زلال نرگس

وبلاگی تخصصی در مورد انتظار وامامزمان(عج)




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٤

با توجه به حدیث معروف که: »هر کس امام زمان خود را نشناسد، چنانچه بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است«، این شناخت چه ویژگى هایى دارد و چگونه حاصل مى‏شود تا مشمول این حدیث نباشیم؟
 
 
 از آن جا که رهبر معصوم وجود دارد و رهبرى مصون از خطا و لغزش منحصر به امام است از این رو پیروى کردن از مدعیان رهبریت در برابر رهبریت معصوم، برخلاف عقل و منطق است زیرا با وجود رهبر معصوم، پیروى از رهبران غیرمعصوم، به هیچ وجه قابل توجیه نیست. تلاش براى شناختن و یافتن امام معصوم واجب و لازم است چنان که رسول اکرم )ص( فرمودند: »من مات و هو لایعرف امامه، مات میتةً جاهلیة«.
 
 ویژگى‏هاى این شناخت(1) اخت آن است که: اولًا، از منابع معتبر و موثق و مستند اخذ شود. ثانیاً، گستره‏اش شامل آموزه‏هاى اعتقادى، اخلاقى و عبادى گردد. ثالثاً، از آن‏جا که امام الگوى عملى براى انسان‏ها است، به ابعاد فکرى، عملى و روحى امام نیز ناظر باشد. اما این شناخت از سه راه- که مکمل یکدیگر مى‏باشند- حاصل مى‏شود:
 
 یکم. مطالعه تاریخ زندگانى آنان مطالعه سرگذشت و سیره آنان خصوصاً در باب فضایل، مناقب و خصوصیات آنان- از قبیل: شجاعت، مردانگى، ایثار، تواضع، صبر، فرزانگى و- انسان را متوجه مقام والاى آن بزرگواران مى‏کند و جذبه و کشش خاصى نسبت به آن فرزانگان در روح انسان، حاکم مى‏شود.
 
 دوم. مطالعه و تفکّر در سخنان ایشان اسلام تفکر را موجب بصیرت،(2) دعوت کننده به عمل نیک،(3) پدید آورنده نور(4)، نشانه حیات و زنده بودن قلب بصیر مى‏داند(5).
 
 مطالعه و تفکّر در آثار فکرى امامان، هر چند کار مشکلى به نظر مى‏رسد ولى بسیار سودمند است. این امر علاوه بر آن که باعث شناخت شخصیت آن بزرگواران و ایجاد محبت آنان در دل مى‏شود سرمایه بزرگى براى روح بشر به شمار مى ‏رود. همان طور که فراگیرى فصول یک کتاب، باید با تحقیق و دقت کامل و رجوع به استاد و قرین باشد مطالعه و اندیشه و تفکر در آثار ائمه )ع( نیز، باید با استفاده از استادان فن و مراجعه به کتاب‏هایى که در شرح سخنان آنان به رشته تحریر درآمده، همراه باشد.
 
 سوم. شناخت خدا: اگر ما خداوند و صفات و اسماى او را به طور حقیقى بشناسیم، مى‏توانیم انسان‏هاى کامل راستین )امامان( را نیز بشناسیم زیرا آنان آینه تمام‏نماى صفات جمال و جلال حضرت حق‏اند و در تسمیه به اسماى الهى، از تمامى موجودات عالم امکان برترند. بر این اساس، با شناخت خدا و صفات او، مى‏توانیم به اوصاف و ویژگى‏هاى امامان نیز واقف گردیم. شاید دعایى که سفارش شده در زمان غیبت بعد از نماز زیاد خوانده شود، ناظر به همین حقیقت باشد:
 
 »اللهم عرفنى نفسک فانک ان لم تعرفنى نفسک لم اعرف رسولک اللهم عرفنى رسولک فانک ان لم تعرفنى رسولک لم اعرف حجتک اللهم عرفنى حجتک فانک ان لم تعرفنى حجتک ضللت عن دینى« »خداوندا خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانى پیغمبر را نمى‏شناسم خدایا پیغمبرت را به من بشناسان که اگر به پیامبر معرفت پیدا نکنم، نمى‏توانم امامم را بشناسم خدایا حجت و امامت را به من بشناسان که اگر امام را نشناسم، در دین خود گمراهم«.
 
 پى‏نوشت‏
 
 (1) میزان‏الحکمه، ج 1، ص 171، ح 840.
 
 (2) الحیاة، ج 1، ص 8، ح 3.
 
 (3) همان، ح 9.
 
 (4) همان، ص 49، ح 18.
 
 (5) همان، ص 48، ح 5.





کلمات کلیدی :شناختن امام عصر




نویسنده : مريم کيانی بيدگلی ; ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٤

در مورد مسأله زن و فرزند آن حضرت که با توجه به منابعى که در اختیار ما هست- که یا اشکال سندى دارند یا از لحاظ محتوا داراى ابهام‏اند- نمى‏توان نظر قاطعى را ارائه کرد. دراین جا سه احتمال مطرح شده است:

1. اساساً حضرت مهدى (عج) ازدواج نکرده است.

2. ازدواج انجام گرفته، ولى اولاد ندارد.

3. ازدواج کرده و داراى فرزندانى نیز هست.

لازمه پذیرش احتمال اول، آن است که امام معصوم یکى از سنت‏هاى مهم اسلامى را ترک کرده باشد که این، با شأن امام سازگارى ندارد. اما مى‏توان گفت چون مسأله غیبت مهم‏تر از ازدواج است، مى‏توان براى مصلحت بالاتر، مسأله مهم را ترک کرد و اهم را انجام داد.

اما احتمال دوم، اشکالش آن است که عمر همسر حضرت نیز مانند عمر خود حضرت طولانى است که بر این امر دلیلى نداریم یا این که بگوییم مدتى با حضرت زندگى کرده و از دنیا رفته است. در این صورت حضرت به سنت حسنه ازدواج عمل کرده و پس از آن بدون زن و فرزند زندگى را ادامه داده است.

اما بر احتمال سوم دلیل محکمى نداریم. علاوه بر آن که اگر حضرت داراى اولاد مى‏بود، بالاخره آنها داراى اولاد واعقابى بودند و روزى به دنبال اصل خویش مى‏افتادند و همین کنجکاوى و جست و جو، موجب مى‏گردد که مکان و منزل حضرت مشخص گردد که این با راز و فلسفه غیبت سازگارى ندارد.

اما اگر شنیده‏اید که در پاره‏اى روایات یا برخى از دعاها، کلماتى وجود دارد که دلالت بر وجود اولاد براى آن حضرت مى‏کند، باید بگوییم در نقل خود آن واژه‏ها میان اندیشمندان اختلاف است مثلًا در قسمتى از دعایى که امام رضا (ع) امر فرموده در عصر غیبت براى حضرت ولى‏عصر (عج) خوانده شود، چنین آمده است: اللهم صل على ولاة عهده والائمة من ولده «خدایا درود و سلام فرست بر اولیاى عهد او و پیشوایان از اولادش» ولى در متن دیگرى آمده: اللهم صل على ولاة عهده والائمة من بعده. در این متن واژه «اولاد» ندارد بلکه پیشوایان پس از او روایت شده است.

به هر حال، این مسأله اختلافى است چه این که در پاره‏اى از دعاهاى دیگر واژه «من ولده» وارد شده است که اختلافى در آن مطرح نشده است.. مثل آخرین عبارت از صلواتى که از ناحیه مقدسه صادر شده است یا دعایى که به هنگام وداع سرداب مقدس وارد شده که عبارت «والائمة من ولده» دارد. احتمال دیگر این است که فرزندان پس از ظهور و ازدواج آن حضرت به دنیا بیایند و این واژه دلالت بر فرزندان زمان ظهور کند، نه زمان غیبت. بنابراین از این راه نمى‏توان زن و اولادى براى حضرت مهدى (عج) ثابت کرد.

اما درمورد چگونگى وفات آن حضرت نیز اختلاف هست. از برخى روایات استفاده مى‏شود که ایشان به مرگ طبیعى از دنیا خواهند رفت و بعضى از احادیث مى‏گویند که وفات آن حضرت، طبیعى نخواهد بود و به دست جنایتکارانى با مشخصاتى مذکور در روایات، به شهادت خواهند رسید.

البته اگر نظر برخى از علماى بزرگ (مانند شیخ صدوق) را بپذیریم که «هر یک از ائمه مسموم یا مقتول خواهند شد» باید بگوییم امام زمان (عج) نیز به شهادت خواهند رسید. اما اگر بر طبق نظر عده‏اى دیگر از علما (همچون شیخ مفید)، کلّیت این روایت را براى همه ائمه قائل نباشیم حداقل باید بگوییم که چگونگى وفات آن عزیز روشن نیست.

با توجه به این دو دیدگاه، به نظر مى‏رسد که طرح خصوصیات قاتل آن حضرت فایده چندانى ندارد. نکته آخر اینکه دانستن اینکه امام فرزند دارند یا نه، وظیفه ما نیست، بلکه وظیفه و تکلیف ما شناخت امام به مقام امامت است.

(1)

پىنوشت‏

(1) براى آگاهى بیشتر نگا: چشم به راه مهدى، جمعى از نویسندگان.