
هرگاه حضرت مهدی علیه السلام از پشت این خانه (کعبه) ظهور کند، خداوند بیست و هفت نفر از مردان (یاران مهدی علیه السلام) را برمی انگیزد که چهارده نفر آنان از قوم حضرت موسی علیه السلام هستند. آن ها همان کسانی هستند که خداوند [در وصف آن ها در قرآن کریم] می فرماید: «از میان قوم موسی علیه السلام جماعتی هستند که به حق راهنمایی می کنند و به حق داوری می کنند» و هشت نفر [از آنان] اصحاب کهف هستند.»

جنسیت یاران
در نگاه تکوین، مرد ماهیتی غیر از زن و زن هویتی غیر از مرد دارد، امّا در مقام تشریع که از ناحیه خدا در قالب قرآن و سنّت ارائه شده، تبعیت و پیروی از شریعت فضیلت و شرافت است و عدم اطاعت و فرمانبرداری، پستی و رذیلت را به ارمغان می آورد.
بدیهی است که در این مقوله انسانیت، مورد خطاب و عتاب قرار گرفته، و نوع انسان محورِ امر و نهی خدا قرار می گیرد، و تفاوتی در اکتساب فضیلت، و رذیلت بین زن و مرد نیست بلکه همه با یک صدا و آهنگ به سوی خداوند برای تعالی و تکامل گام بر می دارند.
«مَنْ عَمِلَ صلِحاً مِنْ ذَکَرِ اَوْ اُنْثی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیوةً طَیبَةً وَلَنَجْزِینَّهُمْ اَجْرَهُمْ بِاَحْسَنِ ما کانُوا یعْمَلُونَ»؛ (22)
«هر کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می داریم؛ و پاداش آن ها را به بهترین اعمالی که انجام می دادند، خواهیم داد.»
شرکت در قیامِ آخرین نجات بخش بشریت و حضور در تشکیل حکومت واحد جهانی ایشان کمالی است که همه در آرزوی آن بسر می برند و در این بین فرقی بین زن و مرد نیست. زیرا گزینشِ سرباز و یارگیری رهبر جهانی، بر اساس لیاقت، شایستگی و خصال نیکِ افراد است نه ماهیت و هویت جنسی و شخصی آن ها. از این رو در روایات معصومین علیهم السلام به حضور زنان در میان یاران خاص حضرت مهدی علیه السلام اشاره شده است.
امام باقرعلیه السلام فرمود: «وَیجیی ءُ واللَّهِ ثَلاثُ مِأَةٍ وَبَضْعَةُ عَشَرَ رَجُلاً فیهِمْ خَمْسُونَ اِمْرَئَةً یجْتَمِعُونَ عَلی غَیرِ میعادٍ؛ (24)
سوگند به خدا، سیصد و ده نفر و اندی، بدون وعده پیش او (حضرت مهدی علیه السلام) گرد می آیند که در میان آنان پنجاه زن است.»
از این روایات و روایت های دیگری (25) - که بخاطر اختصار از ذکر آن ها صرف نظر می شود - چنین استفاده می شود که در میان یاران خاص حضرت علیه السلام، زنان مؤمن همراه و همدوش با مردان مؤمن در به ثمر رساندن قیام و نهضت مهدوی نقش مهمی ایفا می کنند.


مقاطع سنی یاران
کلیه قیام ها و نهضت ها به خاطر ایجاد حرکت بنیادین و نو در سطح جامعه، نیاز به نیروی فعال و کارآمد و پرانرژی دارند و بدون نیروی انسانی خصوصاً نیروی جوان که دارای نیروی متراکم و قوی است، حرکت و سیر نهضت کُند و در نهایت به رکود می انجامد. پس در میان عوامل حرکت آفرین، نیروی جوان در مرتبه اوّل قرار دارد. حال اگر یک جنبش دارای ویژگی های انحصاری نظیرِ کلیت و فراگیری، دوام و قداست باشد، رعایت گزینه یاد شده به دو علت ضرورت بیشتری پیدا می کند:
الف: در حرکت روبنائی، جوان دارای قدرت بدنی و صلابت جسمی است که از پس کارهای سخت و مهم برمی آید.
ب: در حرکت زیربنائی، جوان دارای روح لطیف و صیقل داده شده است که به منزله آئینه بدون زنگار می ماند. حق را بدون درنگ می پذیرد و به آن گردن می نهد؛ بالطبع، تبعیت و فرمانبرداری او از رهبر و مولای خود بیشتر است و این شاخصه، رمز موفقیت هر قیام و نهضتی شمرده می شود.
نهضت مهدوی نیز با مؤلفه های یاد شده از این قاعده مستثنی نیست، بلکه نیاز به نیروی کارآمد و جوان در آن بیشتر احساس می شود. در روایات مختلف به جوان بودن اکثریت یاران مهدی علیه السلام اشاره شده است.
امام علی علیه السلام فرمود: «اَصْحابُ الْقائِمِ شَبابٌ لا کُهُولَ فیهِمْ، اِلاَّ مِثْلَ الْکُحْلِ فِی الْعَینِ وَالْمِلْحِ فِی الزَّادِ، وَاَقَلُّ الزَّادِ اَلْمِلْحُ؛ (26)
یاران قائم علیه السلام همه جوان هستند، در میان آن ها پیرمرد یافت نمی شود مگر به مثل سرمه در چشم و نمک در طعام، که کمتر از هر ماده ای در طعام نمک است.»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «بَینا شَبابُ الشّیعَةِ عَلی ظُهُورِ مَنازِلِهِمْ نیامٌ، اِذْ تَوافَوْا اِلی صاحِبِهِمْ فی لَیلَةٍ واحِدَةٍ عَلی غَیرِ میعادٍ، فَیصْبِحُونَ بِمَکَّةَ، یجْتَمِعُونَ قَزَعاً کَقَزَعِ الْخَریفِ مِنَ الْقَبائِلِ؛ (27)
در حالی که جوانان شیعه در پشت خانه هایشان خوابیده اند، یک مرتبه چون قطعه های ابر پاییزی در یک شب، از تیره های مختلف، بدون وعده قبلی به سوی صاحبشان بُرده می شوند، صبح همگی خود را در مکّه معظّمه می یابند و دور شمع وجودش گرد می آیند.»
علاوه بر اینکه غالب یاران ولی عصرعلیه السلام جوانان هستند، رهبر و امامِ قیام نیز به صورت جوان، یعنی، با قیافه چهل سالگی ظهور می کند. این دو شاخصه (جوان بودن رهبر و جوان بودن یاران) از ویژگی های مهم در موفقیت هر قیام و نهضتی است.
امام صادق علیه السلام فرمود: «اِنَّهُ مِنْ أَعْظَمِ الْبَلِیةِ اَنْ یخْرُجَ اِلَیهِمْ صاحِبُهُمْ شابّاً وَهُمْ یحْسَبُونَهُ شَیخاً کَبیراً؛ (28)
از امتحانات بزرگ خداوندی است که صاحبشان به صورت جوانی ظاهر می شود، در حالی که آن ها او را پیری کهنسال تصور می کنند.»
امام صادق علیه السلام فرمود: «اِنَّ فی صاحِبِ الزَّمانِ شَبَهاً مِنْ یونُسَ: رُجُوعُهُ فی غَیبَتِهِ بِشَرْحِ الشَّبابِ؛ (29)
در صاحب الزمان علیه السلام نشانی از حضرت یونس هست و آن اینکه بعد از غیبتش به صورت جوانی ظاهر می شود.»

------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1)- کمال الدین و تمام النعمه، ج 1، ص 257.
2)- بحارالانوار، ج 53، ص 7و بشارة الاسلام، ص 268.
3)- بشارة الاسلام، ص 231و الزام الناصب، ص 190.
4)- ارشاد مفید، ص 341؛ بحارالانوار، ج 52، ص 337 و منتخب الاثر، ص 312.
5)- غیبت نعمانی، ص 122؛ ینابیع الموده، ج 3، ص 136 و منتخب الاثر، ص 473.
6)- مرحوم حجت الاسلام شرفی.
7)- ارشاد مفید، ص 343؛ بحارالانوار، ج 53، ص 8.
8)- الصواعق المحرقه، ص 98؛ ینابیع الموده، ج 3، ص 90 و ص 135؛ منتخب الاثر، ص 316 و الامام المهدی، ص 69.
9)- الزام الناصب، ص 229.
10)- دلائل الامامه، جریر بن رستم طبری الاملی، ص 247.
11)- بشارة الاسلام، ص 297؛ بحار، ج 51، ص 84 و منتخب الاثر، ص 490.
12)- بحارالانوار، ج 52، ص 152 و ص 277.
13)- الزام الناصب، ص 199.
14)- بحارالانوار، ج 51، ص 157 و منتخب الاثر، ص 468.
15)- بحارالانوار، ج 52، ص 327 و منتخب الاثر، ص 486.
16)- الغیبة نعمانی، ص 307.
17)- مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامرعلیه السلام.
18)- الصواعق المحرقه، ص 162؛ صحیح مسلم، ج 1، ص 107؛ کشف الغمه، ج 3، ص 279؛ بشارة الاسلام، ص 192 و منتخب الاثر، ص 316.
19)-الزام الناصب، ص 208.
20)- مؤمن/51.
21)- بحارالانوار، ج 52، ص 265 و ج 53، ص 85 و بشارة الاسلام، ص 89.
22)- دلائل الامامه، جریر بن رستم الطبری الآملی، ص 247.
23)- نحل/97.
24)- بحارالانوار، ج 52، ص 223.
25)- یوم الخلاص (روزگار رهایی) ، ج 1، صص 423 - 424.
26)- غیبت نعمانی، ص 170؛ بشارة الاسلام، ص 206 و بحارالانوار، ج 52، ص 333.
27)- ینابیع الموده، ج 3، ص 79؛ غیبت نعمانی، ص 170؛ بشارة الاسلام، ص 103 و 205.
28)- اعلام الوری، ص 407 و منتخب الاثر، ص 258.
29)- غیبت طوس، ص 259؛ بحارالانوار، ج 52، ص 289 و منتخب الاثر، ص 258.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :یاران امام زمان و کلمات کلیدی :شیعه مهدوی




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٥

در سیره برخی از علما آمده است که آنان، بی‌آنکه نیازمند ساعت شماطه‌دار و خروس اذان‌گو یا حتّی دیدار آسمان شرقی باشند، قادر به درک وقت اذان و ورود به صبح صادق بودند. این همه اسباب و آلات تشخیص زمان ورود به صبح یا شام که جملگی همه مبتلای درصدی خطا و پس و پیش شدن زمان دقیق‌اند، مخصوص عامّه مردم است که بسته و گرفتار حواس ظاهری‌اند ورنه، آن دسته خاص، با چشم و قوّه دیگری که جز این قوای ظاهری است، قادر به شناسایی اوقات ورود به صبح بودند. پس از آنها، بقیه مردم با مشاهده نشانه‌های ظاهری در افق و دانگ دانگ گوش خراش ساعت و به مدد وسایل سنجش زمان کمی درمی‌یافتند که باید برای نماز صبح خود را مهیّا کنند.

"ورود به عصر ظهور" مقاله‌ای است که "اسماعیل شفیعی سروستانی" آن را با جملات فوق آغاز کرد کرد و در ادامه نوشت: گذار امّت‌ها از عهدی و دوره‌ای و ورودشان به عهد و دوره دیگر هم بی‌شباهت به همین ورود به صبح و گذار از شب نیست.

جماعتی اندک با چشم دل و آگاهی درونی و جماعت کثیری با چشم سر و پس از مشاهده علائم ظاهری و کمّی، متوجّه و متذکّر گذار دوره‌ها می‌شوند.

عموم تحلیل‌گران سیاسی و اجتماعی هم از گروه دوم و جزو آن هستند. معادلات و نشانه‌ها را کنار هم می‌چینند و گاه از روی قیاس به نتایجی می‌رسند و همان را هم ملاک عمل و اخذ تصمیم قرار می‌دهند. در حالی که نشانه‌ها تنها مظاهرند و نه عامل و باعث حتمی و غایی. در ماجرای آخرالزّمان و ورود به عصر ظهور یا همان عهد و عصری که در آن پایان شب غیبت و آغاز صبح ظهور حادث می‌شود، نشانه‌ها و علائم مذکور در روایات مخصوص عموم مردم از خیل شیعیان آل محمّد(ص) است تا به مدد آن، «وقت» مقدّر را بشناسند. در همین جا هم اشاره می‌کنم، «بخت و وقت» وقتی بسته یا گشاده شود، به هیچ زور و ضربی امکان تغییرش نیست. دولت‌هایی که بختشان بسته شود، رفتنی‌اند اگرچه در ظاهر با قدرت و عِدّه و عُدّه به نظر بیایند. چنان که دولت پهلوی ستاره‌اش افول کرد. درباره «لیبرال سرمایه‌داری غربی» و پدربزرگ آنها «امارت بنی‌اسرائیل و یهود» همین امر ثابت است. بخت فرو بسته و وقت سرآمده آنها با هیچ کلیدی گشوده نمی‌شود.

بختی و وقتی هم که از عنایت آسمانی گشوده شده باشد، مثل صبح آمدنی است. بستن پنجره‌های اتاق و فرو غلتیدن در زیرزمین و در تاریکی نشستن، باعث تداوم شب نمی‌شود. همه چیز در گرو این بخت و وقت است. کج‌مداری تنها زحمت و سختی را بر خلق روزگار تحمیل می‌کند؛ وگرنه دولت فروبسته شده را برنمی‌گرداند.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: برای هر قومی دولتی است و «دولتنا آخِرُ الدّول» دولت آل محمّد(ص) آخرین دولتی است که پس از سپری شدن دوران همه اقوام و آزموده شدن آنها فرا می‌رسد. خلجان و دست و پا زدن‌ها و ساز مخالف نواختن‌ها به عکس بر مجال و ظهور و قدرت عهد جدید و دولت جدید می‌افزاید. هر چند بسیاری را خوش نیاید. عبارت «ولو کره المشرکون» که درباره گشوده شدن بخت دولت آل محمّد(ص) بیان شده، ناظر همین معناست، ناخشنودی و کراهت مشرکان درباره فرا رسیدن این دولت ره به دهی نمی‌برد.

«ورود به عصر ظهور» به مثابه ورود به راهرو و دالانی است که به ساحت فراخ پیدایی و ظهور می‌انجامد. مجالی و وقتی میان عهد قبلی و عهد جدید. همان که تعبیر ظهور صغرا برایش می‌آورند.
در این دالان تنگ، هیجان، خلجان، عجله و بحران و تلاطم ناگزیر است. این کلمات مترادف نیستند. هر کدام ناظر بر وجهی از موقعیّت ما در این راهرو یا ورود به عصر ظهور کوچک است. گاه هیجان زده می‌شویم، گاه عجله و شتاب به جانمان می‌افتد و گاه تلاطم و بحران‌های اجتماعی و حتّی بحران‌های زیست‌‌محیطی.

این تلاطم مخصوص مؤمنان نیست. جبهه کافران و جنود شیطان هم مبتلای خلجان و تلاطم می‌شوند. آنها خود را در خطر می‌بینند. دست و پا می‌زنند بلکه بتوانند کشتی خود را در این دریای موّاج نگه دارند.
گاهی هم به دنبال عاملان این بحران و تلاطم در سرزمین رقیب می‌گردند. غافل از اینکه «صبح قریب» پس از شام دیجور می‌آید. «وقتی» است آسمانی و از آن گریزی نیست. وعده حق است و تبدیل و تغییر نمی‌پذیرد.

این سخن مقدّماتی طولانی را آوردم تا ضمن بیان این موقعیّت عرض کنم به گواهی آماره‌ها و نشانه‌ها که برای همچو منی بیان شده که مبتلای ظاهرم و گواهی صاحبان جان بیدار به عصری و عهدی وارد شده‌ایم که روز و روزگار ما و همه ساکنان جهان را مبتلای تلاطم ساخته است. اقتضای این شرایط تاریخی تلاطم و بحران است تا اینکه این کشتی به ساحل امن رسد و آرام گیرد.
بزرگی و کوچکی بحران‌ها و تلاطم‌ها و امواج به بزرگی بخت دولتی است که گشوده می‌شود. با فانوسی کوچک که نمی‌توان نیمی از کره خاک را روشنایی و گرمی بخشید. تنها این قدرت «شمس الشّموسی» است که می‌تواند لایه‌های ضخیم چند هزار ساله تاریکی و ظلمت را بدرد و به اعماقش نفوذ کند.

در زیر این شب و طیّ این همه قرن، میلیون‌ها، میلیاردها عامل پلیدی و شیطنت لانه گزیده‌اند. خون‌آشامان شب که پراکنده کردنشان در گرو برق خورشیدی است به مراتب بزرگتر از خورشید آسمان زمین ما.

از همین جا، آنها همه قوای خود را بسیج می‌کنند. علیه خورشید، طالبان نور و راهیان دیار نور. در حالی که از نور گریزانند و از آن وحشت دارند.
«ظلم و ظلمت» هم ریشه و هم خانه‌اند. ظالم ظلمت می‌پراکند. بر تاریکی می‌افزاید و سهم نور و روشنایی را می‌بلعد تا همه ساحات را از آن خود کند.
این «وحشت» اگرچه بر آزار و اذیّت اهل ظلمت علیه قبیله نور می‌افزاید، امّا بزرگترین نقطه ضعف اوست. از همین جا ضربه می‌خورد و از همین مجرا باید آن را نشانه گرفت. وحشت یعنی انفعال، در هر قبیله و جبهه که نشست، لرزش و تردید و عقب‌نشینی را روزی‌اش می‌سازد.
همه آنچه که می‌کنند حاصل همین «وحشت» است. وحشت و خلجان حاصله از وحشت را مرد نادان، «قدرت» و نشانه «قدرت» می‌پندارد. «تهدید و تحدید»، با هر دو صورت خود پرده از وحشت برمی‌دارد. به آنچه که طیّ این سال‌ها در حال تجربه‌اش هستیم، دقّت کنید.
ابلیس و جنود ابلیس از خیل بنی‌اسرائیل، هماره بنی‌اسماعیل را تهدید و تحدید می‌کنند. از سویی می‌ترسانند و از دیگر سو خطّ و نشان می‌کشند و حدّ و حدود معلوم می‌سازند.
بی‌شک این آیة شریفه را تلاوت کرده‌اید که می‌فرماید: «الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ شیطان شما را از تهیدستى بیم مى‏دهد و شما را به زشتى وامى‏دارد؛ و(لى‏) خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و بخشش مى‏دهد و خداوند گشایشگر داناست‏.»
شیطان و جنودش بیم می‌دهند، می‌ترسانند و به زشتی دعوت می‌کنند. دعوت به زشتی اعم از زشتکاری، بُخل، فروگزاری امر حق، پذیرش باطل و کرنش در برابر اوست. جملگی در مقابل وعده خداوند است.
نگاهی به همه آنچه که در شرایط کنونی پیرامون جبهه حق و به ویژه بنی‌اسماعیل که همانا مسمانان پیرو ملّت ابراهیم و دین پیامبر آخرالزّمان، حضرت محمّد مصطفی(ص)اند می‌گذرد، بیندازید.
در حالی که اهل ظاهر به واسطه القای شیطان از «تهدید و تحدید» جنود ابلیس ترسان و نگرانند، وحشت و انفعال از سر و روی آن جبهه شیطانی و بنی‌اسرائیلی می‌بارد. آنها هم از دو طریق، یکی ارتباط با علوم غریبه و اجانین و... و دیگری مشاهده قرائن و نشانه‌ها متوجّه نزدیک شدن به «وقت طلوع صبح» هستند. از همین رو وحشت زده، در خلجان و هیجان، برای نجات خود به هر حثیثی چنگ می‌اندازند.

از زبان اشخاصی چون، «سوزان جرج»، «الوین تافلر» و «نوام چامسکی» و اشخاص دیگری از نظرپردازان غربی آمده است که: در هیچ زمانی به اندازه عصر ما سرمایه‌داران ـ بخوانید یهود و بنی‌اسرائیل ـ از فقرا وحشت نداشتند. تنها در شهر سانفرانسیسکو 000,20 پلیس خصوصی توسط سرمایه‌دارن استخدام شده‌اند تا از سرمایه و خانه‌های آنان حراست کنند.
از قول رسول خدا(ص) خطاب به جناب سلمان آمده است که: ای سلمان! در آخرالزّمان سرمایه‌داران از کسی وحشت ندارند، جز فقرا. بحار، ج 6، ص 309.

در تشریح همین شرایط، حضرت رسول الله(ص) می‌فرمایند: «جهان دچار هرج و مرج خواهد شد، کشورها به یکدیگر حمله می‌کنند، قدرت‌های بزرگ به کشورهای کوچک هجوم برده و رحم نخواهند کرد در این صورت است که خداوند مقدّمات ظهور امام عصر(ع) را فراهم خواهد فرمود.» همان، ج 36، ص 335.

بی‌شک وضعیت عراق، افغانستان، لبنان، یمن و سایرین بر هیچ کس پوشیده نیست. ای کاش تنها حمله نظامی بود. تهدید و تحدیدها جنبه‌‌های مختلف اقتصادی، نظامی، فرهنگی و حتّی انتشار فساد و غیره پیدا کرده است. به سر خطّ این اخبار توجّه کنید:
· عراق بالاترین آمار حملات تروریستی را در جهان دارد؛
· کراک فقط برای ایران تولید می‌شود؛
· توصیه نو محافظه‌کاران: ایران را بمباران کنید؛
· سال 2009 میلادی بدترین سال برای شیعیان مصری بود؛
· فرزند مسلمان به دنیا آوردن غیرقانونی شد؛
· قتل بانوی سعودی به دلیل حمایت از شیعیان؛
· ممنوعیت پخش اذان؛
· بی‌حرمتی به مساجد فرانسه؛
· حمله پلیس آلمان به مساجد؛
· هواپیمایی اسرائیل در آسمان افغانستان؛
· 80% آب فلسطین تحت تسلّط صهیونیست‌هاست؛
· سی هزار زن عراقی بی‌سرپرست در آستانه عملیات انتحاری؛
· و....
با این همه، دیر نیست که همگان سپری شدن عمر شب را بپذیرند و ضعف و افول قدرت وعده داده شده خداوند درباره بنی اسرائیل را باور بیاورند؛ چرا که، به رغم این همه خلجان و دست و پا زدن‌ها، هر روزه بر خیل لشکریان دولت مستضعفان افزوده می‌شود.
خداوند بلند مرتبه در کتاب گرانقدر خویش می‌فرماید: «به فرزندان اسرائیل خبر دادیم که قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید کرد و قطعاً به سرکشی بزرگی برخواهید خواست، پس آنگاه که وعده نخستین آن دو فرا رسد، بندگانی از خود را که سخت نیرومندند بر شما می‌گماریم تا در میان خانه‌ها‌[یتان] به جست‌وجو درآیند و این تحقّق یافتنی است.
امروزه، «دکتر اسکارلیوی»، به نمایندگی از طرف یهودیان این شعار را مطرح می‌کند. «ما یهودیان، تنها سروران جهان و تنها مفسدان آن و محرّکان فتنه‌ها در آن و جلّادان آن هستیم.» به عبارتی آنها خود، فرا رسیدن تحقّق وعده الهی را اعلام می‌کنند.
از امام محمّدباقر(ع) درباره این قوم رزمنده و پیکارجو که بنی‌اسرائیل را سرکوب می‌کند، پرسیدند: امام فرمود: «به خدا قسم آنها اهل قم هستند.»
امام صادق(ع) نیز فرمودند: «سوگند به خدا آنها اهل قم هستند.» بحار، ج 5، ص 16؛ ج 6، ص 216.
منبع : ابنا




کلمات کلیدی :عصر ظهور و کلمات کلیدی :وظایف منتظران




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱

     هندوها و بشارت موعود

     درکتاب هاى مذهبى مقدسى که در میان هندیان به عنوان کتاب هاى آسمانی شناخته شده و آورندگان این کتاب ها به عنوان پیامبر شناخته مى شوند، تصریحات بسیارى به وجود مقدس مهدى موعود(ع) و ظهور مبارک آن حضرت شده است که قسمتى از آن ها را مى آوریم: درکتاب اوپانیشاد که یکى ازکتب معتبره و از منابع هندوها به شمار مى رود، بشارت ظهور مهدى موعود(ع) چنین آمده است: این مظهر ویشنو مظهر دهم در انقضاى کلى یا عصرآهن، سوار بر اسب سفیدى، در حالى که شمشیر برهنه درخشانى به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد، ظاهر مى شود و شریران را هلاک مى سازد .
درکتاب باسک که ازکتب مقدسه آسمانی هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولى عصر(ع) چنین آمده است: دور دنیا تمام مى شود . پادشاه عادلى در آخرالزمان، که پیشواى ملائکه و پریان و آدمیان باشد و حق و راستى با او باشد و آن چه در دریا و زمین ها وکوه ها پنهان باشد، همه را به دست آورد و از آسمان ها و زمین و آن چه باشد خبر مى دهد و از او بزرگ تر کسى به دنیا نیاید.
درکتاب پاتیکل نیزکه ازکتب مقدسه هندویان است، بشارت ظهور حضرت چنین آمد ه است: چون مدت روز تمام شود، دنیاى کهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملک تازه پیدا شود؟ از فرزندان دو پیشواى بزرگ جهان که یکى ناموس آخرالزمان و دیگرى صدیق اکبر یعنى وصی بزرگتر وى که پشن نام دارد و نام آن صاحب ملک تازه راهنما است. به حق پادشاه شود و خلیفه رام باشد و حکم براند و او را معجزه بسیار باشد... در این بشارت، مقصود از ناموس آخرالزمان پیامبر اسلا(ص) است. پشن نام هندى حضرت على (ع) است صاحب ملک تازه ، حضرت ولى عصر(ع) است و راهنما نام مبارک حضرت مهدى (ع) است وکله رام به لغت سانسکریتى، نام اقدس حضرت احدیت است .
درکتاب وشن جوک نیز بشارت به ظهور حضرت آمد ه است: آخر دنیا به کسى برمى گردد که خدا را دوست مى دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او خجسته و فرخنده باشد. درکتاب دید که ازکتب مقدسه هندیان است آمده که: پس از خرابى دنیا، پادشاهى در آخرالزمان پیدا شود که پیشواى خلایق باشد و نام منصور باشد و تمام عالم را بگیرد و به دین خود درآورد... درکتاب دادتگ نیزآمده است: بعد از آن که مسلمانى به هم رسد، در آخرالزمان، و اسلام در میان مسلمانان از ظلم ظالمان و فسق عالمان و .... برطرف شود و دنیا مملو از ظلم و ستم شود... دست حق به در آید و جانشین آخر ممتاطا(1) ظهورکند و شرق و مغرب عالم را بگیرد .
و درکتاب ریگ و دا آمده است که: ویشنو در میان مردم ظاهر مى گردد... او از همه کس قوى تر است... در یک دست ویشنو نجات دهنده شمشیرى به مانند ستاره دنباله دار و در دست دیگرش انگشترى درخشنده دارد، هنگام ظهور وى، خورشید و ماه تاریک مى شوند و زمین خواهد لرزید.
درکتاب شاکمونى نیزکه ازکتب مقدسه هندیان است آمده: پادشاهى و دولت دنیا به فرزند سید خلایق دو جهان گشن بزرگوار تمام شود، و اوکسى باشدکه برکوه هاى مشرق و مغرب دنیا حکم براند و فرمان کند، و بر ابرها سوار شود و فرشتگان، کارکنان او باشند. دین خدا یک دین شود و زنده گردد و نام او ایستاده باشد و خداشناس باشد. گشن در لغت هندى نام پیامبر(ص) است و حضرت مهدى (ع) به نام ایستاده و خداشناس مى خوانند(2)

 

  1- در زبان هندى به معنى محمد است.
2- ادیان و مهدویت محمد بهشتى ص 6 1ظهور حضرت مهدى (ع) ازدیدگا ه اسلام مذهب و ملل جهان، هاشمی شهیدى ص302.





کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :هندوها و مهدویت