زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٩

رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم:

« لو لم یبق من الدهر الا یوم لبعث الله تعالى رجلا من اهل‏بیتى یملوها عدلا کما ملئت جورا »

اگر از دنیا جز یک روز باقى نماند خداوند از خاندان من مردى‏را برانگیزد که آن را پر از عدل و داد کند همچنان که پر ازجور و ستم شده باشد .

 

امام على علیه السلام:

« انتظروا الفرج و لا تیاسوا من روح الله فان احب الاعمال‏الى الله عز و جل انتظار الفرج »

ظهور فرج [ قائم آل محمدص ] را منتظر باشید و از رحمت‏خداوندناامید نباشید ، که محبوبترین اعمال نزد خداوند انتظار فرج‏است .

امام على علیه السلام:

« لو قد قام قائمنا لا نزلت السماء قطرها و لا خرجت الا رض‏نباتها و لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السباع والبهائم »

اگر قائم ما ( آل محمد ) قیام کند ، آسمان قطرات خود را فروفرستد و زمین گیاهان خود را بیرون دهد و کینه‏ها از سینه‏هابیرون رود و ددان و چهارپایان در صلح و صفا باشند.

امام حسین علیه السلام:

« اما ان الصابر فى غیبته على الاذى و التکذیب بمنزله‏المجاهد بالسیف بین یدى رسول الله (ص) »

هان صبر کننذگان بر اذیت و آزار و تکذیب دشمنان در زمان غیبت‏قائم آل محمد (علیه السلام) مانند مجاهدانى هستند که همراه‏پیامبر با شمشیر پیکار مى‏کنند .

امام سجاد علیه السلام:

« اذا قام القائم اذهب الله عن کل مومن العاهه و رد الیه‏قوته » زمانى که قائم آل محمد (علیه السلام) قیام کند خداوندرحمان ، مایه فساد را از مومنان برطرف مى‏سازد و توانائى واقتدار گرفته شده را به افراد باایمان باز مى‏گرداند .

امام باقر علیه السلام:

« القائم منا منصور بالرعب موید بالنصر . . . و تظهر له‏الکنوز . . . فلا یبقى فى الارض خراب الا عمر »

قائم ما ( آل محمد )با ترس در دل دشمنان پیروز و با نصرت (حق)

تایید شود ...

گنجها براى او نمایان گردد . . . و ( آن زمان ) در زمین هیچ‏جاى خرابى نماند جز آن که آن را آباد گرداند.

امام باقر علیه السلام:

« اذا قام القائم جات المزامله و یاتى الرجل الى کیس اخیه‏فیاخذ حاجته لا یمنعه »

به هنگام ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) آنچه هست دوستى وهمکارى و یگانگى است تا آنجا که هر کس هر چه نیاز دارد از جیب‏دیگرى بر مى‏دارد بدون هیچ ممانعتى .

امام صادق علیه السلام:

« من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع‏و محاسن الاخلاق و هو منتظر فان مات و قام القائم بعده کان له‏من الاجر مثل اجر من ادرکه فجدوا وانتظروا هنیئا لکم ایتهاالعصابه المرحومه »

هر کس که بودن در شمار یاران قائم ( عج ) او را شادمان سازدباید به انتظار باشد و باید با پرهیزکارى و اخلاق نیکو رفتارکند . پس اگر اجلش فرا رسد و امام قائم(علیه السلام)پس ازدرگذشت او قیام کند ، بهره او از پاداش برابر با پاداش کسى‏است که آن حضرت را درک کرده باشد . پس بکوشید و منتظر باشیدگوارا باد شما را اى گروه بخشوده .

امام صادق علیه السلام:

« من مات منکم و هو منتظر لهذا الامر کمن هو مع القائم فى‏فسطاطه . . . لا بل کمن قارع معه بسیفه . . . لا والله الا کمن‏استشهد مع رسول الله (صلى الله علیه و آله »)

هر که در انتظار حکومت قائم درگذرد ، همچون کسى است که دراردوى حضرت قائم(علیه السلام) است‏یا حتى همچون کسى است که باشمشیر همراه او مى‏جنگد ، نه به خدا سوگند همچون کسى است که دررکاب پیامبر اکرم به شهادت رسیده باشد.

امام حسن عسکرى علیه السلام:

« ان ابنى هو القائم من بعدى یجرى فیه سنن الانبیاء:

بالتعمیر و الغیبه حتى تقسو قلوب لطول الامد و لا یثبت على‏القول به الا من کتب الله عز و جل فى قلبه الایمان و ایده بروح‏منه »

پس از من فرزندم قائم است و اوست که مانند پیامبران ، عمرى‏دراز و غیبت‏خواهد داشت در غیبت طولانى او دلهایى تیره گردد .

فقط کسانى در اعتقاد به او پاى برجا خواهند ماند که خداوند عزو جل دل آنان را به فروغ ایمان ثابت و آنان را با مدد خویش‏موید گرداند .

امام حسن عسکرى علیه السلام:

« . . . لا ن طاعه آخرنا کطاعه اولنا و المنکر لا خرناکالمنکر لا ولنا اما ان لولدى غیبه یرتاب فیها الناس الا من‏عصمه الله عزوجل » . . . فرمانبرى از آخرین ما همچون‏فرمانبرى از نخستین ماست و انکار آخرین ما بسان انکار نخستین‏ماست . هان که فرزند من غیبتى خواهد داشت که مردم در آن دچارتردید خواهند شد مگر آن کسى که خداى عز و جل حفظش کند ..


پی نوشت :
ماهنامه پاسدار اسلام شماره 216





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در ادیان و کلمات کلیدی :مهدی در روایات




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٩

مرحوم ثقة الاسلام نورى در بیان اسماء شریفهامام عصر (علیه السلام)، با استناد به آیات و روایات و کتب آسمانى پیشین وتعبیرات راویان و تاریخ نگاران تعداد یکصد و هشتاد و دو اسم و لقب براىحضرت مهدى(علیه السلام)ذکر مىکند و مدّعى است که در این مقام، ازاستنباطهاى شخصى و استحسانهاى غیر قطعى خوددارى نموده است که در غیر اینصورت چندین برابر این اسماء و القاب، قابل استخراج از کتب مختلفه بود. کهاز آن جمله است:

محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شرید صاحب، غائب، قائم، منتظر و... .

کنیههاىآن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم کنیه پیامبر(صلى الله علیه وآلهوسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح که مرحوم نورى ابو ابراهیم، ابوالحسن وابوتراب را نیز از کنیههاى ایشان شمرده است.

در اینجا به ذکرپارهاى عناوین و صفات که در ضمن زیارتهاى مختلفه و ادعیه مربوط به حضرتمهدى (علیه السلام) مورد تصریح قرار گرفته است اشاره داریم، با این امیدکه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساختهو مقاماتى را که غالباً از لسان معصومین(علیهم السلام) در ضمن این دعاها وزیارتها براى امام دوازدهم(علیه السلام)بر شمرده شده براىمان روشنتر سازد.

قابل ذکر اینکه تمام این عناوین و اوصاف بطور خاص در مورد حضرتمهدى(علیه السلام)وارد گردیده، اگرچه بسیارى از آنها در مورد سایر امامانبزرگوار اسلام(علیهم السلام)نیز مىتواند مصداق داشته باشد.

دیگراینکه، آنچه ذکر مىشود نه به ادّعاى اسم یا لقب آن حضرت، بلکه به عنوانبهرهورى از تعابیر موجود در نصوص زیارت و دعاست، اعم از اینکه واژهاى مفردیا جملهاى توصیفى باشد.

بقیّة اللّه: باقیمانده خدا در زمین.

خلیفة اللّه: جانشین خدا در میان خلایق.

وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى که اولیاى حق رو به او دارند.

باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى که خدا جویان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مىکنند.

داعى اللّه: دعوت کننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستین هدایت الى اللّه.

سبیل اللّه: راه خدا، که هرکس سلوکش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاکت نخواهد داشت.

ولى اللّه: سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهى، دوست خدا.

حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن کس که براى هدایتِ در دنیا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مىکنند.

نور اللّه: نور خاموشى ناپذیر خدا، ظاهر کننده همه معارف و حقایق توحیدى، مایه هدایت رهجویان.

عین اللّه: دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستى، چشم خدا در مراقبت کردار بندگان.

سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقیمانده نسل پیامبران.

خاتم الاوصیاء: پایان بخش سلسله امامت، آخرین جانشین پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم).

علم الهدى: پرچم هدایت، رایت همیشه افراشته در راه اللّه، نشان مسیر حقیقت.

سفینة النّجاة: کشتى نجات، وسیله رهایى از غرقاب ضلالت، سفینه رستگارى.

عین الحیوة: چشمه زندگى، منبع حیات حقیقى.

القائم المنتظر: قیام کننده مورد انتظار، انقلابى بىنظیرى که همه صالحان چشم انتظار قیام جهانى اویند.

العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

السیف الشاهر: شمشیر کشیده حق، شمشیر از نیام بر آمده در اقامه عدل و داد.

القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سیاه فتنه و جور.

شمس الظلاّم: خورشید آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمین.

ربیع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شکوفایى انسان، فصل اعتدال خلایق.

نضرة الأیّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاریخ.

الدین المأثور: تجسّم دین، تجسید آیین بر جاى مانده از آثار پیامبران، خودِ دین، کیان آیین، روح مذهب.

الکتاب المسطور: قرآن مجسّم، کتاب نوشته شده با قلم تکوین، معجزه پیامبر در هیئت بشرى.

صاحب الأمر: دارنده ولایت امر الهى، صاحب فرمان و اختیاردار شریعت.

صاحب الزمان: اختیار دارِ زمانه، فرمانده کل هستى به اذن حق.

مطهّر الأرض: تطهیر کننده زمین که مسجد خداست، از بین برنده پلیدى و ناپاکى از بسیط خاک.

ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتى.

مهدى الامم: هدایتگر همه امّتها، راه یافته راهنماى همه طوایف بشریت.

جامع الکَلِم: گردآورنده همه کلمهها بر اساس کلمه توحید، وحدت بخش همه صفها.

ناصر حق اللّه: یاریگر حقِ خدا، یاورِ حقیقت.

دلیل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

الثائر بأمر اللّه: قیام کننده به دستور الهى، بر انگیخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غیر خدا به امر خدا.

محیى المؤمنین: احیاگر مؤمنان، حیاتبخش دلهاى اهل ایمان.

مبیر الکافرین: نابود کننده کافران، درهم شکننده کاخ کفر، هلاک کننده کفار.

معزّ المؤمنین: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ایمان.

مذلّ الکافرین: خوار کننده کافران، درهم شکننده جبروتِ کفر پیشگان.

منجى المستضعفین: نجات دهنده مستضعفان، رهایى بخش استضعاف کشیدگان.

سیف اللّه الّذى لاینبو: شمشیر قهر خدا که کندى نپذیرد.

میثاق اللّه الّذى أخذه: پیمان بندگى خدا که از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مرکز پیدایش زمان.

ناموس العصر: نگهدارنده زمان، کیان هستى دوران.

کلمة اللّه التامه: کلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

تالى کتاب اللّه: تلاوت کننده کتاب خدا، قارى آیات کریمه قرآن.

وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پیمان تخلّف ناپذیر الهى.

رحمة اللّه الواسعة: رحمت بىپایان خدا، لطف و رحمت بىکرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار رب العالمین: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

معدن العلوم النبویّه: گنجینه دانشهاى پیامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

نظام الدین: نظام بخش دین.

یعسوب المتقین: پیشواى متقین.

معزّ الاولیاء: عزت بخش یاران.

مذلّ الأعداء: خوار کننده دشمنان.

وارث الانبیاء: میراث بر پیامبران.

نور ابصار الورى: نور دیدگان خلایق.

الوتر الموتور: خونخواه شهیدان.

کاشف البلوى: بر طرف کننده بلاها.

المعد لقطع دابر الظلمه: مهیّا شده براى ریشه کن کردن ظالمان.

المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بین بردن کژیها و نادرستىها.

المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف کردن ستم و تجاوز.

المدّخّر لتجدید الفرائض و السنن: ذخیره شده براى تجدید واجبات و سنن الهى.

المؤمّل لاِحیاء الکتاب وحدوده: مورد امید براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

جامع الکلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

السبب المتصل بین الأرض و السماء: واسطه بین آسمان و زمین، کانال رحمت حق بر خلق.

صاحب یوم الفتح و ناشررایة الهدى: صاحب روز پیروزى و بر افرازنده پرچم هدایت.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضایت و درستکارى.

الطالب بدم المقتول بکربلا: خونخواه شهید کربلا.

المنصور على من اعتدى علیه وافترى: یارى شده علیه دشمنان وافترا زنندگان.

المضطرّ الّذى یجاب اذا دعى: پریشان و درماندهاى که چون دعا کند دعایش مستجاب شود.





کلمات کلیدی :القاب حصرت مهدی




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤


وجود مقدس حضرت بقیة‏الله‏الاعظم ، اروحناله‏الفداء، در معارف به عنوان «خونخواه کشته کربلا» (1) شناخته شده و شیعیان همراهى با آن امام منصور براى گرفتن انتقام خون حسین(ع) و یارانش را یکى از آرزوهاى بزرگ خود مى‏دانند، (2) تا جایى که در هر عاشورا به یکدیگر اینگونه سر سلامتى مى‏دهند:


«اعظم‏الله اجورنا بمصابنا بالحسین(ع)و جعلنا و ایاکم من‏الطالبین بثاره مع ولیه‏الامام‏المهدى من آل محمد:» (3)

خداوند پاداش ما را در عزاى مصیبت‏حسین(ع) بزرگ گرداند و او شما را از جمله کسانى که به همراه ولى‏اش امام مهدى از آل محمد: به خونخواهى او برمى‏خیزند قرار دهد.

در یک کلام نام حسین(ع) و مهدى(ع) براى شیعیان یادآور یک حکایت ناتمام است، حکایتى که آغازگر آن حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و پایان بخش آن حضرت بقیة‏الله‏الاعظم (ع) است.

در هر حال از آنجا که در اذهان شیعیان این دو وجود مقدس از قرابت و ارتباطى جدایى‏ناپذیر برخوردارند. از همین رو مناسب دیدیم که در ایام عزاى سرور آزادگان به بخشى از معارف ارزشمندى که از آن حضرت در ارتباط با فرزند ارجمندش حضرت مهدى(ع) رسیده است اشاره کنیم:

1. نسب مهدى(ع)
حضرت اباعبدالله‏الحسین(ع) در روایتهاى متعددى به این موضوع که حضرت مهدى(ع) از فرزندان و نوادگان ایشان است اشاره کرده‏اند که از جمله آنها روایتى است که در زیر آمده است:

«دخلت على جدى رسول‏الله (ص) فاجلسنى على‏فخذه و قال‏لى: ان‏الله‏اختار من صلبک یا حسین تسعة ائمة، تاسعهم قائمهم، و کلهم فى‏الفضل والمنزلة عندالله سواء» (4)

بر جدم رسول خدا، که درود و سلام خدا بر او باد، وارد شدم، پس ایشان مرا بر زانوى خود نشانده و فرمود: اى حسین! خداوند از نسل تو نه امام را برگزیده است که نهمین نفر از ایشان قیام‏کننده آنهاست و همه آنان در پیشگاه خداوند از نظر فضیلت و جایگاه برابر هستند.

این موضوع که قائم آل محمد(ص) از نسل حسین(ع) و نهمین نواده اوست در روایات بسیارى ، که از طریق شیعه و اهل سنت روایت‏شده، آمده است و هر گونه شک و تردید نسبت‏به نام و نشان و مشخصات موعود آخرالزمان وآخرین ذخیره الهى را برطرف مى‏سازد.

«دخلت‏على‏النبى (ص)فاذاالحسین على فخذه و هو یقبل عینیه وفاه و یقول: انت‏سیدابن سیدانت، امام‏ابن‏امام، نت‏حجة‏ابن حجة، ابوحجج تسعة من صلبک تاسعهم قائمهم.» (5)

بر پیامبر خدا وارد شدم و دیدم که آن حضرت در حالى که حسین را بر زانوى خود نشانده بر چشمها و دهان او بوسه مى‏زند و مى‏فرماید: تو آقایى فرزند آقایى ، تو امامى فرزند امامى، تو حجتى فرزند حجتى ، تو پدر حجتهاى نه‏گانه‏اى، از نسل تو نهمین حجت و قیام‏کننده آنان بر خواهد خاست.

2. عدالت‏گسترى مهدى(ع)
عدالت و تشکیل جامعه‏اى بر اساس عدل از آرمانهاى همیشگى بشر بوده و در طول هزاران سالى که از زندگى انسان بر کره خاک مى‏گذرد و صدها و هزاران نفر در پى تحقق این آرمان، بشریت‏خسته از ظلم و ستم را به دنبال خود کشیده‏اند، اما جز در مقاطع کوتاهى از زندگى بشر و آن هم در سرزمینهاى محدود هرگز این آرمان بدرستى تحقق نیافته و هنوز هم عدالت آرزویى دست نیافتنى براى انسان عصر حاضر است.

با توجه به همین موضوع در روایتهایى که از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم شیعه: وارد شده، گسترش عدالت و از بین بردن ظلم را یکى از بزرگترین رسالتهاى امام مهدى(ع) بر شمرده و تحقق عدالت واقعى را تنها در سایه حکومت او امکان‏پذیر دانسته‏اند.

از جمله این روایتها روایتى است که از حضرت اباعبدالله‏الحسین(ع) نقل شده و در آن آمده است:

«لولم یبق من‏الدنیاالا یوم واحد، لطول‏الله عزوجل ذلک الیوم حتى یخرج رجل من‏ولدى، فیملاها عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما، کذلک سمعت رسول‏الله (ص) یقول‏» (6)

اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقى مانده باشد و خداوند آن روز را چنان طولانى مى‏گرداند که مردى از فرزندان من قیام کند و دنیا را پس از آنکه از ظلم و ستم پر شده بود پر از عدل و داد نماید، من این سخن را از رسول خدا، که درود و سلام خداوند بر او باد، شنیدم.

پیامبر گرامى اسلامى (ص) نیز قیام عدالت گستر نهمین فرزند امام حسین(ع) را چنین بیان مى‏کنند:

«... و جعل من صلب‏الحسین(ع) ائمة یقومون بامرى ...التاسع منهم قائم اهل بیتى، مهدى‏امتى، اشبه‏الناس بى فى، شمائله واقواله و افعاله، یظهر بعد غیبتة طویلة و حیرة مظلة ، فیعلن امرالله و یظهر دین‏الله ...فیملاالارض قسطا و عدلا ، کما ملئت جورا و ظلما.» (7)

... خداوند از فرزندان امام حسین ، امامانى قرار داده است که امر (راه و روش آیین) مرا بر پا مى‏دارند. نهم آنان قائم خاندان من مهدى امتم مى‏باشد. او شبیه‏ترین مردمان است‏به من در سیما و گفتار و کردار . پس از غیبتى طولانى و سرگردانى و سردرگمى مردم ، ظاهر مى‏شود ، آنگاه امر (آیین) خدا را آشکار مى‏سازد... پس زمین را از عدل و داد لبریز مى‏کند پس از آنکه از ستم و بیداد لبریز شده باشد.

3. صابران در غیبت مهدى(ع)
یکى از ارکان انتظار فرج صبر و پایدارى است و انسان منتظر در واقع کسى است که همه سختیها و ناملایمات را به امید رسیدن به آرمان بلند خویش تحمل مى‏کند و از فشار و تهدید زورگویان و طعنه و تکذیب نابخردان هراس به دل راه نمى‏دهد، از همین رو در روایات صبر و انتظار همواره قرین یکدیگر بوده و فضیلت‏بسیارى براى صبرپیشگان در زمان غیبت‏بر شمرده شده است.

حضرت سیدالشهداء (ع) که خود والاترین مظهر صبر و مقاومت در راه اداى تکلیف الهى است در بیان مقام منتظرانى که صبر و شکیبایى پیشه ساخته و بر آرمان خویش پایدارى مى‏ورزند مى‏فرماید:

«منا اثنا عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین على بن ابى‏طالب، و آخرهم التاسع من‏ولدى، و هوالقائم بالحق، یحیى‏الله به‏الارض بعد موتها، و یظهر به دین‏الحق على‏الدین کله، ولو کره‏المشرکون. له غیبة یرتد فیهااقوام و یثبت فیها على‏الدین‏آخرون، فیؤذون و یقال لهم: «متى هذاالوعد ان کنتم صادقین‏»،اما ان‏الصابر فى غیبته‏على‏الاذى و التکذیب بمنزلة‏المجاهدبالسیف بین یدى رسول‏الله (ص)» (8)

در میان ما اهل بیت دوازده مهدى وجود دارد که اولین آنها امیرمؤمنان على‏بن‏ابى‏طالب(ع) و آخرین آنها نهمین فرزند من است. و اوست قیام کننده به حق ، خداوند به وسیله او زمین را پس از آنکه مرده است زنده مى‏کند و دین حق را به دست او بر همه ادیان غلبه مى‏دهد، اگر چه مشرکان نپسندند. براى او غیبتى است که گروهى در آن از دین خدا بر مى‏گردند و گروهى دیگر بر دین خود ثابت مى‏مانند، که این گروه را اذیت کرده و به آنها مى‏گویند:

«پس این وعده چه شد اگر راست مى‏گویید؟» آگاه باشید آنکه در زمان غیبت او بر آزار و اذیت و تکذیب صبر کند همانند کسى است که در مقابل رسول خدا(ص) با شمشیر به جهاد برخاسته است.

شاید بتوان گفت فضیلتهاى بى‏شمارى در روایات ما که براى منتظران فرج بر شمرده‏اند به اعتبار همین صبر و شکیبایى و تحمل مشکلاتى است که منتظران واقعى فرج بر خود هموار مى‏کنند. چنانکه در روایتى که از امام صادق(ع) وارد شده، آمده است:

«...فلا یستفرنک‏الشیطان، فان‏العزة‏لله‏ولرسوله وللمؤمنین، و لکن المنافقین لایعلمون ، الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر على ، یرى من‏الاذى والخوف، هو غدا فى زمرتنا...» (9)

شیطان تو را تحریک نکند. زیرا که عزت از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است لیکن منافقان نمى‏دانند ، آیا نمى‏دانى کسى که منتظر امر ما (حاکمیت اجتماعى آرمانى ما) باشد، و بر بیمها و آزارهایى که مى‏بیند شکیبایى ورزد، در روز بازپسین در کنار ما خواهد بود...

4. خصال مهدى(ع)
حضرت مهدى(ع) عصار و فشرده عالم هستى (10) و وارث همه انبیاء اولیاء الهى است، و خداوند متعال همه خصال نیکویى را که در بندگان صالح پیش از او وجود داشته، در آن حضرت جمع کرده است. به بیان دیگر آنچه خوبان همه دارند او به تنهایى دارد.

در زمینه آنچه گفته شد روایتهاى بسیارى وارد شده که از جمله آنها مى‏توان به روایت زیر که از حضرت اباعبدالله‏الحسین(ع) نقل شده اشاره کرد:

«فى‏القائم منا سنن من‏الانبیاء: سنة من نوح، و سنة من ابراهیم ، و سنة من‏موسى و سنة من‏عیسى ، و سنة من ایوب و سنة من محمد(ص) . فاما من نوح: فطول‏العمر; واما من ابراهیم: فخفاءالولادة و اعتزال الناس; واما من موسى: فالخوف والغیبة; و اما من عیسى: فاختلاف‏الناس فیه، واما من‏ایوب: فالفرج بعدالبلوى; واما من محمد(ص) فالخروج بالسیف.» (11)

در قائم ما (اهل بیت) سنتهایى از پیامبران الهى وجود دارد; سنتى از نوح ، سنتى از ابراهیم ، سنتى از عیسى ، سنتى از ایوب: و سنتى از محمد(ص) از نوح طول عمر، از ابراهیم پوشیده‏ماندن ولادت و کناره‏گیرى از مردم ، از موسى، ترس و غیبت از جامعه ، از عیسى اختلاف مردم درباره او، از ایوب گشایش بعد از سختیها و بلایا، و از محمد(ص) قیام با شمشیر را .


پی نوشت :
1. ر. ک: قمى ، شیخ عباس ، مفاتیح الجنان ، دعاى ندبه ، اصل عبارتى که در دعاى مزبور آمده چنین است:

«این الطالب بدم المقتول بکربلاء»

2. ر. ک: همان ، زیارت امام حسین(ع) در روز عاشورا. در بخشى از زیارت یادشده چنین آمده است: «فاسئل‏الله الذى اکرم مقامک و اکرمنى ان یرزقنى طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد:»

3. همان جا

4. القندوزى، سلیمان بن ابراهیم ، ینابیع المودة ، نجف ، مکتبة‏الحیدریة، 1411 ق ، ص 590 ، به نقل از: موسوعة کلمات‏الامام الحسین(ع)، قم ، دارالمعروف ، 1415 ق ، ص‏659 ، ح 688 .

5. حسینى ترمذى ، محمد صالح ، مناقب مرتضوى ، ص‏139 ، به نقل از: قرشى،على اکبر، اتفاق در مهدى موعود7، ص 35

6.الشیخ‏الصدوق،ابوجعفرمحمدبن‏على‏بن‏الحسین، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، تهران، دارالکتب الاسلامیة،1359 ق، ج 1 ، ص‏317 ، ح 4; به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 661، ح‏693 .

7. همان ، ج 1، ص‏257 ، به نقل از: حکیمى، محمد ، عصر زندگى و چگونگى آینده انسان و اسلام، قم ، دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم ، 1374 ، صص‏36-35.

8 . همان ، ج 1، ص‏317 ، به نقل از موسوعة کلمات‏الامام‏الحسین، صص‏666- 655، ح‏703.

9. الکلینى ، محمدبن‏یعقوب، الکافى ، ج 8 ، ص‏37، به نقل از حکیمى،محمد، همان، ص‏293 .

10. در برخى از تفاسیر کلمه «والعصر» به وجود حضرت مهدى(ع) تفسیر شده است.

11. علم‏الیقین ، ج 2 ، ص‏793 ، به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین(ع) ، صص‏669- 668، ح 710 .





کلمات کلیدی :مهدی و کلمات کلیدی :مهدی در روایات و کلمات کلیدی :امام حسین(ع)