زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۸

نقش انقلاب اسلامی در تسریع ظهور امام مهدی (عج)

انقلاب ما در راه آن هدفى که امام زمان (عج)براى تأمین آن هدف مبعوث می شود و ظاهر مى‏شود یک مقدمه‏ى لازم و یک گام بزرگ بوده . ما اگر این گام بزرگ را برنمى‏داشتیم، یقینا ظهور ولى ‏عصر ( صلوات الله علیه و عجل الله تعالى فرجه الشریف)...

بیانات مقام معظم رهبری :

انقلاب ایران، امتداد حرکت انبیاء و مقدمه‏ى ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
انقلاب ما در راه آن هدفى که امام زمان براى تأمین آن هدف مبعوث مى‏شود و ظاهر مى‏شود یک مقدمه‏ى لازم و یک گام بزرگ بوده . ما اگر این گام بزرگ را برنمى‏داشتیم، یقینا ظهور ولى‏عصر ( صلوات الله علیه و عجل الله تعالى فرجه الشریف ) به عقب مى‏افتاد. شما مردم ایران و شما مادران شهید داده و پدران داغدار و افرادى که در طول این مبارزه زحمت کشیدید بدانید ؛ و شما اى امام بزرگوار امت بدانید (که بهتر از همه‏ى ما مى‏دانید) شما موجب پیشرفت حرکت انسانیت به سوى سرمنزل تاریخ و موجب تسریع در ظهور ولى‏ عصر ( صلوات الله علیه ) شدید. شما یک قدم این بار را به منزل نزدیکتر کردید. با این انقلاب که مانع را که همان دستگاه و نظام پلید ظلم در این گوشه‏ى دنیا بود و سرطان بسیار خطرناک و موذى و آزاردهنده‏اى بود این را کندید و قلع و قمع کردید. (1)

جمهورى اسلامى ، نمونه‏ى کوچک از حکومت جهانى مهدوى
جمهورى اسلامى نتیجه‏ى برداشت صحیح از اعتقاد به امام زمان و الگوى کوچکى براى آن حکومت عظیم جهانى است. (2)

انقلاب اسلامى ، از بین برنده‏ى مفهوم انتظار مخرب
کسانى که مغرض و یا نادان بودند، این طور به مردم یاد داده بودند که انتظار، یعنى این که شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحى دست بکشید و منتظر بمانید تا صاحب عصر و زمان خودش بیاید و اوضاع را اصلاح کند و مفاسد را برطرف نماید! انقلاب، این منطق و معناى غلط و برداشت باطل را، یا کمرنگ کرد و یا از بین برد. (3)

انقلاب اسلامى ، نمونه‏ى کوچکى از انقلاب مهدوى
همه‏ى خصوصیاتى که در ظهور مهدى (علیه‏السلام) هست در یک مقیاس کوچک در انقلاب اسلامى ملت ایران هم هست. در آنجا هم مخاطب حضرت بقیت الله همه‏ى مردم عالمند؛ یعنى در آن لحظه‏اى که به خانه‏ى کعبه پشت مى‏دهد و تکیه مى‏کند و دعوت خود را با صداى بلند فریاد مى‏کند، صدا مى‏زند «یا اهل العالم» . انقلاب اسلامى ما هم، از آغاز اعلام کرد که مخصوص یک ملت و یک قوم و یک کشور نیست، همچنانى که آن بزرگوار با همه‏ى قدرت‏هاى بزرگ جهان ستیزه مى‏کند و در مى‏افتد، انقلاب ما هم با دست خالى و فقط با تکیه به نیروى ایمان با همه‏ى قدرت‏هاى عظیم جهانى مقابل شد. همان طورى که ظهور حضرت مهدى هم حساب‏هاى مادى و معمولى را به هم مى‏ریزد، انقلاب ما هم همه‏ى حساب‏ها را به هم ریخت. (4)
هم‏نوایى شعارهاى انقلاب اسلامى با انقلاب امام عصر(عج)
شعارهایى که امام زمان (عجل الله تعالى فرجه ) بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد کرد ، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى یک کشور و یک دولت است . این خودش یک گام بسیار بلندى به سوى اهداف امام زمان است .(5)

انقلاب اسلامى ، مقدمه‏ى پیدایش حکومت فراگیر مهدوى
سال‏ها ما کوشش مى‏کردیم تا به مردم تفهیم کنیم حضرت مهدى(عج) در یک زمینه‏ى مساعد و مناسبى ظهور خواهد کرد نه در یک زمینه‏ى نامساعد؛ اما کسانى بودند که در آن زمان فکر مى‏کردند دنیا باید پر از ظلم و جور شود تا اینکه حضرت مهدى (عج) بیاید. در حالى که ما مى‏گفتیم چون حکومت حضرت مهدى (عج) یک حکومت اسلامى صددرصد مى‏باشد، قبل از این صددرصد مى‏بایستى ده‏درصد، بیست‏درصد، سى‏درصد، هفتاددرصد، نوددرصد بوجود بیاید تا اینکه به آن صددرصد برسیم و لذا شما الان مى‏بینید حکومت ما چند درصد حکومت اسلامى است. هر چه هست به همین ترتیب پیش خواهد رفت تا اینکه حکومت مهدى (عج) برسد؛ که آن حکومت صددرصد اسلامى است، آن هم نه فقط در این نقطه از عالم بلکه در همه جا. (6)

انقلاب اسلامى ، ترجمان انتظار واقعى
امروز با انقلاب اسلامى ما که در خط ایجاد عدالت در سطح جهان است انقلاب حضرت مهدى ( ارواحنا فداه ) یک گام بزرگ به هدف خود نزدیک شد. نه فقط بوجود آمدن حکومت اسلامى آن عاقبت موعود را به عقب نمى‏اندازد بلکه آن را تسریع هم مى‏کند و این است معناى انتظار . (7)

انقلاب اسلامى ، راهى به سوى ظهور امام عصر(عج)
این راه گر چه کوتاه مدت نیست، اما همان راهى است که بالاخره به نجات بشریت منتهى خواهد شد. همان راهى است که ان‏شاءالله زمینه‏هاى ظهور مهدى موعود (صلوات الله علیه و عجل الله فرجه ) را فراهم خواهد کرد. (8)

هدایت امام عصر (عج) ، شرط موفقیت ما در احیاى تمدن اسلامى
با ملتى که ایستاده و به نیروى خود تکیه کرده است ، هیچ کارى نمى‏توانند بکنند. همه‏ى راه‏ها به روى آن‏ها بسته است. اگر سخت‏گیرى کنند، آن‏ها ضرر مى‏کنند. اگر فشار وارد بیاورند، آن‏ها ضرر مى‏کنند. اگر حمله کنند، آن‏ها ضرر مى‏کنند؛ چون جوهر ایستادگى و مقاومت در یک ملت ، جوهر نفیس و گران‏قدرى است. با همین جوهر است که ملت ایران به فضل پروردگار ، با هدایت الهى با کمک‏هاى معنوى غیبى و با ادعیه‏ى زاکیه و هدایت‏هاى معنوى ولى الله الاعظم ( ارواحنا فداه ) خواهد توانست تمدن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند کند و کاخ باعظمت تمدن اسلامى را برافراشته نماید. این ، آینده‏ى قطعى شماست. جوانان، خودشان را براى این حرکت عظیم آماده کنند. نیروهاى مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند. (9)

حکومت مهدوى ، الگوى حرکت انقلاب
به آینده‏ى روشن بشریت اعتقاد داریم و ویژگى‏هاى اجمالى این حکومت نیز براى ما به وضوح روشن است. با برخوردارى از این شناخت است که ما خود را براى تحقق آن آماده مى‏سازیم و اعتقاد داریم که باید حرکتمان با الهام از این الگوى ارزنده در جهت تشکیل و تحقق آن باشد. (10)

حکومت امام عصر )عج( ، معیار عملى جمهورى اسلامى
در نظام اسلامى که مظهر کامل آن، حکومت حضرت بقیت الله (ارواحنا فداه) است، فریب و حیله‏گرى براى جلب آراء مردم، خودش جرم است. استفاده از قدرت براى به دست آوردن پول، یکى از بزرگترین جرایم است. آن جا یاران حضرت مهدى موظفند در سطوح پایین زندگى کنند. نظام اسلامى ما پرتو کوچکى از آن حقیقتى درخشان است. ما هرگز این ادعا را نکردیم و نمى‏کنیم ؛ اما باید نشانه‏اى از او داشته باشیم. در نظام اسلامى ، مراکز قدرت و کسانى که دستگاه‏هاى مختلف و مدیریت‏ها و امضاءها را در اختیار دارند، باید به جمع ثروت شخصى براى خود، به عنوان یک گناه نگاه کنند... . اگر خداى نکرده چنین چیزى براى ملت ما رواج پیدا کند، یک فاجعه است. این چیزى است که با نظام اسلامى و با انتظار مهدى موعود کاملا منافات دارد.(11)

خدمت به انقلاب، مصداق انتظار ظهور
هر قدمى که در راه استوارى این انقلاب اسلامى برمى‏دارید یک قدم به ظهور مهدى نزدیک‏تر مى‏شوید. (12).

پی نوشت ها :

1- در مکتب جمعه ، صص 202 و 201، 59/4/6
2- خطبه‏هاى نماز جمعه، رسالت 67/1/12
3- سخنرانى در دیدار با اقشار مختلف مردم و میهمانان داخلى و خارجى شرکت کننده در سمینار » تبیین حکم تاریخى حضرت امام خمینى (ره) « ، در سالروز میلاد امام عصر (عج) ، 69/12/11
4- در مکتب جمعه، ص 250، 60/3/29
5- در سالروز میلاد خجسته امام زمان (عج)، 79/8/22
6- مصاحبه‏ها، ص 223، 1360ش
7- در مکتب جمعه ، ص 250، 60/3/29
8- در سالروز عید سعید غدیر خم ، 79/12/24
9- در دیدار ایثارگران ، در سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامى ، 76/5/29
10- خطبه‏هاى نماز جمعه تهران، رسالت 66/1/21
11- در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلاى تهران ، 81/7/30
12- در مکتب جمعه، ص 251، 60/3/29


منبع :http://khamenei.ir





کلمات کلیدی :مهدویت در کلام مقام معظم رهبری و کلمات کلیدی :عصر ظهور و کلمات کلیدی :مهدی




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۱

 مجموعه احادیث مهدوی

احادیث امام زمان علیه السلام 1- 1. نفع‌ بردن‌ از من‌ در زمان‌ غیبتم‌ مانند نفع‌ بردن‌ از خورشید هنگام‌ پنهان‌ شدنش‌ در پشت‌ ابرهاست‌ و همانا من‌ ایمنى‌ بخش‌ اهل‌ زمین‌ هستم‌ ، همچنانکه‌ ستارگان‌ ایمنى‌ بخش‌ اهل‌ آسمانند . (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 181 .)  2.  تصرف‌ کردن‌ در مال‌ دیگرى‌ بدون‌ اجازه‌ صاحبش‌ جایز نیست‌ .(وسائل‌ الشیعة‌ ، ج‌ 17 ، ص‌ 309 .) 3.  من‌ ذخیره‌ خدا در روى‌ زمین‌ و انتقام‌ گیرنده‌ از دشمنان‌ او هستم‌ .(تفسیر نور الثقلین‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 392 .)  4.  ملعون‌ است‌ ، ملعون‌ است‌ کسى‌ که‌ نماز مغربش‌ را به‌ تأخیر بیندازد ، تا زمانى‌ که‌ ستارگان‌ آسمان‌ پدیدار شوند .   (بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 15 .) 5.  هیچ‌ چیز مانند نماز بینى‌ شیطان‌ را به‌ خاک‌ نمى‌ مالد ، پس‌ نماز بگزار و بینى‌ شیطان‌ را به‌ خاک‌ بمال‌ .   (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 182 .) 6.  ملعون‌ است‌ ، ملعون‌ است‌ ، کسى‌ که‌ نماز صبحش‌ را به‌ تأخیر بیندارد ، تا زمانى‌ که‌ ستارگان‌ آسمان‌ محو شوند .   (بحارالأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 16 .)  7.  هر یک‌ از پدرانم‌ بیعت‌ یکى‌ از طاغوتهاى‌ زمان‌ به‌ گردنشان‌ بود ، ولى‌ من‌ در حالى‌ قیام‌ خواهم‌ کرد که‌ بیعت‌ هیچ‌ طاغوتى‌ به‌ گردنم‌ نباشد .   (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 181 .) 8.  من‌ آخرین‌ جانشین‌ پیامبر هستم‌ ، و به‌ وسیله‌ من‌ است‌ که‌ خداوند بال‌ را از خاندان‌ و شیعیانم‌ دور مى‌ سازد.   (بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 30 .) 9.  هر کس‌ در اجراى‌ اوامر خداوند کوشا باشد ، خدا نیز وى‌ را در دستیابى‌ به‌ حاجتش‌ یارى‌ مى‌ کند .   (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 331 .) 10.  سنت‌ تخلف‌ ناپذیر خداوند بر این‌ است‌ که‌ حق‌ را به‌ فرجام‌ برساند و باطل‌ را نابود کند ، و او بر آنچه‌ بیان‌ نمودم‌ گواه‌ است‌ .  (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 193 .) 11.  براى‌ زود فرارسیدن‌ فرج‌ ( و ظ‌هور ما ) زیاد دعا کنید ، که‌ آن‌ همان‌ فرج‌ و گشایش‌ شماست‌ .   (کمال‌ الدین‌ للصدوق‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 485 .) 12.  اگر خواستار رشد و کمال‌ معنوى‌ باشى‌ هدایت‌ مى‌ شوى‌ ، و اگر طلب‌ کنى‌ مى‌ یابى‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 339 .) 13.  ما در رعایت‌ حال‌ شما کوتاهى‌ نمى‌ کنیم‌ و یاد شما را از خطر نبرده‌ ایم‌ ، که‌ اگر جز این‌ بود گرفتاریها به‌ شما روى‌ مى‌ آورد و دشمنان‌ شما را ریشه‌ کن‌ مى‌ کردند . پس‌ از خدا بترسید و ما را پشتیبانى‌ کنید .  (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 175 .) 14.  و اما در پیشامدها و مسایل‌ جدید به‌ راویان‌ حدیث‌ ما مراجعه‌ کنید ، زیرا که‌ آنان‌ حجت‌ من‌ بر شما هستند و من‌ حجت‌ خدا بر آنان‌ هستم‌ .  (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 181 .) 15.  اگر از خداوند ( صاحب‌ عرت‌ و جلال‌ ) طلب‌ آمرزش‌ کنى‌ ، خداوند تو را مى‌ آمرزد .(بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 329 .) 16.  همانا خدایتعالى‌ مردم‌ را بیهوده‌ نیافریده‌ و بدون‌ تکلیف‌ و جزا رهایشان‌ نکرده‌ است‌ .   (الغیبة‌ للشیخ‌ الطوسی‌ ، ص‌ 174 .) 17.  هر یک‌ از شما باید به‌ آنچه‌ که‌ او را به‌ محبت‌ ما نزدیک‌ مى‌ سازد عمل‌ کند ، و از آنچه‌ که‌ مورد پسند ما نیست‌ و ما را خشمناک‌ مى‌ سازد دورى‌ جوید .   (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 324 .) 18.  خداوندا ! وعده‌ اى‌ را که‌ به‌ من‌ داداه‌ اى‌ ، برآورده‌ کن‌ و امر قیام‌ مرا تمام‌ فرما . قدمهایم‌ را ثابت‌ بدار و در سایه‌ قیام‌ من‌ ، جهان‌ را پر از عدل‌ و داد کن‌ .   (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 13 .)  19.  شهادت‌ مى‌ دهم‌ که‌ معبودى‌ جز خداى‌ یکتا نیست‌ و ملائکه‌ آسمان‌ و صاحبان‌ علم‌ نیز شهادت‌ مى‌ دهند ، آن‌ خدایى‌ که‌ به‌ عدل‌ و داد قیام‌ مى‌ کند ، نیست‌ خدایى‌ جز او که‌ مقتدر و حکیم‌ مى‌ باشد ، و همانا دین‌ نزد خدا اسلام‌ است‌ .   (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 16 .) 20.  ایمان‌ خداوند عز و جل‌ و بندگانش‌ قرابت‌ و خویشاوندى‌ تیست‌ ، و هر کس‌ که‌ مرا انکار کند از من‌ نیست‌ .   (الغیبة‌ للشیخ‌ الطوسی‌ ، ص‌ 176 .) 21.  پناه‌ به‌ خدا مى‌ برم‌ از نابینایى‌ بعد از روشن‌ بینى‌ ، و گمراهى‌ بعد از هدایت‌ ، و از اعمال‌ ناشایسته‌ و اتنه‌ هاى‌ نابود کننده‌ .   (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 190 .) 22.  شیعیان‌ ما هنگامى‌ به‌ فرجام‌ نیک‌ و زیباى‌ خداوند میرسند که‌ از گناهانى‌ که‌ نهى‌ شده‌اند ، احتراز نمایند .   (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 177 .) 23.  کفایت‌ در کارها و عنایت‌ و سرپرستى‌ در همه‌ امور را تنها از خدایتعالى‌ خواهانم‌.(بحار الأنوار ، ج‌ 25 ، ص‌ 183 .) 24.  قلبهاى‌ ما جایگاه‌ مشیت‌ الهى‌ است‌ ، پس‌ هر گاه‌ او بخواهد ما هم‌ مى‌ خواهیم‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 51 .) 25.  اگر نبود که‌ ما دوستار صلاح‌ شما هستیم‌ و به‌ شما لطف‌ و مرحمت‌ داریم‌ ، همانا به‌ شما توجه‌ والتفات‌ نمى‌ کردیم‌ .   (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 179 .) 26.  من‌ مهدى‌ هستم‌ ، منم‌ قیام‌ گر زمان‌ ، منم‌ آنکه‌ زمین‌ را آکنده‌ از عدل‌ مى‌ سازد ، آنچنان‌ که‌ از ستم‌ پر شده‌ بود .   (بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 2 .) 27.  ستمکاران‌ پنداشتند که‌ حجت‌ خدا نابود شدنى‌ است‌ ، در حالى‌ که‌ اگر به‌ ما اجازه‌ سخن‌ گفتن‌ داده‌ مى‌ شد ، شک‌ و تردید از میان‌ برداشته‌ مى‌ شد .   (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 4 .) 28.  من‌ صاحب‌ حقم‌ ... علامت‌ ظ‌هورم‌ زیاد شدن‌ آشوب‌ ها و فتنه‌ هاست‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 320 .) 29.  علم‌ و دانش‌ ما به‌ خبرهاى‌ شما احاطه‌ دارد و چیزى‌ از اخبار شما بر ما پوشیده‌ نمى‌ ماند .  (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 175 .) 30.  دین‌ از آن‌ محمد  صلی الله علیه واله وسلم و عدایت‌ از آن‌ على‌ امیر المؤمنین‌  علیه السلام است‌ ، زیرا عدایت‌ مال‌ اوست‌ و در نسل‌ او مى‌ ماند تا روز قیامت‌ .   (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 160 .) 31.  کسى‌ که‌ نسبت‌ به‌ ما ظ‌لم‌ ورزد ، از جمله‌ ستمکارانى‌ است‌ که‌ مشمول‌ لعنت‌ خدا است‌ ، چرا که‌ خدا فرموده‌ است‌ : " آگاه‌ باشید که‌ لعنت‌ خدا بر ستمکاران‌ است‌ " .   (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 182 .) 32.  من‌ و تمامى‌ پدرانم‌ ... بندگان‌ خداوند عز و جل‌ هستیم‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 25 ، ص‌ 267 .) 33.  سجده‌ شکر از لازم‌ ترین‌ و واجب‌ ترین‌ مستحبات‌ است‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 161 .) 34.  هر گاه‌ خداوند به‌ ما اجازه‌ دهتد که‌ سخن‌ بگوییم‌ ، حق‌ ظ‌اهر خواهد شد و باطل‌ سست‌ و ضعیف‌ شده‌ و از میان‌ شما خواهد رفت‌ .   (بحار الأنوار ، ج‌ 25 ، ص‌ 183 .) 35.  دختر رسول‌ خدا  صلی الله علیه واله وسلم براى‌ من‌ سرمشق‌ و اسوه‌ اى‌ نیکوست‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 180 .) 36.  زمان‌ ظ‌هور و فرج‌ ما با خداست‌ ، و تعیین‌ کنندگان‌ وقت‌ ظ‌هور ، دروغگویانند .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 181 .) 37.  از خدا بترسید و تسلیم‌ ما شوید و کارها را به‌ ما واگذارید ، برماست‌ که‌ شما را از سرچشمه‌ سیراب‌ برگردانیم‌ ، چنان‌ که‌ بردن‌ شما به‌ سرچشمه‌ از ما بود، در پى‌ کشف‌آنچه‌ از شما پوشیده‌ شده‌ نروید و مقصد خود را با دوستى‌ ما بر اساس‌ راهى‌ که‌ روشن‌ است‌ به‌ طرف‌ ما قرار دهید .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 179 .) 38.  ظ‌هورى‌ نیست‌ مگر به‌ اجازه‌ خداوند متعال‌ ، و آن‌ هم‌ پس‌ از زمان‌ طولانى‌ و قساوت‌ دلها و فراگیر شدن‌ رمین‌ از جور و ستم‌ .   (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 478 .) 39.  آگاه‌ باشید به‌ زودى‌ کسانى‌ ادعاى‌ مشاهده‌ مرا خواهند کرد . آگاه‌ باشید هر کس‌ قبل‌ از " خروج‌ سفیانى‌ " و شنیدن‌ صداى‌ آسمانى‌ ، ادعاى‌ مشاهده‌ مرا کند دروغگو و افترا زننده‌ است‌ " حرکت‌ و نیرویى‌ جز به‌ خداى‌ بزرگ‌ نیست‌ .   (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 478 .) 40.  من‌ باقیمانده‌ از آدم‌ و ذخیره‌ نوح‌ و برگزیده‌ از ابراهیم‌ و خلاصه‌ محمد ( درود خدا بر همگى‌ آنان‌ باد ) هستم‌ .   (بحار الأنوار ، ج‌ 52 ، ص‌ 238 .) 41.  نسیم‌ ، خدمتکار حضرت‌ مهدى‌ علیه‌ السلام‌ گوید : آن‌ حضرت‌ به‌ من‌ فرمود : " آیا تو را در مورد عطسه‌ کردن‌ بشارت‌ دهم‌ ؟ " گفتم‌ : آرى‌ . فرمود : " عطسه‌ ، علامت‌ امان‌ از مرگ‌ تا سه‌ روز است‌ . "   (بحار الأنوار ، ج‌ 51 ، ص‌ 5 .) 42.  حق‌ با ماست‌ و در میان‌ ماست‌ ، کسى‌ جز ما چنین‌ نگوید مگر آنکه‌ دروغگو و افترا زننده‌ باشد .   (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 191 .) 43.  همانا خداوند متعال‌ ، کسى‌ است‌ که‌ اجسام‌ را آفریده‌ و ارزاق‌ را تقسیم‌ فرموده‌ ، او جسم‌ نیست‌ و در جسمى‌ هم‌ حلول‌ نکرده‌ ، " چیزى‌ مثل‌ او نیست‌ و شنوا و داناست‌ ."   (الغیبة‌ للشیخ‌ الطوسی‌ ، ص‌ 178 .) 44.  خداوند با ماست‌ و به‌ جز ذات‌ پروردگار به‌ چیزى‌ نیاز نداریم‌ ، و حق‌ با ماست‌ ، پس‌ اگر کسانى‌ با ما نباشند ، هرگز در ما وحشتى‌ ایجاد نمى‌ شود " ما دست‌ پرورده‌ هاى‌ پروردگارمان‌ ، و مردم‌ دست‌ پرورده‌ هاى‌ ما هستند .   (الغیبة‌ للشیخ‌ الطوسی‌ ، ص‌ 172 .) 45.  دانش‌ ، دانش‌ ماست‌ و از کفر کافر ، گزندى‌ بر شما نیست‌ .(بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 151 .) 46.  اگر شیعیان‌ ما - که‌ خداوند آنها را به‌ طاعت‌ و بندگى‌ خویش‌ موفق‌ بدارد - در وفاى‌ به‌ عهد و پیمان‌ الهى‌ اتحاد و اتفاق‌ مى‌ داشتند و عهد و پیمان‌ را محترم‌ مى‌ شمردند ،  سعادت‌ دیدار ما به‌ تأخیر نمى‌ افتاد و زودتر به‌ سعادت‌ دیدار ما نائل‌ مى‌ شدند . (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 499 .) 47.  من‌ از افرادى‌ که‌ مى‌ گویند : ما اهل‌ بیت‌ ( مستقلا از پیش‌ خود و بدون‌ دریافت‌ از جانب‌ خداوند ) غیب‌ مى‌ دانیم‌ و در سلطنت‌ و آفرینش‌ موجودات‌ با خدا شریکیم‌ ، یا ما را از مقامى‌ که‌ خداوند براى‌ ما پسندیده‌ بالاتر مى‌ برند ، از چنین‌ افرادى‌ نزد خدا و رسولش‌ بیزارى‌ مى‌ جوییم‌ .   (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 487 .)  48.  فضیلت‌ دعا و تسبیح‌ بعد از نمازهاى‌ واجب‌ در مقایسه‌ با دعا و تسبیح‌ پس‌ از نمازهاى‌ مستحبى‌ ، مانند فضیلت‌ واجبات‌ بر مستحبات‌ است‌ .   (الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 487 .) 49.  سجده‌ بر قبر جایز نیست‌ .(الإحتجاج‌ للطبرسی‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 490 .) 50.  وجود من‌ براى‌ اهل‌ زمین‌ سبب‌ امان‌ و آسایش‌ است‌ ، همچنان‌ که‌ ستارگان‌ سبب‌ امان‌ اهل‌ آسمانند .   (بحار الأنوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 380 .) 51.  به‌ راستى‌ که‌ مقدرات‌ خداوند متعال‌ مغلوب‌ مشود ، و اراده‌ الهى‌ مردود نگردد ، . چیزى‌ بر توفیق‌ او پیشى‌ نگیرد .   (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 191 .) 52.  اما علت‌ و فلسفه‌ آنچه‌ از دوران‌ غیبت‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌ ، پس‌ خداوند عز و جل‌ در قرآن‌ فرموده‌ است‌ : " اى‌ مؤمنان‌ از چیزهایى‌ نپرسید که‌ اگر آشکار شود ، بدتان‌ آید . "    (بحار الأنوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 380 .) 53. زمین‌ خالى‌ از محبت‌ خدا نیست‌ ، یا آشکار است‌ و یا نهان‌ .(کمال‌ الدین‌ للصدوق‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 511 .) 54.  هر گاه‌ علم‌ و نشانه‌ اى‌ پنهان‌ شود ، علم‌ دیگرى‌ آشکار گردد ، و هر زمان‌ که‌ ستاره‌اى‌ افول‌ کند ، ستاره‌اى‌ دیگر طلوع‌ نماید .   (بحار الأنوار ، ج‌ 53 ، ص‌ 185 .) 55.  بار الها ! توفیق‌ بندگى‌ و دورى‌ از گناه‌ و نیت‌ پاک‌ . شناخت‌ حرام‌ را به‌ ما عطا فرما ، و با هدایت‌ و استقامت‌ در راهت‌ گرامیمان‌ بدار .   (المصباح‌ للکفعمی‌ ، ص‌ 281 .)   





کلمات کلیدی :مجموعه احادیث مهدوی




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥

 قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «المهدی من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی اشبه الناس بی خلقاً و خُلقاً یکون له غیبه و حیره یضّل فیها الامم یقبل کالشهاب الثاقب یملاها عدلاً و قسط کما ملئت جوراً و ظلما.»[11]

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «مهدی از فرزندان من است،

 

اخبار و روایات فراوانی در موضوعات مختلف معارف اسلامی و اصول عقاید، احکام، اخلاقیات و اجتماعیات وارد شده است، لیکن در کمتر موردی به اندازه موضوع حضرت ولی عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ روایت نقل نقل شده است. احادیث مربوط به این باب، قسمت عمده‌ای از روایات را تشکیل می‌دهد و مهمتر این‌که نه تنها این روایات، در جوامع شیعه نقل شده بلکه در کتب حدیث اهل سنت نیز به طور مبسوط نقل شده است و نیز بعضی از آنان، مستقلاً کتابهایی به نام آن حضرت، تألیف نموده‌اند. از این رو روایات راجع به ایشان، متواتر و یا نزدیک به حد تواتر است. چه آنکه قطب‌های متخالف و جناحهای متضاد در عقائد در این موضوع هم‌نوا و هم‌آهنگ شده و روایات بسیاری را نقل کرده‌اند که در این‌جا به چند نمونه اشاره خواهیم کرد باشد که مورد خطاب «من مات و لم یعرف امام زمانه» نیاشیم.

1. علامه سید محسن امین از ابوسعید خدری نقل کرد که رسول الله به فاطمه ـ علیهما السّلام ـ فرمود:

«یا بنیه انا اعطینا اهل البیت سبعا، لم یطعها احدٌ قبلنا، نبینا خیر الانبیاء و هو ابوک و وصینا خیر الاوصیا و هو بعلک و شهید ناخیر الشهدا و هم عم ابیک حمزه و منا من له جناحان خضیبان یطیربهما فی الجنه و هو ابن عمک جعفر و منا سبطا هذه الامه الذی یصلی خلفه عیسی بن مریم ثم ضرب بیده علی منکب الحسین فقال: من هذا ثلاثا.»[1]

یعنی: دخترم! هفت چیز به ما خاندان عطا شده است که به احدی پیش از ما داده نشده، نبی ما بهترین انبیاست که پدر توست و وصی ما بهترین اوصیاست که همسر توست و شهید ما بهترین شهید است که عموی پدر تو حمزه است و آن کس که با دو بال رنگین در بهشت پرواز می‌کند از ماست و او عموزاده تو جعفر است و دو سبط این امت فرزندان تو حسن و حسین از مایند و سوگند به خدایی‌که جز او خدایی نیست مهدی این است که عیسی بن مریم پشت سر او نماز می‌خواند از ماست آنگاه دست بر شانه امام حسین زد و سه بار فرمود: مهدی این است.

2. شیخ صدوق نقل کرده که امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرمودند:

«منا اثنا عشر مهدیا او لهم امیر المؤمنین علی بن ابی‌طالب و آخر هم التاسع من ولدی و هو الامام القائم بالحق یحیی الله به الارض بعد موتها و تظهر به دین الحق علی الدین کله و لو کره المشرکون له غیبه یرتد فیها اقوام و یثبت علی الدین آخرون فیؤذون و یقال لهم متی هذا الوعدان کنتم صادقین اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب کالمجاهد بالسیف بین یدی رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ .»[2]

دوازده نفر مظاهر هدایت از مایند که اول آنان امیرالمؤمنین و آخر آنان، همین فرزند من، امامی است که حق را برپا خواهد داشت. خداوند زمین مرده را به وجود او زنده خواهد فرمود و در پرتو او دین حق را بر همه ادیان، غالب خواهد گردانید هر چند که کفار را خوش نیاید. برای او غیبتی است که اقوامی در آن دوران غیبت از دین برمی‌گردند و گروه‌هایی نیز در ایمان خود ثابت می‌مانند لیکن اینان مورد اذیت و آزار منکرین قرار می‌گیرند و به آنها گفته می‌شود اگر راست می‌گویید پس چه زمانی وعده ظهور، فرا می‌رسد. آگاه باشید کسی که در غیبت ولی عصر بر این آزارها و تکذیب‌ها صبر کند به منزله کسی است که با شمشیر در خدمت رسول الله جهاد کرده باشد.

3. تشیّع، تحقق حکومت واحد جهانی را تحت رهبری امام غائب در آینده، امری ضروری می‌داند چنانکه روایات معتبر زیادی بر این امر دلالت دارند.

«و الذی بعثنی بالحق بشیراً لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد یطول الله ذلک الیوم حتی یخرج منه ولدی المهدی ـ علیه السّلام ـ فینزل الله عیسی بن مریم فیصلی خلفه و تشرق الارض بنور ربها و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب.»[3]

پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: سوگند به آن کسی که مرا برانگیخت تا مژده دهنده اسلام راستین بوده باشم اگر از عمر جهان جز یک روز باقی نمانده باشد خداوند همان یک روز را به اندازه‌ای طولانی گرداند تا فرزندم مهدی خروج کند، پس از خروج عیسی بن مریم به زمین فرود آید و در پشت سر وی نماز گذارد، آنگاه زمین با فروغ پروردگار خویش روشن شود و حکومت جهانی مهدی به شرق و غرب عالم برسد.

نتایج روایت

1ـ ضرورت و قطعیت خروج و ظهور امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ ، لذا پیغمبر یک افق روشن را نشان می‌دهد.

2 ـ گسترش معنویت و رحمت و اشراف نور خدا بر سر جهان حضور پیامبران الهی و بیعت با مهدی ـ علیه السّلام ـ و برچیدن بساط ظلم.

4. امام مهدی (عج) و رشد عقل و اندیشه

قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «اذا قام قائمنا وضع یده علی روءُس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم[4]؛ امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ به هنگام ظهور خویش، نیروهای عقلانی توده را تمرکز می‌دهد و خویهای نیکو و آرزوهای آنان را به کمال می‌رساند.»

یعنی ظهور امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ در نهایت تکامل اندیشه و فکر و اخلاق و صفات روحی انسانها، قرار دارد و نیز در مرحله تکامل تاریخ، در دنباله ناکامی‌ها و شکست‌ها و ستم‌ها و بی‌عدالتی‌ها و فقر و بدبختی و دیکتاتوری و ... بشر قرار گرفته، به تمام آنها پایان می‌دهد و یک زمینه روحی مناسب با قسط و عدل مطلق و صد در صد ایجاد می‌نماید.

5. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «... لا یبقی فی الارض بقعه عبد فیها غیر الله.»[5]

یعنی: در سراسر گیتی سرزمینی نخواهد ماند که در آن غیر خدا پرستش شود.

6. گرفتاری‌ها و قحطی‌ها و بدبختی‌ها و فقر و ناداری‌هایی که در دوران غیبت در گوشه‌ و کنار جهان دیده می‌شود و زیاد در مطبوعات می‌خوانیم که در آفریقا و آمریکای لاتین و ... انسانهایی از گرسنگی جان می‌دهند و اکثر ممالک دنیا با کمبود غذایی مواجهند در دولت مهدی ـ علیه السّلام ـ وجود نخواهد داشت.

قال رسول الله: «یکون فی امتی، المهدی تتنعم امتی فی زمانه نعیماً لم تتنعم مثله قط ... ترسل السماء مدرارا و لم تدخر الارض شیئاً من نبات[6] ؛ مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ در امت من خواهد بود، به هنگام ظهور آن حضرت آسمان، باران فراوان دهد و زمین، هیچ روئیدنی را در دل نگاه نمی‌دارد.»

این حدیث، نشان می‌دهد که در جامعه اسلامی به هنگام ظهور مهدی، وفور نعمت داریم و برکات آسمانها بر اهل زمین فرود آید.

7. حدیثی که نام مهدی در آن است در مورد پیشرفت کشاورزی

قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «یخرج فی آخر امتی المهدی یسقیه الله الغیث و تخرج الارض نباتها و یعطی المال و تکثر الماشیه[7]؛ در آخر زمان مهدی ظهور می‌کند. خداوند زمین را با باران‌ها سودمند، سیراب می‌سازد و زمین، هم نباتات خود را بیرون می‌آورد و دامها زیاد می‌شود.»

8. مهدی و سنت از دیدگاه رسول الله صلی الله علیه و آله

عن جابر قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «من کذب بالمهدی فقد کفر و من کفر ومن کذب بالدّجال فقد کذب[8]؛ هر کس مهدی را تکذیب کند کفر ورزیده و هر کس دجّال را تکذیب کند دروغ گفته است.»

9. مشخصات مهدی (عج)

عن علی ـ علیه السّلام ـ اَنَّه ذکر المهدی و قال: انه من ولد الحسین ـ علیه السّلام ـ و ذکر حیله قال رجل اجلی الجبین اقنی الانف ضحم البطن، اذیل الفخذین ابلج الثنا یا بفخذه الیُمنی شامه.[9]

عن ابی سعید الخدری: قال: قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : المهدی منی، اجلی الجبهه، اقنی الانف یملأ الارض قسط او عدلاً کما ملئت جورا و ظلماً و یملک سبع سنین.[10]

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: مهدی از من است و دارای پیشانی بلندی است و وسط بینی او کمی برآمده است، زمین را از عدل و داد پر می‌کند، هم‌ چنان‌که از ظلم و جور پر شده باشد و دوران حکومت او هفت سال خواهد بود.

عن جابر بن عبدالله انصاری؛ قال:

قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «المهدی من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی اشبه الناس بی خلقاً و خُلقاً یکون له غیبه و حیره یضّل فیها الامم یقبل کالشهاب الثاقب یملاها عدلاً و قسط کما ملئت جوراً و ظلما.»[11]

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «مهدی از فرزندان من است، نامش نام من و کنیه‌اش، کنیه من است، به سیرت و صورت از همه مردم به من شبیه ‌تر است، برای او غیبت و نگرانی است که ملتها در آن گمراه شوند، ناگهان مانند تیر شهاب بیاید و زمین را از عدل و داد پر کند، هم چنان‌که از ظلم و ستم پر شده باشد.

قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «المهدی منا اهل البیت رجل من امتی اشم الانف، یملا الارض عدلاً کما ملئت جورا.»[12]

مهدی از اهل بیت من است. او مردی از امت من است. بین او قلمی و کشیده است، زمین را پر از عدل می‌کند همان طوری که از ستم پر شده است.

10. مهدی مردی با این صفات است.

قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : «المهدی رجل ازج ابلج، یحبیء من الحجاز.»[13]

1ـ ابروانی کشیده و بلند؛ 2ـ گشاده‌روی نیکو؛ 3ـ سیاه چشمی درشت و زیبا که از جانب حجاز ظهور می‌کند.

البته احادیث در این مورد بسیار است که به علت ضیق وقت به تمامی آنها نمی‌توان اشاره کرد.

11. روایتی در مورد یاران حضرت مهدی (عج)

معتّب، آزاد شده امام صادق علیه السّلام گفته است: شنیدم مولایم می‌فرماید: رسول الله فرموده است: پیامبری از پیامبران خدا، توسط قومش طرد گردید، او پناهنده به دیلم شد، مردم دیلم او را پناه دادند و یاری نموده و از او درخواست کردند که برای آنان دعا کند که خداوند عددشان را زیاد کند و قدرتشان را افزون فرموده بر دشمن غالب گرداند و زمین شهر آنها را از دستبرد دیگران نگاه دارد، و یجعل فیهم و منهم انصاراً للقائم المهدی من آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و از خدا خواست که در برابر این احسان و عواطف، خداوند در میان آنها و از آنها، یارانی برای قائم آل محمد قرار دهد.[14]

استعانت

در پایان نوشته ناچیز خود در مورد حضرت مهدی آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را با یک سلام به آستان رفیع آن باقیمانده سلسله امامت و ولایت و اداء یک شهادت، نسبت به ساحت قدس آن ولی اعظم الهی و اجداد طاهرین آن حضرت، و در آخر عرض ابتهال و تضرع و درخواست دستگیری و کمک از آن مظهر الطاف و فیض خدایی خاتمه می‌دهم و از تمام عزیزان می‌خواهم که با این عبد ضعیف، هم‌نوا شده و به محضر مبارک امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ خود صمیمانه عرض سلام نمایند و نیز مخلصانه آن شهادت پرافتخار و عقیدتی خود را اداء نموده و در آخر با همه وجود و از اعماق جان خود از آن ولی دوران بخواهند که از آنان دستگیری نموده و مشکلات معنوی و مادی آنان و همه جوامع اسلامی را رفع بفرماید.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

[1] . مجالس السنیه، ج5، ص523 نقل از غیبت شیخ طوسی.

[2] . اکمال الدین؛ ص317.

[3] . اکمال الدین، ص163.

[4] . بحارالانوار، ج52، ص336.

[5] . اکمال الدین، باب33، حدیث31.

[6] . الزام الناصب، 163.

[7] . بحارالانوار، ج52، ص316 و 315.

[8] . مقدمه ابن خلدون، ص321.

[9] . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص93.

[10] . سنن، ابی داود، ج4، ص152؛ طبع مصر، به نقل از احقاق الحق، ج13، ص132.

[11] . فرائد السمطین؛ به نقل از احقاق الحق، ج13، ص154.

[12] . بحار الانوار، ج51، ص80.

[13] . معجم الاحادیث، امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ ، ج1، ص164.

[14] . دلائل الامامه طبری، ص238.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مهدی در روایات




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٩

 

حضرت امام سجاد(ع) در فرازى از خطبه معروف خود در مسجد جامع شام ودر حضور یزید بن معاویه، نقش اساسى امام و حجت خدا را بیان فرموده واز حضرت مهدى (ع) یادکرده است

: خداى تبارک وتعالى، به ما علم، حلم، شجاعت، سخاوت ومحبت در دل هاى مؤمنان را عطا فرموده است. پیامبر اکرم (ص) از ماست. وصی او على المرتضى، حمزه سیدالشهداء، جعفر طیار، دو سبط این امت (حسن وحسین) ومهدى این امت از ماست (1)

 

   ا.منتخب الاثر ص172.





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مهدی در روایات




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٥

1 ـ خداوند فرمود: «اى پیامبر! بوسیله تو و پیشوایان از نسل تو بر بندگان خویش رحمت مىآورم، و به وسیله قائم از بین شما، زمین خود را با تسبیح و تقدیس و تهلیل و تکبیر و بزرگداشت مقام الوهیّت، آباد مىسازم.

  و به وجود او زمین را از دشمنانم پاک مىکنم و آن را میراث اولیاى خویش قرار مىدهم، و به وسیله او کلمه توحید را تعالى بخشیده، کلمه کافران را به سقوط مىکشانم، و به دست او و با علم خود سرزمینها و دل بندگانم را حیاتى تازه مىبخشم و گنجها و ذخیرههاى پنهان را به مشیت خود برایش آشکار مىسازم.

و با اراده خود او را بر نهانىها و مکنونات قلبى دیگران آگاه مىگردانم و با فرشتگان خود او را یارى مىرسانم تا در اجراى فرمان من و تبلیغ دین من مددکار او باشند. او به حقیقت ولىّ من است و به راستى هدایتگر بندگان من مىباشد.»

2 ـ امام باقر(علیه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (علیه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)» حدیثى قدسى روایت فرمود: «زمانى که جدم حسین که صلوات خدا بر او باد به شهادت رسید، فرشتگان با گریه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ نالیدند و گفتند: پروردگارا! آیا از آنان که برگزیده و فرزند برگزیده تو را، و امام انتخاب شده از بین خلق را کشتند، در مىگذرى؟!

خداوند به آنان وحى فرمود که: «فرشتگان من آرام گیرید. سوگند به عزّت و جلالم که از آنان انتقام مىگیرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسین (علیه السلام) را که پس از او به امامت مىرسند به ملائکه نشان داد و آنان شاد شدند.

در بین این پیشوایان، یک نفرشان به نماز ایستاده بود «فإذا احدهم قائم یصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلک القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسیله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسین(علیه السلام)انتقام مىگیرم.»





کلمات کلیدی :مهدی در روایات و کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢

برگرفته از: مقدمه‏اى در اصول دین،
آیةالله العظمى وحید خراسانى.
هر چند امام زمان (ع) غایب از انظار است و این غیبت موجب محروم شدن امّت از قسمتى از برکات وجود آن حضرت است که متوقف بر ظهور است، ولى قسمتى از فیوضات وابسته به ظهور نیست.

 
او همچون آفتابى است که ابر غیبت نمى‏تواند مانع تأثیر اشعه وجود او در قلوب پاکیزه شود، مانند اشعه خورشید که در اعماق زمین جواهر نفیسه را مى‏پروراند، و حجاب ضخیم سنگ و خاک مانع استفاده آن گوهر از آفتاب نمى‏شود.

و چنان که بهره‏مند شدن از الطاف خاصّه خداوند به دو طریق میسّر است:

اوّل: »جهاد فى اللَّه« به تصفیه نفس از کدورتهایى که مانع از نعکاس نور عنایت اوست.

دوم: »اضطرار« که رافع حجاب بین فطرت و مبدأ فیض است »أمَّن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء«(1) همچنین استفاده از واسطه فیض خدا که اسم اعظم و مثل اعلاى اوست به دو طریق است:

اوّل: به تزکیه فکرى و خلقى و عملى که »أما تعلم أنّ أمرنا هذا لاینال إلّا بالورع«.(2) دوم: به انقطاع از اسباب مادّى و اضطرار. از این طریق بسیار کسانى که بیچاره شدند، و کارد به استخوان آنها رسید، و به آن حضرت استغاثه کردند و نتیجه گرفتند.

به قصور و تقصیر نسبت به ساحت قدس آن حضرت اعتراف مى‏کنیم. او کسى است که خدا به او نور خود را، و به وجود او کلمه خود را تمام کرده است. او کسى است که کمال دین به امامت و کمال امامت به اوست.

خداوند متعال در قرآن مى‏فرماید: »اوست که خورشید را روشنایى و ماه را نور قرار داده است«(3) ، و در وجود حضرت مهدى (ع) خورشید و ماه هر دو جمعند، و چه بسیار تفاوت است بین خورشید آسمان دنیا و ماه آن، و بین خورشید آسمان ملاءِ اعلى و ماه آن.

تفاوت این است: خورشید و ماه، روشنایى و نور است، ولى حضرت مهدى (ع) نور فروزان خداوند است، روشنایى پرتوافکن خداوند است، و تأویل آیه شریفه »و أشرقت الأرض بنور ربّها« ظهور آن حضرت(4) است.

اگر دیده تاب دیدن آفتاب آسمان را که به فرمان خدا روشن است، ندارد چگونه بینش انسان مى‏تواند حقیقت خورشید وجود را که به نور خدا منوّر است، ادراک کند؟! آرى قلم از شرح توانایى »سیف الله«ى که مظهر قدرت لایزال است عاجز، و زبان از بیان دانایى انسانى که »نوراللَّه« همیشه روشن است، الکن است.


پی نوشت :
1. سوره نمل آیه 62 آیا کیست که اجابت مى‏کند مضطر را زمانى که او را بخواند، و برطرف مى‏کند سوء را؟)
2.(آیا نمى‏دانى که هر آینه امر ما نیل نمى‏شود مگر به ورع) بصائر الدرجات، الجزء الخامس، ص 263، باب 11، ج 2؛ دلائل الإمامة، ص 254، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 278، بحار الانوار، ج 47، ص 71
3.سوره یونس (10)، آیه 5
4. سوره زمر (39)، آیه 69 (و درخشید زمین به نور پروردگارش).





کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مهدی