این کلام پیر و مراد این انقلاب امام خمینی(ره) که گفت: «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است» که شاید بارها آن را شنیده باشیم. اما تا بحال به معنای واقعی این سخن اندیشیده اید؟! محرم و صفر دو ماه متوالی است که در آنها به عزاداری برای آل الله می پردازیم و در عزای ایشان به سوگ می نشینیم.
و مبادا یادمان برود زمین تاب نمی آورد مصیبت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را و فراموش نکنیم و اشک ها و ندبه های شبانه روزی پاره تن پیامبر(صلی الله علیه و آله) را که جفای مردمان را با خون دل دید. مبادا یادمان برود که غربت تنها به بی بارگاهی مزار نیست، غربت به تنهایی و هجران از یاران و اصحاب نیکوست.
فراموش نکنیم هشتمین اختر با قدومش سرزمینمان را گلباران کرد و مبادا فراموش کنیم که شرط ایمنی از عذاب در دژ مستحکم لا اله الاّ الله جز پیروی از ولایت نیست. محرم و صفر بهترین فرصت بود تا مسلمانی مان را زیر و رو کنیم و به قول امروزی ها up to date شویم.
و اکنون سفر با صفر به پایان رسید…
صفر تمام شد، سفر ما نیز در تاریخ اسلام تا اینجا به پایان رسید. خدا کند مسافران، سالم به مقصد رسیده باشند و خدا کند محرم و صفر اسلاممان را زنده کرده باشد. و اکنون که ربیع، آمدن بهار را نوید می دهد، دلهایمان نیز بهاری شده باشد تا در بهار سبز ظهور مولایمان بتواند قامت راست کند و با افتخار بگوید «من شیعه مرتضی علی(علیه السلام)»ام.
شیعه و پیرو واقعی او که همه روزهای سال مزیّن به افتخارات و جانبازی های اوست و زمین و زمان به داشتن او فخر می فروشد و به آسمانیان به داشتنش مباهات می کند. امروز اول ربیع الاول و یادآور یکی دیگر از ایّامی است که خداوند به وجود امام علی(علیه السلام) افتخار کرد!
امام علی
او که جانش را می فروشد…
«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ …»؛ از مردم کسی هست که جان خویش را در راه رضایت خداوند می فروشد. (بقره/ ۲۰۷)
این آیه نورانی در شب اوّل ربیع الاول در شأن امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نازل شد. آن شب پیامبر(صلی الله علیه و آله) از شر کفّار از مکه به مدینه هجرت کردند و امام علی(علیه السلام) این قهرمان همیشه تاریخ با نثار جان خویش در بستر رسول الله(صلی الله علیه و آله) خوابیدند. آری، آن شب لیلة المبیت بود…
به زمین نگاه کنید…
غزالی در احیاء العلوم آورده است: در شبی که امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در جای پیامبر(صلی الله علیه و آله) خوابید به جبرئیل و میکائیل خطاب رسید که من بین شما دو نفر برادری قرار دادم و عمر یکی از شما را بیش از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما ایثار می کند که عمر طولانی از آن دیگری باشد؟ هر دو عمر طولانی را اختیار کردند. خطاب آمد: «به زمین نگاه کنید و ببینید که چگونه امام علی(علیه السلام) حیات خود را به برادرش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نثار نموده و به جای او خوابیده و جان خود را فدای جان او نموده است. به زمین بروید و او را از شر دشمنان حفظ کنید.» آنها آمدند و جبرئیل در بالای سر امیرالمؤمنین و میکائیل در سمت پاهای آن حضرت نشست و ندا کرد: بخ بخ من مثلک یابن ابیطالب، خداوند در جمع ملائکه به تو مباهات فرمود. اینجا بود که آیه شریفه «وَ مِن الناس مَن یشری نفسه ابتغاء مرضات الله…» نازل شد.
اگر آسمانیان و زمینیان به سرور و مولایمان علی(علیه السلام) افتخار می کنند و اگر خود را شیعه و پیرو آن حضرت می دانیم آیا حاضریم جان شیرین خود را در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم امام زمانمان(عج) کنیم؟! همو که در این دو ماه محرم و صفر شب و روز بر مصیبت های پدران و آباء طاهرینش(علیهم السلام) خون گریه کرد.
شما نیز جان می فروشید؟!…
اگر آسمانیان و زمینیان به سرور و مولایمان علی(علیه السلام) افتخار می کنند و اگر خود را شیعه و پیرو آن حضرت می دانیم آیا حاضریم جان شیرین خود را در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم امام زمانمان(عج) کنیم؟! همو که در این دو ماه محرم و صفر شب و روز بر مصیبت های پدران و آباء طاهرینش(علیهم السلام) خون گریه کرد.
فضیلت نهم ربیع الاول
نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر علیه السلام است، بلکه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید.
مرحوم صاحب جواهر ( شیخ محمد حسن نجفی ) در ” جواهر الکلام ” ج ۵ ص ۴۳- ۴۴ در مورد فضل نهم ربیع الاول می گوید : به خبر مسندی تا پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) دست یافتم در فضل این روز ( ۹ ربیع الاول ) و شرافت وبرکت این روز . و اینکه این روز ، چنان روز شادی اهل بیت ( علیهم السلام )است که ذهن متحیر می ماند . و متن آن طولانی است این روز ( علی الخصوص ) برای ما و ائمه ما ( علیهم السلام ) عید است .
پایان کلام…
حال که پیراهن مشکی ات را در می آوری، پیراهن سربازی مولا را بر تن کن و عزمت را راسخ که راه تو را می خواند…
تقویم وقایع مهم در ماه ربیع الاول
اول ربیع الاول :
-هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم – نخستین سال هجرت
-لیلة المبیت و نزول آیه (وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ، وَ اللّهُ رَئوُفٌ بِالْعِباد) در شأن امام على بن ابیطالب علیه السلام- سال اوّل هجرى قمرى.
-آغاز قیام توابین در کوفه به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی ۶۵ قمری.
- شهادت امام حسن عسکری علیه السلام به روایت شیخ طوسی و کفعمی ۲۶۰ قمری.
چهارم ربیع الاول:
-وفات محدث بزرگ شیخ یوسف بحرانی صاحب اثر گرانسنگ الحدائق الناضره ۱۱۸۶ قمری.
-خروج حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از غار ثور به سمت مدینه سال اول قمری.
پنجم ربیع الاول:
-وفات حضرت سکینه بنت الحسین علیه السلام – سال ۱۱۷ هجرى قمرى
-زیارت قبر مطهر پیامبر اعظم توسط حضرت فاطمه سلام الله علیها.
ششم ربیع الاول:
-ولادت جلال الدین محمد رومی بلخی مشهور به مولوی ۶۴۰ قمری.
هفتم ربیع الاول:
-شهادت مظلومانه حضرت محسن فرزند امیرالمومنین علی علیهما السلام ۱۱ قمری.
هشتم ربیع الاول:
-شهادت امام حسن عسکرى علیه السلام – سال ۲۶۰ هجرى قمرى.
-وفات عالم جلیل القدر شیخ حسین بن عبدالصمد عاملی پدر شیخ بهایی ۹۸۴ قمری.
نهم ربیع الاول:
-آغاز امامت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه ۲۶۰ قمری.
-هلاکت هشام بن عبدالملک – سال ۱۲۵هجرى قمرى.
-آغاز بنای مسجد گوهرشاد به فرمان گوهرشاد بیگم (همسر سلطان شاهرخ میرزا و جانشین امیر تیمور گورکانی) ۸۱۲ قمری.
دهم ربیع الاول:
-رحلت عبدالمطّلب، جدّ بزرگوار پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم – سال هشتم عام الفیل
-ازدواج حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با خدیجه کبرى سلام الله علیها- سال ۲۵ عام الفیل.
دوازدهم ربیع الاول:
-میلاد مسعود پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم به روایت اهل سنت
-آغاز هفته وحدت .
-ورود رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه سال اول هجری.
-قیام مختار در کوفه – سال ۶۶ هجرى قمرى
سیزدهم ربیع الاول:
-وفات آیت الله بهاءالدینی ۱۴۱۸ قمری.
چهاردهم ربیع الاول:
-هلاکت یزیدبن معاویه ۶۴ قمری.
-رحلت حاج آقا حسین طباطبایی قمی رهبر قیام علیه کشف حجاب رضاخانی در مشهد ۱۳۶۶ قمری.
هفدهم ربیع الاول:
-میلاد مسعود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم – اوّل عام الفیل
-زادروز فرخنده امام جعفر صادق علیه السلام – سال ۸۳ هجرى قمرى
هجدهم ربیع الاول:
-وفات میرزا تقیخان فراهانی مشهور به امیر کبیر ابرمرد تاریخ ایران – صادر کننده فرمان قتل سیدعلی محمد باب و موسس مدرسه دارُالفُنون ۱۲۶۸ قمری .
-وفات آیت الله سید محمد طباطبایی عاملی صاحب مدارک الاحکام ۱۰۰۹ قمری.
بیست و دوم ربیع الاول :
-غزوه بنى نضیر – سال چهارم هجرىقمرى
-بیرون راندن یهودیان از مدینه و بخشیدن فدک به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها توسط پیامبر اعظم
بیست و سوم ربیع الاول :
-تشریف فرمایی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به شهر قم ۲۱۰ قمری .
-وفات آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی ۱۴۱۰ قمری.
بیست و پنجم ربیع الاول :
-غزوه دومة الجندل – سال پنجم هجرى قمرى
-صلح امام حسن مجتبى علیه السلام- سال ۴۱ هجرى قمرى
-وفات عالم بزرگ سید مرتضی علم الهدی ۴۳۶ قمری.
بیست و ششم ربیع الاول :
-صلح امام حسن علیه السلام با معاویه ۴۱ قمری.
بیست و هفتم ربیع الاول :
-وفات آیت الله سید محسن حکیم ۱۳۹۰ قمری.
بیست و نهم ربیع الاول :
-حرکت امیرالمومنین علی علیه السلام برای جنگ جمل ۳۶ هجری.
فهرست منابع و مآخذ
۱- قرآن کریم
۲- تفسیر المیزان- علامه طباطبایی (ره)
۳- احیاء العلوم- غزالی- کتاب هفتم در بحث ایثار نفس.
۴- بحارالانوار- ج۱۹ و ج ۳۶.
۵- تقویم شیعه- عبدالحسین نیشابوری
منبع : جهان نیوز
بیان اتفاقات و حوادث عصر ظهور از زبان استاد ارجمند دکتر حسن رحیم پور ازغدی
دانلود: ویژگیهای عصر ظهور
دین مسیحیت ـ به ویژه از دیدگاه مسائل معرفتی و شناختی ـ ادامه دین یهود است. منبع اص لی دینی و فرهنگی آن، عهد عتیق است که همان کتاب مقدس یهودیان است.بنا براین هر چه درباره دین یهود گفته شود، تقریباً در باره دین مسیحیت نیز صدق میکند.
افزون بر آنچه در متون یهودی مورد اشاره قرار گرفت، در کتابهای ویژه مسیحیت نیز، بشارتهای بیشتر و روشن تری، در باره موعود آخرالزمان، نقل شده است؛ زیرا:
یکم. با ظهور حضرت مسیح(علیه السلام)، زمان در مقیاس کلی، به ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیکتر شده است.
دوم. تحریف کمتری در این آثار پدید آمده است؛ زیرا از دورة نزول آثار مقدس یهود، زمان بسیار بیشتری میگذرد، تا دوره نزول کتاب مقدس مسیحیت. این امر باعث شده، تا دست تحریف و پوشیده داری، در این آثار، به اندازه آثار یهود فرصت کار نیابد؛ اگر چه دانشمندان مسیحی نیز در این باره کوشش بسیار کردند و در تأیید یا ردِّ انجیلها، به این مسائل نیز توجه داشتند و انجیل بَرنابا را کمتر تأیید میکردند.[1]
در اینجا، به چند کتاب ـ که در آنها بشارت هایی در باره ظهور منجی آمده است ـ اشاراتی میشود:
1. انجیل متی
« و چون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد؛ با جمیع ملائکه مقدسه بر کرسی بزرگی خود قرار خواهد گرفت. همه قبایل نزد وی جمع خواهند شد و آنها را از همدیگر جدا خواهد کرد؛ چنان که شبانی میشها را از بزها جدا کند...».[2]
2. انجیل لوقا
«پس بایست که بسته باشد کمرهای شما و افروخته باشد چراغهای شما و خود باشید مانند آن کسانی که انتظار میکشند آقای خود را که کی از عروسی باز آید که چون آید و در زند، دفعتاً در را گشایند. خوشا به حال آن نوکران که چون آقا آید، بیدار یابد آنها را و من به شما میگویم که به درستی کمر خود را بسته آنها را نشانید و نزدشان آمده آنان را خدمت خواهد نمود».[3]
3. انجیل مَرقس
«و بر حقیقت آن روز و آن ساعت ـ سوای پدر ـ نه ملائکه آسمان و نه فرزند، هیچ کس مطلع نیست. احتیاط نمایید که با حذر باشید و دعا نمایید؛ زیرا از هنگام رسیدن آن زمان مطلع نیستید؛ چنانچه شخصی به سفر بعیدی رفته و خانه خود را گذاشته و ملازمان خود را قدرت داده و هر کس را به شغل خاص مقرر فرموده و دربان را به بیدار بودن امر فرموده است. پس بیدار باشید از آنجا که نمیدانید بزرگ خانه چه وقت خواهد آمد. در شام یا نصف شب یا وقت بانگ خروس یا صبح؛ مبادا که ناگاه آمده، شما را در خواب یابد و آنچه من به شما میگویم، به همه میگویم بیدار باشید».[4]
4. مکاشفات یوحنّا
« چنانچه پدر در ذات خود زندگانی دارد، به پسر نیز داده است که او در ذات خود زندگانی داشته باشد و قدرت به او داده است که هم حکم رانی بکند، به علت آنکه فرزند انسان است».[5]
[1] . محمد رضا حکیمی، خورشید مغرب، صص52 ـ 58. (با تصرف)
[2] . کتاب مقدس، انجیل متی، باب بیست و پنجم، ص60، بند های 31ـ33.
[3] . همان، انجیل لوقا، ص154، باب دوازدهم، بند های 35ـ37.
[4] . همان، انجیل مرقس، باب سیزدهم، بندهای 32 ـ 37.
[5] . همان، انجیل یوحنا، باب پنجم، بندهای 26ـ 28.
امید به آمدن «مصلح بزرگ آسمانی»، در آیندهای روشن و استقرار عدالت و صلح فراگیر و همگانی ، امری فطری است. این انگاره با وجود آدمی، آمیخته شده است. و محصور در زمان و مکان و ویژة قوم و ملتی خاص نیست.
همة افراد، طبق فطرت ذاتی خود، منتظرند جهان در پرتو ظهور رهبری الهی و آسمانی و با تأیید و عنایت پروردگار، از ظلم و ستم نجات یافته، از نا بسامانیها، نا امنیها و تیره روزیها خلاص شوند و سرانجام به کمال مطلوب و زندگی شرافتمندانه، نایل آیند.
در بیشتر ادیان و مذاهب جهان، از مصلحی سخن به میان آمده که در آخرالزَّمان ظهور کرده و به جنایتها و خیانتها خاتمه خواهد داد و شالودة حکومت واحد جهانی را بر اساس عدالت و آزادی واقعی، بنیان خواهد نهاد. تمامی پیامبران و سفیران الهی نیز در این زمینه به مردمِ با ایمان جهان، نویدهایی داده اند.
پیروان ادیان و مذاهب گوناگون، درباره نام آن بزرگوار با هم اختلاف نظر دارند. مسلمانان با ارائه کاملترین تصویر، او را با نام «مهدی موعود» میشناسند.
عقیده به ظهور « نجات دهنده» و امید به یک « آیندهای روشن» ـ که در آن، نگرانیها و هراسها مرتفع گردد و تاریکیها از پهنه گیتی برچیده و ریشه ظلم و جهل و تباهی برکنده شود ـ یک اعتقاد عمومی است که همواره بین بیشتر ملتها وجود داشته است.
یکی از نویسندگان از این باور با عنوان « فوتوریسم» یاد کرده، مینویسد:
«فوتوریسم[1]؛ یعنی، اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی غیبی و مصلح جهانی و بزرگ، از جمله مسائلی است که در اصول عقاید ما، جای مهمّی را اشغال کرده است. فوتوریسم عقیدهای است که در کیشهای آسمانی زوراستریانیسم (مذهب زردشت) و جودائیسم (مذهب یهود) و سه مذهب عمدة مسیحیت (کاتولیک، پروتستان و ارتودکس) و به طور کلّی در میان مدعیان نبوّت، به مثابه یک اصل مسلم قبول شده و همگی به اتفاق، بشارت ظهور همچو مصلحی را داده اند...».[2]
«فوتوریسم» یکی از مسائلی است که در بحثهای تئولوژیک تمام مذاهب آسمانی، از آن بحث شده است.
دار مستتر در یکی از کنفرانس هایی که به مناسبت ظهور «مهدی متمهدی» در سودان در فوریه سال 1885 میلادی برگزار گردید، میگوید:
«می دانید که محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) چگونه شریعت خود را بنیان نهاد؟ وقتی که او ظهور کرد، در عربستان علاوه بر شرک ملی باستانی، سه دیانت بیگانه موجود بود: آیین یهود، دیانت عیسوی، کیش زردشت ... نکته مشترکی که در این سه دیانت یافت میشد، عبارت از اعتقاد به یک وجود فوق الطبیعه بود که بایستی در آخرالزمان ظهور کند و نظم و عدالت رفته را به جهان باز آرد و مقدمه خلود و سعادت دائم انسان را فراهم سازد».[3]
بر اساس تحقیقات پژوهشگران مسائل اسلامی، این عقیده پیوسته در میان بیشتر ملتها و پیروان ادیان بزرگ وجود داشته وحتی اقوام مختلف جهان ـ چون اسلاوها، ژرمنها، اسنها و سلتها ـ نیز معتقدند که سرانجام باید پیشوایی در آخرالزمان ظهور کند و بیعدالتیها را از بین ببرد و حکومت واحد جهانی تشکیل داده، در بین مردم بر اساس عدالت و انصاف داوری کند.
[1] . Futurism.
[2] . سیّد هادی خسروشاهی، مصلح جهانی و مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از دیدگاه اهل سنّت، ص55.
[3] . همان، به نقل از: دار مستتر، مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در سیزده قرن، ترجمه محسن جهان سوز.
عقیده به منجی و موعود که در متن دین یهود آمده است در میان رهبران عصر حاضر این دین نیز وجود دارد.
سخن مهندس آوایی نمایندة انجمن کلیمیان ایران در این مورد درخور توجه است:
در اصول سیزده گانه ایمان یهود، بعد از توحید، نبوت حضرت موسی(علیه السلام)، کتاب تورات، رستاخیز و پاداش و مجازات نهایی عالم و... در بند دوازدهم جملهای مختص ماشیح آمده، به این مضمون که «من با ایمان کامل اعتقاد دارم به آمدن و ظهور ماشیح و هر چند که او تأخیر کند، با این حال، هر روز منتظر ظهور او خواهم بود.»
این جمله، جایگاه تفکر منجی در آیین یهود را نشان می دهد که جزء اصول ایمانی است؛ علاوه بر این، در نمازهای سه گانه یهودیان که هر روز در سه نوبت صبح، عصر و شب ادا می شود و دارای بیش از 18 بند هست، یکی از این دعاها نیز مختص درخواست تسریع ظهور ماشیح است و یک فرد یهودی، هم در اصول ایمان و هم در نمازهای خود، مرتباً با این قضیه اعتقادی درگیر است.
ایده ماشیح طبق عقیدة برخی مفسران تورات از همان زمان آفرینش جهان در آیات تورات آمده است. در تاریخ یهود، به طور مشخص، اولین کسی که صحبت از نجات یهود و موعود به میان می آورد حضرت یعقوب(علیه السلام) است که در اولین جلد از کتابهای تورات آمده است. حضرت یعقوب(علیه السلام) در روزهای پایان عمرش هنگامی که دوازده فرزندش (اصحاب بنی اسرائیل) دور او جمع شده بودند می-فرماید: «ترکه (تازیانه) تادیب الهی از نسل یهود و بنیاسرائیل در نخواهد شد تا زمانی که آن منجی ظهور کند و تمام ملت جهان از او پیروی کنند.»
بعد از یعقوب، طرح ایده ماشیح و منجی موعود، به صورت مقطعی در تاریخ یهود دیده میشده و به مرور تبدیل به ایده آخرالزمانی شد که البته این به معنای پایان جهان نیست، بلکه شروع مقطع جدیدی از حکومت جهانی و روش زندگی انسانهاست. زمانی که بنی اسرائیل در مصر بودند در پایان دوران حکومت صدراعظمی حضرت یوسف(علیه السلام) که بعد از آن بردگی بنی اسرائیل شروع می شود، باز هم حضرت یوسف(علیه السلام) طبق روایات یهود، جملات رمزی را به نسل های بعدی خود سپرده بود که سینه به سینه بین نسلهای بنی اسرائیل میگشت که کسی خواهد آمد و ما را از این فلاکت و بردگی نجات خواهد داد.
می گویند اولین ماشیح یا موعود یهود، حضرت موسی(علیه السلام) بود که آمد و این قوم را نجات داد؛ وقتی بنی اسرائیل به رهبری حضرت موسی(علیه السلام) از بند فرعون مصر آزاد شدند و به سرزمین مقدس بنیاسرائیل رفتند. در طول بیش از هزار سال اقامت آنها در آن سرزمین، ظلم و جور به حد نهایت میرسید. طبق هدایت های انبیای یهود، این قوم عقیده داشتند که منجی خواهد آمد و شمشیرها و نیزه-ها را به گاو آهن و ابزار کشاورزی تبدیل خواهد کرد و جنگ و ظلم را از بین خواهد برد.
بعد از ویرانی معبد دوم بیت المقدس و پراکندگی یهودیان در دو هزار سال پیش، این اعتقاد از حالت مقطعی خود به یک حالت آرمانی تبدیل شد؛ به این معنا که روزی آن منجی خواهد آمد و مناصب و عادات یهودی را بازگردانده و جهان را که از ظلم و جور پُر شده، به دوران مورد نظر انبیای یهود باز می-گرداند.
در مورد شخصیت ماشیح در تلمود و گفتار علمای یهود، زیاد بحث شده و عقیده کلی بر این است که ماشیح شخصی عادی و انسانی مانند سایر انسان ها است و در هر دوره ای به دنیا می آید؛ یعنی در هر دوره، فردی در جامعه وجود دارد که مستعد ایفای نقش ماشیح و منجی است. او بسیار عالم و از معارف زمان خود بهرهمند است و تمام خصوصیات مورد نظر را داراست و اگر آن دوران شایستگی داشته باشد و خداوند هم مایل باشد، او این نقش را به عهده می گیرد، وگرنه در زمان دیگری، فرد دیگری که شرایط در او جمع است آماده ایفای این نقش خواهد بود.
در طول تاریخ یهود، بسیاری از علما یا صالحان بودند که بعضاً رهبری جامعه را به عهده داشتند که و بعد از مرگ آنها، اکثریت مردم یا علما با تأسف می گفتند: اگر شرایط مهیا می شد این فرد حتماً ماشیح ما می بود. (البته کسانی هم بودند که از این اعتقاد سوء استفاده کردند و به عنوان منجی های دروغین در تاریخ یهود ظهور کردند.)
در مورد زمان ظهور نیز عقاید بسیاری وجود دارد؛ جمعی از یهودیان با تعیین زمان، وعدة ظهور دادند، اما عدم تحقق این وعدهها موجب سرخوردگی و بحران در جامعه شد و بعد از آن، علمای یهود تعیین زمان ظهور را منع کردند. اما آنچه از آیات انبیای یهود در کتاب مقدس برمیآید، آیه معروفی است که خداوند میفرماید: «زمان ظهور او را در زمان خودش تسریع خواهم کرد.» که جمله ای تناقض نماست که هم زمان دارد و هم خداوند آن را تسریع میکند. در تفسیر این آیه گفتهاند: «به هر حال خداوند زمان مشخصی را برای ظهور ماشیح در نظر دارد که قطعاً خواهد آمد، اما همچنان انسان ها دخیل هستند. در اینکه اگر شرایط را زودتر مهیا کنند، خداوند ظهور منجی را تسریع می کند.»
در مورد نشانه های دوران مسیحایی هم اقوال مختلف ذکر شده و گروهی از علما و متفکران یهود، چه در تلمود و چه بعد از آن، نشانه های بسیار آرمانی و دور از دسترس انسان را ذکر کرده اند؛ مثل این عبارت: در آن دوران دیگر گناهی نخواهد بود. بنابراین توبه هم معنا نخواهد داشت و انسان از تلاش مادی و کار روزمره هم فارغ می شود. چون جهان کاملاً معنوی خواهد بود؛ به عبارت دیگر، آنچه را انسان می-توانست از بهشت تصور کند، نشانه های دوران ظهور ذکر کرده اند. اما ابن میمون از بزرگترین فیلسوفان یهود، این مفهوم را دست یافتنیتر مطرح کرد و گفت: «فرقی در جهان قبل و بعد از ظهور نخواهد بود مگر آن که سلطه و قید حکومت ها از انسان ها برداشته می شود و انسان، آزاد و عادی زندگی خواهد کرد.»
حاصل این مطلب را اگر بخواهیم خلاصه بگوییم، جمله ای از ارمیای نبی هست که میگوید: در آن روز، خداوند یکتا خواهد بود و نامش نیز یکتا. یعنی علاوه بر یکتاپرستی مردم جهان، همة خداپرستان او را به یک شیوه پرستش خواهند کرد.
دکتر پیوئیان، یکی دیگر از شرکتکنند گان میزگرد همایش موعود ادیان، در سخنان خود اظهار میدارد: مسئلة موعود یا بازگشت مسیح، علاوه بر نقل قول هایی که در اناجیل اربعه و در کتاب 21 رسالة بعد از آن و نیز کتاب اعمال رسولان وجود دارد، به صورت مشروح و تفصیلی در کتاب «مکاشفههای یوحنای پیامبر» در 22 فصل آمده است. او نویسندة انجیل چهارم است و در قسمت رساله ها هم سه رساله دارد. یوحنا این رساله را در تبعید نوشته است. رومیان او را بازداشت کرده و به جزیره پتاموس یونان تبعید کردند. یوحنا در آن جزیره به عبادت پرداخت و کل ماجرای بازگشت مسیح را مکاشفه نمود، در 22 فصل نوشت. او می گوید فرشته خدا آمد و گفت بیا و ببین. و من دیدم. سپس داستان را نوشته است.
ظهور مسیح در هفت مرحله ذکر شده که در مرحلة اول، سه صدا به گوش می رسد: صدای فریاد، صدای رئیس فرشتگان آسمان و صدای بلند شیپور که هر سه در تمام عالم شنیده می شود. در این مرحله، مسیح در آسمان و ابرها پدیدار می شود؛ نخست، که وفات یافته اند، قیام خواهند کرد و جسمشان با روحشان متحد شده و به حضور مسیح خواهند رسید و ایمان داران زنده نیز انتخاب خواهند شد و نزد مسیح صعود خواهند کرد و نسبت به آنها داوری و مقدار پاداش هر کدام معین خواهد شد. سپس در بزم و سرور نکاح بره شرکت می کنند؛ منظور از بره، مسیح است! چون قبلاً برای آمرزش گناهان، بره قربانی می شد و از آنجا که مسیح هم برای نجات گناهکاران فدا شد، لذا از او به بره یاد شده است. این نکاح زمینی نیست، بلکه نکاح خداوند با کلیساست؛ یعنی با مجامع ایمانداران. به عبارت دیگر کلیسا به اصل خدایی پیوند می خورد.
مرحلة دوم، ظهور ضد مسیح یا مسیح دروغین است. او از شیطان قدرت می گیرد و تخت خود را از شیطان دریافت خواهد کرد. او در حکومت دچار کفرگویی وحشتناکی خواهد شد و خود را خدا اعلام خواهد کرد و معجزاتی دارد که مردم را غافل می کند. با مقدسات خواهد جنگید و بر کشورها مسلط می-شود. رمز و علامت و عدد او 666 است. ایمانداران را خواهد کشت و نبی کاذب در خدمت اوست و مردم را به پرستش تصویر خود وادار می کند. او مردی شریر و گناهکار است و شیطان از طریق او پرستش خواهد شد.
همدست دیگر او «روسپس اعظم» است که بر حیوانی قرمز سوار است که هفت سر و دو شاخ دارد که ظاهراً استعاره از روم است. احدی نمی تواند جنسی را خرید و فروش کند، مگر آن که علامت او، یعنی 666 بر کالا نصب شده باشد.
مرحلة سوم، دوره مشکلات و مصایب است که عبارت است از جنگ و شورش ملتی علیه ملت دیگر، زمین لرزه ها، کشتارها و خیانت ها و طاعون، نابودی گیاهان، مسموم شدن آب، آسیب دیدن آسمان، مرگ دریا، ملخهای وحشتناک، مرگ به وسیله دیوها، دملهای زشت، مرگ موجودات آبزی، گرمای غیرقابل تحمل و... .
مرحلة چهارم، بازگشت مسیح به زمین است که مسیح با تمام ایمانداران بر می گردد. ضد مسیح لشکری می انگیزد که مانع آمدن مسیح شود، اما خداوند از آسمان آتشی فرو میریزد که تمام لشکریان ضد مسیح نابود خواهند شد. در مرحلة بعد، مسیح هزار سال بر زمین حکومت می کند و در این هزار سال، رحمت، محبّت، عدالت، راستی، صلح و سلامتی در سراسر جهان گسترده خواهد شد.
در مرحلة ششم، پس از هزار سال سلطنت شیطان از بندها رها می شود و به سرعت بی ایمانان را جمعآوری و قصد جنگ می کند، ولی در این نبرد موفق نخواهد شد و به دریای آتش افکنده می شود.
در مرحلة هفتم دنیای جدیدی آفریده خواهد شد و از شیطان و گناهکاران اثری باقی نمی ماند. زیرا جهان شرارتها فرو ریخته و نوبت به آغازی دیگر رسیده است.
1. همایش موعود در ادیان، نقل از افق حوزه، ص8، سال سوم، شماره 23، آذر 1383ش.
عمیره بنت نفیل از حضرت امام حسن یا از حضرت امام حسین علیهماالسلام نقل کرده است که فرمودند
قالت سمعت الحسن (الحسین ) بن على سلام الله علیهما یقول لا یکون الامر الذى تنظرون (امر ظهور) حتى یبراء بعضکم من بعض و یتفل بعضکم فى وجوه بعض و یشهد بعضکم على بعض بالکفر و یلعن بعضکم بعضا فقلت له ما فى ذلک الزمان من خیر فقال الحسین علیه السّلام الخیر کله فى ذلک الزمان یقوم قائمنا و یدفع ذلک کله . (1)
امرى که (به آن ) چشم دوختید (ظهور مهدى ما(محقق نخواهد شد مگر بعد از به وجود آمدن نشانه هاى زیر:
1- بیزارى جستن مؤ من و مسلمان از برادر خویش .
2- آب دهان به صورت یکدیگر مى اندازند.
3- بعضى شهادت بر کفر بعضى دیگر مى دهند.
4- بعضى از مسلمانان دیگرى را لعن مى کنند.
مى گوید عرض کردم : پس خیرى در این زمان نخواهد بود؟ فرمودند: این طور نیست ، تمام خیرات و خوبیها در این زمان است ؛ چون قائم ما قیام مى کند و تمام صفات مذمومه ذکر شده را از بین مى برد فضل بن شاذان از عمار یاسر نقل مى کند که فرمودند:
دعوة اهل بیت نبیکم فى آخر الزمان فالزموا الارض و کفوا حتى تروا قادتها فاذا خالف الترک الروم و کثرت الحروب فى الارض ینادى مناد على سور دمشق ویل لازم من شر قد اقترب و یخرب حائط مسجدها (2)
دعوت اهل بیت پیامبر شما در آخرالزمان است . ملازم خانه هاى خود باشید و از جاى خود حرکت نکنید و صبر پیشه سازید تا اینکه رهبر قیام را ببیند. پس ، هرگاه ترکها با رومیها درگیر شوند و جنگ و خونریزى در زمین بالا گیرد منادى بر دروازه دمشق فریاد خواهد زد که واى از شرى که نزدیک شده است ، و نیز دیوار مسجد دمشق فرو ریزد.
شیخ الطائفه )طوسى ) در کتاب غیبتش از سیعد بن جبیر نقل فرموده است :
السنة التى یقوم فیها المهدى تمطر اربعا و عشرین مطرة یرى آثرها و برکتها (3)
در آن سالى که حضرت مهدى ارواحنا له الفداء قیام مى کنند بیست و چهار ساعت باران مى بارد و آثار و برکات آن بارانها دیده مى شود.
محمد بن بشر از جناب محمد حنیفه نقل مى کند که فرمودند:
قلت له قد طال هذا الامر حتى متى ؟ (قال ) فحرک راءسه ثم قال انى یکون ذلک ولم یعض الزمان یکون ذلک ولم یجفوا الاخوان انى یکون ذلک ولم یظلم السلطان انى یکون ذلک ولم یقم الزندیق من قزوین فیهتک ستورها و یکفر صدورها و یغیر سورها و یذهب بهجتها من فرمنه ادرکه و من حاربه قتله و من اعتزله افتقر و من تابعه کفر حتى یقوم باکیان باک یبکى على دینه و باک یبکى على دنیاه . (4)
به آن حضرت عرض کردم که قیام و دولت شما طول کشیده است . این امر کسى خواهد شد؟ پس ، سر مبارک را تکان داده ، فرمودند: هنوز اوضاع جهان دگرگون نشده و برادر درباره برادر جفا نکرده است . کجاست آن قیام و حال آنکه سلطان درباره رعیت ظلم نکرده است . کجاست آن حکومت و حال آنکه زندیقى از قزوین حرکت نکرده است که پرده هاى عصمت را بدرد و قلبها را انباشته از کفر کند، دیوارهاى آن را تغییر دهد و طراوت و بهجت آن را از بین ببرد؟ کسى که از او فرار کند او را مى گیرد و هر کسى با او بجنگد او را مى کشد و کسى که خانه نشینى اختیار کند فقر او را فرا مى گیرد و آن کسى که از او متابعت نماید کافر مى شود. سرانجام کار به جایى مى رسد که با یک چشم بر دنیاى خود گریه کند و با چشم دیگر بر آخرت (کنایه است از کسى که بر دین و دیگرى که بر دنیاى خود خواهد گریست و ممکن است اشاره به قیام رضان و جنایات او باشد(
محمد بن مسلم خبر مى دهد که :
ینادى مناد من السماء باسم القائم فیسمع ما بین المشرق الى المغرب فلایبقى راقد الا قام و لا قائم الا قعد و لا قاعد الا قام على رجلیه من ذلک الصوت و هو صوت جبرئیل علیه السّلام الروح الامین . (5)
منادى ، حضرت قائم آل محمد (ارواحنا له الفداء) را به اسم صدا مى زند و معرفى مى کند و همه مردم روى زمین از مشرق تا مغرب و آنچه بین ایندوست این صدا را مى شنوند. آنهایى که خواب هستند بیدار مى شوند و مى ایستند و آن دسته اى که ایستاده اند مى نشینند؛ افرادى که نشسته اند از هیبت این صدا بر مى خیزند و مى ایستند و این صداى جبرئیل روح الامین علیه السّلام است .
وبلاگ مهدی طاووس اهل جنت - www.tavoosejannat.blogfa.com
سید بن طاوس اعلى الله مقامه در کتاب خود به یکى از نشانه هاى ظهور حضرت بقیة الله روحى له الفداء تحت عنوان ستاره دنباله دار اما پرفروغ چنین اشاره فرموده اند:
یطلع نجم من المشرق قبل خروج المهدى له ذنب یضى ء لاهل الارض کاءضاءة القمر لیلة البدر (6)
قبل از خروج حضرت مهدى علیه السّلام ستاره دنباله دار طالع مى شود که تمام ساکنان کره زمین از نور استفاده مى کنند، مانند ماه شب چهارده که جهان را غرق در نور مى سازد. این ستاره قبل از ظهور چنین است . (7)
سید بن طاوس اعلى الله مقامه از ابن شهر آشوب در ارتباط با ایوان کسرى روایتى نقل مى کند که مشروح آن به خاطر اهمیت فوق العاده اش در اختیار خوانندگان عزیز قرار مى گیرد. امید است براى همه ما در تحکیم عقائدمان مؤ ثر باشد. البته به گفته سید بن طاوس ابن شهر آشوب این مطلب را در باب امامت حضرت قائم روحى له الفداء نقل فرموده است (در جلد هشتم از مناقب) محمد بن على نوشجانى خبر داده است که :
اخبر یزجرد بیوم القادسیه و انجلائها عن خمسین الف قتیل من الفرس فخرج یزدجرها ربا فى اهل بیته فوقف بباب الایوان فقال السلام علیک ایها الایوان ها انا ذا منصرف عنک و راجع الیک انا او رجل من ولدى لم یدن زمانه ولا آن اوانه قال سلیمان الدیلمى فساءلت الصادق علیه السّلام عن معنى قوله او رجل من ولدى قال ذلک قائمکم السادس من ولدى وقد ولده یزجرد ابن شهریار من قبل ام على بن الحسین علیه السّلام شهر بانو بنت یزجرد فهو ولده من الحسین علیه السّلام و فى هذا الحدیث آیات منها ان الصادق علیه السّلام اخبر ان القائم هو السادس من ولده کما جرت الحال علیه فلا بد ان یکون علم ذلک من جانب الله و عن آبائه الطاهرین والا کیف کان یعلم انه یکون له عقب متصل الى السادس من ولده و منها تصدق النقل لما تجدد للسادس من ولده علیه السّلام من اعتقاد انه القائم ولم یعتقد ذلک فى احد من آبائه قبله و منها بقاء الایوان الى الان وقد هدم جمیع دور کسرى و آثارها و منها معرفة کسرى بطریق النجوم او غیرها تحدید ذلک و تصدیق اهل بیت النبوة فى اعتقادهم ولله الحجة البالغة . (8)
یزدجرد پادشاه ایران در شکست با مسلمانان و کشته شدن پنجاه هزار سرباز ایرانى که منجر به گریختن یزدجرد و خانواده اش شد، مى گوید: پس یزدجرد در حالى که خودش و اهل بیتش فرار مى کردند آمد در ایوان پادشاهى مدائن ایستاد و گفت : سلام بر تو اى ایوان پادشاهى من ! اکنون من ناگزیرم که از تو جدا بشوم و بروم ، اما طولى نمى کشد که به سوى تو باز مى گردم : یا خود من یا یکى از فرزندان من . سلیمان دیلمى مى گوید از امام صادق علیه السّلام پرسیدم : معنى کلام یزدجرد (یا خود من یا یکى از فرزندان من ) چیست ؟ حضرت فرمودند: این مردى از فرزندان من است و او قائم شماست که ششمین فرزند من است که از طرف مادر فرزند یزدجرد است ؛ (چون ) حضرت على بن الحسین علیهماالسلام نوه یزدجرد بوده و شهربانو دختر یزدجرد همسر حضرت امام حسین علیه السّلام است (بنابراین ، حضرت بقیة الله روحى له الفداء از طرف مادر نوه یزدجرد مى شود). مرحوم سید بن طاوس مى فرماید: در این روایت آیاتى از قدرت خداوند است :
1- اینکه حضرت امام صادق علیه السّلام خبر داده که حضرت قائم فرزند ششم آن حضرت است لابد از طرف خداوند یا آباء گرامى اش به او گفته شده که حضرت قائم فرزند ششم شماست ، والا از کجا مى دانسته که از اعقاب او مردى به وجود مى آید که نامش قائم است ؟
2- از آیات قدرت خداوند اینکه تمام کاخها و قصرها و خانه هاى کسرى ویران شده است فقط ایوان مانده است تا الان ، آن هم ایوانى با آن ارتفاع که میان زمین و آسمان مانده است .
3- خبر داشتن کسرى از طریق علم نجوم یا غیره از اینکه در آینده فرزندى از او به وجود مى آید و برمى گردد به سمت ایوان مدائن (اتفاقا مرکز سلطنت حضرت مهدى روحى له الفداء در عراق - مسجد سهله - خواهد بود(
4- دیگر اینکه ممکن است عالم غیب ناخودآگاه بر زبان یزدجرد جارى کرده باشد که در آینده چنین خواهد شد. به هر حال ، حجتهاى خداوند باید بر بندگانش به صورتهاى مختلف تمام بشود تا راه بهانه اى براى کسى نماند.
پی نوشتها:
1- غیبت نعمانى ، ص 206.
2- غیبت طوسى ، ص 268.
3- همان ماءخذ، ص 269.
4- همان ماءخذ، ص 269.
5- همان ماءخذ، ص 274.
6- الملاحم و الفتن ، ص 46.
7- در سال تالیف این کتاب ستاره مذکور در کره زمین دیده شد، حتى با چشمهاى غیر مسطح .
8- الملاحم و الفتن ، ص 200
منبع: کتاب نشانه هاى ظهور
عقیده به منجى بزرگ، یک عقیده عمومى ومشترک است واختصاص به یک قوم وملت و دین ندارد. ادیان و مذاهب گوناگون که در جهان حکومت می کنند، عمومأ ظهور او را خبر داد ه اند، اگر چه در اسم او اختلاف دارند.
انتظار فرج و اعتقاد به موعود یک اشتیاق و میل باطنى است، اسلام و ادیان دیگر نیز با وعده ظهور منجى بزرگ این خواسته و شوق درونى را بى پاسخ نگذاشته و این خواسته نیز مانند دیگر خواسته ها در شرایط گوناگون، کم و زیاد و شدت و ضعف پیدا می کند. آشفتگى اوضاع و نا امنى حاصل از آن وفشار وتبعیض و ستم در جامعه، عقیده به ظهور منجى بزرگ را تشدید مى نماید.
آن چنان این شوق دیرینه وانتظار در لحظات فشار واختناق، تبدیل به التهاب سوزان و نیاز شدید مى شود، و خرمن اشتیاق توده ها را براى ظهور واپسین منجى ومهدى موعود شعله ور مى سازدکه افراد فرصت طلب، از پریشانى توده ها سوء استفاده کرده و به دروغ ادعاى مهدویت مى نمایند. لذا در هر زمانى که فشارها ومحرومیت هاى اجتماعى، سیاسى واقتصادى وغیر آن بالا مى رود، جاذبه ووسوسه رهبرى نیز افراد بسیارى را به خود مشغول مى دارد وچه بسا افرادى که جان خویش را بر سرِ این سودا مى نهند.
البته این شرایط ممکن است باعث بالا رفتن تب منجى پرستى در جامعه بشود وافرادى هم از این فرصت سوء استفاده کرده، ادعاى مهدویت بنمایند، ولى این موضوع هرگز به اصالت این عقیده لطمه نمى زند. پس اصالت مسأله مهدى وجهانى بودن آن روشن مى شود ومعلوم می گردد که این عقیده اختصاص به مسلمانان ندارد، بلکه پیروان همه ادیان در انتظار چنین مصلح جهانى به سر مى برند.
این اعتقاد و اشتیاق در میان یهود و نصارى، آن چنان اصیل و ریشه دار است که در طول تاریخ این دو ملت، مدعیان شگفتى را پدید آورده است و افراد بسیارى خود را به دروغ، مسیح موعود معرفى کرد ه اند، چنان که قاموس کتاب مقدس درباره شماره مدعیان دروغین مسیح موعودمی نویسد:
24 نفر مسیحیان دروغگو در میان بنى اسرائیل ظاهرگشته که مشهور ومعروف ترین آن ها برکوکبه است که در اوائل قرن ثانى مى زیست و آن دجال معروف ادعا مى نمودکه رأس و رئیس وپادشاه قوم یهود است . ودر قرن دوازدهم حدود ده نفر مسیحیان دروغگو ظاهرگردیده، جمعى را به خودگروانیده. این مطلب اسباب فتنه وجنگ شده، جمع کثیرى نیز در آن معرکه طعمه شمشیرگردیدند. (1)
علامه طباطبایى(ع) می نویسد: بشراز روزى که روى زمین سکنى گزیده، نوشته درآرزوى یک زندگی اجتماعى مقرون به سعادت مى باشد و به امید رسیدن چنین روزى قدم برمى دارد واگراین خواسته تحقق خارجى نداشت، هرگز چنین آرزو وامیدى در نهاد وى نقش نمى بست چنان چه اگر غذایى نبود، گرسنگى نبود،اگرآبى نبود، تشنگى تحقق نمى یافت و...آزاین روى، به حکم ضرورت،آَینده جهان روزى را در بر خواهد داشت که آَن روز جامعه بشرى پراز عدل وداد شده وبا صلح وصفا زندگى خواهند کرد وافرادانسانى غرق فضیلت وکمال مى شوند. والبته استقرار چنین وضعى به دست خودانسان خواهد بود ورهبر چنین جامع اى، منجى جهان بشرى و به لسان روایات مهدى خواهد بود.(2)
بنابراین،اعتقاد به مهدى تنها یک باوراسلامى نیست ورنگ خاص دینى ندارد، بلکه عنوانی است براى خواسته ها وارزوهاى همه انسان ها با کیش ها و مذاهب گوناگون.
1- قاموس کتاب مقدس چاپ بیروت ص 808.
2- شیعه دراسلام علامه طباطبایی ص 220
نظام سلطه جهانى وجبهه استکبار براى استمرار بخشیدن به نفوذ وتسلط وحفظ منافع نامشروع خود، با دقت فراوان، امکانات ونقاط قوت جهان اسلام را زیر نظر دارد تا آن ها را به دقت شناسایى کرده و نابود سازد .
یکى از این نقاط قوت، اندیشه رهایى بخشِ "مهدى باورى " است که درخط مشى مبارزاتى امت مسلمان از جایگاه استراتژیکى برخوردار است. از این رو استکبار جهانى، سناریوهاى متعددى را جهت تضعیف ونابودى این اندیشه مقدس طراحى کرده و متناوباً به اجراگذارده است که به برخى از آن ها اشاره می کنیم:
1. دخالت مستقیم و حمایت از پروسه شخصیت پردازى و مهدى تراشى: حمایت خائنانه استعمارگران وجبهه استکبار از مدعیان مهدولت مانند مهدى الصومال در آفریقا، سید على محمد باب، حسینعلى بهاء وسید محمد نوربخش در ایران، میرزا غلام احمد قادیانى در پاکستان، سید محمد جونپورى در هند ومحمد بن عبدالله القحطانى در حجاز، به خوبى روشنگر اهداف شوم وپلید آنان است
2. تخریب پایه هاى فکرى مهدى باورى از طریق ژست هاى علمی وبه ظاهر شرق شناسى: نظام سلطه زیر نقاب شرق شناسى، سربازان صلیبى خود مانند فان فلوتن، گلدزیهر یهودى ، ولهوسن پروکیلمن ودونالد سن را با نام مستشرق، راهى کشورهاى اسلامی کرد تا شاید از طریق شبهه سازى وتردید افکنى، اذهان افراد غیر متخصص وغیر آشنا با مبانى دقیق اسلامی را مشوب سازند که متأسفانه در این باب به توفیقاتى هم نایل شدند واسلام گرایانى چون )احمد امین ( و محمد رشید رضا را به این دام کشیدند.
3. پرورش و حمایت از خودباختگان سرسپرده داخلى: کوته فکرانى چون احمد کسروى، شریعت سنگلجی، سلمان رشدى و احمد الکاتب طعمه هاى خوبى بودند که استکبار جهانى آنان را به راحتى یا اعطاى مدال هاى نویسنده آزاد اندیشه، متفکر منصف وپژوهنده روشنفکر به دام خود بکشند وبه آنان گوشزد کنند که هر لقب وعنوان در برابر یک ضربه به اصول وباورها یا دهن کجى به مفاخر وارزش ها، نصیب شان خواهد شد
4. انتشار تبلیغات مسموم رسانه اى: مانند ساخت سریالى به نام نوسترا داموس که به مدت سه ماه متوالى از شبکه تلویریونى آمریکا پخش شد و هدف از آن به تصویرکشیدن چهره اى خشن وگرفتارِ جنون قدرت از مهدى موعود )نستجیر بالله ( وتحریک عواطف ملل غربى علیه اسلام و منجى موعود آن بود. تحریف اندیشه ناب مهدویت از طریق ارایه مقالات به ظاهر تحقیقى درکتب معتبر(1)
1. درانتظار ققنوس ص 309.
درکتاب تورات که ازکتب آسمانى به شمار مى ر ود و هم اکنون در دست اهل کتاب و مورد قبول آن ها است، بشارات زیادى از آمدن مهدى موعود و ظهور مصلحى جهانى در آخرالزمان آمده است.
در زبور حضرت داود(ع) که تحت عنوان مزامیر در لابلاى کتب عهد عتیق آمده، نویدهایى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) به بیان هاى گوناگون داده شده است و در 35 بخش از مزامیر 150 گانه، اشاره اى به ظهور مبارک آن حضرت ونویدى از پیروزى صالحان بر شریران وتشکیل حکومت واحد جهانى وتبدیل ادیان ومذاهب مختلف به یک دین محکم و آیین جاوید، موجود است .(1)
و جالب این که مطالبى که قرآن کریم درباره ظهور حضرت مهدى (ع) اززبور نقل کرده است، عیناً در زبور فعلى موجود و از دستبرد تحریف وتفسیر مصون مانده است. قرآن کریم چنین مى فرماید:ولقد کتبنا فی الزبور من بعده الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون(2) ما علاوه بر ذکر تورات در زبور نوشتیم که درآینده بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد. مقصود از ذکر در آیه شریفه، تورات موسى (ع) است که زبور داود(ع) پیرو شریعت تورات بوده است . در زبور آمده است:
... زیراکه شریران منقطع مى شوند. اما متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد (3)
اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقى بماند، در او مردمان برکت خواهند یافت وتمامى قبایل او را خجسته خواهندگفت، بلکه اسم ذوالجلال او ابداً مبارک باد وتمامى زمین از جلالش پر شود، دعاى داوود پسر یسئ تمام شد. (4)
درکتاب اشعیاى نبى که یکى از ییامبران پیرو تورات است، بشارات فراوانى درباره ظهور حضرت آمده است: ونهالى ازتنه یسی (5) بیرون آمده، شاخه اى از ریشه هایش خواهد شگفت وروح خداوند بر او قرار خواهد گرفت... مسکینان رابه عدالت داورى خواهد کرد وبه جهت مظلومان زمین، به راستى حکم خواهد نمود. کمربند کمرش عدالت خواهد بود وکمربند میانش امانت.(6) منظور از نهالى که از تنه یسی خواهد رویید ممکن است یکى از چهار نفر: حضرات داود، سلیمان، عیسى و مهدى (ع)و باشند؟ ولى دقت و بررسى کامل آیات مذکور نشان مى دهدکه منظور از این نهال، هیچ یک از آن پیامبران نیستند، بلکه همه آن بشارت ها ویژه قائم آل محمد(ع) است،
زیرا حضرت داود وسلیمان فرزندان پسرى یسی ، وحضرت عیسى (ع) نواده دخترى وى، و مهدى (ع) نیز از جانب مادرش، جناب نرجس خاتون- که دختر یشوعا، پسر قیصر، پادشاه روم و از نسل حضرت داود، و مادرش از اولاد حواریون حضرت عیسى (ع) بوده، ونسب شریفش به (ع)شمعون صفا، وصی حضرت عیسى (ع) می رسد- نواده دخترى یسی مى باشد. (7) درکتاب یوئیل نبى که از پیامبران پیرو تورات است، چنین آمده است: آن گاه جمیع امت ها را جمع کرده، به وادى یهوشافاظ (8) فرود خواهم آورد و در آن جا با ایشان درباره قوم خود ومیراث خویش، اسرائیل را محاکمه خواهم نمود. زیرا که ایشان را در میان امت ها پراکنده ساخته وزمین مرا تقسیم نموده اند
وبر قوم من قرعه انداخته وپسرى در عوض فاحشه داده و دخترى به شراب فروخته اند تا بنوشند (9) درکتاب عاموس نبی (10) وهوشع نبى (11) نیز از نزول حضرت عیسى (ع) وداورى آن حضرت سخن به میان آمدهاست . درکتاب زکریاى نبى بشارت ظهور مهدى (ع) چنین آمده است: اینک روز خداوند مى آید وغنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد . وجمیع امت ها را به ضد اورشلیم براى جنگ فراهم خواهد کرد وشهر را خواهند گرفت وخانه ها را تاراج خواهند نمود . وخداوند بیرون آمده با آن قوم ها مقاتله خواهد کرد چنان که در روز جنگ مقاتله نمود... و آن یک روز معروف خداوند خواهد بود... ویهوه (خدا) بر تمامى زمین پادشاه خواهد بود.... (12)
لازم به یاد آورى است که درکتب عهدین تورات وانجیل کلمه خداوند بیشتر در مورد حضرت عیسى (ع) به کار مى رود. درکتاب حزقیال نبى نیز در مورد حضرت مهدى (ع) و سرنوشت اسرائیل و جهانى شدن آیین توحید خبرهایى آمده است:.. و اما تو اى پسر انسان خداوند یهوه چنین مى فرماید: که به هر جنس مرغان وبه همه حیوانات صحرا بگو: جمع شوید وبیایید ونزد قربانى من که آن را براى شما ذبح مى نمایم فراهم آیید .
قربانى عظیمى که بر کوه هاى اسرائیل، تاگوشت بخورید و خون بنوشید. و خداوند یهو ه مى گوید: که بر سفره من از اسبان وسواران وجباران وهمه مردان جنگى سیر خواهید شد. ومن جلال خود را در میان أمت ها قرار خواهم داد و جمیع امت ها داورى مراکه آن را اجرا خواهم داشت ودست مراکه بر ایشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود.....(13) باید توجه داشت که منظور از پسر انسان مانند کلمه مسیح ، حضرت عیسى (ع) نیست؟ بلکه مراد از آن، حضرت مهدى (ع) است،
زیرا در انجیل بیش از هشتاد بارکلمه پسر انسان آمده است که تنها در سى مورد آن حضرت مسیح (ع) اراده شده است. (14) درکتاب حَجئ نبى نیز بشارت ظهور آمده است: یهوه صبایوت چنین مى گوید: یک دفعه دیگر آسمان ها وزمین ودریا وخشکى را متزلزل خواهم ساخت وتمامى امت ها را متزلزل خواهم ساخت و فضیلت جمیع امت ها خواهد آمد . این خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت..(15) که در آن به تشکیل حکومت واحد جهانى اشاره شده است. درکتاب صفنیاى نبى همچنین آمده است:
... خداوند مى گوید: براى من منتظر باشید، تا روزى که به جهت غارت برخیزم، زیراکه قصد من این است که أمت ها را جمع نمایم و ممالک را فراهم آورم تا غضب خود وتمامى حدت خشم خویش را بر ایشان بریزم، زیراکه تمامى جهان به آتش غیرت من سوخته خواهد شد... (16) نیز درکتاب دانیال نبى آمده که: امیر عظیمى که براى پسران قوم تو ایستاده قائم است، خواهد برخاست. بسیارى از آنانى که در خاک زمین خوابیده اند بیدار خواهند شد... (17)
1- آخرین امید داود الهامى ص 193
2- سوره انبیاء آیه 105.
3- عهد عتیق کتاب مزامیر مزمور37.
4- همان مزمور 72.
5- یسی به معناى قوى، پدر حضرت داود و نوه راعوت است، و به طورى مشهور بود که داود را پسر یسی مى نامیدند در صورتى که خود داود شهرت و شخصیت عظیمی داشته و از پیامبران بزرگ بنى اسرائیل بوده است. قاموس کتاب مقدس.
6- تورات کتاب اشعیاى نبی باب 11.
7- ظهور حضرت مهدى از دیدگاه اسلام مذاهب وملل جهان هاشمى شهیدى ص312.
8- نام صحراى است در نزدیکى بیت المقدس که اکنون وادى قدرون نامیده مى شود لغت نامه دهخدا ص 177.
9- تورات کتاب یوئیل نبى، ص 327 1باب 3 بندهاى 2 و 3.
10- تورا ت کتاب عاموس نبى ص1333 باب 4 بندماى 2 1 و 3 1.
11- تورات، کتاب هوشع نبى ص 1314باب 5 بندهاى 14 و 15.
12- تورات کتاب زکریاى نبى ص 1382 باب 4 1 بندهاى 1- 10
13- تورات کتاب حزقیال نبى ص 265 1باب 39 بند 7 1- 23.
14- قاموس کتاب مقدس ماده پسر خواهرص 219
15- کتاب مقدس کتاب حجی نبى ص 1367باب 2بندهاى 6- 9.
16- کتاب مقدس کتاب صفنیاى نبی ص 1363باب 3 بندهاى 5- 9.
17- کتاب مقدس کتاب دانیال نبی ص 1309 باب 12 بندهاى 1- 12.

















