زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳۱

ولایت فقیه

کتاب "ولایت فقیه"، معروفترین اثر امام خمینی (ره) به چاپ بیست و دوم رسید.

به گزارش تبیان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی جماران: کتاب "ولایت فقیه یا حکومت اسلامی" مجموعه سیزده جلسه درسی است که حضرت امام خمینی(ره) در فاصله سیزدهم ذیعقده 1389 ه.ق تا دوم ذیحجه 1389 ه.ق مطابق با اول تا بیستم بهمن ماه 1348 ه.ش در ایام اقامت در نجف اشرف تدریس فرموده اند.

این درسها در همان ایام به صورتهای مختلف، گاهی کامل و گاه به صورت یک یا چند درس تکثیر و منتشر شده است و در پاییز 1349 پس از ویرایش و تایید حضرت امام برای چاپ آماده و نخستین بار در بیروت چاپ و منتشر گردید.

چاپ اول متن مصحح این اثر به همراه پانوشته های توضیحی و مجموعه ای از فهرست ها توسط موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) در سال 1373 منتشر گردید که در این چاپ فهرست آیات، روایات، اعلام کتابها، اصطلاحات فقهی و حقوقی نیز به کتاب اضافه شده است.

حضرت امام در ادامه مباحث ولایت فقیه به شرایط زمامدار اشاره می کند و می فرماید: پس از شرایط عامه مثل عقل و تدبیر برای زمامدار دو شرط اساسی وجود دارد که عبارتند از: علم به قانون و عدالت

بخش مهمی از کتاب «ولایت فقیه»به بیان فرق حکومت اسلامی با سایر حکومتها اختصاص یافته است و به این نکته اشاره دارد که حکومت اسلامی نوع خاصی از حکومت مشروطه است یعنی مشروط به قوانین اسلام. بدین جهت از نظر امام خمینی وظیفه قوه مقننه و مجالس قانونگذار در واقع برنامه ریزی برای وزارتخانه های مختلف و تشکیلات حکومت در محدوده احکام اسلامی است نه قانونگذاری مصطلح در سایر حکومتها.

حضرت امام در ادامه مباحث ولایت فقیه به شرایط زمامدار که مستقیما ناشی از طبیعت طرز حکومت اسلامی است اشاره می کند و می فرماید: پس از شرایط عامه مثل عقل و تدبیر برای زمامدار دو شرط اساسی وجود دارد که عبارتند از: علم به قانون و عدالت.

امام خمینی با تکیه بر مطالب گذشته می فرمایند: «اکنون که دوران غیبت است و از طرفی بنا است احکام اسلام اجرا شود و از طرف دیگر از طرف خدای متعال کسی برای اجرای احکام تعیین نشده است،تکلیف چیست؟» و پس از بررسی این موضوع چنین نتیجه می گیرند که «خداوند خاصیت حکومتی را که از صدر اسلام تا زمان {شروع غیبت} حضرت صاحب (ع) موجود بود برای بعد غیبت هم قرار داده است.

این خاصیت که عبارت از علم به قانون و عدالت باشد در عده بیشماری از فقهای عصر ما موجود است، اگر با هم اجتماع کنند می توانند حکومت عدل عمومی در عالم تشکیل دهند» و بعد به این مطلب اشاره می کنند که ولایت فقیه یک امر اعتباری عقلایی است و تمام اختیاراتی که پیامبر و ائمه برای اداره جامعه داشته اند برای فقیه جامع الشرایط نیز ثابت است و این ولایت «واقعیتی جز جعل ندارد و فی حد ذاته شان ومقامی نیست بلکه وسیله انجام وظیفه اجرای احکام است»

لزوم پرداختن به امور آموزشی و تبلیغاتی، اصلاح حوزه ها، از بین بردن آثار فکری و اخلاقی استعماری، اصلاح مقدس نماها، تصفیه حوزه ها و طرد آخوندهای درباری و اقدامهای عملی برای براندازی حکومتهای جائر، از جمله مسائلی است که در قسمت پایانی کتاب مطرح شده است

حضرت امام پس از این مباحث به هدفهای عالی حکومت و خصوصیات لازم برای حاکم اشاره می کنند و با ذکر اخبار و استدلال بر آنها به اثبات ولایت برای فقیه در معنای تصدی حکومت می پردازند که قسمت اعظم این کتاب را همین مباحث تشکیل می دهد. بخش پایانی کتاب به ضرورت برنامه ریزی مبارزه طولانی برای رسیدن به این هدف الهی اختصاص یافته است

امام خمینی در این قسمت ابتدا به مساله تبلیغات و تعلیمات و اهمیت و ضرورت آنها اشاره می کنند و می فرمایند: باید اجتماعات در خدمت این دو امر قرار گیرد. باید در این مورد مثل عاشورا برخورد شود باید کاری کرد که راجع به حکومت اسلامی موج به وجود آید و اجتماعات برپا گردد. نباید منتظر بود که زود به نتیجه برسد بلکه باید به یک مبارزه طولانی همت گماشت.

لزوم پرداختن به امور آموزشی و تبلیغاتی،اصلاح حوزه ها،از بین بردن آثار فکری و اخلاقی استعماری،اصلاح مقدس نماها، تصفیه حوزه ها و طرد آخوندهای درباری و اقدامهای عملی برای براندازی حکومتهای جائر، از جمله مسائلی است که در قسمت پایانی کتاب مطرح شده است.


 تبیان









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳۱

مقدمه

یاران حضرت مهدی(عج) چه ویژگی هایی دارند؟! شاید این سؤال را بارها شنیده باشید اما چقدر درباره آن تأمل نمودیم و سعی کردیم خصال یاران مهدی(عج) را به دست آوریم؟

 

خصال یاران حضرت مهدی(عج)

یاران حضرت مهدی(عج) از صنف و نژاد خاصی نیستند، بلکه از گروهها و نژادهای مختلف و از سراسر جهان هستند. حضرت در سن جوانی ظاهر می شوند و یاران ایشان نیز بیشتر جوانان پرتحرک و پرنشاط هستند.

زنان نیز در این نهضت بزرگ جایگاه شکوهمند و حضوری فعال خواهند داشت.

 

عدد یاران

امام صادق(علیه‌السلام) عدد یاران حضرت مهدی(عج) را سیصد و سیزده نفر ذکر کرده اند:

«گویا می نگرم قائم را بر منبر کوفه و سیصد و سیزده نفر یارانش را که پیرامونش گرد آمده اند به شماره اهل بدر»

یاران مهدی(عج) مردان عبادت و نیایش، شیران روز و نیایش گران شب هستند، آن هم نیایشی عارفانه و پاکبازانه. روح بندگی و راز و نیاز با جانشان آمیخته و همواره خود را در محضر خدا می بینند....

در برخی از روایات یاران امام زمان(عج) ده هزار نفر یاد شده و تا آنان گرد نیایند قیام صورت نمی گیرد. ابی بصیر از امام صادق(علیه‌السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «تا حلقه کامل نگردد، قائم خروج نمی کند. گفتم کامل شدن حلقه به چند نفر است؟ فرمود: ده هزار نفر.»

این دو دسته روایات با هم تعارض ندارند بلکه در طول یکدیگرند و در مجموع نشانگر سیر تشکیل یارانند: سیصد و سیزده نفر نخستین گروندگانند و به عبارتی فرماندهان و وزیران امام هستند که با گردآمدن این گروه دعوت آغاز می گردد و سپس با انتشار خبر ظهور ده هزار نفر که ستون های اصلی نیروهای انقلاب را تشکیل می دهند، به سرعت به امام می پیوندند.

همه رهبران و مصلحان الهی برای رسیدن به درجه شایستگی همراهی باید دارای ویژگی هایی باشند که عبارتند از:

 

خداجویی:

خداجویی و توحید سرلوحه عقاید و خصال یاران مهدی(عج) است. آنان خدا را به شایستگی شناخته و همه وجودشان غرق جلوه نور ایزدی است. شوق دیدار محبوب، دل هایشان را به وجد آورده و در اشتیاق وصل او، شب و روز نمی شناسند. امام صادق(علیه‌السلام) درباره آنها می فرماید:

مردانی که گویا دل هایشان پاره های آهن است... غبار تردید در ذات مقدس خداوند، خاطرشان را نمی آلاید... همانند چراغ های فروزانند، گویا دل هایشان نورباران است. از ناخشنودی پروردگارشان هراس دارند، برای شهادت دعا می کنند و آرزومند کشته شدن در راه خدایند.

یاران مهدی(عج) مردان عبادت و نیایش، شیران روز و نیایش گران شب هستند، آن هم نیایشی عارفانه و پاکبازانه. روح بندگی و راز و نیاز با جانشان آمیخته و همواره خود را در محضر خدا می بینند....

عبادت و بندگی:

یاران مهدی(عج) مردان عبادت و نیایش، شیران روز و نیایش گران شب هستند، آن هم نیایشی عارفانه و پاکبازانه. روح بندگی و راز و نیاز با جانشان آمیخته و همواره خود را در محضر خدا می بینند، به بیان امام باقر(علیه‌السلام): گویا قائم و یارانش را در نجف اشرف می نگرم توشه هایشان به پایان رسیده و لباس هایشان مقدس گشته است، جای سجده بر پیشانی هایشان نمایان است شیران روز و راهبان شب اند.

 

شجاعت:

امام زمان(عج)

یاران مهدی(عج) دل هایی چون پولاد دارند و از انبوه دشمن هراسی به دل راه نمی دهند. ایمان به هدف همه وجودشان را تسخیر کرده و عشق به خاندان پیامبر به بازوانشان قدرت بخشیده است. شجاعت بی نظیرشان ترس را بر دل های مستکبران چیره ساخته آنچنان که پیشاپیش راه گریز پیش می گیرند. امام باقر(علیه‌السلام) در توصیف شجاعت آنها می فرمایند:

دل هایی چون پولاد دارند. از هر سو تا مسافت یک ماه راه، ترس بر دل های دشمنان سایه می افکند.

یاران حضرت مهدی(عج) از صنف و نژاد خاصی نیستند، بلکه از گروهها و نژادهای مختلف و از سراسر جهان هستند.

 

فرمانبری:

یاران امام، به مولای خود عشق می ورزند و چون بنده ای گوش به فرمان از حضرت پیروی می کنند در انجام دستورات وی پیشی می گیرند. به فرموده پیامبر(صلی الله علیه و آله):

کرّاروُن مُجِدّونَ فی طاعته؛ سلحشورانی کوشا در پیروی اویند.

امام حسن عسکری(علیه‌السلام) در آخرین روزهای عمر خود سخنانی خطاب به فرزندشان حضرت مهدی(عج) فرمودند و یاران او را این گونه توصیف نمودند:

...روزی را می بینم که پرچم های زرد و سفید در کنار کعبه به اهتزاز درآمده، دست ها برای بیعت تو، پی در پی کشیده اند. دوستان باصفا، کارها را چنان به نظم وترتیب درآورده اند که همچون دانه های درّ گرانبها که در رشته ای قرار گیرند... قومی به آستانه ات گردآیند که خداوند آنان را از سرشتی پاک و ریشه ای پاکیزه و گرانبها آفریده است.

دل هایشان از آلودگی و نفاق و پلیدی و شقاق پاکیزه است. در برابر فرمان های دینی فروتنند و دل هایشان از کینه و دشمنی پیراسته، رخسارشان برای پذیرش حق آماده و سیمایشان با نور فضل و کمال آراسته، آیینِ حق را می پرستند و از اهل حق پیروی می کنند.

 

 تبیان


منابع و مآخذ

1- کمال الدّین و تمام النّعمه، شیخ صدوق.

2- کتاب الغیبه- محمدابراهیم نعمانی

3- چشم به راه مهدی(عج)

4- بحارالانوار-

5- نهضت انتظار و انقلاب اسلامی

6- عصر ظهور









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳٠

در شماره 65 ماهنامه «موعود» به بررسی مفهوم «رجعت» و اینکه چه کسانی رجعت می‌کنند و آیا رجعت با «ظهور» و «رستاخیز» تفاوت می‌کند یا خیر پرداخته شده است.

 در این نوشتار آمده است، رجعت از نظر لغت به معنای «بازگشت» است. اما رجعت از نظر اصطلاحی به این معنا است که به امر خداوند به دست حضرت مهدی(ع) گروهی از مردگان زنده شوند و با قیام آن حضرت(ع) همراه شوند که قبل از روز رستاخیز بازگشت مردگان به دنیا صورت می‌گیرد، تا آنان به پاداش یاوری و همراهی و درک حکومت مهدی(ع) نائل آیند و نیز خداوند برخی از دشمنان حضرتش را زنده می‌کند تا از ایشان انتقام گیرد.

این معنا، خلاصه‌ای از گفتار بزرگان دین از جمله شیخ مفید، شیخ حرّ عاملی، سید مرتضی علم‌الهدی و علامه مجلسی(ره) است.1

علمای شیعه اعتقاد به رجعت را ملازم با پیروی از مذهب تشیع می‌دانند و اگر اعتقاد به امامان معصوم(ع) وجود داشته باشد، اعتقاد به بازگشت (رجعت) امامان معصوم و مؤمنان قبل از رستاخیز هم باید وجود داشته باشد و این دو لازم و ملزوم است و اعتقاد به رجعت در تمام دوران مورد اجماع علمای فرقة شیعه بوده و هیچ کس از علمای شیعه منکر این رجعت نبوده و علامه مجلسی در بحارالانوار نام بسیاری از علمای شیعه را که در کتاب‌هایشان به اصل رجعت تأکید کرده‌اند، آورده است.2

همان‌گونه که بیان شد پیش از تحقق قیامت کبری رویدادی خاص در جهان به وقوع می‌پیوندند و جمعی از مردگان به دنیا بازمی‌گردند که این رویداد را رجعت می‌گویند و همچنین گاهی از آن به «قیامت صغری» تعبیر شده است.

لذا طبق روایات دو قیامت وجود دارد: قیامت صغری یا رجعت، و قیامت کبری که همان برانگیخته شدن همه مردم در روز رستاخیز می‌باشد. البته مخفی نماند که مسئله رجعت و ظهور حضرت مهدی(ع) دو رویداد مستقل از هم هستند. لذا اطلاق قیامت صغری به هر دو رویداد منطبق می‌شود.

دلائل قرآنی رجعت

در قرآن کریم آیات زیادی دلالت بر حیات مجدد انسان دارد و نمونه‌هایی را برای ما بیان فرموده که آنها قبل از رستاخیز حیات مجدد پیدا کرده‌اند و به اصطلاح رجعت به دنیا داشته‌اند، لذا همان‌گونه که در اقوام گذشته رجعت صورت گرفته در آینده هم رجعت صورت می‌گیرد و رجعت محال و غیرممکن نمی‌باشد. برای مثال نمونه‌هایی را بیان می‌کنیم که در قرآن آمده است.

1. زنده شدن مردگان به وسیله حضرت عیسی(ع): و مردگان را به اذن خدای یکتا زنده می‌کنم.3

در قرآن کریم آمده است که این فرستاده الهی با اجازه پروردگار خویش به کارهای خارق‌العاده دست می‌زد. مثلاً بیماران مبتلا به پیسی را درمان می‌کرد، نابینایان مادرزاد را بینا می‌کرد، مجسمه‌ای از خاک می‌ساخت و در آن می‌دمید و زنده می‌شد، مردگان را احیا می‌کرد، و از توشه‌هایی که مردم در خانه‌های خود داشتند خبر می‌داد.

مفسران معروف، موارد بسیاری از این معجزات را آورده و داستان‌هایی از زنده شدن مردگان توسط حضرت عیسی را گزارش کرده‌اند.

از علمای عامه، سیوطی در تفسیر الجلالین می‌نویسد: «او دوست خود عازر را زنده کرد، پسر پیرزنی را حیات دوباره بخشید، دختری را از مرگ به زندگی بازگرداند، و این هر سه پس از زنده شدن به حیات خود ادامه داده فرزندانی نیز از خود بر جای گذاردند، همچنین سام‌بن نوح را زنده نمود که بدون درنگ از دنیا رفت».4

2. زنده شدن پس از صد سال مرگ (مربوط به عزیر): پس خداوند او را به مدت صد سال میراند، سپس وی را برانگیخت.5

این آیه مربوط به یکی از پیامبران الهی (عزیر) است که از روستایی عبور کرد و با آثار مرگ و نیستی در آن سرزمین روبه‌رو شد، به یاد رستاخیز و زنده شدن مردگان افتاد و در حالی‌که قدرت کاملة خدا را باور داشت، با تعجب از خود پرسید: «مردگان این روستای ویران را بعد از درنگ درازمدت، در قبر، چه کسی حیات دوباره می‌بخشد؟» آنگاه پروردگار بزرگ با میراندن وی، پاسخ این پرسش را بیان فرمود.

عزیر مرد و مرکبش از هم متلاشی شد، ولی غذایی که داشت در مدت صد سال هیچ تغییری نکرد. پس از صد سال زنده شد و گمان کرد که تنها نصف روز خوابیده است؛ چرا که هنگام ظهر مرد و پیش از غروب آفتاب به دنیا بازگشت. اما وقتی به مرکب پوسیدة خود نگاه کرد متوجه شد که او مرده و دوباره زنده شده است و هنگامی که آن مرکب در مقابل دیدگان او زنده شد، او باور کرد که خدای سبحان همه مردگان را در روز قیامت زنده می‌کند.6

3. مرگ گروهی (از بنی‌اسرائیل) و حیات مجدد آنها: آیا ندیدید آنهایی را که از ترس مرگ طاعون و جهاد با دشمنان از دیار خود بیرون رفتند که هزارها تن بودند خدا فرمود، بمیرید همه مردند پس (درخواست پیغمبری از پیغمبران) آنها را دوباره زنده کرد... .7

مفسران می‌گویند این آیه مربوط به گروهی از بنی‌اسرائیل بود که شمارشان به چهارهزار نفر می‌رسید که به سبب ترس از طاعون یا جهاد با دشمنان شهر خویش را ترک کردند و به سوی سرزمینی دیگر حرکت کردند اما خدای توانا این فرارکنندگان را میراند و به تقاضای پیامبرش بار دیگر آنها را زنده کرد.8

 

دلائل روایی بررجعت

برای نمونه از امام ششم حضرت صادق(ع) در بیان اهمیت اعتقاد به رجعت نقل شده است:

از ما نیست هر کسی که بازگشت دوباره (رجعت) ما را به دنیا باور نکند.9

بنابراین یکی از ویژگی‌های انسان مؤمن اعتقاد به رجعت (بازگشت دوباره ائمه معصومین(ع) و مؤمنان راستین و مشرکان فرورفته در منجلاب) است.10

مرحوم شیخ صدوق(ره) در کتاب صفات الشیعه از امام صادق(ع) روایت می‌کند:

هر کس به هفت موضوع اقرار کند پس او مؤمن است. و سپس ذکر کرد و یکی از آنها ایمان به رجعت است.11

 

همگانی یا غیرهمگانی بودن رجعت

آنچه از روایات و آیات استنباط می‌شود این است که پدیده رجعت همگانی نیست. در هنگام قیام جهانی امام عصر(ع) و قبل از برپایی رستاخیز رجعت به وقوع می‌پیوندد ولکن منحصر به جمعی از مؤمنان و مشرکان خواهد بود و این‌گونه که همه مؤمنان زنده شوند و همه مشرکان زنده شوند صورت نمی‌پذیرد در حالی‌که مخصوص عده‌ای از مؤمنان راستین و عده‌ای از مشرکان محض است.

بهترین دلیل بر این گفته که رجعت پدیده همگانی نمی‌باشد حدیثی از حضرت صادق(ع) است که حضرت فرمودند: به درستی که رجعت برای همه نیست، بلکه به جمعی خاص اختصاص دارد رجعت (بازگشت) نمی‌کنند مگر مؤمنان راستین و مشرکان فرو رفته در شرک محض و غیر از آنها هیچ کس به دنیا باز نمی‌‌شود.12

در قرآن کریم اشاره به این موضوع دارد که پدیده رجعت قبل از رستاخیز همگانی نیست بلکه از هر امتی دسته‌ای زنده می‌شوند و به دنیا بازمی‌گردند و آنها جمعی از مؤمنان و جمعی از مشرکان از هر امت هستند.

حضرت امام باقر(ع) برای اثبات این مدعا با تمسک به آیة 83 سورة نمل می‌فرماید که:

آیا آنها قرآن را نخوانده‌اند که می‌فرماید: «آن روز (رجعت) که از هر امتی، دسته‌ای را فراهم می‌آوریم.»13

از این حدیث شریف حضرت باقر(ع) معلوم می‌شود که اولاً اصل پدیده رجعت قبل از رستاخیز صورت می‌گیرد و این آیه را مربوط به رجعت می‌باشد زیرا در روز رستاخیز همه محشور می‌شوند نه گروهی از هر امت، و ثانیاً: به قرینه «من کلّ امةٍ فوجاً» که من برای (تبعض) است از هر امتی بعضی برانگیخته خواهند شد و پدیده رجعت طبق این آیه قرآن همگانی نخواهد بود.

به سبب عظمت روز رجعت این روز در کنار روز قیام حضرت مهدی(ع) و روز رستاخیز از ایام‌الله است. چنانکه امام جعفر صادق(ع) به سبب مشابهت رجعت با ظهور حضرت مهدی(ع) و روز رستاخیز می‌فرماید:

روزهای خدایی سه روز هستند: روز قیام امام مهدی(ع)، و روز رجعت و روز رستاخیز.14

بنابراین سه روز از این جهت که ایام‌الله هستند با هم مشابهت دارند و به ترتیب تحقق پیدا می‌کنند: اول قیام حضرت مهدی(ع)، دوم پدیده رجعت و سوم روز رستاخیز برپا خواهد شد.

**********************************************************

ماهنامه موعود شماره 65

پی‌نوشت‌ها:

با استفاده از کتاب: سؤال از امام مهدی(عج) در روایات، نوشتة سید فخرالدین موسوی، با تلخیص.

1. ر.ک: مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج53، صص138ـ136.

2. برای اطلاع بیشتر ر.ک: حر عالمی، الإیقاظ الهجعه بالبرهان علی الرجعه، باب 2، دلیل 3.

3. و احی الموتی بإذن الله.سورة آل عمران (3)، آیة 49.

4. سیوطی، تفسیر جلالین، ج1، ص432.

5. فأماته الله مائة عامٍ ثمّ بعثه. سورة بقره (2)، آیة 259.

6. به تفاسیر قرآن کریم اعم از عامه و خاصه مراجعه شود.

7. ألم تر إلی الّذین خرجوا من دیارهم و هم ألوفٌ حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثمّ أحیاهم... . سورة بقره (2)، آیة 243.

8. مجلسی، برای اطلاع بیشتر ر.ک: حر عاملی، همان.

9. بحارالانوار، ج92: حدیث 101؛ لیس منّا من لم یؤمن بکرّتنا.

10. لبته روایات متعددی از عامه و خاصه مربوط به رجعت شده که به کتاب صحیح بخاری 9، 102؛ و کتاب کنزالعمال 11؛ 133 از کتب عمه مراجعه فرمایید.

11. شیخ صدوق، صفات الشیعه، ص121: ح161، به نقل از کتاب رجعت نگارش: حسن طارمی.

12. مجلسی، همان، ج 53، ص39، حدیث 1. إنّ الرّجعة لیست بعامّةٍ، وهی خاصّةٌ. لایرجع إلّا من محَض الایمان محضاً او محّض الشّرک محضاً.

13. مجلسی، همان، ج53، ص40، حدیث 6 . اما یقرؤن القرآن: «و یوم نحشر من کلّ امّةٍ فوجاً».

14. مجلسی، همان، ج63، حدیث 53. ایّام الله ثلاثةٌ: «یوم القائم(ع) و یوم الاکرّة و یوم القیامة».





کلمات کلیدی :رجعت و ظهور




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳٠

آیت الله حسن زاده

 

گوش‌شان به دهان حضرت حجت(عج) است

علامه عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی، جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید. علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.

ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است. این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می‌کند که بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیت‌الله طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را کسی نشناخت جز امام زمان(عج). راهی که حسن‌زاده در پیش دارد، خاک آن توتیای چشم طباطبایی.

آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید، عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه، کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده، قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را، مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند. خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار

 

 حضرت آیت الله حسن زاده آملی:رهبر عظیم ‌الشأن‌تان را دوست بدارید

 

علامه حسن زاده آملی از علمای برجسته و سرشناس حوزه علمیه قم که به جهت مراتب ویژه علمی و عرفانی از استوانه‌های حوزه‌های علمیه به شمار می‌روند، در انتهای یکی از جلسات سخنرانی خود، عبارات مهمی را در شأن رهبر معظم انقلاب بیان فرموده‌اند.

متن کامل سخنان علامه حسن‌زاده آملی پیرامون سجایای رهبر معظم انقلاب :

رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید. عالمی، عادلی،‌ رهبری، مؤمنی، ‌موحدی،‌ سیّاسی، دلداری، رهبری، انسان ربانی، پاک،‌ منزه، که دنیا شکارش نکرده من جایی سراغ ندارم که عرض کنم.

 

 

آیت الله حسن زاده

تقدیم نامه علامه حسن زاده آملی به مقام معظم رهبری که در ابتدای کتاب انسان در عرف عرفاآمده است

بسم الله الرحمن الرحیم

الم تلک آیات الکتاب الحکیم هدی و رحمه للمحسنین

با سلام و دعای خالصانه، و ارائه ارادات بی پیرایه جاودانه به حضور باهرالنور رهبرعظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله معظم،جناب خامنه‌ای کبیر (متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف)، این اثر نمونه دوران را اعنی، رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن یگانه دوران در دارالاسلام و الایمان شهر هزار سنگر آمل مازندران، از جانب خودم و از جانب همه شهروندان بزرگوار این بلدطیب و خطه شهرستان آمل بلکه از جانب همه فرزانگان گرامی و گرانقدر استان مازندران، به پیشگاه مبارک آن ولی به حق که مصداق بارز رساله است با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم می‌دارم و عزت و شوکت روز افزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقیقه الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم.

یارب دعای خسته دلان مستجاب کن.

20/3/1377 حسن حسن زاده آملی

 

    * بیان ارادت عارف والا مقام  آیت الله حسن زاده آملی در  تقدیم نامه صحیفه " فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه(س)" به رهبر معظم انقلاب

این صحیفه نور که موسوم است به " فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه(س)" به مناسبت تخستین کنگره تجلیل و تکریم از عصمه الله الکبری و ثمره شجره الیقین و احسن منازل القرآن و بقیه النبوه و مشکوه الولایه و الامامه ، حضرت فاطمه بنت خاتم الانبیا محمد مصطفی- صلی الله علیه و‌آله وسلّم ، که به فرمان همایون و خجسته رهبر عظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران جناب آیت الله المعظم خامنه ای کبیر ،متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف ، در ساری مازنداران ایران برگزار می شود؛ با سلام و تحیّت خالصانه و ارائه اردات بی پیرایه، و درود و نوید جاوید ، به حضور آن قائد ولیّ وفیّ ، و رائد سائس حفیّ ، مصداق بارز " نرفع درجات من نشاء" تقدیم می گردد، و عرض می شود:" یا ایها العزیز جئنا ببضاعه مزجاه " دادار عالم و آدم همواره سالار و سرورم راسالم و مسرور دارد.

منبع:تبیان









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۸

در دهة آخر تیرماه سال 1367، در کمپ هفت، در گرمای شدید تابستان عراق و نبود هرگونه وسایل خنک‌کننده و قطع مکرر و طولانی آب، روزگار را به سختی می‌گذراندیم.

در نیمة یکی از همان شب‌ها، همگی با صدای تیراندازی از خواب پریدیم. ابتدا تصور کردیم مسأله‌ای مثل قتل عام اسرا در پیش است، اما به زودی متوجه شدیم که شادمانی و پایکوبی عراقی‌ها، به خاطر پذیرش قطع‌نامة 598 از سوی ایران است.


*

بلندگوها روشن شده بودند و مرتب، سخن امام را که هنگام پذیرش قطع‌نامه گفته بود: من جام زهر را نوشیدم؛ به عربی پخش می‌کردند.

بچه‌ها دچار بهت شده بودند. بعضی‌ها با صدای بلند گریه می‌کردند. یکی از بچه‌های پاسدار با صدای بلند می‌گفت:

پس شهیدان چه؟!

خودم را به او رساندم. او را به خوبی می‌شناختم. انسانی پاک و باصفا بود. به او گفتم: برادرم! فراموش کن. امام، قطع‌نامه را قبول کرد. یک سرباز ولایت، فقط تابع است.

چند نفر دیگر را هم به همین ترتیب توجیه کردم، تا این که شب فردای پذیرش قطع‌نامه، رؤیایی عجیب دیدم.

در عالم رؤیا دیدم که همه به دیدار امام‌خمینی رفته بودیم. محل دیدارمان یک سالن آمفی‌تئاتر بود. امام، بالای سن، بر روی صندلی نشسته بود و حاج‌احمد آقا هم، کنار ایشان ایستاده بود. ما در تاریکی بودیم و پروژکتورها، روی سن را روشن کرده بودند. امام، به واسطة پذیرش قطع‌نامه، متأثر بود و حالتی غم‌زده داشت.

در همین حین، ناگهان دستمالی از جیب درآورد و شروع کرد به گریه کردن. امام، بی‌نهایت حزن‌آلود گریه می‌کرد و شانه‌های مبارکش به‌شدت تکان می‌خورد. اشک در پهنای صورت امام جاری بود و از زیر دستمال سرازیر می‌شد.

گریة امام به طول انجامید، اما بالاخره، آن گریة عجیب تمام شد. امام، دستمال را از مقابل چشم‌های مبارکش برداشت و حالت عادی به خود گرفت. بعد، دست در قبایش کرد و یک نامة بلندبالا درآورد و با حالتی حماسی و

شورانگیز، شروع به خواندن نامه کرد... لب‌های مبارک امام با سرعت به هم می‌خورد و نامه را قرائت می‌کرد.

من در عالم خواب، صدای امام را نمی‌شنیدم، اما به‌خوبی می‌دانستم که امام، نتایج جنگ هشت ساله را برمی‌شمارد. صورت امام، لحظه به لحظه برافروخته‌تر و نورانی‌تر می‌شد؛ به‌طوری که کم‌کم، هاله‌ای از نور، تمام

صورت امام را فراگرفت.

در عالم خواب، برای من معلوم بود که نتیجة دفاع مقدس ما و پذیرش قطع‌نامه، همانا زمینه‌سازی ظهور امام عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه و بلکه ظهور عاجل حضرت است.

*

از خواب برخاستم و با عزمی راسخ، در بین بچه‌ها، به دفاع از عملکرد نظام در قبول قطع‌نامه و اهمیت ولایت‌پذیری پرداختم.

بعد از آزادی هم، مواقعی که انقلاب، آماج حملات دشمن بیرونی، از طریق پایگا‌ه‌های داخلی‌اش قرار می‌گرفت، همیشه با آرامش به رفقا می‌گفتم: نگران نباشید، ان‌شاء‌الله اتفاقی نمی‌افتد.

 

خاطره از: آزادة سرافرازحبیب‌الله معصوم

منبع: سایت حوزه









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٧

 چهل حدیث گهربار از امام زمان؛ حضرت مهدی عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف.


نویسنده وبلاگ "منتظر آقا "، مطلبی را با عنوان "40 حدیث گهربار از امام زمان (عج) " در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است.
بر اساس این گزارش در این مطلب آمده است:

1- توجه امام مهدى(علیه السلام) به شیعیان خویش

إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ، وَ لَوْ لا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا:

ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ‌یم، که اگر جز این بود گرفتارى‌ها به شما روى مى‌آورد و دشمنان، شما را ریشه کن مى‌کردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانى کنید.


2- عمل صالح و تقرب به اهل بیت(علیهم السلام)

فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهِیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً یَبْغَتُهُ فُجْأَةً حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة:

هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستى ما نزدیک مى‌سازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزیند، زیرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مى‌گیرد، در وقتى که توبه برایش سودى ندارد و پشیمانى او را از کیفر ما به خاطر گناهش نجات نمى‌دهد.


3- تسلیم در مقابل دستورهاى اهل بیت(علیهم السلام)

فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَیْنا، فَعَلَیْنَا الاِْصْدارُ، کَما کانَ مِنَّا الاِْیرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْکُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إِلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ:

از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید، بر ماست که شما را از سرچشمه، سیراب برگردانیم، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى کشف آنچه از شما پوشیده شده نروید. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى که روشن است به طرف ما قرار دهید.


4- تحقق حتمى حق

أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَىَّ بِما أَذْکُرُهُ:

خداوند مقدر فرموده است که حق به مرحله نهایى و کمال خود برسد و باطل از بین برود، و او بر آنچه بیان نمودم گواه است.


5- خلقت هدفدار و هدایت پایدار

إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ یَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَیْهِمُ النَّبِیّینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ، یَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِیَتِهِ وَ یُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دینِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَیْهِمْ کِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَیْهِمْ مَلائِکَةً یَأْتینَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَیْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَیْهِمْ:

خداوند متعال، خلق را بیهوده نیافریده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلکه آنان را به قدرتش آفریده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پیامبران را که مژده دهنده و ترساننده هستند به سویشان برانگیخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانى‌اش جلوگیرى فرمایند و آنچه را از امر خداوند و دینشان نمى‌دانند به آنها بفهمانند و بر آنان کتاب فرستاد و به سویشان فرشتگان برانگیخت تا آنها میان خدا و پیامبران ـ به واسطه تفضّلى که بر ایشان روا داشته ـ واسطه باشند.


6- ظهور حق

إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ:

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد که سخن گوییم، حق ظاهر خواهد شد و باطل از میان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.


7- تفتیش ناروا

مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ أَشْرَکَ:

حضرت مهدى(علیه السلام) در خصوص کسانى که در جستجوى او بوده اند تا به حاکم جور تحویلش دهند فرموده است: آن که بکاود، بجوید و آن که بجوید دلالت دهد و آن که دلالت دهد به هدف رسد و هر که [در مورد من] چنین کند، شرک ورزیده است.


8- ظهور حق به اذن حق

فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِکْرُهُ وَ ذلِکَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا:

ظهورى نیست، مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دل‌ها و فراگیر شدن زمین از جور و ستم.


9- مدعیان دروغگو

سَیَأْتى إلى شیعَتى مَنْ یَدَّعِى المُشاهَدَةَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَى المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیانى وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ کَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیم:

آگاه باشید به زودى کسانى ادعاى مشاهده (نیابت خاصه) مرا خواهند کرد. آگاه باشید هر کس قبل از خروج «سفیانى» و شنیدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا کند دروغگو و افترا زننده است؛ حرکت و نیرویى جز به خداى بزرگ نیست.


10- دنیا در سراشیبى زوال

إِنَّ الدُّنْیا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوکُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِکِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْیاءِ السُّنَّةِ:

دنیا فنا و زوالش نزدیک گردیده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پیامبرش ـ که درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و میراندن باطل و زنده کردن سنّت، دعوت مى‌کنم.


11- ذخیره بزرگ

أَنَا بَقِیَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخیرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهیمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِمْ أَجْمَعینَ):

من باقیمانده آدم و ذخیره نوح و برگزیده ابراهیم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.


12- حجّت خدا

زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْکَلامِ لَزالَ الشَّکُّ:

ستمگران پنداشتند که حجّت خدا از بین رفته است، در حالى که اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مى‌شد، هر آینه تمام شکّ‌ها را از بین مى‌بردیم.


13- عطسه، نشانه سلامت

أَلا أُبَشِّرُکَ فِى الْعِطاسِ فَقُلْتُ بَلى قالَ: هُوَ أَمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أَیّام:

نسیم، خدمتکار حضرت مهدى(علیه السلام) گوید: آن حضرت به من فرمود: آیا تو را در مورد عطسه کردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.


14- نماز، طردکننده شیطان

ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّیْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیْطانِ:

هیچ چیز مثل نماز، بینى شیطان را به خاک نمى‌مالد، پس نماز بخوان و بینى شیطان را به خاک بمال.


15- حق الناس

لا یَحِلُّ لاَِحَد أَنْ یَتَصَرَّفَ فى مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إِذْنِهِ:

تصرف در مال هیچ کس بدون اجازه او جایز نیست.


16- پناه بردن به خدا

أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِیاتِ الْفِتَنِ:

پناه به خدا مى‌رم از نابینایى بعد از بینایى و از گمراهى بعد از راهیابى و از اعمال ناشایسته و فرو افتادن در فتنه‌ها.


17- اسوه هاى حقیقت

إِنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إِلاّ کَذّابٌ مُفْتَر:

حق با ما و در میان ماست، کسى جز ما چنین نگوید، مگر آن که دروغگو و افترا زننده باشد.


18- ظهور فَرَج به اذن خدا

وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، کَذَبَ الْوَقّاتُونَ. وَ أَمّا قَوْلُ مَنْزَعَمَ أَنَّ الْحُسَیْنَ(علیه السلام) لَمْ یُقْتَلْ، فَکُفْرٌ وَ تَکْذیبٌ وَ ضَلالٌ:

اما ظهور فرج، موکول به اراده خداوند متعال است و هر کس براى ظهور ما وقت تعیین کند دروغگوست. و اما گفته کسانى که پنداشته‌اند امام حسین(علیه السلام) کشته نشده، کفر و دروغ و گمراهى است.


19- شناخت خدا

إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذى خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَیْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فیجِسْم«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىءٌ وَ هُوَالسَّمیعُ الْعَلیمُ»:

همانا خداوند متعال، کسى است که اجسام را آفریده و ارزاق را تقسیم فرموده، او جسم نیست و در جسمى هم حلول نکرده، چیزى مثل او نیست و شنوا و داناست.


20- ائمه(علیهم السلام) دست پرورده‌هاى پروردگار

إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَةَ بِنا إِلى غَیْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا:

خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چیزى نیاز نداریم، و حق با ماست. اگر کسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ایجاد نمى‌شود، ما دست‌پرورده‌هاى پروردگارمان، و مردمان، دست‌پرورده‌هاى ما هستند.


21- دانش حقیقى

أَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَ لا شَىْءَ عَلَیْکُمْ مِنْ کُفْرِ مَنْ کَفَرَ:

دانش، دانشِ ماست، از کفرِ کافر، گزندى بر شما نیست.


22- اتفاق و وفاى به عهد

لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْیمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا:

اگر شیعیان ما (که خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد) در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پیمان را محترم مى‌شمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى‌افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى‌شدند.


23- ما را آزردند

قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّیعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دینُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ:

حضرت مهدى(علیه السلام) به محمّد بن على بن هلال کرخى فرموده‌اند :نادانان و کم‌خردان شیعه و کسانى که بال پشه از دیندارى آنان محکمتر است، ما را آزردند.


24- بیزارى از غالیان

أَنـَا بَرىءٌ إِلَى اللّهِ وَ إِلى رَسُولِهِ مِمَّنْ یَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَیْبَ وَ نُشارِکُهُ فیمُلْکِهِ أَوْ یُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَى الَْمحَلِّ الَّذى رَضِیَهُ اللّهُ لَنا:

من از افرادى که مى‌گویند: ما اهل بیت [مستقلاًّ از پیش خود و بدون دریافت از جانب خداوند] غیب مى‌دانیم و در سلطنت و آفرینش موجودات با خدا شریک هستیم، ما را از مقامى که خداوند براى ما پسندیده بالاتر مى‌برند، نزد خدا و رسولش، بیزارى مى‌جویم.


25- از واجبات‌ترین مستحبات

سَجْدَةُ الشُّکْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَ أَوْجَبِها:

سجده شکر از لازم‌ترین و واجب‌ترین مستحبّات است.


26- فضیلت تعقیبات نماز

إِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَ التَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ:

فضیلت دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب در مقایسه با دعا و تسبیح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضیلت واجبات بر مستحبّات است.


27- سجده، مخصوص خداست

فَأَمّا السُّجُودُ عَلَى الْقَبْرِ فَلا یَجُوزُ:

سجده بر قبر جایز نیست.


28- راه اندازى کار مردم

أَرْخِصْ نَفْسَکَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَکَ فِىَ الدِّهْلیزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ:

خودت را (براى خدمت) در اختیار مردم بگذار، و محلّ نشستن خویش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.


29- امنیّت بخش زمین

إِنّى أَمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ کَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ:

وجود من براى اهل زمین، سبب امان و آسایش است، همچنان که ستارگان سبب امان آسماناند.


30- رجوع به راویان حدیث

وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إِلى رُواةِ حَدیثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَیْکُم وَ أَنـَا حُجَّةُاللّهِ عَلَیْهِمْ:

در پیشامدهاى مهمّ اجتماعى به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا که آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.


31- مطاع، نه مطیع کسى

إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ آبائى إِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطاغِیَةِ زَمانِهِ وَ إِنّى أَخْرُجُ حینَ أَخْرُجُ وَ لا بَیْعَةَ لاَِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فى عُنُقى:

هر یک از پدرانم بیعت یکى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قیام خواهم کرد که بیعت هیچ طاغوتى به گردنم نباشد.


32- آفتاب پشت ابر

وَ أَمّا وَجْهُ الاِْنْتِفاعِ بى فى غَیْبَتى فَکَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَیَّبَها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ:

کیفیّت بهره‌ورى از من در دوران غیبت، مانند کیفیّت بهره‌ورى از آفتاب است هنگامى که ابر آن را از چشم‌ها پنهان سازد.


33- سبقت اراده خدا بر همه چیز

وَ لکِنَّ اَقْدارَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لاتُغالَبُ، وَ إِرادَتُهُ لاتُرَدُّ، وَ تَوْفیقُهُ لایُسْبَقُبه:

راستى که مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چیزى بر توفیق او پیشى نگیرد.


34- علّت اصلى غیبت امام(علیه السلام)

وَ أَمّا عِلَّةُ ما وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَةِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَلَکُمْ تَسُؤْکُمْ:

امّا علّت و فلسفه آنچه از دوران غیبت اتّفاق افتاده [که درک آن براى شما سنگین است] آن است که خداوند در قرآن فرموده: اى مؤمنان از چیزهایى نپرسید که اگر آشکارتان شود، بدتان آید.


35- آگاهى امام(علیه السلام)

إِنّا یُحیطُ عِلْمُنا بِأَنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَىْءٌ مِنْ أَخْبارِکُمْ:

علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چیزى از اخبار شما بر ما پوشیده نمى‌ماند.


36- دعاى فراوان

أَکْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ:

براى تعجیل فَرَج زیاد دعا کنید، زیرا همین دعا کردن، فَرَج و گشایش شماست.


37- سئوال نامطلوب

فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا یَعْنیکُمْ:

درهاى سؤال را از آنچه که مطلوب شما نیست ببندید.


38- آخرین اوصیا

أَنَا خاتَمُ الأَوْصِیاءِ وَ بى یَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلى وَ شیعَتى:

من آخرین نفر از اوصیا هستم، خداوند به وسیله من بلا را از خانواده و شیعیانم برطرف مى‌گرداند.


39- حجّت خدا در زمین

إَنَّ الاَْرْضَ لا تَخْلُوا مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِرًا وَ إِمّا مَغْمُورًا:

زمین خالى از حجّت خدا نیست، یا آشکار است و یا نهان.


40- علمدار هدایت در هر زمان

کُلَّما غابَ عَلَمٌ بَدا عَلَمٌ، وَ إِذا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ.»:

هرگاه عَلَم و نشانه‌اى پنهان شود، عَلَم دیگرى آشکارگردد، و هر زمان که ستاره‌اى افول کند، ستاره‌اى دیگر طلوع نماید









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٧

HTML clipboardیازده پله زمین رفت به سمت ملکوت یک قدم مانده...
 زمین شوق تکامل دارد
 
 
 عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود
 عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
 
 شرط می بندم روزی که نه زود است و نه دیر،مهربانی حاکم کل مناطق می شود.
 
 
 گر چه عمری است که از دیده نهانی آقا! به خدا سبزترین مرد جهانی آقا!دلم از خاطره خوب به تنگ آمده است کاش این بار خودت را برسانی آقا!
 
 
 خیلی دور ...خیلی نزدیک!صدای موذن از مناره های مسجد شهر شنیده می شود:نماز صبح به امامت امام حاضر مهدی صاحب الزمان(عج) و آن روز خیلی دور و خیلی نزدیک است!
 
 
 کجاست منتظر تو؟چه انتظار غریبی؟تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی،عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت
 چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت،چه بی خیال نشستیم.چه کوششی؟چه وفایی؟
 فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی؟!!
 
 
 عصر یک جمعه دلگیر،دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیدست؟چرا آب به گلدان نرسیدست و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیدست...
 
 
 بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید،بنویسد
 که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست؟
 چرا کلبه احزان به گلستان نرسیدست...
 عصر یک جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود هست...
 تو کجایی گل نرگس...؟
 
 
 کسی آرام می آید،نگاهش خیس عرفان است،
 قدمهایش پر از معنا،دلش از جنس باران است
 کسی فانوس بر دستش به سان نور می آید
 امید قلب ما روزی ز راه دور می آید
 
 قطعه ی گمشده ای از پر پرواز کم است
 
 بار شمردیم یکی باز کم است 11
 
 این همه آب که جاریست نه اقیانوس است
 
 عرق شرم زمین است که سرباز کم است

تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی!

 عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ نه کوششی نه وفایی!

 فقط نشسته و گفتیم :

خدا کند که بیایی!









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٧

وب لاگ ها و وب سایت های مهدویت

http://aman.ir/

http://emammahdi.com/

http://forum.ya-mahdi.info/

http://jamkaran.webphoto.ir/

http://kindfather.com/html/index.php

http://mahdiclub.ir

http://talieyzohor.ir/Fa/Default.aspx

http://akherozaman.blogfa.com

http://www.almahdi.org.uk/

http://www.almawood.net/

http://www.almumahidoon.com/

http://www.almuntazar.com/

http://www.alqaem.net/

http://www.ansaralmahdi.com/ftopict-7.html

http://www.asrezohoor.com/

http://www.azmezohoor.net/

http://www.besooyezohoor.ir/

http://www.bfnews.ir/

http://www.ejlasmahdi.com/

http://www.emameasr.net/

http://www.emammahde.com/

http://www.entizar.ir/

http://www.fehmeimam.com/

http://www.fehrestvareh.com/

http://www.hazratmahdi.com/

http://www.imamalmahdi.com/

http://www.imamalmahdi.com/html/far/index.html

http://www.imamezaman.com/

http://www.imammahdi-s.com/index.asp

http://www.iriq.ir/

http://www.jamanshah.com/

http://www.jamkaran.cast.ir/

http://www.jamkaran.info

http://www.ketabezohoor.com/

http://www.kfmahdi.ir/

http://www.lahoof.ir

http://www.mahdiblog.com/

http://www.mahdiforum.com/plugins/forum/forum.php

http://www.mahdimission.com/f_page.html

http://www.mahdimooud.com/

http://www.mahdinews.com/

http://www.mahdisearch.com/

http://www.m-imamzaman.com/

http://www.m-mahdi.com/

http://www.mojir.com

http://montazer.blogfa.com/

http://montazeran.blogfa.com/

http://www.padadshahr.com/rha/index.php?catid=1

http://www.promisedmehdi.com/

http://www.qaaem.com/

http://www.shabestan.ir/default.asp?code=18

http://www.talalentezar.com/

http://www.themahdi.org/

http://www.yamahdi.com/

http://www.yaranemahdi.com/

http://www.yoosof.com/

http://www.yusofezahra.com/

http://www.zerotime.org/fa/index.html

http://www.zohoortv.com/html/index.php

http://www.zohour.ir






کلمات کلیدی :وب سایت مهدوی و کلمات کلیدی :وبلاگ مهدوی




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٦

انتظار فرج
یکی از وظایف مهم مردم در عصر غیبت، انتظار فرج است . رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «افضل اعمال امتی انتظار الفرج .

با فضیلت‏ترین اعمال امت من، انتظار فرج است .»

امام صادق علیه السلام فرمود: «اقرب ما یکون العباد من الله جل ذکره و ارضی ما یکون عنهم اذا افتقدوا حجة الله جل و عز و لم یظهر لهم و لم یعلموا مکانه و هم فی ذلک یعلمون انه لم تبطل حجة الله جل ذکره و لا میثاقه، فعندها فتوقعوا الفرج صباحا و مساء ,

زمانی بندگان به خدای بزرگ نزدیک ترند و خدا از ایشان راضی‏تر است که حجت‏خدای متعال از میان آنان ناپدید گردد و ظاهر نشود و آنان جایش را [هم] ندانند . با این همه بدانند که حجت و میثاق خدا باطل نشده است . در آن زمان، هر صبح و شام چشم انتظار فرج باشید .»

آنچه در روایات مربوط به انتظار فرج حضرت ولی عصر علیه السلام بسیار به آن پرداخته شده، مساله صبر در این انتظار و پاداش صابران در این دوران است . در ذیل به چند نمونه از این روایات اشاره می‏شود .

الف: امام صادق علیه السلام به نقل از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «سیاتی قوم من بعدکم، الرجل الواحد منهم له اجر خمسین منکم، قالوا: یا رسول الله! نحن کنامعک ببدر و احد و حنین و نزل فینا القرآن؟ فقال: انکم لو تحملوا لما حملوا لم تصبروا صبرهم .

پس از شما کسانی بیایند که یک نفر از ایشان پاداش پنجاه نفر از شما را داشته باشد [ . اصحاب] گفتند: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله! ما در جنگ بدر و احد و حنین با تو بودیم و درباره ما آیه نازل شده است؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اگر آنچه [از حوادث ایام] به ایشان می‏رسد، به شما رسد، صبر آنان را ندارید .»

ب: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «انتظار الفرج بالصبر عبادة ;» انتظار فرج با صبر، عبادت است .»

ج: امام رضا علیه السلام فرمود: «ما احسن الصبر و انتظار فرج; چه نیکوست‏شکیبائی و انتظار فرج .»

د: امام حسین علیه السلام فرمود: «له غیبة یرتد فیها اقوام و یثبت فیها علی الدین آخرون، فیؤذون و یقال لهم: «متی هذا الوعد ان کنتم صادقین‏» اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدی رسول الله .

برای او [مهدی] غیبتی است که اقوامی در آن از دین خارج شوند و گروهی بر دین ثابت قدم بمانند و آزار و اذیت می‏کشند و به آن‏ها گفته می‏شود: این وعده [ظهور] چه وقت عملی می‏شود، اگر راست می‏گویید؟ بی‏تردید صبر کننده در زمان غیبت در برابر آزار و تکذیب [مخالفان]، به منزله جهاد کننده با شمشیر در رکاب رسول خدا صلی الله علیه و آله است .»









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٦

رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) می فرمایند :

لاتقوم الساعه حتى یقوم القائم الحق منّا و ذلک حین یأذن اللّه عزّوجلّ له و من تبعه نجا و من تخلّف عنه هلک. اللّه اللّه عباد اللّه فأتوه و لو على الثلج فانّه خلیفه اللّه عزّوجلّ و خلیفتى.(1)
روز قیامت فرا نمى رسد مگر آنکه از بین ما قائم حقیقى قیام نماید. و آن قیام، زمانى خواهد بود که خداى عزّوجلّ او را اجازه فرماید. هرکس پیرو او باشد نجات مى یابد و هرکه از فرمانش تخلّف ورزد، هلاک مى شود. اى بندگان خدا ! خدا را، خدا را; بر شما باد که به نزدش آیید اگرچه بر روى یخ و برف راه روید. زیرا او خلیفه خداى عزّوجلّ و جانشین من است.
**************

امیرالمؤمنین على (علیه السلام) می فرمایند :

قال للحسین(علیه السلام) : التاسع من ولدک یا حسین! هو القائم بالحق، المظهر للدین، الباسط للعدل، قال الحسین (علیه السلام)فقلت: یا امیرالمؤمنین و إنّ ذلک لکائن؟ فقال (علیه السلام): اى و الذى بعث محمداً بالنبوه و اصطفاه على جمیع البریّه و لکن بعد غیبه و حیره لاتثبت فیها على دینه اِلاّ المخلصون المباشرون لروح الیقین الذین أخذ اللّه میثاقهم بولایتنا و کتب فى قلوبهم الایمان و ایّدهم بروح منه.(2)
امام علی(علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) فرمودند: نهمین فرزند تو اى حسین! قیام کننده به حق و آشکار سازنده دین و گستراننده عدالت است.
امام حسین (علیه السلام) گویند: پرسیدم: یا امیرالمؤمنین! آیا حتماً چنین خواهد شد؟
فرمودند: آرى! قسم به کسى که حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم)را به پیامبرى بر انگیخت و او را بر تمام خلایق برگزید، چنین خواهد شد، امّا بعد از غیبت و حیرتى که در آن کسى ثابت قدم بر دین نمى ماند مگر مخلصین و دارندگان روح یقین آنان که خداوند نسبت به ولایت ما از آنان پیمان گرفته و ایمان را بر صفحه دل شان نگاشته و با روحى از جانب خود تأیید فرموده است.
**************

حضرت زهرا (علیها السلام) می فرمایند:

قال لى رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) أبشرى یا فاطمه، المهدىّ منک.(3)
رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) به من فرمودند: اى فاطمه! ترا بشارت باد به اینکه حضرت مهدى (علیه السلام) از نسل توست.
**************

امام حسن مجتبى (علیه السلام) فرمودند:

ما منّا احدٌ اِلاّ ویقع فى عنقه بیعه لطاغیه زمانه اِلاّ القائم الّذى یصلّى روح اللّه عیسى بن مریم خلفه فان اللّه عزّوجلّ یخفى ولادته و یُغیّب شخصه لئلاّ یکون لأحد فى عنقه بیعه.(4)
هیچ یک از ما اهلبیت نیست مگر آنکه بیعتى از طاغوت زمانش را اجباراً بر عهده دارد. مگر حضرت قائم که عیسى بن مریم، روح اللّه پشت سر او نماز مى گذارد. خداوند ولادت او را مخفى مى دارد و شخص او را از دیدگان، غایب مى گرداند، تا بیعت هیچ کس را بر گردن نداشته باشد.
**************

امام حسین (علیه السلام) می فرمایند:

منّا اثنا عشر مهدیّاً اوّلهم امیرالمؤمنین على بن ابیطالب(علیه السلام)و آخرهم التاسع من ولدى و هو الامام القائم بالحق. یحیى اللّه به الأرض بعد موتها و یظهر به دین الحق على الدین کلّه و لو کره المشرکون.(5)
دوازده هدایت شده هدایتگر از بین ما هستند، اولین آنان امیرالمؤمنین على بن ابیطالب (علیه السلام) و آخرین آنان، نهمین فرزند من است که پیشواى قیام کننده به حق خواهد بود، خداوند به وسیله او زمین را پس از موات شدنش زنده مى کند و به دست او دین حق را بر تمامى ادیان پیروز مى سازد، اگرچه مشرکان را ناخوشایند باشد.
**************

امام زین العابدین (علیه السلام) می فرمایند:

إن للقائم منّا غیبتین، احداهما أطول من الأخرى... فیطول أمرها حتى یرجع عن هذا الامر اکثر من یقول به، فلایثبت علیه اِلاّ من قوى یقینه و صحّت معرفته و لم یجد فى نفسه حرجاً ممّا قضینا و سلّم لنا اهل البیت.(6)
براى قائم ما دو غیبت هست. یکى از آن دو طولانى تر از دیگرى است... و آن قدر طول خواهد کشید که اکثر معتقدین به ولایت، از او دست خواهند کشید. در آن زمان کسى بر امامت و ولایت او ثابت قدم و استوار نمى ماند مگر آن که ایمانش قوى، و شناختش درست باشد و در نفس خویش نسبت به حکم و قضاوت ما هیچ گرفتگى و کراهتى احساس نکند و تسلیم ما اهلبیت باشد.
**************

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند :

راوى گوید از امام (علیه السلام) در باره آیه شریفه فلا أقسم بالخنّس الجوار الکنّس تکویر: ۱۵ و ۱۶ سئوال کردم. فرمود: هذا مولود فى آخر الزمان. هو المهدى من هذه العتره. تکون له حیره و غیبه، یضلّ فیها اقوام و یهتدى فیها أقوام. فیاطوبى لک إن أدرکته و یا طوبى لمن أدرکه.(7)
مراد این آیه، مولودى در آخر الزمان است که همان مهدى از این خاندان است. او را حیرت و غیبتى هست که در آن گروههایى گمراه شوند و گروههایى دیگر هدایت پذیرند. خوشا به حال تو اگر او را درک کنى و خوشا به حال هرکسى که او را درک کند.
**************

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند :

إنّ لصاحب هذا الامر غیبه، فلیتّق اللّه عبد و لیتمسّک بدینه.(8)
همانا براى صاحب این امرغیبتى هست، پس بنده خدا در آن دوران باید تقواى الهى پیشه کند و به دینش چنگ زند.
**************

امام کاظم (علیه السلام) می فرمایند:

صاحب هذا الامر، هو الطرید الوحید الغریب الغائب عن أهله الموتور بأبیه.(9)
صاحب این امر ـ حضرت مهدى (علیه السلام) ـ رانده شده، تنها، غریب، غائب و دور از اهل و خونخواه پدر خویش مى باشد.
**************

امام رضا (علیه السلام) می فرمایند :

... و بعد الحسن ابنه الحجّه القائم المنتظر فى غیبته، المطاع فى ظهوره، لو لم یبق من الدنیا اِلاّ یوم واحد لطوّل اللّه ذلک الیوم حتى یخرج فیملأها عدلا کما ملئت جوراً.(10)
و بعد از امام حسن عسکرى(علیه السلام) فرزندش حضرت حجّت قائم، امام خواهد بود آن کس که در دوران غیبتش مورد انتظار، و در زمان ظهورش مورد اطاعت مؤمنان است. اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد خدا همان روز را چنان طولانى کند که قیام فرماید و زمین را از عدالت پر کند چنانکه از ستم پر شده باشد.
**************

امام جواد (علیه السلام) می فرمایند :

در باره اینکه چرا حضرت مهدى (علیه السلام)منتظَر نامیده مى شود فرمودند:
إن له غیبه یکثر ایامها و یطول امدها فینتظر خروجه المخلصون و ینکره المرتابون و یستهزئ به الجاحدون و یکذَّب فیها الوقاتون و یهلک فیها المستعجلون و ینجو فیها المسلّمون.(11)
او را غیبتى هست که زمانش زیاد است و پایانش به طول مى انجامد. پس مخلصین چشم انتظار قیام او مى مانند و شک کنندگان به انکار او بر مى خیزند و منکرین به استهزاى او مى پردازند و تعیین کنندگان وقت ظهور مورد تکذیب قرار مى گیرند و عجله کنندگان در آن هلاک مى شوند و تسلیم شدگان نجات مى یابند.
**************

امام على النقى (علیه السلام) می فرمایند :

اذا غاب صاحبکم عن دار الظالمین، فتوقّعوا الفرج.(12)
زمانى که صاحب و امام شما از دیار ستمگران غایب گشت، چشم انتظار فرج باشید.
**************

امام حسن عسکرى (علیه السلام) می فرمایند :

المنکر لولدى کمن اقرّ بجمیع أنبیاء اللّه و رسله ثم انکر نبوّه محمد رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) و المنکر لرسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) کمن انکر جمیع الانبیاء لأن طاعه آخرنا کطاعه اوّلنا و المنکر لآخرنا کالمنکر لأوّلنا.(13)
کسى که فرزندم ـ مهدى (علیه السلام) ـ را انکار کند مانند کسى است که تمام پیامبران و رسولان الهى را قبول داشته باشد، اما نبوت حضرت محمد رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم)را انکار کند. و انکار کننده رسول اللّه مانند کسى است که همه انبیاء را انکار نماید. چون اطاعت آخرین امام ما به منزله اطاعت اولین امام است و منکر آخرین امام ما به منزله منکر اولین امام است.

پی نوشت ها :

1. بحارالانوار ج ۵۱ ص ۶۵.
2. مدرک پیشین ص ۵۱.
3. منتخب الاثر صفحه ۱۹۲.
4. کمال الدین و تمام النعمه جلد ۱ باب ۲۹ صفحه ۳۱۶.
5. مدرک پیشین ص ۳۱۷.
6. مدرک پیشین ص ۳۲۳ و ۳۲۴.
7. مدرک پیشین ص ۳۳۰.
8. مدرک پیشین ۳۴۳.
9. مدرک پیشین ۳۶۱.
10. مدرک پیشین صفحه ۳۷۲ ـ عیون اخبار الرضا.
11. بحارالانوار ج ۵۱ ص ۱۵۸ ـ کمال الدین صفحه ۳۷۸.
12. کمال الدین جلد ۲ باب ۳۷ ـ صفحه ۳۸۰.
13. مدرک پیشین باب ۳۸، صفحه ۴۰۹.

منبع:کتاب امامت، غیبت، ظهور، انتشارات مسجد مقدّس جمکران









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٦

وظیفه ما در زمان غیبت مانند وظیفه در زمان حضور امام معصوم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. گرچه آن حضرت از نظر ما غایب است، اما به ما اشراف و آگاهی دارد و بر اعمال و رفتار ما ناظر است. بنابراین، تمام وظایفی که قرآن مجید و پیامبر اکرم (صل الله علیه وآله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) برای یک فرد مسلمان تعیین و بیان فرموده اند در زمان غیبت نیز متوجه ما است که همه این وظایف را می توان در یک جمله خلاصه کرد و گفت بزرگ ترین وظیفه شیعیان در عصر غیبت انتظار فرج[1] و ظهور دولت جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. اما با عنایت به این که انتظار فرج یک شعار نیست، بلکه یک فرهنگ است و مجموعه ای از وظایف و تکالیف است که باید عملی شود تا یک فرد، منتظر حقیقی مولا و امام خود باشد. ما در این جا به طور خلاصه به بخشی از آنها اشاره می کنیم:
1. معرفت و شناخت کامل دین یعنی در بخش عقاید، اخلاق، احکام و وظایف، منتظر باید تفکر اسلامى خویش را سامان داده و وضعیت روحى و ایمان درونى خود را تقویت کند.
2. مطالعه در جهت معرفت و شناخت هر چه بیشتر امام‏ زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
3. پیروی کامل از قرآن و فرهنگ اهل بیت (علیه السلام) به عنوان نزدیک ترین افراد به پیامبر اکرم (صل الله علیه وآله) و آگاه ترین افراد از حقایق دین.
4. اطاعت از نایبان بر حق امام زمان (مراجع معظم تقلید به ویژه ولى فقیه) و همراه و هم‏گام با آنان و زمینه ظهور را فراهم کردن.
5. اتحاد و همستگی با دیگر مسلمانان به ویژه شیفتگان و منتظران واقعی آن حضرت.
6. کسب آمادگی فکری و فرهنگی جهت آشنا ساختن مردم با حقایق دین و مقابله با خرافات، شبهات و گرایش های انحرافی.
7. امیدوارى بر قیام و انقلاب آن حضرت و امید دادن به دیگران و زنده نگه داشتن امید به گشایش همه امور.
8. رعایت تقوا ، خود را در محضر خدا دانستن، ترک گناه و خشکانیدن زمینه گناه در جامعه.
9. توجه قلبی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در شبانه روز و او را مطلع از اعمال خود دانستن و اسوه قرار دادن امام.
10. ارتباط با امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از راه دعا به ویژه دعاهای زیبایی؛ مانند دعاى ندبه، زیارت آل یاسین، دعاى عهد، دعای فرج و... که از طرف بزرگان بسیار توصیه شده است.
11. صبر کردن در برابر آزار و تکذیب و سایر محنت ها و سفارش به حق و صبر و مبارزه همه جانبه در برابر دشمن.
12. ایجاد محبت امام ‏عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دل دیگران در میان مردم با ذکر احادیث، کرامات، مناقب و فضایل واقعی و معتبر ایشان و عنایت او به مردم به عنوان امام مهربان و دلسوز.
13. تقویت و بزرگ داشت شعائر اسلامی؛ نظیر حج و عمره و مجالس مذهبی برای آشنایی با معارف اسلام.
14. دلبستگی و محبت به امام (علیه السلام) و اظهار اشتیاق به نزدیک شدن به آن حضرت با مداومت در انجام امور خیر و ثواب، مخصوصا به نیابت از ایشان؛ نظیر بنا های عام المنفعه، اطعام مساکین، پرداخت صدقه براى سلامتى آن عزیز و یا حواله نمودن ثواب‏هایى براى آن حضرت.
15. آماده سازی محیط برای تشکیل حکومت عدل جهانی و اجرای عدالت و ریشه کن شدن درخت ستم.
16. جلوگیری از نفوذ شیطان های داخلی و خارجی در دین و فرهنگ و ملیت و آب و خاک. بیزاری جستن از دشمنان امام و خالص کردن حب و بغض ها.
17. اهتمام در ادای حقوق برادران دینی و دفاع و یاری شیعیان واقعی.

اینها بخشی از وظایف ما در زمان غیبت است.

برای آگاهی بیشتر می توانید رجوع کنید به: مکیال المکارم، ج 2، موسوی اصفهانی، سید محمد تقی، بخش 8، "تکالیف عصر غیبت" (که به هشتاد وظیفه و تکلیف در عصر غیبت اشاره شده است).

پی نوشت ها :

[1] کمال‏الدین، ج 1، ص 287، ح 6، "عن أمیر المؤمنین (علیه السلام) قال، قال: رسول الله (صلی الله علیه وآله) أفضل العبادة انتظار الفرج.

منبع:http://farsi.islamquest.net









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٦

بیانات مقام معظم رهبری :

انقلاب ایران، امتداد حرکت انبیاء و مقدمه‏ى ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

انقلاب ما در راه آن هدفى که امام زمان براى تأمین آن هدف مبعوث مى‏شود و ظاهر مى‏شود یک مقدمه‏ى لازم و یک گام بزرگ بوده . ما اگر این گام بزرگ را برنمى‏داشتیم، یقینا ظهور ولى‏عصر ( صلوات الله علیه و عجل الله تعالى فرجه الشریف ) به عقب مى‏افتاد. شما مردم ایران و شما مادران شهید داده و پدران داغدار و افرادى که در طول این مبارزه زحمت کشیدید بدانید ؛ و شما اى امام بزرگوار امت بدانید (که بهتر از همه‏ى ما مى‏دانید) شما موجب پیشرفت حرکت انسانیت به سوى سرمنزل تاریخ و موجب تسریع در ظهور ولى‏عصر ( صلوات الله علیه ) شدید. شما یک قدم این بار را به منزل نزدیکتر کردید. با این انقلاب که مانع را که همان دستگاه و نظام پلید ظلم در این گوشه‏ى دنیا بود و سرطان بسیار خطرناک و موذى و آزاردهنده‏اى بود این را کندید و قلع و قمع کردید. (1)

جمهورى اسلامى ، نمونه‏ى کوچک از حکومت جهانى مهدوى

جمهورى اسلامى نتیجه‏ى برداشت صحیح از اعتقاد به امام زمان و الگوى کوچکى براى آن حکومت عظیم جهانى است. (2)

انقلاب اسلامى ، از بین برنده‏ى مفهوم انتظار مخرب

کسانى که مغرض و یا نادان بودند، این طور به مردم یاد داده بودند که انتظار، یعنى این که شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحى دست بکشید و منتظر بمانید تا صاحب عصر و زمان خودش بیاید و اوضاع را اصلاح کند و مفاسد را برطرف نماید! انقلاب، این منطق و معناى غلط و برداشت باطل را، یا کمرنگ کرد و یا از بین برد. (3)

انقلاب اسلامى ، نمونه‏ى کوچکى از انقلاب مهدوى

همه‏ى خصوصیاتى که در ظهور مهدى (علیه‏السلام) هست در یک مقیاس کوچک در انقلاب اسلامى ملت ایران هم هست. در آنجا هم مخاطب حضرت بقیت الله همه‏ى مردم عالمند؛ یعنى در آن لحظه‏اى که به خانه‏ى کعبه پشت مى‏دهد و تکیه مى‏کند و دعوت خود را با صداى بلند فریاد مى‏کند، صدا مى‏زند «یا اهل العالم» . انقلاب اسلامى ما هم، از آغاز اعلام کرد که مخصوص یک ملت و یک قوم و یک کشور نیست، همچنانى که آن بزرگوار با همه‏ى قدرت‏هاى بزرگ جهان ستیزه مى‏کند و در مى‏افتد، انقلاب ما هم با دست خالى و فقط با تکیه به نیروى ایمان با همه‏ى قدرت‏هاى عظیم جهانى مقابل شد. همان طورى که ظهور حضرت مهدى هم حساب‏هاى مادى و معمولى را به هم مى‏ریزد، انقلاب ما هم همه‏ى حساب‏ها را به هم ریخت. (4)
هم‏نوایى شعارهاى انقلاب اسلامى با انقلاب امام عصر(عج)
شعارهایى که امام زمان (عجل الله تعالى فرجه ) بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد کرد ، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى یک کشور و یک دولت است . این خودش یک گام بسیار بلندى به سوى اهداف امام زمان است .(5)

انقلاب اسلامى ، مقدمه‏ى پیدایش حکومت فراگیر مهدوى

سال‏ها ما کوشش مى‏کردیم تا به مردم تفهیم کنیم حضرت مهدى(عج) در یک زمینه‏ى مساعد و مناسبى ظهور خواهد کرد نه در یک زمینه‏ى نامساعد؛ اما کسانى بودند که در آن زمان فکر مى‏کردند دنیا باید پر از ظلم و جور شود تا اینکه حضرت مهدى (عج) بیاید. در حالى که ما مى‏گفتیم چون حکومت حضرت مهدى (عج) یک حکومت اسلامى صددرصد مى‏باشد، قبل از این صددرصد مى‏بایستى ده‏درصد، بیست‏درصد، سى‏درصد، هفتاددرصد، نوددرصد بوجود بیاید تا اینکه به آن صددرصد برسیم و لذا شما الان مى‏بینید حکومت ما چند درصد حکومت اسلامى است. هر چه هست به همین ترتیب پیش خواهد رفت تا اینکه حکومت مهدى (عج) برسد؛ که آن حکومت صددرصد اسلامى است، آن هم نه فقط در این نقطه از عالم بلکه در همه جا. (6)

انقلاب اسلامى ، ترجمان انتظار واقعى

امروز با انقلاب اسلامى ما که در خط ایجاد عدالت در سطح جهان است انقلاب حضرت مهدى ( ارواحنا فداه ) یک گام بزرگ به هدف خود نزدیک شد. نه فقط بوجود آمدن حکومت اسلامى آن عاقبت موعود را به عقب نمى‏اندازد بلکه آن را تسریع هم مى‏کند و این است معناى انتظار . (7)

انقلاب اسلامى ، راهى به سوى ظهور امام عصر(عج)

این راه گر چه کوتاه مدت نیست، اما همان راهى است که بالاخره به نجات بشریت منتهى خواهد شد. همان راهى است که ان‏شاءالله زمینه‏هاى ظهور مهدى موعود (صلوات الله علیه و عجل الله فرجه ) را فراهم خواهد کرد. (8)

هدایت امام عصر (عج) ، شرط موفقیت ما در احیاى تمدن اسلامى

با ملتى که ایستاده و به نیروى خود تکیه کرده است ، هیچ کارى نمى‏توانند بکنند. همه‏ى راه‏ها به روى آن‏ها بسته است. اگر سخت‏گیرى کنند، آن‏ها ضرر مى‏کنند. اگر فشار وارد بیاورند، آن‏ها ضرر مى‏کنند. اگر حمله کنند، آن‏ها ضرر مى‏کنند؛ چون جوهر ایستادگى و مقاومت در یک ملت ، جوهر نفیس و گران‏قدرى است. با همین جوهر است که ملت ایران به فضل پروردگار ، با هدایت الهى با کمک‏هاى معنوى غیبى و با ادعیه‏ى زاکیه و هدایت‏هاى معنوى ولى الله الاعظم ( ارواحنا فداه ) خواهد توانست تمدن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند کند و کاخ باعظمت تمدن اسلامى را برافراشته نماید. این ، آینده‏ى قطعى شماست. جوانان، خودشان را براى این حرکت عظیم آماده کنند. نیروهاى مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند. (9)

حکومت مهدوى ، الگوى حرکت انقلاب

به آینده‏ى روشن بشریت اعتقاد داریم و ویژگى‏هاى اجمالى این حکومت نیز براى ما به وضوح روشن است. با برخوردارى از این شناخت است که ما خود را براى تحقق آن آماده مى‏سازیم و اعتقاد داریم که باید حرکتمان با الهام از این الگوى ارزنده در جهت تشکیل و تحقق آن باشد. (10)

حکومت امام عصر )عج( ، معیار عملى جمهورى اسلامى

در نظام اسلامى که مظهر کامل آن، حکومت حضرت بقیت الله (ارواحنا فداه) است، فریب و حیله‏گرى براى جلب آراء مردم، خودش جرم است. استفاده از قدرت براى به دست آوردن پول، یکى از بزرگترین جرایم است. آن جا یاران حضرت مهدى موظفند در سطوح پایین زندگى کنند. نظام اسلامى ما پرتو کوچکى از آن حقیقتى درخشان است. ما هرگز این ادعا را نکردیم و نمى‏کنیم ؛ اما باید نشانه‏اى از او داشته باشیم. در نظام اسلامى ، مراکز قدرت و کسانى که دستگاه‏هاى مختلف و مدیریت‏ها و امضاءها را در اختیار دارند، باید به جمع ثروت شخصى براى خود، به عنوان یک گناه نگاه کنند... . اگر خداى نکرده چنین چیزى براى ملت ما رواج پیدا کند، یک فاجعه است. این چیزى است که با نظام اسلامى و با انتظار مهدى موعود کاملا منافات دارد.(11)

خدمت به انقلاب، مصداق انتظار ظهور

هر قدمى که در راه استوارى این انقلاب اسلامى برمى‏دارید یک قدم به ظهور مهدى نزدیک‏تر مى‏شوید. (12).

پی نوشت ها :

1- در مکتب جمعه ، صص 202 و 201، 59/4/6
2- خطبه‏هاى نماز جمعه، رسالت 67/1/12
3- سخنرانى در دیدار با اقشار مختلف مردم و میهمانان داخلى و خارجى شرکت کننده در سمینار » تبیین حکم تاریخى حضرت امام خمینى (ره) « ، در سالروز میلاد امام عصر (عج) ، 69/12/11
4- در مکتب جمعه، ص 250، 60/3/29
5- در سالروز میلاد خجسته امام زمان (عج)، 79/8/22
6- مصاحبه‏ها، ص 223، 1360ش
7- در مکتب جمعه ، ص 250، 60/3/29
8- در سالروز عید سعید غدیر خم ، 79/12/24
9- در دیدار ایثارگران ، در سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامى ، 76/5/29
10- خطبه‏هاى نماز جمعه تهران، رسالت 66/1/21
11- در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلاى تهران ، 81/7/30
12- در مکتب جمعه، ص 251، 60/3/29

منبع:http://khamenei.ir









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٦

 دشمن برای حذف گفتمان ولایت فقیه از جامعه اسلامی تلاش می‌کند و با مطرح کردن شبهات بی‌اساس و با استفاده از عناصر نفوذی خود، اتحاد جهان اسلام را هدف قرار داده است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) شعبه خراسان جنوبی، «ابراهیم افشاری»، معاون سیاسی ــ امنیتی استانداری خراسان جنوبی 26 تیرماه در جمع مردم درمیان با بیان این مطلب گفت: تمام موفقیت جمهوری اسلامی ایران معلول اطاعت توأم با بصیرت مردم از علمای اسلام و در رأس آن ولایت مطلقه فقیه است.

وی با بیان اینکه استعدادهای بالقوه ملت ایران در طول دوره خفقان طاغوت به دلیل وابستگی آن به قدرت‌های استعماری به هیچ عنوان امکان ظهور نداشت، گفت: علم، قدرت و امانت سه عامل مهم استحکام نظام است.

افشاری با اشاره به پویایی، تحرک و نشاط ، به عنوان سه عامل مهم در طراوت و قدرت جامعه، اظهار کرد: ملتی که در زمان زمامداری 2500 ساله رژیم شاهنشاهی از تولید ابتدایی‌ترین مایحتاج زندگی روزمره خود عاجز بود، امروز به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی با تکیه بر استعدادهای درخشان جوانان خود به قطب علمی و اقتصادی جهان تبدیل شده است.

معاون سیاسی استاندار خراسان جنوبی با اشاره به موقعیت حساس ایران در منطقه و جهان، برقراری امنیت را مهم‌ترین اصل در توسعه و مقابله با تهدیدات خارجی دانست و خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی در سایه امنیتی که به پشتوانه حمایت‌های مردم با بصیرت ایران برقرار شده، توانسته حقوق از دست رفته این ملت خداجو را به آنان بازگرداند.

وی همچنین با تأکید بر لزوم حفظ وحدت امت اسلام از همدلی و اتحاد به عنوان تنها عامل بازگرداندن عزت مسلمانان یاد کرد.









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۳

در این مقاله بر آنیم که خصوصیات و ویژگیهایی را که خداوند به حضرت ولی عصر (علیه السلام) اختصاص داده به اختصار ذکر کنیم.
۱ـ نور و درخشندگی آن حضرت است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و أله و سلم) در حدیث معراج فرمود: نور مهدی (علیه السلام) در میان انوار سایر ائمه مانند ستاره‌های درخشان بود در میان سایر ستارگان.
۲ـ در روز ولادت أن حضرت دو ملک آن، بزرگوار را به سراپرده عرش بردند وحق تعالی به او فرمود: مرحبا به تو أی بنده من!
۳- جمع شدن بین کنیه و اسم رسول خدا در حضرتش.
۴ـ او آخرین وصی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)و اخرین حجت خدا در زمین است.
۵ـ حضرت مهدی از همان کودکی در انظار خیلی به چشم نمی‌خورد و برای پرورش یافتن به عالم قدس سپرده شد و همواره در مجالست و مؤآنست ارواح قدسی و ملکوتی بود.
۶ـ هیچگاه با کفار و منافقین و فساق بخاطر تقیه مجالست و مدارا ننموده و تا کنون دست هیچ ظالمی به دامانش نرسیده.
۷ـ بیعت احدی از جباران و ستمگران بر گردن حضرتش نیست
۸ ـ در کتب آسمان و اخبار شب معراج خداوند تبارک و تعالی او را با القابی ذکر کرده و نام او را نبرده است. که این مطلب عظمت و علوّ و درجه آن امام را می‌رساند.
۹ـ ظهور آیات و نشانه‌های آسمانی و زمینی قبل از ظهور حضرت مهدی (علیه‌السلام).
۱۰ـ هم زمان با ظهورش ندایی از آسمان به اسم آن حضرت شنیده می‌شود که همه اهل زمین این ندا را می‌شنوند.
۱۱ـ حرکت افلاک و سیارات و اجرام آسمانی کند می‌شود به طوری که روزها طول می‌کشد سالها طولانی می‌گردد.
۱۲ـ ظاهر شدن مصحف امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) که بعد از شهادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همه قرآن را با شأن نزول و تأویلات بدون هیچ تغییر و تبدیلی جمع آوری کردند.
۱۳ـ جن ملک حضرتش را یاری می‌کند و در رکاب حضرت به مبارزه و دفاع می‌پردازند.
۱۴ـ گردش روز و شب و گذشت زمان در قوت و نیروی حضرت و شکل و شمایل او هیچ تأثیری نگذارد چنانکه وقتی ظهور کند در صورت جوانی سی ساله باشد.
۱۵ـ وحشت و نفرت و هراس از میان مردم و موجودات زنده برداشته می‌شود و مهر و محبت و امنیت وآرامش بر کل زمین سایه می‌افکند.
۱۶ـ عده‌آی از مردگان و اموات در زمان حضرت زنده می‌شودند و حضرت مهدی (علیه‌السلام) را یاری می‌کنند.
۱۷ـ زمین گنجها و ذخایر خود را در اختیار حضرتش قرار می‌دهد و سپرده‌ها و ذخایر را از خود خارج کند.
۱۸ـ باران و گیاه و درختان و میوه‌ها و همه نعمتهای زمین زیاد می‌شود به طوری که زمین چهره‌ای متفاوت و زیبا پیدا می‌کند.
۱۹ـ عقلها به برکت وجود آن حضرت کامل شود و کینه و حسد از دلها کوچ می‌کند، سینه مؤمنان پر از علم و معرفت می‌شود.
۲۰ـ قوت و نیروی غیر متعارف و مضاعف در اصحاب آن حضرت به گونه‌ای که هر کدام از آنها سالیان درازی عمر کنند و هر یک از آنان قدرت چهل مرد را به تنهایی داشته باشند و ضعف و سستی از بدنهای ایشان رفته باشد.
۲۱ـ مردم به واسطه نور چهره دلربای حضرت مهدی (علیه‌السلام) از نور آفتاب و ماه بی نیاز می‌شوند.
۲۲ـ پرچم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با آن حضرت است.
۲۳ـ زره حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فقط بر بدن شریف حضرت مهدی (علیه‌السلام) اندازه و موزون است.
۲۴ـ برداشته شدن تقیه و خوف از کفار به طوری که مؤمنین و شیعیان می‌توانند بغض و برائت خود را از دشمنان ائمه آزادانه ابراز کنند.
۲۵ـ حضرت مهدی (علیه‌السلام) بر تمام زمین حکومت می‌کند و حکمش در تمامی این کره خاکی نافذ است.
۲۶ـ پر شدن تمام زمین از عدل و داد چنانکه در بیشتر آیات و اخباری که درباره حضرت مهدی (علیه‌السلام) است این وعده به چشم می‌خورد که زمین پر از عدل و داد شود.
۲۷ـ حضرت مهدی (علیه‌السلام) در زمان حکومتش در بین مردم به علم امامت حکم می‌کند و از کسی بینه و شاهد بر مدعایش نمی‌خواهد.
۲۸ـ اجرا شدن احکام مخصوصی که تا زمان آن حضرت اجرا نشده است مثل آنکه حضرتش پیرمرد زناکار و مانع الزکاه را به قتل می‌رساند.
۲۹ـ آشکار شدن تمامی مراتب علوم و معارف به گونه‌ای که حضرت صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: علم بیست و هفت حرف است و تمامی آنچه را که پیامبران آورده‌اند دو حرف از علم بوده و مردم نشناختند غیر از این دو حرف را و هنگامی که قائم ما (علیه‌السلام) خروج کند بیست و پنج حرف دیگر را آشکار نماید [و در بین مردم پراکنده کند].
۳۰ـ برای اصحاب و یاران آن حضرت شمشیرهایی از آسمان آورده می‌شود.
۳۱ـ حیوانات و وحوش از اصحاب حضرت اطاعت می‌نماید.
۳۲ـ جاری شدن و دو نهر در پشت [مرکز فرماندهی حضرت] کوفه، یکی از آب و دیری از شیر، به گونه‌ای که هر تشنه‌ای را سیراب و هر گرسنه‌ای را سیر گرداند.
۳۳ـ حضرت عیسی (علیه‌السلام) از آسمان نازل گردد و پشت سر حضرت مهدی صلوات الله علیه نماز گذارد و حضرتش را یاری فرماید.
۳۴ـ دجال لعین که وجودش عذابی الهی است بدست امام زمان (علیه‌السلام) کشته می‌شود.
۳۵ـ شیطان با ذلت و خواری به دست حضرت مهدی (علیه‌السلام) یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) کشته می‌شود.
منبع:www.sibtayn.com





کلمات کلیدی :خصایص حضرت مهدی (عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۳

برخی از علماء، توقیعات را منحصر به زمان غیبت صغری و نواب خاص ندانسته اند و نامه هایی را به آن حضرت نسبت داده اند که قبول یا رد آن تامل بیشتری می طلبد . از جمله مرحوم طبرسی نامه هایی از حضرت مهدی علیه السلام به شیخ مفید رحمه الله را نقل کرده است.

 

هماره بحث و بررسی وظایف و فواید امام در دوران غیبت، یکی از اصلی ترین مباحثات کلامی و اعتقادی شیعه در این دوران بوده است. ائمه معصومین از پیش، به این مهم اشاره ها داشته اند و این مسئله را در بیانات مختلف برای مردم تبیین کرده اند.

رابطه امام و مردم در دوران غیبت یکی از فروعات چنین مباحثی است. در نتیجه چنین مباحثاتی، سخن از "توقیع" که در عصر امام دوازدهم معنا و مفهومی دیگر یافت، پیش رو خوهند آمد.

اما به وساطه چنین توقیعاتی، شیعیان را مورد لطف و عنایت خویش قرار داده و در وهله های حساس و مهم رهنمودهای لازم را به ایشان می داشتند.

در این نوشتار علاوه بر ترسیم فضا و معنای کلی از مباحث توقیعات امام عصر، یک نمونه از توقیعات حضرت را به دیده تمین و تبرک خواهیم خواهند.

«توقیع » به معنی امضا کردن نامه و فرمان و نشان کردن برنامه و منشور می باشد، و نیز پاسخ هایی است که بزرگان و دولتمردان، زیر سؤال ها و درخواست های کتبی که از ایشان می شود، می نویسند . (1) »

توقیع نویسی از زمان های دور، بین حاکمان و فرمانروایان رواج داشته، و موارد فراوانی از توقیعات آن ها در متون تاریخی ثبت و ضبط شده است که امروزه قابل دسترسی است . همچنین در کتاب های روایی، فقهی و تاریخی شیعه، توقیع به قسمتی از نوشته های ائمه اطهار علیهم السلام اطلاق شده است و البته عمده آن ها - چه از لحاظ مقدار و حجم و چه از نظر تعداد توقیعاتی است که از سوی قلب عالم امکان، ولی عصر، صاحب الزمان علیه السلام صادر گردیده است.

امروزه نیز وقتی سخن از توقیع به میان می آید، ذهن به توقیعات حضرت مهدی علیه السلام منصرف می گردد، گرچه از دیگر ائمه علیهم السلام نیز نوشته هایی تحت عنوان توقیع صادر شده است .

توقیعات حضرت مهدی (عج)
همانطور که اشاره شد، آنچه از توقیعات امروزه قصد می شود، نوشته هایی است که از ناحیه مقدسه آخرین ذخیره الهی، وجود مقدس صاحب الامر علیه السلام صادر شده است، اگرچه اطلاق توقیع بر نوشته هایی که تا کنون به آن ها اشاره شد به معنای عام بدون اشکال است .

آنچه می توان در مورد توقیعات حضرت مهدی علیه السلام به بحث نشست عبارتند از:

1. اعجاز در توقیعات
اگرچه چگونگی ارتباط نواب خاص امام زمان علیه السلام با مقام شامخ امامت و صدور توقیعات روشن نیست، اما بدون شک بسیاری از این توقیعات به گونه ای معجزه آسا صادر شده است، به نحوی که به طور قطع می توان گفت صدور آن ها به نحو عادی و از شخص معمولی صورت نگرفته است .

مثلا نقل شده است که «محمد بن فضل موصلی » شیعه بود ولی نیابت «حسین بن روح » را قبول نداشت . روزی هنگام بحث با یکی از دوستانش به نام «حسن بن علی وجنا» و بنا به پیشنهاد او، برای آزمودن نائب امام مطلبی را کاملا محرمانه با هم توافق کردند و «حسن بن علی وجنا» کاغذی از دفتر موصلی جدا کرد و قلمی تراشید و با آن بدون مرکب مطالبی بر روی آن ورقه نوشت، سپس آن را مهر کرد و توسط خدمتکار نزد حسین بن روح فرستاد .

ظهر همان روز در حالی که محمد بن فضل مشغول غذا خوردن بود، جواب نامه وارد شد که فصل به فصل در همان ورقه ارسالی آمده و با مرکب نوشته شده بود . محمد بن فضل در حالی که سخت تحت تاثیر قرار گرفته بود همراه حسن بن وجنا محضر حسین بن روح وارد شدند و از ایشان عذر خواهی کردند (2) .

این معجزه در مرحله صدور توقیع بود . در متن توقیعات نیز موارد فراوانی از معجزات به چشم می خورد که بیشتر به صورت اخبار غیبی از حوادث آینده، اتفاقات پنهانی، شفای بیماران و مانند آن می باشد .

یک نمونه از این توقیعات زمانی صادر شد که در مورد وکلا و نمایندگان حضرت، نزد خلیفه غاصب وقت سعایت شده بود . خلیفه برای شناسایی و دستگیری آنان دستور داد افراد ناشناسی را همراه با پول نزد آن ها به جاسوسی بفرستید و اگر کسی از آن ها چیزی پذیرفت، او را دستگیر کنید .

حضرت ولی عصر علیه السلام در این توقیع شریف خود خطاب به کلیه وکلا فرمانی صادر فرمودند مبنی بر اینکه از هیچ کس و تحت هیچ شرایطی چیزی نپذیرند و از گرفتن هر گونه چیزی خودداری نمایند و خود را بی اطلاع نشان دهند . این واقعه را مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی این گونه بیان کرده است:

حسن بن حسن علوی گوید: مردی از ندیمان روز حسنی و مرد دیگری که همراه او بود به او گفتند: اینک او (یعنی صاحب الزمان علیه السلام) اموال مردم را (به عنوان سهم امام علیه السلام) جمع می کند و وکلایی دارد و وکلاء آن حضرت را که در اطراف پراکنده بودند نام بردند . این خبر به گوش عبیدالله بن سلیمان وزیر رسید، وزیر همت گماشت که وکلا را بگیرد . سلطان گفت: جست و جو کنید و ببینید خود این مرد کجاست، زیرا این کار سختی است .

عبیدالله بن سلیمان گفت: وکلا را می گیریم . سلیمان گفت: نه، بلکه اشخاصی را که نمی شناسند به عنوان جاسوس با پول نزد آن ها می فرستیم، هر کس از آن ها پولی قبول کرد، او را می گیریم .

از حضرت نامه رسید که به همه وکلا دستور داده شود: از هیچ کس چیزی نگیرند و از گرفتن سهم امام خودداری نمایند و خود رابه نادانی زنند . مردی ناشناس به عنوان جاسوس نزد محمد بن احمد آمد و در خلوت به او گفت: مالی همراه دارم که می خواهم آن را برسانم . محمد گفت: اشتباه کردی، من از این موضوع خبری ندارم . او همواره مهربانی و حیله گری می کرد و محمد خود را به نادانی می زد (3) .

در ماجرای دیگری از سوی حضرت ولی عصر علیه السلام دستوری صادرشد که در آن از زیارت کاظمین و کربلا نهی کرده بودند . پس از چند ماه معلوم شد خلیفه در آن موقع دستور داده بود که هر کس به زیارت رود در کمینش باشند و او را دستگیر کنند (4) .


2. کتابت برخی از توقیعات به خط مبارک حضرت مهدی(ع)
به تصریح عده ای از راویان و ناقلان توقیعات، برخی از این نوشته ها به خط شریف آن حضرت به رشته تحریر در آمده است . در ذیل به نمونه هایی از این تصریح ها اشاره می شود:

الف) شیخ طوسی به نقل از راوی یک توقیع، این جمله را در کتاب خود نقل کرده است که:

«فورد جواب کتابهم بخطه علیه وعلی آبائه السلام: بسم الله الرحمن الرحیم، عافانا الله وایاکم من الضلالة والفتن، ووهب لنا ولکم روح الیقین، واجارنا وایاکم من سوء المنقلب .. . (5) ;

جواب نوشته آنان به خط امام زمان علیه السلام وارد شد که: به نام خداوند بخشنده مهربان . خداوند، ما و شما را از گمراهی و فتنه ها سلامت بخشد و به ما و شما روح یقین عطا کند و ما و شما را از عاقبت بد پناه دهد . . . .»

ب) در کمال الدین شیخ صدوق آمده است: «محمد بن عثمان العمری قدس الله روحه یقول: خرج توقیع بخط نعرفه: من سمانی فی مجمع من الناس باسمی فعلیه لعنة الله (6) ;

محمد بن عثمان عمری قدس سره می گوید: توقیعی به خطی که ما آن را می شناختیم خارج شد [و مشتمل بر این مساله بود که ] هر کس مرا در میان جمعی از مردم به اسم خودم نام ببرد، پس لعنت الهی بر او باد . (7) »

ج) همچنین در کتاب کمال الدین شیخ صدوق آمده است:

«اسحق بن یعقوب قال سالت محمد بن عثمان العمری رحمه الله ان یوصل الی کتابا قد سالت فیه عن مسائل اشکلت علی، فورد فی التوقیع وبخط مولانا صاحب الزمان علیه السلام:

اما ما سالت عنه ارشدک الله وثبتک من امر المنکرین لی من اهل بیتنا وبنی عمنا فاعلم انه لیس بین الله عزوجل وبین احد قرابة ومن انکرنی فلیس منی وسبیله سبیل ابن نوح علیه السلام واما سبیل عمی جعفر وولده فسبیل اخوة یوسف علیه السلام ... (8) ; اسحاق بن یعقوب گوید: از محمد بن عثمان عمری خواهش کردم نامه ای را که در آن از مسائل مشکلی پرسش کرده بودم، به من برساند، پس در توقیع و به خط مولایمان صاحب الزمان علیه السلام وارد شده بود که:

اما آنچه درباره آن پرسیدی - که خدایت هدایت کند و پایدارت بدارد - راجع به امر منکران من از خاندان و عموزادگان خودم، بدان که میان خدا و کسی خویشاوندی نیست و هر کس مرا منکر باشد از من نیست و راه او راه فرزند نوح علیه السلام است . و اما راه عمویم جعفر و فرزندانش، راه برادران یوسف علیه السلام است . . . .»

عبارات فوق گویای این مطلب است که بزرگان محدثین اطمینان داشته اند که توقیعات به خط خود حضرت حجت علیه السلام است .

با توجه به اینکه در طول مدت نیابت سفیران چهارگانه، این توقیعات به طور یکنواخت صادر می شد، شیوه ای کاملا مطمئن برای یقین به صدور آن ها از شخص امام علیه السلام بود و راه رابه کلی برای افراد فرصت طلب و مغرض می بست که هرگز نتوانند نامه های جعلی به نام آن حضرت فراهم آورند و مردم را فریب دهند .

البته قابل ذکر است که تنها افراد خاص و مورد اعتمادی توقیعات را به خط امام مشاهده می کردند، سپس از روی آن ها نسخه برداری و رونویسی کرده یا مضمون آن ها را به ذهن می سپردند . اگر چه برخی از این توقیعات نیز بنابر اقتضای مصلحت در بین عموم شیعیان منتشر می شد . همه توقیعات حضرت مهدی علیه السلام توسط نواب خاص آن حضرت در طول غیبت صغری برای افراد ظاهر می شد و ارتباط کتبی با حضرتش منحصرا از طریق ایشان انجام پذیر بود به صورتی که حتی وکلای آن حضرت نامه های خود و دیگران را نزد نائب امام می فرستادند و از او پاسخ دریافت می کردند و اساسا فلسفه نیابت خاصه نیز همین است و گرنه اگر هر کسی بتواند به شرف گرفتن توقیع نائل آید، دیگر چه نیازی به نائب خاص بود؟

3. توقیعات در دوران غیبت کبری
برخی از علماء، توقیعات را منحصر به زمان غیبت صغری و نواب خاص ندانسته اند و نامه هایی را به آن حضرت نسبت داده اند که قبول یا رد آن تامل بیشتری می طلبد . از جمله مرحوم طبرسی نامه هایی از حضرت مهدی علیه السلام به شیخ مفید رحمه الله را نقل کرده است . این نامه ها توسط شخص مورد اعتمادی به شیخ مفید رحمه الله رسیده، ولی نام آن شخص ذکر نشده است .

یکی از این نامه ها این گونه آغاز می شود:

«للاخ السدید، والولی الرشید، الشیخ المفید، ابی عبد الله محمد بن النعمان ادام الله اعزازه من مستودع العهد الماخوذ علی العباد . بسم الله الرحمن الرحیم . اما بعد سلام علیک ایها الولی المخلص فی الدین المخصوص فینا بالیقین، فانا نحمد الیک الله ... (9) ; نامه ای به برادر با ایمان و دوست رشید، ابو عبد الله محمد بن نعمان - شیخ مفید - که خداوند عزت وی را از محل ودیعه نهادن عهدی که بر بندگان گرفته شده است، مستدام بدارد . به نام خداوند بخشنده مهربان، اما بعد، سلام بر تو ای دوستی که در دین مخلص و در مورد ما به یقین مخصوص گشته ای . ما در مورد [نعمت وجود] تو، خداوند را سپاسگذاریم . . . .»

همچنین برخی از معاصرین، پیامی را که از سوی آن حضرت برای مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی توسط مرحوم شیخ محمد کوفی شوشتری نقل شده است، در شمار توقیعات ذکر کرده اند . در این نامه چنین می خوانیم: «ارخص نفسک واجعل مجلسک فی الدهلیز واقض حوائج الناس، نحن ننصرک (10) ; خودت را در اختیار [مردم بگذار و محل نشستن خویش را در محل در ورودی خانه قرار بده [تامردم سریعتر بتوانند با تو ارتباط پیدا کنند] و حوایج مردم را برآور . ما تو را یاری می کنیم .»

4. چگونگی صدور توقیعات
در عصر غیبت صغری، سفیران حضرت مهدی علیه السلام سؤالات و درخواست های مراجعه کنندگان را در یک ورقه به نوبت می نوشتند، آنگاه جواب آن ها - که حداکثر ظرف سه روز صادر می شد - یکجا می آمد (11) . گاهی نیز جواب پرسش ها به صورت شفاهی به نواب خاص گفته شده و ایشان به قلم خود آن را نگاشته و یا به صورت حضوری به سؤال کننده پاسخ می دادند . در پاره ای از موارد نیز - به جهت مصلحتی که حضرت می دانستند - اصلا پاسخی صادر نمی شد . برخی از توقیعات نیز ابتداءا و بدون اینکه در جواب پرسشی باشد صادر شده است .

5. موضوعات توقیعات
موضوعات مندرج در توقیعات گستره وسیعی را در بر می گرفت; از معارف و حقایق دینی گرفته تا امور تربیتی و برنامه های زندگی فردی و اجتماعی و موضوعات دیگر که فهرست اجمالی آن ها بدین قرار است:

الف: مباحث عقیدتی; در زمینه های مختلف توحید، نبوت، امامت، معاد و امثال آن (12)

ب: مباحث اجتماعی; شامل مسائل اخلاقی، تربیتی، شؤون اقتصادی و مشکلات مالی (13)

ج: وظایف و تکالیف شیعیان در عصر غیبت; مانند توجه به خداوند متعال، ایجاد زمینه های خودسازی، ارتباط با حضرت مهدی علیه السلام، پیروی از آن حضرت، آمادگی برای برپایی حکومت عدل و قسط توسط حضرت مهدی علیه السلام و ... (14) .

د: احکام و مسائل فقهی; مانند نماز، روزه، حج، نذر، خمس، ازدواج و مانند آن (15)

ه: امور شخصی کسانی که از آن حضرت درخواست پاسخ می کردند; از قبیل نامگذاری فرزند، انتخاب دوست، اجازه مسافرت و مانند آن (16)

و: نصب و تایید نواب و وکلا و امور مربوط به آن ها، افشا کردن تزویر مدعیان دروغین و طرد منحرفین و غلات .

در عصر غیبت صغری افرادی به عناوین مختلف و با مقاصد گوناگونی به دروغ ادعاهایی می کردند و سعی داشتند دوستان و پیروان ائمه رابه سوی خود جلب کرده، فریب دهند و گمراه سازند . با توجه به اینکه این قبیل افراد کم و بیش در بین شیعیان آن زمان شهرت و احترامی داشتند و غالبا زیر پوشش ادعای نیابت و سفارت حضرت مهدی علیه السلام دام های خود را می گسترانیدند، خطر آن ها برای شیعیان و مسلمانان از خطر دیگر دشمنان اسلام کمتر نبود و افشای تزویر و برداشتن نقاب از چهره آن ها و طردشان از جوامع شیعی، ضرورت داشت . از این رو توقیعات مهمی درباره این افراد و بیزاری حضرت ولی عصر علیه السلام از آن ها از سوی آن جناب صادر شده و مایه رسوایی و انزوای مدعیان دروغگو را فراهم می نمود .

گاهی می شد که توقیعات صادر شده از حضرت مهدی علیه السلام بر هیچ یک از موارد ذکر شده مشتمل نمی شد، بلکه تنها به خاطر دفع خطر از شیعیان صادر می گردید، بویژه در عصری که حاکمان ستمگر، برای شناسایی، آزار و نابودی شیعیان و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام کمر بسته، تمام همت خویش را به کار می گرفتند و چه بسا نقشه های زیرکانه ای طرح می کردند تا بلکه بتوانند تمامی آن ها را از بین ببرند . تنها راه نجات از دام بدخواهان و کینه توزان، همین توقیعات بود که آن حضرت به وسیله آن ها و با الهام های الهی شیعه را نجات می بخشید .(17)

پی نوشت ها
1. لغتنامه دهخدا، ج 5، ص 7145 .
2. کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 315، ح 264 .
3. کافی، ج 2، ص 467، ح 30 .
4. همان، ص 467، ح 31 .
5. همان، ص 285، ج 245 .
6. کمال الدین، شیخ صدوق، ج 2، ص 160، ج 3 .
7. برخی از علمای شیعه حرمت تسمیه حضرت مهدی علیه السلام با نام را مخصوص مواردی که خوف خطر باشد می دانند .
8. کمال الدین، شیخ صدوق، ج 2، ص 160، ح 4 .
9. الاحتجاج، ص 497 .
10. - مجموعه فرمایشات حضرت بقیة الله، محمد خادمی شیرازی، ص 170 .
11. ر . ک: کتاب الغیبة، ص 370 و الخرایج والجرایح، ج 1، ص 479 .
12. ر . ک: الاحتجاج، ص 467 به بعد .
13. همان .
14. ر . ک: الخرایج و الجرائح، قطب راوندی، ح 2، ص 902; کتاب الغیبه، ص 285; کمال الدین، ج 2، ص 160 .
15. ر . ک: الاحتجاج، ص 481، توقیع به محمد بن عبدالله حمیری .
16. ر . ک: کتاب الغیبه، ص 308، حدیث 261 و 266; کافی، ج 2، ص 457، ح 10، 11، 12 .
17. بخش هایی از مقاله از مقاله "توقیع" در نشریه مبلغان، شماره ، 35 برداشت شده است.









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۳

 

بزرگ‌ترین طرح قرآنی مهدوی کشور با عنوان هزاران ختم قرآن به نیت سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) با همکاری مشترک آستان حضرت محمدهلال‌بن‌علی‌(ع) و رادیو قرآن از 27 رجب تا نیمه شعبان در این شهر برگزار می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین «علیرضا محلوجی» رئیس اداره اوقاف و امورخیریه آران‌وبیدگل، روز گذشته 21 تیرماه در جمع خبرنگاران با اعلام این مطلب افزود: طرح سراسری هزاران ختم قرآن کریم به نیت سلامت و تعجیل در ظهور امام زمان (عج) با هدف ترویج فرهنگ قرائت قرآن، تقویت فرهنگ مهدویت و انتظار برای ظهور امام غایب (عج) و فرهنگ‌سازی قرآنی در آداب و سنن خانواده‌های ایرانی برگزار می‌شود.

وی با بیان این مطلب که در روایات به سنت ختم قرآن و آثار و برکات آن از جمله اجابت دعا بسیار اشاره شده و بالاترین دعا و عبادت‌ها انتظار فرج است، تصریح کرد: در این طرح شرکت‌کنندگان با تقبل قرائت حداقل یک جزء از قرآن کریم ارادت خود به امام عصر(عج) را ابراز می‌کنند تا در پایان این طرح، هزاران ختم قرآن کریم همراه با یاد و نام امام عصر(عج) در فضای کشور منتشر شود.

محلوجی خاطرنشان کرد: متقاضیان شرکت در این طرح از ‪ رجب سالروز نزول قرآن تا ظهر روز 15 شعبان همزمان با سالروز ولادت حضرت مهدی (عج) فرصت دارند تا نسبت به نام‌نویسی و ختم جزء یا جزءهای انتخابی خود اقدام کنند.

رئیس اوقاف و امور خیریه آران‌وبیدگل افزود: برای سهولت شرکت در این طرح، چهار شیوه نام‌نویسی از سوی دفتر هماهنگی فعالیت‌های رادیو قرآن در آستان مقدس حضرت محمد‌هلال‌بن‌علی‌(ع) در نظر گرفته شده است.

محلوجی نخستین شیوه ثبت‌نام در این طرح را به شکل حضوری عنوان و تصریح کرد: علاقه‌مندان با مراجعه به دفتر هماهنگی فعالیت‌های رادیو قرآن در حرم حضرت محمد‌هلال‌بن‌علی(ع) و پایگاه‌های مستقر در آستان مقدس و یا پایگاه‌های مستقر در ستاد نماز جمعه و اماکن مذهبی می‌توانند در این طرح ثبت‌نام کنند.

به گفته وی دومین شیوه، ثبت‌نام اینترنتی و در فضای مجازی است که علاقه‌مندان در سراسر ایران اسلامی و قرآن‌دوستان در خارج از مرزها می‌توانند با درج تعداد جزءهای درخواستی در پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی هلال به نشانی www.helal.ir عدد جزءهای تلاوت خود را دریافت کنند.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین محلوجی نام‌نویسی غیرحضوری از طریق سامانه پیام کوتاه آستان مقدس حضرت محمد هلال(ع) را از دیگر شیوه‌های شرکت در این طرح عنوان کرد و افزود: قرآن‌دوستان با ارسال عدد تعداد جزءهای درخواستی جهت تلاوت به سامانه پیام کوتاه آستان مقدس به شماره 3000753266 عدد جزءهای مورد نظر برای تلاوت را دریافت خواهند کرد.

وی افزود: همچنین دو خط تلفن آستان مقدس حضرت محمدهلال(ع) با شماره‌های 03622762544 و 03622763231 برای ثبت‌نام تلفنی علاقه‌مندان اختصاص یافته است.

رئیس اوقاف و امور خیریه آران‌وبیدگل با اشاره به انتخاب این شهر به عنوان شهر نمونه قرآنی از سوی رادیو قرآن، استقبال زائران و مجاوران حرم حضرت محمدهلال‌(ع) از این طرح را چشمگیر دانست و افزود: در سه روز نخست نام‌نویبسی متقاضیان در حرم حضرت محمد‌هلال‌بن‌علی‌(ع)، قرائت بیش از چهار هزار جزء قرآن کریم تقبل شده است.

محلوجی افزود: علاوه بر آستان مقدس حضرت محمد‌هلال‌بن‌علی(ع) در شهر نمونه قرآنی آران‌وبیدگل، آستان قدس رضوی در مشهد مقدس، مسجد مقدس جمکران در قم، حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در ری، حرم صالح بن موسی (ع) در شمال تهران، حرم احمد بن موسی (ع) در شیراز و آستان مهزیار در اهواز میزبانان اختتامیه و جشن پایانی این طرح در عصر نیمه‌شعبان خواهند بود.

وی خاطر نشان کرد: آستان مقدس حضرت محمد‌هلال‌بن‌علی(ع) در جشن هزاران ختم قرآن که از ساعت 19 روز نیمه‌شعبان آغاز خواهد شد، به 313 نفر از شرکت‌کنندگان در این طرح جوایز نفیسی اهدا می‌کند.

یادآوری می‌شود، با امضای تفاهم‌نامه همکاری بین رادیو قرآن و آستان مقدس حضرت محمدهلال‌بن علی(ع) در سالروز ولادت امام علی‌(ع)، فعالیت‌های مشترک قرآنی این دو مجموعه در سطح ملی گسترش یافته است.

آستان مقدس حضرت محمد هلال بن علی (ع) در شهرستان آران‌وبیدگل شمالی‌ترین نقطه استان اصفهان واقع شده است.

 









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٢

 

  ویژه برنامه «پیک مهدوی» از اول تا نیمه شعبان هم‌زمان با اجرای طرح قرآنی ـ مهدوی هزاران ختم قرآن، تقدیم شنوندگان رادیو قرآن می‌شود.

روابط عمومی رادیو قرآن اعلام کرد، این برنامه شامل بخش‌هایی از جمله رویدادهای مهدوی و ارائه گزارش از ستاد مرکزی دهمین دوره طرح سراسری هزاران ختم قرآن کریم خواهد بود.

در این برنامه پیامک‌های ارسالی مخاطبان برنامه با موضوع مهدویت پخش می‌شود، همچنین تلفن‌های برقرار شده با برنامه نیز برای عموم شنوندگان شبکه پخش خواهد شد، در ضمن از 23 تیرماه بخش مسابقه تلفنی برای شرکت علاقه‌مندان در این برنامه در نظر گرفته شده است.

در این برنامه از تعدادی از سازمان‌ها و نهادهای که در طرح ختم قرآن به نیت سلامت و تعجیل در فرج حضرت بقیة‌الله ‌العظم‌(عج) همکاری دارند با برقراری ارتباط تلفنی با این نهادها، درباره اجرای این طرح اطلاع‌رسانی می‌شود.









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٢

از دیدگاه مکتب تشیّع، مسأله مهدویت و نوید ظهور مصلح جهانی یک مسأله کهن و ریشه‌دار است و سابقه آن به نخستین روزهای طلوع فجر اسلام و عصر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) بر می‌گردد.
به اعتقاد شیعه، علاوه بر آیات متعددی که در قرآن کریم وارد شده و پیشوایان معصوم (علیهم السلام) آنها را به وجود مقدس حضرت مهدی (علیه‌السلام) تفسیر و تأویل کرده‌اند، هزاران روایت و حدیث معتبر از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و جانشینان آن حضرت از روزهای نخستین ظهور دین مبین اسلام بیان گردیده که در آنها از کلیّه صفات، خصوصیّات و جزئیات زندگی حضرت مهدی (علیه‌السلام) این که پس از تولّد دوباره غیبت خواهد داشت و بعد از غیبت طولانی ظهور خواهد کرد، و با تشکیل حکومت واحد جهانی، عالم را از عدل و داد پُر خواهد کرد، بیان شده است.
شیعیان بر اساس روایات اسلامی بر این باورند که مهدی موعود (علیه‌السلام) سرّی از اسرار حق و رازی از رازهای نهفته خداوند و آخرین برگزیده الهی است.

ایشان از نسل پاک پیامبر (صلی الله علیه و آله) و نهمین فرزند از فرزندان امام حسین (علیه‌السلام) و فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه‌السلام) است.
آن حضرت همنام و هم کنیه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و هم اکنون زنده است و آنگاه که اخلاق و معنویّت از میان بشر رفت بربندد و ظلم و ستم سراسر عالم را فراگیرد، اسباب ظهور مهیّا گردد، حضرت مهدی (علیه‌السلام) به فرمان حق قیام می‌کند و به همه ظلم و جورها و بی‌عدالتی‌ها پایان می‌دهد.
شیعیان بر اساس عقل، کتاب و سنّت عقیده دارند که با ظهور ولیّ خدا و آمدن آن موعود مکتبها هیچ حکومت باطلی روی زمین باقی نمی‌ماند. بلکه همه مکتب‌های موجود و حکومت‌های مقتدر زمان یکی پس از دیگری از بین رفته و متلاشی می‌گردند. مظهر شرک، کفر، الحاد و بی‌عدالتی از بین می‌رود. عدالت به معنی واقعی کلمه محقق می‌گردد و هر حقّی به صاحب حق می‌رسد.
همگان در رفاه و آسایش زندگی می‌کنند، از ظلم و ستم و بی‌عدالتی خبری نیست، و در سرتاسر جهان هستی، تنها یک نظام حکومت می‌کند که آن هم نظام عادلانه اسلام و احکام نجات‌بخش آسمانی قرآن کریم است.









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٠

از سوی گروه مبانی مهدویت پژوهشکده مهدویت و آینده‌پژوهی، نرم‌افزار «مهدویت در روایات و تفاسیر» تولید خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، به نقل پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، این نرم‌افزار که مراحل پایانی تولید را سپری می‌کند مجموعه‌ای از روایات منابع نخستین تا قرن هشتم هجری درباره مهدویت است و در حدود ۳۰۰ تفسیر از تفاسیر اهل تسنن و شیعه مربوط به مباحث مهدویت را در بر گرفته است.

بررسی روایات نشانه‌های ظهور، بررسی رجالی روایات مهدویت و تاریخ حدیث مهدویت از بخش‌های این نرم‌افزار است.









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٠

کاملاً واضح بدون هیچ توضیحی

 

دانلود عکس باکیفیت بالا









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٠

سخنرانی مهم استاد پناهیان در مورد علائم نزدیکی ظهور 

(فایل صوتی-۸۴)

 

سخنرانی مهم استاد پناهیان در مورد علائم نزدیکی ظهور

(فایل صوتی - ۸۸.۱۱.۲۲)

 

سخنرانی ارزشمند حجت الاسلام حاجتی ، امام جمعه موقت اهواز

در مورد شناخت امام خامنه ای(مدظله)

 

فایل صوتی(قسمت اول)

فایل صوتی(قسمت دوم)









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٦

شما دعا کنید

زمان شاه بود که پدرم شهید شد. بعد که رفتیم پیش امام، گفتند: پدرت شهید شده.
یک دفعه دیگر هم که پیش امام رفتیم از ایhttp://www.opednews.com/populum/uploaded/khomeini--no-affectx2-3986-20100204-354.jpgشان پرسیدم آقا امام زمان کی می آیند؟ امام روی سرم دست کشیده و گفتند: «شما دعا کنید، شما دعا کنید». 1
*******

در جشن نیمه شعبان حضور یافتند 

در مورخه دوشنبه 58/4/18 ساعت ده شب بود که امام بدون اطلاع قبلی به خیابانهای قم که مردم به مناسبت جشن نیمه شعبان آنها را آذین بسته بودند، آمدند و در شهر گردش کردند. پس از آن در مجلس جشنی که ساکنان خیابان چهارمردان برپا کرده بودند شرکت فرمودند.2
*******

سعی کن دعای عهد را بخوانی

یکی از چیزهایی که امام در روزهای آخر به من توصیه می کردند خواندن دعای عهد بود. ایشان می گفتند: «صبح ها سعی کن این دعا را بخوانی، چون در سرنوشت دخالت دارد».3
*******

چهل روز دعای عهد می خواندند

امام حتی در موقعی که در بیمارستان بستری بودند از انس با کتاب مفاتیح الجنان غافل نبودند. پس از رحلت جانگداز ایشان که مفاتیحشان را از بیمارستان به بیت منتقل می کردیم متوجه شدیم امام در مفاتیح خود در کنار دعای شریف عهد که آن را یک اربعین می خواندند، تاریخ شروع راهشت شوال نوشته اند.4
*******

مگر حضرت صاحب(علیه السلام) به من خلاف می فرماید؟

یکی از فضلای مشهد... به نقل از یکی از دوستانشان تعریف می کردند، در نجف اشرف خدمت امام بودیم، صحبت از ایران به میان آمد، من گفتم: این چه فرمایشهایی است که در مورد بیرون کردن شاه از ایران می فرمایید؟ یک مستأجر را نمی شود بیرون کرد، آن وقت شما می خواهید شاه مملکت را بیرون کنید؟ امام سکوت کردند. من فکر کردم شاید عرض مرا نشنیده اند لذا سخنم را تکرار کردم. امام... فرمودند: ...چه می گویی؟ مگر حضرت بقیه الله امام زمان، صلوات الله علیه، به من (نستجیرُبالله) خلاف می فرماید؟ شاه باید برود.5
*******

شاید از طرف امام زمان(علیه السلام) باشد

روز 22 بهمن که امام فرمان دادند مردم در خیابانها بریزیند چون ما مملکت نظامی نداریم. این جریان را به مرحوم آیت الله طالقانی اطلاع دادند، در آنجا من در خدمت ایشان بودم. آیت الله طالقانی از منزلشان به امام در مدرسه علوی تلفن زد و مدت یک ساعت یا نیم ساعت با امام صحبت کردند،... آیت الله طالقانی مرتب به امام عرض می کنند آقا شما ایران نبودید، این نظام پلید است، به صغیر و کبیر ما رحم نمی کند، شما حکمتان را پس بگیرید. و مرتب شروع کردند از پلیدی و ددمنشی نظام گفتن تا شاید بتوانند موضع امام را تغییر بدهند، تا ایشان این فرمانی را که راجع به ریختن مردم به خیابانها داده اند پس بگیرند. برادران یک مرتبه متوجه شدند آقای طالقانی گوشی را زمین گذاشته و به حالت متأثر رفت و در گوشه اتاق نشست. برادران که این گونه دیدند بعد از لحظاتی خدمت ایشان رفتند... به مرحوم آیت الله طالقانی اصرار کردند که جریان چه بود؟ ایشان گفتند: هر چه به امام عرض کردم، حرف مرا رد کردند و وقتی دیدند من قانع نمی شوم فرمودند: «آقای طالقانی، شاید این حکم از
طرف امام زمان باشد»این را که از امام شنیدم دست من لرزید و با امام خداحافظی کردم چون دیگر قادر نبودم که حتی پاسخ امام را بدهم.6

پی نوشت ها :

1. برداشتهایی از سیره امام خمینی(ره) ؛ ج 1، ص 203
2. برداشتهایی از سیره امام خمینی(ره) ؛ ج3، ص 40
3. برداشتهایی از سیره امام خمینی(ره) ؛ ج 3، ص 42
4. برداشتهایی از سیره امام خمینی(ره) ؛ ج 3 ص 43
5. برداشتهایی از سیره امام خمینی(ره) ؛ ج 3، ص 157
6. برداشتهایی از سیره امام خمینی(ره) ؛ ج 3، ص 158

منبع:برداشتهایی از سیره امام خمینی(ره









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٦

نویسنده:غلامرضا پرهیزکار

نیابت معنوی:

در ادامه بحث، نیابت معنوی را به اختصار دنبال می‌کنیم، با این توضیح که «‌نیابت معنوی» تعبیری تسامحی است؛ زیرا در نیابت، نوعی تفویض و عهده‌داری مسؤولیت شخصی دیگر مطرح است؛ اما این‌جا آنچه در واقع مد نظر است، ایفای نقش هدایت معنوی است که با نوع عملکرد امام علیه السلام تشابه دارد.
شیعیان، نیاز‌های معنوی خود را از طریق ارتباط با خدا تأمین می‌‌کنند. این ارتباط، گاه مستقیم صورت می‌‌گیرد و گاه به واسطه کسانی صورت می‌‌گیرد که هم در درگاه الهی مقرّبند و هم برای وساطت، از سوی خدا مأذون هستند. اینان پیامبر صلی الله علیه و آله‌و امامان علیه السلام هستند.
امام معصوم، در زمینه اخلاق و رفتار دینی، کامل‌ترین الگوی عملی است. او نه تنها الگو و اسوه حسنه است، بلکه به عنوان انسان کاملی که خلیفه الله است، پل ارتباطی بین بندگان و خدا است. امام معصوم با اذن الهی می‌‌تواند در قیامت، بندگان را شفاعت کند. در دنیا نیز بر اساس ولایت تکوینی که خدا به امام عطا می‌کند، دعا و خواست او قدرت تأثیر‌گذاری بر سرنوشت مادی و معنوی‌ انسان‌ها را دارد.
رشد نیابت عام فقیهان در عصر غیبت تا نیابت در مسائل سیاسی که امری دنیوی است، پیش رفت؛ اما این به معنای بی‌توجهی به امور معنوی نبود. در طول تاریخ، عالمان دینی پیش از آن که بعد علمی و فقهی‌شان ملاک ارزیابی آنان باشد، با توجه به میزان وجهه اخلاقی و معنوی‌شان ارزش‌گذاری می‌شدند. چنان‌که گذشت، در عصر صفوی نیز که برخی عالمان، صاحب مناصب شیخ الاسلامی گشتند و وارد عرصه سیاست شدند، آنان عارف مسلکانی بودند که کار فقهی و سیاسی نیز می‌کردند. ‌معنویت، از ویژگی‌هایی است که به لحاظ فقهی در نایب امام علیه السلام لحاظ شده است. در رساله‌های عملیه آمده است که مرجع تقلید، باید عادل باشد و در برخی رساله‌ها بر حریص به دنیا نبودن نیز تأکید شده است. اما در تصور شیعیان نیز کسی که نایب امام علیه السلام است حتماً باید دارای مراتب بالایی از اخلاق اسلامی‌ و واجد کمالات معنوی باشد؛ وگرنه چنین شخصی دارای صلاحیت لازم برای نیابت از امام معصومی‌که در اوج پاکی و معنویت است، نخواهد بود. در نظر مردم، نایب عام امام علیه السلام باید دارای ارتباط معنوی قوی با خدا و امام غایب باشد. نقش ویژگی‌های ‌معنوی مراجع تقلید در گرایش مردم به آنان، غیر قابل اغماض است. این امر را در تحلیل گرایش‌های مردم به ایشان به راحتی می‌‌توان دنبال کرد.
در عصر غیبت، مردم که از وجود ظاهری امام در جایگاه انسان کامل و خلیفه خدا محرومند، این‌گونه تمایل دارند که شاهد سطح هر چند نازلی از ولایت تکوینی نزد نایبان عام امام و عالمان برجسته دینی باشند. آنان، بخشی از انتظارات معنوی خود از امام معصوم را از طریق عالمان وارسته که مراجع تقلید در رأس آنان قرار دارند، برآورده می‌‌سازند.

ولایت فقیه:

در نیابت سیاسی توضیح داده شد که متن روایت منقول از امام زمان علیه السلام زمینه برداشت سیاسی از خود را از همان ابتدا همراه داشت و شرایط تاریخی نیز بستر طرح نیابت سیاسی را فراهم کرد. این امور، شرایط را برای طرح ولایت فقیه ازسوی امام خمینی رحمه الله مهیا کرد و او نیز با توجه به توضیحات ذیل به نهادینه ساختن آن اقدام نمود.
امام خمینی رحمه الله هنگامی که مبارزه خود را با اصل حکومت شاهنشاهی آغاز کرد و گفت که شاه باید برود و ایده حکومت اسلامی را در عصر غیبت مطرح و آن را به خواسته مردم مبدل ساخت، در این وضعیت باید الگو و شیوه‌ای را که قرار است پس از شاه، کشور بر اساس آن اداره شود، معرفی می‌کرد.
امام خمینی رحمه الله در مسیر ترویج ولایت فقیه، نخست ایده خود را درباره حکومت در عصر غیبت و شرایط و اختیارات حاکم اسلامی (ولایت فقیه) با شاگردانش و در خلال درس خارج مطرح کرد و سپس خود و شاگردانش بر گسترش عمومی آن همت گماردند. او در خصوص اختیارات ولایت فقیه با تفکیک بین مقامات معنوی و ولایت تکوینی معصومان علیه السلام از یک سو و مقامات و اختیارات دنیوی و حکومتی آنان از سوی دیگر، اختیارات حکومتی ایشان را برای فقیه جامع الشرایط نیز قائل شد ایشان در واقع به بسط حوزه اختیارات مرجع تقلید پرداخت و نیابت سیاسی را بیش از پیش توسعه داد و آن را در قالب ولی فقیه مطرح ساخت.
در کتاب شؤون و اختیارات ولی فقیه که ترجمه مبحث ولایت فقیه از «کتاب البیع» ایشان است آمده:
نکته مهم در این بحث، این است که در تمام مسایل مربوط به حکومت، همه آنچه که از اختیارات و وظایف پیامبر و امامان پس از او - که درود خداوند بر همگی آنان باد- محسوب می‌شود، در مورد فقهای عادل نیز معتبر است. البته لازمه این امر این نیست که رتبه معنوی آنان، هم پایه رتبه پیامبران و امامان تلقی شود؛ زیرا چنان فضایل معنوی، خاص آن بزرگواران است و هیچ کس در مقامات و فضایل، با آنان هم رتبه نیست …. بنابر آنچه گفتیم، کلیه امور مربوط به حکومت و سیاست که برای پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیه السلام مقرّر شده، دربارة فقیه عادل نیز مقرّر است … (امام خمینی، 1374: ج2، ص33-35).
ولایت فقیه که شکل تکامل یافته مرجعیت تقلید بود، در قانون اساسی پس از انقلاب، لحاظ شد. بی تردید، قانون اساسی از مهم‌ترین وسایل برای انتقال یک نظام معنایی به جامعه و اجتماعی کردن نسل‌های بعدی بر اساس آن است. در اصل پنجم قانون اساسی آمده است:
در زمان غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر و امامت امت، بر عهده فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یک صد و هفتم عهده دار آن می‌گردد (قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل پنجم).
در اصول 107 تا 112 قانون اساسی به چگونگی انتخاب، عزل و حوزه اختیارات ولی فقیه پرداخته شده است. حوزه اختیارات ولی فقیه ـ آن گونه که امام خمینی مطرح کرد و آن طور که در قانون اساسی آمده است ـ در مقایسه با مرجعیت از دایره گسترده تری برخوردار است و به وضوح نقش سیاسی برجسته‌تری را برای نایب عام امام علیه السلام قائل شده‌اند.
ولایت فقیه پس از انقلاب و پیش از تصویب قانونی نیز به دلیل حضور عملی امام خمینی رحمه الله در صحنه و به عنوان مرجع تقلیدی که انقلاب را رهبری کرد و به دلیل شخصیت کاریزمایی او، معیار عمل قرار گرفته بود؛ ولی پس از طرح آن در قانون اساسی و رأی بالای ملت به آن و اداره کشور بر اساس آن، آرام آرام مسیر تثبیت خود را پشت سر گذاشت؛ به ویژه که پس از انقلاب، مرجعیت تقلید و ولایت فقیه در سطح جامعه ایران در شخص واحدی تبلور یافت و اختیارات مرجع تقلید، بخشی از اختیارات ولی فقیه محسوب شد. این امر، زمینه رشد هر چه بیشتر مفهوم جدید از نیابت عام امام غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف را فراهم ساخت. در این روند، سال 1368 که مصادف با ارتحال بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران است، بدین جهت حائز اهمیت است که تا پیش از سال 1368 و در زمان حیات امام خمینی رحمه الله مردم، تجربه جدیدی از ولایت پذیری را که شرط ظهور و لازمه جامعه پس از ظهور است، پشت سر می‌گذاشتند؛ تجربه‌ای که جهان تشیع، نه در زمان مراجع تقلید دیگر و نه حتی در زمان حکومت حضرت علی علیه السلام، در این سطح با آن مواجه نشده بود؛ چرا که اولاً این دوره ولایت‌پذیری، از دوره ولایت پذیری زمان حضرت امام علی علیه السلام و حکومت ایشان طولانی‌تر شده بود و ثانیاً بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران با این که مقامات معنوی امام معصوم علیه السلام را واجد نبود و خود نیز مدعی چنین چیزی نشد، بلکه آن را انکار نیز می‌کرد؛ اما شعاع دایره ولایت و اختیاراتش، به اندازه شعاع دایره ولایت تشریعی و اختیارات امام معصوم بود. با این وصف، مردم این زمان، ولایت او را حتی بیشتر از مردم زمان حضرت علی علیه السلام پذیرفتند و در چارچوب خواسته‌های مشروع او حرکت کردند. این تجربه جدید و موفق شیعیان، بیانگر حدی از آمادگی برای استقبال از امام غایبی است که از شرایط ظهورش، آمادگی برای پذیرش ولایت او است.
آیت‌الله خامنه‌ای پس از انتخاب شدن به رهبری، آرام آرام شخصیت کاریزمایی خود را از مقام ولایت فقیه کسب کرد؛ زیرا در زمان حیات امام خمینی، ولایت فقیه، به آن میزان از مقبولیت رسیده بود که سبب شود مقام ولایت فقیه به شخصی که واجد آن می‌شود محبویت و اقتدار تفویض کند و این امر در تحلیل مسائل مربوط به آخرالزمان، معنایی خاص می‌یابد. در واقع، پذیرش عمومی ولایت که مقدمه‌ای برای پذیرش ولایت امام غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد، بین شیعیان، در حال نهادینه شدن است. طبق این تحلیل، نگرانی دوستداران امام و انقلاب نسبت به فقدان شخصیتی که پس از امام خمینی همچون او، از محبوبیت و اقتدار بالایی برخوردار باشد، نه تنها یک ضعف در مسیر تکاملی انقلاب اسلامی و مهدویت نبود، بلکه خود گامی به جلو در حوادث آخرالزمانی برای نهادینه شدن ولایت پذیری و زمینه سازی بیشتر انقلاب اسلامی برای ظهور محسوب می‌گردد. [3]
این اتفاق در حوزه جامعه شناسی نیز می‌تواند فضای جدیدی را برای فهم دقیق‌تر اقتدار کاریزماتیک ماکس وبر یا اصلاح آن بگشاید. طبق آنچه ماکس وبر می‌گوید، اقتدار کاریزماتیک با شخصیت استثنایی واجد آن، ارتباط و همبستگی تامی دارد؛ به طوری که با مرگ آن شخصیت، آن اقتدار نیز از میان می‌رود و به جانشین منتقل نمی‌شود؛ در نتیجه، آن حکومت، با بحران مشروعیت روبه‌رو می‌شود. بر همین اساس، برخی تحلیلگران خارجی، سقوط حکومت دینی و شکست انقلاب اسلامی را پس از ارتحال امام خمینی رحمه الله انتظار می‌کشیدند؛ اما بر خلاف این انتظار و بر خلاف سخنان ماکس وبر در نمونه شیعی، اقتدار کاریزماتیک که در چارچوب نیابت عام و امامت به وجود می‌آید، شاهد نوعی ثبات و انتقال آن به جانشین بعدی هستیم؛ زیرا این نوع اقتدار، به جایگاه الهی نیابت، مربوط است که به افرادی که در آن جایگاه قرار می‌گیرند، اعطا می‌شود. البته هر قدر، این افراد شرایط لازم برای آن سمت را بیشتر دارا باشند، اقتدار کاریزماتیک آنان نیز بیشتر خواهد بود.
در پایان، توجه به این نکته مفید است که اگر تا پیش از انقلاب اسلامی‌، دست‌کم این نگاه غالب بود که در عصر غیبت، تشکیل حکومت دینی امری بعید یا محال است و نیابت عام از امام غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف فقط در چارچوب مرجعیت تقلید معنادار بود، انقلاب اسلامی مدل جدیدی از نیابت را که معنای نیابت را بیشتر از گونة قبلی خود دارا است، عرضه کرد و مورد پذیرش شیعیان قرار گرفت. این نیابت و نگاه جدید، جایگاه ویژه خود را در سطح جامعه و حوزه‌های علمیه و حتی در نگاه مراجع تقلید باز یافته است. امروزه این نگاه جدید در سطح مراجع تقلید که تغییرات را با معیارهای فقهی و اصولی قبول یا رد می‌کنند نیز به وجود آمده است. در دوره حاضر، نسلی از مراجع تقلید پدید آمدند که ولایت فقیه و حکومت دینی را پذیرفته و از آن دفاع می‌‌کنند.
پذیرش ولایت فقیه در سطح مراجع تقلید، پس از حمله آمریکا به عراق روند رو به رشدی یافته است. توضیح آن که دو حوزه علمیه مهم شیعه، یکی در ایران و دیگری در عراق قرار دارد. حوزه ایران، به دلیل قرار داشتن در کانون انقلاب اسلامی‌، تغییرات به وجود آمده در نیابت عام را خیلی زود درک کرد؛ اما حوزه علمیه نجف در عراق که سابقه‌ و قدمت بیشتری از حوزه علمیه قم در ایران داشت و از این جهت دارای اعتباری خاص بود، به دلیل فشارهای شدیدی که از سوی حکومت صدام متحمل می‌‌شد و حتی بقای خود را در معرض خطر می‌‌دید، مصداق بارزی از یک حوزه تحت فشار از سوی حکومت‌های غاصب در عصر غیبت محسوب می‌شد و به لحاظ شرایط زمانی، در دورانی شبیه دوران پیش از انقلاب اسلامی ایران به سر می‌‌برد. برخی شخصیت‌های مهم این حوزه ایرانی بودند و این دو حوزه، علقه‌های وثیقی با هم داشتند و در واقع، بزرگان حوزه قم، شاگردان حوزه نجف بودند؛ اما در اثر انقلاب اسلامی‌، این شاگردان، تا حدی از اساتید خود جدا شده و راهی دیگر برگزیده بودند. با وجود رشد تدریجی ولایت فقیه در حوزه قم، حوزه نجف، از این مسیر جدید فاصله داشت. حوزه نجف، گاه دستاویزی می‌‌شد برای مخالفان ولایت فقیه تا از طریق علم کردن برخی عالمان حوزه نجف، مخالفت خود با ولایت فقیه را مطرح کنند؛ اما پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام و به وجود آمدن برخی آزادی‌ها برای حوزه نجف و از سویی تسلط استعمارگران و کافران بر عراق و ایجاد ناامنی‌ها و ترورها، حوزه نجف با اتخاذ رویکردی جدید به مقابله سیاسی و … با حوادث عراق پرداخت. آیت‌الله سیستانی از برجسته‌ترین شخصیت‌های نجف و برخی دیگر، به عرصه سیاست وارد شدند و در واقع در مسیری گام نهادند که امام خمینی رحمه الله در آن گام نهاده بود. این، در واقع به معنای نزدیک شدن حوزه نجف به حوزه قم و همچنین نزدیک شدن مرجعیت تقلید نجف به ولایت فقیه می‌باشد.
آیت‌الله سیستانی با برخی اظهار نظرها درباره ولایت فقیه و عملکردهای خود، به تقویت ولایت فقیه در ایران و عراق کمک کرده است.

نتیجه :

در مجموع می‌توان گفت: مجموعه تحولات پیش گفته ـ چه در توسعه تدریجی نیابت‌های علمی‌، مالی و سیاسی و چه در عمق یافتن آنچه تحت عنوان نیابت معنوی بیان شد ـ همگی زمینه را برای طرح ولایت فقیه فراهم ساخت که در مقایسه سازمان مرجعیت، دارای قرابتی بیشتر با امامت است. در ولایت فقیه، به دلیل انتقال میزان بیشتری از اختیارات امام علیه السلام به ولی فقیه، «نیابت» از امام، عینیت بیشتری می‌‌یابد و در واقع، امامت و مهدویت در جامعه و بین مردم، ظهور و بروز بیشتری پیدا می‌‌کند و زمینه برای عملیاتی شدن بیشتر دین در سطح جامعه که از مهم‌ترین فواید امامت برای امت است از طریق نایب امام، بیشتر فراهم می‌گردد.
اگر مهدویت را پدیده تکاملی تاریخی بدانیم و از موضعی جامعه‌شناختی به تحول مرجعیت به ولایت فقیه بنگریم، آن را می‌‌توان حلقه‌ای از حلقه‌های تکاملی مهدویت به شمار آورد. به این معنا که با طرح ولایت فقیه پس از انقلاب اسلامی‌ و تشکیل حکومت دینی مبتنی بر آن، شیعیان تجربه بزرگی از ولایت مداری را پشت سر می‌‌گذارند که شرط ظهور و لازمه جامعه پس از ظهور است؛ تجربه‌ای که از آغاز غیبت تا کنون در این سطح و به این گستردگی، همانندی از ولایت پذیری نداشته‌اند. تجربه شیعی ولایت مداری و عرضه جهانی آن برای غیر شیعیان، در نظام باورهای شیعی، گامی‌ به سوی ظهور و بنابراین، حلقه‌ای از حلقه‌های تکاملی آن محسوب می‌‌شود.

منابع تحقیق :

1.جاسم حسین، تاریخ سیاسی امام دوازدهم علیه السلام، (ترجمه سید محمد تقی، ‌آیت اللهی)، تهران، امیرکبیر،‌ 1367ش.
2.جعفریان، رسول، صفویه از ظهور تا زوال، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1370ش.
3.حسینیان، روح الله، تاریخ سیاسی تشیع تا تشکیل حوزه علمیه قم، تهران،‌ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1380ش.
4.حلبی، ‌ابوصلاح، الکافی فی الفقه، اصفهان،‌ مکتبة امیر المؤمنین، 1403ق.
5.ذبیح‌ ‌زاده، علی نقی، مرجعیت و سیاست در عصر غیبت، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی،‌ 1383ش.
6.رولاجوردی، ابی مصعب، «نقد و بررسی کتاب converting Persia»، ماهنامه اسلام در نگاه غرب، زمستان 1384ش.
7.شیخ صدوق، محمد بن علی بابویه، کمال الدین و تمام النعمه، قم، ‌مؤسسه نشر اسلامی، ‌1405ق.
8.شیخ طوسی، محمد بن حسن،‌ النهایه فی مجرد الفقه و الفتوی، قم، منشورات قدس محمدی، بی‌تا.
9.شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، مقنعه، قم،‌ مؤسسه نشر اسلامی، 1410ق.
10.قاسمی، محمدعلی و همکاران، فقیهان امامی و عرصه‌های ولایت فقیه، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی،‌ 1384ش.
11.قاضی ابن براج، المهذب، قم،‌ مؤسسه نشر اسلامی، 1406ق.
12.قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
13.کرمانی، ناظم الاسلام، ‌ تاریخ بیداری ایرانیان،‌ تهران،‌ آگاه- نوین، 1362ش.
14.کرکی، محقق، جامع المقاصد، قم، آل البیت، 1408 ق.
15.کریمی زنجانی اصل، محمد، امامیه و سیاست در نخستین سده‌های غیبت، تهران، نشر نی، 1380ش.
16.مدرسی طباطبایی، حسین، زمین در فقه اسلامی، تهران، فرهنگ اسلامی، 1362ش.
17.مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، دائره المعارف فقه مقارن، ‌قم،‌ مدرسه الامام علی علیه السلام، 1385ش.
18.موسوی خمینی، روح‌الله، شؤون و اختیارات ولی فقیه (ترجمه مبحث ولایت فقیه از کتاب البیع)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1374ش.
19. هاینس هالم، تشیع، ترجمه: محمد تقی، اکبری، قم، ادیان، 1384ش.

منبع:
http://www.entizar.ir

ادامه ندارد..........  پایان










نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٦

چشم به راهان سپیده با آن " خورشید پنهان" انس و الفت دارند و او را هر چند غایب است، " حاضرترین حاضران" می بینند و " حضور غایبانه" او را روشنایی راه خویش می سازند.
اینگونه است که منتظران، از وجود آن" آفتاب پشت ابر" بهره می برند و چنین جرعه نوش باده شوقند و سرمست از صهبای عشق!
امید به آمدنش، انگیزه آفرین تلاش و حرکت است و بردیدگان مشتاق دلدادگان او، "سرمه انتظار!"
اینان، پای بندی به رضای مولا را، که در سایه تقوا و پرواست، تمرینی برای اطاعت عصر حضور قرار می دهند و آنگونه که امام صادق علیه السلام فرمود منتظران ظهور در عصرغیبت اند و گوش به فرمان او در هنگام حضور:" طوبی لشیعة قائمنا، المنتظرین لظهوره فی غیبته و المطیعین له فی ظهوره..."(1)
بذر انتظار، زندگی منتظران را بارور می سازد و به زندگی ها شور و امید می بخشد، تا در ساختن فردایی روشن و سعادت بخش، سهیم و شریک باشند. تلاش و تحرک، ثمره بذر مقدس انتظار است. آنان که دیده امیدوار خود را به روزی دوخته اند که با آمدن مهدی" عجل الله تعالی فرجه الشریف" سایه عدالت جهانی همه جا و همه کس را فراگیرد، اگر از پیشگامان این عدالت خواهی و عدل گستری نباشند، به آن امید و این امیدواری باید به دیده تردید نگریست.
باید پرسید، در خودمان و جامعه مان و محیط زندگی مان، چه تمهیدات و زمینه هایی را برای تحقق این آرمان گوهرین فراهم ساخته ایم؟
آن امام موعود برای عدل گستری جهانی، نیرو و یاور می خواهد، افسر و سرباز می طلبد، پذیرش و اطاعت و فداکاری و جانبازی لازم است. آنانی منتظران واقعی اند که مشتاقند هستی خود را فدای اهداف الهی مهدی"عجل الله تعالی فرجه الشریف" کنند.
امروز، نیروهای خالص، مطیع، پا به رکاب و جان بر کف کجایند و در چه شرایطی به سر می برند؟ انتظار بدون خودسازی و تعهد و تقوا و شهادت طلبی امت منتظر بی معناست. دین باوران آماده جهاد، شایسته این وصف اند و منتظر تحقق وعده الهی!
اگر مهدی زهرا(عج) باز گردد
جهان آیینه اعجاز گردد
سرم را پیش پایش می گذارم
که با خاک رهش دمساز گردد
این که فرموده اند، فرج شما در " انتظار فرج" است، اشاره به این تحول کیفی در رفتار و آمادگی و تلاشگری منتظران هم دارد و چنین است نقش انتظار، در زندگی منتظران!

پی نوشت :

۱- منتخب الاثر ص ۵۱۴

منبع:http://mehrebikaran.blogfa.com









نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٦

امام زمان (عج) ، مظهر عدل خداوند 

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) می فرمایند:
مظهر عدل پروردگار ، امام زمان (عجل الله تعالى فرجه) اعدالت‏خواهى ، شعار محورى مهدویت ست و مى‏دانیم که بزرگ‏ترین خصوصیت امام زمان ( ارواحنا فداه ) - که در دعاها و زیارات و روایات آمده است - عدالت مى‏باشد: « یملأ الله به الأرض قسطا و عدلا» .(1)

عدالت فراگیر، برجسته‏ترین شعار مهدویت

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) می فرمایند:
برجسته‏ترین شعار مهدویت عبارت است از عدالت. مثلا در دعاى ندبه وقتى شروع به بیان و شمارش صفات آن بزرگوار مى‏کنیم، بعد از نسبت او به پدران بزرگوار و خاندان مطهرش، اولین جمله‏اى که ذکر مى‏کنیم، این است : «أین المعد لقطع دابر الظلمه أین المنتظر لاقامة الامت و العوج أین المرتجى لازالة الجور و العدوان»(2) یعنى دل بشریت مى‏تپد تا آن نجات‏بخش بیاید و ستم را ریشه‏کن کند؛ بناى ظلم را - که در تاریخ بشر ، از زمان‏هاى گذشته همواره وجود داشته و امروز هم با شدت وجود دارد - ویران کند و ستمگران را سر جاى خود بنشاند. این اولین درخواست منتظران مهدى از ظهور آن بزرگوار است. یا در زیارت آل یاسین وقتى خصوصیات آن بزرگوار را ذکر مى‏کنید، یکى از برجسته‏ترین آن‏ها این است که «الذى یملا الارض عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما» (3) . انتظار این است که او همه‏ى عالم - نه یک نقطه - را سرشار از عدالت کند و قسط را در همه جا مستقر نماید. (4)

انتظار امام زمان (عج) یعنى انتظار اقامه‏ى عدل و قسط

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) می فرمایند:
تاریخ اسلام نشان داد که اسلام به برکت همین احکام نورانى ، در یک دوره‏ى طولانى ، صاحب علم و صنعت در کل جهان بوده است. اما جهت همه‏ى این‏ها عدالت است. ثروت هست، اما باید عدالت در جامعه تضمین شود. براى عدالت، منتظر امام زمانیم. پیغمبران آمدند، همه هم براى اقامه‏ى قسط آمدند « لیقوم الناس بالقسط » . (5) این‏ها حرف‏هاى خیلى پرمعنایى است که قرآن به ما گفته است، نهج‏البلاغه به ما گفته است و در روایات ائمه هم هست . این ، جهت را مشخص مى‏کند. قسط یعنى همین ؛ اگر جامعه برخوردار است ، همه باشند. نمى‏گوییم همه یکسان، چون یکسانى امکان ندارد. بالاخره تلاش‏ها، همت‏ها و قوت‏ها مختلف است. (6)

عدالت، زمینه‏ساز نیل به کمالات انسانى

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) می فرمایند:
فورى‏ترین هدف تشکیل نظام اسلامى، استقرار عدالت اجتماعى و قسط اسلامى است. قیام پیامبران خدا و نزول کتاب و میزان الهى ، براى همین بود که مردم از فشار ظلم و تبعیض و تحمیل نجات یافته، در سایه‏ى قسط و عدل زندگى کنند و در پرتو آن نظام عادلانه، به کمالات انسانى نایل آیند. (7)

لزوم قدرت در اجراى فراگیر عدالت در مهدویت

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) می فرمایند:
عدالتى که ما در انتظار آن هستیم - عدالت حضرت مهدى (علیه‏السلام) که مربوط به سطح جهان است - با موعظه و نصیحت به دست نمى‏آید ؛ یعنى مهدى موعود ملت‏ها نمى‏آید ستمگران عالم را نصیحت کند که ظلم و زیاده‏طلبى و سلطه‏گرى و استثمار نکنند. با زبان نصیحت، عدالت در هیچ نقطه‏ى عالم مستقر نمى‏شود. استقرار عدالت ، چه در سطح جهانى - آن طور که آن وارث انبیاء انجام خواهد داد - و چه در همه‏ى بخش‏هاى دنیا، احتیاج به این دارد که مردمان عادل و انسان‏هاى صالح و عدالت‏طلب، قدرت را در دست داشته باشند و با زبان قدرت با زورگویان حرف بزنند. با کسانى که سرمست قدرت ظالمانه هستند، نمى‏شود با زبان نصیحت حرف زد؛ با آن‏ها باید با زبان اقتدار صحبت کرد. آغاز دعوت پیغمبران الهى با زبان نصیحت است ، اما بعد از آن که توانستند طرفداران خود را گرد آورند و تجهیز کنند، آن گاه به دشمنان توحید و دشمنان بشریت، با زبان قدرت حرف مى‏زدند. (8)

ظهور امام، پایان ظلم و بیدادگرى

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) می فرمایند:
خدا به وسیله‏ى امام زمان، زمین را از دین خودش هم پر مى‏کند؛ اما آن چیزى که در دعا و زیارت و روایت گفته مى‏شود، « یملا الارض به الدین، دین الحق » نیست - مگر در بعضى از جاها که تعبیراتى هست - متعلق « یملأ» ، قسط و عدل، عدالت ، دادگرى و انصاف است . چرا ؟ چون بشر بیشتر از همه چیز، از ظلم و بیدادگرى رنج مى‏برد.(9)

ظهور عدالت، هدف نهایى ظهور

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) می فرمایند:
نظام اسلامى، نظام عدالت است. شما که آرزومند و مشتاق ظهور خورشید مهدویت در آخرالزمان هستید و الان حدود هزار و دویست سال است که ملت اسلام و شیعه در انتظار ظهور مهدى موعود ( عجل الله تعالى فرجه الشریف و جعلنا الله فداه ) است ، چه خصوصیتى براى آن بزرگوار ذکر مى‏کنید ؟ « الذى یملا الله به الارض قسطا و عدلا» (10) نمى‏گویید که « یملا الله به الارض دینا» . این ، نکته‏ى خیلى مهمى است . چرا به این نکته توجه نمى‏کنیم ؟ اگر چه قسط و عدل متعلق به دین است ، اما هزار سال است که امت اسلامى براى قسط و عدل دعا مى‏کند. این نظام اسلامى به وجود آمده است ؛ اولین کارش اجراى قسط و عدل است. (11)

عدالت‏خواهى ، عامل شادمانى از ولادت منجى

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) می فرمایند:
همه‏ى انسان‏هاى طول تاریخ ، نسبت به این پدیده‏ى عظیم و شگفت‏آور، احساس نیاز معنوى و قلبى کرده‏اند؛ چون تاریخ ، از اول تا امروز و از امروز تا لحظه‏ى طلوع آن خورشید جهان تاب، با ظلم و بدى و پلیدى آمیخته بوده است. همه‏ى کسانى که از ظلمى رنج برده‏اند - چه آن‏هایى که به خودشان ظلم شده است و رنج برده‏اند و چه آن‏هایى که به ستم‏کشى دیگران نگاه کرده‏اند و رنج برده‏اند - با یاد ولادت این منجى عظیم تاریخ و بشر ، در دلشان امیدى به وجود مى‏آید. (12)

تأمین عدالت، هدف بزرگ قیام اولیاء

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) می فرمایند:
هدف بزرگ پیامبران و هدف قیام ولى‏عصر ( عجل الله تعالى فرجه الشریف ) تأمین عدالت اجتماعى است. (13)

پی نوشت ها:

1- بیانات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در خجسته سالروز ولادت امام زمان (عج) 22/12/68
2- سید ابن طاووس ، الاقبال ، ص 297
3- شیخ صدوق ، کمال‏الدین ، ج 1، ص 287
4- بیانات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‏ى شعبان در مصلاى تهران، 30/7/81
5- حدید (57) 25
6- بیانات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى حجت الاسلام « سید محمد خاتمى» 12/5/76
7- پیام مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى(ره ) ، 10/3/69
8- بیانات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‏ى شعبان در مصلاى تهران، 30/7/81
9- بیانات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در خطبه‏هاى نماز جمعه‏ى تهران، 12/11/75
10- کفایة الاثر ، ص 89
11- بیانات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در دیدار با جمعى از فرماندهان و پرسنل نیروى انتظامى ، 25/4/76
12- بیانات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در جمع اقشار مختلف مردم در روز میلاد پربرکت حضرت ولى‏عصر(عج) ، 17/10/74
13- بیانات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ، در آستانه‏ى یازدهمین سالگرد پیروزى انقلاب اسلامى ایران، 9/11/68





کلمات کلیدی :رهبری و کلمات کلیدی :عدالت




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳

نویسنده:غلامرضا پرهیزکار

نیابت سیاسی:

شیعیان که در زمان رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله ‌در اقلیت واقع شدند، در حیات دینی سیاسی خود تحت فشارهای متفاوت و گسترده‌ای قرار گرفتند و از همین‌ رو از جمله اموری‌ که از سوی امامان معصوم علیه السلام برای صیانت از شیعه رواج یافت، مسأله تقیه بود و این، از وضع بغرنجی حکایت می‌‌کند که شیعیان با آن دست به گریبان بوده‌اند.
با وجود فاصله‌ای که شیعه از عمل سیاسی گرفت، به لحاظ نظری، امامان علیه السلام در آنچه با اصحاب خود و به ویژه با اصحاب خاص خود در میان می‌‌گذاشتند، چارچوب‌ها و قواعد مربوط به نظام سیاسی اسلام را بیان می‌‌کردند. در دوره‌ای که عالمان دینی به جمع‌آوری و تدوین روایات روی آوردند، روایاتی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم با مسائل سیاسی اسلام مرتبط می‌‌شد، ‌در کتب روایی و فقهی دسته ‌بندی گردید. علاوه بر آن، تغییر منزلت عالمان دینی در این دوره، از راویان (که اقتضای عصر ظهور و آغاز عصر غیبت بود) به مجتهدان (که اقتضای عصر غیبت و مسائل مستحدثه این دوره بود)، باعث پویایی فقه و رشد مرجعیت و توجه به مسائل سیاسی دین شد؛ چنان‌که با تشکیل دولت‌های شیعی در قرن‌های چهار، پنج و شش هجری، برخی مشکلات برطرف گردید و برای شیعه فضای مناسب‌تری برای فعالیت‌های سیاسی ـ چه به لحاظ نظری و چه عملی ـ فراهم آمد.
در قرن چهارم، تشیع گسترش یافت و یکی از علل عمده آن، تشکیل دولت‌های شیعی بود. در مصر فاطمیان، در سوریه حمدانیان، در یمن زیدی‌ها و در عراق و ایران آل بویه حکومت کردند و قرمطیان نیز بر برخی مناطق دست یافتند (ذبیح زاده، 1383: ج1، ص129).
در این میان، دولت آل بویه که بر بخش‌هایی از عراق و ایران حکومت می‌‌کرد، بیشترین نقش را در ترویج شیعه، رفع تقیه و رسمی ‌شدن شیعه داشت. آل‌بویه، ‌با علما رابطه خوبی داشت و مظاهر شیعی را ترویج کرد (حسینیان، 1380: ص121- 133).
این عوامل، زمینه را برای تحول در مفهوم نیابت عام و طرح نیابت سیاسی فراهم ‌ساخت. ‌بر اساس توقیع حضرت به سفیر دوم «علمای امامیه زعامت جامعه امامیه را در حل و فصل امور مذهبی برعهده گرفتند. هرچند این زعامت دینی، هرگز آن‌ها را در مقام حاملان خلافت امام معصوم نمی‌‌نهاد؛ اما پس از گذار فقه امامیه از مکتب اهل حدیث به مکتب متکلمان و تأسیس سازمان اجتهاد در فقه، باعث ایجاد این گرایش در فقها شد که به تبیین نحوه مشارکت امامیه در امور عامه و توضیح چگونگی عملکرد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی امامیه بپردازند» (کریمی زنجانی اصل، 1380: ص99-100).
در توقیع حضرت، دو واژه اساسی وجود دارد؛ یکی راویان و دیگری حوادث واقعه. در اثر تغییرات و اقتضاءات جدید، «راویان» به «مجتهدان» تحول و ـ به بیانی ـ تکامل یافتند. اما «حوادث واقعه» که برداشت اولیه از آن، پاسخ‌گویی به پرسش‌های دینی بود، از همان آغاز ظرفیت تفسیری سترگ‌تر را داشت؛ زیرا منظور از حوادث، رخدادها و اتفاق‌های خارجی است. این رخدادها، ضمن این‌که برای مواجهه با آن، باید دانست که چه باید کرد، باید در قبالش کاری و عملی نیز انجام داد. این عمل، اگر حالت جمعی و سازمان یافته به خود بگیرد، عمدتاً در قالب حکومت معنا می‌‌یابد. در این صورت، مراجعه به راویان یا مجتهدان در حوادث واقعه، معنا و مفهومی‌ سیاسی دارد که نتیجه‌اش توسعه نیابت سیاسی است.
پیشینه توجه به نیابت سیاسی را در غیبت صغرا و در آثار کلینی می‌‌توان پی‌جست. کلینی (م 328 یا 329ق) کتاب کافی را در شهر بغداد نگاشت که زیر نفوذ عباسیان ضد شیعه قرارداشت؛ با این وجود، بخشی‌ از کتاب را به اوصاف والیان الهی و طاغوتی اختصاص داد. این کار، زمانی صورت گرفت که جهان اسلام شاهد شورش‌هایی برضد عباسیان از سوی کسانی چون قرامطه بود (ذبیح‌زاده، همان: 98).
پس از کلینی در آثار دیگر محدثان و فقیهان شاهد طرح مباحث حکومتی در ابواب مختلف کتاب‌های روایی و فقهی هستیم. با مراجعه به این آثار، [2] می‌‌توان حدس زد هر قدر به سده‌های اخیر نزدیک می‌‌شویم، اولاً مباحث بیشتری از مباحث حکومتی مورد توجه قرار گرفته است و ثانیاً مجموعه بیشتری از وظایف را که در آغاز به امام عجل الله تعالی فرجه الشریف نسبت می‌‌دادند به نایب امام یعنی فقیهان جامع الشرایط نسبت داده‌اند؛ برای مثال حجم مباحث حکومتی که شیخ طوسی (385-460 ‌ق) در النهایه فی مجرد الفقه و الفتوی یا در المبسوط فی الفقه الامامیه مطرح می‌‌کند، کمتر از آن چیزی است که محقق کرکی (868-940‌ق) در جامع المقاصد یا صاحب جواهر (م 1266‌ق) در جواهر الکلام بیان می‌کند و سرانجام همه این‌ها، کمتر از چیزی است که امام خمینی (1280- 1368ه‌ش) در باب حوزه اختیارات ولی فقیه مطرح می‌نماید.
علما و فقهای شیعه به مرور زمان این حقوق ویژه (اجرای حدود، امامت نماز جمعه، جمع‌آوری وجوه شرعی، صدور حکم جهاد) را به خود اختصاص دادند؛ جریانی که قرن‌ها ادامه یافته است، کلینی در زمان آل بویه، شیعیان را ترغیب می‌‌کرد که هنگام بروز اختلاف، از قضاوت حاکم غیر دینی تبعیت نکنند. شیخ مفید، حق اعمال و اجرای حدود قرآنی را حق مسلم علما فرض می‌‌کرد یا شیخ طوسی … (هاینس هالم، 1384: ص113).
البته در این نظریات و تحولات آن، افت و خیز‌هایی قابل مشاهده است؛ مثلاً شیخ مفید در قرن چهارم مسأله برپایی نمازهای فطر و قربان را به وسیله فقیهان مطرح می‌‌کند و آن را تفویض شده از ناحیه ائمه علیه السلام می‌‌داند (مفید، همان: ص811 به نقل: قاسمی، همان: ج1، ص100)؛ اما در قرن‌های بعد، ممکن است این نظر را نپذیرفته باشند.
این مسأله، گاه ریشه در مبانی استنباط فقهی و اصولی عالمان دارد و گاه نیز ریشه در واقعیت‌های سیاسی‌ ـ اجتماعی دوره‌هایی که آن عالمان دینی آن را تجربه می‌کرده‌اند. نمی‌‌توان تأثیر رخدادهای سیاسی و اقتضاءات زمانه را در مطرح شدن یا مغفول ماندن، برجسته شدن یا کم ‌رنگ شدن برخی مسائل فقهی انکار کرد؛ از این رو و در این بحث، نباید از توجه به دوره‌های تاریخی که حاکمان فشار کمتری بر شیعیان آوردند یا تمایل به همکاری با عالمان شیعی یافتند یا نقشی که برخی عالمان در حکومت‌ها داشتند، غافل شد.
از دوره‌های مهم برای شیعیان، دوران آل بویه است. در این دوره، شاهد رشد علمی‌ و نظام یافتگی منابع روایی و فقهی شیعه هستیم. البته برخی عالمان، سطحی از مشارکت در عمل سیاسی نیز داشتند. پس از آن، دوره مغول‌ها حائز اهمیت است. مغول‌ها حاکمانی غیر مسلمان بودند و از این‌رو به شیعیان حساسیت منفی نداشتند؛ غیر از آن‌که چهار نفر از سلاطین مغول مسلمان شدند و در این میان، سلطان محمود سنی، گرایش شیعی داشت و سلطان محمد خدابنده، شیعه شد و برخی مظاهر شیعی را رواج داد. در عصر او، تعداد زیادی از مردم شیعه شدند. در این دوره کسانی همچون خواجه نصیر الدین طوسی و علامه حلی به دربار راه یافتند (حسینیان، همان: ص149-151).
نقش علامه حلی که ‌با مسائل حکومتی بی‌ارتباط نبود، در برخی تحولات بعدی در خصوص اجتهاد فقیهان غیر قابل انکار است. او با طرح مباحثی چون امکان راهیابی خطا در فهم مجتهد و شرط زنده بودن مجتهد، زمینه‌ساز تأسیس فقهی پویا و ورود مجتهدان به عرصه سیاست شد. مبنای نظری آنچه را امروز در ایران می‌‌گذرد (ایفای نقش سیاسی مجتهدان) علامه حلی فراهم ساخت (هاینس هالم، همان: ص130-135).
روی کارآمدن صفویه (970-1148‌ق) در ایران و رسمی ‌ساختن مذهب تشیع و دعوت از عالمان شیعی برای مهاجرت به ایران، باعث رشد فقه سیاسی در ایران شد؛ زیرا ابتدایی‌‌ترین نیازهای یک حکومت دینی را فقه و اجتهاد می‌‌تواند برطرف کند، نه عرفان و تفسیر و کلام و امثال آن. فقه با هنجارها و قواعد زندگی سر و کار دارد و حکومت نیز به این دسته از امور، نیاز مبرم دارد. البته نه فقه همه دین است و نه همه نیازهای دینی یک حکومت، نیازهای فقهی است؛ لکن فقه، تأمین کننده قوانین لازم برای اداره زندگی و حکومت ‌داری است.
در آن زمان، صوفی‌گری در ایران رواج داشت؛ اما دانش شیعی و اسلام فقاهتی که از عراق به ایران آمد، چندان با تصوف میانه‌ای نداشت و باعث شد تصوف بازاری به مرور نفوذ خود را از دست بدهد؛ لیکن برخی از آموزه‌های عارفانه آن که با روایات اهل بیت علیه السلام هماهنگ بود، توانست میان عالمان نسل غمیانی صفوی جای خود را باز کند. نتیجه آن شد که عالمانی عارف مسلک به وجود آیند که به اندیشه‌های اشراقی عشق می‌‌ورزیدند و در عین حال، در امر شریعت سخت گیر و احیاناً خود منصب شیخ الاسلامی داشتند (جعفریان، 1370: ص243-244).
محقق دیگری می نویسد:
فقیهان، زبان فارسی را که در انحصار صوفیان و مکاتب عرفانی بود تسخیر کردند و با نوشتن فقه به زبان فارسی، تفسیر شریعت ‌مدارانه‌ای از تشیع را الگوی جا افتاده دین ‌داری اجتماعی نمودند. فارسی نویسی فقیهان، باعث همه فهم شدن فقه شد. از سویی مجادلات فقهی مطرح شده بر سر وجوب اقامه نماز جمعه و جواز یا عدم جواز بقای بر تقلید میت، از جمله بحث‌هایی به شمار می‌‌رود که آثار سیاسی و اجتماعی آن، تا به امروز بر جای مانده است. در دوران صفویه، مفهوم تازه‌ای از مجتهد زاده شد. مجتهد متولی اخلاق و هنجارهای اجتماعی شد و مشروع‌ترین مقام را برای تدبیر شؤون دنیوی و اخروی یافت. برخی شاهان صفوی، تاج خود را از فقیه دوران و مجتهد اعلم عصر دریافت می‌‌کردند (رولاجوردی، 1384: ج1: ص29-33).
در این دوران، نایبان عام امام که پیش‌تر در محافل علمی‌خود به تحقیق و تدریس و بین مردم به تبلیغ و ترویج دین می‌‌پرداختند، موقعیت سیاسی وافری یافتند و مباحث فقهی نیز در مواجهه با مسائل اجتماعی و سیاسی طراوت تازه‌ای یافت و فقه سیاسی عمیق‌تر و گسترده‌تر از پیش مطرح شد. در این زمینه آثار محقق کرکی قابل تأمل است؛ چنانکه فقیهان زیادی پس از کرکی متأثر از او بودند (مدرسی طباطبایی، 1362: ج2، ص72).
مسأله مهمی ‌که در کلام و فقه امامی ریشه داشت و در این دوران امکان ظهور سیاسی و اجتماعی یافت، مسأله نیابت عام فقیهان در عصر غیبت است. هرچند مفهوم آن و تعبیرهای مشابه آن از همان آغاز غیبت کبرا مطرح بود، تعبیر نیابت عام را اول بار شهید اول و سپس محقق کرکی در دوره صفوی به کار برد. این تعبیر را بیش از همه صاحب جواهر استفاده کرده است (قاسمی و همکاران، 1384: ج1، ص19). در عصر صفوی، علما با این عنوان از سوی پادشاهان مورد خطاب واقع می‌شدند؛ مثلاً شاه طهماسب در فرمانی به کارگزاران خود مبنی بر اطاعت از محقق کرکی و پذیرش عزل و نصب‌های محقق، در ابتدای نامه او را نایب الامام عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌نامد و در ادامه می‌آورد:
… مقرر فرمودیم که سادات عظام و اکابر و اشراف فخام و امرا و وزرا و سایر ارکان دولت عالی صفات، مومی الیه( محقق کرکی) را مقتدا و پیشوای خود دانسته، در جمیع امور اطاعت و انقیاد به تقدیم رسانده، آنچه امر نماید مأمور و آنچه نهی نماید منهی بوده … (ذبیح‌زاده، همان: ج2، ص69).
شاه طهماسب حتی به محقق می‌گفت: «تو به حاکمیت سزاوار‌تری؛ چون نایب ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هستی، و من از عمال تو هستم و دستورهای تو را به اجرا در می‌آورم…» (ذبیح‌زاده، همان: ص65).
عملیاتی شدن ایده نیابت و طرح آن در عرصه سیاست، با توجه به پیوندی که عالمان با مردم و حکومت داشتند، به گسترش و مردمی ‌شدن بیشتر آن می‌انجامید و فقیهان نیز تجربه دیگری از کار سیاسی را پشت سر می‌‌گذاشتند. علاوه بر آن، رشد فقه و اجتهاد، نگارش فارسی رساله‌های عملیه، گسترش اجتماعیِ مرجعیت دینی و نهادینه شدن آن ـ آن هم در چارچوب فقه و اجتهاد و نه کلام یا حدیث یا چیزی دیگر ـ زمینه‌ساز تحولات بعدی در ایران شد. برخی، نقش این تحولات را در ارزیابی ریشه‌های انقلاب دینی ایران مهم می‌دانند.
به هر تقدیر توسعه نیابت به نیابت سیاسی و گسترش نیابت سیاسی ـ چه به لحاظ افزایش حوزه اختیارات و تعمیق مباحث بین فقیهان، و چه به لحاظ گرایش‌ها و تلقی‌های مردمی دربارة آن ـ جریان امامت و مهدویت را در ایران وارد مراحل جدیدتری کرد.
در مراحل بعدی و با ورود استعمار به ایران و مبارزه علما با آن، نقش سیاسی نایبان امام غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف برجسته‌تر شد؛ در بعد نظامی، فتواهای جهاد در عراق و ایران و در بعد فرهنگی- سیاسی جریان تحریم توتون و تنباکو، نمونه‌های بارزی از آن است (مکارم شیرازی، 1385: ص129-132). نکته قابل توجه در نامه دو سطری میرزای شیرازی آن است که مسأله تحریم توتون و تنباکو را در حکم محاربه با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌‌داند: «بسم الله الرحمن الرحیم. الیوم استعمال تنباکو و توتون بأی نحو کان در حکم محاربه با امام زمان است عجل الله فرجه» (کرمانی، 1362: ص19). میرزای شیرازی با این کار، باور مهدوی مردم را برمی‌انگیزاند، نه این‌که صرفاً خواستار یک رفتار فقهی باشد. شور آفرینی مردمی ‌و تأثیر فوری این دست ‌نوشته، حتی در حرم‌‌سرای ناصرالدین شاه، مشهور است.
پس از آن، برجسته‌ترین نمونه قابل بررسی، مشروطیت است. در این دوره، عالمان دینی و مراجع تقلید وقت، با نگاه‌های خاصی که به حکومت در عصر غیبت داشتند، وارد میدان شدند و افقی جدید فرا روی حکومت دینی گشودند. آنان در نقش نایبان عام امام غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف به فعالیت‌های جدیدی پرداخته و وارد میدان مبارزه با حکومت‌های نامشروع و عصر غیبت شدند. این مبارزه، در انقلاب اسلامی عمق و گستردگی بیشتری یافت؛ به طوری که امام خمینی رحمه الله ضمن مبارزه ریشه‌ای با اساس حکومت طاغوت، تأسیس حکومت دینی متناسب با شرایط عصر غیبت و در چارچوب امامت و نیابت عام از امام غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف را مطرح کرد. در شرایط جدید، ولایت فقیه که شکل تکامل یافته‌تری از نیابت عام در مقایسه با مرجعیت تقلید بود، زمینه مطرح شدن یافت. این بحث را پس از نیابت معنوی، پی‌ خواهیم گرفت.

پی نوشت :

[2].‌ برای دریافت مجموعه نظراتی که فقها در خصوص مسائل حکومتی و نیابت سیاسی بیان کرده‌اند و مشاهده تحولات تدریجی آن طی قرون گذشته تا قرن سیزده هجری کتاب گرانسنگ فقیهان امامی ‌و عرصه‌های ولایت فقیه اثر محمدعلی قاسمی و همکاران پیشنهاد می‌‌شود.

نیابت عام امام غایب از مرجعیت تقلید تا ولایت فقیه (1)

منبع:
http://www.entizar.ir
ادامه دارد..............................








نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱

 نویسنده:غلامرضا پرهیزکار

چکیده:

با آغاز غیبت کبرا علاوه بر نیابت علمی، زمینه برای نیابت مالی و سیاسی نایبان عام از امام غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف به وجود آمد؛ با طولانی شدن غیبت و تعطیل ماندن حکم دینی خمس، نایبان علمی امام غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف ابتدا در جایگاه فرد امین و سپس به عنوان فرد فقیه و نایب امام، مسؤولیت اموال مربوط به امام عجل الله تعالی فرجه الشریف را برعهده گرفتند. از سوی دیگر با گذشت زمان زمینه برای طرح جدی‌تر نیابت سیاسی در شکلی منسجم‌تر و در قالب ولایت فقیه فراهم شد. در پی پیروزی انقلاب اسلامی و تحقق عملی ولایت فقیه به عنوان شکل تکامل یافته مرجعیت تقلید و نیابت عام، مرحله تثبیت و جامعه پذیری مردم نسبت به آن در حال وقوع است.

کلید واژه‌ها :

عصر غیبت، نیابت امام غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف، نیابت علمی، نیابت سیاسی فقیه.

مقدمه:

شیعیان پس از عصر نبوی، حدود 250 سال جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله را میان خود می‌دیدند و از ایشان از جهات معنوی، علمی، سرپرستی دینی، قضایی و برخی هدایت‌های سیاسی بهره می‌بردند. اما با ورود به عصر غیبت، شیعیان که دیگر از نعمت حضور امام معصوم علیه السلام در میان خود محروم شده بودند، خلأ شدیدی احساس می‌کردند؛ از این رو برای جبران این خلأ باید چاره‌ای اندیشیده می‌شد. امام زمان علیه السلام و دیگر معصومان علیه السلام در روایاتی، نقش‌های بر زمین مانده را از وظایف عالمان دینی برشمردند و مردم نیز برای رفع نیازهای دینی خود که در اثر تحولات زمانه تغییر می‌کرد یا پیچیده می‌شد، به سراغ عالمان دینی رفتند.
نتیجه تعامل میان چهار عنصر مردم، عالمان، تحولات زمانه و متون دینی مرتبط با موضوع، ایجاد سازمان مرجعیت و تکامل تدریجی آن در بستر تاریخ، و تحول آن به نظام ولایت فقیه بود که پس از انقلاب اسلامی در عرصه سیاسی ـ اجتماعی ایران حضوری فعال یافت.
این مقاله عهده دار بررسی سیر رشد تدریجی نیابت عام است که در برهه‌ای از زمان در قالب مرجعیت تقلید شکل گرفت و به تدریج تحول یافت و در قالب ولایت فقیه آشکار شد.

نیابت علمی‌ :

در زمان حضور امامان علیه السلام، مردم، معارف دینی خود را مستقیماً یا به واسطه شاگردان، از امام معصوم علیه السلام دریافت می‌‌کردند. در عصر غیبت صغرا نیز به واسطه نواب خاص، این امر تا حدی ممکن بود؛ اما با مرگ سمری، چهارمین نایب خاص امام عجل الله تعالی فرجه الشریف این امکان از میان رفت؛ نه دیگر خود امام علیه السلام در میان مردم بود و نه شاگردی یا نایبی داشت که حلقه ارتباط مردم با او باشند. شیعیان باید چه می‌‌کردند؟ در این بین راویان و محدثان به اعتبار پیشینه عملکردی خود در پاسخگویی به مراجعات علمی‌ مردم در عصر امامان علیه السلام که به توصیه و تأیید ایشان علیه السلام صورت می‌‌گرفت، عهده‌دار پاسخ‌گویی به نیاز‌های علمی‌ شیعیان شدند؛ در عین حال روایتی منقول از حضرت حجت علیه السلام با صراحت وظیفه عالمان دینی را در عصر غیبت روشن می‌‌ساخت. این روایت را سفیر دوم بیان کرده بود؛ یعنی پیش از آن‌که سفیر چهارم ـ طبق توقیعی که از امام نقل کرده است ـ پایان نیابت خاص را برای همیشه اعلان کند، چراغ راه در پیش رو روشن شده بود. روایت مذکور بابی جدید از نیابت را بر عالمان ‌‌گشود.
حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف شیعیان را امر می‌‌کند در رخداد‌ها و حوادث پیش آمده به راویان احادیث امامان علیه السلام مراجعه کنند و آن‌ها را حجت امام بر خود بدانند: «و اما در حوادث پیش آمده، به راویان احادیث ما مراجعه کنید.‌ آنان، حجت من بر شما و من حجت خدا بر آن‌ها هستم» (صدوق، 1405: ص484).
یعنی سخن آن‌ها، ‌حجت، دلیل و برهان من بر شما و در واقع سخن آن‌ها سخن من است. سخنشان را همچون سخن من تلقی کنید و آن را بپذیرید. طبق این دستورالعمل امتثال اوامر راویان، همچون اوامر امام علیه السلام لازم می‌‌شود که همان معنای نیابت است؛ ولی این نیابت، دیگر نیابت خاص نیست که حضرت مستقیماً کسی را واسطه خود با مردم معرفی کند؛ بلکه گروهی را که دارای ویژگی‌های مشخصی هستند (و در این روایت و برخی روایات دیگر به آن اشاره شده است) معرفی می‌‌کند.‌ حال، این ویژگی‌ها در هرکس یافت شود، نایب امام علیه السلام محسوب می‌‌شود؛ به همین سبب او را نایب عام می‌‌نامند. محقق کرکی (م940 ‌ق) در تعریف نایب عام می‌‌گوید:
مراد از حاکم امام معصوم یا نایب خاص او و در زمان غیبت، نایب عام امام می‌‌باشد و نایب عام کسی است که جامع تمام شرایط فتوا و حکم باشد. او را نایب عام می‌‌نامند؛ زیرا بر یک وجه کلی و با توجه به سخن معصومان علیه السلام که «بنگرید به فردی از خودتان که حدیث ما را نقل کند و …» منصوب شده است (کرکی، 1408: ج11، ص266 به نقل: قاسمی، 1384: ج1، ص49).
به هر تقدیر، عالمان دینی که طی حدود دو قرن و نیم حضور امام معصوم علیه السلام، نیازهای علمی‌ خود را از طریق امامان علیه السلام تأمین می‌‌کردند. با آغاز غیبت برای جمع‌آوری و تدوین روایات معصومان علیه السلام، تلاش فراوانی کردند، تا از این طریق بتوانند وظیفه نیابت خود و سرپرستی شیعیان را به انجام رسانند. در همین دوران، کتبی به نگارش در آمد که اینک از معتبرترین کتب روایی و فقهی شیعه محسوب می‌‌شود و از مهم‌ترین منابعی است که عالمان شیعی در عصر حاضر از آن‌ها بهره‌ می‌‌گیرند. این، نشان از غنای علمی‌ شیعه در آن دوران و به تکامل رسیدن وظیفه نیابت علمی‌ عالمان دینی در آن عصر دارد. رسیدن به این مرحله از تکامل، به لحاظ تاریخی می‌‌تواند زمینه‌ساز ورود به دیگر مراحل نیابت عام باشد.
در این بین، با توجه به اعتبار عالمان نزد مردم و احساس نیاز مردم به پناهی در عصر غیبت که بتواند بخشی از خلأ نبود امام معصوم علیه السلام را جبران کند، ‌می‌‌توان حدس زد که مردم نیز مرجعیت علمی‌ و نیابت عام این عالمان را پذیرفته‌ باشند. آنان، از این طریق می‌‌توانستند تجربه ولایت پذیریشان در حوزه مسائل علمی‌ را که در عصر حضور امامان معصوم علیه السلام وجود داشت، استمرار بخشند.
از ربع آخر قرن چهارم، امامیه سخنان فقها را همچون بیانات خود امام دوازدهم می‌‌پذیرفتند؛ ولی حوزه مسؤولیت آنان را به اندازه وظیفه حضرتش نمی‌‌دانستند؛‌ به عبارت دیگر، فقها در جایگاه سخنگویانِ دیدگاه‌های امام در رابطه با آیین و قوانین اسلامی‌ تلقی می‌‌شدند؛ لکن مسؤولیت مقام امامت را حائز نبودند (جاسم حسین، 1367: ص227).

نیابت مالی:

در بررسی روند توسعه نیابت عام فقها می‌‌توان به نیابت مالی اشاره کرد. البته این نوع نیابت به لحاظ تاریخی بلا فاصله در استمرار نیابت علمی‌ قرار نمی‌‌گیرد؛ اما یکی از مراحل تکاملی نیابت عام محسوب می‌‌شود.
برای روشن کردن مقصود، نیابت مالی را در خصوص خمس بررسی می‌‌کنیم. خمس، نوعی مالیات است که پرداخت آن، بر عموم مکلفان با شرایطی خاص واجب می‌‌شود. نیمی‌ از خمس سهم امام علیه السلام است که در اختیار امام علیه السلام قرار می‌‌گیرد و نیمی ‌دیگر سهم سادات است. وقتی سازمان وکالت به وجود آمد، از جمله وظایف آن، جمع‌آوری خمس و رساندن آن به دست امام معصوم علیه السلام بود. این روند، تا عصر غیبت صغرا ادامه یافت؛ اما «شواهدی وجود دارد که چون آخرین توقیع امام دوازدهم علیه السلام خاتمه ارتباط مستقیم با مرگ سفیر چهارم را اعلام کرد، وکلا فعالیت‌های زیر زمینی خود را متوقف کردند و به ‌ویژه از جمع‌آوری خمس امتناع ورزیدند» (همان: ص227).
وکلا، خمس را از طریق نواب خاص به امام غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌‌رساندند؛ ‌اما وقتی حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف قطع ارتباط خود را با نایبان خاص اعلام کرد، درباره تکلیف خمس نفیاً یا اثباتاً چیزی نگفت؛ ولی به دلیل این‌که سهم امام علیه السلام باید در اختیار شخص امام علیه السلام قرار می‌‌گرفت و او اینک حاضر نبود و امکان پرداخت به او فراهم نبود، استنباط عمومی‌، توقف دریافت آن بود. محدثان نیز با این‌ که عهده‌دار نیابت علمی‌شدند، جرأت دریافت خمس را نداشتند و نیابت مالی را از شؤون خود نمی‌‌‌پنداشتند؛ به ویژه که شاید تصور نمی‌‌شد دوران غیبت طولانی شود.
از همین رو برخی علما بر این نظر بودند که باید خمس را تا هنگام قیام و رساندن آن به دست حضرت نگهداری کرد (همان: ص228).
این دیدگاه نسبت به زکات که نوعی دیگر از مالیات اسلامی‌است، اصلاً وجود نداشت. شیخ مفید (333-413 ق‌) از علمای آغاز غیبت کبرا که از دریافت سهم امام اجتناب می‌‌کرد، بر وجوب پرداخت زکات به فقیه فتوا می‌داد (مفید، 1410: ص252 به نقل: قاسمی، همان: ج1، ص115). همین‌‌طور دیگر فقیهان برجسته آن زمان همچون؛ ابو صلاح حلبی (374‌ـ 447 ق‌) (حلبی، 1403: ص172‌به نقل: قاسمی، همان: ج1، ص115)، شیخ طوسی (385ـ 460‌ق) (طوسی، بی‌تا: ص192) و دیگران …، فتواهای مشابهی، همچون وجوب یا استحباب پرداخت زکات به فقیهان دارند‌؛ ‌اما معمول فقها ‌تا پیش از قرن هفتم دربارة سهم امام علیه السلام فتوایی مشابه با فتوایشان در زکات نداشتند. دلیل آن هم به نظر روشن می‌‌رسد؛ سهم امام، سهم امام است و هیچ کس حتی نایب امام حق دریافت آن را ندارد.
ولی این فکر ثابت نماند. ابو صلاح حلبی شاید نخستین کسی باشد که به صورت مطلق، وجوب تحویل خمس به فقیه امین را مطرح می‌کند (حلبی، همان: ص172 به نقل: قاسمی، همان: ص116 و145 و152)؛ اما به صورت مطلق می‌‌گوید: خمس را باید به فقیه امین تحویل داد، و به نیمی ‌از آن که سهم امام است، تصریح ندارد. شاید در فضای علمی آن زمانه وقتی کسی می‌‌گفت خمس را باید به فقیه امین داد، از سخن او فقط سهم سادات استنباط می‌‌شده است و نه مجموعه سهم سادات و سهم امام.
پس از او، قاضی ابن برّاج (م 481‌ق) از تحویل سهم امام به فقیه سخن می‌‌رانَد؛‌ اما مقصود او، تحویل آن به فقیه، به عنوان فردی امین است، نه انسانی فقیه تا یا خود یا با سپردن به دیگران در هنگام ظهور، آن را به امام معصوم برساند (ابن براج، 1406: ج1، ص180 به نقل: قاسمی، همان: ص152).
این نظر می‌‌تواند زمینه‌ساز توجه به نقش نایبان امام علیه السلام در عصر غیبت درباره اموال امام علیه السلام باشد. با طولانی شدن غیبت، مؤمنان دربارة خمس‌هایی که نزدشان جمع‌ شده بود، احساس بلاتکلیفی می‌‌کردند و دوست داشتند به نحوی خود را از قید این اموال امانتی رها سازند. از سویی عالمان دینی از تعطیل ماندن احکام دین در عصر غیبت نگران بودند. آنان با این استدلال که احکام دینی برای عمل نکردن و ترک گفتن نیامده است، مسؤولیت پذیرش سهم امام عجل الله تعالی فرجه الشریف را بر عهده گرفتند. آنان که نیابت علمی‌ امام را بر عهده‌ داشتند، ‌بیشترین شناخت را از امام و موارد مصرف سهم امام توسط خود امام علیه السلام داشتند؛ از همین رو به دریافت سهم امام رو آوردند؛ چیزی که مردم نیز برای رهایی از بلاتکلیفی به تحقق آن گرایش داشتند؛ بنابراین، شاهد مرحله‌ دیگری از توسعه‌ نیابت عام فقیهان؛ چه در نگاه نایبان عام و چه در نگاه شیعیان هستیم.
اجماع دربارة (عدم دریافت) خمس تا قرن هفتم ادامه داشت؛ ‌اما چون غیبت امام دوازدهم طولانی شد، شیعیان مؤمن در رابطه با سهم امام که گذشتگان به آنان سپرده بودند، نمی‌‌دانستند چه کنند؛ به ویژه محقق حلی می‌‌خواست این مسأله را حل کند. وی شروع به دریافت سهم امام کرد و آن را در فعالیت‌های مذهبی در جهت اهداف تشیع مصرف نمود. [1] این اقدام که فقهای بعدی آن را ادامه دادند، فاصله‌ای با حوزه اختیارات فقهای پیشین را نشان می‌‌دهد (جاسم حسین، همان: ص228).

پی نوشت :

[1]. فتوای محقق حلی در کتاب المعتبر و در کتاب شرایع الاسلام، دریافت آن از سوی فقیه و صرف آن در سهم سادات است. عبارت دکتر جاسم حسین، چیزی دیگر را تداعی می‌‌کند که دست کم با آنچه در دو کتاب مذکور از محقق حلی آمده است، هم‌خوانی ندارد.

منبع:
http://www.entizar.ir
ادامه دارد..............